دوشنبه، اردیبهشت ۰۹، ۱۳۹۲

این ویدیو، آدمی را به وجد می آورد/ سگ معلولی که به یک کودک بیمار، امید زندگی داده است...!


ویدیویی رابطه این کودک و این انسان، آدمی را به وجد می آورد: 

بیماری وجود دارد به نام:
Schwartz-Jampel Syndrome

این بیماری نادر، باعث می شود که تمامی ماهیچه های انسان، بشدت ضعیف شود و فرد، حتی نمی تواند تعادل خود را حفظ کند و روی پای خود بایستد.

کودکی هفت ساله در بریتانیا، به نام  Owen Howkins، از این بیماری نادر و وحشتناک رنج می برد و در این میان، سگی مهربان، به نام هاتچی، به مدد او آمده است.

هاتچی، خود از ناتوانی جسمی رنج می برد، گویا بر اثر حادثه ای، او با قطار تصادف می کند و دامپزشک، ناچار می شود یکی از پاهای او را قطع کند.

رابطه عجیبی که بین این کودک و این سگ به وجود آمده، مثال زدنی است، حضور این سگ، بارقه امیدی را در زندگی این کودک تابانده است. تا قبل از حضور این سگ، او چندان علاقه ای به ترک خانه نداشته، اما اکنون، به همراه این سگ و با شادی، به بیرون می رود و حتی نتایج درس های او نیز بسیار بهتر شده است.

هاتچی، این سگ مهربان، نامزد دریافت جایزه مهمی شده که به سگ ها اعطا می شود.









پایداری دمکراسی در یک جامعه، نسبت مستقیم دارد به فساد مالی سران آن حکومت..! / پارامترهای بسیار مهمتری از فساد مالی سیاستمداران وجود دارد!

یکی از وبلاگ نویسان، مطلبی را منتشر کرده بود و به استناد گزارش یک خبرنگار، نوشته بود که رضا شاه، موقع خروج از ایران، سیصد میلیون دلار آن زمان پول با خود خارج کرده است. ارزش دلار در این چند دهه، به شدت کاهش یافته است و بنا به برخی از آمار، می توان گفت سیصد میلیون آن زمان، چیزی برابر با ده میلیارد اکنون بوده است.


شاید ذکر نکات ذیل خالی از لطف نباشد:


-          یک: اصولا این پول، برابر با بودجه چند سال آن زمان است.


-          دو: هنوز که هنوز است، بسیاری از طرح های راه آهن و یا جاده سازی ایران، بنا به طرح هایی است که رضا شاه بنا گذاشته است، لذا بدون شک، بخش عمده ای از بودجه کشور، خرج عمران و مدرن سازی کشور شده است.


-          سه: با توجه به دو نکته فوق، دور از ذهن و غیر منطقی است که تصور کنیم رضا شاه، درآمد چندین سال کشور، فقط آن قسمتی از پول او است که به آفریقا برده است...!


-          چهار: اصولا این منبع چندان قابل اعتماد نیست، هر چند رسانه معتبری آنرا منتشر کرده است، اما استاندارد معتبر بودن اخبار در هفتاد یا هشتاد سال قبل، با استاندارد معتبر بودن اخبار در این زمانه، کاملا متفاوت است. مثلا اگر الان واشینگتن پست، چنین مطلبی را منتشر کند، با توجه به اینکه عصر اینترنت است، مجبور است که از منبع کاملا معتبری استفاده کند.


به یاد بیاوریم که اولین رسانه های خبری، تنها یک خبرنگار مثلا در فلان کشور می داشتند  و هیچ رقابتی بین آنها وجود نداشت که مجبور به دقت بیشتر شوند.اصولا بین وظیفه خبرنگاری و تفسیر خبر نیز، کسی تفاوت قایل نمی شد.


-          پنج: بدون شک، رضا شاه، فساد مالی داشته است. مصوبات مجلس در آن زمان، گویای این واقعیت است.


-          شش: اصولا فساد مالی، نسبت مستقیمی با وجود دمکراسی در هر کشوری دارد. هر چه دمکراسی پایدارتر باشد، فساد مالی کمتر می شود. اگر بریتانیای امروزه را با بریتانیای پنجاه سال پیش مقایسه کنیم، می بینیم که فساد مالی تا چه حد کاهش یافته است، چرا که دمکراسی قدرتمندتر و جا افتاده تر شده است.


