یکشنبه، تیر ۰۹، ۱۳۹۲

چشم بگشایید، فقط احمدی نژاد با تقلب از صندوق بیرون نیامد، حسن روحانی نیز با تقلب رییس جمهور شد...!

عزیز من، تقلب فقط بالا و پایین کردن رای مردم نیست! برگزاری انتخابات فرمایشی و حذف کاندیدها، مهمترین نوع تقلب است..! 

در فضای مجازی دیده می شود که برخی از هموطنان، در دفاع از شرکت در انتخابات می گویند که شرکت در این انتخابات، فواید بسیاری داشته است، و این یک قدم به جلو است که خامنه ای به رای مردم تمکین کرده و دیگر جرات تقلب نیافته است.

ناچارم به این دوستان یادآوری کنم که:

یک- خامنه ای به رای مردم تمکین نکرده است:

به یاد داشته باشید که وقتی می گویند  به رای مردم تمکین کرد، یعنی اینکه نظر مردم را پذیرفت!!

آیا نظر مردم، رییس جمهور شدن یک آدم متقلب و آدم کش، مثل حسن روحانی بوده!؟ خیر!!! خواست و نظر مردم ایران، اعتلای حقوق بشر و دمکراسی در این کشور مصیبت زده است، مردم به جنایتکاری به نام حسن روحانی اعتماد ندارند و او را نماینده خود نمی دانند....!!

یک انتخابات، زمانی سالم است و برگزار کننده (خامنه ای) به نتیجه آن و نظر مردم تمکین کرده، که اولا نامزدها حذف نشوند و دوما، در سایه آزادی بیان برگزار گردد...! 

دو- در این انتخابات، تقلب بسیار مهمی وجود داشت:

در همین انتخابات نیز تقلب بسیاری وجود داشت، مهمترین و اساسی ترین تقلب زمانی بود که نماینده های واقعی مردم ایران توسط شورای نگهبان حذف کردند و چند نفر از عمال رژیم را به عنوان نامزد، جلوی روی مردم ایران گذاردند...!!

این انتخابات، از پایه و اساس تقلبی بود!



این داستان کوتاه و طنز را نیز امروز نوشته ام، به این امید که لبخندی بر لب شما بیاورد: 

شنبه، تیر ۰۸، ۱۳۹۲

خامنه ای: جلوی اینها را بگیرید، امروز به دکترای حسن روحانی بند کرده اند، فردا به مرجعیت و آیت الله بودن من گیر می دهند!

نوشته دیگر امروز من: /----------/چشم بگشایید، فقط احمدی نژاد با تقلب از صندوق بیرون نیامد، حسن روحانی نیز با تقلب رییس جمهور شد...!

رژیمی که رهبرش، با تقلب آیت الله می شود، و حتی درباره تحصیلات مذهبی خود دروغ می گوید، رژیمی که عنوان بالاترین مقام آن دروغ است، باید هم عنوان دکتری رییس جمهورش تقلبی باشد...!
به یاد داشته باشید که، خامنه ای تا قبل از انتخاب شدن به رهبری، لقب حجت السلام را یدک می کشید، اما از آنجایی که طبق قانون رژیم، برای رهبر شدن باید آیت الله باشند، یک شبه او ارتقا یافت و به سمت آیت اللهی رسید.
از نظر من، روحانی که قبل از ریاست جمهوری نامه فدایت شوم را به خامنه ای نوشته است،  شایسته ترین فرد برای پست ریاست جمهوری رژیم است.
در و تخته  خوب با هم جور در آمده اند، اصلا باید سمت ریاست جمهوری را بدون انتخابات، به حسن روحانی می دادند! اصلا حق او است...! فکر می کنم حسن روحانی، یکی از شبیه ترین و نزدیک ترین به خامنه ای در میان جنایتکاران رژیم باشد...!
و واقعیت نیز همین است، حسن روحانی، کسی است که حتی برای اینکه بار اول (سال 1359) در مجلس نماینده شود، به دروغ گفته بوده که دکتر است، در حالی که طبق گفته خودش، مدرکش را در سال 1372 اخذ کرده است (بماند که همان هم با تقلب بوده!).
در زیر، یک ویدیو از آیت الله منتظری می بینید که می گوید به خامنه ای و مرجعیت او اعتراض می کند: 
دیروز نوشته بودم و باز نیز تکرار می کنم: 
/-----------/نیازی نیست نابغه باشی تا دریابی که اعتبار مدرک دکترای حسن روحانی، به اندازه شرافت خامنه ای است...! 

