شنبه، تیر ۰۳، ۱۳۹۱

نقدی به نوشته اکبر گنجی، بخش یکم/ وقتی به هدف ماله کشی، حتی حساب قران و سنت محمد را هم از حساب اسلام جدا می کنند!

آقای گنجی مقاله ای به این عنوان نوشته اند:



"مدعای ما این است که دین/اسلام دارای همه چیز نیست. دین در بسیاری از زمینه ها هیچ مدعا و حرفی ندارد. دین برای مسائل وجودی و معنوی و اخلاقی است. بقیه ی امور از دایره ی رسالت دین بیرون است."
بدون شک اسلام بنا شده بر این دو (قران و سنت محمد) است. مگر اینکه آقای گنجی معتقد باشد اسلام باید بر اساس صحبت های ایشان تبیین گردد(!).
حال سوال اینجاست، وقتی پیامبر اسلام خود حکومت بنا می کند و قوانین اجرای جامعه را تدوین می نماید، یا در خود قران، دستوراتی چون بریدن دست و یا کشتن انسان ها است، چگونه می توان گفت که دین فقط برای مسائل معنوی و اخلاقی است؟!
آیا کشتن چند صد نفر یهودی در یک روز به دستور مستقیم پیامبر، فقط برای مسائل معنوی است؟!  این چگونه دینی است که معنویت در آن، مساوی است به دستور به کشتن مخالفین (29 توبه) یا کتک زدن زنان (34 نسا)؟!؟
دین اسلام، برای اداره جامعه ساخته شده است، تمام تلاش مسلمانان نیز اداره جامعه بر اساس سنت های پیامبر و قرآن است. تمام تلاش اسلام این است که جامعه ای چون جامعه صدر اسلام بسازد.
چنین ادعایی از سوی آقای گنجی، مثل این است که کسی مدعی شود ماست سیاه رنگ است!
"حداکثر مدعای معقولی که می توان در این زمینه عرضه کرد به شرح زیر است: "اسلام یکی از علل مسائل و مشکلات ایران است".
صد البته که جامعه ایران، مشکلات عدیده دیگری غیر از اسلام نیز دارد. اما وقتی کشور توسط یک رژیم اسلام و بنا به اجرای قوانین اسلام، به خرابه تبدیل شده است، طبیعی است که منتقدین، به مشکل اصلی و اساسی (یعنی اسلام) بپردازند.
"اکثر احکام غیرعبادی امضایی اند. یعنی آنها برساخته های مردم جزیرة العرب همزمان و پیش از پیامبر اسلام اند. پیامبر برای هدف دیگری آمده بود و به دنبال برهم زدن همه ی ساختارها نبود. او برساخته های اعراب را با اندکی اصلاح امضا کرد. آنها جعل اعراب بودند، نه خداوند یا پیامبر. به همین دلیل اسلامی قلمداد کردن آنها معنای معقولی ندارد. همان گونه که پیامبر عرف عقلای زمان خود را امضا کرد، نواندیشان دینی کنونی نیز عرف عقلای امروز- یعنی حقوق بشر و برابری و دموکراسی و آزادی و کثرت گرایی- را امضا می کنند. نه امضای آن روز آنها را اسلامی کرد، نه امضای امروز حقوق بشر و دموکراسی و عقلانیت انتقادی را اسلامی می سازد. ثالثاً: فقه، حقوق نیست و حقوق قلمداد کردن آن ناموجه است."
آقای گنجی، آیا سطح شعور الله و پیامبرش، در حد همان اعراب وحشی 1400 سال پیش بوده است که آمده اند و همان کارها را تایید کرده اند و با اندکی اصلاح، امضا کرده اند؟!
اگر قرار به اصلاح اندکی بوده است، اصولا دیگر هدف از ارسال دین چه بوده است؟! 
از همه مهمتر، وقتی خود الله در قران، دستور به کشتن مخالفین، برده داری یا کتک زدن زنان می دهد، شما چگونه می خواهید این دستوران را غیر اسلامی بدانید؟! 
 تلاش دارند بگویند احکام و دستوران زننده صادر شده از طرف پیامبر اسلام و یا قران، ربطی به قران و اسلام ندارد! در پاسخ به آقای گنجی، باید نکات ذیل را یادآور شوم:
-         دستور مشخص و واضح اسلام این است که مسلمانان جامعه را بر اساس سنت پیامبر اسلام و دستوران قران، اداره کنند.
-         ماحصل کلام آقای گنجی این است که رفتار مسلمانانی که شبیه پیامبر اسلام است، ربطی به اسلام ندارد. یعنی ایشان می گویند اگر یک مسلمان دقیقا مانند محمد رفتار کرد، اعمال او ربطی به اسلام ندارد...!
-         آقای گنجی تلاش دارد اصول اسلام (یعنی سنت محمد و خود قران) را از اسلام جدا کند! آیا در اسلامی که مد نظر ایشان است، قرآن و سنت محمد جایی دارد یا نه؟!
آیا آقای گنجی می خواهند بگویند قران چرند است و هیچ جایی در اسلام ندارد!؟
-         محمد بن عبدالله، اعمال زشت و زننده ای چون برده داری، تجاوز به زن شوهر دار،  کشتن دگر اندیشان و ترور مخالفین و بچه بازی را در پرونده خود دارد!
-         در قران (که سخن الله دانسته می شود)، دستورات احمقانه ای چون کتک زدن زنان، برده داری، کشتن مخالفین و... وجود دارد!
-         آیا آقای گنجی قرآن را سخن خدا می داند یا نه!؟ آیا رفتار محمد پیامبر را بر اساس تایید و تصدیق خدا می داند؟!
اگر رفتارهای محمد مورد تایید خدا نبوده است، این الله بیجا کرده که او را به پیامبری برگزیده است! این الله خیلی کار اشتباهی کرده است که به محمد نگفته کارهای خودش را تصحیح کند! یک شرکت کوچک هم وقتی یک نماینده ای را به جایی می فرستد، دقت می کند که آن نماینده، رفتار و عملکرد مناسبی داشته باشد!
-         چطور الله می توانسته در آیه 51 احزاب، درباره مسایل اتاق خواب محمد اظهار نظر کند، اما یک کلام نمی توانسته بگوید که محمد جان، بچه بازی نکن، یا برده داری کار بدی است؟!
حداقل قران می توانست به صراحت بگوید که مثلا در سال 2012، دیگر نیازی به اجرای قوانین اسلام نیست، بر اساس عقل خود عمل کند. نه اینکه بگویند دین شما کامل شده است!
-         مهمترین چیز برای هر فرد عرب، بت آن قبیله و فرد بوده است. پیامبر اسلام، بت های آنها را شکست و از بین برد، چطور نمی توانست افعال وحشیانه ای چون برده داری را از بین ببرد؟! 
-         بر فرض که اعراب 1400 سال پیش، شعور نداشتند و اعمال زشت و زننده ای چون برده داری و کتک زدن زنان را مرتکب می شدند، چرا الله باید به چنین اعمالی، امضای خود را مزین کند و آنها را تایید مجدد کند!؟ چطور الله می توانست برده داری یا شراب خوردن را ممنوع کند، اما یک کلام نمی توانست بگوید برده داری کار بدی است؟! یا لااقل خود پیامبر اسلام برده داری نکند؟! یا حداقل بگوید آی مسلمین! الان برده داری می کنید، عیب ندارد، اما در سال 2012، دیگر برده داری کار بدی است! یعنی اهمیت موضوعی مثل برده داری، از مسایل اتاق خواب محمد، کمتر بوده است؟! 
حاصل اجرای قوانین اسلامی








نوشته های مرتبط: 





۱۷ نظر:

  1. آقا این لینک بالاترینش است
    https://balatarin.com/permlink/2012/6/23/3065882

    پاسخحذف
  2. با عرض احترام، ولی جواب شما مانند نوشته یک دانش آموز کلاس اولی به صورت عامیانه و بدون اسناد قوی در برابر سخنان یک دانشمند است (فقط در حد قیاس ورنه من هم میدانم که گنجی داشمند نیست :دی). اشتباه نکنید، من طرفدار گنجی نیستم و با روشنفکری دینی هم مخالفم. ولی به نظر من نوشته هایی در این سطح پایین علمی و تاریخی فقط به گمراه کردن بقیه کمک می کند. به نظر حقیر وبلاگ افرادی مثل شما بیشترین خدمت را در جذب طرفدار برای جریان روشنفکری دینی انجام داده است. البته اعتراف می کنم ممکن است افرادی که کلا مخالف هستند بخوانند و به به و چه چه کنند. ولی افراد در جستجوی حقیقت با خواندن مطالب شما بیشتر به سمت مقابل متمایا می شوند. یک نظر سنجی ساده می تواند مطلب را برای شما روشن کند. امیدوارم درک کنید که صحبت بنده از روی غرض ورزی نیست. من مطالب شما را گاهی می خوانم تا بلکه پیشرفتی حاصل شده باشد، ولی متاسفانه بر یک سری کلیات ساده استوار است که نشان از عدم مطالعه کافی در علوم مرتبط مانند تاریخ و فلسفه دارد. من از یک جامعه آماری تحصیلکرده در مقطع فوق لیسانس و دکترا که دوستان بنده هستند، کسی را نمی شناسم که ارزشی برای مطالب شما قائل باشد. البته آزادی به این معناست که شما هم عقاید خود را تبلیغ کنید و من هم مخالف این نیستم. ولی همواره مواظب باشید بدانید که چه افرادی مخاطبان شما هستند. این نکته اساسی است. مساله ای که حکومت ایران هم به آن مبتلاست که فکر می کند این عده اندک و ثناگو قشر برتر جامعه است. شاید برای اینکه به شما اثبات شود، یک نظر سنجی در وبلاگ خود بگذارید تا هر مخاطب درجه علمی خود را و دانشگاه خود یا شغل خود را ذکر کند. البته اگر تمایل به اینکار دارید، باید بدون شلوغ کردن و مطرح کردن یک پست جداگانه بدون تبدیل مساله به یک جریان احساسی این نظر سنجی را انجام دهید. بلکه من در اشتباه باشم و من در اندیشه خود تجدید نظر کنم.
    متشکرم.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. گرامی،
      سپاس از کامنت شما،

      یک-
      به قول مولانا:
      گر تو بهتر می زنی، بستان بزن!!

      شما اگر نوشته مرا سطح پایین می دانید، لطفا خودتان نوشته سطح بالا بنویسید و به من بدهید تا اینجا منتشر کنم!

      دو-
      وقتی کسی می خواهد نقد کند (و روش صحیح و آکادمیک نقد چنین است)، باید به صورت مستقیم، اشکال هر چیزی را بگوید.
      کلی گویی که هنر نیست!

      مثل این است که من بخواهم هواپیمای 747 را نقد کنم، بگویم این هواپیما خوب نیست!!!
      خوب این که نشد نقد، باید بگویم مثلا آلودگی ایجاد شده در موتور، با استاندارد فلان نمی خواند...!!

      این نوشته نیز نوشته کاملا مستند و صحیحی است، اگر جایی از آن ایراد دارد، شما به صورت مستقیم بیان کنید و یا مثلا اگر نکته ای به ذهن مبارک شما خطور می کند، در اینجا به صورت مستند، بیان کنید.

      سه-
      ارزش مطالب یک وبلاگ را نیز، تعداد خواننده های یک وبلاگ مشخص می کند!
      شما در گوگل اگر بزنی (گم..) قبل از گمرک به شما وبلاگ مرا معرفی می کند، اگر انگلیسی بنویسی (gom) نیز این وبلاگ را معرفی می کند!!

      چهار-
      در باره سواد تاریخی و فلسفی نیز نظری ندارم، مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید، اما اگر شما در کل این وبلاگ، یک اشکال یافتید که با مثلا واقعیت تاریخی نمی خواند، بیایید اینجا و نظر بدهید!!

      حذف
  3. گمنامیان عزیز، بنده شناخت چندانی از آقای گنجی ندارم اما احساس میکنم که ایشون هم مانند شما میدونند که قرآن یک خزعبلات نامه بیش نیست اما راه حل این موضوع رو نه در نابودی دین بلکه در کشیدن دندان زهر دار دین میدانند (که بنده هم به شخصه موافقم ). در یک جامعه سنتی و یا حتی بعضا مدرن انسانها نیاز به باور به یک قدرت ماورایی هستند وگرنه بعد از نابودی دین ،خلا ایجاد شده جامعه رو به نابودی میکشه(البته این فقط یک فرضیه است)شایدم به همین خاطر هست که اروپایی ها هنوز هم درصد بالایی از جامعه شون دیندار هستند (البته مسیحیت هم مانند اسلام امروزی دینی خشن و بدون تغییر مینمود اما امروزه تبدیل شده به یک خرگوش مامانی ناز که سبب سرگرمی عوام مردم جامعه هستش و به کسی هم آسیبی نمیرسونه!) جناب گمنامیان این رو به شخصه تجربه کردم که اگر ده نفر آدم باسواد و IQ بالا رو بشونی و با دلیل و مدرک و منطق بهشون اثبات کنی که تمام ادیان یک توهم و افسانه بیش نیستند و هیچ خدایی در هیچ کدام از طبقات آسمانها وجود نداره، بازهم ۹ نفر از انها به وجود خدا معتقد خواهند موند چون شجاعت پذیرش همچین حقیقت به این بزرگی رو ندارند(البته با این پیش فرض که این انسان ها آدم هایی معتقد بوده باشند) پس چه بهتر که نخبگان جامعه ابتدا یک خدای گوگولی و بی آزار رو به جامعه ارائه بدند بعد الله مدینه خونخوار و ابله رو از جامعه پاک کنند ! با تمام این صحبت ها آیا فکر نمیکنید که گنجی هم زیاد به بیراهه نرفته ؟

    پاسخحذف
  4. دوست عزیز
    من فکر می کنم فقط یه جای مطلب ایراد داره
    تا اون جایی که من می دونم گنجی از دسته کسانی (مثل سروش)هستش که باور داره قرآن کلام خدا نیست و بیشتر حاصل حالات روحی محمده.

    پاسخحذف
  5. جوابیه به : کامران

    نوشته شما نمونه جملات احمدی نژادی بود. کاش یک بار آنرا میخوانی . خودت خنده ات نمیگیرد ؟
    چندکلاس سواد داری یا سابقه کارت چیست ؟ یک نمونه نشان بده؟ اگر عمه بزرگ من که در حال مرگ است مقاله تحیلیل میکرد بهتر از تو بود.

    نمیدانم در کدام دفتر روزنامه تدارک چی هستی ولی سعی کن حرف میزنی جوری باشد که بتو نخندند.

    همان بهتر که ناشناسی وگرنه آبرو برایت نمیماند.

    امیدوارم بتوانی چند مقاله از خودت نشان دهی که نشان از این باشد که تازه دیپلم نگرفته ای!!!

    پاسخحذف
  6. من نمی خواستم بحث رو اینجا باز کنم چون خودم معتقد به اسلام نیستم، ولی بذارین براتون مثال بزنم.
    نوشتین: "بدون شک اسلام بنا شده بر این دو (قران و سنت محمد) است." چنین چیزی نظر شماست. اسلام فقط بر یک چیز بنا شده و این هموم چیزیه که موقع اسلام آوردن میگن که خدایی جز خدای یگانه نیست. حالا مثل هر بحث دیگه ای، اینجا هم حرف و حدیث زیاده که آقا این 5 تا اصله یا 3 تا یا هر چی ولی بالاخره هر کس آزاده تعریف خودشو ارائه بده.
    اینطوری نیست که حالا یک ایدئولوژی اومده و قرار نباشه تغییر کنه. ممکنه یکی برداشتش این باشه که قرآن کتابی برای هدایت مردم زمان محمد بوده و مثلا الان خیلی چیزاش کاربرد نداره. در هر صورت این جمله یک جمله ایه که نظر شماست و شما اون رو به صورت فکت مطرح کردین. هر کس برداشت خودشو از اسلام داره و ممکنهحتی مثلا یه برداشت از اسلام به یک جامعه خوب منجر بشه (؟!) توی اتئیزم هم خوب الان خیلی بحث ها هست. یه سری اشتراکات و یه سری اختلافات هست. مثلا اینکه اتیئیست میتونه آدم معنوی باشه یا نه که خب الان خیلی در موردش بحث هست.
    این فقط یه مثال بود از این نوشته. دقت کنی موارد این چنینی که نظر شخصی رو به عنوان فکت مطرح می کنید زیاده. و این به نظر من یک عدم صداقت با خواننده است.
    مثال دیگه، نوشتی: "حال سوال اینجاست، وقتی پیامبر اسلام خود حکومت بنا می کند و قوانین اجرای جامعه را تدوین می نماید، یا در خود قران، دستوراتی چون بریدن دست و یا کشتن انسان ها است، چگونه می توان گفت که دین فقط برای مسائل معنوی و اخلاقی است؟!"
    من زیاد تو نوشته ها دیدم که سعی می کنید آیه های خاصی رو دستچین کنید و از اونها به عنوان یک نوع مچ گیری استفاده کنید. راستش من خودم هنوز نمی دونم که واقعا پیامبران بوده اند یا نه و حتی خدایی هست یا نه، ولی برای همه این موارد همانطور که شما تحلیل خودتونو ارائه میدین، خیلی تفسیرهای دیگه وجود داره که به راحتی نمیشه گفت که مقصود نویسنده چی بوده. الان متاسفانه لینکشو پیدا نکردم ولی در یک مناظره زنده بین ریچارد داوکینز و یک اسقفی، داوکینز سوالی با این مضمون پرسید که اگر خدا منظورش این بوده، چرا مستقیم نگفته. جوابی که اون اسقف داد و تحسین همه حضار رو بر انگیخت (حتی خود داوکینز هم فکر کنم فهمید چه سوال مسخره ای بوده) بسیار قابل تامله. اون کشیش (یا اسقف یا وات اِوِر) گفت که الان کسی که فیلم می سازه یا کتاب می نویسه اگه بخواد حرفشو خیلی ساده بگه که هیچ برداشت عمیقی پشتش نباشه، آیا این ارزش داره؟ و ما نمیدویم این مساله رو که حالا منظور از این آیه چی بوده یا نبوده. شما نمی تونید بگین برداشت مثلا گنجی از این آیه غلطه چون سندی ندارین (نویسنده نیست که خودش بگه !!) راستی یه آیه هست تو قرآن (بازم متاسفانه آدرسشو نمیدونم الان) که میگه افرادی هستند که بعضی از آیه های کتاب رو بهانه ای برای استهزا قرار می دهند. این روش درست مثل حکم ارتداد سلمان رشدیه که یه سری رفتن حالا چند تا جمله یا بیشتر در آوردن که چنان و چنان ... نظر شخصی من البته اینه که اگر پیامبری بوده (اگه فرض کنیم خدایی هست) هدفش تنها یادآوری خدا و آخرت بوده و نه نشون دادن راه زندگی تو این دنیا (رجوع به مقاله "خدا و آخرت تنها هدف بعثت انبیا"، دکتر مهدی بازرگان).
    مساله بعد اینکه بعضی موارد به طور قاطعی سعی می کنید اثبات کنید خدا وجود ندارد. من نمی دونم شما که اهل مطلعه هستید باید بدونید، عقل بشری (و علم) هنوز نتونسته راهی برای رد خدا پیدا کنه. امیدوارم این نکته رو دقت کنید که حتی اتیئیزم سعی نمی کنه خدا رو رد کنه، بلکه اونا میان دلایلی که خداپرست ها برای اثبات خدا میارن رد می کنن. این خیلی مهمه. اونا میگن خداپرستا دلیلی برای اثبات خدا ندارن بنابراین دلیل نداره چیزی رو بپرستیم. در واقع این به عنوان یک نتیجه گیری در کتاب "نبرد علم و دین" برتراند راسل برجسته شده که علم نه میتونه خد رو اثبات کنه و نه میتونه اون رو رد کنه. من فکر نمی کنم در این مورد که علم نمیتونه خدا رو رد کنه بحثی وجود داشته باشه. بحث بیشتر برای رد دلایل خداپرستان است که البته همانطور که احتمالا مطلعید، هنوز در یک نقطه متوقف شده یعنی پیدایش جهان هستی.
    حتی استفان هاوکینز هم تنها می تواند عدم وجود مفهوم زمان را به عنوان توجیه پیدایش اولیه جهان مطرح کند که حتی خود او می داند توجیه قابل قبولی نیست و آن را با عدم قطعیت به عنوان یک نظر (راه حل یا توجیه؟!) مطرح می کند.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. کامران گرامی،
      شما در کامنت اولت نوشته ای مخالف روشنفکر دینی هستی، اما در این استدلال های شما، کاملا مشخص است که از همین جماعت هستی....!!!

      یک-
      ممکن است بفرمایید جز سنت (که شامل حدیث و سیره محمد است) و قران که من نوشته ام، چه منبع دیگری برای اسلام وجود دارد؟!


      دو-
      الله در قران می گوید مخالفین را بکشید! یا زنان را کتک بزنید، منظور کلمه مشخص است.
      شما می خواهی از دستور به کتک زدن زنان، چه برداشتی بکنید؟!
      مثلا جایی که می گوید زنان را کتک بزنید، لابد منظورش آبیاری باغچه همسایه هست دیگر؟!

      سه-
      وقتی تنها معجزه محمد برای پیامبریش، کتاب قران است. قران خودش را کتابی مبین (به معنای روشن) می داند، چطور است که همین معجزه دو زاری هم نمی تواند معنای خودش را درست برساند؟!

      چهار-
      وقتی می خواهید چیزی از داوکینز بگویید، با منبع ذکر کنید.
      به داوکینز اتهام نبندید! کجا داوکینز فهمیده که اشتباه کرده است؟! لینک ویدیو را بدهید!

      ضمنااین کار درستی نیست که حرف های اشتباهی را به ناف داوکینز یا استفاه هاوکینگ ببندید. چیزهایی که شما درباره هاوکینگ نوشته اید، بدون منبع و غلط است.

      پنج:
      در مورد استدلال های بچه گانه ای چون معرفت دینی یا شناخت و برداشت متفاوت نیز، در اینجا به تفضیل پاسخ ارایه کرده ام و به صورت مستند آنرا رد کرده ام:

      ------------------------
      به زبانی ساده:چرا نمی توان از نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت، ارایه شده توسط دکتر سروش برای ماله کشی بر اسلام، استفاده کرد؟!
      http://gomnamian.blogspot.co.uk/2011/10/blog-post.html
      ------------------------------
      شش
      در کامنت شما، می توان استدلال یک روشنفکر دینی را به صراحت دید.

      الف- در کامنت اول می گویید روشنفکر دینی مخالف هستید!
      ب- در کامنت بعدی کاشف به عمل می آید روشنفکر دینی هستید که استتار کرده اید!
      ج- بدون منبع حرف می زنید و سخن های عجیب و غریب به ناف دیگران می بندی
      د- حرف بقیه را رد می کنید، اما خودتان جوابی ندارید (مثلا منبع اسلام غیر از چیزهایی که من گفتم چیست؟!)

      حذف
    2. 1- از قول کامران: "نوشتین: "بدون شک اسلام بنا شده بر این دو (قران و سنت محمد) است." چنین چیزی نظر شماست. اسلام فقط بر یک چیز بنا شده و این هموم چیزیه که موقع اسلام آوردن میگن که خدایی جز خدای یگانه نیست. حالا مثل هر بحث دیگه ای، اینجا هم حرف و حدیث زیاده که آقا این 5 تا اصله یا 3 تا یا هر چی ولی بالاخره هر کس آزاده تعریف خودشو ارائه بده. "

      اسااس ادیان "سامی" عبارت از اعتقاد به توحید، معاد و نبوّت است. "حد اقل" تفاوت بین ادیان سامی، تفاوت در پیامبران و کتاب آسمانی آنهاست. ببینم، اگه از یک مسلمون بپرسی‌ معجزه پیامبر اسلام چیست، چه جواب میده؟ صحبت شما که قرآن و سیره نبوی رو از اساس آسام جدا میدونی‌، به شدت سطح تمام استدلالهی شما رو تقلیل میده!
      در این بحث، گمنامیان در بالا طی‌ موارد یک تا سه‌ به خوبی‌ پاسخ شما رو داده، و من دیگه چیزی اضافه نمیکنم.

      2- "حتی استفان هاوکینز هم تنها می تواند عدم وجود مفهوم زمان را به عنوان توجیه پیدایش اولیه جهان مطرح کند"

      این صحبت شما کاملا نشون میده که شما حتی هنوز نفهمیدی آنچه استفان هاوکینگ اخیرا در مورد منشا جهان مطرح کرده چیه! به شما که هیچ کس حتا هاوکینگ رو قبول نداری، فقط پیشنهاد میکنم که به یک مصاله قبل از نظر دادن توجه کن، تا دیگه اینطور صحبت نکنی‌ و اون اینه:

      3-" حتی خود او می داند توجیه قابل قبولی نیست و آن را با عدم قطعیت به عنوان یک نظر (راه حل یا توجیه؟!) مطرح می کند"

      جامعهٔ علمی‌، مثل پای منبر آخوند نیست که یارو اون بالا هر چی‌ از دهانش درومد بگه، و کسی‌ جیک نزنه (خیلی‌ مودبانه راجع به منبر صحبت کردم)! بسیار باید رنج برد و مقاله و کتاب منتشر کرد، این مقالات هم قبل از انتشار توسط بزرگان علم مربوطه بررسی میشه و اگه اصول اون مورد پذیرش قرار بگیره، تازه اجازه نشر پیدا میکنه. و بعد تازه جنگ در تأیید یاا رد مثلاً یک نظریه شروع میشه. نیاز به توضیح در مورد اعتبار علمی‌ استفان هاوکینگ در حوزه فیزیک نیست، ولی شما با چه اعتبار علمی‌ کار او رو زیر سوال می‌بری؟ آیا مقاله‌ای در زمینه میزان اعتبار یاا عدم دقت ایشون در محاسبات، یاا حتا سستی اصول اولیه استدلال ایشون از شما منتشر شده؟ معرفی‌ کن تا ما هم بخونیم و استفاده کنیم! و گرنه زبان در کام گیر برادر!

      حذف
  7. متاسفانه همان صحبت های تکراری و برداشت های غلط. من زنده، با سند دارم میگم من موافق روشنفکری دینی نیستم (من اصلا هنوز نمیدونم خدا هست یا نه) و شما برداشت خودتو داری، مشخصه که تو بقیه نوشته ها چه جوری نظرات شخصی و قضاوتهای غلط داخل شده.
    در ضمن، متاسفانه انگار زیاد در جریان مباحثات و مناظره های داوکینز با خداپرستان نیستی، اگر چند تاشو تو یوتیوب سرچ کنی و ببینی، و بدون غرض نگاه کنی متوجه می شی که تو خیلی از مناظره ها با تعصب صحبت می کنه. از بلند شدن صدا و عصبانی شدنش اینو به راحتی میشه فهمید. برای همینه توی خیلی از مناظره هاش، حضار طرف مقابل رو بیشتر تشویق می کنند. (که خب تشویق حضار همیشه یک روش برای نشون دادن اثر گذاری مناظره کننده است). به نظر من اگه می خوای رو این قضیه اتیئیزم مانور بدی، باید بیای به جای داوکینز رو صحبت های افرادی مثل سم هریس کار کنی که پربار تره و قابل تامل بیشتر.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. خفش کن مرتیکه چاقال کسکش مادر جنده مادرتو گاییدم

      حذف
    2. "متاسفانه همان صحبت‌های تکراری و برداشت‌های غلط."

      کلی‌ گویی! مغلطه و حمله به جای پاسخ گویی! مواردی رو مطرح کردید که بر خلاف ادعای شما، بیشتر شبیه استدلالات روشنفکران دینی است. سپس سوالاتی در مورد همون مطروهات شما ارائه شد (در بالا، و بیشتر توسط گمنامیان)، و شما بدون پاسخگویی بقیه رو به تکراری گویی متهم مییکنید؟

      حال من هم یک سوال دیگه مطرح می‌کنم، از آنچه شما خودت گفتی‌:

      "نوشتین: "بدون شک اسلام بنا شده بر این دو (قران و سنت محمد) است." چنین چیزی نظر شماست. اسلام فقط بر یک چیز بنا شده و این هموم چیزیه که موقع اسلام آوردن میگن که خدایی جز خدای یگانه نیست.. "

      آیا موقع اسلام آوردن، "فقط" باید همون چیزی رو گفت که شما اشاره کردی؟ یعنی‌ یگانگی خدا؟ پس نصف بقیه‌اش چی‌؟

      حذف
    3. گرامی،
      من در چند سخرانی او حاضر بوده ام،
      بسیاری از مطالب او را من به فارسی ترجمه کرده ام!

      آنوقت شما می گویی برو یوتیوب در مورد داوکینز سرچ کن؟!

      حذف
  8. "خفش کن مرتیکه چاقال کسکش مادر جنده مادرتو گاییدم"
    گمنامیان عزیز, نظراتی مانند این گفته های کامنت اولم را در مورد برخی خوانندگان وبلاگ شما تایید می کند و از این بابت خوشحالم. نگاهی که بسیاری از مذهبی ها نسبت به دیگران دارند (مثلا نجس بودن)، درست به شکلی مشابه در قشری دیگر نمایان شده که مثلا مذهبی ها را کثیف و عوضی می داند. به نظر من این دو نگاه به یک اندازه خطرناکند.

    پاسخحذف
  9. گمنامیان جان این برو بچ 7 تومنی هم خوب پیشرفت کردنا..
    قبلنا فقط 4تا فحش میزاشتن ولی الان یکمی آپدیت شدن مثل آخوندا با کلمات بازی میکنن و ...
    خوشحالم میبینم علیرغم شناختی که شخص خودت از هدف این افراد داری ولی با حوصله جوابشونو میدیدی این باعث میشه افراد گذری که اینارو میخونن به خوبی متوجه خالی بودن چنته این افراد بشن
    میدونم خیلی کار سختیه. دلت میخاد مثه منو "مهران" طرفو بشوری و پهنش کنی ولی هدف بزرگ و ارزشمندت که روشن کردن ذهنهای خاموشه جلوی اینکارو میگیره...
    از صمیم قلب برات آرزوی موفقیت میکنم. موفقیت امثال تو نتیجش ایران آباد آیندس

    راستی اینم اضافه کنم

    "در یک جامعه سنتی و یا حتی بعضا مدرن انسانها نیاز به باور به یک قدرت ماورایی هستند وگرنه بعد از نابودی دین ،خلا ایجاد شده جامعه رو به نابودی میکشه(البته این فقط یک فرضیه است)شایدم به همین خاطر هست که اروپایی ها هنوز هم درصد بالایی از جامعه شون دیندار هستند"

    در کنار پاسخهای کامل شما به کامران عزیز.. کشورهایی هم هستن که تجربه حذف خدا و دین رو دارن ولی کن فیکن! هم نشدن.. تو همون اروپای به قول شما مذهبی! مثل شما هم فقط یه نظریه از رو معده نمیدم "سند دار" صحبت میکنم حتی وقتی میخام شمایی که که صرفا یه کامنت گذار ناشناخته هستیدو نقد کنم(اشاره به شبه نقد شما به پروفسور داوکینز) ایینجارو ببینین دفعه بعد با آگاهی بالاتری تشریف بیارین http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%88%D8%A6%D8%AF

    پاسخحذف
  10. برادر جان مشکل را خوب شناخته اید ولی پاسخ عمیقی برای آن نیافته اید. به بسیاری از شبهات شما طیفی از روشنفکران دینی و حتی استادان کراواتی رشته تاریخ اسلام و حتی خاورشناسان پاسخ داده اند ولی شما بدون توجه به پاسخها همان را تکرار کرده اید مثلا در خصوص سنگسار یا ارتداد یا برده داری در اسلام هستند بسیاری از کارشناسان دینی که متقن پاسخ داده اند. در خصوص واقعه بنی قریظه همی همین طور.
    به هر جهت کوتاه کنم. در درد مشترک هستیم اما در پاسخ و راه حل خیر. برای شما احترام قائلم چون درد ایران و مردم ایران را دارید و غمخوار انسانیت هستید.

    پاسخحذف
  11. در شگفتم که بسیاری از کارشناسان اسلامی رأی به پاکی اهل کتاب و غیر اهل کتاب داده اند و هنوز برخی در 30 پیش گیر کرده اند و نقد بر موضوعی می کنند که موضوعیت آن از دست رفته است.

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.