-          هفت: در تمام کشورها، حتی کشورهای دمکراتیک نیز، فساد مالی وجود داشته و دارد، مهم این است که برای درباره یک سیاستمدار، با پیش زمینه درستی به فساد مالی سیاستمداران نگریسته شود.


-          هشت: همانطوری که در بالا گفته شد، حتما رضا شاه، فساد مالی داشته است، اما چنین اعدادی، اغراق های عجیب و غریب و شاخ دار است. چنین برداشت و چنین دیدی، ما را از واقعیت دور می کند.


از همه مهمتر، پارامترهای بسیار مهمتری نسبت به فساد مالی وجود دارد! اجازه بدهید مثال ساده برای شما بزنم:


سال اول روی کار آمدن احمدی نژاد، او برای اینکه هیاهوی تبلیغاتی راه بیاندازد، دستور داد تا واحد ذخیره ارزی یکصدمیلیارد دلاری ایران را از واحد ارزی یورو،  به ارز کشورهای آسیای شرقی، تبدیل کنند. همین دستور ساده، که شاید کمتر کسی به آن توجه داشت، ضرری معادل چهار میلیارد دلار برای مردم ایران به همراه داشت.


اصولا کسی که در راس قدرت است، می تواند با تصمیم گیری های غلط خود، ضررهای وحشتناکی به کشور بزند، در نوشته پیشین این وبلاگ، با یک جمع و ضرب ساده، نشان داده ام که رژیم اسلامی، بیش از دوازده هزار و پانصد میلیارد دلار (!!) به مردم ایران ضرر زده است...! (منبع)


مهم این است که در کشور، دمکراسی برقرار شود، چون وجود دمکراسی، باعث رشد اقتصادی پایدار می شود، جلوی فساد مالی را می گیرد و از اتفاقات وحشتناکی چون انقلاب ایران، جلوگیری می کند.


فساد مالی رضا شاه، هر چند با اعداد شاخدار ذکر شده در وبلاگ آلفرد، فاصله بسیار دارد، اما واقعیت دارد و وجود داشته است، ولی همین فساد مالی نیز، در قیاس با عملکرد او در قبال دمکراسی، اهمیتی ندارد. اصولا مسایل بسیار مهمتری از فساد مالی وجود دارد، مانند ایجاد و تقویت دمکراسی در جامعه!  بدون شک، هر چقدر دمکراسی در جامعه تقویت شود، در آن جامعه نهاد های مدنی چون رسانه ها، رشد بیشتری می کنند، در نتیجه فساد مالی کمتری در کشور به وجود می آید. رضا شاه، زمینه ساز تغییرات بسیار زیادی در ایران شد، اصولا در شکل گیری ایران مدرن، نقش قابل توجهی داشته است، که  اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، نمی شود از این واقعیت چشم پوشید. این اصلاحات و مدرن سازی ایران، کمک بسیاری به رشد دمکراسی در ایران (در دراز مدت) کرده است.

واقعیت دیگری نیز وجود دارد که نمی توان از آن چشم پوشید، و آن این است که  شخص رضا شاه، فرد دمکراتی نبود، او دیکتاتور بود و با مخالفین خود، با خشونت رفتار می کرد.


اما نکته ای که در یکسال اخیر، ذهن مرا به خود مشغول داشته، این است که بر فرض رضا شاه، آدم کاملا دمکراتی می بود، براستی، نتیجه رای گیری و دمکراسی، در آن جامعه چه می شد؟!


برای مردمی که گرد امثال شیخ فضل الله نوری جمع شده بودند، مردمی که تحت تعالیم اسلام، زن را کالا می دانستند و اسلام به شدت در میان آنها ریشه داشته است، صندوق رای وسیله ای می شد که قدرت را دو دستی تقدیم ملایان کنند، همان اتفاق دهشتناکی که در دوازدهم فروردین سی و اندی سال قبل رخ داد و کشور ما را دو دستی تقدیم ولایت فقیه کرد.


بدون شک، رضا شاه، خدمات بسیاری داشته، فساد مالی نیز داشته است، اما اگر من بخواهم به عملکرد رضا شاه نگاه کنم، به این مساله می اندیشم که تا حد، حکومت او به دمکراسی در ایران کمک کرده است. اصولا اهمیت اینکه یک سیاستمدار چقدر بر روند دمکراسی در کشورش اثر گذاشتن، بسیار بیشتر از فساد مالی او است. 


اینکه بخواهیم برای قضاوت درباره یک سیاستمدار، تنها بر فساد مالی او قضاوت کنیم، چندان هوشمندانه نیست و برخوردی احساسی است. 

