شنبه، شهریور ۰۹، ۱۳۹۲

برای اولین بار افشای تصویر اینباکس ایمیل های دکتر (!) حسن روحانی، رییس جمهور نیمه محترم...!

تصویر اینباکس ایمیل های رییس جمهور محترم!  
(برای بهتر دیدن، روی تصویر کلیک کنید) 


نوشته های پیشین: 


چهارشنبه، شهریور ۰۶، ۱۳۹۲

خانم خبرنگار در وسط مصاحبه با شهردار، حجاب از پستان بر می گیرد...!

یادم است چند سال پیش در سوئد، چند خانم به یک استخر رفتند و در داخل استخر، پوشش پستان های خود را برداشتند و خلاصه تاپ-لس شدند. مسئولین استخر، به آنها اعتراض کردند، و خلاصه کار بالا گرفت! خانم خا استدلال می کردند که اگر مردان اجازه دارند تاپ-لس باشند، ما نیز باید بتوانیم!!

فکر می کنم بحثی که آنجا در گرفته، شبیه بحث حجاب است، چه آنکه طرفداران حجاب استدلال می کنند باید زنان بخشی از بدن خود را بپوشانند، تا مردان تحریک نشوند، و از آن طرف، چنین محدودیتی برای مردان وجود ندارد.

اصولا حرمت نهادن به یک انسان (چه زن و چه مرد) منوط به این نیست که او را زیر چادر و لباس مخفی کنند، هر کسی باید مجاز باشد آنطور که می خواهد لباس بپوشد، و قانون نیز باید برای همه مساوی باشد.

در این ویدیو، خانمی که برای مصاحبه با شهردار یک شهر رفته است، از او می پرسد که آیا زنان در این شهر مجاز هستند که تاپ-لس باشند؟! و چون پاسخ مثبت شهردار را می بیند، پستان های خود را بیرون می اندازد!

شهردار می گوید این کار شما غیرقانونی نیست، شما هیچ قانونی را نمی شکنی، ولی سینه زنان، توجه بسیاری را جلب می کند، بهمین دلیل، مناسب نیست که آنرا بیرون بیاندازید!! و پاسخ خانم جالب است، او می گوید: آقای شهردار، من به لاله گوش مردان بسیار علاقه مندم و با آن تحریک می شوم، الان هم که لاله گوش شما بیرون است!!

در همین شهر، این خانم حق دارد هر جا که می خواهد با پستان برهنه حرکت کند، این کار جرم نیست! اما قانونی نیز وجود دارد، مثلا اگر کسی به او دست زد، یا حتی  پستان او خیره شود، او حق دارد اعتراض کند و به پلیس متوسل شود.

به هر روی، دیدن این ویدیو جالب است: 

نوشته های پیشین: 


یکشنبه، شهریور ۰۳، ۱۳۹۲

گفتگو با دکتر رویا عراقی و یاشار پارسا در تلویزیون اندیشه، موضوع: جدایی دین از حكومت

گفتگو با دکتر رویا عراقی و یاشار پارسا-(نویسنده این وبلاگ)-23 آگوست ۲۰۱۳، تلویزیون اندیشه، 
______________-
موضوع: جدایی دین از حكومت همراه با تضمین آزادی همه ادیان و باورها، اصل ششم منشور شورای ملی ایران



جمعه، شهریور ۰۱، ۱۳۹۲

عجب تصادفی! چرا خواسته ها و دستورات دینی الله، معمولا منافع شخصی پیامبران یا آیت الله ها را تامین می کند؟!

من فقط مانده ام این الله، چرا هر دستوری می داده، معمولا منافع شخصی پیامبرش را تامین می کرده است؟!؟! 

مثلا الله می گفته پیامبر می تواند نوبت زنانش را عوض کند! آنهم درست موقعی که پیامبر عزیز اسلام، به شدت مایل بوده که با یکی از زنان جدیدش، همخوابه شود! 

یا الله به یهودی ها بد و بیراه می گفته، درست در همان موقعی که یهودیان، محمد را به دلیل کپی کردن قران از روی کتاب دینی آنها، مسخره می کرده اند! 

یا زمانی که محمد دنبال این بوده که با عروس خودش (!)، یعنی زن زید هم خوابه شود، الله فورا آیه نازل می کند و می گوید ای محمد، برو و با زینب فلان کن! 

