پنجشنبه، فروردین ۰۳، ۱۳۹۱

چرا اسلام تمام هنر ها را مذموم می داند و پیامبر اسلام از هنرمندان وحشت داشته است؟

اسلام خالص و دست نخورده را می توان در دویست سال اول آن یافت، در دورانی که خود محمد بر جامعه اسلامی حاکمیت داشت و یا صحابه او (چون ابوبکر، عمر و عثمان و  علی)، بر جامعه اسلامی خلافت می کردند.

در این دوران است که ما می بینم خلفا راشدین و یا محمد، بشدت هر گونه هنری را ممنوع اعلام می کنند و علیرغم اینکه کشوری چون ایران را غارت کرده اند و با هنر ایرانیان باستان آشنا شده اند، اما همچنان در این دوره و در میان جوامع اسلامی، هیچ آفرینش هنری را نمی بینم.

با روی کار آمدن سلسله اموی در میان مسلمین بود که کم کم شعر گفتن مرسوم شد و یا خلفا اموی و عباسی بودند که کاخ های بزرگ می ساختند و برای آراستن آن، از هنرمندان دیگر کشورها استفاده می کردند.

به دیگر عبارت، ما در دوران محمد و یا خلفا راشیدن، شاهد هیچ گونه تولید هنری و آفرینندگی نیستیم و به صراحت باید گفت که دین اسلام، با هنر و هنرمند، سر جنگ دارد.

مسلمین دوره ای را «دوره طلایی اسلام» می دانند و همیشه تولیدات هنری این دوره را به حساب اسلام می گذارند. باید به این نکته توجه کرد که اصولا در این دوره، خلفا عباسی و اموی، از اصل اسلام فاصله گرفته بودند...!

چند نکته را یادآور می شوم:

-         همانطوری که می دانید یکی از صفاتی که قران برای الله در نظر گرفته است، صفت (خالق) است.
اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيل (زمر٦۲)
ترجمه: خدا آفريدگار هر چيزى است و اوست كه بر هر چيز نگهبان است

-         اصولا در منظر اسلام و قران، هرگونه آفریتش و خلق کردنی، علی الخصوص آفرینش هنری، به رقابت برخواستن با خدا است و حرام است.

-         در اسلام، موسیقی بشدت نهی شده و غنا محسوب می شود. در حدیثی از محمد نقل شده است که:

      "گروهی از امت من در آخرالزمان به صورت خوک و میمون مسخ می شوند. عرض شد: یا رسول الله آیا اینها شهادت به یگانگی خدا و رسالت شما میدهند و روزه می گیرند و نماز می گذارند؟ فرمود بلی. عرض شد: پس چرا باید مسخ شوند؟ فرمود: برای اینکه ایشان آلت موسیقی می نوازند و شراب می نوشند .پس ایشان صبح می کنند در حالی که به صورت خوک و میمون مسخ شده اند." منبع:کنزالعمال جلد 14صفحه 281

-         در اسلام، ساخت تندیس و مجسمه، نقاشی و یا هنرهای اینچنینی بشدت منع شده است، چرا که از نظر اسلام، مثلا مجمسه سازی، یک نوع آفرینش است و دخالت در کار خدا است.
      
-         محمد در قران شاعران را بشدت به شاعران می تازد و می گوید:
        
وَالشُّعَرَاء يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ، أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ ، وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ (الشعرا ۲٢٤-۲٢٦) 
ترجمه:  و شاعران از گمراهان پیروی می کنند، و آیا ندیده ای که شاعران همیشه سرگردارنند؟ و به حرف هایی که می زنند، عمل نمی کنند؟!

در حقیقت اسلام و قران مخالف هر گونه آفرینش هنری و فکری است و این کار را دخالت در کار خدا و رقابت با خدا می داند، چه آنکه از نظر قران، تنها خدا است که (خالق و آفریننده) است.


شاید یکی از تعاریف ساده هنر، رساندن پیام و سخن گفتن، به روشی غیر از سخن گفتن و نوشتن باشد، روشی که بسیار نیز اثر گذار است. یک کاریکاتور یا کارتون، یک فیلم و یا یک داستان خوب، می تواند بیش از هر چیز دیگری پیام خالق خود را برساند و اثر گذار باشد.


از همان آغاز اسلام، محمد به جنگ با شاعران برخواست، چرا که شاعران او راه به مسخره می گرفتند و می گفتند که محمد کتاب خود را از کتاب یهودیان کپی(!) کرده است. چنین شد که محمد سخن گفتن شعرا را گمراه خواند.

۴۴ نظر:

  1. سخنان امام نقی:
    مهمترین خاصیت کفار، استفاده از عقل خودشان است وگرنه آنها نیز چون نقویان، انسان های سعادتمندی هستند، اما متاسفانه چون از عقل خود استفاده می کنند، شیطان آنها را گول می زند و کافر می شوند.

    لذا در اسلام، هر چیزی که با مغز سر و کار داشته باشد، مذموم است، مثل هنر! وقتی طبق آیه قرانی قرار است انسان ها از رسول خدا و نمایندگانش حتی برای تمیز کردن مقعد خود نیز پیروی کنند، دیگر چه نیازی به عقل است؟!
    سیره النقی، نوشته ابن قنبل، بخش بی نیازی از عقل

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. مهران ( بکن بالایارهای 14 و 15 و 17 و 18 )جمعه, فروردین ۰۴, ۱۳۹۱ ۱:۲۶:۰۰ قبل‌ازظهر

      تبریک سال نو به گمی جان عزیز

      از اینکه در سال 90 پوزه تمام مزدوران جمهوری اسلامی ، جمهوری رجوی و جمهوری اصلاحطبان را به توبره کشیدید متشکرم

      بالایاران اجنبی در سایت بالاترین بدانند که گمنامیان سند اعتباری هر سایتی است و شما بچه ابنه های لوس آنجلس نشین بروید ماتحت خود را بمالید که آبرو برایتان نمانده است

      حذف
    2. گمنامیان چند بار مادرتو گاییده که اینقدر خایه هاشو میمالی هااا؟ بچه ابنی

      حذف
  2. میدانید که تمام سوره های کوتاه قرآن موزون و بر وزن اشعار عربی هستند.پس محمد خود نیز شاعر یا حد اقل ناظم است اما از آنجا با شعر و شاعران به مخالفت میپردازد که وی را هم شاعر و دیوانه لقب میدهند و او هم در آیه های معروف به (وان یکاد)به همین موضوع مجنون خوانده شدن خودش اشاره دارد وچند جمله بی معنی و مغشوش هم به این آیه افزوده است. هنر مجسمه سازی و نقاشی نیز از آن روی مورد نفرت محمد بوده که آن را نوعی بت سازی میدانسته است.مقصودم این است که رقابت انسان در خلق آثار هنری با خدا،آن طور که در یکی از نوشته پیشین به آن اشاره شده نمی تواند دلیل مخالفت محمد با هنرها باشد.بهزاد

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. عزیز جان،
      خوانندگی و نقاشی و رقص نیز با مخالفت شدید محمد روبرو بوده است، علتش ساده است، همان رقابت با خدا و خلق است...