باید این واقعیت را پذیرفت که شرایط کنونی کشور ما، حاصل عدم درک صحیح از مفاهیمی چون دمکراسی و سکولاریسم است، و شاید مهمترین بلایی که بر سر این جامعه آمده، مقدس دانستن اسلام باشد، چون وقتی در جامعه ای، قوانین غیر انسانی اسلام مقدس نداسته شد، دمکراسی از آن جامعه رخت بر می بندد.

وجود دمکراسی در یک کشور، وابسته به عملکرد یک شخص نیست، چه آن شخص بختیار باشد، چه محمد رضا شاه، چه خمینی و چه رضا شاه! اگر مردم یک جامعه بدانند دمکراسی چیست، خود نیز می توانند از آن دمکراسی دفاع کنند...!



اکنون بر این باورم که برای قضاوت درباره محمد رضا شاه و یا رضا شاه، باید دید که با ایجاد زیرساخت های مدرن، چه مقدار آنها به دمکراسی کمک کرده اند، و از طرفی، ایا خود رفتار دمکراتی داشته اند؟! و صد البته که باید با معیارهای ان زمان، چنین مقایسه ای را انجام داد. 

در مقایسه با دو سال قبل که مطلب فوق را نوشته ام، باید بگویم که نظرم اندکی عوض شده است:

یک- از نظر نگارنده، پهلوی اول و پهلوی دوم، هیچ کدام افراد دمکراتیکی نبودند. اما نباید فراموش کرد که جامعه نیز، چندان از پتانسیل لازمه برای دمکراسی در آن زمان برخوردار نبوده است!

دو- پهلوی اول و دوم، در دراز مدت به شکل گیری دمکراسی در ایران کمک کرده اند، چه آنکه دمکراسی آینده در ایران، مدیون بخشی از  زیر ساخت های مدرنی است که آنها در چند دهه قبل، بنا کرده اند.

مگر می شود منکر فعالیت های مفیدی، چون سپاه دانش شد و اثر چنین فعالیت هایی را در دمکراسی آینده، منکر شد؟!  انجام بسیاری از این فعالیت ها، در آن دوران سیاه، جرات و شجاعت می طلبیده و فرد، باید با جامعه سنتی مقابله می کرده است و بسیاری از تابو ها را به چالش می کشیده است. 

بدون شک، این پول مردم ایران بوده که خرج مردم ایران می شده است، اما همین که شخص شجاعت به خرج می داده و فهم این را داشته که برای بهبود اوضاع، باید چنین تعییراتی صورت پذیرید، اهمیت بسیار می یابد و در درازمدت، اثر بسیار مفیدی بر جامعه دارد.

سه- محمد رضا شاه، فرد دمکراتیکی نبود، اما آدم کش هم نبود، او حاضر نشد برای باقی ماندن در قدرت، به خونریزی متوسل شود و همین هم پاشه آشیل او شد و در نهایت نظام او، متلاشی شد.  او نقش منفی دیگری نیز داشت، در دهه چهل و پنجاه، برای مبارزه با کمونیسم، به رشد اسلام و توسعه مساجد کمک کرد که این بلای جان مردم ایران شد! 

چهار- فساد مالی در زمان پهلوی اول، بسیار بیشتر از پهلوی دوم بوده است، شاید منصفانه باشد که بگوییم محمد رضا شاه، فسادی قابل توجهی نداشته است. اصولا برای کسی که آن درامد کلان نفتی را در اخیتار داشته و هیچ کسی نیز از او حساب کتاب نمی خواسته، رقم شصت میلیون دلاری که برای فرزندش به ارث گذاشته، فساد محسوب نمی شود...!! 

پنج- وقوع انقلاب، غیر قابل گریز بود، مگر اینکه شاه به خشونت متوسل می شد، که او نیز چنین نکرد. این انقلاب و فجایع بعد از آن، خواست خود مردم ایران بوده است...! حتی اگر محمد رضا شاه، انتخابات آزاد در ایران برگزار می کرد، مردم فریب خورده ایران، از دل صندوق های رای، خمینی را بیرون می آوردند...! 

شش- اگر یک آرزو داشته باشم، این است که ای کاش، محمد رضا شاه، به جای توسعه مساجد، به گسترش مفاهیمی چون دمکراسی و حقوق بشر در جامعه همت گماشته بود، ممکن بود که در این صورت، ما با فاجعه انقلاب مواجه نمی شدیم...!!