این مساله فقط ختم به محمد پیامبر و خانم بازی های او نمی شود، مثلا می بینیم که در حال حاضر، آخوندها قران را تفسیر می کنند، و خواسته های الله، معمولا منطبق با خواسته ها و منافع شخصی آنها در می آید...!! 





مصاحبه نویسنده این وبلاگ با شبکه کانال یک با خانم سوزی یاشار در تلویزیون کانال یک  درباره جدایی دین از حكومت همراه با تضمین آزادی همه ادیان و باورها


دوشنبه، مرداد ۲۸، ۱۳۹۲

اگر مصدق زنده می بود، چه می گفت؟/وای بر مردمی که چنگیزیان مشغول چپاول کشورشان هستند، اما دعوای آنها بر سر کودتای ۲۸ مرداد است!

واکنش ها در فضای مجازی به سالگرد واقعه بیست و هشتم مرداد شصت سال پیش، مرا عجیب به فکر فرو برد!  صد البته که اگر مردمی تاریخ خود را نشناسد، در آینده نیز نمی تواند تصمیم درست بگیرد، اما شناختن تاریخ و بررسی صحیح وقایع گذشته، به معنای این نیست که آن رخدادها را چماق کنیم و بر سر یکدیگر بکوبیم. 

وای بر مردمی که کشورشان در حال غارت است، خامنه ای به کمک ملعبه جدیدی به نام حسن روحانی، مردم و کشور را به گروگان گرفته، و مشغول غارت کشور در همه ابعاد ممکنه است، اما مردم آن کشور، دعوایشان بر سر مسایل تاریخی است. 

سوال من اینجاست، اگر امروز مصدق زنده بود، و ما از حضور امثال مصدق و بختیار بهره مند بودیم، واکنش آنها چه می بود؟! 

آیا آنها بر مسایلی چون اتحاد بین طرفداران باورهای مختلف تکیه می کردند، و برای مبارزه با این رژیم دیکتاتور و رسیدن به دمکراسی در ایران تلاش می کردند، یا انرژی خود را صرف دعوای نعمتی_حیدری می کردند؟! 

گویا برخی از هموطنان عزیز فراموش کرده اند که اتفاقات شصت سال پیش، بخشی از تاریخ ما است، باید به آن مسایل با دقت و به صورت علمی پرداخته شده و مورد موشکافی قرار گیرد، اما مساله سیاسی روز کشور ما محسوب نمی شود!!

در سالگرد بیست و هشتم مرداد، مایلم چند نکته ای که به ذهنم می رسد را بنویسم و معتقدم برای اندیشه کردن به مسایل آن روزگار، باید به این نکات نیز توجه کرد: 

یک/ مهمترین مساله ای که مردم ایران را نسبت به این وقایع حساس کرده است، دخالت خارجی ها در مسایل داخلی کشور است. این یک واقعیت است که بی بی سی (رسانه دولتی بریتانیا) و همینطور دولت آمریکا، در وقایع آن روزگار نقش مهمی بازی کردند، و در سیاست داخلی کشور ما دخالت کردند. 

حال از هموطنان عزیز می خواهم به یاد بیاورند که اکنون کشور ما تبدیل به مستعمره چین و روسیه شده است! 

دو/ شاه فرد دمکراتیکی نبود، این یک واقعیت غیر قابل انکار است. تبدیل کشور به یک مملکت تک حزبی و تاسیس حزب رستاخیر، خود دلیلی بر این ادعا است.  اما معتقدم که روند دمکراسی در هر کشوری، قائم به فرد نیست، یعنی شاه به تنهایی نمی توانست روند دمکراسی را مختل کند. 
این یک واقعیت است که عموم  مردم ما چندان به دمکراسی آشنا نبودند، وگرنه از آن دفاع می کردند. 

سه/ خرس کمونیسم در زمان شاه، بیخ گوش ایران قرار داشت و این هم عاملی است که باید در محاسبات گنجانده شود. شاید اگر ترس شاه از رخنه کمونیسم در ایران وجود نمی داشت، رفتار او در بسیاری از موارد عوض می شد.

