یکشنبه، تیر ۱۸، ۱۳۹۱

آقای گنجی! اگر بگویم گاو بی سواد و نادان است؛به گاو توهین شده، اما به انسان های که گاو را مقدس می دانند، هتاکی نشده!

پیش درآمد:
یک-شگفتا! آقای گنجی از دست رژیم اسلامی و اجرای قانون اسلام، به غرب پناه برده اند و باز در حالیکه در تبعید در دامان غرب هستند، تلاش می کنند به هر نحوی زمینه ساز لگد مال کردن آزادی بیان شوند و جلوی نقد اسلام را بگیرند! 

دو- اگر گاو را موجودی بی سواد و نادان بدانیم، شاید به گاو توهین کرده باشیم، اما باور کنید به کسانی که گاو را مقدس می پندارند، توهینی نشده است! البته ذکر این نکته نیز لازم است که بازگویی و دادن صفت بی سوادی یا نادانی به گاو، حتی توهین به خود گاو هم نیست!

چون واقعیت این است که گاو سواد ندارد، به نسبت یک انسان، نادان نیز محسوب می شود!  

همانطوری که پیامبر اسلام بچه باز بوده و گفتن این حقیقت؛ نه توهین به پیروان محمد است ونه حتی توهین به خود محمد! چون محمد واقعا بچه باز بوده است!!