هفت-  بر این باورم که رضا پهلوی، فرد دمکراتیکی است، و از اتفاقات رخ داده در زمان پهلوی اول و دوم، بسیار آموخته است. شخصا با تمام توان، از شورای ملی حمایت کرده ام و معتقدم که چنین شورایی با روند دمکراتیک، می تواند در آینده ایران، نقش بسیار مثبتی را بازی کند. در این مدت که با شورای ملی همکاری نزدیک داشته ام، می توانم شهادت دهم که رضا پهلوی درباره این شورا، رفتار و عملکرد بسیار دمکراتیکی داشته است. 

نمی توان توقع داشت که یک نفر به تنهایی، به نجات یک ملت بیاید، این کل جامعه است که باید به حرکت افتد و تلاش کند تا به دمکراسی برسد، اما پتانسیل نیروهای سیاسی آزادی خواه، چون رضا پهلوی نیز، می تواند کمک بسیاری کند. 


چند نوشته اخیر این وبلاگ: 

















یکشنبه، اردیبهشت ۰۸، ۱۳۹۲

مدیریت الله اکبر در جمهوری اسلامی: واردات گوسفند زنده با هواپیمای چارتر!


به گزارش تابناک، چون در دریای خزر، ایران فاقد کشتی باربری است، به منظور واردات گوسفند از آسیای میانه، به جای استفاده از کشتی،  با استفاده از هواپیما، گوسفند ها را وارد می کنند...!!

در کشوری که از نظر صنعت هوانوردی، در ضعیف ترین شرایط ممکنه به سر می برد، و به دلیل تحریم های بین المللی، اصولا به بازارهای جهانی در زمینه تامین هواپیما و قطعات یدکی دسترسی ندارد، استفاده بهینه از همین امکانات موجود، اهمیت ویژه دارد.

در حالی که بیمارستان های تخصصی بسیار محدودی در ایران وجود دارد، و در این کشور فلک زده، برای انتقال بیماران، هنوز از شیوه های احمقانه ای چون اتوبوس های معمولی استفاده می شود، وقتی می بیینم که از هواپیما برای حمل و نقل گوسفند استفاده می شود، نهایت حماقت مدیران این رژیم  را نشان می دهد.

حال زمانی نهایت حماقت مدیران این رژیم مشخص می شود که به نکات ذیل توجه می کنیم:

-          ایران کشوری است که بسیار مستعد پرورش دام است و امکان حتی صادرات را نیز دارد..! چرا باید دام از یک کشور دیگر با هواپیما وارد شود.
-          چرا کشوری که بیش از دو هزار و هفتصد کیلومتر مرز آبی دارد، در دریای خزر فاقد کشتی باربری است و باید با هواپیما، گوسفند از کشورهای آسیای میانه وارد کنند؟!
قبلا نوشته بودم که ضرر اقتصادی این رژیم فقط در چند سال اخیر، بیش از یکصد و شصت هزار دلار به ازا هر ایرانی است...!

باز این اعداد را به صورت خلاصه در اینجا ذکر می کنم:

مهمترین خیانت خامنه ای ایجاد بحران بین المللی است که در نتیجه آن وضع اقتصادی مردم به این وضع فجیع درآمده است. دو بحران توسط خامنه ای ایجاد شده است: 

الف-) ایران در منطقه از دو گروه تروریستی حزب الله و حماس حمایت می کند خود مردم فلسطین و لبنان نیز از دو گروه یاد شده متنفر هستند و معتقدند این گروه های تروریستی یاده شده بشدت فاسد بوده و فقط بدلیل منافع خودشان از ایجاد صلح با اسراییل جلوگیری می کنند. بدلیل حمایت ایران از گروه تروریستی فوق، تمام کشورهای پیشرفته و متمدن دنیا با دولت ایران اختلاف دارند.


ب-) ایجاد بحران هسته ای و پیگری ساخت بمب اتم که تحریم های بین المللی را برای ایران به همراه داشته است.


بابت دو بحران یاد شده ، مردم ایران ضررهای زیر را متحمل شده اند:


یک- دولت روسیه در عوض حمایت از ایران، سهم ایران را در منابع نفتی و گازی دریای خزر از پنجاه درصد طبق قرارداد سال 1949 به یازده درصد کاهش داده است. با توجه به اینکه تاکنون بیش از پنجاه میلیارد بشکه نفت در میادین نفتی دریای خزر کشف شده است، این به معنی از دست رفتن بیست میلیارد بشکه نفت از ثروت مردم ایران است که به رقم افسانه ای دوهزار میلیارد دلار(دو تریلیون دلار) می رسد.