چهار/ اگر به قانون اساسی آن روزگار مراجعه کنیم، آیا شاه حق برکناری مصدق را داشته است؟ مساله تنها حمایت اکثریت مردم از مصدق است. اگر اکثریت مردم حامی مصدق بوده اند، اخلاقا شاه باید به رای اکثریت گردن می نهاد و حکومت را به مصدق واگذار می کرد. اما سوال اینجاست، این اکثریت جامعه، چرا به مدد مصدق نیامدند؟! چرا حاضر نشدند برای بقای دولت مصدق هزینه کنند؟ دلیل ساده است، دمکراسی در ایران ریشه لازمه را نداشته است.

پنج/باید شرایط اجتماعی آن روزگار ایران را نیز در نظر داشت، نه مردم ما مردم فرانسه بودند و نه زیرساخت های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ایران آن روزگار شباهتی به فرانسه داشت است!! 

شش/  نکته مهم تر از آن، بت نساختن از مصدق است، مصدق فرد تحصیل کرده ای بود و در ایران دوستی او هیج شکی وجود ندارد، اما اینکه تصور کنیم او معصوم است و هیچ اشتباهی نکرده، ما را از قضاوت عادلانه دور می کند. 
این واقعیت درباره شاه نیز صدق می کند، و برخی از هموطنان باید به خاطر داشته باشند که او نیز اشتباهات بسیاری داشته است. 

اصولا هیچ انسانی سیاه یا سفید نیست، و باید قبول کرد که هر کسی می تواند اشتباهات و خدماتی را داشته باشد، نمی توان با حب و بغض کار علمی کرد و به بررسی و موشکافی مسایل تاریخی پرداخت. 

مصاحبه نویسنده این وبلاگ با شبکه کانال یک با خانم سوزی یاشار در تلویزیون کانال یک  درباره جدایی دین از حكومت همراه با تضمین آزادی همه ادیان و باورها

/--------/آقای روحانی، این جماعت ملا است که سی و چهار سال است اردوکشی کرده اند، کشور و ملتی را نیز گروگان گرفته اند، و روی چنگیز را سفید کرده اند! 

/---------/هموطن عزیزی که به روحانی رای دادی، پورمحمدی به اعتبار رای تو پست وزارت را گرفته است، آیا مسئولیت بخشی از جنایات او را می پذیری؟! 

/----------/چوبه دار، ننگ هر جامعه متمدنی است! / شهروندانی که اعتراض نمی کنند نیز در مسئولیت این فاجعه شریک هستند...!

/---------/عباس یزدان پناه یزدی، «جعبه سیاه» جنایات و دزدی های رژیم!/ جنایات امثال عباس یزدان پناه اگر بیشتر از طائب نباشد، کمتر نیست! 

/----------/شادی ما سرنگونی قوم مغول است! تغییر احمدی نژاد و روحانی، مانند جانشینی اوگتای خان به جای چنگیز است!

/--------/آقای دکتر(!) روحانی، طرح های غیر انسانی چون نابودی اسراییل،تنها یادآور اعمال هیتلر، نسل کشی وجنایات علیه بشریت است!


یکشنبه، مرداد ۲۷، ۱۳۹۲

آقای روحانی، این جماعت ملا است که سی و چهار سال است اردوکشی کرده اند، کشور و ملتی را نیز گروگان گرفته اند، و روی چنگیز را سفید کرده اند!

آقای حسن روحانی، رییس جمهور منتحب خامنه ای، در سخنانی، تظاهرات آزادی خواهان ایرانی را اردوکشی خیابانی خوانده است. 

البته بار لغوی اصطلاح اردوکشی، به معنای لشکر کشی و اعمال خلاف قانون است، و در حقیقت، او با این سخنان خود، تظاهرات کنندگان را افرادی یاغی و سرکش خوانده است. 

گویا چون این جماعت ملا عمامه بر سر می گذارند، گزینه شرم و حیا در آنها غیر فعال می شود! به یاد بیاوریم که در تظاهرات یاد شده، طبق آمار خود رژیم، سه و نیم میلیون نفر فقط در تهران شرکت کردند. 

سه و نیم میلیون نفر از مردم تهران، علی رغم خطر کشتن و شکنجه شدن، به خیابان آمدند تا به تقلب خامنه ای و احمدی نژاد اعتراض کنند، و علی رغم اینکه حق تجمع مسالمت آمیز، بخش جدانشدنی از حقوق بشر است، اما رژیم، به خشن ترین وجه ممکن، مردم آزادی خواه و صلح جو را سرکوب کرد. 