این داستان کوتاه و طنز را نیز امروز نوشته ام، به این امید که لبخندی بر لب شما بیاورد: 

جمعه، تیر ۰۷، ۱۳۹۲

نیازی نیست نابغه باشی تا دریابی که اعتبار مدرک دکترای حسن روحانی، به اندازه شرافت خامنه ای است...!

کسی که خواب است را می توان بیدار کرد، اما کسی که خودش را به خواب زده را نمی توان بیدار کرد...!

اینها را لطفا کنار هم بگذارید:

1-      دانشگاه های انگلیس، سابقه کثافت کاری و رشوه گرفتن دارند، چند مثال:
الف) مدرسه اقتصادی لندن، یا The London School of Economics and Political Science  ، در زمره بهترین دانشگاه های بریتانیا است.  ده ها برنده جایزه نوبل، در این دانشگاه درس خوانده اند، اما می بینیم که این موسسه  معتبر، در قبال دریافت پول از خانواده سلطنتی امارات، اسم بزرگترین سالن دانشگاه را سالن شیخزاید می گذارد!
ب) نمونه دیگر آن، رابطه حضور مهدی هاشمی در دانشگاه آکسفورد است، که بعدها گزارش هایی مبنی بر اینکه عربستان سعودی، پول کلانی را به دانشگاه آکسفورد داده، منتشر شد!
ج) نمونه دیگر آن، فارغ التحصیلی پسر قذافی، دیکتاتور لیبی است، تحقیقات رسمی در مورد کمک مالی او به دانشگاه، صورت پذیرفته است! (منبع)
2-      مقامات رژیم، سابقه رشوه دادن و مدرک جعل کردن دارند. این گروه اوباش، یک رفتار مافیا گونه و مشابه دارند. نفرمایید که مثلا کثافت کاری عوضعلی کردان به روحانی ربطی ندارد. چرا که اینها عضو یک مافیا هستند و رفتذری مشابه دارند.   (توجه داشته باشید که درباره مافیا، حتی در دادگاه های برخی از کشورها، می توان به رفتار یک گروه، برای تعممیم دادن به کل گروه استفاده کرد!)
3-      روحانی آدم متقلبی است و در حالی که دکتر نبوده، در دور اول مجلس، گفته که دکتر است  (تصویر تراکت تبلیغاتی این آدم دروغگو، در زیر دیده می شود: (منبع تصویر: وبلاگ محکستان)

4-      روحانی آدمی است که برای رسیدن به قدرت و ماندن در آن، به هر کثافت کاری دست می زند، مثلا نقش او در سرکوب جنبش آزادی خواهی و یا تهدید دانشجویان به کشتار،  بهترین مثال است.
5-      روحانی ادعا کرده که در زمانی که دبیرشورای عالی امنیت ملی بوده، در انگلیس، درس خوانده و دکترا گرفته است، این ادعا با عقل جور در نمی آید، حداقل ساعات کار تحقیقی برای مدرک دکتری، دوازده ساعت در هفته است (آنهم برای پاره وقت!). یعنی تقریبا دو روز کاری در هفته ، که با توجه به منصب روحانی، امکان پذیر نبوده است. 

