شنبه، مهر ۰۸، ۱۳۹۱

چرا خروج نام مجاهدین از سازمانهای تروریستی، یک فاجعه برای آزادی خواهان ایرانی است؟/ارتباط مجاهدین و عربستان سعودی؟!

در  اینکه مجاهدین یک فرقه تروریستی هستند و با روش های غیر انسانی، اعضای خود را مجبور به ادامه همکاری در فرقه خود می کنند، هیچ شکی نیست.

گزارش دیده بان حقوق بشر (یکی از مهمترین سازمان های بین المللی فعال در امر حقوق بشر) به صراحت به وجود شکنجه و زندان های انفرادی در کمپ اشرف، و یا کشتن اعضا تاکید می کند.(توضحیات بیشتر در اینجا). به یاد داشته باشیم که این گروه تروریستی، به جنایت علیه بشریت متهم است (منبع)

به دلیل فعالیت های تروریستی، از جمله کشتن آمریکایی ها در قبل از انقلاب در ایران، همکاری با صدام در سرکوب کردها و شیعیان عراق، و همینطور بد رفتاری با اعضا خود، دولت آمریکا این گروه را در لیست سازمان های تروریستی قرار داده بود.

اما در این چند سال اخیر، مجاهدین خلق با استفاده از دلارهای صدام (که بابت مزدوری دریافت می کردند)، اقدام به پرداخت پول به سیاستمداران آمریکایی کردند و با کثافت کاری، دولت آمریکا را مجبور کردند که لیست این مجاهدین را از لیست سازمان های تروریستی، خارج کند.

نظر مطبوعات بین المللی در اینباره:

"در حالی که روزنامه تایمز مالی اتخاذ تصمیم مبنی بر خارج ساختن نام مجاهدین خلق از لیست گروههای تروریستی را "نمونه روشن نفوذ پول و دلالی سیاسی در واشنگتن" خوانده و جایگاه کنونی مجاهدین خلق را مابین "گروه مزاحم و یا بی‌معنی و فاقد تاثیر" قرار داده، و در نوشته های رسانه های دیگر از آنها به عنوان "کمدی فاجعه بار" یاد شده،"

به نکات ذیل توجه بفرمایید:

-          حماقت آمریکایی:
اصولا چیزی وجود دارد به نام «حماقت آمریکایی!». علی رغم داشتن بیشترین توانایی (پول، قدرت نظامی و سیاسی) اما دولت آمریکا، در بسیاری از موارد، احمقانه ترین تصمیمات را گرفته است
-          لابی گری در آمریکا:
در آمریکا لابی گری قانونی است، یعنی دفاتری وجود دارند که با دریافت پول، به نمایندگی از شما بین نمایندگان مردم در مجلس حضور یافته و به تبلیغ نظر شما می پردازند.
-          لابی گری در زمانی که تروریست بودند:
گروه های تروریستی اجازه لابی کردن در آمریکا را ندارند، اصولا دریافت پول از آنها، به دلیل مشخص نبودن منبع پول، می تواند جرم پولشویی شناخته شود. اما درست در زمانی که مجاهدین در لیست تروریستی بودند، به صورت عجیبی به سیاستمداران آمریکایی پول های کلان می دادند تا در مجالس آنها برای چند دقیقه سخنرانی کند!
جالب اینجاست که دریافت چنین پول های کلانی (مثلا مبلغ یکصدو  شصت هزار دلار برای چند دقیقه سخنرانی توسط فرماندار ایالتی در آمریکا)، به تحقیق رسمی اف بی آی، درباره پولشویی سیاستمداران آمریکایی و دریافت پول از تروریست ها ختم شد! پیوند به منبع
-          مجاهدین پول های کلان با منبع نامعلوم دارند:
مجاهدین تنها گروه ایرانی هستند که پول های کلان دارند. منبع همه آنها مشخص نیست، اما می توان به پول هایی اشاره کرد که بابت مزدوری و خیانت به مردم ایران از صدام دریافت کرده اند، تا جرایم سازمان یافته ای چون قاچاق انسان و یا کلاه برداری های سازمان یافته در اروپا.
گزارش هایی وجود دارد که مجاهدین، به صورت ماهیانه مبالغ  میلیون دلاری، از صدام پول می گرفته اند. به یاد بیاوریم که زمان دستگیری مریم رجوی در فرانسه، مبلغ شش میلیون دلار به صورت نقد (!) از اتاق خواب او کشف شد و مطمینا با توجه به سن و سال خانم مریم رجوی، این پول حاصل استریپ کردن ایشان در کلاپ های پاریس نبوده است!
بنا به گزارش فاکس نیوز،مجاهدین برای سخنرانی سیاستمداران آمریکایی در جلسات خود، هر دقیقه بیست هزار دلار پرداخت می کرده اند!
-          مجاهدین نظر دولت آمریکا را خواهند خرید:
زمانی که مجاهدین در لیست تروریستی بودند، امکان لابی کردن نداشتند، اما اینچنین پول پرداخت کردند و نظر سیاستمداران احمق آمریکا را عوض کردند، وای به روزی که این گروه تروریستی، بتوانند قانوی فعالیت کنند..!
به نظر می رسد از این به بعد، مجاهدین تلاش می کنند نزد سیاستمداران احمق آمریکایی، خود را نماینده مردم ایران معرفی کنند!
-          نگرانی عربستان سعودی و شرکت های نفتی دنیا از استقرار دمکراسی به ایران:
نفع عربستان سعودی، وجود کشوری متزلزل و غیر دمکراتیک در ایران است.
عربستان سعودی تنها کشور منطقه است که بیش از همه، نگران استقرار دمکراسی در ایران است. عربستان سعودی،بزرگترین صادر کننده و دارنده نفت دنیا، کشوری است که به شیوه دروان ماقبل تاریخ (!) اداره می شود، هیچ نظارتی بر خاندان سعودی نیست، مبالغ کلان پول نفت به جیب آنها می ریزد و خوب می دانند اگر در ایران،دمکراسی حاکم شود، این نهضت مردم سالاری، به عربستان سعودی نیز منتقل می گردد. قطعا اولین نکته سیاست خارجی یک نظام دمکراتیک در ایران، نقض حقوق بشر و عدم وجود دمکراسی در عربستان است.
از طرفی نیز، اگر در عربستان دمکراسی برقرار باشد، شرکت های نفتی، اجازه غارت منابع نفتی کشورهای نفت خیر منطقه را نخواهند یافت.
لذا، شرکت های نفتی بزرگ دنیا و همینطور دولت عربستان سعودی، از استقرار دمکراسی در ایران، وحشت دارند.
-          نگرانی شرکت های اسلحه سازی دنیا از استقرار دمکراسی در ایران:
شرکت های اسلحه سازی، نقش مهمی را در تصمیم گیری ها بازی می کنند. شاید برخی بگویند ترنور آنچنانی وجود ندارد، اما چنین نیست:
الف)سلاح ها همه برای دولت آمریکا طراحی می شود. دولت آمریکا با خرید اولین محموله، هزینه طراحی را پرداخت می کند، خرید کشورهای خارجی، سود خالص برای کمپانی های اسلحه سازی است.
به) ارتباط گسترده کمپانی های اسلحه سازی با سیاستمداران آمریکایی. مثلا رییس هیئت مدیره مارتیک، همسر پاول است!
طبیعی است که مهترین خریدار اسلحه، عربستان و کشورهای نفت خیز منطقه هستند و صد البته که با استقرار دمکراسی، دیگر کشورهای منطقه دلیلی برای خرید اسلحه ندارند. 
-          ارتباط مجاهدین با عربستان سعودی:
منبع: اینجا: سخنان یکی از بلندپایه ترین اعضای جداشده از مجاهدین
گزارش هایی از ارتباط بین عربستان سعودی و مجاهدین وجود دارد. به نظر می رسد مجاهدین که تا کنون مزدوری صدام را می کردند، اکنون به مزدوری عربستان سعودی می پردازند.
-          خطر مجاهدین برای آزادی خواهان ایرانی:
خطر اصلی مجاهدین این  است که برای سیاستمداران نادان و احمق آمریکایی، خود را نماینده مردم ایران جا بزنند.
بدون شک، مردم ایران ترجیح می دهند که زیر یوغ رژیم آخوندی بمانند، اما اجازه ندهند مجاهدین خلق، به قدرت برسند. 
این گروه آنچنان نزد مردم ایران بد نام است و مورد تنفر واقع است که حضور آنها به عنوان یک گزینه، باعث می شود بسیاری از مردم ایران، در هنگام درگیری با رژیم، از شدت ترس قدرت گرفتن مجاهدین، اصولا در مبارزات و تظاهرات، حاضر نشوند.
ختم کلام اینکه از این به بعد، سیاستمداران احمق آمریکایی، مجاهدین را به عنوان بخشی از مردم ایران خواهند شناخت و این فرقه تروریستی، اجازه خواهد یافت تا بر تصمیم گیری های دولت آمریکا، اثرگذار باشد.

بدون شک، تا زمانی که مجاهدین خلق، اشتباهات خود، شامل مورد زیر را نپذیرند، و قبول نکنند اشتباه کرده اند و دیگر تکرار نمی کنند، نمی توان به آنها اعتماد کرد، جنایات و اشتباهاتی مانند:

-          همکاری و کمک به صدام حسین در جنگ ایران و عراق
-          آزار اعضای خود، شکنجه و کشتن آنها
-          مشارکت در بمب گذاری ها و دیگر اعمال تروریستی خود
-          مشارکت در سرکوب کردها در عراق
==============در این پیوند، نوشته های دیگر مرا درباره مجاهدین خلق بیابید. 

                                    
-------------نوشته های دو روز گذشته من:


جمعه، مهر ۰۷، ۱۳۹۱

امام هشتم وقتی زنده بود، نتوانست برای خودش کاری کند،حالا چه کار می تواند بکند که گرد و خاکش را به کله بچه های بیمار می مالید؟!


اینها خدام حرم امام هشتم شیعیان هستند که از کودکان سرطانی در بیمارستان ها دیدار کرده اند، همانطوری که می بینید، به سر و کله این کودکان نیز گرد و خاک قبر امام هشتم می مالند (چون مقدس است!!)، حال سوال من این است، این امام هشتم، زمانی که زنده بود و قادر به انجام کاری بود، خودش  انگور سمی خورد و مرد!  و نتوانست خودش را شفا بدهد!! (آن هم زمانی که زنده بود)،


حالا این آدم بعد از چند صد سال و در حالی که مرده است، چه غلطی می تواند بکند که گرد و خاک کثیف را به سر و کله کودکان بیماری می مالند؟! 

/--------------/نوشته دیگر امروز من: 




این تصویر احمدی نژاد درحال خوردن نان و پنیر است،او همانی است که غیر از پول نفت،نیمی از ثروت هر ایرانی را دزدید و ندا را نیز کشت!

دوست عزیزم، اندیشه گرامی نوشته بود: به امید آمدن کدام «جمعه» خانه ما را ویرانه می کنید؟!

بی اختیار یاد این عکس احمدی نژاد افتادم، بعد به یاد لحظه جان سپردن ندا آقا سلطان...! 

ابتدا به یاد داشته باشیم که احمدی نژاد، فرزندخوانده مجتبی خامنه ای است و او است که پشت همه دزدی های احمدی نژاد قرار دارد...!

این عکس احمدی نژاد، در ابتدای دوران ریاست جمهوریش منتشر شد تا به مردم ساده باور بگوید او فردی ساده زیست است، یعنی مثلا نان و پنیری می خورد که ده سنت (یک دهم دلار) خرج بر می داشت و حاضر نبود یک چلوکباب دو دلاری بخورد، در نتیجه یک دلار و هشتاد سنت، به نفع مردم ایران بود!
حال بعد از هفت سال، نتیجه ریاست جمهوری احمدی نژاد، نتیجه این شده که پول ملی ایران، شصت درصد ارزشش را از دست داده است(!)، آنهم در حالی که دولت او بیش از هفتصد میلیارد دلار نفت فروخته است!

یعنی هر هزار تومان پول ایرانی، ششصد تومان خود را از دست داده است و در حقیقت این پول به جیب احمدی نژاد رفته است!

یعنی در حالی که بیش از همه دولت های تاریخ ایران پول داشته است، و همه آنرا به جیب مبارک ریخته است، و چیزی به مردم ایران نرسیده است، باز این کفایت نکرده است و آقای احمدی نژاد و مجتبی خامنه ای، شصت درصد از پولی که مردم ایران در قبل داشته اند را به جیب زده اند...!

به عنوان مثال، برخی از ضررهایی که دولت احمدی نژاد با مدیریت غلط خود به کشور ایران زده است را در اینجا ذکر می کنم:

مهمترین خیانت احمدی نژاد ایجاد بحران بین المللی است که در نتیجه آن وضع اقتصادی مردم به این وضع فجیع درآمده است.دو بحران توسط احمدی نژاد ایجاد شده است:

-          ایران در منطقه از دو گروه تروریستی حزب الله و حماس حمایت می کند خود مردم فلسطین و لبنان نیز از دو گروه یاد شده متنفر هستند و معتقدند این گروه های تروریستی یاده شده بشدت فاسد بوده و فقط بدلیل منافع خودشان از ایجاد صلح با اسراییل جلوگیری می کنند. بدلیل حمایت ایران از گروه تروریستی فوق، تمام کشورهای پیشرفته و متمدن دنیا با دولت ایران اختلاف دارند.

-           ایجاد بحران هسته ای و پیگری ساخت بمب اتم که تحریم های بین المللی را برای ایران به همراه داشته است.
بابت دو بحران یاد شده ، فشارها و ضرر های اقتصادی فراوانی به مردم ایران وارد شده که رئوس آن به شرح ذیل است:

-          رژیم ایران در معرض خطر حمله آمریکا و  اسراییل است، و برای اینکه رژیم جلوی این حملات را بگیرد، ناچار است که به دولت های روسیه و چین، باج بدهد.

به عنوان مثال، در عوض حمایت از ایران، سهم ایران را در منابع نفتی و گازی دریای خزر از پنجاه درصد طبق قرارداد سال 1949 به یازده درصد کاهش داده است. با توجه به اینکه تاکنون بیش از پنجاه میلیارد بشکه نفت در میادین نفتی دریای خزر کشف شده است، این به معنی از دست رفتن بیست میلیارد بشکه نفت از ثروت مردم ایران است که به رقم افسانه ای دوهزار میلیارد دلار(دو تریلیون دلار) می رسد. این به معنی 30000دلار یا شصت میلیون تومان پول از جیب هر ایرانی است.

-          به دلیل بحران های فوق، شورای امنیت، تحریم های زیر را برای ایران در نظر گرفته است، و ما ضررهای زیر را متحمل شده ایم:

الف- علی رغم اینکه ایران بهترین موقعیت جغرافیایی را برای سرمایه گذاری دارد، اما به دلیل تحریم و ایجاد بحران های بین المللی توسط احمدی نژاد، هیچ شرکت خارجی در ایران سرمایه گذاری نمی کند. لذا در میادین مشترک نفتی با کشورهای همسایه چون قطر ، آنها مشغول استخراج هستند و سهم ما را نیز آنها می فروشند. میلیاردها دلار از ثروت کشور ها در حال تاراج به این شیوه است.

ب- به دلیل نبود سرمایه گذاری خارجی در صنعت نفت و گاز و از طرفی چون شرکت های صاحب تکنولوژی به دلیل تحریم حاضر به انجام کار در ایران نیستند، بهره وری ما برای استخراج نفت بسیار پایین آمده است و میلیاردها بشکه نفت برای همیشه در اعماق چاه ها باقی می ماند. ضریب برداشت نفت در ایران 24 درصد است در حالی که در نروژ ای نرقم 65 % است ، یعنی ما دو برابر نفتی که صادر می کنیم، را نابود می کنیم.این به معنی از دست دادن نه هزار میلیارد دلار پول است. (عصر ایران – یک اسفند به نقل از رییس پژوهش نفت ایران)

ج- به دلیل تحریم های بانکی بین المللی ما برای صادرات و واردات، ناچار هستیم از بانک های کشورهای ثالث استفاده کنیم که برای کشورما هزینه ای حدود ده درصد به همراه دارد. یعنی 10% تمام صادرات و واردات کشور را باید به یک کشور ثالث مانند امارات برای استفاده از سیستم بانکی آنها، باج بدهیم، یعنی رقمی حدود بیست میلیارد دلار در سال!

-          سالیانه بیش از 180000نفر از متخصصین تحصیل کرده ایرانی به دلیل نبود امنیت و فرصت شغلی از ایران فرار می کنند که طبق امار صندوق بین المللی پول، به معنی از دست دادن پنجاه میلیارد دلار پول است.در حالی که اگر امنیت اقتصادی بود، ما به بیش از این افراد تحصیل کرده برای ساختن و توسعه ایران نیاز داشتیم.

جمع بندی :

با یک جمع و ضرب ساده، می توان نتیجه گرفت که در نتیجه مدیریت احمدی نژآد، کشور ما با ضرر اقتصادی دوازده هزار میلیارد دلار، مواجه شده است...! اگر بخواهم این رقم را به ریال بنویسم، چنین می شود: 
دویست و چهل هزار میلیون میلیارد ریال(!)
240,000,0000,000,000,000 ریال
و این رقم دزدی احمدی نژآد برابر با دو هزار میلیارد چلوکباب است...!!

و این ندا آقا سلطان بود، دخترکی که تولد بعدی را ندید
/--------------/نوشته دیگر امروز من: 


پنجشنبه، مهر ۰۶، ۱۳۹۱

مسلمانان ساکن کشورهای آزاد، از حق آزادی بیان استفاده می کنند و خواستار نابودی آزادی بیان و خفه کردن منتقدین می شوند...!

مسلمانان باید بدانند که آزادی بیان تنها به معنای آزادی برای تبلیغ اسلام و ساخت مسجد در قلب اروپا نیست!

اصولا آزادی بیان، بنیان با ارزشی است که وقتی در یک جامعه قوام یافت و شکل گرفت، دیگر ایده های ضد انسانی  مانند اسلام، توان تخریب آنرا ندارند.

آزادی بیان، مفهومی غریبه  و عجیب برای مسلمانان است، دلیل آن نیز تعلیمات غیر انسانی اسلامی است. به یاد داشته باشیم، پیامبر اسلام، خود یک تروریست بود که مخالفین خود را صرفا به دلیل اینکه علیه او شعر سروده بودند یا مطلبی گفته بودند را به بدترین وجهی ترور کرد و کشت. (در انتهای این نوشته، چند مثال آنرا ذکر کرده ام)

اصولا دین اسلام، انسانیت حرمت ندارد، تنها چیزی که مهم است، گفته های محمد، الله خیالی است که محمد ساخته و عشق به آن الله است.

طبیعی است که چنین دین غیر انسانی و وحشی گری، با مفاهیم انسانی چون آزادی بیان و آزادی اندیشه، سر جنگ دارد.

بعد از رفتارهای عجیب مسلمانان در اعتراض به فیلمی که از محمد ساخته شده است، و کشتن بی گناهان، برخی از مسلمانان ساکن کشورهای غربی، خواستار پایان دادن به آزادی بیان شده اند.

به یاد داشته باشیم که اصولا مسلمانان آمریکا، در اقلیت هستند و اگر قرار به زور باشد، آنها نباید جرات حرف زدن پیدا کنند(!)، اما بنا به اصل مهمی چون اصل آزادی بیان، اظهار نظر، حق آنها است و صد البته، آزادی بیان همان حقی است که در اسلام وجود ندارد!

در حقیقت مسلمانان از آزادی بیان استفاده می کنند تا خواستار حذف آزادی بیان شوند...!

آزادی بیان، حق ذاتی هر انسانی است، و مانند حق نفس کشیدن و زنده ماندن، همراه هر انسانی زاده می شود. حال نهایت خودخواهی  است که پیروان یک عقیده، برای مصون ماندن عقیده خود از تیغ نقد، خواستار محدود شدن این حق برای تمامی اعضای یک جامعه می شوند...!

در تاریخ صدر اسلام ما شاهد این هستیم که بنا به دستور پیامبر اسلام، چندین انسان تنها به جرم انتقاد از او، به وحشیانه ترین حالت ممکن، کشته می شودن. به عنوان مثال، چند نمون آنرا در زیر می آوردم:

-          ابوعفک، که مرد بسیار پیری بود، تنها به دلیل سرودن یک شعر طنز علیه محمد، با شکنجه بسیار کشته می شود! منبع:   the sirat rasul allah (the life of the prophet of god), by ibn ishaq (1), page 675:
-          کعب بن اشرف :کعب تنها چند شعر علیه محمد سروده بود، اما به دستور محمد پیامبر، به بدترین وجهی ترور شد. (منبع: صحیح بخاری)
-          عبدالله بن أُبّی بن سلول العوفی :این شخص صرفا به دلیل اینکه به زنان محمد تهمت زده بوده، بنا به دستور شخص محمد، کشته می شود. (منبع: صحیح بخاری شماره 462)


چهارشنبه، مهر ۰۵، ۱۳۹۱

حقوق همجنسگرایان، بخش جدانشدنی حقوق بشر است!/ نماینده خدا روی زمین:لطفا درباره اندام جنسی دیگران فضولی نکن!

وای به حال جامعه ای که رییس جمهورش اینچنین بی شرمانه بر آزار اقلیتی از جامعه تاکید می کند...!

همانطوری که دیده اید احمدی نژاد، در سخنرانی خود، همجنسگریان را تبعات سرمایه داری(!) می داند، یا چند سال پیش با بی شرمی تمام، اصولا وجود همجنسگرایان در ایران را منکر شده بود!

در مصاحبه اخیرش، احمدی نژادگفته است:

"احمدی‌نژاد ادامه داد: همجنس بازی به تایید همه ادیان الهی ممنوع و کاری بسیار زشت است و جای تعجب است که چطور به خاطر چند رای و راضی کردن بعضی افراد عده‌ای از این کار زشت حمایت می‌کنند.رییس‌جمهور خاطر نشان کرد: مشکلات جامعه بشری بسیار فراتر از مشکلات این‌چنینی است و در حالی که هنوز حقوق اساسی انسان‌ها از جمله آزادی، عدالت و احترام محقق نشده است، سخن گفتن از چنین مسائلی هیچ توجیهی ندارد.احمدی‌نژاد با طرح این سوال که آیا کسی از همجنس بازی متولد می‌شود، گفت: این کار بستن راه تداوم نسل‌هاست و اگر کسی به کار زشتی علاقه داشت نباید مخالفان آن را مخالف آزادی توصیف کند."

اینکه دو انسان بزرگسال، بر اساس دوست داشتن و رضایت، یک رابطه جنسی داشته باشند، حق آن دو نفر است و به هیچ انسان دیگری مربوط نیست! 

تصور کنید زن و شوهری، دوست دارند مثلا در آشپزخانه خانه خود، با یکدیگر رابطه جنسی داشته باشند، این حق آنها است، به کسی مربوط نیست، هم آن آشپز خانه متعلق به خودشان است و هم اختیار بدن خود را دارند! به ملای محله ربطی ندارد که بیاید و درباره آن نظر بدهد!

حال تصور کنید که مثلا به جای آن زن، ما شاهد حضور یک مرد دیگر در این رابطه باشیم، یعنی دو مرد، از روی رضایت  و دوست داشتن، بخواهند رابطه جنسی داشته باشند. باز نیز آنها اختیار اندام و بدن خود را دارند، به هیچ کس دیگری نیز مربوط نیست که آنچه چه می خواهند بکنند!

اصولا احمقانه است که شخصی مثل احمدی نژاد، وارد میدان شود و درباره رابطه جنسی دو انسان اظهار نظر کند!

به نظر شما احمقانه نیست که مثلا دو انسانی که یکدیگر را نمی شناسند را مجبور به ازدواج به یکدیگر کنند؟! آیا غیر مصفانه نیست اگر دولت قانونی را بگذارد و بگوید مثلا کردها حق ازدواج با لرها را ندارند؟!

همانطوری که می بیند، دخالت در رابطه دو انسان دیگر، کار زشت و ناپسندی است، بدون هیچ شکی نقض حقوق بشر و نادیده گرفتن ساده ترین حقوق انسانی آنها و زیر پا گذاشتن همه  اصول انسانی است.

حال چطور است که دولت و یا برخی از انسان های جامعه (خصوصا افراد دیندار) به خود حق می دهند در رابطه دو انسان همجنسگرا دخالت کنند و بگویند شما چون از یک جنس هستند، حق داشتن رابطه ندارید؟! این دخالت هیچ فرقی با دخالت های بالا ندارد.

لطفا به یاد داشته باشیم که همجنس گرایی، بیماری نیست:



ده ها سال است که دانشمندان روانشناس و روانپزشک، همجنسگرایی را بیماری و اختلال روانی نمی دانند.  بر اساس آمار، قریب هفت تا ده درصد از انسان ها، همجنس گرا هستند.

برخی از پژوهش ها نشان می دهد که همنجسگرایی، منشا ژنتیک دارد(منبع)در این ژورنال های پزشکی آمریکایی می خوانیم:

Sexual orientation probably is not determined by any one factor but by a combination of genetic, hormonal, and environmental influences.

>