      لطفا به آیه قرانی که گذاشته ام، توجه بفرمایید.

      حذف
    2. حق با شماست قران كاملا موزون و شعره منتها كسه شعر!!!:
      كوهها ميخهاي زمينند
      ستارگان چراغهاي هستند كه از سقف آسمان آويزان كرده تا شب هنگام شياطين بترسند و مزاحم نشوند
      اي ذوالقرنين نديدي آفتاب را صبح از پشت كوه برآورديم و شب هنگام در چشمه آب سياه فرو برديم!!؟

      حذف
  3. فرزندم چرا عکس مادرت را در این پست آپ کرده ای؟
    وقتی این عکس را مشاهده می کنم زمانی را به یاد می آورم که نیمه ای از وجودت در اسپرم من نهفته بود و نیمه ی دیگرت در شرمگاه مادرت.و زمانی که قصد داشتیم تو را خلق کنیم مادرت همین ژست را گرفته بود.
    مراقب خودت باش گمنام کوچولو.
    سلام مادرت را گرم گرم به تو می رسانم

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. فرزندم .
      این کسی که با فونت آبی به جای من حرف میزند همان شیطان است که آیه های شیطانی را حتی در ماتحت محمد (ض) هم فروکرده بود وقتی که محمد در حرمسرا مشغول جماع گروهی بود.
      .
      مراقب رنگ آبی باش

      حذف
  4. چرا انقدر به قرآن گیر می دهید. قرآن کتاب بی خدایی است. می گویید نه، به سوره بقره آیه ۲۵۵ نگاه کنید. می گوید

    الله لا اله.

    یعنی الله خدا نیست.

    یا به سوره آل عمران آیه ۵۶ نگاه کنید:

    . إِنَّ هَـٰذَا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَمَا مِنْ إِلَـٰهٍ

    اینها داستانهای واقعی است و خدایی نیست.

    حدیث از محمد هم آمده که "قولوا لا اله" بگویید خدایی نیست.

    پاسخحذف
  5. سلام
    محمد با موسیقی مشکل نداشته، و همونطور که از تاریخ بیهقی (که خیلی از اسنادت رو از اونجا می آری) بر می آد، در عروسی علی و فاطمه می گه به این خرمی دف زنید. در زمینه ی شعر و ادب، نهج البلاغه ی علی، که به شمشیرکشی و کشتار فقط قبولش داری، رو که بذارید جلوی یک ادبیات دان حیرت زده می شه در برخی از "حکمت" ها. ضمن این که من این رو ایراد شما می دونم که هر جا موافق نظرت باشه حدیث به عنوان سند می آری (مهم هم نیست چقدر اون حدیث معتبر باشه)، گاهی آیه از قرآن، و گاه هم "همانطور که می دانیم" و "از نظر اسلام" و ... بدون این که سندی ارایه کنی. نمونه ش رو در همین کار می شه راحت پیدا کرد. به نظر من در جمع این تحلیل بر خلاف کارهای قبلی ت خیلی محکم و قانع کننده نبود، و خوب نتونستی ایده ت رو پردازش کنی.
    یک نمونه ی کوچک: آیه ای که آوردی می گه خدا خالق همه چیزه، بعد یکهویی به این نتیجه می رسی که بنابراین اسلام با هرگونه آفرینشی مشکل داره. تمام موارد بعدی هم که آوردی با فرض به این اصل از نظرت قابل قبوله، در حالی که این فرض رو خوب ساپورت نکردی، و چند بار هم همین جمله رو تکرار می کنی بدون این که دلیل مناسبی براش آورده باشی.
    عرض ارادت، آرزوی موفقیت، و شادباش به مناسبت سال نو :)

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. نهج البلاغه رو نزدیک چهارصد سال بعد از زمان علی شیخ رضی تالیف کرد. در ضمن چطور برای فهمیدن ارزش حافظ و سعدی و مولانا و بابا طاهر و ... لازم نیست " ادبیات دان" باشیم ولی به نهج البلاغه که رسید ما نمی فهمیم؟؟؟؟ شما از کم مطالعه بودن مردم سو استفاده می کنید و یک دروغی رو که به خورد خودتون دادن میخواهید به به زور به خورد دیگران بدید. خودتون شده یک بار بخونید این کتاب رو؟
      در مورد دف هم شما خودتون خنده تون نمیگیره از این مثالی که آوردید؟؟؟؟ بابا الان دوران اینترنت هست یک نگاهی به تاریخ و هنر ملتهای دیگه بندازید....
      به نظرم عقیده مسلمان ها نسبت به هنر رو میشه با میزان پیشرفت اونها سنجید. چون اعراب مسلمان اگر پاشون رو از کشور خودشون بیرون نمیگذاشتند،اصولا امروز حرف زیادی برای گفتن در مقوله هنر نداشتند، مگر چند شاعر محدور الدم مثل رابعه و .... و امروز هم میبینیم که چقدر تلاش میشه هنر ایرانی رو به اسم هنر اسلامی- ایرانی جا بزنند.