دو- به دلیل بحران های فوق، شورای امنیت، تحریم های زیر را برای ایران در نظر گرفته است، و ما ضررهای زیر را متحمل شده ایم:


الف- علی رغم اینکه ایران بهترین موقعیت جغرافیایی را برای سرمایه گذاری دارد، اما به دلیل تحریم و ایجاد بحران های بین المللی توسط احمدی نژاد، هیچ شرکت خارجی در ایران سرمایه گذاری نمی کند. لذا در میادین مشترک نفتی با کشورهای همسایه چون قطر ، آنها مشغول استخراج هستند و سهم ما را نیز آنها می فروشند. میلیاردها دلار از ثروت کشور ها در حال تاراج به این شیوه است.


ب- به دلیل نبود سرمایه گذاری خارجی در صنعت نفت و گاز و از طرفی چون شرکت های صاحب تکنولوژی به دلیل تحریم حاضر به انجام کار در ایران نیستند، بهره وری ما برای استخراج نفت بسیار پایین آمده است و میلیاردها بشکه نفت برای همیشه در اعماق چاه ها باقی می ماند. ضریب برداشت نفت در ایران 24 درصد است در حالی که در نروژ ای نرقم 65 % است ، یعنی ما دو برابر نفتی که صادر می کنیم، را نابود می کنیم.این به معنی از دست دادن نه هزار میلیارد دلار پول است. (منبع: عصر ایران – یک اسفند به نقل از رییس پژوهش نفت ایران)


ج- به دلیل تحریم های بانکی بین المللی ما برای صادرات و واردات، ناچار هستیم از بانک های کشورهای ثالث استفاده کنیم که برای کشورما هزینه ای حدود ده درصد به همراه دارد. یعنی 10% تمام صادرات و واردات کشور را باید به یک کشور ثالث مانند امارات برای استفاده از سیستم بانکی آنها، باج بدهیم، یعنی رقمی حدود بیست میلیارد دلار در سال!


د-سالیانه بیش از 180000نفر از متخصصین تحصیل کرده ایرانی به دلیل نبود امنیت و فرصت شغلی از ایران فرار می کنند که طبق امار صندوق بین المللی پول، به معنی از دست دادن پنجاه میلیارد دلار پول است.در حالی که اگر امنیت اقتصادی بود، ما به بیش از این افراد تحصیل کرده برای ساختن و توسعه ایران نیاز داشتیم.
  
جمع بندی :

نه هزار میلیارد دلار خسارت برداشت نامناسب از چاه های نفت+ دو هزار میلیارد دلار سهم ایران در دریای خزر+هزار و پانصد میلیارد دلار خسارت فرار متخصصین در این سی ساله.

جمع: دوازده هزار و پانصد میلیارد دلار!! یعنی یکصد و هفتاد و هشت هزار دلار از جیب هر ایرانی!

رقم فوق، چهار هزار و یکصد و شصت برابر دزدی سه هزار میلیارد تومانی بانک صادرات است.

این بخشی از ضررهای مردم ایران است،ضررهای پنهان دیگری نیز وجود دارد:

از بین رفتن زیربناهای صنعتی،عدم توسعه کشور،عدم سرمایه گذاری خارجی در صنعت ایران، فساد بیش از حد دولت و اطرافیان احمدی نژاد و ...؛ براستی چه کسی مسول کیفیت پایین زندگی مردم، افسردگی بیش از اندازه، بی آبرویی ایرانیان،  کوتاه شدن عمر مردم و ... است؟

چند نوشته اخیر این وبلاگ: 



شنبه، اردیبهشت ۰۷، ۱۳۹۲

آیت الله های مزدور و فقیهانِ وقیح /--------------/جملگی هستند خونخوار و به ضحاکند شبیه


آیت الله های مزدور و فقیهانِ وقیح
جملگی هستند خونخوار و به ضحاکند شبیه


رنج و زجرِ مردمان را روز و شب
از خدای مفتضح خواهند هردم زیر لب


با کلام و قدرت و پول و سلاح و اختناق
اجتماع را بَرده دارند از برای ارتزاق


برای سود و سودا و حصول نفع خود
راوی نقل و حدیث هستند در هر جمع و گود


کاشفِ اسرارِ اعدادِ کلامِ بی ثمر
یاوه گویانِ نفاق و مذهبِ از حد به در


مفتیانِ دانشِ علمِ جماعِ شهوتی
کاخدارانِ ریاکار و سران پاپتی


صاحبانِ منبعِ تولیدِ فکرِ ارتجاع
روضه خوانانِ دروغینِ جنونِ انتفاع


ژاژخواهانِ زبانبازِ بیانِ جاهلی
بی عمل گویندگانِ رهروِ عصیانگری


قرنها این مجمع سالوسیان درگردِ هم
کشته و دزدیده و بُردند با جور و ستم


شعر از پوریا مفتون

چند نوشته اخیر این وبلاگ: 





