یکشنبه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۹۱

چه فرقی بین گاو در هند و امام نقی در سامرا است؟! / ای خاک بر سر دولت هلند که رادیو زمانه اش را مهدی جامی اداره می کرد، کسی که هنوز نمی داند آزادی بیان چیست!

نوشته آقای مهدی جامی را در سیبستان می خواندم، افسوس که روزنامه نگار این جامعه هنوز نمی داند آزادی بیان چیست! ای خاک بر سر دولت هلند که مدت دو سال، رادیو زمانه ای که آنها بودجه اش را تامین می کردند را مهدی جامی اداره می کرده است.

چند تکه از نوشته آقای مهدی جامی را در زیر می آورم و نقد و پاسخ خود را نیز تقدیم می کنم:

"سوال اصلی به نظر من این نیست که این ترانه توهین آمیز است یا نیست. از نظر من قطعا توهین آمیز است. اما مساله این است که چه اتفاقی افتاده که گروههایی در جامعه ایرانی به این نتیجه می رسند که این کار توهین آمیز نیست و حتی اگر هم هست باشد هیچ عیبی ندارد. آزادی یعنی حق توهین!"

آقای جامی،
توهین به چه کسی است؟ اصولا این نقی کیست که کسی حق شوخی با آن را ندارد؟! اگر به جای نقی، کلمه ای مانند صدام یا خمینی یا ملکه انگلیس بود، آیا شما و دیگران وارد گود می شدند و اعتراض می کردید!؟

آقای جامی، چرا وقتی گوشت گاو خورده می شود، شما قدم به میان نمی گذارید و بگویید گاو برای برخی از هندی ها مقدس است و نباید به آن توهین کنید؟!

زمانی که همان اسلامی که شما سنگش را به سینه می زنی، من غیر مسلمان را نجس می دانست، شما کجا بودی که اعتراض کنی! نفرمایید با این قسمت اسلام موافق نیستید، چه آنکه اسلام یک عقیده احمقانه است و سرتاسر آن توهین به دیگر انسان ها است.

ضمنا، آزادی بیان یعنی اینکه مجاز باشی هر حرفی را بزنی، تا جایی که حق شخص خاصی را نقض نکنی. می شود بفرمایید در این ترانه نقی، حق چه کسی نقض شده است؟! نقی که یک شخص همگانی است و هزار و چهارصد سال پیش مرده است. چه کسی وکیل و وصی اوست و از او نمایندگی دارد؟

آقای جامی، شما خبر ندارید، آزادی بیان به معنای آزادی توهین کردن به عقاید دیگران است. این اصل دمکراسی است.

"فکر کنید به اینکه چرا آزادی در میان ما عمدتا به معنای هرج و مرج و زیرپا گذاشتن همه قواعد و قوانین است. و بعد طبعا جواب این سوال را هم پیدا می کنید که چرا آزادی با توهین شناخته می شود. آن هرج و مرج و این توهین دو روی یک سکه اند. اگر آزادی هرج و مرج نیست توهین هم نیست."

آقای جامی، از قیاست خنده آمد خلق را! این قیاس شما، قیاسی مع الفارق است، چرا که در آزادی خود یک قانون و حق ذلتی انسان ها است.

هرج و مرج، به معنای بی نظمی و زیر پا گذاشتن حقوق دیگر انسان ها است، اما آزادی بیان، یک حق است،  و این حق تا زمانی که حقوق انسان دیگری زیر پا گذاشته نشود، وجود دارد.

نفرمایید که مثلا با ترانه نقی، به نقی و اعتقادات یک شیعه بی احترامی شده و  یک شیعه ناراحت شده و حقش زیر پا گذاشته شده است، چرا که جواب مشخص است:

-          اصولا احترام گذاشتن به عقاید دیگران کار احمقانه ای است ، چرا که نمی توانید به عقیده همه احترام بگذارید. ما حق داریم هر عقیده ای را نقد کنیم، این شامل ادیان و اعتقادات همه می شود. 

-          میلیونها عقیده در دنیا است که بعضا با هم اختلاف و همپوشانی بنیادی دارند، مثلا اگر بخواهیم به عقاید شیعه ها احترام بگذاریم، باید به بخشی از عقیده اهل سنت ، بی احترامی  کنیم و مثلا عمر را آدم پلیدی بدانیم! حال تصور کنید که میلیونها عقیده در دنیا است! احترام گذاشتن به عقیده دیگران کاری غیر عملی است. 

-          آیا مثلا باید به عقیده هیتلر هم احترام گذاشت ؟! به عقیده چنگیز چه ؟! خامنه ای نیز عقیده خودش را دارد و خودش را نماینده خدا می داند ، پس باید به عقیده او هم احترام گذاشت ؟!

-          ما در حقوق بشر ، دو بحث جداگانه داریم: 
یک- آزادی عقیده: یعنی شما و بنده مجاز هستیم که هر عقیده ای را برگزینیم، 
دو - آزادی بیان: یعنی من و شما حق داریم هر عقیده ای را نقد کنیم. 

آقای مهدی جامی ادامه داده است:

"من بعید می دانم که مثلا شاهین نجفی جرات کند وارد مباحثی بشود که جامعه میزبان او در آلمان مثلا توهین می داند. فرضا تولید ادبیات ضدزن یا ضدسیاهان یا ضدیهودی یا ضدهمجنسگرایان. شاهین نجفی به پشتوانه و دلگرمی گروههایی که از روش توهین برای پیشبرد مقاصد سیاسی و اجتماعی خود در ایران بهره می برند است که می تواند ترانه آی نقی بنویسد و اجرا کند. اگر این دلگرمی نبود او هرگز تصورش را هم نمی کرد یا اگر می کرد جسارت بیانی اش را نمی یافت"

ایشان ادبیات ضد زن و توهین به نیمی از جمعیت دنیا را با توهین به یک شخص معروف که صدها سال پیش مرده است، یکی می داند!

بله، توهین به گروه خاصی از انسان ها، نژادپرستی و جرم است. نمی توانید سیاه بودن یک انسان را ملاکی برای توهین به او بکنید و او را بیازارید، اما مگر کسی سیاه بودن یا سفید بودن نقی را هدف قرار داده است؟!

نقی شخص معروفی بوده که صدها سال قبل می زیسته است، افکار احمقانه ای نیز داشته است و افکار احمقانه او، کشور ما را به نابودی کشانیده است، چطور آقای جامی توقع دارند درباره او نوشته نشود و یا حرفی زده نشود؟! اثری که نقی و تقی بر کشور ما داشته اند، بدتر از بلایی است که هیتلر بر سر لهستان آورد، چرا نباید اجازه یابیم درباره او سخن بگوییم؟!

"دین اسلام دین جمهوری اسلامی و تبهکاران فاسدش نیست. زیرا این دین برای ایشان صرفا ابزار قدرت است. گروگان است. اما در عوض دین اسلام دین  زندانیان و قربانیان این نظام است. دین تاجزاده ها و نبوی ها و سحابی ها و موسوی و کروبی است. دین نوری زاد و سردار علایی است. دین رهنورد و فائزه است. دین زنان و مردانی است که در مقابل تبهکاری این نظام ایستاده اند از مهندس بازرگان تا مهندس سحابی. از احمد قابل تا آیت الله منتظری. از نرگس محمدی تا فائزه هاشمی. دین مادران ما ست و دین جوانان ما ست. دین شریعتی است. دین آل احمد است. دین سروش و بنی صدر است. چه کسی گفته است می توان به دین این مردمان به سبب تبهکارانی که بر گرده ایشان سوارند توهین کرد؟ "

آقای جامی، این آقای سردار علایی که شما می گویید، همپیاله محسن رضایی است در قاچاق سیگار، آن بنی صدری که شما می گویید، دستبوس  و رییس جمهور خمینی بود و در کنار خمینی، رژیم اسلامی را برای ما به ارمغان آورده و هنوز مدعی انقلاب اسلامی در هجرت است و تلاش می کند قانون کتک زدن زنان در اسلام را توجیه کند (اینجا)، آن آیت الله منتظری که شما می گویید، در رساله اش دستور به سنگسار کردن انسان ها دارد(اینجا)،آن شریعتی که شما می گویی، پایه گذار این رژیم خونخوار است (اینجا)، آن سروشی که شما یاد کرده ای، کسی است که با انقلاب فرهنگیش، دانشگاه ها را تخته کرد!!

ضمنا، مثلا اگر نرگس محمدی، شجاعتی به خرج داده، ما شجاعت او را قدر می نهیم، همانطور که من در مقابل آیت الله منتظری کلاه از سر بر می دارم، چه آنکه او با شرافت تمام از قدرت گذشت، اما حاضر نشد همراه خمینی در سال 67، زندانیا را سلاخی کند. (اینجا)،

احترام به اعمال آنها، به منزله این نیست که از آنها بت بسازیم و هر عقیده ای داشتند، چشم بسته قبول کنیم.

"و چه کسی گفته است که اگر به کسی توهین کردی او را تمسخر کردی و توی سر او و باورهایش زدی کاری آزدیخواهانه کرده ای؟ و چه کسی در کجای تاریخ و جغرافیا نشانی دارد از اینکه کسی با این روشها دست از عقاید خود برداشته باشد و تغییر کرده باشد؟ و تغییر کند بشود شاهین نجفی مثلا؟"

آقای جامی،
یک کلام به ما بگو که آیا این تغییر (جدا شدن از دین) خوب است یا بد؟!  چه آنکه از فحوای نوشته شما چنین بر می آید که این تغییر را خوب می داند و تنها این روش (خواندن ترانه و توهین) را بد می دانی!

اگر این تغییر خوب است، این را بدان که انسان ها شعور دارند و به راحتی با ترانه یا یک نقد تند و یا یک نوشته طنز، به فکر فرو می روند.

"مساله ما خداباوری یا خداناباوری نیست. مساله ما مسلمان یا مسیحی بودن نیست. مساله ما شیعه یا سنی بودن نیست. می توان سنی بود و به امامان شیعه احترام گذاشت. می توان شیعه بود و راه بر نظر اهل سنت نبست. می توان مسلمان بود اما با مسیحیان همزیستی کرد. می توان خداباور بود اما برای خداناباوران هم حق زندگی و آزادی عقیده قائل بود. این همزیستی است که گوهر گمشده ما ست و نه اینکه چه عقیده ای داریم. و آنکه مرا به سبب عقیده ای که دارم دست بیندازد یا محترم نداند اصلا به آزادی کدام عقیده قائل است؟"

چطور می شود به خدایی باور داشت که می گوید غیر مسلمین را بکشد (29 توبه) و بعد اجازه زندگی به خداناباوران را داد؟! مثال سنی و شیعه، یا مسیحیان نیز به همان شکل است!

"مساله ما رواداری است. خداباوری یا ناباوری هیچ توفیری نمی کند اگر روادار نباشیم. تمسخر هیچ مناسبتی با رواداری ندارد. شوراندن خلق و گزک به دست تبهکاران حاکم دادن هیچ نسبتی با فکر سیاسی ندارد. بلکه از جنس همان فکر سیاسی است که تو را و مرا آواره کرده و دوستان و خویشان و مردمان ما را در وطن به گروگان گرفته است."

مساله رواداری (تساهل و تسامح)، هیچ ربطی به حق  آزادی بیان ندارد، صد البته که تساهل و تحمل دیگر عقاید، یکی از ارزش های لیبرالیسم است، به معنای این است که اگر کسی نظر دیگری دارد، او را تحمل کنیم و مثلا برای کشتن او اقدام نکنیم!


در حقیقت تساهل، بخشی از اصل آزادی اندیشه اعلامیه جهانی حقوق بشر است، صد البته که تحمل دیگر انسان ها کار شایسته ای است، اما این تحمل، دلیل این نمی شود که عقاید احمقانه دیگران را نقد نکنیم. 


بر فرض مثال، اگر حقوق یک شیعه نقض شود و مثلا اجازه ندهند او شیعه بماند، من به طرفداری از او برخواهم خواست و نقض حقوق بشر را محکوم می کنم، اما این دلیل نمی شود که افکار احقمانه ای که در مذهب شیعه وجود دارد را نقض نکنم. 


به نظر می رسد آقای جامی برداشت غلطی از تساهل دارند و فکر می کنند تساهل به معنی این است که دیگران خفه شوند و عقاید دیگران را نقد نکنند...! 


آقای جامی، روا داری، به معنای این نیست که عقیده دیگران را نقد نکنیم، نقد دیگر عقاید، ساده ترین اصل اعلامیه جهانی حقوق بشر (اصل آزادی بیان) است. اگر هر انسانی مجاز است که هر عقیده ای داشته باشد و کسی را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای، آزار داد (اصل آزادی اندیشه)، به همان شکل هم نمی توان انسانی را به دلیل  نقد یک عقیده دیگر، آزار داد و از حقش محروم کرد.

نفرمایید که نقد با تمسخر فرق دارد. چه کسی می تواند تعیین کند و بگوید که  فلان نوشته من نقد است و فلان یکی تمسخر؟!

پی نوشت:
آقای جامی، ببخشید که تند نوشته ام، من همیشه قلمم تند است، با کسی تعارف ندارم، گاهی حقیقت نیز تلخ است.













۵۱ نظر:

  1. سلام،
    منظور این آقا این بوده که چرا باید دل عده ای را از قصد برنجانیم و حال آنها را به هم بزنیم .
    مثلا یکی که عیسی را دوست دارد بگوییم عیسی حرامزاده بوده نه فرزند خدا.

    آیا این درست است ؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود گرامی،

      فرض کنید آقای ایکس هم هیتلر را دوست دارد، آیا من نباید هیتلر را نقد کنم و بگویم آدم کش بوده، چون آقای ایکس ناراحت می شود؟!

      اصولا آیا آدم کش بودن هیتلر یا بازیگوشی مریم (!)، یک واقعیت هست یا نه؟! اگر واقعیت است، چرا نباید مطرح شود؟!

      دنیا بر اساس دل این و آن اداره نمی شود که چون می رنجد، بقیه نباید حرف بزنند! اگر چنین باشد! این معنای مدارا نیست، مدارا به معنای به رسمیت شناختن حق دیگران برای داشتن نظری متفاوت است، نه خفه کردن صدای کسانی که نقد می کنند...!

      سپاس از نظر شما دوست گرامی.

      حذف
    2. حالا نباید از حلال یا حرام زادگی عیسی سخنی گفت . ولی در قرون وسطا که کلیساها به جان مردم گشورهای مسیحی نشین افتاده بودند، بلی می بایست گفت .
      شاید سالهای دیگر بد امامان گفتن کاری زشت باشد . ولی حالا جهت شکست تقدس لازم باشد . چون تقدس جنایت آفرین است و خرد را کنار میزند . الان گشور ما دچار شیعه زدگی است . عده ای با نام امامان ثروت ما را به غارت میبرند . یکی میخواهد تقدس شکنی کند یکی نمی خواهد .
      قول میدهم . به شرافتم قسم اگر در شرایط کنونی کشور ما یک حکومت مسیحی داشت آقای نجفی از عیسی میگفت و اگر حکومتی یهودی داشتیم از موسی میگفت . وگرنه او را به امام نقی چه کار ؟

      حذف
  2. امام نقی مشغول جماع با کنیز شش ساله ای بود که تازه خریداری فرموده بودند، همزمان فرمان کشتن یهودیان سامرا را امضا می کردند، که یکی از کفار لعین (که فعال حقوق بشر بود)، به امام وارد شد و گفت:

    «یا نقی، چرا برده داری می کنی؟! چرا به بچه تجاوز می کنی؟! چرا دستور به کشتن دیگر انسان ها می دهی؟!»

    که امام نقی برآشفتند، شروع به گریه کردند و گفتند همانا که این سخنان تو توهین به من است، و تو حقوق انسانی مرا زیر پا می گذاری، تساهل تو کجا رفته است؟! چرا حقوق بشر را نقض می کنی ؟!

    بعد چون مشغول جماع بودند و دست ایشان بند بود، فتوا دادند که دیگران آن فعال حقوق بشر را بکشند...!!

    پاسخحذف
  3. عالی پاسخ دادید عالی
    من هم همیشه از مثال هیتلر استفاده میکنم کلا این صحبت احترام به عقاید من رو داره خفه میکنه!
    کسایی که تمام زندگی پیامبرشون قتل و تجاوز و غارت بوده چطور میتونن در مورد احترام به عقیده دیگران صحبت کنن؟!!!!!!!!

    پاسخحذف
  4. گمنامیان

    آیا میدانید اگر سیتی زن کانادا باشید میتوانید در لندن اقامت بگیرید؟ یا پناهندگی ؟ چقدر طول میکشد؟ سریعترین راه چیست ؟

    پاسخحذف
  5. گمنامیان عزیز پاسخ عالی بود, از عقاید این مردک جامی خیلی بدم میاد. ماله کش بدی است.
    ضمنن یک سوال از جناب ناشناس اولی : چرا وقتی مسلمانان بقیه افراد را که دین دیگری دارند یا دینی ندارند را نجس می دانند این توهین محسوب نمی شود؟ و آیا دل آنها نمی شکند؟ چرا بقیه نباید هیج حرفی به مسلمانان بزنند و هیچ انتقادی به عقاید آنها نکنند ولی مسلمانها هر توهین و مزخرفی که دلشان خواست به بهایی ها , مسیحی ها , کلیمی ها , زرتشتی ها, بودایی ها, کمونیستها, ...... می کنند؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. دقیقا درسته! و جالب اینه که به این کارشون افتخار هم می کنند....
      من یادم هست که کنار مدرسه ما یک شیرینی فروشی ارمنی بود که مادر پدرهای ما موقع کارنامه ها که میشد از اونجا شیرینی میخریدند که مثلا دست خالی نیان مدرسه بچه شون. یک روز صبح مدیر مدرسه سر صف میکروفون رو گرفت دستش و گفت : به این مادر پدرهاتون بگید که از این شیرینی فروشی ارمنی بغل برای مدرسه ما شیرینی نیارن! اینا ارمنی نجس هستند ما همون جا جلوی خودشون شیرینی رو میندازیم سطل آشغال.
      و صدای میکروفن مدرسه ما کل محله رو برداشته بود. بماند که چند تا دانش آموز ارمنی هم داشتیم توی مدرسه.

      حذف
  6. امام نقی (ق) دشمنان فراوانی داشت و بسیار پیش می آمد که معاندان جسارت کرده به آن حضرت توهین می نمودند یا ایشان را ریشخند می کردند.
    امام در چنین مواردی هرگز خونسردی خود را از دست نداده، بلافاصله اصحاب را به دو دسته تقسیم می کردند:
    یک گروه را که گردن کلفت تر و قلچماق تر بودند، به رهبری حضرت شمقدر با قمه و چاقو خدمت دشمنان می فرستادند تا آنها را تیغ تیغی کنند؛

    همزمان گروه دوم را که "روشنفکر" و قلم به دست بودند، به رهبری حضرت عفیر مامور می کردند که درباره "احترام به شخصیتهای دینی" و "زشتی توهین به عقاید مردم" سخنرانی کنند و مقاله بنویسند.

    امام و تقسیم کار میان اسلام رحمانی و طالبانی

    پاسخحذف
  7. گمنامیان عزیز از این که در شنبه شب به جای عضق حال در دیسکو یا بار مشغول روشنگری هستنید آرامش قلبی است برای ما .

    نمیدانیم چگونه خوابتان نمیبرد؟
    آیا خانواده شما از دست امام نفی به ستوه نبامدند ؟

    پاسخحذف
  8. به راستی گمنامیان را چه شده است ؟

    مردی گمنام این گونه بی پروا دائما" می نگارد و پاسخ های دندان شکن میدهد !!

    در این سکوت شب هنوز او برقرار است ؟

    نگویید که او خواب ندارد یا چیزی مصرف کرده است . او عاضق است . عاشق روشنگری ....

    پاسخحذف
  9. جناب گمنامیان امیدوارم که زیاد صحبت های این بادمجان دور قاب چین ها رو جدی نگیرید، چون اینها همانطور که آدم رو به سرعت بالا میبرند ،با شتابی چند برابر هم آدم رو به زمین میکوبند! اما جدا از این بحث ها شما در مقاله ی بالا یک جمله آوردین که هر چی فکر میکنم نمیتونم قبولش کنم لطفا کمی در موردش توضیح بدید ممنون.(آقای جامی، شما خبر ندارید، آزادی بیان به معنای آزادی توهین کردن به عقاید دیگران است. این اصل دمکراسی است. )جناب گمنامیان لطفا یاد بگیرید که هنگام نوشتن مقاله زیاد آتیشی نشین که این چنین جملات عجیبی توی یک مقاله ی خوب بنویسید، مثلا شما اعتقاد به تساوی حقوق زن و مرد دارین، حالا اگر من بیام و با کلمات رکیک و توهین آمیز حقوق زنان رو زیر سوال ببرم آیا این آزادی بیان محسوب میشه؟ آیا مثلا در کشور انگلستان کسی میتونه یک همچین کاری بکنه ؟ (تمام نقد من به همین یک جمله هستش نه بیشتر پس دوستان بادمجونی لطفا جو گیر نشند) پیشاپیش از گمنامیان عزیز بابت پاسخگویی به سوالم تشکر میکنم.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. بادمجون من نیستم اونی هست که شبها میره تو کس خواهرت

      بادمجون همونی ایت که مادرت پیر جنده ات روزها استعمال میکرد تا مرد

      بادمجون اونی است که چرب میکنم و میزارم تو حلقت

      حذف
    2. جوابت رو گرفتی potatis عزیز؟ حالا داری حس میکنی بادمجان رو ؟

      چقدر لذت بخش که تو کس مادر بسیجی بادمجون کردن !!! هاها

      حذف
    3. potatis:
      شما در مقاله ی بالا یک جمله آوردین که هر چی فکر میکنم نمیتونم قبولش کنم لطفا کمی در موردش توضیح بدید ممنون.(آقای جامی، شما خبر ندارید، آزادی بیان به معنای آزادی توهین کردن به عقاید دیگران است. این اصل دمکراسی است. )جناب گمنامیان لطفا یاد بگیرید که هنگام نوشتن مقاله زیاد آتیشی نشین که این چنین جملات عجیبی توی یک مقاله ی خوب بنویسید، مثلا شما اعتقاد به تساوی حقوق زن و مرد دارین، حالا اگر من بیام و با کلمات رکیک و توهین آمیز حقوق زنان رو زیر سوال ببرم آیا این آزادی بیان محسوب میشه؟ آیا مثلا در کشور انگلستان کسی میتونه یک همچین کاری بکنه ؟ (تمام نقد من به همین یک جمله هستش نه بیشتر پس دوستان بادمجونی لطفا جو گیر نشند) پیشاپیش از گمنامیان عزیز بابت پاسخگویی به سوالم تشکر میکنم.
      ===========================================================================
      پاسخ:

      بله گرامی،
      شما می توانید تساوی حقوق زن و مرد را به زیر سوال ببرید، هر چقدر هم که دوست دارید به تساوی حقوق زن و مرد و یا اعلامیه جهانی حقوق بشر، فحش بدهید.

      این حق شما است، شما با فحش دادن به تساوی حقوق زن و مرد، حق کسی را ضایع نکرده اید، نظر شخصی خود را گفته اید، حال اگر نظر شما ارزش پاسخگویی و بحث را داشته باشد، یکی می آید با شما بحث می کند...!!!

      در همین کشور انگلیس هم مثلا مسلمانان تندرو تظاهرات می کنند و می گویند (دمکراسی-برو به جهنم) و یا هر فحاشی دیگری!
      کسی هم جلوی آنها را نمی گیرد.

      حذف
  10. man sakene holland, doosti daram dar tehran ke vaghti in ahange shahine najafi ru basash ba email ferestadam, dige be email man javab nadad...mot-a-asefane javoonaye ma ham be darde taghados,va khorafat,va tars az mazhab gereftar shodan.(brain wash)molavi mige HICH CHIZI MOGHADAS TAR AZ ENSAN VOJOOD NADARE.dar jaiee mige:shoma mohtavaye mazhab ra begirid,befahmid va poostesh ro besoozoonid.

    پاسخحذف
  11. کسانی که ادب و نزاکت ندارند شایسته نظر دادن نیستند و باید کاملا خفه شوند نمی دانم چرا این مو مننان دین دار هر جا کم می آورن شروع به فحش دادن به مادر و خواهر دیگران می کنند ...مشکل جایی دیگر است در نبود منطق و شعور که با تظاهر به دین داری چیزی عوض نمی شود...اگر شما عقده ایهای بی ادب مسلمان هسیتد من ترجیع می دهم کافر باشم ولی ادب و انسانیت داشته باشم...

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ای بسیجی حرامزاده ، حالا حرف عوض کردی ؟

      کــــــون پلنگ

      حذف
    2. داداش به کی فحش می دی ...طرفت را مشخص کن و بشناس بعد توهین کن

      حذف
  12. روزی امام نقی در بین النهرین به گمنامیان رسید و دید در زیر درختی مشغول تایپ کردن در کمپین امام نقی است . به او گفت براستی این چه بساطی است برپا کردی و مارا مسخره میکنی؟ گمنامیان گفت : یا نقی من از تبار شیطانم و آمده ام که هوارداران تو را منحرف کنم.
    امام نقی در حالیکه از شمقدر پیاده شد شمشیر برکشید و نوت بوک گمنامیان را به دونیم تقسیم کرد. و گمنامیان از ترس خشک درید و به بیابان فرار کرد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. و بعد آق نقی با معجزه ای لپ تاب را به هم وصل کرد و مشغول دیدن حوریان آنلاین شد

      حذف
  13. آقای گمنامیان

    دیگر بالاترین بدون شما معنی ندارد.

    آخر فکری بکنید که بتوانیم دو هم جمع شویم

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود گرامی،
      تا چند روز دیگر، سایت اشتراک گذاری جدیدی که خودم مدیریتش را به عهده دارم، راه خواهد افتاد

      حذف
    2. چـــند روز؟
      عضویت در سایت شما مثل بالاترین با دعوت نامه است ؟

      حذف
  14. ببینید اگر حتی امام نقی زنده بود اگر به دادگاه شکایت میکرد خوب حال شاهین را مبگرفتند.
    مگر نه اینکه چند روز پیش یک نماینده به خاطر یک کاریکاتوریست را محکوم به شلاق کردند.

    آزادی بیان همه جا هست ولی آزادی بعد از بیان تو هیچ کشوری نیست . همه حق دارند شکایت کنند.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. اگر نقی زنده بود، از شاهین هم شکایت می کرد، شکایتش به جایی نمی رسد، چون دادگاه عادل، شاهین را محکوم نمی کرد.

      آزادی بعد از بیان در ایران و دیگر کشورهای دیکتاتوری نیست. در خیلی از کشورها هم هست.

      حذف
    2. گمنامیان

      شما نمیدانید که نقی اگر زنده بود شاهین را سو میکرد و حتی کمپین امام نقی را تعطیل میکرد چون همش درباره دروغ هایی است که برای او ساخته میشود. اصولا در کشورهای آزاد هم هرکسی میتواند ادعای حیثیت بکند و خسارت بگیرد یا طرف را به زندان بیاندازند.

      به هرحال آزادی بعد از بیان این است که من بتوانم بعداز اظهار نظر راحت باشم نه اینکه مرا به دادگاه بکشند.

      حذف
    3. گرامی،
      مثلا الان کلی سایت به زبان انگلیسی است که مثلا ملکه انگلیس را مسخره کرده است، با اینکه او ملکه انگلیس است، اما نمی تواند کاری علیه آنها بکند.
      چرا؟!
      مردم حق دارند علیه کسی که معروف است و قدرت دارد است، حرف بزنند و از او انتقاد کنند.
      مثلا این را ببین، در شبکه بی بی سی که تلوزیون ملی انگلیس است، این کمدین علیه ملکه چه می گوید!
      http://www.youtube.com/watch?v=N_ESgHRI5HI

      حذف
  15. be ghole molavi, hoviyaate ensani be dashtaan ya nadashtane mazhab nist. taleghani dar zamane zendan be dokhtaresh tajavoz kardan,vali hich goone hese enteghami dar in ensan vojood nadasht...hich mazhabi ensan ro ensan nemikone magar inke befahmim ke ensaniyat dar vojoode ensan haast,ghabl az inke mazhabi be vojood biyad.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. عزیز جان،
      من کلمات فینگلیش را نمی خوانم، یا فارسی بنویس، یا انگلیسی تا جواب بدهم.

      حذف
  16. گمنامیان عزیز، بابت پاسخگویتون سپاسگزارم ،فکر میکنم حق با شما باشه.

    پاسخحذف
  17. یکبار هنگام معراج امام نقی، عسگری کوچولو نیز خودش را لوس کرد و گفت:
    «بابایی، بابایی، من هم می خواهم بیایم همراه شما به مهمانی کاخ الله »

    و آنقدر سریش شد تا اینکه امام نقی قبول کرد او را همراه خود سوار بر امام شمقدر کند و به آسمان هفتم ببرد. متاسفانه هنگام بازگشت، صاعقه شدیدی بر دم شمقدر وارد شد، از کوهانش گذر کرد و درست وارد بیضه چپ عسگری کوچولو شد و از بیضه راست او خارج شد و کلا هر دو بیضه را خاکستر کرد.

    چنین شد که لوله امامت و پمپ مربوطه، کلا ذوب شدند و داغ پدربزرگ شدند بر دل امام نقی برای همیشه باقی ماند...!

    پاسخحذف
  18. گمنانیان کمپین دفاع از نجفی رو راه بنداز

    شاهین نجفی یک رپ دیگه هم داده بیرون ریده به هیکل عظما

    پاسخحذف
  19. آیا گمنامیان دارد سایت راه اندازی میکند؟

    این سایت تخیلی چیست که یک قرن است دارد راه میافتد؟

    عین نیروگاه اتمی بوشهر!!!

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. عزیز جان، کمتر از پنج هفته است که من قرارداد آنرا با یک شرکتی بسته است، هنوز یک ماه دیگر وقت دارند که آنرا تحویل دهند، البته فکر کنم تا دو هفته دیگر، نسخه بتا آن عرضه گردد.
      با تشکر.

      حذف
    2. ممنون از پاسخ . ولی جناب گمنامیان شما سه ماه پیش هم گفتید که تیم فنی دارند روی آن کار میکنند. قبل از اینکه حساب شما برای یک ماه بسته شود.
      فکر نمیکنید که واقعا آن شرکت طرف قرارداد که مطمئنا ایرانی نیستند نمیتوانند سایتی با قابلیت های فارسی نویسی مثل بالاترین ایجاد کنند؟

      چون بالاترین در مدت 5 روز نوشته و راه اندازی شد. !

      حذف
  20. البته حقیقتش را بخواهی، منتظرم خوب بالاترین در منجلاب خودش فرو برود تا زمان افتتاح سایت، شانس موفقیتم بیشتر شود!

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. من حاضر بالاترین رو با بالاکون هاش یک جا بخرم . سایت رو بدم مجانا" به گمنامیان و بالاکون هاشو ببرم تو انبار کارخونه برای حمالی و بمالی

      حذف
  21. گمی جان

    آی دی فیس بوک صاحب page کمپینن امام نقی چیست ؟ آیا وقتی گروه در فیس بوک میزنی id admin برای همه قابل دیدن است ؟ اگر آره نمبشه مخفی کرد؟

    پاسخحذف
  22. درود.جوابی برای این دارید؟
    http://kayvanh.wordpress.com/2012/05/13/%D8%AF%D9%87-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D9%87%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B0/

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. گرامی،

      در مورد صدور حکم زندان یک ساله برای مردی که قران را بر روی توالت چاپ کرده است (!) باید بگویم که منبع موثق ارایه کنید، این خبر دروغ است، هیچ منبع خبری موثقی نیافتم که این خبر را منتشر کرده باشد.

      شاید من خوب جستجو نکرده ام.

      به هر حال لذت بردم از خواندن نوشته شما.

      حذف
    2. درود بر گمنامیان.
      نوشته من نیست.منم تا حالا اونو نشنیده بودم.دیشب تو بالاترین اومد و از دیشب تا حالا خیلی ها دارن بهش استناد می کنم.
      زنده باشی.

      حذف
  23. دوست گرامى تعريف شما از دموكراسى كه توهين را مجاز مى شمارد به كدام منبع باز مى گردد؟؟؟ من به عنوان فوق ليسانس علوم سياسى خدمت شما عرض كنم كه نه در آثار دانشمندان و فلاسفه ى بنيان گذار دموكراسى، نه در سيستم حقوقى كشورهاى دموكرات، توهين مجاز شمرده نشده است. من فكر مى كنم شما تفاوت ٢ مفهوم را ناديده مى گيريد و آندو را يكى فرض مى كنيد: توهين و نقد؛ اگرچه برخى از شدت خودپرستى هرگونه نقدى را برنتافته و آنرا توهين تلقى مى كنند و سعى در سركوب آن مى كنند، اما از حيث منطق و فلسفه ى علم و از حيث عقل سليم و عقل جمعى تفاوت آندو قابل احراز و شناسايى است. در نقد كلمات زشت و فحش وجود ندارد، توهين وجود ندارد، استدلال وجود دارد.... اجازه ندهيد كه خنك شدن دلتان از توهين به امام شيعه موجب شود تا تفاوت نقد و توهين را ناديده بگيريد. شما مى توانيد استدلال كنيد كه موضوع مورد بحث از نظر شما توهين نبوده است، اما منطقا نمى توانيد بگوييد كه توهين بوده ولى توهين يك اصل دموكراسى است و مجاز.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. سپاس از کامنت شما،

      به اعلامیه جهانی حقوق بشر باز می گردد که حق آزادی بیان را به رسمیت می شناسد.

      در سیستم حقوقی کشورهای دمکرات، توهین به اشخاص مجاز شمرده نشده است، وگرنه توهین به اشخاص معروف و یا توهین به عقاید، صد در صد آزاد است.
      عجیب است که شما فوق لیسانس دارید و این را نمی دانید، این مثال را در بالا زدم که در تلوزیون خود بی بی سی، به ملکه انگلیس چه حرفها که نمی زنند!


      مثلا این را ببین، در شبکه بی بی سی که تلوزیون ملی انگلیس است، این کمدین علیه ملکه چه می گوید!
      http://www.youtube.com/watch?v=N_ESgHRI5HI

      ضمنا،
      چه کسی می خواهد بگوید این جمله(محمد بن عبدالله، یک بچه باز و پدوفیل بوده است) توهین است یا نقد؟!
      من فقط یک اصل تاریخی صرف را واگو کرده ام.

      شما که نمی توانید شورای نگهبان و آیت الله جنتی بیاورید که تعیین کند کدام حرف توهین است و کدام انتقاد است!!

      این کلک دیگر قدیمی شده که وقتی مسلمین جوابی ندارند، می گویند این نقد نیست، توهین است...!
      هر توهینی به عقاید دیگران آزاد است، تا زمانی که به یک شخص حقیقی، توهین نشده باشد. این یک اصل کاملا شناخته شده در کشورهای دمکرات است.
      مثلا فیلم های توهین به مسیح یا کلیسا که فروان است، یا توهین به سیاستمداران.

      حذف
  24. همچنين اينكه شما به ديگران اجازه ى فحاشى به خود را مى دهيد دليل بر اين نيست كه دموكراسى و آزادى بيان را خوب درك كرده ايد و درست نيست ژست خود قربانى كردن و خود پيش قدم بودن در راه ايده ى خودتان را بگيريد. انسان مناعت طبع دارد و از توهين ناخشنود مى شود، انسان عاقل از نقد خود استقبال مى كند و نه از توهين به خود.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. گرامی،

      اتفاقا شما معنای آزادی را نمی دانید،


      من از توهین به خودم خشنود نمی شوم، اما نوشته ام که هیچ نوشته مخالف (حتی توهین به خودم) را حذف نمی کنم، معتقدم هر کسی می تواند نظرش را بگوید، اگر فحاشی باشد، جواب نمی دهم و نادید می گیرم، اما اگر کسی حرفی برای گفتن داشته باشد، پاسخ می دهم.

      به بهانه توهین، جلوی حرف زدن کسی را نمی گیرم.

      شما مانند آیت الله خامنه ای فکر می کنی که مثلا اگر کسی به او نقد کرد، می گوید به اسلام توهین شده است و این نقد نیست!

      حذف
  25. کجای ترانه توهین به امام نقی بود ؟
    مشود موارد توهین به امام نقی را با ذکر شماره بنویسید ؟

    پاسخحذف
  26. سلام
    مطلب آقای جامی را پیش از این نخوانده بودم اما استدلال های ضعیف شما یارای هماوردی با گزیدهای ایشان را که خودتان درج کرده اید را ندارد؛ یا شما ضعیف نوشتید یا پایه نوشتار ایشان قوی بوده است؛
    با ارادت فراوان

    پاسخحذف
  27. تو چقدر کارت درست است که نوشته های آقای جامی را نخوانده اید، اما می گویید که نوشته هایش از من بهتر است....!!

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.