و اما بعد: 
آقای اکبر گنجی نوشته ای را در منتشر کرده اند با عنوان «مرجعیت اخلاق و سلطه هتاکی» که در اینجا نقد مرا به آن نوشته می خوانید.
تلاش امثال آقای گنجی قابل توجه است که به هر وسیله ای متوسل می شوند تا جلوی نقد اسلام را بگیرند.
آنها ابتدا نقد را آزاد اعلام می کنند و می گویند فقط هتاکی ممنوع است، بعد هر گونه نقدی را هتاکی می دانند!
صد البته که با چنین روش هایی دیگر نمی توان جلوی نقد اسلام را گرفت، دینی که پیامبرش بچه بازی و برده داری کرده و یا دستور به کشتن مخالفین و کتک زدن زنان می دهد، سر تا پا عیب و ایراد است، با هیچ وسیله ای نمی توان جلوی نقد آنرا گرفت.
لازم به ذکر است که قسمت عمده ای از مقاله آقای گنجی، نقل قول از دیگر فیلسوفان است، آنهم در حالی که اصلا ربطی به مطلب مطرح شده توسط ایشان ندارد! لذا آن مطالب نقل قول شده از دیگر فیلسوفان را نادیده می گیرم و نقدی به مطالب نوشته شده توسط خود آقای گنجی، تقدیم می کنم.
آقای گنجی نوشته اند:
"اهانت(هتاکی) رذیلت است، اما نقد فضیلت است. باید بی رحمانه نقد کرد، اما نباید هتاکی کرد. این حکم اخلاق است. دوست دختر من که مهمترین عشق زندگی من بود، نامه ای عاشقانه برای من نوشته بود. او ۵۰ سال پیش مرد. نه او مقدس (الهی، بی چون و چرا، کامل، حقیقت محض) بود و نه آن نامه ی عاشقانه. آیا شما مجاز هستید به عشق من (آن دختر) اهانت کنید؟ آیا شما مجاز هستید آن نامه ی عاشقانه را آتش بزنید، بر آن لجن بپاشید، "پاره کنید"، به "زباله دان" بیندازید ؟ شاید شما آن نامه را "یاوه" بدایند و مرا هم که هچنان دل در گروه آن نامه دارم، "صغیر" ،"خرافی" به شمار آورید و بخواهید "گوش من بچه را گرفته و مرا کمی ادب کنید". آیا در این صورت شما مجاز می شوید تا به عشق من اهانت کنید؟ آیا مجاز می شوید نامه ی عاشقانه ی مرا پاره کرده و به "زباله دان" بیفکنید؟ دشنام دادن به معشوق درگذشته ی من، شاید زیانی به او وارد نیاورد، اما موجب زیان من می شود. چون احساسات مرا جریحه دار می کند. بگذریم از این که برخی فیلسوفان اخلاق- از جمله توماس نیگل- اهانت کردن به مرده را هم معنادار می دانند. یعنی اگر شما فلان زن مرده ی آبرومند فاقد وارث را "فاحشه" بنامید، موجب زیان او شده اید، چون آبروی او را برده ای"
-         چه کسی می خواهد تعیین کند که کجای نوشته من نقد است و کجای آن هتاکی است؟! مثلا وقتی من می گویم محمد بچه باز است، آیا به دین اسلام هتاکی کرده ام یا صرفا یک واقعیت تاریخی را بازگو کرده ام!؟
-         دوست دختر فرضی آقای گنجی، با محمد بن عبدالله که پیامبر یک دین است فرق بسیار دارد! آن دوست دختر در زندگی من نوعی، اثری نداشته که من حال بخواهم نقدش کنم (بخوانید اهانت کنم).
-         دین اسلام و محمد بن عبدالله، کشور مرا به نابودی کشانیده اند، فرق است بین این دین و دوست دختر شما! دوست دختر شما یک فرد حقیقی است که زندگی شخصی خودش را داشته، چوب هم در آستین کسی نکرده است، اما دین اسلام کشور مرا به نابودی کشانیده است! شما فرق این دو را نمی بیند؟!
-         کسی مجاز نیست نامه عاشقانه شما را به زباله دانی بیاندازد، چون مال و ملک شما است، اما کپی آن نامه را اگر در هر کتابخانه ای موجود باشد، من حق دارم آتش بزنم و یا به داخل زباله بیاندازم!
اصولا مضحک است که برای جلوگیری از نقد دین، پای اخلاقیات را وسط می کشند! این اخلاقیات وقتی که زندگی و کشور مرا نابود می کرد، کجا بودند؟!
آقای گنجی نوشته اند: 
"اگر یاوه خواندن باورهای دینی و صغیر به شمار آوردن مسلمان ها مجاز است و اهانت به شمار نمی رود، خداناباوران نیز نباید از اهانت های دین و دینداران شکوه سر دهند. دو طرف- دینداران و بی دینان- باید از اهانت دست بشویند. صغیر/کودک به شمار آوردن دینداران یا بی دینان و یا زنان، اهانت به آنان است. اگر یاوه و خرافه خواندن اعتقادات خداناباوران اهانت است، یاوه و خرافه خواندن اعتقادات خداباوران هم اهانت است."
در کتاب مقدس مسلمانان (قران) و همینطور دیگر احادیث محمد، نه تنها به خداناباوران اهانت شده، بلکه حق زندگی آنها نیز به رسیمت شناخته نشده است!!  خداناباوران نیز به مسلمانان اهانت نمی کنند، تنها باور آنها را به چالش می کشند و آن را یاوه می دانند.
آقای گنجی مغلطه عجیبی می کنند:
-         فرق است بین اهانت به دین اسلام و اهانت به خدانابوران!
من غیر مسلمان وقتی به قران توهین می کنم، به یک کتاب توهین کرده ام! اما وقتی مسلمانان به من توهین می کنند، به یک انسان توهین کرده اند که حق و حقوقی دارد.
-         خداناباوران، کتاب و باور مسلمین را یاوه می خوانند، اما به مسلمانان بی حرمتی نمی کنند و انها را صفیر نمی شمرند.
-         حق آزادی بیان و آزادی اندیشه در اعلامیه جهانی حقوق بشر تضمین شده است.
ما دو اصل زیربنایی در اعلامیه جهانی حقوق بشر داریم، اصل آزادی بیان و اصل آزادی اندیشه: 
ماده ی ۱۸:هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است.
ماده ی ۱۹:هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت]، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای بدون ملاحظات مرزی است. 
بر طبق اصل آزادی اندیشه، آزادی هر انسانی برای داشتن هر گونه اعتقادی، به رسمیت شناخته شده است. یعنی من نوعی، می توانم به الله، بودا، یا یک اسپاگیتی پرنده به عنوان آفریننده اعتقاد داشته باشم. 
اما در اصل نوزدهم، می بینم که آزاد بیان است و در این اصل، به صراحت حق انتشار اطلاعات و افکار، تضمین گردیده است. 
اصول فوق، هیچ تناقضی با یکدیگر ندارند. خلاصه ساده این دو اصل این است که من می توانم هر عقیده ای داشته باشم، اما آقای ایکس هم می تواند عقیده و افکار مرا نقد کند.
آقای گنجی نوشته اند:
"دین نیز باید اخلاقی شود. دین اگر با ارزش های اخلاقی تعارض داشته باشد، مقبول انسان امروز نمی افتد. "شهروندان برابر و آزاد" اساس کارند. اخلاقی سازی دین باید معطوف به این ایده و حقوق آنها باشد. خداباوران و خداناباوران باید یکدیگر را "شهروندان برابر و آزاد" به شمار آورند. نه کودکان صغیر که نیازمند تربیت(تشویق و تنبیه) اند تا از یاوه ها نجات یابند. این نگاه نابرابر مرجعیت گرایانه و از موضع قدرت سخن گفتن است."
چطور می شود  دینی را اخلاقی کرد  که در کتاب آسمانیش، دستور به کتک زدن زنان، برده داری و تجاوز است؟!
استخراج اخلاقیات از دین اسلام، مانند استخراج اورانیوم غنی شده از پشکل شتر است!
در خاتمه لازمه به ذکر است که:
نکته ای که هنوز آقای گنجی متوجه نشده اند، این است که فرق بسیاری است بین توهین به یک عقیده با هتاکی به پیروان آن عقیده!
اگر من بگویم گاو بی سواد و نادان است؛ به گاو توهین کرده ام، نه انسان های گاو پرست!
 فرق بسیاری است بین اینکه من بگویم اسلام بد است، با اینکه بگویم مسلمان ها انسان های بدی هستند...! می توان یک عقیده را نقد کرد، حتی به آن عقیده توهین کرد و مسخره اش کرد، اما نمی توان به پیروان آن عقیده توهین کرد. 