نکات ذیل وجود دارد: 

الف)  اولا طبق گفته خبرنگار تلگراف، دانشجویان آن دوره، آقای روحانی را به یاد نداردن...!! (منبع)

ب)اسناد حضور-غیاب یا مدارک حضور روحانی در دانشگاه انگلیسی، وجود ندارد!  (منبع)

ج) در خلاصه پایان نامه روحانی که چند پاراگراف بیشتر نیست، دیده می شود که او از روی کتاب دکتر کمالی کپی-پیست کرده!! حال دکتر کمالی، حاضر به مصاحبه نیست! (منبع)

د) بماند که اگر ما سال مدرک فوق لیسانس و دکتری روحانی را مقایسه کنیم، می بینیم که او باید به صورت تمام وقت دانشجو بوده باشد...! چطور ممکن است کسی معاون مجلس و دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده باشد (به اضافه صد پست دیگر) ولی می توانسته در انگلیس دانشجو باشد...!!
(یک سوال مهم: من مانده ام این آقای روحانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، کی از ترور آزادی خواهان ایرانی و دزدی اموال ایرانیان، وقت اضافه می آورده که صرف درس خواندن کند!)
6-       تنها چیزی که از مدرک دانشگاهی او موجود است، خلاصه تز او است، که در آن هم تقلب و کپی وپست وجود دارد(!!)
 منبع تصویر و توضیحات بیشتر در سایت خودنویس

7-      در همه جای دنیا،  و طبق یک عرف شناخته شده، وقتی درباره سلامت یک سیاستمدار صحبت می شود، اگر او دروغ نگفته باشد، فورا خودش پا پیش می گذارد و گروه حقیقت یاب تشکیل می دهد، حالا آقای روحانی، حتی جلوی کار دانشگاه را می گیرد و اجازه نمی دهد تز او به بیرون داده شود و خودش هم کپی آنرا منتشر نمی کند تا افراد متخصص قضاوت کنند که آیا او واقعا مدرک گرفته یا نه!   خصوصا که این مساله، بالا گرفته و پای مطبوعات بین المللی نیز به آن باز شده است! 
8-      آقای روحانی معتقد است که از یک دانشگاه انگلیسی، دکتری گرفته، اما به نظر می رسد که حتی نمی تواند انگلیسی صحبت کند، مثلا جک استرا گفته است که انگلیسی موسویان بهتر از او بوده، در حالی که می بینیم اصولا انگلیسی موسویان نیز، تعریفی ندارد...!!
در جمع بندی با توجه به نکات مطرح شده، می توان گفت که اگر دادگاهی برقرار بود، می شد با همین استدلال های بالا، نتیجه گرفت که روحانی، یک آدم دروغ گو است و مدرک دانشگاهی او نیز، دروغ است...! 

پی نوشت:
انصافا، وجدانا، شما باور می کنید که حسن روحانی، صد تا شغل مهم توی رژیم داشته، بعد رفته درس خوانده و دکترا هم گرفته؟!!؟ خوب عزیز من، برای دکترا گرفتن، باید زحمت کشید، خوب اگر این (بیب بیب بیب بیب شده ها، منظور سران رژیم است!) اهل زحمت کشیدن بودند که می رفتند سراغ یک کار شرافتمندانه و با زحمت پول در می آوردند  و توی این منجلاب جمهوری اسلامی، پست و سمت نمی گرفتند...!!


پنجشنبه، تیر ۰۶، ۱۳۹۲

خامنه ای، برنده اصلی انتخابات!/ روحانی، تک خالی بود که خامنه ای بر زمین کوبید!

انتخابات اخیر ریاست جمهوری رژیم را شاید تنها بتوان به حمله آمریکا به افغانستان و عراق مقایسه کرد، اجازه بدهید برای پیش درامد، خلاصه ای از آن اتفاق را یادآور شوم:

شاید اوج حماقت بوش را در حمله نظامی به افغانستان و عراق بتوان دید. در حقیقت، دشمنی رژیم ایران با آمریکا، بسیار عمیق تر و ریشه دار تر از دشمنی صدام و طالبان بود، و خطری که از جانب رژیم ایران در دراز مدت متوجه آمریکا بیسیار بزرگتر از خطر صدام و طالبان است.
حال به این نکته توجه کنید که رژیم ایران، سه خطر بزرگ را در مقابل خود داشت، یکی صدام، یکی آمریکاو  دیگری حکومت سنی مذهب طالبان در افغانستان.
دشمنی صدام که با ایران مشخص است و بی نیاز از توضیح است، اما درباب دشمنی طالبان با رژیم ایران، کم گفته شده است. جنس دشمنی طالبان با رژیم ایران، پایه ای عقیدتی و ایدیولوژیک داشت و از منظر فکری طالبان، اولین قدم، حمله به ملاهایی بود که از نظر آنها، از دین واقعی اسلام خارج شده بودند.
در حقیقت، رژیم ایران در موقعیتی ضعیف قرار داشت، از یک طرف طالبان و از طرف دیگر، صدام، رژیم را تهدید می کردند. اینجا بود که جرج بوش با بلاهت مثال زدنی خود، وارد عمل شد و هر دو دشمن ایران را نابود کرد!
رژیم ملاها که دو دشمن اصلی خود را نابود شده می دید، از طرفی، آمریکا نیز در باتلاق جنگ عراق فرو رفته بود، خود را بشدت قدرتمند یافت،  و یک شبه، به قدرت برتر منطقه تبدیل شد!
گفته می شود رژیم ایران، با دادن سیگنال های غلط، و ارسال جاسوس های دو جانبه، زمینه را فراهم کرده بود که دولت بوش، چنین اشتباهی را مرتکب شود.
این اتفاق، باز تکرار شده است، اینبار همین خامنه ای، با برگزاری یک خیمه شب بازی، بازی را از همه طرف برده است، اجازه بدهید برای شما مثالی بزنم:
مشکلات خامنه ای چه بوده است؟!
یک- مشروعیت در ابعاد بین المللی مهمترین مشکل خامنه ای بود.
فراموش نکنیم، خطر حمله نظامی با توجه به ادامه برنامه اتمی بیخ گوش رژیم بود.
خامنه ای خوب می دانست که اگر آمریکا بخواهد به ایران حمله کند، افکار عمومی دنیا، اعتراض نخواهد کرد و دولت ایران را قانونی و مشروع نخواهد دانست. و بدرستی که افکار عمومی دنیا، یکی از مهمترین پارامترهای تصمیم گیری در دنیای کنونی است.  (خصوصا بعد از حماقتی که بوش در حمله به عراق مرتکب شد و هیچ سلاح کشتارجمعی در عراق یافت نشد!)
هیچ کسی مخالف سرنگونی خامنه ای نخواهد بود و  دنیا، هنگام تصمیم گیری، صحنه قتل ندا را جلوی چشم خود خواهد آورد.
دو- جمع شدن یک انرژی عظیم در میان مردم و جوانان ایرانی،  که چون آتش  زیر خاکستر، هر لحظه ممکن بود زبانه بکشد و رژیم را سرنگون کند. نمونه آن، تظاهرات سه و نیم میلیونی مردم ایران در بیست و پنج خرداد چهار سال پیش!
سه- اولین حرکت های جدی در میان اپوزسیون ایرانی در خارج کشور برای اتحاد و یک پارچه شدن:
این نیز خطری جدی برای رژیم بود، اگر اپوزسیون ایرانی یک پارچه شوند، خطر سرنگونی رژیم، بشدت زیاد خواهد شد.
چهار-مشکلات اقتصادی و تحریم هایی که کشور را فلج کرده است و ادامه آن می تواند به سرنگونی رژیم بیانجامد.
پنج- از همه مهمتر، ادامه برنامه اتمی رژیم با چنین روشی ممکن نیست و این امکان وجود دارد که هر لحظه با حمله نظامی، این  برنامه آسیب جدی ببیند.
حال ببینیم با توجه به انتخاب حسن روحانی به رییس جمهور، چه کسی برنده میدان است؟!
یک- مشروعیت: وقتی که جمع کثیری از مردم ایران در انتخابات شرکت کرده اند، دیگر رژیم خامنه ای با بحران مشروعیت کمتری در دنیا روبرو است.
دو- انرژی که میان مردم وجود دارد به راحتی و به صورت کنترل شده، تنها با چند ساعت رقص و شادی در خیبان ها، از میان رفت!
سه- کار اپوزسیون ایرانی، برای اتحاد سخت تر شده، و بسیاری از فعالان سیاسی دلسرد می شوند!
چهار- با انتخاب روحانی و شروع مذاکره با غرب، تحریم ها برداشته می شوند و همزمان رژیم فرصت چانه زنی می یابد تا برنامه اتمی خود را ادامه دهد.
شاید بگویید که انتخاب روحانی، باعث می شود اصلاحاتی در جامعه صورت گیرد. افسوس که این سراب و خیال خامی بیش نیست!! چگونه ممکن است روحانی اصلاحات در جامعه انجام دهد؟! روحانی خود سرکوب گر این اصلاحات بوده است! لطفا نوشته دیروز مرا مطالعه کنید.
در جمع بندی باید گفت که تنها پیروز ماجرا، خامنه ای بود است! او در همه ابعادی برنده ماجرا بود و در حقیقت، با یک بازی خیلی خوب، توانست در همه جبهه ها، برنده شود.
و در اینجا، باید به هم میهنانی که رای داده اند، یادآور شد که اگر نسل قبل اشتباه کرد، و به خمینی اعتماد کرد و به نظام ولایت فقیه رای داد،  کار شما نیز نادرست بوده  که به یک آخوند دیگر، چون روحانی رای داده اید و برای یک جنایتکار مشروعیت خریده اید! 