      حذف
    2. با سلام به ناشناس عزیز
      اگر ادبیات دان باشیم، ارزش حافظ و سعدی و مولانا و ... رو بیشتر از مردم عادی درک می کنیم. من نخواستم چیزی رو مقایسه کنم، بلکه خواستم بگم بخش هایی از نهج البلاغه ارزش زیادی از نظر ادبی داره و این رو من نمی گم، بلکه دوست اتیست من که تحصیلات ادبیات داره می گه و اصلا هم برام چیزی که علمای شیعه در این زمینه می گن اهمیتی نداره. بله، من نهج البلاغه و صحیفه ی سجادیه رو خونده م، همونطور که تقریبا دیوان اشعاری از شعرای ایرانی نیست که از قلم انداخته باشم، و اصلا هم این ها قابل مقایسه نیستن، چون نهج البلاغه کتاب شعر نیست که بخوای با کتاب شعر مقایسه ش کنی. من دارم می گم ارزش ادبی داره و گاها ادبیات دان ها از نثر اون (و نه نظمش، که اصولا تعریفی نداره و خیلی قوی نیست) حیرت زده می شن. پس کسی به خورد من چیزی نداغده، و من هم قصد ندارم به خورد کسی بدم. من دارم نظرم رو اینجا ابراز می کنم بدون هر گونه توهین یا خشونتی.
      در مورد دف، چرا باید خنده م بگیره از مثالی که آوردم؟ منظورتون رو از جمله ی تمسخر آمیز بعدش در زمینه ی اینترنت و تاریخ و هنر ملل نمی فهمم. من فقط مثالی آوردم در این زمینه که اسلام با موسیقی به خودی خود مشکلی نداشته، و البته رد نمی کنم این موضوع رو که از زمان امویان همزمان با تغییرات گسترده در دین مثل وجوب حجاب، خیلی از چیزها هم مثل موسیقی فقط مخصوص دربار شد و در بقیه ی جاها حرام. ضمنا، اگر تاریخ عربستان رو بخونید متوجه می شید که چه قبل و چه بعد از اسلام شاعران زیادی در عربستان بوده ن، حتی قبل از هجوم اعراب به کشورهای همسایه.
      من دارم تلاش می کنم منطقی و مستدل حرف بزنم و چنین انتظاری هم از شما دارم. هدف من اصلا حمایت از اسلام و محمد و علی و اعراب نیست، من فقط قصدم یافتن حقیقته و مباحثه در این موارد، و هر جا احساس کنم تندروی شده یا بی انصافی سعی می کنم تذکر بدم، همین. اگر دوست داشته باشین هم می تونم همینجا به محمد و اعراب و الله و اسلام فحش بدم تا باور کنین!!! بی خیال بابا، بحث کن و اصول بحث رو رعایت کن عزیز جان، با تمسخر و عصبانیت که چیزی حل نمی شه.

      حذف
    3. بسیار خوب مسخره نمی کنم. منظور شما از ارزش ادبی چیه؟ اگر منظورتون ادبیات عرب هست ، که آثار خیلی خیلی قوی تری در ادبیات عرب وجود دارند و در ضمن یادمون نره که سالها بعد این کتاب نوشته شده یعنی ممکنه سید رضی خودش یک استعداد ادبی ای داشته و این کتاب رو بر اساس حرفهای امامش نوشته. در مورد ادبیات عرب من بحثی ندارم چون اطلاعی ندارم ولی نکته ای که روش پافشاری میکنم اینه که این کتاب رو اصولا شخص دیگه ای نوشته نه امام علی. اما از نظر ارزش ادبی در ادبیات جهان ، خب ما داریم یک ترجمه فارسی رو می خونیم که ممکنه هرکسی به سلیقه خودش به نوعی یک اثر رو ترجمه کنه که خوشایند ما باشه یا نباشه. در ضمن خیلی دوست دارم چند تا از این "ادبیات دان " ها رو معرفی کنید.
      بله به این واقف هستم که شعرای بزرگ عرب وجود داشته اند و این اصلا ارتباطی به دین و مذهب نداره.
      در مورد دف هم موضوع خنده دار این هست که دقیقا مثال هاتون مثل آخوندهای بالای منبر بود. یعنی شما هیچ پیشرفت و فرهنگ سازی ای در زمینه موسیقی نمی بینید در این تاریخ عرب الا همون که از قدیم داشته اند و به قول شما بعدا هم به دربار محدود شده. منظور من هم از تاریخ ملل این بود که نگاه بکنیم به موسیقی و پیشرفتش و فراگیری اون در جوامع مختلف و بعد قضاوت کنیم.
      در مورد فحش دادن به اسلام هم واقعا لزومی نداره....نفرین پیام آورد درماندگیست و دشنام برای او برادر حقیریست!

      حذف
    4. ممنونم از پاسختون. این طوری خیلی راحت تر می شه حرف زد.
      من منظورم از نهج البلاغه اصلا ترجمه ش نبود. همونطور که احتمالا می دونید سید رضی نهج البلاغه رو در سه بخش خطبه ها، رساله ها و حکمت ها آورده و فصاحتی که در نثر "برخی" از خطبه ها و حکمت ها هست اصلا قابل چشم پوشی نیست. شیخ محمد عبده و ابن ابی الحدید که هر دو سنی هستند بسیار شیفته ی کلام علی در نهج البلاغه بوده ن. این لینک تعدادی مرجع رو معرفی می کنه در زمینه ی صحت حرفم، هر چند با بسیاری از استدلال هایی که در ادامه می یاره درباره ی این که حتما از علی ست مشکل دارم و به نظرم بحث علمی نمی کنه (از نظر من اسلام بیش از همه توسط کسانی که چشم بسته و با تعصب ازش دفاع می کنن ضربه خورده)
      http://www.ghadeer.org/nahj/ashenaee/emam%20a01.htm#link7
      حالا: بحث بر سر اینه که اسلام با آفرینش انسان ها مشکل داره. من فقط مثال هایی آوردم که نشون بدم این طور نیست. من می گم نهج البلاغه ارزش ادبی داره، ولی نمی گم بهترین کتاب ادبیه که از اعراب باقی مونده و اصلا هم با کتاب شعر یا کتاب ادبی مقایسه ش نمی کنم. در زمینه ی دف هم که مثال من خنده داره به نظرتون، من فقط دارم نمونه ای رو می آرم که نشون بدم اسلام با موسیقی به خودی خود مشکلی نداشته. حدیثی هم که گمنامیان عزیز آورده شراب نوشیدن و نواختن موسیقی همزمان بوده، و البته من در صحت حدیث هم شک وارد کردم با توجه به سند ضعیفش (و معتقدم که حتی در این صورت هم حرام نیست، چون خود من هم مست می کنم و موسیقی می نوازم :) حتی اگه به صورت خوک و میمون محشور شم!) من فقط مثال آوردم و هیچ جا هم نگفتم که اسلام به موسیقی و ادبیات بهای زیادی داده و تلاش کرده پیشرفتی در اون ها به وجود بیاره. فقط مثال آوردم که مشکلی نداره باهاشون!!!
      باز هم ممنون از شیوه ی بحثتون و خوشحال می شم نظرتون رو مجددا در مورد کامنت اخیرم بدونم.

