دوشنبه، خرداد ۰۸، ۱۳۹۱

طبق بیانیه اخیر روشفکران دینی(کدیور و اشکوری)، باید چاپ قرآن ها را ممنوع کرد...! / نقد به بیانیه ماله کشان دینی در قبال حکم قتل شاهین نجفی!

ماله کش عزیزم (روشنفکر دینی سابق!)، لطفا از عبارت نخ نمایی چون سو استفاده از آزادی بیان برای ماله کشی استفاده نفرمایید...!

زمانی که مدنیت معاصر و حقوق بشر نیز از شر ماله کشی روشنفکران دینی در امان نمی ماند...! در این بیانیه اخیر می توان شاهد سو استفتاده از حقوق بشر و مدنیت، توسط  روشنفکران دینی و اصلاح طلبان حکومتی بود.

در پی در خواست و فشار روشنفکران جامعه و کنشگران اجتماعی، گروهی از به علما دینی که خود را روشنفکر می دانند، ناچار به موضع گیری در قبال فتوای قتل شاهین نجفی شده اند. (منبع)

چند نکته از اعلامیه روشنفکران مذهبی را در زیر نقل می کنم و به پاسخ گویی به آن می پردازم:

"رواداری دینی و مدارای مذهبی، در کنار آزادی بیان و نقد دو رکن مدنیت معاصر است. به موجب رکن اول، به باورهای دینی و اعتقادات مذهبی که برای پیروان  هر دین و آئینی مقدس است باید احترام گذاشت و پرهیز از تمسخر و اهانت و بی احترامی به این باورها و اعتقادات ازاصول اولیه اخلاق و مدنیت شمرده می شود. به موجب رکن دوم، آزادی بیان نیز اقتضا می کند که انتقاد از هر امری ولو مقدّسات دینی مجاز باشد و به هیچ عنوان از نقد علمی امور دینی ممانعتی صورت نگیرد. اما متاسفانه در هر دو سو شاهد افراط هایی هستیم. "

برداشت امضا کنندگان این نامه از مدنیت معاصر، برداشتی مضحک و به دور از واقعیت است. بدون هیچ شکی، تجلی مدنیت معاصر، اعلامیه جهانی حقوق بشر است، در اعلامیه جهانی حقوق بشر، به صراحت اصل آزادی اندیشه و آزادی داشتن دیدگاه خاص یا  ادیان به رسمیت شناخته شده است، اما در هیچ جای آن گفته نشده که دیگران موظف هستند به یک عقیده احقمانه احترام بگذارند.

آنقدر این روشنفکران دینی به بافتن چرندیات عادت کرده اند که تصور می کنند می توانند دایره ماله کشی خود را به باورهای مدرنی چون مدنیت نیز گسترش دهند...! کجای مدنیت معاصر گفته شده افراد یک جامعه مجاز هستند مثلا به عقیده نازی ها و هیتلر احترام بگذارند؟

بر طبق اصل آزادی اندیشه، آزادی هر انسانی برای داشتن هر گونه اعتقادی، به رسمیت شناخته شده است. یعنی من نوعی، می توانم به الله، بودا، یا یک اسپاگیتی پرنده به عنوان آفریننده اعتقاد داشته باشم. اما در اصل نوزدهم، می بینم که آزاد بیان است و در این اصل، به صراحت حق انتشار اطلاعات و افکار، تضمین گردیده است.

اصول فوق، هیچ تناقضی با یکدیگر ندارند. خلاصه ساده این دو اصل این است که من می توانم هر عقیده ای داشته باشم، اما آقای ایکس هم می تواند عقیده و افکار مرا نقد کند.

در اصول نوزدهم، هیچ شرط و تبصره ای برای آزادی بیان گذاشته نشده است و نگفته که مثلا آزادی بیان در صورتی مورد قبول امضا کنندگان است که به عقاید دیگران توهین نکنید!

"از یک سو ، برخی افراد باورهای دینی و اعتقادات مذهبی دیگران را به بهانه های سیاسی یا غیرسیاسی به تمسخر می گیرند و با اشاعه گفتار یا تصاویر زشت وناپسند، با سوء استفاده از آزادی بیان و آزادی عقیده ، عواطف صدها میلیون دین دار را جریحه دار می کنند."

سو استفاده از آزادی بیان؟!

برخی از عبارت، آنچنان نخ نما شده که دیگر نمی توان از آنها برای ماله کشی استفاده کرد...!

سی سال است که سران رژیم اسلامی، هر جا توان پاسخگویی به انتقادات را ندارند، از عبارت «سواستفاده از آزادی بیان» استفاده می کنند؛ این عبارت را وقتی به کار می برند که جوابی برای مسائل مطرح شده ندارند و می گویند سوال کننده، از آزادی بیان سو استفاده می کند...!

آقای ماله کش عزیزم، معنای آزادی بیان مشخص است، نمی توان از آن سو استفاده کرد...!

معادل «سو استفاده از آزادی بیان»، کلمه عناد ورزیدن در قران است، چون الله محمد ناتوان از پاسخگویی به انتقادات منطقی کافران و یا اهل کتاب بود،و محمد نمی توانست آنها را با زبان منطق راضی کند، می گفت شما عناد می ورزید...!! (ادامه این بحث در اینحا)

"از سوی دیگر، برخی دینداران نیز هیچ انتقادی به باورهای دینی و اعتقادات مذهبی را برنمی تابند و آنرا اهانت و توهین تعبیر کرده، امور دینی را ورای بحث و پرسش و نقد معرفی می کنند. از این منظر کمترین انتقاد یا اظهار نظر متفاوت در حکم ارتداد یا سبّ و دشنام به پیامبر (ص) و ائمه (ع)شمرده شده، مرتد و سابّ نیز مهدورالدم بوده واعدام او حتی توسط شنونده، ولو عامی مجاز دانسته شده است. به نظر این افراد اگر هزینه انتقاد و اظهار نظر متفاوت درباره مقدسات را بالا ببریم، دیگر کسی جرأت نخواهد کرد در حریم قدسی باورهای دینی رطب و یابس ببافد و به مقدّسات توهین کند و یا بدون تخصص لازم به امور دینی انتقاد و باورهای دینی مردم را سست نماید."

سوال من از آقایان روشنفکر دینی این است که مثلا دین من نقویت(!) است و در آن دین امام نقی،شراب می خورد و قمار می کند و صد کار دیگر. چرا باید برخی از دینداران، اجازه داشته باشند دین خودشان را داشته باشند، اما من مجاز به داشتن دینی شبیه دین آنها (با اندکی تغییر!) نباشم ؟!

چون برخی از دینداران عزیز، دست به آدم کشی و جنایت می زنند، آیا باید من و امثال من از حقوق انسانی خود، چشم پوشی کنیم؟!

"نتیجه دیدگاه افراطی اول{معتقد به آزادی بیان و نقد دین} رشد دیدگاه افراطی دوم {دینداران معتقد به کشتن انسان های مرتد} است. و دیدگاه افراطی دوم دیدگاه افراطی اول را تقویت می کند. پیروان این دو دیدگاه مانع تحقق رواداری دینی و آزادی بیان هستند. "

آقایان روشنفکر دینی،
ماله کشی نیز اندازه ای دارد. مشخص است آزادی بیان را چه گروهی زیر پا می گذارند. دینداران دستور به آدم کشی و جنایت می دهند (چرا که یک نفر سخن گفته) و آنگاه شما ماله به دست گرفته اید و می گویید چرا یک نفر از حق آزادی بیان خود استفاده کرده است؟! بعد با بی شرمی، گناه نقض آزادی بیان را به گردن قربانی می اندازید؟! براستی که مثال خوبی برای عدالت اسلامی هستید...!

روشنفکران دینی ادامه داده اند که از دیدگاه آنها:

".... اهانت و استهزاء و تحقیر باورهای دینی، از جمله اسلام کاری ناشایست و نقض کرامت انسانهای مؤمن به آن دین است. اهانت به باورهای الحادی نیز به نص قرآن کریم ممنوع است."

من از این آقایان سوال می کنم، زمانی که علما اسلام، کافران و دیگر دینداران را نجس می داند، ایشان کجا بوده اند که اعتراض کنند و نقض کرامت انسانی را یادآور شوند؟!

دین اسلام حتی حق حیات برای کسانی که اسلام را قبول ندارند، قائل نیست امام روشنفکران دینی حرف از کرامت انسانی می زنند...!!


"اهانت به باورهای مذهبی از مصادیق «گفتار نفرت زا» (hate speech) است که باورهای دینداران را تحقیر می کند، و می باید به عنوان جرم تلقی شود"

در اینجاست که روشنفکران دینی، باز سوراخ دعا گم می کنند و به سو استفاده از مفاهیم مدرن می پردازند.

گفتار نفرت زاد، معنای مشخصی دارد. گفتاری است که به موجب آن، گروهی از انسان ها قربانی می شوند. اما اهانت به باورهای مذهبی، باعث نفرت هیچ انسانی از یک گروه نمی شود.
در توضیح Hate speech می خوانیم+:

Hate speech is, outside the law, any communication that vilifies a person or a group on the basis of race, color, ethnicity, gender, disability, sexual orientation, nationality, religion, or other characteristic

مثلا کجای ترانه شاهین نجفی، باعث می شود که عده ای از انسان ها، از شیعه ها متنفر شوند؟!

آقایان روشنفکر دینی، لطفا ماله را کناری بگذارید و از مفاهیم مدرن جوامع بشری سو استفاده نفرمایید.

فرق بسیاری است بین اینکه من بگویم اسلام بد است، با اینکه بگویم مسلمان ها انسان های بدی هستند...!

می توان یک عقیده را نقد کرد، حتی به آن عقیده توهین کرد و مسخره اش کرد، اما نمی توان به پیروان آن عقیده توهین کرد. 

فرق بسیاری است بین نقد یا طنز و یا حتی فحاشی به یک عقیده (که آزاد است) با توهین به یک گروه از انسان ها. به صورت مشخص، اسلام به مانند یک ویروس می ماند که گروهی از انسان ها را بیمار کرده است. روشنگران با این ویروس می جنگند، از ویروس هم متنفر هستند. اما با بیمار سر جنگ ندارند، به بیمار نیز توهین نمی کنند. 

"لازمه دنیای سالم، احترام متقابل آدمیان به همدیگر است. نمی توان به باورها، کتاب مقدس و پیامبر یک چهارم انسانهای روی زمین اهانت و تمسخر کرد و از عکس العمل خشن و افراطی برخی باورمندان سنتی آن، هرچند برخلاف فرامین آن دین، در امان بود."

روشنفکران دینی عزیز، احترام به انسان ها، با احترام به عقیده آنها تفاوت بسیار دارد. در جوامع مدرن، خود انسان ها هستند که محترم محسوب می شوند، نه عقیده آنها.

مثلا حتی خامنه ای نیز از حقوق انسانی مشخصی (مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر)، برخوردار است و باید به این حقوق احترام گذاشت، اما باورها و عقاید احمقانه خامنه ای، مورد احترام نیست و بقیه انسان ها موظف به احترام گذاشتن به آن نیستند...!

"اگر دیندار سنتی حق ندارد باورهای دینی اش را به دیگران تحمیل کند، ملحد دین ناباور نیز حق ندارد باورهای خاص خود را به عنوان هنجارهای بین المللی به دیگر آدمیان تحمیل کند."

روشنفکر دینی عزیز، دینداران می گویند اگر کسی از دین ما انتقاد کرد، باید کشته شود و اگر کسی عقیده ای غیر از عقیده ما نیز داشت، اصولا از حقوق انسانی برخوردار نیست. اما کجا دیده ای که یک فرد ملحد (کافر) بخواهد عقیده خود را به دینداران تحمیل کند ؟! در ایران معاصر، کجا دیده ای که مثلا روشنفکر منتقد دین، با شلاق مسلمانی را مجبور به قبول بی دینی کرده باشد؟!

دیندار مجاز به داشتن دین خود است، اما منتقد  و کافر نیز مجاز به نقد آن عقیده  و دین است. این خیلی ساده است.

"گرچه تعیین دقیق مرز انتقاد و توهین و استهزاء عملا بسیار دشوار است، اما اجمالا   می توان گفت همچنانکه اعدام و مجازات مرتد از سوی دینداران باید کلا ملغی اعلام شود، اهانت و تمسخر هم می باید از سوی ملحدان و دین ناباوران به عنوان جرم و ضد ارزش به رسمیت شناخته شود."

در این چند جمله فوق، سطح پایین دیدگاه روشنفکران دینی را می توان دید، آنها می گویند دینداران انسان های منتقد را نکشند، در عوض انسان های منتقد نیز خفه شوند و انتقاد خود از اسلام را مطرح نکنند.

ماله کش عزیزم، اگر دین شما بند تنبانی است و حتی اگر من یک حدیث از پیامبر شما را بازگو کنم، ملت به خنده می افتند، اشکال از من نیست، اشکال از دین شما است که بر روی آب بنا شده است...!

"این سه اصل اکنون لازم و ملزوم هم هستند:  
اول. آزادی انتقاد از باورهای دینی و البته غیر دینی
دوم. ممنوعیت اهانت به باورهای دینی و الحادی به مثابه «گفتار نفرت زا»"

این جمله آخر، آنچنان مرا به خنده انداخت که تصور می کنم در نیمه شب، همسایه ها را بیدار کردم...! آقایان روشنفکر دینی، می خواهند برای باورهای کافران، مصونیت قائل شوند و توهین به باورهای ما را ممنوع کنند.

چند نکته در اینجا مشخص می شود:

-         با خود قران چه می خواهند بکنند؟! قران پر است از توهین به باورهای ملحدین و خود ملحدین! آیا روشنفکران دینی می خواهند قران ها را از سطح شهر جمع کنند؟! در قران، خداناباوران 



-         آقایان ماله کش دینی، لطفا از طرف ما ملحدین حرف نزنید. ما نیاز به وکیل تسخیری نداریم، ما خواستار اهانت و نقد به باورهای خودمان هستیم. ما به آزادی بیان اعتقاد داریم، عقیده ما نیز چون عقیده شما بند تنبانی نیست که با یک نقد ساده فرو بریزد...!


این آیات قران، مثال های خوبی هستند که می بینیم در خود قران به خود ملحدین بی احترامی شده(چه رسد به عقیده آنها!):


آیه پنجاه و پنج سوره النفال: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ / ترجمه: بى‏ترديد بدترين جنبندگان پيش خدا كسانى‏اند كه كفر ورزيدند و ايمان نمى‏آورند

آیه سیزده سوره بقره: وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَكِن لاَّ يَعْلَمُونَ ترجمه: و چون به آنان گفته شود همان گونه كه مردم ايمان آوردند شما هم ايمان بياوريد مى‏گويند آيا همان گونه كه كم خردان ايمان آورده‏اند ايمان بياوريم هشدار كه آنان همان كم‏خردانند ولى نمى‏دانند

آیه سیزده سوره قلم: عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ ترجمه: گستاخ [و] گذشته از آن زنازاده است
سوره انبیا، آیه شصت و هفتم: أُفٍّ لَّكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ / تف بر شما باد و بر آنچه غير از خدا مى‏پرستيد مگر نمى‏انديشيد

ماله کشان دینی ادامه داده اند که: 


"گر اهانت و تمسخر یک نفر جرم محسوب می شود، اهانت و تمسخر و تحقیر باورهای سیصد میلیون شیعی یا یک میلیارد و نیم مسلمان نیز به طریق اولی جرم است."

این گروه  که مدعی روشنفکری هستند، هنوز نمی دانند بین اهانت به یک انسان و اهانت به باور او، فرق وجود دارد. من مجاز نیستم به شخص یک انسان توهین کنم، اما مجاز هستم یک عقیده احمقانه را (که ممکن است او به آن معتقد باشد) را به باد انتقاد و اهانت بگیرم. بین این دو فرق است، دانستن آن چندان سخت نیست...!

در پایان باید ذکر کنم که از نظر من ، ما روشنفکر دینی نداریم، ما تاریک فکر دینی داریم...! (توضحیات بیشتر در اینجا):

-         اصولا روشنفکر دینی وجود خارجی ندارد، چه آنکه اصولا این عبارت، جمع نقیضین است و روشنگری و آزادی اندیشی با دینداری جور در نمی آید.

-         روشنفکر معنای مشخصی دارد، روشنفکر کسی است که از تفکر و تعقل نمی ترسد، حتی اگر نظرش با نظر قشر عامی جامعه در تعارض باشد، و اینچنین رفتاری در تناقض است با دینداری

-         دین اسلام چیزی که است که صدها سال است که خود را تیرگی و تاریکی نگه داشته است و جوهره این دین، بر اساس نیاندیشیدن و نپرسیدن است

-         روشنفکر دینی به شکلی مضحک در پی توجیه دین است، و صد البته که توجیه با روشنگری و روشنفکری زمین تا آسمان تفاوت دارد، چه آنکه روشنفکری بی هیچ قید و بندی در پی اندیشیدن بی قید و بند صحیح است

پی نوشت: 
قریب دو ساعت وقت گذاشتم و این نوشته را آماده کردم، به محض انتشار دیدم که ابراهیم نبوی، در نشریه روزآنلاین، به دلیل نوشته منطقی دیروز من درباب سکولاریسم، به فحاشی و انگ چسباندن به من روی آورده است.

الان خسته هستم، اما حتما فردا جوابیه ای را برای روزآنلاین خواهم فرستاد، اما اگر روزآنلاین از انتشار جوابیه من سرباز زند، حتما از وکلیم خواهم خواست که براساس این قانون، از روزآنلاین شکایت کند: defamation, Tort Law












۵۲ نظر:

  1. امام نقی با کافران قراردادی را بست که نام «سامرا-چای»، معروف شده است.

    بر اساس آن قرارداد، کافران اعمال امام نقی را مسخره نمی کردند، از او انتقاد نمی کردند، در عوض امام نقی تمامی قران ها را از سطح مساجد و خانه های اصحاب جمع کرد، چون در تمامی قران ها، همه جور فحشی به کافران داده شده بود...!

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. این همه اراجیف وهرز گویی جیه گمنامیان که می بافی آخرترا به امام چکار همان محیط فاسدی که ترا پروررش داده ارزانی امثال شماها .حتی ارزش جواب دادن هم ندارید.

      حذف
  2. گمنامیان جان
    من همیشه نوشته های شما را دنبال می کنم و دیدم که چطوری به اصلاح طلب ها حمله کرده ای
    یادم است یکبار به بالاترین رفتم توی اوج زمانی که همه عکس موسوی را در ماه می دیدند بهترین لینک روز نوشته شما بود که از نقش موسوی در کشتار 67 نوشته بودی


    معلوم است این اصلاح طلب ها و نبوی چی ها اینقدر عصبانی می شوند و به تو تهمت می زنند
    بحث آنها بحث منافع است
    من آن نوشته شما رو هم خوندم. همونی که نبوی اشاره کرده است. حرفت کاملا با منبع است
    آنها جواب ندارند به تو بدهند
    فحاشی می کنند

    پاسخحذف
  3. انسان بی سوادی هستید چون با کردار مدعیان دروغین دینداری، دین را شناختید وتجربه ناپسند حکومت اسلامی روی شما تاثیر بد گذاشته واز روی تعصب نظر میدهی لطفا برای نقد امامان (ع) به سیره وروش زندگی آن بزرگان مراجعه کن آن هم با مراجعه به کتب ومنایع معتبر

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. سیره کدام امام شما؟!
      علی بن ابی طالب که در یک روز، سر هفتصد نفر یهودی را برید؟!
      یا محمد پیامبر شما که بچه بازی کرد و با عایشه هشت ساله خوابید؟!
      یا امام حسن شما که 50 تا زن داشت؟! یا صادق که برده داری می کرد؟!

      ما تنها به یک امام اعتقاد داریم، آن هم امام نقی است...!

      حذف
    2. و یا ان امام تخیلی که رفته ته چاه فاضلاب قم نشسته گدایی میکنه

      حذف
    3. حق با ناشناس هست شما كه نميدونيد الكي به خدا و پيغمبر دروغ نبنديد ..اَن بيا ، علم لندني داشتند نه اكتسابي نمونه اي از اين حكايات را برايتان ميگويم ..:

      روزی ابولاشی که در کتاب علوم كلاس دوم پسرش راجع به کسوف خوانده بود نزد امام آمد و به لحن مچ گیری از امام دلیل کسوف را پرسید. امام که با کمک علم لدنی خویش پاسخ خود را چنين ارائه نمود: سر خود را در چاه مستراح کرد و هق هق كنان گریید!! وقتی ابولاشی دلیل گریه را پرسید امام فرمودند که قلب فرزند رسولولا به درد آمد چرا که دست اوف شود، پا اوف شود، ولی به جدم قسم که طاقت ندارم ببینم که کُس اوف شود

      حذف
    4. ت و هموطن . میگویم / میگوید !
      • میگوید اسلام در خطر است. و پیر، پاسخ داد که اسلام خود خطر است
      • ........
      میگویم : چند تا اسلام داریم ........... سکوت !
      ...
      میگویم : القاعده و طالبان ، میگویند : اینها از اسلام چیزی نمیفهمند و نمیفهمیدن
      ...
      میگویم : فلان قانون اسلام ، میگوید : این قانون مال آن زمان بوده .
      ...
      میگویم : فلان حدیث، میگوید : ممکن است تحریف شده باشد .
      ...
      میگویم فلان آیه قرآن، میگوید: معنیش این نیست ! برو تفسیرش رو بخوان ! شان نزول داره!
      ...
      میگویم: فلان روایت تاریخی از فلان مورخ مسلمان ، میگوید: فلان مورخ که معصوم نبوده !
      • ....
      • میگویم : فلان مرجع تقلید ! ، میگوید این آخوندا و ملاها مسلمان نیستن اصلا اینها اسلام را خراب و بد نام می کنند .
      • ...
      میگویم : جمهوری اسلامی ، میگوید : این جمهوری، اسلامی نیست .
      • ..........
      • میگویم : کدام شعبه اسلام بر حق است ؟ میگوید فقط ما دیگران اسلام را تحریف کارد اند !
      • ...
      • میگویم : دیگر شعبه ها شما را منحرف از اسلام میدانند ؟ میگوید : اسلام واقعی میآید !
      • ...
      میگویم : پس اسلام واقعی کجاست؟ چه وقت اجرا خواهد شد ؟ میگوید: اسلام واقعی هنوز پیاده نشده باید تا ظهور صبر کنید !
      ....
      ....میگویم : ظهور چه موقع است ؟ میگوید: شاید این جمعه بیاید.... شاید هم آن جمعه .... !
      • ..
      • میگویم : وقتی آقا ظهور کند تصمیم به کشتار و سیعی دارد، دو سوم مردم کره زمین ، یعنی با جمعیت امروز کره زمین ۵ میلیارد ؟ ...... میگوید : حد اقل مسکن ارزان میشود !

      • میگویم : بعد ازکشتار آقا و ارزانی مسکن ، آقا تصمیم دارد حکومت را در اختیار قبیله قریش عربستان(که کدورت قدیمی ابن عم های قریش و بنی امیه است ) واگذار کند ،به ما ایرانی ها چه ربطی دارد ؟ ............. سکوت میگوید : یک جزو قران همراه دارد !
      • ......
      • میگویم : که قصه دوبار از سر گرفته شود ؟ میگوید : .......... سکوت ... !
      • ...
      • میگویم : دیگر نمیگویم !!! میگوید : نمازم قضا شد !!!
      • .....................................
      • ضمیمه / کمونیست ها هم در رابطه با سیستم حکومتی کمونیستی در برخی موارد تقریبأ همین جواب ها را میگویند .

      حذف
  4. کیر شتر تو دهن هر چی‌ آخونده!

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. کیر گاو نر استرالیایی تو کونت

      حذف
    2. ذولنعوز گودزيلا تو تمام منافذ امامان ِ ديوثت و همچنين ايل و تبار جاكشت ..

      حذف
    3. کیر سگم تو ناف ننه جندت

      حذف
    4. كير گودزيلا كه 3000 كيلو گرم قرص وياگرا خورده ،‌تو خلل و فرج اَن بيا مسلمون جاكشت و خوار ومادر جنده مسلونت

      حذف
    5. این سایت فاضلاب است گاو نرو گودزیلا وسگ وخوک (کافر)همه فقط قضای حاجت به جا می آورند .بنده یک چکمه پوشیده وبااحتیاط پا در این کثافتخانه گذاشته ام تا بگویم عجب ازادی اندیشه ای وعجب انقلابیون روده درازی دراینجا یافت می شود .آیاواقعا شرم ,حیا,ناموس ,پاکی ,درستی وارزشهای انسانی مرده اند؟چه شده که اینقدر دریدگی وگستاخی شایع شده؟

      حذف
  5. دوست گرامی.شما وقتی که بعنوانِ ناشناس مینویسی(کاری به خوبی و بدیش ندارم)باید پیهء این را هم به تنت بمالی که آقای نبوی هم چنین چیزی راجع به وبلاگت بنویسد.شما هم فقط جوابش را همینجا میتوانی بدهی و یا در سایتِ خودش.شما که نام و مشخصاتت روشن نیست،چگونه میتوانی وکیل بگیری و شکایت کُنی.شاید هم روز آنلاین پاسُخت را منعکس کند.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. عزیز جان،
      اینجا ناشناسم، اما به هر حال پاسپورت و آی دی که دارم! یک انسان هستم دیگر!

      حذف
    2. آقایاخانم گمنامیان تویک انسان با پسپورت وآی دی هستی ولی یا انیان پست لجن پراکن.وبلاگت فقط به درد مشتی آدم بی مبالات وجعلق می خورد .آیا هدف شما جز این است که جوانان این مملکت رانسبت به ارزشهای انسانی بی تفاوت کنی ؟توهین به عقاید مردم ومبارزه با مقدسات ایمان را محکمتر وعکس العمل را در مقابل شماها شدیدتر می کند.مطمئن باشید....

      حذف
  6. گمنامیان عزیز واقعن عالی بود , مثل همیشه. این مثلن روشنفکرای دینی , ماله کش به معنای واقعی کلمه هستند. خودشونم نمی دونن چی میگن!!

    پاسخحذف
  7. در وبسایت بالاترین کاربر ترک تجزیه طلبی به نام kishi‏ ‏وجود دارد. از هر کسی که به او دسترسی دارد خواهش میکنم این مطلب را به او نشان دهد:
    ای خارکسه ای ترک خر ای بی ناموس ای زن جنده من خیلی کم پیش میاد که از کسی کینه به دل بگیرم ولی با خواندن لینک و نظراتی که میفرستی بدجور ازت کینه کردم بالاخره مادرتو میگایم

    پاسخحذف
  8. درخواست برای انتشار بیانیه من / PRE-ACTION CONDUCT / اخطار قانونی‎

    سردربیر محترم نشریه روزآنلاین

    با درود

    احترام به اطلاع شما می رساند که یکی از نویسندگاه نشریه شما، در پی انتقاد کاملا منطقی و مستند و علمی من، به تهمت زدن و ترور شخصیت روی آورده است، اگر نویسنده موصوف، یک کلمه منطقی از مطلب منتشر شده توسط مرا نقد کرده بود، من اعتراضی نمی کرد، چه آنکه اعتقاد من به آزادی بیان آنچنان عمیق است که حتی کامنت های هتاکی به خودم را نیز حذف نمی کنم، اما وقتی نویسنده شما تنها به تهمت زدن روی می اورد،ناچار به پاسخگویی خواهم بود

    ابتدا مایلم تاسف عمیق خود را از این عمل ایشان ابراز کنم، افسوس که نشریه روزآنلاین، روش و منش کیهان شریعتمداری را برگزیده است و ببیش از همه برای مالیات دهندگان هلندی متاسفم که مالیات آنها به اسم گسترش دمکراسی در ایران، صرف ترور شخصیت آزادی خواهان ایرانی می شود

    در اینجا مایلم از شما بخواهم که آمادگی خود را برای انتشار جوابیه من در یک پست جداگانه در روزآنلاین اعلام کنید ، چه آنکه حتی قانون عقب مانده مطبوعات نیز از مطبوعات ایرانی می خواهد جوابیه اشخاص را منتشر کنند.

    در صورتی که ظرف سه روز کاری، آمادگی شما را برای انتشار جوابیه خود، دریافت نکنم، ناچار به اقدام قانونی و حقوقی علیه نشریه شما خواهم شد.

    من ساکن اروپا هستم و روزآنلاین نیز در فرانسه به ثبت رسیده است، به دلیل سالها فعالیت آزادی طلبی برای ایران، توان برقراری ارتباط مستقیم با پارلمان هلند را نیز دارم، در همان پاریس نیز چندین آزادی خواه ایرانی ساکن هستند که مرا می شناسند و می توانند در دادگاه شهادت دهند که مطالب شما تنها ترور شخصیت است، بعد از حکم دادگاه، مستقیما با پارلمان هلند وارد مذاکره خواهم شد

    اجازه نمی دهم که پول مالیات دهندگانی چون خود من، به اسم دمکراسی خرج فحاشی به آزادی خواهان ایرانی شود.



    با بهترین آرزوها
    [....]نویسنده وبلاگ گمنامیان ساکن لندن

    پی نوشت
    حتما قبل از انشار این نوشته، سردبیر محترم نشریه، نوشته فوق را دیده است، تعجب من این است که سردبیر نشریه، به نویسنده فوق تذکر نداده که روزآنلاین با کیهان تفاوت دارد!!

    آیا اصولا جواب این نوشته علمی من، فحاشی است؟ آیا شان و منزلت نشریه شما باید چنین دون باشد که نویسندگان آن تنها فحاشی کنند؟
    چرا باید دین از سیاست جدا باشد؟! دلیل آن مشخص و واضح است، در دین یک آخوند یا دیندار، برداشت وتفکر خودش را نماینده خدا می داند و به کمک آن رای اکثریت را زیر پا می گذارد.
    http://gomnamian.blogspot.co.uk/2012/05/blog-post_26.html

    نوشته آقای ابراهیم نبوی
    http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2012/may/28/article/-2004486a2f.html

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. آقای گمنامیان /

      شما از قوانین چیزی نمیدانید. ادعای شما خنده دار است. چراکه :

      1- شما شخصیت مجهولی هستید. چگونه میتوانید شکایت کنید ؟
      2- اول ثابت کنید گمنامیان چه کسی هست بعد ادای حیثیت کنید؟

      حذف
    2. نوشته‌اند:" وبلاگ «مرکز رسمی ازدواج موقت جامعه مجازي پيوند (زوج‌يابي) تهران» در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است."برو ثبت نام کن مامان شاهینم اونجا با پدر شما (اگه واقعا بابت باشه ) دارن میدن البته پدر گرامی شما در حال گرفتن وقت قبلی برای شماست مزاحم شما کس کش عزیر و زیر خوابم نمی شوم .
      امضا
      خودتی

      حذف
    3. بچه جان،

      من شخصیت مجهور نیستم، می روم توی دادگاه لاگین می کنم به گمنامیان، ایمیل هم مال یک شخص ناشناس است، اما مسولیت مطالب ارسالی را دارد
      مسولیت با وظیفه می آید.
      شما از حقوق چیزی نمی دانی.

      اینکه گمنامیان چه کسی هست را به دادگاه ثابت میکنم، نه اینجا!

      حذف
    4. آقای یا خانم گمنام ،

      شما برو ببین به شما جواب میدهند یا میخندند.

      میروی تو دادگاه لاگین میکنی؟
      مثل اینکه من راجع به خرس قطبی حرف بزنم بعد یک نفر بگوید این به من توهین کرده چون ایمیل من خرس قطبی است.
      شما وقتی حق ادای حیثیت میتوانی بکنی که کسی نام حقیقی شما (اسم و فامیل کامل شما) را آورده باشد. شما نمیتوانید خود را به گمنامیان بچسبانید. چون این موجود fake ID هست. از لحاظ حقوقی هیچ کاری نمیتوانید بکنید.

      حذف
    5. من به تو چه جوابی بدهم که آی دی خودت را آی دی فیک روز آنلاین گذاشته ای!

      سیاست من چنین است که به چنین کامنت های بی ارزشی جواب نمی دهم، اما اینبار استثنا قائل می شوم.

      من وقتی در وبلاگم مطلبی می نویسم، لابد پیش زمینه حقوقی آنرا با وکیل مطرح کرده ام که آنرا مطرح می کنم!

      مثلا لیدی گاگا، مگر اسم اصلی خودش است؟! حالا هر کسی می تواند هر انگی را به او بچسباند؟! خوب معلوم است که این آی-دی و یا این شخصیت مجازی، متعلق به یک نفر هست.

      دادگاه اروپا هم با دادگاه ایران کمی فرق دارد...!!

      نظرات آتی شما ایگنور می شود، چون ارزش پاسخگویی ندارد

      حذف
    6. نمی دانستم گمنامیان هم آزایخواه است وهم میتواند دراروپا غوغا به پا کند واجازه ندهد مالیات خرج ترور شخصیتش و...شود .گمنامیان تویک مسخره گر هرز گو هستی فقط عرض خود می بری وزحمت ما می داری.

      حذف
  9. ماله کشی به شکل ساختاری با شریعتی شروع شد و با سروش به پایان رسید. زمانی در دانشگاه ها دانشجویان برای پیروی از سروش باتوم می خوردند و امروز همان دانشجویان به نقویت گرویده اند و باتوم بدست ها از نقویان می خواهند به اعتقادات گذشته خود باز گردند، ولی "آیا نمی بینند که هر دوره ای راهکار خود را می طلبد: در 2 خرداد تلاش است مذهب اصلاح گردد و در دوره نقوی گری دست از اصلاح شسته می شود و تیشه به ریشه مذهب زده می شود. به درستی که ماله کشان در دوره نقوی گری همان باتوم به دستان گذشته هستند. همانه ماله کشان از گمراهان می باشند" (آیه 57 سوره ماله کشان)

    پاسخحذف
  10. این گمنامیان فاحشه ای است که غم نان دارد .چون اسلام فحشاء را منع می کند.

    پاسخحذف
  11. دلت خوش باشد به عرعر کردن با اسم مستعار بدبخت عقده ای ترسوی بی همه چیز.
    فقط یکبار سعی کن یکی از نوشته های سرتاپا حماقت ونفهمی خودت را در روزنامه ای در انگلیس چاپ کنی تا بفهمی که آنها هم تو را دیوانه وبی ارزش میدانند.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. عزیزم

      من اسمم مستعار است، اما ببین چقدر برای جامعه ام مفید بوده م و چند نفر نوشته های مرا خوانده اند.

      درباره انتشار مطلب به اسم خودم که شما خیلی بر آن تکیه دارید، از جهت اطلاع شما، به صورت مرتب در یکی از نشریه های اروپا مطلب می نویسم،

      اما چون به اسم گمنامیان و روزنامه انگلیسی اشاره کردید، از جهت اطلاع شما می گویم که معتبرترین نشریه اروپا، گاردین است و این لینک گاردین که در آن از وبلاگ من مطلب آورده، فکر می کنم جالب باشد:

      http://balatarin.com/permlink/2011/8/15/2666539

      http://www.guardian.co.uk/world/2011/aug/15/uk-riots-iran-media-red-faced

      حذف
  12. مسلمان عزیز:

    پیش از اینکه که از محمد و حسین و یا نقی‌ و دارو دسته دفاع کنی‌ به یاد بیاور که مردم ایران از اسلام خسته شده اند. ولی‌ تو نمی‌خواهی این واقعیت را به پذیری. مشکل تو این است. جالب است نخستین کسی‌ که در این مورد "هشدار" داد مهدی بازرگان بود. او به طور خیلی بی‌ پروا به خمینی گفت کار تو باعث شده مردم دسته دسته از اسلام خارج میشوند. این پروسه‌ای ایست که سی‌ و سه‌ سال است که ادامه دارد و آخرین کسی‌ هم در مورد "هشدار" داد محمد نوری‌زاد است. مرگ اسلام در ایران حتمی است چه خوشت بید چه بدت بیاید.

    پاسخحذف
  13. چرا چرت میگی بی سواد
    اگر کسی به عقیده کسی توهین کند دقیقا به آن شخص توهین کرده است.
    مثل این می ماند که بری جلوی طرف بگی ریدم تو عقیده ات که اینجوری است و بعد بگی من به خود تو توهین نکردمااا
    نمیدونم چه جوری نتیجه گیری می کنی

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. به زبانی ساده:چرا نمی توان از نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت، ارایه شده توسط دکتر سروش برای ماله کشی بر اسلام، استفاده کرد؟!
      http://gomnamian.blogspot.co.uk/2011/10/blog-post.html

      حذف
    2. اینجا را بخوانید بلکه بفهمید آزادی بیان چیست، آزادی توهین به عقیده کدام است:

      آزادی توهین به عقاید دیگران، بخش جدا نشدنی دمکراسی است، به آن خو بگیرید..! /توهین به عقیده با توهین به شخص فرق دارد/ بحث تفضیلی

      http://gomnamian.blogspot.co.uk/2012/05/blog-post_17.html

      حذف
    3. توهین به عقیده مسخرگی است نه دموکراسی .توهین به عقیده توهین به تمام افرادی است که صاحب آن عقیده هستند .مولوی می گوید :ای برادر تو همان اندیشه ای -----مابقی تو استخوان وریشه ای .در چندین جا به عقیده ی شما ها توهین کرده ام .که این به خود شماها بر می گردد. من ماله کش وروحانی و...نیستم .واقعا شما لجن پراکن هستید .گناه افرادی را که گول هرزه گوییهای شما را می خورند به گردن آ لوده تان است .

      حذف
  14. قبلا خوانده ام چرت محض است . شما توهین کن مگر من گفتم نکن . ولی بیجا می کنی از خودت در میاوری که وقتی به عقیده من توهین کردی یعنی به من توهین نکرده ای.مرتیکه دروغگو

    مرتیکه تو مگر می توانی بروی به عقاید و سنت های ترک زبانان ایران توهین کنی و بعد بگویی من به خود شما توهین نکرده ام.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. جواب افراد بی تربیت را معمولا نمی دهم،
      اگر خواستار پاسخ هستید، مودبانه بپرسید تا جواب دهم.

      حذف
    2. وقتی‌ انیشتین فرضیه نسبیت خود را ارائه داد عده‌ای با فرضیه او مخالفت کردند. این بحث همچنان موافق و مخالف دارد ولی‌ کسی‌ دلخور نمی‌شود و فحش هم نمیدهد. مشکل آن جایی آغاز میشود که کسی‌ از عقاید مذهبی‌ و دینی کس دیگری انتقاد کند. مثلا فرض کنید من ادعا کنم که انیشتین فرضیه نسبیت خود را از یک دانشمند یونان باستان دزیده است. همچنین تصور کنید روز بعد من ادعا کنم پیغمبر اسلام دین خود را از انجیل و تورات کپی کرده و نماز را هم از دین زردشت. فکر می‌کنید من از کدام دسته فحش و تهدید دریافت خواهم کرد، طرفداران انیشتین یا طرفداران محمد؟

      حذف
  15. من بسیار کامنت در وبلاگتان گذاشته ام و بسیار مودبانه حرف زدم ولی همیشه با توهین و فحاشی شما در جواب دادن مواجه شده ام که این خود نشانه عدم دادن آزادی به من در بیان نظرم می باشد زیرا با متشنج شدن فضا هیچ گاه نمیشود بحث کرد.
    ولی اگر واقعا مودبانه میخواهید بپرسم.می پرسم
    شما می توانی بروی به عقاید و سنت های ترک زبانان ایران توهین کنی و بعد بگویی من به خود شما توهین نکرده ام؟؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. عزیز جان،

      هیچگاه دیده ای که من به شما بی ادبی و یا جسارتی کرده باشم!؟
      شما اگر از من پاسخ می خواهی، باید بدون فحاشی سوالت را مطرح کنید.

      عزیز جان،

      من می توانم عقاید و سنت های ترک زبانان را ، نقد کنم (بخوانش توهین) اما اگر بیایم و بگویم مثلا ترک ها آدم های ...هستند به آنها توهین کرده ام.

      توهین به شخص یک انسان یا یک گروه از انسان ها، با توهین به عقیده آنها فرق دارد.

      مثالی می زنم:
      من مثلا به یک خدا اعتقاد دارم که روی برج میدان آزادی زندگی می کند، اسمش هم (جوجو) است. حال اگر شما بیایی و بگویی این جوجو وجود ندارد و اصولا چنین خدایی احمق است که روی برج زندگی می کند، به عقیده من توهین کرده ای و کاملا آزاد هستی!این اصل توسط اعلامیه جهانی حقوق بشر تضمین شده است.

      همینطور من نیز آزاد هستم که چنین عقیده ای داشته باشم، آزادی اندیشه و عقیده نیز توسط اعلامیه جهانی حقوق بشر، تضمین گردیده است.

      حال اگر شما بیایی و بگویی گمنامیان احمق است. به شخص من توهین کرده ای و این نقض حقوق انسانی من است و در جوامع متمدن جرم محسوب می شود.

      امیداورم توضیح مرا درک کرده باشید، اگر نیاز به توضیح بیشتر داشتید، در خدمتم.

      حذف
  16. قابل توجه مسلمانان دو آتشه
    وقتی‌ انیشتین فرضیه نسبیت خود را ارائه داد عده‌ای با فرضیه او مخالفت کردند. این بحث همچنان موافق و مخالف دارد ولی‌ کسی‌ دلخور نمی‌شود و فحش هم نمیدهد. مشکل آن جایی آغاز میشود که کسی‌ از عقاید مذهبی‌ و دینی کس دیگری انتقاد کند. مثلا فرض کنید من ادعا کنم که انیشتین فرضیه نسبیت خود را از یک دانشمند یونان باستان دزیده است. همچنین تصور کنید روز بعد من ادعا کنم پیغمبر اسلام دین خود را از انجیل و تورات کپی کرده و نماز را هم از دین زردشت. فکر می‌کنید من از کدام دسته فحش و تهدید دریافت خواهم کرد، طرفداران انیشتین یا طرفداران محمد؟

    پاسخحذف
  17. گمنامیان عزیز.. در نوشتار توهین آمیز آقای نبوی، در بخشی کە بە شما مربوط است، دروغی بس بزرگ وجود دارد: او میگوید در آسیا نسل کشی بزرگی غیر از نسل کشی ارامنە توسط حکومت ترکیە (البتە او باز نامردی میکند و میگوید ترکها!!) رخ ندادە است.. آیا ایشان خودرا کور و کر گردانیدە یا واقعا" نمیداند کە در سال ١٩٨٨، ١٨٢ هزار کرد توسط صدام حسین در عملیاتی تحت عنوان "انفال" ( بر گرفتە از سورەی انفال قرآن) زندە بە گور شدە اند؟!!! این عملیات رسما در تمام جهان بە عنوان جنوساید (نسل کشی) شناختە شدە است. البتە نسل کشی دیگری در دهەی ٣٠ میلادی در حق کردها انجام شدە توسط حکومت ترکیە کە بە "کشتار درسیم" مشهور است.. فکر کنم نسل کشی ارامنە هم را بە این دلیل گفتە کە در فرانسە انکار این قضیە جرم محسوب میشود و جریمە دارد!!

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. گرامی،
      توقع داری من با آقای نبوی، بحث علمی و تاریخی کنم؟!

      حذف
  18. ماله کشان جهان متحد شوید !!

    پاسخحذف
  19. جناب گمنامیان شما یک مطلبی رو بیان می کنید که بسیار ریز و باریک است و اصلا نمی توانید نتیجه گیری نمایید.
    من که دارم اینجا کامنت می گذارم یک مسلمانم و اصلا هم مشکلی با توهین کردن کسی به چیزی ندارم.
    ولی اصلا نمی توانید برای من اثبات کنید که توهین به عقیده ترک ها، توهین به خود آنان نیست زیرا یک شخص فقط یک جسم مادی نیست، آن شخص با عقایدش، با افکارش، با سطح سوادش، متمایز می شود و خود را جدا از عقایدش نمیداند. بنابر این وقتی شما به سنتی توهین میکنید ناخودآگاه به افرادی که با آن سنت هم پایبند هستند توهین کرده اید. ممکن نظر شما غیر این باشد ولی نمیتوانید آنرا برای تمامی افراد جهان بسط بدهید و آنرا تبدیل به قانون ثابتی نمایید.
    اگر شما بروید شمال ایران و لباس های رنگارنگ آنها را ببینید ( که حقیقتا زیبا هم نیستند) و شروع کنید به نقد لباس ها و سرانجام به تمسخر آن رنگ ها، به نظر شما به دختر جوانی که آن لباس را پوشیده است توهین نکرده اید ؟ مگر می شود؟ شما می گویید لباس زرد پوشیدن مضحک است و می خندید و بعد دختر جوانی آنرا پوشیده ، سپس شما راحت می گویید من بهت توهین نکردم. به عقیده و باورت و سلیقه ات توهین کرده ام.این دو جدا از هم نیستند.
    ضمن اینکه در کامنت های قبلی عرض کردم من میگویم شما توهین کن ، من با آن مشکلی ندارم ولی دیگر نمیتوانی قانونی بیاوری که بله توهین به عقاید من، توهین به خود من نیست....
    در کامنت های مطالب دیگه ات که گفتم فحاشی کردی، منظور این بود که وقتی دو نفر دارند با هم بحث می کنند، در هر صورت متشنج کردن فضا، بحث را خراب می کند حالا اگر با یک کار کوچک یا حرف کوچک باشد ولی درست بکار نرود.
    مثلا من که میدانم شما مدام میگویید الله گوسفند و ....
    بنابراین دارم بحث میکنم با خودتان دیگر لازم نیست این لفظ را بکار ببرید.
    زیرا حداقل کاری که میکنید این است که من را هم متمایل به تندتر حرف زدن میکنید.

    پاسخحذف
  20. ضمنا:
    یک جمله فرضی از یک بیخدا بدون توهین مستقیم:
    پرستش خدایی در آسمان احمقانه است.

    سوال:
    آیا من مسلمان احمق هستم یا نه ؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. سپاس از کامنت شما و اینکه بدون استفاده از کلمات بد بحث را ادامه می دهید.

      عزیز جان،
      اصل آزادی بیان، بر اساس به نقد کشیدن و به چالش کشیدن عقاید دیگران درست شده است. مثلا اگر قرار باشد عقیده هیچ کسی به نقد کشیده نشود، که کار دنیا لنگ می شود.

      اصلا عقاید مختلف با هم در تضاد هستند، حتی شیعه و سنی! مثلا شیعه معتقد است که عمر یک آدم پلید است، حال شما به من بگو، آیا باید شیعه اجازه اظهار نظر دینی داشته باشد یا نه؟!

      اصولا توهین به عقیده یک شخص، به معنای توهین به خود آن شخص نیست.

      این یک اصل کاملا مبرهن و مشخص است.

      در مورد مثلا تمسخر لباس یک نفر، اگر به صاحب آن لباس توهین کنیم، می شود جرم و ضایع کردن حقوق دیگران.

      حذف
  21. شاید در بعدها بتوانم مقاله ای را بخوانم و نظر شما را پیدا کنم...
    ولی در حال حاضر معتقدم توهین به عقاید ، توهین به اشخاص هم میباشد زیرا اشخاص جدا از عقاید و باورهایشان تعریف نمیشوند.

    من با آزادی بیان مخالف نیستم و اصلا با این موضوع که آیا میشود نقد یا توهین یا تمسخر کرد مشکلی ندارم.
    بله باید انتقاد ازاد باشد وگرنه دقیقا همین موضوعی که درمورد شیعه و سنی گفتید پیش می آید.
    ولی یک سوال ازتون دارم

    آیا می توان در کشوری قانونی قرار داد که هر کس نتواند هرچیزی را توهین و تمسخر کرد؟
    و این قانون هم نه به خاطر محدود کردن آزادی بیان بلکه بخاطر اینکه ممکن است طیف وسیعی از مردمان آن جامعه ناراحت شوند.
    مثلا قانونی قرار دهیم که نباید به عقاید ترک ها،لرها،شمالی ها و ... توهین شود چون باعث بی نظمی و شورش مردمان آنجا می شود.
    ضمنا اینجا توهین و تمسخر موردنظر است تا یک نقد.
    چون طبق آزادی بیان میشود حتی عقیده ای را مسخره کرد.
    و سوال من این است که میشود عقاید ترک ها و... را در ایران مسخره کرد؟ و باید آزاد باشد این توهین ها و تمسخرها؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. سپاس از کامنت مجدد شما

      سوالی از شما دارم، چه کسی می خواهد تعیین کند کدام حرف توهین است و کدام حرف نقد است؟!
      باید شورای نگهابان راه بیاندازیم؟!

      مثلا، اگر من بگویم محمد بچه باز است، مسلمین فورا ناراحت می شوند و می گویند به عقاید آنها توهین شده است، اما من فقط یک واقعیت تاریخی را بر اساس کتب مسلمین می گویم.

      ضمنا،
      ما یک گفتاری داریم به نام: Hate speech


      Hate speech is, outside the law, any communication that vilifies a person or a group on the basis of race, color, ethnicity, gender, disability, sexual orientation, nationality, religion, or other characteristic

      همانطوری که می بینید، در اینجا به صراحت از فعل vilify استفاده گردیده است، یعنی توهین به خود شخص.

      یک مثال دیگر برای شما می زنم تا شما کمی بیشتر به فکر فرو بروید، برخی از مردم هند، گاو را مقدس می دانند، پس چرا شما گوشت گاو می خورید؟!

      حذف
  22. "سپاس از کامنت مجدد شما"
    بنده هم بابت جواب دادنتان ممنونم

    ..
    بر اساس آخرین کامنت شما، دامنه بحث خیلی گسترده می شود و آن هم یعنی اینکه چگونه تشخیص دهیم یک حرف نقد تلقی می شود یا توهین که فکر کنم وارد این موضوع نشویم بهتر است.
    ولی بحث من این است که آیا در یک جامعه می توان هرگونه حرف زدنی را آزاد گذاشت؟
    اگر این امکان وجود دارد پس چرا در آلمان ابراز عقاید نژاد پرستانه جرم محسوب می شود؟
    و سوال دیگر اگر خود شما به فرض رییس جمهور ایران بودید و روزنامه نگاری در مقاله هفتگی خود به مدت طولانی مطالبی علیه عقاید کسانی می نوشت و هربار با متشنج شدن فضای ایران مواجه می شد چه می کردید؟ آیا بنا به آزادی بیان باز هم اجازه اظهار نظر به آن شخص می دادید؟
    علاوه بر پاسخ به سوال بالا منظور این است که آزادی بیان صددرصدی چیزی شبیه رویاست تا واقعیت.نظرتان چیست؟

    پاسخحذف
  23. گمنامیان تو که مرتب ادعا میکنی محمد بچه باز بود ببینم چند بار با تو بازی کرده که این همه کون سوزی داری مرتب تو سایت فریاد بچه بازی راه انداختی دم محمد گرم مثل اینکه خیلی ترتیب ترو داده

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.