نوشته دیگر دیروز این وبلاگ: 



آوخ که با این درد چه کنم؟!/هم میهنم! همین روحانی، سد خاتمی بود برای اصلاحات؛به امید کدام اصلاحات به او رای دادید؟!

زمانی که خاتمی رییس جمهور شد، افراد خامی چون نگارنده، به امید اصلاحات، با تمامی وجود تلاش کردیم تا او رای آورد. رای آوردن خاتمی، بار اولی بود که رفسنجانی، به اسم اصلاحات، ملتی را فریب می داد و یکی از نوچه های خود را از زیر عبایش، بیرون می کشید و رییس جمهور می کرد!

ضرب المثل معروفی است که می گوید:

"fool me once, shame on you; fool me twice, shame on me"

اگر یک بار مرا فریب دادی، شرم بر تو، اما اگر بار دوم مرا فریب دادی، شرم بر من که گول خورده ام!

حال حکایت ما ایرانیان است، بدون تعارف بگویم، اگر رفسنجانی بار اول ما را فریب داد و خاتمی را علم کرد، شرم بر او باد، اما چرا من و تو، برای بار دوم و سوم، ملعبه دست او شویم؟! چرا باید او بتواند بعد از شانزده سال، یکی دیگر از حواریون خود به نام حسن روحانی را به ما قالب کند و بر گرده ما سوار کند!؟

هم میهن عزیزم، یادت رفته که شانزده سال پیش، همین حسن روحانی و امثال او بودند که سد راه خاتمی برای اصلاحات بودند؟! حال به چه امیدی به روحانی رای دادی؟!

فاجعه وقتی عیان می شود که نکات ذیل در نظر گرفته شود:

یک- خاتمی خواستار اصلاحات اساسی نبود، حتی همان اصلاحاتی که خاتمی هم طلب می کرد، به درد آینده کشور نمی خورد و ما را به جایی نمی رساند!

ب- خاتمی بیست میلیون رای پشت سرش بود، از آن طرف، خامنه ای هنوز به اندازه الان قوی نبود!

ج- شرایط بین المللی طوری بود که هنوز رژیم ایران، اینچنین قدرت نیافته بود و مافیای خود را سرطان وار، گسترش نداده بود!

هم میهن عزیزم، حال به یاد آور که همین امثال روحانی، سد راه خاتمی بودند، همین آقای روحانی، بعد از فاجعه کوی دانشگاه، دانشجویان و مردم آزادی خواه  را اوباش خواند و آنها را به برخورد های وحشیانه و حیوانی تهدید می کرد...!

هم میهن عزیزم، به چه امیدی به روحانی رای دادی؟!

تصور می کنی می توانی با روحانی، به خواسته های خودت برسی!؟ اگر در طلب آزادی و دمکراسی و اعتلای حقوق بشر هستی، باید بدانی که روحانی، در نقش یک سرکوبگر، با قدرت تمامی برای سرکوب این خواسته های به حق پا به میدان می گذارد! پس چرا به او رای دادی؟!