      حذف
  6. کتاب غزالی راجع به موسیقی در اسلام (یکی از ۴۰ جلد کتاب احیا علوم دین از ۲۰۰ کتابی که بدون کامپیوتر و با دست خودش نوشت)‌ رابخوانید بعد که به اندازه او چیز یاد گرفتید بیایید راجع به اسلام و موسیقی وبلاگ بنویسید بچه دبیرستانیها.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. گرامی،
      فاطمه عزیز کرده محمد بوده، در چند جا نقل شده که محمد در شب عروسی او گفته هلهله کنید.
      این به معنای آزادی موسیقی نیست
      اگر شیعه یا سنی باشید، می بینید که به صراحت موسیقی در اسلام ممنوع است، نامش را غنا کردن گذاشته اند، به رساله هر مرجع تقلیدی نیز می خواهید مراجعه کنید،


      پیامبر(ص‌) فرمود: " خدا مرا به‌ رسالت‌ برانگیخته است‌ تا برای‌ مردم‌ جهان‌ رحمت‌ باشم‌ و آنان‌ را به‌ سوی‌ سعادت‌ راهنمایی‌ کنم‌. خدا فرمان‌ داده‌ که‌ آلات‌ موسیقی‌ را محو کنم‌ و کارهای‌ جاهلیّت‌ را براندازم‌ " : مستدرک‌ الوسائل‌، ج‌ 2، ص‌ 458.

      امام رضا (ع): گوش فرا دادن و شنیدن صدای تارها و آلات موسیقی از گناهان کبیره است. وسائل الشیعه

      شخصی از امام صادق(ع)درباره حکم گوش دادن به آلات موسیقی و صوت شخص آوازه خوان سوال نمود. حضرت پاسخ دادند ای مرد آیا سخن خدای متعال در سوره اسراء آیه 17را نشنیدی که می فرماید:همانا چشم وگوش و قلب نسبت به آن چیزهایی که کسب نموده اند مسئولند. پس گوش خود را از شنیدن صداهای حرامی مانند موسیقی و آوازه خوانی حفظ کن که در قبال آن مسئول هستی . مستدرک الوسائل جلد 13

      ------------------------
      جالب این است که اشخاص می آیند و درباره چیزهایی که در اسلام، کاملا و به صراحت ممنوع است، اظهار نظر می کنند و آنرا حلال می دانند...!

      حذف
    2. روش خواندن حدیث شما مثل روش خواندن حدیث بن لادن است، یا مثل روشی است که جمهوری اسلامی دموکراسی را می فهمد. ۱.حدیث وحی منزل نیست (هر چنند قرآن را هم باید با توجه به شرایط آن زمان خواند چون خدا هم اگر بخواهد حرف بزند باید با انسان حرف بزند نه در فضای خالی). ۲. حدیث جعلی زیاد داریم. ۳. تنها در متن موضوع مورد نظر حدیثی که راجع به حلال و حرام حرف می زند کار کرد پیدا می کند و با آوردن یک حدیث بدون در نظر گرفتن سایر مدارک چیزی حلال و حرام نمی شود.

      به صراحت ذکر شده که گناه کبیره آنست که در قرآن برای آن عذاب شدید اخروی در نظر گرفته شده باشد. پس اینکه شنیدن تار و آلات موسیقی گناه کبیره است یا حدیث جعلی است یا دلیل دیگری برایش ذکر می شود که دلیل اصلی آن این بوده که در آن دوران بین موسیقی تار و تنبور و مجالس شرابخواری و ... از نظر اجتماعی فرقی قائل نبوده اند. یعنی کسی که موسیقی می نواخت به این مجالس هم رفت و آمد داشت. امروز این موضوعیت ندارد و تار و تنبور حلال است.

      دوباره توصیه می کنم کتاب غزالی (اولین کسی که لقب حجت الاسلام گرفت)‌ راجع به موسیقی را بخوانید سپس راجع به حدیث و احکام اسلام و موسیقی اظهار فضل کنید ای بچه دبیرستانیها .

      حذف
    3. من مثل آقای کله ی غول برای پافشاری بر روی حرفم تمسخر نمی کنم و روش ایشون رو هم اصلا دوست ندارم، هر چند حرف هایی که می زنه بعضا تامل برانگیزه. ولی حرفی که دارم اینه که وسایل الشیعه جزو ضعیف ترین رفرنس های شیعه ست و تعداد زیادی حدیث جعلی درش وجود داره. مستدرک الوسایل هم همینطور. چرا مراجع معتبرتر رو انتخاب نمی کنی و دقیقا دست می گذاری روی ضعیف ترین اون ها برای ساپورت کردن نظرت؟ به نظر من روش منصفانه تر اینه که وقتی یه ایده ای داری، به جای تلاش برای ساپورتش اول همه جوره و چند بعدی در موردش تحقیق کنی و بعد تلاش کنی ساپورتش کنی. این در مورد خیلی از نوشته های قبلی ت صادقه، ولی همونطور که گفتم توی این نوشته ت خیلی چنگی به دل نمی زنه.
      این هلهله رو هم که گفتی، عینا می گه "با این خرمی دف زنید".

      حذف
    4. محسن جان، من کله غولم و متناسب با اسمم حرف می زنم. شما هم محسنانه حرف میزنید.

      حذف
  7. عزیز جان
    حرف غزالی با ارزش تر است یا حرف امام رضا یا امام محمد باقر یا حرف رسول خدا؟؟!

