دوشنبه، مهر ۰۸، ۱۳۹۲

حضرت آیت الله جوادی آملی! شما چه دریبلی می زنی با این خون شهدا...!

ما نفهمیدم این خون شهدا، چه معجونی است، بعضی وقتها، رابطه با آمریکا، بی احترامی به آن است، بعضی وقتهای دیگر، رابطه با آمریکا به برکت  آبروی این خون است...! 

فکر کنم یک چند وقت دیگر، رابطه با اسراییل، آزادی دیسکو و  مشروب فروشی ها، یا حتی ایجاد سواحل لختی هم به مدد خود شهدا باشد...! 

جماعتی ملا، جنگ احمقانه ای را ادامه دادند، کشور ایران را به خرابه تبدیل کردند، یک میلیون کشته و زخمی و هزاران میلیارد خسارت به جای گذاشتند، چون می گفتند «راه قدس از کربلا می گذرد»!  

یادمان باشد بعد از اینکه ایران خرمشهر را بازپس گرفت، اعراب حاضر بودند یکصد میلیارد دلار خسارت به ایران بدهند، عراق هم حاضر به عقب نشینی بودمنبع،  آنوقت جوانانی که توسط همین آخوندها، شستشوی مغزی شده بودند، بر اساس فرموده امامشان، گفتند راه قدس از کربلا می گذرد و جنگ را ادامه دادند، حاصل این جنگ، کشته و معلول شدن بیش از یک میلیون انسان و همینطور نابودی اقتصاد ایران بوده استبخوانید: + 

بعد که از آن جوانان خوب سو استفاده کردند و آنها را برای مقاصد پول و احمقانه خود بر باد دادند، حال حتی از خون آنان نیز نمی گذرند و از این خون سو استفاده می کنند!! 

جالب اینجاست، متولی این خون، انها هستند، و آنها تعیین می کنند چه چیزی آبروی آن خون را به خطر می اندازد، یک روز می گویند رابطه با آمریکا توهین به آن خونها است، یک روز دیگر می گویند رابطه با آمریکا، به برکت این خون ها است...!! 

آدم های سفله ای که اخلاقیات را اینچین لگدمال می کنند، وقتی در مصدر کار قرار می گیرند، حاصل آن جامعه ای می شود که اخلاق، اقتصاد، فرهنگ و ... همه چیز، به یغما می رود...! 

نوشته مرتبط: تفاوت های حضرت آیت الله جوادی آملی و پروین فهیمی (مادر سهراب اعرابی) را شرح دهید! (دو نمره)


و چند نوشته اخیر این وبلاگ:








پنجشنبه، مهر ۰۴، ۱۳۹۲

قانون مصوب مجلس، بهره کشی جنسی از کودکان و یادآور رسم زنده به گور کردن دختران در میان اعراب است!

گوساله عزیز، نماینده مجلس گرامی! قوانین جامعه، برای حمایت از کودکان است، نه اینکه بهره کشی جنسی از کودکان را تشویق کند!

بنا به گزارش روزآنلاین، نمایندگان مجلس ایران، در اقدامی شگفت انگیز، قانوی را مصوب کرده اند که اگر کسی دختری را به فرزندخواندگی بپذیرد، زمانی که دختر بزرگ شد، می تواند با او ازدواج کند!

در تفکر اسلامی، در صورتی یک فرزند، حرمت دارد و نمی توان با او ازدواج کرد که آن فرزند، حتما از نژاد پدر باشد و خون مشترک داشته باشد. در حالی حرمت رابطه پدر و فرزندی، اصولا چندان ربطی به خون و نژاد ندارد. مثلا اگر در بیمارستان، جای اشتباه شود، و بچه یک نفر دیگر را به کسی بدهند و او با خبر نباشد، آیا رابطه او با آن نوزاد، تغییری نمی کند.

براستی، ریشه این قانون عجیب از کجا است؟!

همانطوری که می دانید، محمد بن عبدالله، پیامبر اسلام، فرزنده خوانده ای به نام زید داشته است، که زن زیبایی به نام زینب داشته است، و محمد که از آن زن خوشش می آید، فرزند خوانده خود را مجبور می کند که زن خود را طلاق دهد، تا محمد به عنوان زن پنجاهم(!)، با او هم ازدواج کند!