به یاد بیاوریم که جوانان ایران، هدف تیر مستقیم قرار گرفتند، به یاد بیاوریم که با چوب و چاقو، جنایتکاران بسیجی به مردم حمله کردند، و با وانت، مردم زخمی را زیر گرفتند. 

باید به یاد روحانی و دیگر جنایتکاران رژیم آورده شود که این رژیم است که با استفاده از چماقداران بسیجی، اردوکشی می کند و به هر جنایتی دست می زند. 

باید به یاد حسن روحانی آورده شود که این ملایان هستند که سی و چهار سال است به کشور ایران اردو کشی کرده اند، ملت و کشوری را به گروگان گرفته اند و روی چنگیز را سفید کرده اند...! 

به یاد بیاوریم، همین حسن روحانی، بعد از سرکوب دانشجویان آزادی خواه در کوی دانشگاه، در میان بسیجیان ظاهر شد و مردم آزادی خواه ایران را به کشتن تهدید کرد.

براستی، چقدر باید شخصی بی شرم باشد که از بسیجی ها برای سرکوب مردم آزادی خواه استفاده کند، بعد از لغت اردوکشی استفاده نماید؟! 
مصاحبه نویسنده این وبلاگ با شبکه کانال یک با خانم سوزی یاشار در تلویزیون کانال یک  درباره جدایی دین از حكومت همراه با تضمین آزادی همه ادیان و باورها / گفتگو با یاشار پارسا- وبلاگ نویس-۱۵ آگوست ۲۰۱۳، ساعت ۱۲ شب به وقت ایران در تلویزیون کانال یک

/--------/هموطن عزیزی که به روحانی رای دادی، پورمحمدی به اعتبار رای تو پست وزارت را گرفته است، آیا مسئولیت بخشی از جنایات او را می پذیری؟! 

/----------/چوبه دار، ننگ هر جامعه متمدنی است! / شهروندانی که اعتراض نمی کنند نیز در مسئولیت این فاجعه شریک هستند...!

/---------/عباس یزدان پناه یزدی، «جعبه سیاه» جنایات و دزدی های رژیم!/ جنایات امثال عباس یزدان پناه اگر بیشتر از طائب نباشد، کمتر نیست! 

/----------/شادی ما سرنگونی قوم مغول است! تغییر احمدی نژاد و روحانی، مانند جانشینی اوگتای خان به جای چنگیز است!

/--------/آقای دکتر(!) روحانی، طرح های غیر انسانی چون نابودی اسراییل،تنها یادآور اعمال هیتلر، نسل کشی وجنایات علیه بشریت است!


شنبه، مرداد ۲۶، ۱۳۹۲

مصاحبه نویسنده وبلاگ با شبکه کانال یک، درباره جدایی دین از حكومت همراه با تضمین آزادی همه ادیان و باورها

مصاحبه نویسنده این وبلاگ با شبکه کانال یک با خانم سوزی یاشار در تلویزیون کانال یک  درباره جدایی دین از حكومت همراه با تضمین آزادی همه ادیان و باورها

گفتگو با یاشار پارسا- وبلاگ نویس-۱۵ آگوست ۲۰۱۳، ساعت ۱۲ شب به وقت ایران در تلویزیون کانال یک




/--------/هموطن عزیزی که به روحانی رای دادی، پورمحمدی به اعتبار رای تو پست وزارت را گرفته است، آیا مسئولیت بخشی از جنایات او را می پذیری؟! 

/----------/چوبه دار، ننگ هر جامعه متمدنی است! / شهروندانی که اعتراض نمی کنند نیز در مسئولیت این فاجعه شریک هستند...!

/---------/عباس یزدان پناه یزدی، «جعبه سیاه» جنایات و دزدی های رژیم!/ جنایات امثال عباس یزدان پناه اگر بیشتر از طائب نباشد، کمتر نیست! 

/----------/شادی ما سرنگونی قوم مغول است! تغییر احمدی نژاد و روحانی، مانند جانشینی اوگتای خان به جای چنگیز است!

/--------/آقای دکتر(!) روحانی، طرح های غیر انسانی چون نابودی اسراییل،تنها یادآور اعمال هیتلر، نسل کشی وجنایات علیه بشریت است!


