دوشنبه، اسفند ۲۹، ۱۳۹۰

ضرورت مقدم دانستن عقل بر قرآن / کشور ما شرایط قبل از رنسانس اروپا را دارد، باید مانند اروپاییان، عقل را مقدم بر دین کنیم تا از این منجلاب رهایی یابیم!

قبل از وقوع رنسانس، شرایط مشابه شرایط اسف بار کنونی ایران در اروپا حاکم بود. در آن دوران نیز قدرت اصلی حکومت در اختیار کشیش ها (مقامهای مذهبی کلیسا) بود و آنها به نمایندگی خدا، دست به جنایت می زدند و اداره جامعه را به عهده داشتند.

دقیقا مشابه شرایط کنونی ایران، حاکمیت مذهب بر جامعه، باعث شده بود که  جامعه از همه لحاظ، دچار بحران باشد و تنها درصد کوچکی از جامعه که قدرت را در اختیار داشتند، زندکی مرفهی داشته باشند.

زمانی اروپا، تبدیل به اروپای پیشرفته کنونی شد و در مسیر پیشرفت قرار گرفت که رنسانس رخ داد و افرادی چون دکارت، توانستند به مردم جامعه بفهمانند که به جای کتاب آسمانی و دین، باید  که از عقل خود استفاده کنند...!

قریب پنج قرن از وقوع  رنسانس می گذرد، حاصل این رنسانس، کنار گذاشتن دین از قدرت بود و صد البته قداست کلیسا نیز شکسته شد.

مردم ایران نیز، باید مسیر مشابهی را طی کنند. یا باید با همین وضع وخیم و فجیع کنونی به زندگی تحت سلطه ملایان ادامه دهیم و یا باید قبول کنیم که عقل، مقدم بر خرافات و کتاب های دینی و یا خود دین است...!

برای رهایی از شرایط زجرآور کنونی، نه تنها باید دین را از حاکمیت جامعه کنار بگذاریم، بلکه باید آنقدر درباره اسلام و پلشتی موجود در این دین، روشنگری کنیم که قدرت و اثر گذاری این دین در جامعه از بین برود.


 نوشته های سه روز گذشته من 


۴۰ نظر:

  1. اسلام = تروریسم
    مسلمان = تروریست

    " کورش فردوسی "

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. گمنامیان ننه کنی چرا وبلاگ ابکیتو اپدیت نمیکنی؟ نکنه مردی ؟هااا جنده خانوم<؟پنجشنبه, فروردین ۰۳, ۱۳۹۱ ۱:۰۸:۰۰ بعدازظهر

      گمنامیان ننه کنی چرا وبلاگ ابکیتو اپدیت نمیکنی؟ نکنه مردی ؟هااا جنده خانوم<؟

      حذف
  2. موسی
    اتفاقا بدبختی شما اینکه اسلام تمام بر اساس عقل تدوین شده بسیار هم مادی و زمینی است
    اصلا هیچ ربطی به جادو گری ورد خواندن اینها نداره
    پیامبرش هم یک ادم عادی بوده که هیچ فرقی با بقیه مردم عادی برای خودش قائل نبوده جز در تقوا
    قانون و سنت خدا هم که همان قانون و سنت تکامل هست
    که باعث میشه امثال گل سرخی ماکسیست در زندانهای آریامهری بعد از آشنایی با مجاهدانی مثل کاظم ذوالانوار بیاد اولین سوسیالیست جهان را علی بدانه
    رنسانس در اروپا برای این بود که پاپ حتی مریض شدن مردم را هم به خواست خدا منصوب میکرد ولی در قرآن هیچ دخالتی از جانب خدا وجود نداره هیچ کجا گفته نشد برید خونه بنشینید خدا خودش شما را در جنگ پیروز میکنه
    بلکه همه چیز به ارداه هر ملتی بستگی داره یک سری قوانین وجود داره مثل قانون تکامل اجتماعی در ست همانطور که قانون جاذبه وجود داره و همانطور که این قانون هست که اب باعث خاموش شدن اتش میشه
    فداکاری و مبارزه هم باعث برانگیختن مردم میشه هر گروهی هم که فداکار تر از خود گذشته تر به درو از سنت منت بودن ریا دروغ فریب دزدی باشه دوام بقا داره و قانون طبیعت خودش انتخاب اصلح را انجام میده هر جامعه ای که عاری از خوبیها باشه بقا نداره از بین میره
    در قرآن هم بسیار به نابودی قومها اشاره شده بارها به مسلمانان هشدار میده که اگر بخواهید دنبال دروغ ریا باشید اگر فداکار نباشید اگر با هم صادق نباشید خداوند خودش قوم برتری را میاره جای شما فرقی نمیکنه مسلمان باشید یا مسیحی یا لائیک قانون تکامل جاروتون میکنه
    همتون را فرهنگتون را هیچ رودربایستی هم نداره

    پاسخحذف
  3. واقعه رنسانس کمی بیشتر از نیم قرن پیش بود

    پاسخحذف
  4. منظور حتما نیم هزاره بوده

    پاسخحذف
  5. باید مسلمانانی مانند سروش و حسین الهی قمشه ای و مهدی خزعلی و نوری زاد را تنبیه کرد و به زندان افکند تا دیگر دین را بر عقل مقدم ندارند.البته اینرا می گویم چون هنوز امیدی به اینها هست و ممکن است ما بتوانیم آنها را روشن کنیم. آنها نمی دانند که اسلام به زور بر آنها تحمیل شده و اگر می دانستند و با ما روشنفکران کمی نشست و برخواست می کردند به اینجا ها نمی رسیدند که در ملا عام پایبندی خود را به این مزخرفات اعلام کنند. همینطور بگیر و برو تا به حافظ و سعدی و مولوی که از دین حمایت می کردند و نمی دانستند که به آنها تحمیل شده بود. متاسفانه رنسانس بعد از حآفظ و سعدی رخ داد و آنها ندیدند خرافه با عقل چه می کند و متاسفانه یک حکومت لائیک هم در آن زمان وجود نداشت که آنها را به خاطر این مزخرفات به زندان بیاندازد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. تو الاغ نمیفهمی ,نه حافظ.
      با اسلام مشکل داری برو از ماتحتت امرار معاش کن .

      حذف
    2. آنها هم باید آزاد باشند هر عقیده ای که می خواهند داشته باشند و هر سخنی را بگویند،
      مشکل اینجاست که آنها در راس قدرت قرار گیرند، چون از قدرت سو استفاده می کنند

      حذف
  6. http://www.facebook.com/groups/Modern.Muslims/doc/213832551987894/

    پاسخحذف
  7. جانا سخن از دل همه مرذم وطن دوست وروشنفکر ایران میگویی چاره این کشور مذهب زذایی کامل است

    پاسخحذف
  8. تمدن بشری از غار نشینی و کوچ به دنبال حیوانات جهت شکار و امرار معاش شروع کرده، با کشفیات بسیار و اختراعات و نوآوری، به کشاورزی و سپس با صنعتی شدن، به سمت تمدنهای مدرن امروزی حرکت کرد.

    به دلیل ماهیت کنجکاو ذهن بشر، همواره اسرار زیادی اونو به خودش مشغول کرده، در برخی‌ موارد پاسخها رو بر عهده ماورأ الطبیعت گذاشته. از جادو و جنبل، تا خدایان دریا و باد و غیره، تا روح القدوس، اهورا مزدا و الله مدینه!

    ولی‌ بشر مدرن یاد گرفته که اگر مریض شدی، به دنبال دلیل اون و داروی اون در آزمایشگاه و زیر میکروسکوپ بگرد، نه در اسمونها! اگر خونت به دلیل زلزله ویران شد، یا در آتش سوخت، سعی‌ کن خونه بعدی رو محکم تر بسازی. دلیل آتش سوزی رو پیدا و رفع کن. و اگر تولد و مرگ ستارگان و کهکشانها برات اسرار آمیزه، سعی‌ کن اصول و قوانین حاکم بر این جهان رو بفهمی... خلاصه اینکه: به دنبال پاسخ سوالات خودت همینجا باش! تو همین دنیا! وگرنه، پاسخ هیچ سوالی‌ رو پیدا نمیکنی‌.

    به این ترتیب ادیان روز به روز پس زده شدند، هنوز هم پس زده میشوند. و به نظر من، این سرنوشت نهایی بشره: رهائی از خرافات... رهائی از دین. دیر یا زود، این رنسانس فکری تمام ممالک مسلمین رو هم در مینورده. انرژی زیادی هم نمیخواد... کافیه حکومتها سکولار، دموکرات بشن. تیغ نقد علمی‌، به حد کافی‌ برنده ریشه ادیان و به خصوص خطرناک ترینشون، اسلام هست!

    آقای گمنامیان، نوروز شما پیروز. و امیدوارم همچنان پر انرژی باشید...

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. سال نو شما هم مبارک باشد،
      بهترین آرزوها را دارم

      حذف
  9. پیامبرش هم یک ادم عادی بوده که هیچ فرقی با بقیه مردم عادی برای خودش قائل نبوده جز در تقوا
    ======================================
    ایشون مثل اینکه تاریخ اسلام رو نمی‌دونه. محمد (ریدم به روحش) شخصا آدم کشته و دستور کشتار هزاران هزار انسان و غارت اموالشان و تجاوز به زنان و دخترانشان را داده. محمد جزو بزرگترین جنایت کاران و خونخوار‌ترین انسان‌ها محسوب می‌شه.

    پاسخحذف
  10. موسی
    قرار نیست چون توی اروپا رنسانس شد اینجا هم تاریخ تکرار بشه
    در ضمن هیچ تفکری هیچ تفکری علمی تر از مارکسیسم و منطبق تر با علم نیست
    پس چرا این مارکسیسم تقریبا فروکش کرده دچار افولی شدید شده؟؟
    تمام علم نوین چه در فیزیک چه در زیست و چه در روانشانی علوم انسانی جامعه شناسی همه همه وام گیر نظریه داروین و مارکسیسم هستن
    تقریبا نظریه تنوع انواع داروین را میتوان با کشف نیوتن مقایسه کرد که علم آنزمانی را زیر رو کرد
    نظریه داروین هم که در سده هجدهم ئر اروپا پیدا شد همین انقلاب را در علم کنونی ایجاد کرده
    ولی گویا اقایون لیبرال اصلا به روی خودشون نمیاره که مبنای علم کنونی بر اساس چه نظریه ای استوار است
    و اگر تکامل یک قانون هست چطور در اجتماع منکر آن میشوید
    لیبرالها قانون تکامل را استفاده میکنن ولی وقتی طبق همان نظریه خودشون انکار میشن سانسورش میکنن که مبادا کسی بفهمه
    خوشبختانه قانون تکامل یک قانون خدشه ناپذیره دست من شما هم نیست
    این من شما هستیم که باید خودمان رابا اون منطبق کنیم تا بقا داشته باشیم هر کسی هر گروهی هم که بخواد خارج از چهار چوب این قانون حرکت کنه محکوم به زوال هست
    در باب نظریات اقتصادی هم همینطور
    دیر یا زود اقتصاد بازار اقتصاد مکتب اتریش که اکنون در کشورهای غربی و البته کش.رهای رو به توسعه به ویژه ایران در حال اجراست که متکی بر سود شخصی و فردی هست و نه جمعی از بین خواهد رفت

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. رنساتس و جدایی از خرافات، تنها راه رهایی این کشور از این منجلاب است...! وگرنه اعتقاد به خرافات و چرندیانی چون خر سواری محمد در فضا، تنها کشور را به نابودی می کشاند .
      -----------------
      مارکسیست هیچ ربطی به علم ندارد!
      نمونه ان مریم رجوی و لنین و استالین است که تنها جنایتکارنی بی شرم هستند...
      ---------------
      تکامل قانون نیست، نظریه است!!!!!!!!!!!!!
      ضمنا،
      نظریه تکامل درباره تکامل موجودات زنده است، ربطی به جامعه بشری و جامعه شناسی ندارد، شما فرق جامعه شناسی و دیگر علم ها را نمی دانی؟×
      ------------------

      حذف
    2. موسی
      من گفتم مارکسیسم نه استالینیسم یا لنینیسم یا مائو ئیسم
      پس هنوز فرق اینها را با هم نمیدانی
      البته من خودم مارکسیسم نیستم
      چطور مارکسیسم ربطی به علم ندارد؟؟مارکسیسم یک نظریه کاملا علمی هست که حتی روانشناسی مارکسیسم نه بر اساس روح اینطور مسائل هست بلکه بدن انسان را تشبیه به یک دستگاه مکانیک کرده که هر غده ای با ترشح با عث به وجود امدن یک روند میشه
      نظام مارکسیسم هم اتفاقا بسیار بسیار بیشتر از شما بی سوادها معتقد به عدم وجود خدا هست
      پس چطوره که شما علم را قبول دارید ولی علمی که ماکسیستها به وجود اوردن را نه!!!
      تکامل قانونه
      اگر چند سال پیش این حرف را زده بودی شاید میشد تحمل کرد ولی الان بری هر کجای دنیا بگی تکامل نظریه است بهت میخندن
      یعنی شما میخوای بگی انسانهای نئو ناندرتال یا نژادیهای دیگر انسان وجود نداشته؟؟
      یعنی شما میخوای بگی حیوانات تکامل پیدا نکردن؟؟
      تکامل یک قانون ثابت شده است در تمام کشورهای دنیا هم داره به صورت اکادمیک تدریس میشه
      تکامل چون یک قانون هست مربوط اجتماع هم میشه
      البته طبق نظریه مارکسیسم
      اما اینکه مریم رجوی کی تا حالا مارکسیست شده ما خبر نداشتیم را نمیدانم از کجا فهمیدی؟؟

      حذف
    3. موسی
      در ضمن خود شما اینقدر از ضد زن بودن اسلام حرف میزنید
      ولی چطور یک زن که خود شما هم معترفید که همه کاره سازمان مجاهدین هست توی یک سازمان با ایدئولوژی اسلامی شده همه کاره؟؟
      تضادها تناقضاتتون در حرفهاتون موج میزنه
      در ضمن شما هم هیچ صلاحیتی برای اینکه کسی را جنایتکار بدانی نداری
      مگر اینکه دادگاهی یا اسنادی ثابت شده وجود داشته باشه
      وگر نه که منم میتونم خیلی راحت بگم شما یکی از بازجویان وزارت اطلاعات هستی پس جنایتکاری

      حذف
  11. پیام نوروزی سید علی خامنه ای، سال تولید ملی

    بسم الله قاسم الجبارین. یا تقلب فی انتخابات و الاخبار حوّل حالنا الى نکبت الحال
    تبریک عرض می کنم عید نوروز و فرا رسیدن سال نو را به همه‏ ى هم ‏میهنان عزیز در سراسر نوار غزه و جنوب لبنان بویژه به سید حسن نصر الله . سالى که گذشت - سال ۹۰ - یکى از سالهاى پرحادثه در سطح جهان و در منطقه بود! در سیاست خارجی دستاوردهای بسیار زیادی داشتیم ! چند تحریم اقتصادی و دشمن تراشی های جدید برای ایران و کمک به دراز اسد سوری برای کشتن جاسوس های امریکا و اسرائیل در خیابان های سوریه و کشاندن چند ناو جنگی دیگر امریکا به خلیج فارس و واگذاری مخفیانه امتیازبه امارات متحده در موضوع جزایر سه گانه، کم دستاوردی نبود!


    همان طورى که اولِ سال گذشته اعلام شد، سال ۹۰ ، سال جهاد اقتصادى بود، در این سال در اثر جهاد ما و رییس جمهور مهرورزی چند میلیارد دلار دیگر از صندوق ذخیره ارزی ناپدید شد، سه میلیارد دلار به جیب آقا مجتبی و جهرمی و خاوری واریز شد و دلار را از ۱۰۰۰ تومان به ۲۰۰۰ تومان رساندیم! همچنین در یک جهاد اقتصادی جانانه دانشگاه آزاد را از چنگ رفسنجانی درآوردیم!


    از دیگر دستاوردهای داخلی سال گذشته انباشتن زندانها از زندانی های سیاسی و رتبه اول اعدام در سطح جهان و پر کردن صندوق های خالی رای در انتخابات مجلس بود!


    در زمینه نظامی هم دستاورد های زیادی داشتیم از جمله هوا کردن چند فشفشه و چرخاندن چند آب گرمکن بر روی تریلی در خیابانها که موجب شد کشور های عربی از ترس ما نزدیک به ۷۰ میلیارد دلار اسلحه از امریکا بخرند که به نوبه خودش اقتصاد امریکا را نبود کرد !


    شعار امسال، «تولید ملى، حمایت از کار و سرمایه‏ ى چینی » است. سهم دولت در این کار، پشتیبانى از تولیدات داخلىِ صنعتى و کشاورزى چین است. سهم کارگران ایرانی کار کردن به مدت دست کم ۸ ماه بدون حقوق است . و سهم مردم - که به نظر من از همه ‏ى اینها مهمتر است - مصرف کالاهای بنجل چینی است.


    والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‏
    سید علی خامنه ای ، ولی مطلق فقیه و نماینده خدا بر روی زمین

    پاسخحذف
  12. نوشتاری از صادق هدایت -آنچه اسلام به ایران داد

    ما که عادت نداشتیم دخترانمان را زنده به گور کنیم ، ما برای خودمان تمدن و ثروت و آزادی و آبادی داشتیم و فقر را فخر نمیدانستیم همه اینها را از ما گرفتند و بجاش فقرو پشیمانی و مرده پرستی و گریه و گدائی و تأسف واطاعت از خدای غدار و قهار و آداب کونشوئی و خلأ رفتن برایمان آوردند ، همه چیزشان آمیخته با کثافت و پستی و سود پرستی و بی ذوقی و مرگ و بدبختی است

    چرا ریختشان غمناک و موذی است و شعرشان چوس ناله است چونکه با ندبه و زوزه و پرستش اموات همه اش سرو کار دارند. برای عرب سوسمار خوری که چندین صد سال پیش به طمع خلافت ترکیده، زنده ها به سرشان لجن بمالند و مرگ و زاری کنند

    در مسجد مسلمانان اولین برخورد با بوی گند خلاست که گویا وسیله تبلیغ برای عبادتشان و جلب کفار است تا به اصول این مذهب خو بگیرند. بعد این حوض کثیفیکه دست و پای چرکین خودشان را در آن می شویند و به آهنگ نعره مؤَذن روی زیلوی خاک آلود خودشان دولا و راست میشوند و برای خدای خونخوارشان ورد و اَفسون میخوانند

    عید قربان مسلمانان با کشتار گوسفندان و وحشت و کثافت و شکنجه جانوران برای خدای مهربان و بخشایشگر! است خدای جهودی آنها قهار و جبار و کین توز است و همه اش دستور کشتن و چاپیدن مردمان را میدهد وپیش از روز رستاخیز حضرت صاحب را میفرستد تا حسابی دخل امتش را بیاورد و آنقدر از آنها قتل عام بکند که تا زانوی اسبش در خون موج بزند

    تازه مسلمان مومن کسی است که به امید لذتهای موهوم شهوانی و شکم پرستی آن دنیا با فقر و فلاکت و بدبختی عمر را بسر برد و وسایل عیش و نوش نمایندگان مذهبش را فراهم بیاورد. همه اش زیر سلطه اموات زندگی میکنند و مردمان زنده امروز از قوانین شوم هزار سال پیش تبعیت میکنند کاری که پست ترین جانوران نمیکنند

    عوض اینکه به مسائل فکری و فلسفی وهنری بپردازند ، کارشان این است که از صبح تا شام راجع به شک میان دو و سه استعامنه قلیله و کثیره بحث کنند این مذهب برای یک وجب پائین تنه از عقب و جلو ساخته و پرداخته شده. انگار که پیش از ظهور اسلام نه کسی تولید مثل میکرد و نه سر قدم میرفت، خدا آخرین فرستاده خود را مامور اصلاح این امور کرده

    تمام فلسفه اسلام روی نجاسات بنا شده اگر پائین تنه را ا آن حدف کنیم اسلام روی هم میغلتد و دیگر مفهومی ندارد. بعد هم علمای این دین مجبورند از صبح تا شام با زبان ساختگی عربی سرو کله بزنند سجع و قافیه های بی معنی و پر طمطرق برای اغفال مردم بسازند ویا تحویل بدهند سرتا سر ممالکی را که فتح کردند، مردمش را به خاک سیاه نشاندند و به نکبت و جهل و تعصب و فقر و جا سوسی و دوروئی و دزدی و چاپلوسی و کون آخوند لیسی مبتلا کردند و سرزمینش را به شکل صحرای برهوت در آوردند
    اما مثل عصای موسی که مبدل به اژدها شد وخود موسی از آن ترسید این اژدهای هفتاد سر هم دارد این دنیا را می بلعد. همین روزی پنج بار دو لا راست شدن جلو قادر متعال که باید بزبان عربی او را هجی کرد، کافی است تا آدم را تو سری خور و ذلیل و پست و بی همه چیز بار بیاورد مگر برای ما چه آوردند
    معجون دل به هم زنی از آرا و عقاید متضادی که از مذاهب و ادیان و خرافات پیشین ، هول هولکی و هضم نکرده استفراق و بی تناسب بهم در آمیخته شده است، دشمن ذوقیات حقیقی آدمی، و احکام آن مخالف با هر گونه ترقی و تعالی اقوام ملل است و به ضرب ششمشیر به مردم زوزچپان کرده اند. یعنی شمشیر بران و کا سۀ گدائی است، یا خراج و جزیه به بیت المال مسلمین بپردازید یا سرتان را میبریم. هر چه پول و جواهر داشتیم چاپیدند. آثار هنری ما را از میان بردند و هنوز هم دست بردار نیستند؛ هر جا رفتند همین کار را کردند

    پاسخحذف
  13. سرانجام به مدینه فاضله رسیدیم!

    سال ها بود كه دلسوزان نظام آرزوی رسیدن به مدینه فاضله را داشتند، همان مدینه ی فاضله ای كه پیامبر اكرم در زمان حیات گرانقدرشان ساخته بودند. خدا شاهد است كه در راه رسیدن به این رویا از هیچ كوششی فروگذار نكردند، سختی ها كشیدند، مرارت ها دیدند، تهمت ها شنیدند و چه خون دل ها كه نخوردند اما سرانجام همانطور كه خداوند سبحان در قران كریم وعده داده؛ مزد زحمات شان را گرفتند و ایران عزیزمان را تبدیل كردند به همان مدینه ی فاضله ای كه سی و سه سال پیش، خمینی كبیر وعده اش را داده بود.

    شكر خدا رهبر فرزانه ای داریم كه در دزدی و غارت همچون جد بزرگوارش ماهر و چیره دست است. البته در نظر داشته باشید كه ایشان فاقد یک دست است و اگر دو دست داشت چه میكرد؟

    در قتل و كشتار مخالفین كه به حمدالله همچون سیره نبوی عمل كرده ایم و نگذاشته ایم حتی یک مخالف نیز جان سالم به در برد.

    در تجاوز به عنف كه كارنامه درخشانی داریم و بی شک این یكی از افتخارات نظام مقدس جمهوری اسلامی است.

    در تهی كردن جامعه از رحم و مروت و عطوفت و جوانمردی فوق العاده استثنایی عمل كرده ایم به طوریكه برادر به برادرش رحم نمیكند.

    از رخت بر بستن اخلاق و معنویات از فضای جامعه كه دیگه هر چی بگیم كم گفته ایم. ماشاء الله همین طور دروغ و غیبت است كه از دهان ها بیرون می آید.

    در اجرای احكام الهی كه بسیار عالی ظاهر شده ایم چنانكه مقامات عربستان نیز به ما رشک میورزند. خوشبختانه آمار قطع دست و پا، اعدام، سنگسار، شلاق و زندان روز به روز در حال افزایش است.

    در خوار و پست كردن زنان نیز گرچه با دشواری هایی مواجه بودیم اما شكر پروردگار بسیار خوب عمل كرده ایم و خبرهای خوشی از بازار صیغه و ازدواج مجدد به گوش میرسد.

    در ایجاد فقر و فساد و فحشا و تن فروشی كه بنابر روایت اسناد و مدارک با اختلاف فاحشی از صدر اسلام جلوتر هستیم.

    و البته با تمام این پیشرفت ها بایستی اذعان كرد كه در زمینه های كشور گشایی، صدور اسلام، تصاحب زنان كفار و مهم تر از همه، هم آغوشی با طفل شیرخواره و ازدواج با دختر شش ساله بسیار ضعیف عمل كرده ایم كه انشاءالله این نقیصه نیز با تدبیر و رهنمودهای حكیمانه ی مقام معظم رهبری بر طرف خواهد شد !!

    پاسخحذف
  14. شهر هرت جایی است كه ...
    - شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب.

    - شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگر رو می شناسن.

    - شهر هرت جایی است که با میلیاردها پول بعد از ماهها فقط می توان برای مردم مصیبت دیده، چند چادر برپا کرد.

    - شهر هرت جایی است که خنده نشان از جلف بودن را دارد.

    - شهر هرت جایی است که مردم سوار تاکسی می شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسیشونو در بیارن.

    - شهر هرت جاییه که نصف مردمش زیر خط فقرن اما سریال های تلویزیونی رو توی کاخها می سازن.

    - شهر هرت جایی است که گریه محترم و خنده محکومه.

    - شهر هرت جایی است که وطن هرگز مفهومی نداره و باعث ننگه پس میرویم ترکیه و دوبی و اروپا و آمریکا و .......... را آباد میکنیم..

    - شهر هرت جایی است که هرگز آنچه را بلدی نباید به دیگری بیاموزی.

    - شهر هرت جایی است که وقتی می ری مدرسه کیفتو می گردن مبادا آینه داشته باشی.

    - شهر هرت جایی است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است.

    - شهر هرت جایی است که توی فرودگاه برادر و پدرتو می تونی ببوسی اما همسرتو نه ....

    - شهر هرت جایی است که وقتی از دختر می پرسن می خوای با این آقا زندگی کنی می گه: نمی دونم هر چی بابام بگه.

    - شهر هرت جایی است که وقتی می خوای ازدواج کنی 500 نفر رو دعوت می کنی و شام میدی تا برن و از بدی و زشتی و نفهمی و بی کلاسی تو کلی حرف بزنن..

    - شهر هرت جایی است كه هر روز توی خیابون شاهد توهین به مادرها و دخترها هستی ولی كاری ازدستت برنمیاد.

    - شهر هرت جایی است كه مردمش پولشان را توی چاه میریزن و دعا میکنن که خدا آنها را از فقر نجات بده..

    - شهر هرت جایی است که به بعضی از بیسوادها میگن پروفسور.

    - شهر هرت جایی است که ساق پا پیدا و موی سر پوشیده است...

    - شهر هرت جایی است که در آن دلال و دزد به مهندس و دکتر فخر میفروشند.

    - شهر هرت جایی است که مردگان مقدسند و از زنده ها محترمترند.

    -شهر هرت جایی است كه ...

    خدایا این شهر چقدر به نظرم آشناست... .

    پاسخحذف
  15. آری ما در شهر هرت زندگ می کنیم و وضعیت بسیار ناامید کننده است. تنها راه حل اینست که با چند بمب اتمی تمام این مردم خرافه پرست مسلمان نابود شوند.

    پاسخحذف
  16. نوروز باستانی بر همه شما هم میهنانم در سراسر جهان فرخنده باد به امید آزادی ایرانیان از بند حکومت کثیف جمهوری اسلامی.

    پاسخحذف
  17. اسلام = تروریسم
    مسلمان = تروریست

    " کورش فردوسی "

    پاسخحذف
  18. از فردوسی و کورش هم حرف نزنید. كورش که به یهودیان پناه داد و یهودیت همانا نسخه اولیه اسلام بوده است. همان کورش بود که با خدا خدا کردن و احترام گذاشتن به مداهب مختلف پایه دیکتاتوری مذهبی در این کشور را ریخت. والا مذهب یهود که سنگسار و اعدام دارد چه حقی برای احترام گذاشتن دارد؟‌ فردوسی هم همیشه از خرافاتی به نام یزدان حرف می زند و به جای عقل از دیوها و پهلوانان بسیار پر زور افسانه ای حرف می زند و آنها را به نام تاریخ به ما میخوراند. مگر شاملو نگفت که فردوسی نماینده قشر حاکم بوده است و تاریخ را بر ضد سرکوبشدگان تحریف کرده است؟‌ اعتقسد به اینکه برای احراز بیگناهی کسی(سیاوش) باید او را از میان آتش گذرانید آیا خرافه نیست؟‌ پس تا کی این خرافه پرستی ها. کورش و فردوسی هم (یهودی)‌ مسلمان و تروریست بوده اند.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. دیگه تاریخ سازی نکن... این چرندیات چیه ؟؟؟؟ کوروش یهودیها رو آزاد کرد و این نشانه آزادگی اون هست یعنی دین هر کس به خودش مربوطه. فردوسی نماینده هر گروهی که بود، یکی از بزرگترین و ارزشمند ترین ایرانی هایی هست که ایران به خودش دیده چون زبان پارسی رو زنده نگهداشت. با این چرندیات میخواهید به چه نتیجه ای برسید؟
      سیاوش از آتش گذشت به خاطر بزرگمردی و پاکی خودش نه اینکه یکی از تو آسمون براش استثنا قایل شده باشه.

      شما آدم رو یاد توده ای های قدیم می اندازید!

      حذف
    2. شاملو آثار برجسته ای داره ولی دلیل نمیشه که همه عقایدش رو دربست بپذیریم...
      الان دوران آدم پرستی خیلی وقته که گذشته، الان دوران اندیشه است. بیخود شخصیت ها رو با دروغ هاتون لجن مال نکنید.

      حذف
    3. "سیاوش از آتش گذشت به خاطر بزرگمردی و پاکی خودش نه اینکه یکی از تو آسمون براش استثنا قایل شده باشه."

      این خرافه نیست؟ آیا این با علم مدرن و عقل جور در می آید که کسی به خاطر "پاکی و بزرگمردی" از اتش رد شود؟ چه کسی اینجا چرندیات می گوید، من یا فردوسی؟ شاید باید متد شما را به مراجع قضایی کشورهای دموکراتیک ارائه کنند که اگر کسی را به جرم تجاوز متهم کردند او را از آتش گذر دهند و متهم بی گناه به علت پاکی خودش!!! از آتش رد خواهد شد.

      حذف
    4. نباید جواب شما رو داد چون خودت هم نمی‌‌دونی داری با چی‌ مخالفت میکنی‌! شما بدون شک مسلمون معتقدی، و به خیال خودت داری فن بدل میزانی‌!

      بر اساس مغلطه‌ای که ساختی، حکم صادر میکنی‌! و گر چه مطمئن هستم شما به دنبال جواب نیستی‌، ولی‌ بذار بهت بگم که:

      ۱- شما هنوز فرق افسانه و اعتقاد به خرافات رو نمی‌‌دونی؟ فردوسی‌ کبیر، شاعر و داستان سرایی بوده که با شاهنامه بی نظیر خودش همونطور که همه صاحب نظران اعتقاد دارند، زبان فارسی رو حفظ کرد. وگرنه ما هم شاید الان مثل مصری‌ها و سوری‌ها به عربی‌ صحبت میکردیم!
      داستان سیاوش، افسانه‌ای پند آموز هست. شما میتونی‌ بخونی‌ و ازش لذت ببری. مثل اینکه بسیاری فیلمهای هالیوودی هنوز در مورد افسانه‌های یونان باستان و سایر ملل ساخته می‌شه و ما میبینیم و لذت می‌بریم! آیا کارگردان یا فیلم نامه نویس این فیلمها عقیده دارند که مثلا باید دختری باکره رو قربانی کرد تا خشم خدای باد و دریا فرو خورده بشه و مثلا طوفان کاترینا کمتر خسارت بزنه؟
      فردوسی‌ هم افسانه‌های موجود که شاید بسیار قدیمی‌ تر از خودش بودند رو جمع آوری کرده، اونا رو در قالب شعر زیبای حماسی و به فارسی و جهت پاسداشت زبان فارسی از یک سو، و دمیدن روح وطن پرستی‌ در کالبد ایران و ایرانیانی که غرورشون پس از حمله عرب به شدت شکسته شده بود از سویی دیگر، به صورت شاهنامه تنظیم کرد. اثری جاودانه، که هنوز هم بسیار میشه روی اون کار کرد. چرا فیلمسازن ما هیچ فیلم بزرگی‌ از چنین اثر جاودانی نمیسازن؟
      بله، هنوز هم میشه افسانه سیاوش رو خوند، از خوی پهلوانی او و داستان سرایی فردوسی‌ لذت برد، و این اصلا به این معنی‌ نیست که حتا همون موقع فردوسی معتفد بوده که جهت فهمیدن راستگو یا دروغ‌گوی بودن شخصی‌ باید اونو در آتش انداخت! از طرفی‌، فردوسی‌ هم به هیچ وجه این داستانها رو از طرف یک خدای جهان آفرین مدعی نشده!

      چنین داستانهایی از قدیم در منطقه بوده، و مثلا به اوستا و تورات هم وارد شده. خرافاتی، اون محمد کلّاش بود، که نه فقط این افسانه ها رو تاریخ دونسته، بلکه اونا رو از جانب خدای آفرینندهٔ جهان نقل کرده! یعنی‌ از قول الله دروغ گفته! و خرافاتی مسلمینی هستند که بر اساس اراجیف و خرافات موجود در قران، سرو دست می برند و ترور میکنند تا با حوریان همیشه باکره بهشتی‌ محشور، و از آنچه در این جهان بر خود حرام میکنند، در جهانی‌ خیالی بهره‌مند بشن!

      این است فرق بین شاعری بزرگ و افسانه سرا که در جهت بیداری روح و اعتماد به نفس ملتی حماسه سرایی میکنه، و به اصطلاح پیامبری که افسانه‌های موجود رو باور و در دهان الله خود ساخته دروغ میذاره!

      ۲- خواستم راجع به کوروش هم بنویسم، ولی‌ خوشبختانه اون‌قدر او بزرگه، و اون‌قدر صحبت شما بی‌ پایه و بچگانه هست که نیازی نیست. کما اینکه دوستان دیگه جوابهایی در این زمینه هم به شما دادند...

      برو برادر، برو.. الله ات روزیتو جای دیگه حواله کنه!

      حذف
    5. فن بدل کدام است. من مسائل را ریشه ای می بینم ولی شما تنها به ظواهر گرفتارید و از خرافه ای به خرافه دیگر می پرید. آین شمایید که نمیدانید با چه موافقید و با چه مخالف. من تنها گفتم که فردوسی مسلمان بود و مثل همه مسلمانان تروریست بود و باید ادب می شد و به ضرب و زور و توهین به او فهمانده می شد که نفهم است و دین اسلام به او تحمیل شده. اینهم مدرکش:‌

      حکیم!‌ ابولقاسم فردوسی می گوید:‌

      در رســـتـــگـــاري بـــبــــايــــدت جــــســــت تــــرا دانــــش و ديــــن رهــــانــــد درســــت
      نــخــواهــي كـــه دايـــم بـــوي مـــســـتـــنـــد و گــز دل نــخــواهــي كــه بــاشــد نـــژنـــد
      دل از تـــيـــرگـــي هـــا بـــديـــن آب شــــوي بــه گــفــتــار پـــيـــغـــمـــبـــرت راه جـــوي
      خــــداونــــد امــــر و خــــداونــــد نــــهـــــي چـه گــفــت آن خــداونــد تــنــزيــل و وحــي
      نـــتـــابـــيـــد بـــركـــس ز بـــوبـــكـــر بــــه كــه خــورشــيــد بــعـــد از رســـولـــان مـــه
      بــيــاراســـت گـــيـــتـــي چـــو بـــاغ بـــهـــار عــــمــــر كــــرد اســــلــــام را آشـــــكـــــار
      خــــداونـــــد شـــــرم وخـــــداونـــــد ديـــــن پــس از هــر دوان بــود عــثــمــان كـــزيـــن
      كــه او را بــه خــوبـــي ســـتـــايـــد رســـول چـــهـــارم عـــلـــي بـــود جــــفــــت بــــتــــول
      درسـت ايـن ســخــن قــول پــيــغــمــبــرســت كــه مــن شــهــر عــلــمــم عــلــيـــم درســـت
      تــو گــويــي دو گــوشـــم پـــر آواز اوســـت گـواهـي دهــم كــايــن ســخــن هــا ز اوســت
      كـزيـشـان قـوي شــد بــه هــر گــونــه ديــن عـلـي را چـنـيــن گــفــت و ديــگــر هــمــيــن
      بــه هــم بــســتــي يــكــديـــگـــر راســـت راه نــبـــي آفـــتـــاب و صـــحـــابـــان چـــو مـــاه
      ســــتــــايــــنــــده ي خــــاك پــــاي وصـــــي مـــنـــم بــــنــــده ي اهــــل بــــيــــت نــــبــــي
      بــرانــگـــيـــخـــتـــه مـــوج ازو تـــنـــد بـــاد حــكــيــم ايــن جــهــان را چــو دريــا نــهـــاد
      هـــمـــه بـــادبـــان هـــا بـــرافــــروخــــتــــه چــو هــفــتــاد كــشــتـــي بـــرو ســـاخـــتـــه
      بــيــاراســتــه هــمــچــو چـــشـــم خـــروس يــكــي پــهــن كــشــتــي بـــه ســـان عـــروس
      هــــمــــان اهــــل بــــيــــت نــــبــــي و ولــــي مـــحــــمــــد بــــدو انــــدرون بــــا عــــلــــي
      كـــرانـــه نـــه پـــيـــدا و بـــن نــــاپــــديــــد خــــردمــــنــــد كــــز دور دريــــا بــــديــــد
      كــس از غــرق بــيــرون نــخــواهــد شـــدن بـــدانـــســــت كــــو مــــوج خــــواهــــد زدن
      شـــوم غـــرقـــه تـــاج و لــــوا و ســــريــــر بـــه دل گـــغـــت اگـــر بـــا نـــبـــي و وصـــي
      هــمــان چــشــمــه ي شــيــر و مــا مــعــيـــن خـــداونـــد جــــوي مــــي و انــــگــــبــــيــــن
      بـــه نـــزد نـــبـــي و عـــلـــي گـــيـــر جـــاي اگـــر چـــشـــم داري بـــه ديـــگـــر ســـراي
      چــنــيــن اســت و ايــن ديــن وراه مــنـــســـت گــرت زيـــن بـــد آيـــد گـــنـــاه مـــنـــســـت
      چـــنـــان دان كــــه خــــاك پــــي حــــيــــدرم بـــريـــن زادم و هــــم بــــريــــن بــــگــــذرم
      تــرا دشــمــن انــدر جــهــان خــود دلـــســـت دلـــت گـــر بـــه راه خـــطـــا مـــايـــلـــســــت
      كــه يـــزدان بـــه آتـــش بـــســـوزد تـــنـــش نــبــاشـــد جـــز از بـــي پـــدر دشـــمـــنـــش
      ازو زارتـــر در جـــهـــان زار كــــيــــســــت هر آن كس كـه در جـانـش بـغـض عـلـيـسـت
      نــه بــرگــردي از نــيــك پــي هــمـــرهـــان نـــگـــر تـــا نـــداري بـــه بــــازي جــــهــــان
      چــو بــا نــيــكــنــامـــان بـــوي هـــمـــنـــورد هــمـــه نـــيـــكـــيـــت بـــايـــد آغـــاز كـــرد

      حذف
    6. در ضمن کجای شاهنامه گفته شده که اینها افسانه هستند؟‌ فردوسی خود را پژوهنده نامه باستان می خواند نه افسانه سرا.


      كـــه از پـــهــــلــــوانــــان زنــــد داســــتــــان پـــژوهـــنــــده ي نــــامــــه ي بــــاســــتــــان
      گـــــيـــــومـــــرث آورد و او بـــــود شــــــاه چــنــيــن گــفــت كــايــيــن تــخــت و كــلـــاه

      الی آخر شاهنامه. آن آقا یا خانم دیگر هم ادعا کرد که سیاوش به خاطر یک خرافه از آتش رد نشد به خاطر خرافه دیگر رد شد که من جوابش را دادم.
      بله، اگر به سینما می روید یا داستان سیاوش را برای لذت بردن می خوانید، حرف دیگری است،. بعضی ها هم فیلم مصطفی عقاد را برای صحنه های اکشن آن و لذت بردن می بینند. ولی اگر شما ادعا دارید طبق عقل و علم مدرن پاکی و "بزرگمردی" و یا "غرور ملی" معنایی دارد و خرافه نیستند، اثبات ادعا بر مدعی است.

      حرف دیگه اینکه اگر فردوسی با خرافاتش زبان فارسی رو حفظ کرد، راه رو برای شاه اسماعیل ها باز کرد که با شاهنامه بازی و پهلوون بازی
      و این طور خرافه های مخلوط با مذهب سر و دست و زبان ببرند و به اسم عرق ملی-ایرانی-مذهبی شکم پاره کنند.

      "شاه اسماعیل یکم با بنیاد شاهنشاهی ایرانی صفوی هویت سیاسی ایران یکپارچه را که پس از ساسانیان چندین پاره شده بود دیگر بار پس از نه قرن در قالب دولتی متمرکز سامان داد و شگفت نیست که در روان و جان وی عشق به شناسنامه ادبی و تاریخی اسطوره‌ای ایرانیان‌-شاهنامه فردوسی– جایگاه رفیعی داشته باشد.
      به گواهی کتب معتبر تاریخی در تمامی جنگها اشعار شاهنامه ورد زبان او بود و برترین شاهنامه‌ها در زمان او و جانشینانش با جلدهای طلا کاری شده و خطوط زرین و زیبا و با مینیاتورهای ارزشمند افریده شد که شاهنامه تهماسبی یکی از انهاست.شاه اسماعیل به عشق شاهنامه و ایران نام چهار فرزند پسرش را از شاهنامه فردوسی و اسامی ایرانی برگزید—-تهماسب-سام-بهرام-الکاس——- "


      گزیده ای از اعمال شاه اسماعیل و قزلباشان وی (پیروان فردوسی)

      درباره کشتار همگانی مردم شهر طبس توسط شاه اسماعیل چنین نوشته‌اند: «غازیان عظام از گرد راه نرسیده در شهر طبس تاختند و هرکس را در آن بلده یافتند از دم تیغ بی‌دریغ گذراندند، آنگاه سورتِ غضبِ پادشاه عرب و عجم تسکین یافت.» و «بعد از آن که هفت هشت هزار کس کشته شدند و شهر را غازیانْ غارت نمودند، سَورتِ غضب پادشاه کشورگیر تسکین یافت»

      یک بازرگان ونیزی که همراه کاروان قزلباشان می‌رفته درباره آنها چنین نوشته است: «نام خدا را مردم [یعنی قزلباشان] در سراسر ایران فراموش کرده و فقط نام اسماعیل را به‌خاطر سپرده‌اند. اگر کسی هنگام سواری از اسب بر زمین افتد یا از اسپ پیاده شود، خدای دیگری را جز شیخ [یعنی اسماعیل] به یاری نمی‌طلبد… مسلمانان می‌گویند: لا الٰه إلاّ الله محمد رسول الله؛ اما ایرانیان [یعنی قزلباشان] می‌گویند: لا الٰه إلاّ الله، اسماعیل وَلِیّ الله».[۱۳] و یکی دیگر از همردیفان این بازرگان می‌نویسد که اسماعیل برای قزلباشان، هم خدا است هم پیامبر است و هم ولی امر و شیخ طریقت.

      درباره خوردن گوشت لاشه دشمنان شاه اسماعیل توسط قزلباشانش، مؤلف جهانگشای خاقان چنین نوشته است: «پادشاه کینه‌خواه… به لفظ گهربار ادا فرمودند که هرکه سرِ مرا دوست دارد از گوشت دشمن من طعمه سازد… به مجرد استماعِ این فرمان، کوشش و ازدحام جهت اَکلِ گوشت میته (خوردن گوشت مردارِ) شیبکخان به مرتبه‌ئی رسید که صوفیان تیغها کشیده قصد یکدیگر نمودند و آن گوشتِ متعفنِ با خاک و خون آغشته را به‌نحوی از یکدیگر ربودند که چرغانِ شکاریْ در حالِ گرسنگیْ آهو را بدان رغبت از یکدیگر بربایند». و امیرمحمود خواندمیر می‌نویسد: «به‌نوعی ازدحامِ هجوم شد که چند کس مجروح و زخمی گشتند، و جمعی که دورتر بودند یک لقمه گوشتِ او را از جمعی که نزدیکتر بودند به مبلغ کلی می‌خریدند و می‌خوردند».

      شاه اسماعیل در هرات دستور داد قبر جامی شاعر نامدار ایران را شکافتند و استخوانهایش را بیرون آوردند و پراکندند. او همه فقهای هرات را قتل عام کرد و مولانا تفتازانی که بزرگترین فقیه جهان اسلام بود را قزلباشان به دستور او تکه پاره کردند.

      شاه اسماعیل در بغداد دستور داد ساختمان قبر امام ابوحنیفه را ویران کردند و گور ابوحنیفه را شکافتند و استخوانهایش را بیرون آورده پراکندند و لاشه سگی در جای ابوحنیفه در ته گور افکندند.

      حذف
    7. من این رو از شما شنیدم و متشکر که اشاره کردید ولی اگر فردوسی مسلمان بوده پس چرا از عرب نفرت داشته ؟

      واقعا مسخره است اگر فردوسی هم مجیز گویی پیامبر و امام علی بوده است !!!!!!!!!!!

      حذف
    8. عزیز جان
      هیچ کسی بت نیست، هیچ کسی بدون اشتباه نیست ،
      فردوسی یک شاعر بزرگ بوده، هنر تحسین برانگیز است، شما به این نکته نگاه کنید.

      حذف
    9. ۱- "هیچ کسی بت نیست، هیچ کسی بدون اشتباه نیست "

      آقای گمنامیان،

      حق با شماست. هیچ کسی‌ بدون اشتباه نیست. ولی‌ گاهی‌ برخی‌ جور خاصی‌ اشتباه میکنند!

      اون شعر که در مدح علی‌ و محمد در اوایل شاهنامه گنجانده شده. با وجود این، حتا در اون زمان، علمای اسلام حکم به تکفیر فردوسی دادند. وجود این شعر، در شاهنامه، منو به یاد کتاب "دو قرن سکوت" نوشته استاد زرین کوب میندازه. در نسخه‌ای که من شخصاً مطالعه کردم، مقدمه کتاب "خدمات متقابل اسلام و ایران" نوشته مطهّری گنجونده شده بود که به کّل کتاب زرین کوب رو زیر سوال میبره. ولی‌ زرین کوب در این مورد فقط سکوت کرده و توضیحی نداده. مسلما او نظرات خودش رو در جای جای کتاب مشخص کرده. و جایی خوندم که این فقط تکنیکی‌ بوده که کتاب بتونه مجوز انتشار بگیره. حالا آیا اینو میتونیم اشتباه بدونیم؟ سیاست؟
      و این شعر فردوسی‌، البته ۱۰۰۰ سال بعد از او، منو به یاد این مساله میندازه. و ما چه میدونیم در اون زمان چه شرایط سختی ایشون داشته؟ در حالی‌ که همین امروز هم، بزرگ‌ترین دشمنان فردوسی‌ علمای اسلام هستند!

      ۲-"گزیده‌ای از اعمال شاه اسماعیل و قزلباشان وی (پیروان فردوسی"

      این دیگه از اون حرفا بود! مثل مزدوج کردن شقایق خانم بیچاره به زور با آقا گودرز!

      جالبه، مسلمین بسیاری فردوسی‌ رو به گبری گری و گبرستایی متهم، و گروهی‌ در تلاش برای مصادره به مطلوب او به عنوان مسلمان هستند. از طرفی‌، بعضی‌ او رو شیعه و برخی سنّی میدونند، اونم بر اساس بخش بسیار ناچیزی از شاهنامه، که همونطور که در بالا اشاره کردم، در مقابل عظمت کل شاهنامه، هیچه!

      و لطفا توجه کنید که حتا در زمان خود فردوسی‌، او ورژن‌های مختلفی‌ با کمی‌ اضافه و کاست ارائه کرده. مثلا در ورژنی که به سلطان محمود ارائه کرده، در وصف خلفای راشدین هم سروده‌هایی‌ داره. حال شاید یکی‌ بیادو بگه اون سنی بوده!

      من اسم اینو حق حیات میذارم. مثل اینکه در جمهوری اسلامی، حتا مسلمین دو آتیشه نمیتونند از ولایت فقیه ازادانه انتقاد کنند! حال، آیا یکی‌ میتونه بحث علمی‌ در عدم نیاز به وجود خودا برای توضیح پدیده‌های مادی راه بندازه؟! به صورت اعدام میشه!

      حذف
    10. " به صورت اعدام میشه!"

      اصلاح:

      به سرعت اعدام میشه

      حذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.