مساله اینجا بود که در میان همان اعراب بدوی آن روزگار عربستان نیز، فرزندخوانده، حکم فرزند را داشت، و همسر فرزندخوانده، در حکم عروس فرد محسوب می شود و اشخاص به عروس، نظر نمی داشتند!

محمد پیامبر، حتی حرمت این موضوع را از بین برد، و اینچنین شد که دیگر، فرزندخوانده در میان مسلمین، حرمتی برابر با حرمت فرزند را ندارد.

این یک واقعیت است که کودکان، بعد از مدتی به والدین خود وابسته می شوند و براحتی، تحت تاثیر آنها قرار می گیرند، حال اینکه یک پدر یا مادر، بتواند از موقعیت خود استفاده کند و با آن کودک، رابطه جنسی داشته باشد،  اسم آن ازدواج نخواهد بود و صرفا تبدیل به بهره کشی جنسی خواهد شد.

در کشوری که هیچ کسی از حقوق کودکان دفاع نمی کند، تصویب قانون های اینچنینی و قرون وسطایی، تنها زمینه ساز جنایت و آزار جنسی کودکان است.

اینجاست که مشخص می شود، چرا باید دین از حکومت جدا باشد، و چرا باید اسلام را نقد کرد، و آنرا بی آبرو کرد، تا مردم با واقعیت های آن آشنا شوند و اثر آن در جامعه کاهش یابد و جلوی ثبت چنینی قوانینی گرفته شود.



نوشته های پیشین این وبلاگ:










شنبه، شهریور ۳۰، ۱۳۹۲

چقدر فعالیت در فضای مجازی اهمیت دارد؟!/وقتی شخص خامنه ای درگیر مساله فیلتر کردن یک سایت می شود!

این اظهار نظر را ببینید:



تا جایی که به یاد دارم، این آقای نجمی، جزو ارتش سایبری رژیم بوده است، و به هر روی، از طرفداران این رژیم خونخوار است.  

اگر به رانکینگ آلکسا رجوع کنیم، می بینیم که اصولا این سایت تریبون، اصولا بازدید کننده ای کمتر از یک وبلاگ  دارد، حال سوال اینجاست، چرا خامنه ای باید درباره یک سایت و فیلتر کردن آن، وارد صحبت شود!؟

در اینجا می توان به وضوح، اثر فعالیت در فضای مجازی را دید.


آگاهی رسانی درباره نقض حقوق بشر، فساد حاکم بر رژیم، و نشر مفاهیمی چون دمکراسی و حقوق بشر، پاشنه آشیل رژیم ایران است. 








جمعه، شهریور ۲۹، ۱۳۹۲

نسرین هم آزاد شد و هم پیروز!/ آقای خامنه ای، کلمه قهرمانانه، برای دهن تو بزرگ است، این کلمه درخور نسرین ستوده ها است!

سوال اساسی: تصور کنید که برنامه اتمی در کار نبود، آیا جز این بود که تمام ذهن مردم، درگیر نسرین ستوده می شد؟!

یکی از خونریزترین دیکتاتورهای دنیا، رهبر رژیم ایران، چون هوا را پس دیده، گفته که باید در مقابل غرب، "نرمش قهرمانانه" انجام داد!

در این ده سال گذشته، رژیم برای دستیابی به بمب اتم، حداقل بیش از دو هزار میلیارد دلار به اقتصاد ایران، ضرر مستقیم وارد کرده است، این رقم، معادل ساختن یک خانه مدرن و شیک، برای هر ایرانی است.

براستی، چرا خامنه ای خواستار دستیابی به بمب اتم است؟

هر چند در میان دیگر روحانیون و مقامات مذهبی، خامنه ای و دیگر آخوندها، مدعی هستند که با تولید بمب اتم، می توانند اسلام را گسترش دهند و اسراییل را نابود کنند، اما سران این رژیم، بیش از دیگران می دانند که حتی با داشتن چند کلاهک هسته ای نیز، به جایی راه نمی برند.

خامنه ای می داند که اگر دعوایی به اسم پرونده اتمی نباشد، غرب تمامی تمرکز خود را بر روی نقض حقوق بشر در ایران خواهد گذاشت؛ و اگر چنین شود، حتما مردم ایران نیز، برای فشار وارد کردن به ایران، با غرب هم مسیر می شوند. اما در باره پرونده هسته ای، چنین نیست.

در حقیقت، تنها هدف آنها از ادامه این دعوا، منحرف کردن مردم ایران و دنیا، از موضوع نقض گسترده حقوق بشر در ایران است.

حال در میان، و در اثر فشار فعالان حقوق بشر در ایران و دنیا، و تمرکز اذهان عمومی بر روی نسرین ستوده و دیگر زندانیان، خامنه ای ناچار شده که نسرین ستوده ما را از زندان رها سازد. حال تصور کنید که اتمی در کار نبود، آیا جز این بود که تمام ذهن مردم، درگیر نسرین ستوده می شد؟!

نباید فراموش کرد که آزادی نسرین ستوده، آغاز کار است، باید هر کسی هر کاری از دستش بر می آید، برای اطلاع رسانی درباره دیگر زندانیان سیاسی انجام دهد، تا شاهد آزادی دیگر قهرمانان این مرز و بوم نیز باشیم.

نکته بامزه اینجاست که خامنه ای گفته است که باید در مقابل غرب، «نرمش قهرمانانه» انجام داد...!
باید به این ملای خونخوار، یادآور شد که کلمه قهرمان، برای دهان تو بزرگ است، این کلمه، شایسته نسرین ستوده ها است، شایسته کسانی است که برای ارزش های انسانی، جان خود را به خطر می اندازند.

ذکر این نکته ضرروی است که نسرین ستوده قهرمان، تنها آزاد نشد، بلکه او پیروز میدان هم بود. او  با مقاومت خود و پایفشاری خود بر روی اصول انسانی، چهار سال خامنه ای را تحقیر کرد، و در نهایت هم او پیروز شد!

پی نوشت: با شنیدن صدای نسرین ستوده در سی ان ان، بی اختیار گریستم. تصور می کنم هر کسی که در این چهار سال، نگران وضعیت جسمی نسرین بود، و اخبار او را پیگیری می کرد، با شنیدین این خبر، شادمان شده باشد. 

نوشته های پیشین: 










پنجشنبه، شهریور ۲۸، ۱۳۹۲

به یاد روزهایی که نسرین در بند بود...!

نوشته های پیشین: 









امام نقی: فرزندم، آن آموختن «سوارکاری»، برای مردم عادی است، تو به عنوان امام، باید «سواری گرفتن» از مردم را بیاموزی!

امام نقی، خطاب به عسگری کوچولو فرمودند:

فرزندم، توصیه جدم برای یاددادن شنا و سوارکاری به کودکان، برای مردم عادی است. تو اگر می خواهی به جایی برسی، باید بگیری که چگونه از مردم سواری بگیری...!! و به خدا قسم سواری گرفتن، گار ساده ای نیست، ولی بدان و آگاه باش،  به خدا قسم روزی می رسد که تعداد آخوندها در بلاد پارس، بیش از تعداد معلمین می شود، و تعداد امامزاده ها، بیش از تعداد کتابخانه ها!! در آن صورت  است که سواری گرفتن، کار ساده ای می شود..!!



نوشته های پیشین: 










یکشنبه، شهریور ۲۴، ۱۳۹۲

احمدی نژاد بی اعتبار و نامشروع دزدی می کرد، حال حسن روحانی (با مدرک دکتری دزدی) و به اعتبار رای شما با مشروعیت نسبی دزدی می کند!

روحانی به اعتبار رای تو رییس جمهور شده، و به نمایندگی از تو پای قرارداد ترکمان چای را امضا می کند...!

هموطنی که به روحانی رای داده ای و باعث شده ای که او نزد برخی از کشورهای خارجی مشروعیت نسبی به دست 
آورد، به یاد داشته باش که رای شما، یک نوع اعطای وکالت است.

شما مسول اعمال کارهای نماینده خود و وکیل خود هستی، چرا که او به اعتبار رای تو، مشروعیت نسبی کسب کرده و می تواند با کشورهای خارجی معامله کند.

احمدی نژاد یک دزد تمام عیار بود که با چین وارد معامله می شد و کشور را غارت می کرد، باور کنید درد آن خیلی کمتر از دزدی های حسن روحانی است. چون حتی همان چین هم قبول داشتند که احمدی نژاد مشروعیت چندانی ندارد، اما اکنون حسن روحانی، با مشروعیت حاصل از حضور هم میهنان ما، می تواند با کشورهای خارجی قرارداد امضا کند.

بنا به گزارش منابع خبری، دولت حسن روحانی، در صدد امضای یک قرارداد ترکمان چای گونه با دولت هند است، که براساس این قرارداد، مالکیت یکی از میدان گازی مهم ایران، در اختیار دولت هند قرار می گیرد.