فرق بسیاری است بین نقد یا طنز و یا حتی فحاشی به یک عقیده (که آزاد است) با توهین به یک گروه از انسان ها. 

به صورت مشخص، اسلام به مانند یک ویروس می ماند که گروهی از انسان ها را بیمار کرده است. روشنگران با این ویروس می جنگند، از ویروس هم متنفر هستند. اما با بیمار سر جنگ ندارند، به بیمار نیز توهین نمی کنند. 







باور کنید توهین به گاو مقدس، یا امامان شیعه و یا الله، فرق زیادی با هم ندارد، همه اینها فقط عقیده و باور  هستند! چه غلط و چه درست، تنها یک باور هستند! 

۸ نظر:

  1. این هم لینک بالاترینش:
    https://balatarin.com/permlink/2012/7/8/3081234

    پاسخحذف
  2. دادگاه ویژه روحانیت مایه ننگ و شرمساری هر ایرانی است. "

    اگر کاپیتولاسیون که به واسطه وحشیگری و اعمال تروریستی مسلمانان و آخوندها به وجود آمد و مایه تبعیض بین ایرانیان و خارجیها بود، دادگاه ویژه روحانیت مایه تبعیض بین آخوندها و ایرانیان است.

    http://www.radiofarda.com/content/f4_rahrovan_mehr_kin_us_iran_relations_part_eight/2257084.html

    مردم ایران میخواهند بدانند نتیجه دادگاه تجاوز آیت الله بهجت به زن و دختر و عروس خادم مسجد چه شد؟ و یا نتیجه تجاوز یک روحانی به یک پسر جوان بسیجی که در اینترنت پخش شد به کجا رسید؟ و یا آمار هزاران مورد دیگر از تعرض روحانیت به حقوق مردم چه بوده است؟
    مگر محمد و علی دادگاه ویژه روحانیت داشتند؟
    آیا این دادگاه جز سرپوش و سانسور جرائم جنایی و حقوقی روحانیت نیست؟

    اسلام = تروریسم
    مسلمان = تروریست

    " کوروش فردوسی "

    پاسخحذف
  3. من خیلی‌ دلم می‌خواد بدانم که آقای مجتبی‌ واحدی در آمریکا با چند تا از زن‌ها و صیغه‌های خود زندگی‌ می‌کند. آیا ایشان و همسرأنشان طرز استفاده از توالت فرنگی را بلد هستند؟ آیا در موقع ورود و خروج به توالت پای راست و چپ خود را درست برمیدارند؟

    پاسخحذف
  4. یکی از دلایل اصلی عقب ماندگی ممالکی مثل ایران وجود روشنفکرهایی! همچون شریعتی و گنجی و... است
    از دو حالت خارج نیست
    یا امثال گنجی خود میدانند که مغالطه میکنند ولی به دلیل ترس یا مصلحت اندیشی یا منفعت یا هر دلیل دیگر تن به این کار میدهند که در این صورت اینها خائن به انسانیتند
    یا این حرفها حرف دلشان است و دقیقا اینجور فکر میکنند که در این صورت نیاز به تحقیق و مطالعه بیشتر مخصوصا در زمینه فلسفه و منطق دارند چرا که بیشتر صحبتهای ایشان آغشته به مغالطه است مثلا در همین متن راجع به دوست دختر فرضیشون ایشون مغالطه تمثیل (قیاس مع الفارق) رو بکار بردن که از یک روشنفکر واقعی بسیار بعید به نظر میرسه چرا که این جزء مغالطات ابتدایی هست و معمولا توسط عوام به کار میره
    لینک مغالطه تمٍثیل
    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%BA%D8%A7%D9%84%D8%B7%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%AB%DB%8C%D9%84

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. "یا امثال گنجی خود میدانند که مغالطه میکنند ولی به دلیل ترس یا مصلحت اندیشی یا منفعت یا هر دلیل دیگر تن به این کار میدهند که در این صورت اینها خائن به انسانیتند
      یا این حرفها حرف دلشان است و دقیقا اینجور فکر میکنند که در این صورت نیاز به تحقیق و مطالعه بیشتر مخصوصا در زمینه فلسفه و منطق دارند چرا که بیشتر صحبتهای ایشان آغشته به مغالطه است مثلا در همین متن راجع به دوست دختر فرضیشون ایشون مغالطه تمثیل (قیاس مع الفارق) رو بکار بردن که از یک روشنفکر واقعی بسیار بعید به نظر میرسه چرا که این جزء مغالطات ابتدایی هست و معمولا توسط عوام به کار میره"

      دوست عزیز، حالت سوم که قابل تصوّره، اینه که گنجی بین این دو وضعیت که شما به درستی‌ توضیح دادید سرگردانه و داره تیلو تیلو میخوره!
      هر چند به نظر من، بیشتر به همون حالت اول نزدیکه یعنی‌ ترسو و مصلحت اندیشه. به عنوان شاهد مثل این عرضم، لطفا به دقیقه ۳:۳۸ از این مصاحبه گنجی با بی‌بی‌سی توجه کنید:

      به طور خلاصه، او وجود "خدای شخصی‌" رو قبول نداره، و ور واقع به نوعی "وحدت وجودی" (یا همون "خدای اسپینوزا)" معتقده، و به این مفهوم، قرآن رو ساخته و پرداخته ذهن بشر می‌دونه، و نه کلامی‌ آسمانی! منتها، به نظر من به دلیل ملاحظه کاری، بلافاصله مغلطه بزرگی‌ میکنه و میگه از اونجا که مثلا مولوی یا فلانی‌ و فلانی‌، با این نوع اعتقاد مسلمان بودند، من هم مسلمان هستم! یکی‌ نیست بهش بگه خوب آخه آدم ناحسابی، تو که اینو قبول داری، پس محمد که میشه یکی‌ از بزرگترین دروغ گوهای تاریخ! ( و رعد پایان فکر می‌کنم گنجی که تاا اینجای کارو می‌دونه، بقیه ااش رو هم می‌دونه، پس احتمالا به قول شما ممکنه مصلحت اندیش باشه که این خودش خیانت به "عقل بشریست"...)

      حذف
    2. ببخشید، لینک مصاحبه فراموش شد:
      "عنوان شاهد مثل این عرضم، لطفا به دقیقه ۳:۳۸ از این مصاحبه گنجی با بی‌بی‌سی توجه کنید: http://www.youtube.com/watch?v=KqgHtLSbPF4&feature=relmfu

      حذف
  5. آن گاو تو زنا زاده روان پریشی دیوانه جفتک انداز

    پاسخحذف
  6. اگه اشکالات محمد مثل بیسوادی اش را ذکر نکنند اگر اشتباه بودن تعالیمش را که مثلا مقدس بوده جهاد در راه الله ( حمله و کشتار و غارت و شکنجه دیگرانسانهاو دیگر جنایات ) را مدام به یاد مردم نیاورند نتیجه اش این میشود که ١٤٠٠ سال بعد هنوز انجماد فکری به اندازه ای است که پیروان ایشان به دختران زندانی که پیروان خود محمد هم هستند کافر خوانده وبرای به جا آوردن سنت رسول تجاوز میکنند و هزاران نفر را باز به تقلید از محمدی که وصف تجاوات و غزوات تجاوزگرانه و قتل هایش را از زمان کودکی با تحسین خوانده اند اعدام و شکنجه میکنند و بعد از ٣٣ سال جنایت با پشیمانی میگویند که کارشان اشتباه بوده و جنایت کرده ا ند. چرا نباید کسی اجازه داشته باشد به مسلمانان بگوید که عقایدی که موجب میشود آزار دیگران را حق خود بدانند اشتباه است ؟ البته اگر مسلمانان میخواهند کسی کاری به آنها نداشته باشد باید به کسی کاری نداشته باشند و عقاید دینی خودشان را روی دیگران پیاده نکنند. اگر مثلا پیروان گاو دیگر انسانها را به زور وادار به نوشیدن ادرار گاو مقدس کنند و هر کس به این کار ویا پرستش گاو راضی نشود با شمشیر بکشند و شکنجه و غارتش کنند معلوم است که آنها هم سعی خواهند کرد اینها را با استدلال ازین حماقت و جنایت باز دارند و اگر نشد بالاخره روزی که قوی شوند برای نجات خودشان از دست این قوم متجاوز و سلطه گر و بی عقل با اسلحه به مبارزه و جنگ خواهند پرداخت. اگر مسلمانان دیگران را کافر میدانند پیروان دینهای دیگر الهی هم اسلام را دین شرک و مسلمانان را کافرهایی میدانند که گفته های خداوند را تحریف کرده اند و میگویند خدا به انسانها گفته که باید دیگر انسانها را کشته و غارت کرده و به زنان تجاوز کنند انگاری انسانها برای انجام این اعمال زشت به دستور کسی احتیاج دارند! نسبت دادن رفتارهای شیطانی به خداوند خودش شرک است پس اسلام دین شرک است و برای همین در دنیا فقط فساد را گسترش میدهد.

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.