    ضمنا،
    اگر معتقدی اسلام چیز خوبی است، چرا در اسلام برده داری، کتک زدن زنان، تجاوز به زنان شوهر دار و یا بریدن دست و پا و کشتن مخالفین وجود دارد؟!

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. گرامی،

      دوباره می خواهید با متد بچه دبیرستانی مچ بگیرید و با یک جمله سر و ته قضیه را هم بیاورید.
      اول بروید ببینید حرف غزالی با حرف آنها متفاوت است یانه بعد بیایید مثل بچه دبیرستانیها جواب بدهید. غزالی هم می گوید در زمان من تار و تنبور حرام است ولی ممکن است زمانی برسد که دیگر حرام نباشد و برایش از همان احادیثی که بلد نیستید دلیل هم می آورد. او مسئله را تا عمق استخوان تحلیل میکند و با یک جمله نمی خواهد حریف فرضی را بکوبد. زیباترین حرفها راجع به موسیقی را هم در همان کتاب خواهید یافت. یک حدیث "تمام" حرف امام رضا یا امام محمد باقر نیست که می خواهید آن حدیث را با یک کتاب مقایسه کنید. نقشی هم که این افراد داشته اند با هم متفاوت بوده اند، همانگونه که نقش دانه با نقش ساقه و میوه متفاوت است.

      بعد هم جواب بی ربط می دهید تا رد گم کنید. اگر راست می گویید اول آن کتاب را بخوانید بعد بیایید و نوشته و تفسیرغزالی از اسلام را نقد کنید نه اینکه از این شاخه به آن شاخه بپرید. مورد پست شما نه برده داری بود، نه کتک زدن زنان، نه... بلکه اسلام و موسیقی بود. من هم قصد جواب دادن به تمام ایرادات بچه دبیرستانی شما را ندارم و الا اگر بگردید تمام این مسائل با جزئیات تجزیه و تحلیل شده اند و جوابها هزاران بار گفته و نوشته شده اند. منتها باید حوصله کنید و کتاب بخوانید و کمی تفکر کنید. ولی متاسفانه وقتی بچه دبیرستانیها از دمیدن در بوق کامیون سر کیف می شوند دیگر نمی توان جلوی آنها را گرفت.

      حذف
    2. پس تو می گویی در اسلام موسیقی حلال است؟!

      عزیز من
      غزالی آورنده اسلام نیست، امام نیست، خلیفه نیست، نه در تشیع و نه در میان اهل تسنن، جایگاهی چون عمر و علی و امامان شیعه را ندارد،
      از همه مهمتر، رفتار و سنت محمد بن عبدالله است...

      در اسلام به صراحت گفته شده موسیقی حرام است، یک میلیارد مسلمان هم آنرا قبول دارند، حالا شما باز بگو غزالی در فلان کتابش گفته در آینده ممکن است موسیقی آزاد شود...!!

      حذف
  8. نه جان من. گوش نمی دهید. من می گویم جمله های "در اسلام موسیقی حلال است" یا "در اسلام موسیقی حرام است" جمله های بچه گانه هستند که در حد انشاهای دبیرستان هم نیستند. اصلا این یعنی چه که می گویید "در اسلام گفته شده". اگر منظور شما فلان حدیث است که من توضیح دادم که روش "اسلام= این حدیث یا آن آیه" یا "اسلام= آن حدیث یا آن آیه" روش غلطی برای فهمیدن آنچه "اسلام" می خواهد است. کلیت آنهارا باید خوانده بفهمید و با استفاده از متن اجتماعی و تاریخی تفسیر کنید که با یک حدیث و یک آیه به دست نمی آید.

    نوشتم که شما خود را به کوچه علی چپ می زنید. من نگفتم غزالی حرف مخالف حرف علی و عمر و پیامبر آورده که شما شلوغش کرده اید. من می گویم حرف غزالی عین مقصود آنها بوده است، تنها شرایط زمانی تاسیس اسلام با شرایط زمانی غزالی متفاوت بوده است:‌ شرایط سیاسی اجتماعی مذهبی زمان تاسیس اسلام پایدار نبوده که دینداران به نوشتن کتاب دل خوش کنند و باید در جامعه به صورت عملی تری درگیر می شدند. تئوری عمل آنها را غزالی با دلیل و مدرک کد بندی کرده است. اگر نه، چرا غزالی اولین کسی است که حجه الاسلام لقب گرفت است؟
    هر دو جمله آخر شما هم دروغ مطلق است. چیزی که در قرآن اصلا نیامده را می گویید "در اسلام به صراحت گفته شده" و منظورتان اینست که حدیثی از پیغمبر هست که چنین گفته است.از چنین حدیثی، اگر جعلی هم نباشد، مطلقا نمیتوان نتیجه گرفت که "موسیقی حرام است" که در بالا توضیح دادم چون متد سنتی اسلام این نیست، این متد شما و بن لادن و بدترین نوع آخوندهای جمهوری اسلامی مثل جنتی و احمد خاتمی است. جمله دوم هم که دروغترین دروغ ممکن است: "یک میلیارد مسلمان آنرا قبول دارند؟‌" که انگار شما اصلا مسلمان ندیده اید یا فقط با هم مشربان مسلمان خود حشر و نشر داشته اید که اینگونه حرف می زنید. اتفاقا جامعه جهانی مسلمانان نسبت به موسیقی چنین دیدی ندارند که هیچ در همین جمهوری اسلامی با وجود نق و نوق آخوندهای خشکه مذهب که سر کار هم هستند و هر چیزی را که حرام می دانند با نیروی پلیس و شلاق ممنوع کرده اند همان مسلمانانی که به زیارت و دعا می روند به موسیقی هم گوش می دهند و آنرا حرام نمی دانند و حکومت هم کاری به آنها ندارد. حتی خمینی هم می گفت موسیقی انواع دارد و غنا حرام است (غنا= موسیقی که به کار حرام دیگری مثل شرابخواری تههیج کند)‌ ولی اگر غنا نباشد اشکال ندارد.

    بهتر نیست وقتی سوتی می دهید از حرف خود برگردید تا اینکه بر حرف خود بایستید و سوتی های بیشتری بدهید ریشه های بچه دبیرستانی خود را بیشتر نمایان کنید؟‌

    پاسخحذف
  9. کجا گفته موسیقی حرامه؟؟شما یک ایه بیار؟؟مثل سنگسار که از اموزه های یهود امده اصلا چیزی به نام سنگسار در قران وجود نداره به غیر از یک کلمه که پدر ابراهیم ابراهیم را تهدید به سنگسار میکنه
    دوما پیامبر اسلام گفته هر حدیثی را از من شنیدید بگذارید کنار قرآن اگر با قرآن همخوانی داشت بپذیرید اگر نه ان را بر سینه دیوار بکوبید
    احادیث هم اکثرا من درآوردی هست مگر اینکه مثل مثال بالا با قؤان همخوانی داشته باشه وگر نه به درد همان کوبیدن بر سینه دیوار میخوره
    دوما در قران سوره آل عمران آیه 7
    یعنی اینکه همه آیات کتاب مثل حکم نیست اساس کتاب را بخوان آیات متشابه که شبیه هم هستند را با آیات محکم هماهنگ کن
    مثل همان کنیز
    ایا کنیز داری اساس قران هست؟؟یا توحید عدالت معاد اساس کتاب است؟؟خودت هم خوب میدانی چی اساس کتاب هست ولی به دلیل اینکه حس حقارتت را میخوای با نژاد پرستی ارضا کنی نژاد عرب را پست بدانی با ترجمه صحیح آیات مشکل داری
    ضمن اینکه حتی هر ترجمه قرآنی هم قابل قبول نیست
    ترجه آیه شماره 7 آل عمران

    اوست کسی که این کتاب [ قرآن ] را بر تو فرو فرستاد. پاره ای از آن ، آیات محکم [ صریح و روشن ] است. آنها اساس کتابند و [ پاره ای ] دیگر متشابهاتند [ که تأویل پذیرند ] . اما کسانی که در دلهایشان انحراف است برای فتنه جویی و طلب تأویل آن [ به دلخواه خود ، ] از متشابه آن پیروی می کنند ، با آنکه تأویلش را جز خدا و ریشه داران در دانش کسی نمی داند.

    پاسخحذف
  10. نوشته بالا توسط موسی نوشته شده
    اینم اضافه کنم که ما بین ما و رژیم هفت دریای خون هست گویا این اقای راس الغول از عوامل رزیم هست که برای سندیت یاوه های خمینی شیاد را اورده

    پاسخحذف
  11. نوشته بالا توسط موسی نوشته شده
    در ضمن اینم اضافه کنم که ما بین ما و رزیم هفت دریای خون وجود داره گویا این راس الغول هم از سفلگان ولایت تشریف دارن که برای سندیت حرفشان به اراجیف خمینی شیاد اشاره کردن
    در ضمن حتی بهترین ازاد ترین شبکه های خبری دنیا هم برخی مسائل مثل توهینهای نژادی و مذهبی را سانسور میکنن وبلاگ شما هم نیاز به کمی مراعات داره وگرنه بیشتر شبیه به اسطبل است جای منطق و استدلال فحش هست
    در واقع شما روی دیگر سکه همان بسیجیهایی هستید که به دختر رفسنجانی وسط خیابون فحشهای رکیک میدن

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. موسی جان.، من نوشتم "حتی" خمینی که نشان دهم که جمله موسیقی در اسلام حرام است چقدر از مرحله پرت است نه اینکه به خمینی همه جا سند باشد. حالا اگر کسی از خمینی به قصد توضیح واضحات نقل قول کرد از "سفلگان ولایت رژیم" است؟ بعد خوبه که خودت می گویی فحش ندهید و اینجا مثل اصطبل است ولی از ادبیاتی استفاده می کنی که فقط از دهان مجاهدین خلق و اصحاب رژیم بیرون می آید. واقعا ما از دست یک مشت بچه دبیرستانی چه ها که نمی کشیم.

      حذف
  12. راس الغول: "اقعا ما از دست یک مشت بچه دبیرستانی چه ها که نمی کشیم."

    ای مافوق دبیرستان! روشنگر جمیع دوستان،‌ای کافر کش، ای بتای برساوش، ای محیط بر علوم منقول و المعقول، ای راس الغول!

    ای کاش تو یه حکم حوزوی داشتی و مر "مسلمین" را عملا روشنگر سبیل بودی! آخه عزیز دل‌ برادر، این چیه که نوشتی‌:

    " انگار شما اصلا مسلمان ندیده اید یا فقط با هم مشربان مسلمان خود حشر و نشر داشته اید که اینگونه حرف می زنید. اتفاقا جامعه جهانی مسلمانان نسبت به موسیقی چنین دیدی ندارند که هیچ در همین جمهوری اسلامی با وجود نق و نوق آخوندهای خشکه مذهب که سر کار هم هستند و هر چیزی را که حرام می دانند با نیروی پلیس و شلاق ممنوع کرده اند همان مسلمانانی که به زیارت و دعا می روند به موسیقی هم گوش می دهند و آنرا حرام نمی دانند و حکومت هم کاری به آنها ندارد"

    خوب جوابت سادس: این مردم عادی پیرو حقیقی‌ اسلام نیستیند! ببین.. من کاری ندارم که شما چطور دینداری هستی‌. من "به قول شما" مسلمون میشناسم، که آبجو و گوشت خوک هم هم می‌خوره، و میگه قران مال زمان خودش حروم کرده، نه قرن 21! ولی‌ نه اون طرف مرجع و ملاکه،(در مورد احکام اسلام و تطابق اعمال مسلمین با اون) نه هیچ مسلمان عوامی که به قول شما زیارت هم می‌رن و هایده و حمیرا هم گوش میکنند، و نه شما (مگر اینکه واقعا فقیه و مجتهد باشی؟! که حالا برات توضیح میدم...)! پس مرجع در مورد احکام اسلام و تطابق اعمال مسلمین با اون کیست و چیست؟

    در اینجا باید تعریف "فقه" رو بدونی:

    "فقه دانش بدست آوردن احکام شرعی فرعی بوسیله روش‌های معینی از منابع فقه است "

    در فقه به هر عمل اختیاری که انسان می تواند انجام دهد، یک حکم فقهی را نسبت می دهند

    به این ترتیب، اینکه شما شراب بخوری یا نه، قبل از ازدواج سکس داشته باشی‌ یا نه، و همین بحث جاری که موسیقی‌ گوش کنی‌، بنوازی یا نه‌، همگی‌ در چارچوب فقه اسلامی تعریف میشه. بنابرین، اونچه به سادگی‌، مثلا گمنامین میگه "در اسلام اومده" ، منظور همین "فقه اسلامی" هست، که مسلمین امروزه و یا در آینده باید اعمال و رفتار خودشون رو با اون منطبق کنند. حالا اینکه کی‌ تا چه به این اصول فقهی‌ عمل میکنه، یه بحث دیگست و "ربطی‌ به آنچه در فقه اسلامی اومده نداره".شما میتونی‌ با توجه به سواد "مافوق دبیرستان" خودت، هر جور که دوست داری برداشت کنی‌، ولی‌ از نظر فقهای اسلام، شما مرجع نیستی‌! نظرت هم فقط برای خودت محفوظ!

    و اما... مراجعه فقه چیست؟ مسلما دیگه اینو میدونی‌ که:

    "منابع فقه اسلامی عبارتند از مجموعه گزاره هایی ( اعم از آنکه عقل به این گزاره‌ها پی برده باشد یا فقط توسط شارع بیان شده باشد)که فرد آگاه به علوم لازم ( مثل فقه، اصول . فقه، علم الحدیث و ...) می تواند با استفاده از آنها احکام شرعی فرعی را بدست آورد. از دیدگاه فقهای شیعه، این منابع در اصل دو عددند و عبارت اند از نقل و عقل ما به طور سنتی و برای مقایسه پذیرتر شدن با سایر مذاهب اسلامی به صورت چهار دسته شمرده شده اند : کتاب، سنت،عقل و اجماع.
    فقهای مذاهب اهل سنت ، (از جمله حنفیان )، قیاس و استحسان را نیز از جملة منابع استنباط دانسته اند(اما عقل را از جمله منابع فقه محسوب نکرده اند.

    بنابر این:
    ۱- نه فقط قران، بلکه آنچه از رفتار و گفتار پیامبر اسلام ثبت شده (و مورد قبول مراجع کار هست) و از دید شیعیان آنچه احادیث معتبر امامان معصوم هست هم منبع فقه و حکم فقهی‌ هست. این یعنی به قول گمنامیان، "در اسلام اینطور یآا اونطور اومده"،

    ۲- حال شما باید تکلیفتو معلوم کنی‌، یا شیعه هستی‌، یا سنّی، چون تفاوت اساسی‌ بین این دو مذهب در فقه وجود داره:
    در نزد اهل سنت که به بسته بودن باب اجتهاد معتقداند، مذاهب فقهی منحصر در چهار مذهب حنبلی و مالکی و حنفی و شافعی است و از این رو علم فقه در نزد اهل سنت عمدتاً به معنای آموزش و اشاعه مکتب فقهی این چهار پیشوای فقهی اهل سنت است. اما مکتب فقهی شیعه که به مذهب جعفری موسوم است، برای هر مجتهدی و در هر زمانی قدرت استنباط قائل است و در نتیجه معتقد است که باید هر مومن مکلف یا خود مجتهد باشد و یا در فروع فقهی از یک مجتهد واجد شرایط پیروی و تقلید کند. اهل سنت تنها روایات موثقی را که از پیامبر اسلام رسیده، و حاکی از قول یا فعل اوست، به عنوان یکی از منابع استنباط قبول دارند، اما شیعیان در استنباط احکام، علاوه بر عقل، قرآن و سیره پیامبر بر روایاتی که از ائمه اطهار به طور قابل اعتماد رسیده باشد، نیز اتکا می‌کنند.

    ... ادامه دارد..!

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ... ادامه از فوق:

      نتیجه گیری:

      ۱- یآا شما خودت فقیه و مجتهد هستی‌،که هیچ! ما را با شما بحثی‌ نیست، چون از نظر حوزه شما معتبری. پس چرا درخفا برادر؟ نظرات شما میتونه انقلابی‌ در فقه اسلامی ایجاد کنه... فقط بپا سرتو به باد ندی، چون همونایی که بهت درجه اجتهاد دادند، راحت هم می تونند خلع لباس و محدورالدمت کنند!

      ۲- یآا شما فقیه و مجتهد نیستی‌، که "اگه خودتو مسلمون میدونی‌"، باید در امور زندگیت تقلید کنی‌"! این، ربطی‌ هم به شیعه و سنّی بودنت نداره، فقط مراجع متفاوته. بنابر این، مثلا یکی‌ نمی‌تونه بگه من مسلمونم، نماز بخونه، ولی‌ با دوست دخترش رابطه سکسی‌ هم داشته باشه! یا بره زیارت ولی‌ غنا هم بکنه، یآا ابزار غنا بفروشه! البته، به شخصه با آزادی فردی کاملا موافقم، و من اصلا "خدا ناباور" هستم، فقط دارم در چارچوب اصول بهت میگم...

      ۳- حال اگر فقیه و مجتهد نیستی‌، یعنی‌ یآ باید مرجع تقلید داشته باشی‌، یا عمل به احتیاط کنی‌. اولی‌ که معلومه یعنی چی‌. دومی‌ یعنی‌ بگردی در یک موضوع خاص، ببینی‌ فقها و مراجعه تقلید چه نظری دادند، و اونوقت محتاط‌ترین اونا رو انتخاب کنی‌! بعضی‌ اینکارو میکنند تا از نعمت حوریان بهشتی‌ بهرنمند بشند. فقط تو این دنیای حقیفی باید به قولی مواظب قاج خشتکشون باشن!

      حال عزیزم، باید خوب فهمیده باشی‌ که در همه زمینه‌های احکام اسلامی، به خصوص در این بحث موسیقی، اینکه بگی‌ "امام غزالی‌" اینجور میگه یا اونجور یا در قرآن آیه مستقیم تحربم نداریم، حرفی‌ در حد "بچه دبیرستانی" هاست...عزیز من... حداقل باید بحث آماری کنی‌ تا فوق دبیرستان حساب شی! مثلا اینکه نظر اکثریت فقها در این زمینه چیه (آخوندا رو قبول نداری... آیا بزرگان مراجع تقلید شیعه یا سنّی رو هم قبول نداری؟ ای بابا... پس خیلی‌ شما خیلی مافوق دبیرستانی!).