آیا هر بار که خامنه ای خیمه شب بازی انتخاب بد و بدتر راه انداخت، من و تو باید شرکت کنیم و به سیرک انتخاباتی او رونق ببخشیم؟! قبلا بین خاتمی و ناطق نوری بود، حالا بین روحانی و جلیلی است! (باور کنی که ناطق نوری، صد شرف دارد به روحانی!!)

آیا دفعه دیگر، باید شاهد انتخابات بد و بدتر، بین مثلا فلاحیان و قاضی مرتضوی باشیم!؟

هموطن، آزادی و حقوق بشر و دمکراسی، گرفتنی است، و تا زمانی که من و تو، دست در دست هم برای رسیدن به آن تلاش نکنیم، اینان را به دست نخواهیم آورد...!

این تصویر حسن روحانی، با بابک زنجانی است که میلیاردها دلار از پول مردم ایران را دزدیده است! 


نوشته دیگر دیروز این وبلاگ: 



 نوشته های روزهای گذشته این وبلاگ:



! 



چهارشنبه، تیر ۰۵، ۱۳۹۲

اغتشاشیدم به آن متهم، دادگاه، قانون، حقوقدان و رهنمودهای رهبر انقلاب!

سایت حکومتی تابناک، از قول یک حقوقدان نوشته اسـت: « یک حقوقدان به «تابناک» گفت:یقین دارم پرونده رئیس جمهور با رهنمود رهبر انقلاب مختومه می‌شود »

اولا باید دید رهنود چه چیزی است! منظور از رهنود های رهبر انقلاب، شکر میل فرمودن آن شیخ است! (البته همگان می دانند که منظور از شکر، چیز دیگری است)

جدای از اینکه آیا دکتر محمود احمدی نژاد (یا همان مموتی خودمان) را باید به دادگاه کشاند یا نه، و اینکه اصولا چیزی به نام عدالت، در دادگاه های ایران وجود دارد یا نه، اما اینکه یک حقوقدان، توصیه کند دادگاه به رهنود های رهبر انقلاب توجه کند، مضحک و مسخره است.

حرمت عدالت و دادگاه، در این ملک مصیبت زده شکسته شده است، چرا باید آنقدر عدالت بی حرمت شده باشد که یک حقوقدان، در یک رسانه رسمی، بگوید که دادگاه باید به حرف ها و نظرات رهبر توجه کند!؟

مگر نه اینکه رهبر هم یک انسان است؟! چرا باید دادگاه، به نظرات او توجه ویژه کند؟! آنقدر رسانه های حکومتی و این رژیم بی حیا و بی شرم هستند که به راحتی در رسانه ها، به برابر نبودن رهبر و دیگر شهروندان اعتراف می کنند! 

نوشته دیگر دیروز این وبلاگ: 


 نوشته های روزهای گذشته این وبلاگ:



! 






سه‌شنبه، تیر ۰۴، ۱۳۹۲

سند دروغگویی / تفاوت عوضعلی کردان و حسن روحانی در چیست؟!

یک- خودنویس گزارش مفصلی دارد مبنی بر اینکه چگونه روحانی در مورد مدرک دکتری خود، به دروغ متوسل شده است.

الف) نکته اینجاست که ایشان از سال 1358، خود را دارای مدرک دکتری اعلام کرده است! اما طبق بیانیه دانشگاه، ایشان در سال 1372 مدرک دکتری خود را گرفته است. یعنی در این مورد خاص، به صورت مستند می توان گفت که او دروغ گفته است!!

ب)نکته بامزه اینجاست که مرکز تحقیقات استراتژیک، بعد از اینکه درباره مدرک ایشان پیگیری شده، نام دانشگاه ایشان را عوض کرده است!! سوال اینجاست، آیا ایشان قبلش نمی دانسته مدرک ایشان از کدام دانشگاه بوده است!؟ 

ج) نکته بامزه دیگر اینجاست که هر چه روزنامه تلگراف تلاش کرده که نسخه ای از تز دکتری ایشان را به دست آورد، دانشگاه آنرا نداشته است...!!

