دوشنبه، تیر ۰۵، ۱۳۹۱

استخراج دمکراسی و حقوق بشر از اسلام، مانند استخراج اورانیم غنی شده از پشکل است! /نقدی به نوشته اکبر گنجی

آقای گنجی مقاله ای به این عنوان نوشته اند: «آیا راه حل، نابود کردن اسلام است؟»

و ادامه این نقد را در اینجا مطالعه بفرمایید:
همانطوری که در نوشته قبلی دیدید، آقای گنجی به شکل عجیبی معتقد است مجازات هایی مانند کشتن برای ارتداد یا توهین به محمد، در دین اسلام وجود ندارد، و نگارنده با ذکر مثال هایی از علمکرد خود محمد و آیات قران، نشان دادم که در اصل دین اسلام، چنین اعمالی به چشم می خورد.
بدون هیچ شکی، دستوراتی چون کشتن مخالفین و ترور و شلاق زدن و کتک زدن زنان، توسط هیچ کسی قابل دفاع نیست. لذا روشنفکران دینی، به روش عجیبی متوسل می شوند:
روشنفکران دینی می گویند در اسلام مثلا این دستورات وحشیانه وجود ندارد، تا جلوی نقد اسلام را بگیرند. با این کار، این اجازه از منتقدین گرفته می شود تا اسلام را نقد کنند.
گویا آقای گنجی مشغول معرفی دینی غیر از اسلام است، و صد البته که آن دین، هیچ ربطی به اسلام ندارد و  با اصل و فرع اسلام تفاوت اصولی دارد. 
ایشان می توانند دین خود را به عنوان یک دین جدید، تبلیغ کنند، کسی مخالف آن نیست، اما حق ندارند از دین خود، برای اسلام اعتبار بخرند و به جنایات اسلامی، ماله بکشند!
چون وقتی برای دین دروغین خود  تبلیغ می کنند و امثال ایشان اجازه نمی دهند قباحت اسلام را یادآور شویم، در نهایت این دین دروغین آقای گنجی نیست که سود می کند، بلکه اسلام است که از نقد مصون مانده است.
ایشان ادامه داده اند:
"دولت ملی پدیده ای مدرن است و در دوران گذشته- خصوصاً در صدر اسلام و جزیرة العرب- دولت وجود نداشته است. دولت مدرن دارای نهادهای بسیار است. تا دوره ی احمدی نژاد کشور دارای سازمان برنامه و بودجه بود. او این سازمان را منحل اعلام کرد. اسلام هیچ حکمی درباره ی وجود یا عدم وجود سازمان برنامه و بودجه ندارد. ظهور پیامبر اسلام در منطقه ای فاقد دولت بود. مسلمانها حتی در دوران مدینه درآمد چندانی نداشتند. پس از درگذشت پیامبر، غنایم بسیار زیادی از حمله ی به ایران، اشغال این کشور و غارت آن به دست آمد. سیل غنایم ایران و روم مسلمان ها- خصوصاً اهل مدینه- را ثروتمند کرد. توزیع منابع سرشار ایران نیازمند مرکزی بود که به این امر رسیدگی کند. ایرانیان تجربه ی "دیوان" خود را به عمر آموختند و بدین ترتیب دفتر و تشکیلاتی برای توزیع غنایم برپا شد. این تشکیلات ایرانی است، نه اسلامی."
این استدلال آقای گنجی، مصداق بارز عبارت "ماله کشی" است که من از آن استفاده می کنم.
آقای گنجی در روز روشن، منکر نورانی بودن خورشید می شود. مگر نه اینکه محمد بن عبدالله، یک جامعه را اداره کرد و دستورات خاص (مثلا مجازات متخلفین) می داده است؟ مگر نه اینکه در قران، اصولی و دستوراتی برای اداره جامعه آورده شده است؟!
البته محمد بر سر در خانه اش ننوشته: "دولت فلان"، ولی مساله ساده این است که عملکرد او، مصداق بارز یک حکومت است.
محمد ارتش داشته است، قوانین مجازات و اداره جامعه تبیین کرده است، اینها همه مصداق بارز دولت است.
"دولت مدرن با برنامه ریزی به یکی از بخش های صنعت و کشاورزی و خدمات نسبت به دیگر بخش ها اولویت می دهد. اسلام برای این پرسش که اولویت با بخش کشاورزی است یا صنعت یا خدمات؟ نیز هیچ پاسخی ندارد و هرگونه تصمیم گیری در این خصوص در طی ۳۳ سال گذشته توسط زمامداران صورت گرفته است، نه اسلام."
همه دولت ها در باره پیمان کیوتو نظر داده اند، اینکه دولت محمد بن عبدالله، درباره پیمان کیوتو نظر نداده است، نشان نمی دهد که او معتقد به اجرای قوانین اسلام و حکومت اسلامی نبوده است!
در اسلام، حکومت از آن خدا است، جامعه اسلامی «امت» خوانده می شوند. در قرآن به صراحت گفته می شود: آیه بیست و پنج حدید:
لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ 
به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند و به عدل و داد رفتار کند 
یا در سوره شش الزمر می گوید:
اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ
 اين است‏خدا پروردگار شما فرمانروايى [وحكومت مطلق] از آن اوست‏خدايى جز او نيست 
بدون هیچ شکی پیامبر اسلام، خود حکومت اسلامی تشکیل داده بوده است. اینکه مثلا در مورد برتری کشاورزی به صنعت سخن نگفته است، به این علت است که در آن روزگار عربستان، چیزی به نام صنعت وجود نداشته است!  اما این دلیل بر این نیست که اسلام خواستار تشکیل حکومت نیست یا خود پیامبر حکومت اسلامی تشکیل نداده است. 
اینکه آقای گنجی معتقد است که پیامبر اسلام، حکومتی نداشته است، مانند انکار گرد بودن کرده زمین است و اصولا چندان نیازی به بحث ندارد. 
آقای گنجی ادامه داده اند که:
"ششم- چیزی به نام اسلام وجود ندارد، آن چه وجود دارد، اسلام هاست. به همین نحو با مارکسیسم ها، لیبرالیسم ها، مسیحیت ها، یهودیت ها و...مواجه هستیم.اسلام ها حداقل بر سه نوع اند:اسلام بنیادگرایانه، اسلام سنت گرایانه و اسلام مدرنیستی. اما گروهی با نادیده گرفتن این واقعیت اسلام را به اسلام بنیادگرایانه فرو می کاهند. این گروه مدعی اند که اسلام همان چیزی است که آیت الله های بنیادگرای صادر کننده ی حکم ترور می گویند. به گمان اینها کار نوگرایان مسلمانی که می کوشند قرائتی از اسلام برسازند که با دموکراسی و حقوق بشر سازگار باشد، نادرست و آب در هاون کوبیدن است. اگر اسلام همان باشد که فقیهان بنیادگرای خشونت طلب می گویند، فرمان نابود کردن اسلام شاید به گونه ای موجه شود."
چند نکته قابل توجه است:
-         اسلام همان چیزی است که در سنت محمد و خود قرآن آمده است. طالبان و یا آیت الله ها نیز آن آنرا نمایندگی می کنند. اسلام مدرنیستی و یا قرائت های جدید از اسلام، ربطی به اسلام ندارد.
-         من می توانم مدعی شوم که برداشتی از دین کرده ام که شبیه افکار بودا است. صدالبته که اگر کسی چشم خود را ببندد و بخواهد خود را گول بزند، چنین برداشتی ممکن است.
اما این برداشت، هیچ ربطی به اسلام ندارد! نمی تواند به کمک افکار بودا، تبلیغ اسلام را بکنم.
-         وقتی در اسلام دستور به کتک زدن زنان، تجاوز به زن شوهر دار و یا حتی برده داری وجود دارد، می تواند قوانین دمکراسی و حقوق بشر استخراج کرد؟! این کار مانند استخراج اورانیوم غنی شده از پشکل است!
نوشته های مرتبط: 





۳ نظر:

  1. گمنامیان گرامی‌ بهترین درودها من‌ سپاس مرا بپذیر که بسیار نیک‌ پاسخ این ماله کش اسلام و نا جمهوری اسلامی را به زیبایی هر چه تمام تر دادی

    من یکی‌ از یاران و دانش آموزان قدیمی زنده یاد فولادوند هستم و بسیار سربلندم که سالها در کنار این مرد براستی گوهر ایران زمین بودم و حالا سرفرازم که میبینم فرزندان نیک‌ آن استاد پاسخی چنین دندان شکن به این فرومایه‌های مسلمان انیرانی میدهند که براستی بهترین درودهای آریابوم بر شما باد

    همه نفرینهای آفرینش به روح و روان سلمان فارسی‌ خائن این سازنده اسلام و شاگرد ننگینترش محمد تازی

    پاسخحذف
  2. گمنامیان عزیز، من این احساس را دارم که آقای گنجی تا حدودی نگاهی به رسیدن به قدرت سیاسی در ایران دارند و بنابراین احتیاط می کنند که حرفی بزنند که بخش بزرگی از ایرانیان را با ایشان دشمن بکند... متاسفانه تعداد فیلسوفانی صادقی که همزمان سیاستمدار هم بودند بسیار کم هست. در مقابل شما یا آرامش دوستدار اهداف سیاسی ندارید و بنابراین آزادتر می توانید نظرات مختلف را نقد کنید.

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.