روزنامه هندی «بیزنس استاندارد» به نقل از “منابع آگاه” هندی گزارش داد که جمهوری اسلامی در مقابل دریافت «تمام» پول نفت صادر شده به هند در وجه «روپیه»، از این کشور خواسته است که طی سه ماه آینده قرارداد «مشارکت در تولید» برای توسعه میدان «فرزاد-بی» را امضا نماید.در صورت انعقاد قرارداد «مشارکت در تولید» با شرکت هندی، این شرکت در «ذخایر» و «مالکیت» آن نیز با ایران سهیم خواهد شد. وزیر نفت هند طی نامه‌ای به‌ “مان موهان سینگ” نخست‌وزیر این کشور اعلام کرده که هند با پرداخت روپیه به جای دلار در ازای نفت خریداری شده از ایران در سال مالی ۲۰۱۳-۲۰۱۴، بیش از ۸.۵ میلیارد دلار صرفه‌جویی خواهد کرد.

چنین قراردادی، به معنای واگذاری مالکیت بخشی از خاک ایران به هند است.

نکته جالب توجه اینجاست که اینگونه قراردادها، چندین دهه است که با هیچ کشوری بسته نمی شود، چون در حقیقت، نقض استقلال کشور طرف مقابل است! چند دهه از ملی شدن صنعت نفت ایران به رهبری زنده یاد دکتر مصدق گذشته است، اما اکنون حسن روحانی، در یک قرارداد عجیب، استقلال ایران را به زیر سوال می برد.

مالکیت خاک و یا منابع زیر زمینی، متعلق به یک کشور است و نباید با یک شرکت یا کشور خارجی، به اشتراک گذاشته شود. 

در خاتمه، به یاد بیاورید که حسن روحانی، دزدی علمی کرده و تز دکتری او دزدی است! مشخص است که وقتی چنین دزدی را به سمت ریاست جمهوری برگزینند، در ابعاد ملی دزدی می کند...! 

نوشته های پیشین: 









پنجشنبه، شهریور ۲۱، ۱۳۹۲

عکسی نایاب، از قورباغه ای که زیر فوران گاز و آتش موشک ناسا قرار گرفته است...!

هنگام پرتاب موشک ناسا به فضا، و هنگامی که موتورهای موشک آغاز به کار می کنند، این قورباغه بیچاره، در زیر آن فوران عظیم آن گاز و آتش قرار می گیرد.

نوشته دیگر امروز این وبلاگ: 
 نوشته های پیشین: 






داستان سرداران جنگ و مصونیت مضاعف آقازاده های آنها!/ امام زاده های زنده ای که مشغول دلالی هستند...!

معمولا در این رژیم جنایتکار اسلامی، اگر شخصی جزو این نظام باشد و دزدی کند و به غارت کشور مشغول باشد، از مجازات و تعقیب قانونی معاف است، و کسی سراغ او نمی رود. مثال واضح آن، مهدی هاشمی است، این آدم کثیف، طبق اسناد داخلی شرکت استات اویل، ده ها میلیون دلار رشوه گرفته است، و هر چند این موضوع افشا شده، اما کسی با او کاری ندارد.

حال خنده دار اینجاست، که گروهی در داخل این رژیم هستند که از مصونیت مضاعف برخوردارند، یعنی حتی مصونیت آنها از مصونیت امثال مهدی هاشمی نیز بیشتر است!! چون ممکن است مثلا به دلیل دعوای سیاسی، کسی مانند احمدی نژاد بخواهد مهدی هاشمی را افشا کند، اما هیچ کسی سراغ این دسته از غارتگران نمی رود!

منظور من از این غارتگران، فرازندان جنایتکار سرداران سپاه است، سردارانی که در جنگ ایران و عراق کشته شده اند. این فرزندان، به شکل امام زاده های زنده ای درآمده اند که کسی  جرات انتقاد از آنها را ندارد.

همانطوری که قبلا نوشته بودم، بر این باورم که مردم ایران، هیچ به سرداران جنگ بدهکار نیستند، چه آنکه این جنایتکاران، باعث شدند که خمینی بتواند جنگ را بعد از باز پس گیری خرمشهر ادامه دهد و حاصل این جنگ، کشته و زحمی شدن یک ملیون انسان بوده است.