(گزارش کامل در مورد نکات فوق را در خودنویس بخوانید)

دو- بین سران رژیم، عادت زشت و زننده ای است که به راحتی، مدرک جعل می کنند و دروغ می گویند. یکی از ایرادات جامعه ایرانی، اهمیت فراوان دادن به مدرک است، و این یک واقعیت است.

به همین دلیل است که فرماندهان سپاه، بعد از اتمام جنگ، همه به صورت فله ای و کیلیویی (!)، از دانشگاه های داخل، مدرک لیسانس و فوق لیسانس گرفته اند.

در این میان، بخشی از این کلاش ها، به روش بهتری متوسل شده و با ثبت نام در دانشگاه های خارج، تلاش کرده اند که مدرک بخرند.

سه- بر کشور بریتانیا، شرایط خاصی حاکم است. اجازه بدهید برای شما مثالی بزنم، مثلا در گذرنامه، اصولا هنگام خروج شهروندان و یا توریست ها، کسی چک نمی کند که چه کسی از کشور خارج می شود، شما موقع خروج، کارت پرواز را می گیری و به هر کشوری که می خواهی می روید!  اگر کسی در سطح شهر خلافی بکند و پلیس ا را دستگیر کن، اصولا از کسی آی-دی و کارت شناسایی طلب نمی کند، این شما هستید که باید اسم خودتان را بگویید!

این نوع رفتار، در تمامی عرصه ها وجود دارد و شاید به سیستم خاص انگلیسی باز می گردد. در این میان، دانشگاه ها نیز، رفتار مشابهی دارند. یعنی مسولین دانشگاه، نمی توانند باور کنند که کسی بیایید و یک پول کلان به عنوان شهریه بدهد، بعد از کلاس های دانشگاه استفاده نکند!

به همین دلیل، به مانند ایران، حضور و غیاب معنایی ندارد. یعنی اصلا چیز عجیبی نیست که دانشگاه، با دریافت پول کلام، روحانی را ثبت نام کند، بعد مسولین دانشگاه، چشمان خود را ببندند و اجازه دهند یکی از دوستان روحانی، از طرف او بیاید و تز خود را ارایه کند! شاید به همین علت است که گزارش های خبری می گوید هیچ کسی روحانی را در آن دانشگاه به خاطر ندارد(!!)

چهار- بماند که دانشگاه های انگلیسی، به پول دوستی (یا همان پولکی بودن!) شهره هستند. چند مثال ساده بزنم:

الف) مدرسه اقتصادی لندن، یا The London School of Economics and Political Science  ، در زمره بهترین دانشگاه های بریتانیا است.  ده ها برنده جایزه نوبل، در این دانشگاه درس خوانده اند، اما می بینیم که این موسسه  معتبر، در قبال دریافت پول از خانواده سلطنتی امارات، اسم بزرگترین سالن دانشگاه را سالن شیخ زاید می گذارد!

ب) نمونه دیگر آن، رابطه حضور مهدی هاشمی در دانشگاه آکسفورد است، که بعدها گزارش هایی مبنی بر اینکه عربستان سعودی، پول کلانی را به دانشگاه آکسفورد داده، منتشر شد!

ج) نمونه دیگر آن، فارغ التحصیلی پسر قذافی، دیکتاتور لیبی است، تحقیقات رسمی در مورد کمک مالی او به دانشگاه، صورت پذیرفته است! (منبع)

حال سوال نهایی خود را مطرح می کنم، براستی چه فرقی است بین عوضعلی کردان و حسن روحانی؟! 

پی نوشت: 
یک- خاک بر دانشگاهی که در قبال پول، اجازه می دهد یک جنایتکار به اسم روحانی، با دادن پولی که از مردم ایران دزیده، دانشجو بشود و بعد با یک رساله دکتری در مورد تطبیق قوانین تخلی در اسلام با قانون (!)، عنوان دکتری را به دست آورد...!!

دو- به صورت مشخص، این دانشگاه، در این مورد گند زده (!) و در آینده، اخبار بیشتری از این کثافت کاری، منتشر خواهد شد. 

منبع تصویر: وبلاگ محکستان
نوشته دیگر امروز این وبلاگ: 


 نوشته های روزهای گذشته این وبلاگ:



!