پیوند به پخش زنده مجمع موسس شورای ملی ایران


پیوند به پخش زنده مجمع موسس شورای ملی ایران
برپایی مجمع موسس شورای ملی ایران
شنبه ۷ و یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲
۲۷و ۲۸ آپریل ۲۰۱۳
پاریس

پیوند به پخش زنده مجمع موسس شورای ملی ایران

کیفیت متوسط

https://www.farakhanmeli.org/tv/tvmq.html

کیفیت خوب

 https://www.farakhanmeli.org/tv/tvlq.html

کیفیت عالی

https://www.farakhanmeli.org/tv/tvhq.html

چند نوشته اخیر این وبلاگ: 


چهارشنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۹۲

اعضای شورای ملی به نمایندگی از مردم برای رسیدن به انتخابات آزاد، تلاش خواهند کرد، نه اینکه بر مردم ایران حکومت کنند...!


سوال: آیا اعضای این شورا، نمایندگان واقعی مردم ایران هستند؟

پاسخ: انتخاباتی کاملا آزاد برگزار شده است، انتخاباتی که به معنای واقعی کلمه، دمکراتیک بوده و شاید، سه اصل مهم در انتخابات برگزار شده، به شرح ذیل باشد:
      الف) هر کسی می توانسته نامزد شود (اسم هیچ کسی حذف نشده اسـت)
      ب) هر کسی می توانسته رای بدهد (حق رای از هیچ کسی گرفته نشده است)
      ج)گروهی حقوق دادن مستقل و قسم خورده فرانسوی، به عنوان ناظر بی طرف، بر روند انتخابات نظارت کرده اند و سلامت انتخابات را تایید کرده اند.

سوال: اعضای این شورا، مشروعیت خود را از کجا می گیرند؟

پاسخ: مشروعیت اعضای این شورا، بر سه اصل استوار است:
      الف- انتخابات آزادی که برگزار شده است،
      ب- منشور این شورا، که بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر و دمکراسی بنا شده است.
حقوقی مانند نفس کشیدن هر انسان، به خودی خود، مشروعیت دارند، این منشور نیز چون مطابق اعلامیه جهانی حقوق بشر است، به خودی خود، مشروعیت دارد.
      ج- از همه مهمتر: هدف از تشکیل شورای ملی، تلاش برای برگزاری انتخاباتی آزاد در ایران است و قرار نیست اعضای این شورا، بر ایران حکومت کنند...!

سوال: بسیاری از مردم داخل، از برگزاری این انتخابات، بی خبر بوده اند، چگونه این شورا معتبر است؟!

پاسخ: بدون شک، بدلیل عدم دسترسی به مردم داخل کشور، بسیاری از ایرانیان، از این انتخابات بی خبر بوده اند و در آن شرکت نکرده اند، اما این از مشروعیت شورای ملی نخواهد کاست. چه آنکه این شورا، مشروعیت خود را از هدف خود می گیرد ، که همانا برگزاری انتخابات آزاد و اعتلای حقوق بشر و دمکراسی در ایران است. هر فرد منصفی خواهد گفت که اهداف این شورا، برابر با خواسته اکثریت مردم ایران است.

به یاد داشته باشید که قرار نیست اعضای این شورای ملی، بر مردم ایران حکومت کند، بلکه قرار است به نمایندگی از مردم داخل کشور،  برای برگزاری انتخابات آزاد، تلاش کند.

اینکه رژیم اجازه برگزاری انتخابات آزاد را نمی دهد، و لذا مردم ایران، نمی توانند مثلا در انتخابات اعضای مجمع موسس شورای ملی، شرکت کنند، دلیل نمی شود که تلاش برای برگزاری انتخابات در ایران، متوقف شود.
رفتار رژیم ایران، مبنی بر نقض حقوق انسانی شهروندان  و ممانعت از حضور آنانا در هر گونه انتخابات آزاد، دلیل تشکیل چنین شورایی است.

چند نوشته اخیر این وبلاگ: