دوشنبه، مهر ۱۷، ۱۳۹۱

آقای بنی صدر،نفرت ما از کیهان شریعتمداری،به دلیل شکستن حرمت آزادی بیان است، همین کاری که شما در مورد کیهان انجام می دهید!

آقای بنی صدر،  فرق شما با حسین شریعتمداری چیست!؟ هر دو شما در مسیر لگدمال کردن آزادی بیان قدم بر می دارید...!

تصور کنید حسین شریعتمداری (سردبیر کیهان ایران) دستگیر شود، آیا شایسته است که ما حقوق انسانی او را نقض کنیم و به شکنجه او بپردازیم!؟

شکنجه کار زشتی است، چه حسین شریعتمداری این کار را انجام دهد و چه بنی صدر! دست یازیدن به شکتجه یک جنایت است، حتی اگر انسان بزرگی چون نلسون ماندلا به چنین عملی دست بزند، چیزی از ماهیت زشت شکنجه کاسته نمی شود!  به دیگر عبارت، انجام این کار توسط هیچ کسی، آنرا تبدیل به عمل شایسته و درستی نمی کند.

اگر شکنجه کردن کار بدی است، پس چه فرقی است بین حسین شریعتمداری و دیگر شکنجه کنندگان؟!

هر انسانی، حقوق انسانی مشخصی دارد که به صراحت در اعلامیه جهانی حقوق بشر آورده شده است. اینکه یک انسان، دست به جنایت بزند، باعث نمی شود حقوق انسانی او نادیده گرفته شود و او از انسانیت ساقط گردد.

به دیگر سخن، هیچ چیزی باعث نمی شود یک انسان از انسانیت خود ساقط شود و دیگران مجاز باشند که حقوق انسانی او را نقض کنند.

چند روز پیش، در نشریه کیهان کاریکاتور، یک کارتونی چاپ شده است که در آن یوسف پیامبر نیز حضور دارد، این کاریکاتور را در انتهای این نوشته می بینید.

حال نشریه انقلاب اسلامی در هجرت، که توسط آقای بنی صدر هدایت و اداره می گردد، به این مساله پرداخته (اینجا) و نوشته  است:

"کاریکاتوری موهن با عنوان «زلیخا فشن شو» ....چگونه ماهنامه  کیهان کاریکاتور که زیر نظر موسسه کیهان منتشر می گردد اقدام به انتشار این کاریکاتور موهن نموده است؛انتشار این کاریکاتور که به شکل آشکار به حضرت یوسف اشاره دارد و یک روایت قرآنی را مورد تمسخر و استهزا قرار داده  در حالیست که هیچ کدام از دستگاه های نظارتی به انتشار این کاریکاتور عکس العملی نشان نداده و گویا کیهان در حریم امن همیشگی خود قرار داد. بی تفاوتی رسانه های محافظه کار و نهادهای مربوطه نسبت به انتشار این کاریکاتور موهن ...."

آقای بنی صدر، نکات زیر را فراموش کرده اند:

-          انزجار جامعه ایران، از کیهان و شریعتمداری، به دلیل مطالب سرتاسر دروغ و چرند آن نیسـت، بلکه صرفا علت این است که این نشریه، در جهت تخریب آزادی بیان کوشیده است. تنها شخص دیگری که بیش از حسین شریعتمداری، آزادی مطبوعات و بیان را در ایران لگد مال کرده است، تنها قاضی مرتضوی است. در حقیقت نقش شریعتمداری در سانسور است که باعث انزجار جامعه ایرانی از او شده است! 
-          فعالیت عرصه خبرنگاری ایران، به خوبی می دانند که همیشه این حسین شریعتمداری بوده که «گرا» می داده و سعید مرتضوی آن نشریه را تعطیل می کرده است...!
-          چه فرقی است بین آن مسلمانان تندرویی که دستور کشتن و خفه کردن انسان ها را می دهند، با آقای بنی صدر؟! مگر نه انکه انها نیز خواستار خفه شدن منتقدین و کارتونیست ها را می دهند؟!
-          آقای بنی صدر تصور کرده که تاختن او به کیهان، دلیل می شود که آزادی بیان را لگدمال کند...!
-          صد البته که از کیهان شریعتمداری متنفریم، اما همچنان بر حق انسانی آنها، مبنی بر آزادی بیان، تاکید می کنیم، اگر قرار باشد که دیگران را خفه کنیم و اجازه ندهیم حرفشان را بزنند، چه توفیری بین ما و حسین شریعتمداری خواهد بود؟!
آقای بنی صدر، سوراخ دعا گم کرده اید، حمله شما به کیهان شریعمداری، به دلیل جنایت های کیهان نیست، تنها شما به دنبال بهانه ای هستید که آزادی بیان را لگدمال کنید...!

ای کاش آقای بنی صدر، از سالها زندگی در پاریس، اندکی با مفهوم آزادی بیان آشنا شده بود و می فهمید که او حق ندارد درباره اینکه دیگران چه می گویند و چه می کشند، اظهار نظر کند...!

نوشته های دیگر مرا درباره بنی صدر، در پیوند، می توانید ملاحظه بفرمایید.

ای کاش بدانیم که آزادی بیان انسان ها، حقی ذاتی است که به همراه آنها زاده می شود و کسی حق ندارد این حق را از آنها بگیرد، کاش بدانیم که:



 
/-----------------/این هم چند نوشته دیگر من در این چند روزه: 













۵ نظر:

  1. با اینکه از مرام بنی صدر و باقی‌ ملیها و ملی‌ مذهبی‌ها خوشم میاد و به نظرم تنها گروهی هستند که شرف و منشش شان را به منافع فردی و گروهی نفروختند، ولی‌ با شما هم عقیده‌ام در اینکه با مذهبشان ناخوداگاه بزرگترین ضربه را به روند دموکراسی ایران زده‌اند و صد البته خودشان همیشه بزرگترین گروه قربانی بوده اند.

    البته این آقا هم نظر خودش را میگوید و بطبع ما میتونیم هر جور که خواستیم نقدش کنیم، ولی‌ احتمالا نخواهیم توانست عوضش کنیم، همانطور که نخواهیم توانست جناب خاتمی جونیور را عوض کنیم که فرمود "اصلاح‌طلبان در عین داشتن عقاید گوناگون در مورد ولایت وقیح، بخوانید تولیت جان و مال و ناموس مردم، با قانون اساسی که ولایت وقیح هم جزو لاینفک آن است، مشکلی‌ ندارند.

    در یک کلام، ما میگیم نره، این میگه بدوش

    نیک‌آهنگ یک نامگذاری درست اگر کرد، همان کاربرد قمپزسیون به جای اپوزیسیون بود

    پاسخحذف
  2. با تشکر از وبلاگ شما
    درمورد اقای بنی صدر متاسفانه همانکونه که شما هم نوشته اید با اینکه درفرانسه زندگی میکنند ولی تفکرشان هنوز با تفکر بسیار بدوی منطبق است اگر به مصاحبه هایشان در سایتشان هم توجه بکنید می بینید که هنوز به مردم راست نمی گوید البته منشا عدم هماهنگی با اقای خمینی در مورد ایشان ازادیخواه بودن وی نیست بلکه ایشان در مقایسه با خمینی که دارای تفکر غیر منطقی وبسیار بسیار بدوی تر داشته خوب ازادیخواه محسوب می شود که نسبت به همه همراهان اقای خمینی که از فرانسه امدند در جای خودش ارزشمند است منتها این ادمها و تفکرشان بسیار از تفکر امروزه دور و غیر قابل استفاده می باشد و در صورت عمل به انها قطعا مشکلات زیادی گریبان مردم را خواهد گرفت
    نکته دیگر اینکه ایشان در پایان هر محصاحبه به مردم تلنگر می زند که باید علیه رژیم اقدام کنید در صورتیکه خود نیک می داند این مردم یکبار به اقای خمینی و یارانش اعتماد کرده اند و ان تیم اسلامی چگونه از اعتماد مردم سو استفاده کردند که همین اقای محترم نیز جز این دسته بوده وحالا دوباره از مردم می خواهد که انقلاب بکنند ولی مردم فهیم تر از ان شده اند که گرفتار افرادی از این قبیل گردند

    پاسخحذف
  3. در یک وبلاگ، به این نوشته من نقدی وارد شده بود، که آدرس وبلاگ فوق را می گذارم و همین جا نیز پاسخ مربوطه را ذکر می کنم:
    http://azadi-esteqlal-edalat.blogspot.co.uk/2012/10/blog-post_9.html

    -------------------------------------

    پاسخ گمنامیان:

    درود بر شما ،

    سپاسگذارم که مرا نقد کردید،

    اما در پاسخ به نظرات شما دوست عزیزم، نظرات زیر را تقدیم می کنم:

    یک-
    وقتی نشریه ای، ارگان رسمی یک مجموعه یا حزب سیاسی است، بالاترین مسول آن نشریه، سیاست های آنرا تعیین می کند.
    مگر می شود ادعا کرد که آقای بنی صدر با نوشته ها و مطالب منشتر شده در ارگان رسمی خود؛ موافق نیستند؟!


    دو-
    در نوشته فوق، کاریکاتور فوق با چنین کلماتی خطاب قرار گرفته است:

    ----------------------
    "کاریکاتوری موهن چگونه ماهنامه کیهان کاریکاتور که زیر نظر موسسه کیهان منتشر می گردد اقدام به انتشار این کاریکاتور موهن نموده است؛انتشار این کاریکاتور که به شکل آشکار به حضرت یوسف اشاره دارد و یک روایت قرآنی را مورد تمسخر و استهزا قرار داده در حالیست که هیچ کدام از دستگاه های نظارتی به انتشار این کاریکاتور عکس العملی نشان نداده و گویا کیهان در حریم امن همیشگی خود قرار داد. بی تفاوتی رسانه های محافظه کار و نهادهای مربوطه نسبت به انتشار این کاریکاتور موهن ...."
    -------------------------------------
    در نوشته نشریه آقای بنی صدر، اولا آن کاریکاتور را موهن خوانده اند. کسانی که با فرهنگ دینی آشنا هستند، می دانند معنی موهون چیست!

    بماند که دقیقا خود کیهان نیز با استفاده از این کلمه موهن، به آزادی خواهان حمله می کند...!!

    در آن نوشته از بی تفاوتی نهادهای امنیتی و نظارتی به خلاف کیهان، ابراز تاسف شده است و اعتراض کرده که چرا کیهان در حریم امن خودش است و آنرا تعطیل نکرده اند!!
    این کار می شود بی حرمتی به آزادی بیان!! این می شود خفه کردن افراد دیگر با نظرات متفاوت، همان کاری که شریعتمداری می کند!


    سه-
    اینکه فرموده اید: (دین انسان های مذهبی، جزوی از هویت آنها است)،
    باید عرض کنم که گاو پرست های هنر نیز، گاو را مقدس می دانند، حالا به گاو انتقاد کنیم!!؟؟!
    شما چرا به نمایندگی از افراد مذهبی سخن به زبان می آورید؟ اگر مذهبی هستید، این گوی و میدان، من آماده مناظره ام! اگر مذهبی نیستید، اجازه دهیم خودشان سخن بگویند!

    قبلا نوشته بودم، باز هم می نویسم:

    آزادی توهین به عقاید دیگران، بخش جدا نشدنی دمکراسی است، به آن خو بگیرید..! /توهین به عقیده با توهین به شخص فرق دارد...!
    http://gomnamian.blogspot.co.uk/2012/05/blog-post_17.html

    درباره اصلی از حقوق بشر که اشاره فرمودید، باید به اطلاع شما برسانم که آخرین ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر به صراحت اشعار می دارد که نمی توان از هیچ کدام از بندهای اعلامیه، برای محدود کردن بند دیگری، استفاده کرد!!

    ماده هیچدهم و ماده نوزدهم اعلامیه جهانی حقوق بشر، به صراحت به آزادی بیان و آزادی اندیشه، تاکید موکد دارد، لذا نمی توان به استناد به بندی که می گوید با هم بردرانه رفتار کنید، بگویید که برادرانه رفتار کردن، یعنی انتقاد نکردن از یک عقیده غلط!!

    بماند که عقیده غلطی چون اسلام، زندگی میلیونها نفر را به نابودی کشانده، اگر نقد نشود و در موردش روشنگری نشود، زندگی میلیونها نفر دیگر را هم به آتش می کشد...!

    پاسخحذف
  4. بیشتر انتقادهای انجام شده در خصوص چاپ این کارتون به علت توهین و جسارت! به زلیخا و یوسف نیست بلکه بیشتر به سیاست یک بام و دوهوای نظام می پردازند و حکایت مقایسه این کاریکاتور با کاریکاتور هادی حیدری و طرز بر خورد دستگاه قضایی و وزیر ارشاد با این دو کار است که دیگر کاملا برای همه روشن شده است برای تعطیل کردن شرق دنبال بهانه بوده اند و مثل همیشه بدترین بهانه را انتخاب کرده اند. به نظر شخص بنده این طرح نه تنها هیچ توهینی در پی ندارد بلکه خیلی هم جالب است (بر خلاف سایت جناب بنی صدر) اما به نظر می رسد بنی صدر و عده ای از دوستان هنوز نتوانسته اند از ریشه خرافات دینی خودشان فاصله بگیرند اینرا از متن پاراگراف ذکر شده در متن پست به خوبی می توان دریافت.

    پاسخحذف
  5. در نظراتت نوشته بودی "...شکنجه به هر نوعی بد است..." و در جای دیگه میگی"توهین به عقاید دیگران مطبوعه وباید بهش خو کرد!"
    حرفت تناقض گوییه؟
    چون توهین به عقاید دیگران نوعی شکنجه دادن اونهاست!درست نمیگم؟
    دوست داشتم مطالبتو بیشتر ببینم ولی ناامید شدم.
    توهم مثل بقیه ای
    مثل اپوزیسیون و... که سنگ خودشونو بسینه میزنن وتناقض گویی(که بهترین نشانه بی برنامگی و وابستگی به یه جاهایی!هست که مجبوری بخاطر اینکه خرجتو بدن،منافعشون رو مطرح بکنی)دارن. ادم از حرفات یاد حرفای اوباما میفته!که واسه ده بیستا بچه تو امریکا گریه کرد!اما واسه چندصدهزار بچه ی دیگه که تو سراسر دنیا با دستور مستقمش لت وپار میشن اهمیت قائل نیست!
    بهرحال حداقل برای بعضی ها یه چیزایی محترمه!
    راستی این روزا خیلی زندگیت تلخ میگزره،نه؟!!!!
    خیلی دوست داشتم بدونم ایا واقعا چیز مورد احترامی تو دنیا برای امثال تو وجود داره یا نه؟!
    من حرفمو زدم ومیرم،ومیدونم که با یکی دو جمله سروته مساله رو هم میاری!اما کاش میشد جوابای تو رو میشنیدم و رو در رو جوابتو میدادم...

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.