جمعه، مرداد ۲۵، ۱۳۹۲

هموطن عزیزی که به روحانی رای دادی، پورمحمدی به اعتبار رای تو پست وزارت را گرفته است، آیا مسئولیت بخشی از جنایات او را می پذیری؟!

هیچ روش ملایم و مودبانه ای برای گفتن این واقعیت وجود ندارد، هم وطنی که به دکتر(!) حسن روحانی رای دادی، آیا می دانی که به استناد رای تو، روحانی خود را رییس جمهور دانست و بعد به استناد رای تو، مصطفی پورمحمدی را به سمت وزارت منصوب کرده است؟! 

آیا می دانی که مصطفی پور محمدی، جزو هییت سه نفر قتل عام سال 67 بوده، قتل عامی که در آن بیش از پنج هزار انسان بی دفاع و زندانی، در حالی که دوره محکومیت خود را پشت سر گذاشته بودند، به شیوه هیتلر، قتل عام شدند؟! 

آیا می دانی پور محمدی، همان کسی بوده که از زندانیان می پرسیده آیا نماز می خوانید یا نه ؟ پاسخ نه به کشته شدن زندانی می انجامیده؟ آیا می دانی پورمحمدی همان کسی بوده که در قتل های زنجیره ای و کشتن روشنفکران و آزادی خواهان ایرانی نقش بازی کرده است؟! آیا می دانی پورمحمدی به جنایت علیه بشریت متهم است؟! حال لختی اندیشه کن، و به من پاسخ بده، رای تو در پشت سر او چه می کند؟! 

چگونه شب را به صبح می رسانی، در حالی که رای تو به این رژیم جنایتکار مشروعیت داده، و فردی چون پورمحمدی از رای تو اعتبار می گیرد؟! 

اگر هر کدام دیگر از این نامزدهای جنایکتار رییس جمهور شده بودند، حداقل رای تو در پشت سر آنها نبود، حداقل مشروعیت رژیم از مشارکت تو در انتخابات فرامایشی آن بدست نمی آمد. 

اینگونه نیست که تنها یک برگ رای به داخل صندوق بیاندازید و بگویید مسئول نیستم! خیر به این راحتی نیست، وقتی رای می دهید، در حقیقت، به یک نفر یک وکالت می دهید و تا حدی مسئول اعمال او هستید...! 

هموطنی که فردای انتخاب روحانی، در خیابان ها به رقص و شادی می پرداختی، بر سر گور چه کسی می رقصیدی؟! برسر گور هم میهنان کشته شده ات در چهار سال پیش؟! بر سر گور سهراب و ندا؟! بر سر گور قربانیان قتل های زنجیره ای؟! یا بر سر گور پنج هزار زندانی بی دفاعی که در سال 67 توسط همین پور محمدی کشته شدند؟! 

هیچ قطره ی آبی، به این فکر نمی کند که او نیز مسئول رخ دادن سیل است...!!

/--------/چوبه دار، ننگ هر جامعه متمدنی است! / شهروندانی که اعتراض نمی کنند نیز در مسئولیت این فاجعه شریک هستند...!

/---------/عباس یزدان پناه یزدی، «جعبه سیاه» جنایات و دزدی های رژیم!/ جنایات امثال عباس یزدان پناه اگر بیشتر از طائب نباشد، کمتر نیست! 

/----------/شادی ما سرنگونی قوم مغول است! تغییر احمدی نژاد و روحانی، مانند جانشینی اوگتای خان به جای چنگیز است!

/--------/آقای دکتر(!) روحانی، طرح های غیر انسانی چون نابودی اسراییل،تنها یادآور اعمال هیتلر، نسل کشی وجنایات علیه بشریت است!


چهارشنبه، مرداد ۲۳، ۱۳۹۲

چوبه دار، ننگ هر جامعه متمدنی است! / شهروندانی که اعتراض نمی کنند نیز در مسئولیت این فاجعه شریک هستند...!

حکم اعدام، و کشتن یک انسان، بی حرمت کردن زندگی و حق حیات است، بی حرمت کردن حق زندگی تمامی انسان ها است. 

در جامعه ای که حکم اعدام و کشتن یک انسان اجرا می شود، انسانیت بی حرمت شده است! وجود قانونی که اجازه می دهد حق حیات یک انسان را از او بگیرند و او را قانونا بکشند، بی احترامی به تک تک انسان ها است. 

چوبه دار، ننگی بر پیشانی  هر جامعه متمدنی است. جامعه ای که اجازه می دهد یک انسان، جلوی چشم همه و با قصد قبلی، از طناب دار آویزان شود، ننگی بر تارک خود دارد. 

سکوت شهروندان در مقابل اعدام و کشته شدن یک انسان، غیر قابل قبول است، از این سکوت، به معنای عدم مخالفت یاد می شود و مسئولیت کشته شدن آن انسان، با تمامی کسانی است که اعتراض نمی کنند. 

وای به زمانی که هزاران نفر برای تماشا بیایند، وای به زمانی که از اعدام به عنوان یک واقعه تفریحی یاد شود، و چهار صبح کودک خود را نیز برای تماشا بیاورند. 

هیچ تعارفی وجود ندارد، باید به یکدیگر یادآور شویم که تنها رژیم مسئول کشته شدن آن انسان محکوم به اعدام نیست، بلکه ما نیز مسئولیم. هر کسی که این فاجعه وحشتناک را می بیند، و لب به اعتراض نمی گشاید، در کشته شدن این انسان مسئول و مقصر است. 

پی نوشت: 
آمار اعدامی های سال گذشته در ایران را دیدم، وحشت سر تا پای وجودم را گرفت، براستی، چه بر سر این کشور ما آمده است؟! 


/--------/هموطن عزیزی که به روحانی رای دادی، پورمحمدی به اعتبار رای تو پست وزارت را گرفته است، آیا مسئولیت بخشی از جنایات او را می پذیری؟!

/------ /عباس یزدان پناه یزدی، «جعبه سیاه» جنایات و دزدی های رژیم!/ جنایات امثال عباس یزدان پناه اگر بیشتر از طائب نباشد، کمتر نیست! 

/----------/شادی ما سرنگونی قوم مغول است! تغییر احمدی نژاد و روحانی، مانند جانشینی اوگتای خان به جای چنگیز است!

/--------/آقای دکتر(!) روحانی، طرح های غیر انسانی چون نابودی اسراییل،تنها یادآور اعمال هیتلر، نسل کشی وجنایات علیه بشریت است!


سه‌شنبه، مرداد ۲۲، ۱۳۹۲

شاهکار هادی خرسندی/ هموطن علاف روحانی مشو/----/ زينب اين تعزيه خوانی مشو

هموطن علاف روحانی مشو
زينب اين تعزيه خوانی مشو

از پس آن ياوه گوی بددهن
محو استاد سخنرانی مشو

با مواعيدش خودارضايی مکن
همچنين در خواب، شيطانی مشو

در عروسی و عزای اين رژيم
مثل مرغ و جوجه قربانی مشو

خر همان خر، رهبری بر آن سوار
خوشدل از تعويض پالانی مشو

بگذر از سبز و بنفش و سرخ و زرد
در حصار رنگ، زندانی مشو

خانه ات روشن ز دزد با چراغ
بيخودی شاد از چراغانی مشو

تا کليد خانه دست سارق است
در شکايت از نگهبانی مشو

گول بی.بی.سی و وی.او.ای مخور
خام حرف مفت و مجانی مشو

توی رودرواسی امت نمان
وامدار جهل و نادانی مشو

راه خود را زود پيدا ميکنی
منکر ادراک ايرانی مشو

از کنار گود لنگش کن مگو
هادی خرسندی ثانی مشو!

/--------/آقای اوباما، لطفا تحریم ها را بردارید تا شکنجه گر عزیزم بتواند وسایل شکنجه مدرنی را خریداری کند...! 

/------/عباس یزدان پناه یزدی، «جعبه سیاه» جنایات و دزدی های رژیم!/ جنایات امثال عباس یزدان پناه اگر بیشتر از طائب نباشد، کمتر نیست! 

/----------/شادی ما سرنگونی قوم مغول است! تغییر احمدی نژاد و روحانی، مانند جانشینی اوگتای خان به جای چنگیز است!

/--------/آقای دکتر(!) روحانی، طرح های غیر انسانی چون نابودی اسراییل،تنها یادآور اعمال هیتلر، نسل کشی وجنایات علیه بشریت است!