سه‌شنبه، شهریور ۲۸، ۱۳۹۱

دفاع از تشکیل شورای ملی، بخش دوم/ بدون تشکیل شورای ملی، گذر بدون خشونت به دمکراسی و آزادی، خیال خامی بیش نیست!

پیش درآمد: شورای ملی چیست؟ فراخوان ملی کدام است؟!

همانطوری که می دانید چند روزی است که فراخوانی منتشر شده است و این فراخوان را جمعی از فعالین مدنی و سیاسی و تعدادی از گروه های سیاسی، امضا کرده  اند. این جمع امضا کننده، اسم جمع خود را «کمیتهموقت تداراکات شورای ملی» نهاده اند. وظیفه آنها صرفا ترغیب گروه های سیاسی به امضای آن و همینطور تدارک محل برگزاری اجلاس شورای ملی است و ساعاتی قبل از تشکیل شورای ملی، این گروه منحل می گردد.

در این فراخوان، از تمامی گروه های سیاسی خواسته شده است که به یکدیگر بپیوندند و یک شورای ملی تشکیل دهند. (دقت فرمایید که این یک فراخوان است و هنوز شورای ملی تشکیل نشده).

چرا  ما به این فرخوان و تشکل شورای ملی، نیازمندیم؟

به یاد بیاوریم که سه سال پیش، سه و نیم میلیون ایرانی، به خیابان های تهران آمدند و طلب دمکراسی کردند، اما به دلیل نبود یک رهبری کاریزماتیک، این پتانسیل عظیم ملی، بر باد رفت و فنا شد. (توضیحات بیشتر در اینجا)

تا زمانی که ما یک رهبریت منسجم و قابل اعتماد نداشته باشیم، مردم ایران اعتماد نخواهند کرد و حاضر به هزینه دادن نخواهد بود. اگر جنبش آزادی خواهانه مردم برمه یا آفریقای جنوبی به نتیجه رسید، به دلیل حضور انسان های بزرگی چون ماندلا یا آنگ سان سوچی بوده است.

مردم ایران در این سی ساله دو بار به دو رهبر مختلف اعتماد کردند و هر دو بار، به آنها خیانت شد، بار اول به خمینی اعتماد کردند که گفت آب و برق را مجانی می کنم(!) و نتیجه اش «فقر ملی» بود(اینجا)، بار دوم نیز به میرحسین موسوی اعتماد کردند که نتیجه اش این بود که خون ندا و سهراب، بر کف خیابان خشک شد ولی موسوی، حاضر نبود علیه رژیم و ولایت فقیه، وارد عمل گردد(اینجا).

در این برهه زمانه، باید قبول کنیم که در کشور ایران، ما فاقد چنین شخصیت کاریزماتیکی هستیم که تمامی مردم ایران به او اعتماد کنند، از طرفی، مردم ایران دیگر به یک شخص خاص اعتماد نمی کنند، چه آنکه دو بار اعتماد کردند و هر دو بار، از پشت به آنها خنجر زده شده است.

راهکار چیست؟

راهکار این است که ما یک شورا، از تمامی گروه های سیاسی تشکیل دهیم، و این شورا، در نقش رهبری ظاهر گردد، این شورا نیز یک «منشوری» مشخص داشته باشد و از ابتدا، جایگاه خود و نحوه عملکرد اینده خود را مشخص کرده باشد.

وقتی یک شورا متشکل از تمامی گروه های سیاسی باشد، دیگر  امکان خطا و سو استفاده یک شخص خاص، وجود ندارد. مردم نیز به آن شورا اعتماد خواهند کرد.

از طرفی، دولت های خارجی نیز می توانند به این شورا اعتماد کنند، چون تمامی گروه های سیاسی ایرانی، در آن حضور دارند.

چرا تمامی گروه های سیاسی می توانند در این شورا حضور داشته باشند؟!

اگر به منشور شورا مراجعه فرمایید، می بینید که پیشنویس منشور این شورا، برگرفته از اعلامیه جهانی حقوق بشر است و هیچ کلمه گزافه ای در آن نیست. براستی کدام گروه سیاسی است که بگوید به اساسی مانند برابری انسان ها، حق آزادی اندیشه و آزادی بیان و همینطور حق رای مردم، پایبند نیست؟!

چرا از این شورا طرفداری می کنم؟

خطر حمله به ایران، از رگ گردن به ما نزدیک تر است!

لطفا توجه فرمایید، ما دو نوع جنگ داریم:

-          نوع اول: حمله کامل و تغییر رژیم ایران توسط حمله نیروی زمینی. در این روش، تمامی تاسیسات کشور از بین خواهد رفت، تعداد زیادی از هموطنان ما کشته خواهند شد و در نهایت، کشور تا مدتی به شکل مستعمره آمریکا اداره خواهد شد.
-          نوع دوم: حمله به صورت محدود: در این شکل حمله، اسراییل یا آمریکا، تنها تاسیاست اتمی ایران را هدف قرار خواهند داد.
لطفا توجه فرمایید:

حمله از نوع اول، هزینه بسیار گزافی را به گردن دولت های غربی خواهد گذاشت و با توجه به وضع وخیم اقتصادی، دولت آمریکا، چنین تمایلی ندارند. و صد البته، مزیت آن این است که دیگر  از رژیم ولایت فقیه، خبری نخواهد بود.

اما حمله نوع دوم، بهترین هدیه به رژیم اسلامی است، به بهانه شرایط جنگی کشور و امنیت ملی، تمامی آزادی خواهان ایران را سرکوب می کنند و یک کلام، کشور را به شکل کره شمالی در خواهند آورد. 

انتخابات اوباما، نزدیک است وبعد از انتخابات، اگر از طرف آزادی خواهان ایرانی، اقدام جدی و مثبتی صورت نگیرد، ما شاهد حمله نظامی خواهیم بود. اگر اوباما تا کنون به ایران حمله نکرده است، تنها به دلیل نگرانی او، از کاهش محبوبیت خودش است.

تنها راه حل برای گذر مسالمت آمیز از این رژیم خونخوار به یک نظام مردم سالار، همین شورا است:

می دانیم که خامنه ای به خودی خود، حاضر نیست قدرت را رها کند و به مردم واگذار کند. تنها روش، مبارزه مسالمت آمیز و بدون خشونت (اما مقتدرانه) برای رسیدن به دمکراسی است. اگر تعداد مردم آزادی خواه، زیاد باشند، خامنه ای ناچار به کناره گیری می شود، به یاد بیاوریم که در ماجرای کوی دانشگاه سال 78، خامنه ای در تلوزیون رسمی ایران، گریه و زاری کرد!

تنها روشی که می توان به کمک آن، تمام آزادی خواهان ایرانی را به صحنه کشاند، این است که یک شورای ملی وجود داشته باشد و از تمامی گروه های سیاسی، در آن عضویت داشته باشند.



۳ نظر:

  1. لینک بالاترین:

    https://balatarin.com/permlink/2012/9/18/3149165

    پاسخحذف
  2. haji dig roo ojaghe,ghaza napokhte,tanha rah khamoosh kardane ojaghe...in ast an che to gooee,mobareze mosalemat amiz ba yek systeme nezami amniatie beinolmelali yek fajeast.va natijash ine ke mibini.barekallah.vaghti nane bozorgeto jolot zadan baz begoo ma bi gheiratim mard nistim ,mosalemat amiz bashid .

    پاسخحذف
  3. http://www.youtube.com/watch?v=NRdxIDPSWnI&feature=related

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.