ادامه جنگ بعد از بازپس گیری خرمشهر، یک جنایت تمام عیار بود، و در این جنایت، افرادی چون باکری و همت نقش اساسی داشته اند، مثلا این آقای باکری سال ٦٣ در جنگ کشته شد، یعنی یک سال بعد از بازپسگیری خرمشهر. 

یادمان باشد بعد از اینکه ایران خرمشهر را بازپس گرفت، اعراب حاضر بودند یکصد میلیارد دلار خسارت به ایران بدهند، عراق هم حاضر به عقب نشینی بود(منبع) ، آنوقت افرادی مانند باکری، بر اساس فرموده امامشان، گفتند راه قدس از کربلا می گذرد و جنگ را ادامه دادند، حاصل این جنگ، کشته و معلول شدن بیش از یک میلیون انسان و همینطور نابودی اقتصاد ایران بوده است، من یکی که چیزی به این اشخاص بدهکار نیستم!

متاسفانه در میان برخی از ایرانیان، این تصور وجود دارد که این اشخاص، برای دفاع از ایران به میدان جنگ رفته اند و کشته شده اند، و گویا فراموش کرده اند که این افراد جنگجو، تنها برای آرمان امام خمینی (!) به جنگ رفته اند، در این میان عراقی ها (یعنی تعداد دیگری انسان) کشته اند، خودشان هم کشته شده اند؛ و قهرمان دانستن آنها، مضحک و مسخره است.  قاتلی را تصور کنید که در یک دعوا و چاقو کشی کشده شده است، حال درست است که از او، چون در میانه چاقو کشی کشته شده، بت بسازیم؟!


تا قبل از بازپس گیری خرمشهر، افرادی که در جبهه حضور داشتند، انسان هایی بودند که از کشور دفاع می کردند (حال عقیده آنها هر چه که بوده، به خودشان مربوط بوده است)؛ اما بعد از بازپس گیری خرمشهر، ادامه جنگ، به ضرر منافع ملی ایران بوده است. یه یاد بیاوریم که زمانی خمینی به جنگ پایان داد و جام زهر را نوشید که حضور  افراد داوطلب بسیجی در جبهه بشدت کاهش یافت (ر.ک. به خاطرات محسن رضایی و یا هاشمی رفسنجانی). یعنی این اشخاص با حضور خود در جبهه تنها به ادامه جنگ کمک کردند.

حال همین سرداران سپاه که کشته شده اند، تبدیل به امام زاده های مقدس شده اند، و بچه های آنها نیز امام زاده های زنده هستند! نه رسانه های داخل و نه رسانه های خارج از کشور، جرات نمی کنند به این موضوع بپردازند، چون تصور می کنند افشا کردن فرزندان این سرداران، توهین به قهرمانان ملی است!! گویا فراموش کرده اند که اولا اینها قهرمان ملی نیستند، دوما، حتی باید فرزند قهرمان ملی را نیز افشا کرد.


در اینجا، به یک نمونه از این فساد مالی و غارت اشاره می کنم:

آقای علی دادمان  فرزند یکی از فرماندهان سپاه است، که هم در جنگ نقش مهمی داشت و هم بعد از آن به سمت وزارت رسد. بنا به شنیده من، در یکی از مناطق شمال تهران، بنیاد جانبازان یک ساختمان دوازده طبقه با ده ها واحد اداری را به قیمت بسیار ناچیزی اجاره داده است. این دو نفر، یک بنیاد فرهنگی درست کرده اند و به اسم کار فرهنگی، این ساختمان عظیم را اجاره کرده اند، چند واحد را اجاره داده اند، و از پول اجاره یکی از واجد ها، اجاره کل ساختمان را می دهند و بساط دلالی و عیش و نوش آنها در این ساختمان بزرگ، برقرار است.


پی نوشـت: 
یک- البته از ملتی که استخوان  اعراب مهاجم را می پرستد و از آنها امام زاده می سازد و توقع دارد این استخوان های پوسیده برایش معجزه کنند، هیچ چیزی بعید نیست...! 

دو: من به صراحت از سرداران سپاه و بسیج سخن گفته ام، به صورت مشخص این نوشته درباره سربازان وظیفه ای که به زور به جنگ برده شدند، نمی باشد.

نوشته دیگر امروز من: عکسی نایاب، از قورباغه ای که زیر فوران گاز و آتش موشک  ناسا قرار گرفته است...!



 نوشته های پیشین: