چهارشنبه، تیر ۰۷، ۱۳۹۱

این غیر انسانی بودن اسلام است که باعث نابودیش می شود/ راه دمکراسی در ایران از نابودی اسلام می گذرد/سلاح ما قلم و نوتبوک است/نقدی بر مقاله اکبر گنجی بخش چهارم

آقای گنجی مقاله ای به این عنوان نوشته اند: «آیا راه حل، نابود کردن اسلام است؟»

بخش اول و دوم  پاسخ مرا در اینجا بخوانید: 

ادامه این نقد را در زیر ملاحظه می فرمایید:

"یا خنده دار نیست که کسی بگوید مارکسیسم یعنی استالینیسم و مائوئیسم؟ آیا مضحک نیست که کسی بگوید لیبرالیسم یعنی جورج بوش و دیک چینی؟اگر این گونه فروکاستن ها متکی بر نقض روش شناسی علمی است،چرا از این روش ها نسبت به اسلام استفاده می شود؟ چرا ابن عربی، مولوی و حافظ را نماد اسلام به شمار نیاوریم؟"
بله، کسی نمی تواند جرج بوش را نماد لیبرالیسم بداند. اما محمد پیامبر را می توان نماد اسلام دانست. چرا که تمام اسلام، از کتاب او و همینطور سیره او می آید!
رفتار محمد، بدتر از رفتار خمینی و یا مصباح یزدی و خامنه ای است. برای نمونه، این مثال ها آورده می شود:
-         دستور به ترور چند شاعر مخالف خودش
-         بجه بازی و رابطه جنسی با  عایشه هشت ساله
-         دستور به کشتن نهصد یهودی
-         برده داری
-         کشتن مخالفین.
 آقای گنجی ادامه داده اند:
"ناقدان به جای استقبال از فرایند اصلاح دینی مسلمانها، به شدت آن را نفی کرده و اسلام بنیادگرایان را اسلام واقعی می نامند. "واقعیت پلورالیسم"- به قول جان راولز- را نباید نادیده گرفت. اسلام ها، نه اسلام. اما معنای سخن ما این نیست که همه ی اسلام ها از نظر هرمنیوتیکی معتبرند. "
فرآیند اصلاح دینی، کلمه زیبایی است، اما باید دید که تا چه حد عملی است و نتیجه آن چیست.
نکات زیر باید مد نظر قرار گیرند:
-         این دین قابل اصلاح نیست. مگر می شود به مسلمانان گفت که دیگر قران را قبول نداشته باشید؟! تا وقتی کسی قران را مقدس می داند، دستور به کتک زدن زنان را نیز دستوری آسمانی می داند.
در نوشته ای قبلا به این مساله به صورت کامل پرداخته ام:
برای اصلاح اسلام، باید به مسلمانان گفت که بر اساس قران عمل نکنند، آیا می توان تصور کرد که مسلمانی قبول کند که قران کتاب مقدسی نیست یا قبول کند که محمد اشتباه کرده است؟!
-         نتیجه این اصلاح اسلام چیست؟   تجربه یک بار اصلاح آنرا نیز داشته ایم. به عنوان مثال،  حکومت اسلامی ایران، بنا شده بر تفکر شریعتی است. شریعتی همان کسی بود که قبل از روشنفکران دینی (ماله کشان!) قصد اصلاح را داشته است.
نتیجه این اصلاح، این می شود که کسی جرات نقد اسلام را نمی یابد، کسی آنرا نقد نمی کند و یک حکومت اسلامی چون رژیم اسلامی، شکل می گیرد.
تا وقتی ریشه این دین زده نشود، خطر حکومت اسلامی چون آتش زیر خاکستر وجود دارد.
در حقیقت، مدعیان اصلاح این دین، اجازه نقد اسلام را از منتقدین می گیرند، خود نیز ناتوان از اصلاح خواهند بود (چون قران و ... کاملا مشخص است وقابل تغییر نیست!) و در انتها، باز مسلمانان تندرو، از این ماجرا نهایت استفاده را خواهند برد.
آقای گنجی ادامه داده اند که:
"هفتم- کاذب بودن گزاره ی توصیفی- تبیینی اول را نشان دادیم. به همین دلیل گزاره ی توصیه ای- تکلیفی "نایود کردن اسلام"، اگر هم امکان پذیر باشد (که نمی باشد)، نتیجه بخش نیست. یعنی، نابودی اسلام به حل مسائل و رفع مشکلات ایران منتهی نمی شود. برای حل مسائل اقتصادی، باید راه حل های علمی اقتصادی عرضه داشت. در علم اقتصاد هیچ نظریه ای دال بر این که با نابودی دین می توان مسائل اقتصادی را حل کرد، وجود ندارد. مشکل عظیم ترافیک ایران و همچنین کشته شدن تعداد زیادی از افراد در تصادفات جاده ای هیچ ارتباطی به اسلام ندارد. برای حل این مشکل نیز باید به علم و تجربه ی بشری نگاه کرد. باید اتوبان های چند بانده ساخت، سیستم حمل و نقل هوایی و قطاری را مدرن و گسترش داد، به مردم رعایت مقررات رانندگی را آموزش داد و برای عدم رعایت مجازات های کشورهای توسعه یافته را وضع کرد. همین دو نمونه حکم دیگر قلمروها را نیز نشان می دهد که چیست."
درباره این جملات ایشان، نکات ذیل قابل توجه است:
-         تمامی مشکلات کشور ما از نبود دمکراسی است، مشکل ده ها هزار کشته در جاده ها، به دلیل این است که یک آخوند به نام ولی فقیه، فرمانده نیروی انتظامی را تعیین می کند و آن نیروی انتظامی نیز رییس پلیس راهوار (راهنمایی رانندگی) را تعیین می کند.
صد البته وقتی دمکراسی نباشد، نظارتی بر کار پلیس و رییس جمهور نباشد، مطبوعات آزادی نباشد که انها را نقد کنند، آنها کار خود را به احمقانه ترین شکل ممکن انجام می دهند. مشکلات اقتصادی و یا ترافیک و یا هر مشکل دیگری نیز به همین منوال است.
-         سد راه دمکراسی در ایران، اسلام است. دینی که در آن گفته می شود حکومت از آن الله است، برده داری و کتک زدن زنان در آن وجود دارد، فرمان سنگسار و آدم کشی می دهد، به صورت مشخصی با دمکراسی در تناقض است.
-         دمکراسی و حقوق بشر و سکولاریسم، مفاهیمی در هم تنیده هستند. نمی توان بدون حقوق بشر و سکولاریسم به دمکراسی رسید.   با وجود اسلام و بدون شکسته شدن حرمت اسلام، نمی توان به دمکراسی در ایران دست یافت، چه آنکه قران به صراحت می گوید (اکثرهم لایعقلون) و یا بی هیچ شرمی دم از برده داری می زند. براستی چگونه می توان با وجود  دینی که به برده داری معتقد است، دم از دست یافتن به دمکراسی زد؟
-         اسلام در تناقض آشکار با حقوق بشر است (اینجا) و همینطور چون معتقد به حکومت الله بر روی زمین است، با سکولاریسم نیز در تناقض است.
 در خاتمه، نکات ذیل شایان یادآوری است که:
-         نابودی اسلام به دست خود اسلام صورت می گید، این غیر انسانی بودن و زشتی خود اسلام است که باعث نابودی این می شود. خردگرایانی چون من با روشنگری، تنها به این روند کمک می کنند و انرا تسریع می کنند.
-         این یک واقعیت است که افراد خردگرا، با اسلام مقابله می کنند و در جهت نابودی آن قدم بر می دارند، اما برای نابود کردن اسلام، از روش های اسلامی (چون کشتن و سنگسار و تجاوز) استفاده نمی کنیم. سلاح ما برای نابود کردن اسلام، قلم و لپ تاپ و یوتیوب است.
-         در حقیقت ما برای نابود کردن اسلام، از خود اسلام استفاده می کنیم، کافی است چهره واقعی اسلام نشان داده شود تا این دین نابود گردد. 
نوشته های مرتبط: 




۴ نظر:

  1. https://balatarin.com/permlink/2012/6/27/3070035

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. " دادگاه ویژه روحانیت مایه ننگ و شرمساری هر ایرانی است. "

      اگر کاپیتولاسیوم که به واسطه وحشیگری و اعمال تروریستی مسلمانان و آخوندها به وجود آمد و مایه تبعیض بین ایرانیان و خارجیها بود، دادگاه ویژه روحانیت مایه تبعیض بین آخوندها و ایرانیان است.

      http://www.radiofarda.com/content/f4_rahrovan_mehr_kin_us_iran_relations_part_eight/2257084.html

      مردم ایران میخواهند بدانند نتیجه دادگاه تجاوز آیت الله بهجت به زن و دختر و عروس خادم مسجد چه شد؟ و یا نتیجه تجاوز یک روحانی به یک پسر جوان بسیجی که در اینترنت پخش شد به کجا رسید؟ و یا آمار هزاران مورد دیگر از تعرض روحانیت به حقوق مردم چه بوده است؟
      مگر محمد و علی دادگاه ویژه روحانیت داشتند؟
      آیا این دادگاه جز سرپوش و سانسور جرائم جنایی و حقوقی روحانیت نیست؟

      اسلام = تروریسم
      مسلمان = تروریست

      " کوروش فردوسی "

      حذف
  2. Baba ridam be eslam vaghtetoonu talaf nakonid , shoma ham berinin age dahanetoon kaj nashod hameh mirinan , man har rooz mirinam.

    پاسخحذف
  3. Gomnamian jan bebakhsh an injoori neveshtam vali jooreh dige ehsasatam va eradatam be aemmeyeh athar bayan namisheh magar ba amale ridan(: ye esmam mizaram ro khodam: Emamkon.

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.