      حذف
    2. و اما این بحث موسیقی‌ یا بهتر بگیم آنچه به عنوان غنا و ابزار غنا توسط قریب به اتفاق علمای شیعه و سنی بر طبق فقه اسلامی که در بالا کاملا توضیح دادم یعنی‌ چی‌ مورد اختلاف و اکثرا حکم به تحریم اون دادن!

      در یک جمله، چنان خشتک گشادیه که معلوم نیست چه معامله‌ای توشه! مثلا همین امام غزالی‌ معروف، عده‌ای نظر او و مرجع او رو توهین به پیامبر اسلام میدونند:

      "همان گونه که در کلام (عبدالرحمان جزيري )آمده بود امام محمد غزالي شافعي از کساني است که به مباح بودن موسيقي وغنا فتوا داده است

      او در کتاب احيا علوم الدين بحثي را تحت عنوان (کتاب اداب السماع و الوجد) مطرح کرده و پس از اشاره به اقوال مختلف بزرگان سنت درباره (سماع : شنيدن موسيقي و غنا)ونقل خواب و روياي بعضي از اهل سنت در تمجيد (سماع ) مي گويد:معناي سخن کساني که مي گويند : سماع حرام است اين است که خداي تعالي مرتکب آن را عذاب مي کند و اين چيزي است که از طريق عقل و نقل نا شناخته است

      زيرا شناخت شرعيا ت منحصر است به نص و قياس وقتي که درباره چيزي نه نصي وجود داشته باشد نه قياس قول به تحريم ان باطل مي گردد و ان عمل جز مباحات خواهد بود ودرباره (سماع ) نيز هيچ نصي و قياسي دلالت بر حرمت نمي کند

      الموسوعه الفقهيه ج2ص 431 (

      ايشان براي اثبات مدعاي خود دلايلي اورده انها واضح و اشکار است حتي برخي از انها توهين به مقام شامخ رسول خدا محسوب مي شود ازجمله انها دو مورد زير از غزالي است که به عنوان دليل برجواز غنا و موسيقي نقل کرده است :

      الف )عايشه مي گويد(روزي دو کنيز خواننده درمنزل آواز خواني مي کردند پيامبر وارد شد (اعتراضي نکرد)خوابيد و صورت خود را پوشاند دراين حال ابوبکر وارد شد و مرا از اين کار منع کرد پيامبر صور ت خود را باز کر د وبه ابوبکر فرمود : بگذار بخوانند ايام عيد است

      (احياءعلوم الدين ج2ص442)

      ب)عايشه مي گويد: (عده اي از سودان امده بودند وبازي رقص وپاي کوبي مي کردند پيامبر به من فرمود مي خواهي تماشا کني ؟ گفتم : اري پيامبرمرا در پشت خود قرار داد به گونه اي که سرم را به شانه پيامبر گذارم و صورتم درکناراو قرار گرفتن ان قدر تماشا کردم تا خسته شدم پيامبر فرمود: بس است ؟ گفتم اري فرمود : پس برو به خانه
      احياءعلوم الدين ج2ص443 - 444
      خوانندگان عزيز ايا اين مطالب اهانت به مقام شامخ رسالت نيست؟"

      دیدید؟ پس دوست عزیز مافوق دبیرستان، شما اول تشریف ببر جماعت ففهای اهل سنعت و شیعه رو راضی‌ کن که با غزالی‌ موافق بشن... !

      حذف
    3. ولی‌ حتا ببینید که همین امام غزالی‌ چی‌ میگه:

      "موارد حرمت سماع از منظر غزالي

      غزالي پس از اثبات عقيده خود(حليت غنا و موسيقي )موارد را استثنا کرده و گفته است : در پنج مورد شنيدن غنا و موسيقي دراثر عوارض جانبي حرام مي شود که عبارتنداز:

      ۱- در صورتي که خوانند زن اجنبي باشد که از گوش دادن به صداي او خوف فتنه باشد پسر نوجوان بي ريش نيز همين حکم را دارد.

      ۲-آلت موسيقي ، از الات شراب خواران و فاسقان باشد مانند : مزمار ، ساز و طبل

      ۳- درکلام اواز خوان چيزي باشد که دروغ ، فحش ، هجو محسوب شود يا دروغ به خدا و پيامبر يا صحابه پيامبر ويا وصف زن مشخصي باشد

      ۴- شنونده درحالتي باشد که شهوت براو غلبه کند مثل کساني که درعنوان جواني هستند گوش داد آنان به غنا يا موسيقي حرام است

      ۵- شنونده يا خواننده ونوازندهان را شغل وبرنامه هميشگي خود قرار داد به گونه اي که بيشتر وقت خود را در ان صرف کند چنين کسي سفيه وشهادت او در دادگاه مردود است زيرا مداومت برلهو جنايت است همان گونه که گناه صغيره با اصرار و مداومت بران بيره مي گردد برخي از مباحات نيز با مداومت بران تبديل به گناه مي شود

      احياءعلوم الدين ج۲ص-۴۵۱-۴۴۸ -"

      من دیگه اصلا در این مورد بحث نمیکنم.. کاری به بزرگان موسیقی‌ به خصوص از جماعت خوانندگان و نوازندگان مونث فرنگی‌ ندارم! راجع به پیانو و گیتار و ... و ... هم که توسط شرابخوارن به جامعه موسیقی‌ و تمدن بشری ارأئه شده ندارم....

      حذف
    4. اولیسس عزیز، بسیار خوب و جامع نوشتی! ولی هیچ حدیثی از پیامبر نیست و هیچ آیه ای در قرآن نیست که موسیقی رو ممنوع کرده باشه و این ها همگی از زمان امویان وارد اسلام شده :)
      مثل این که از یه حروم زاده ای که به خیال خودش مداحی اهل بیت می کرد شنیدم عمر زد توی گوش زهرا، طوری که افتاد روی زمین، بلند شد و چادر مشکی ش رو تکوند!!! آخه بی پدر و مادر عزیز! چادر مشکی زمان امویان وارد اسلام شده و اینو حتی مرغ ها هم می دونن! بعد که می گی زهرا چادر مشکی که نداشت هیچ، هیج جایی هم ثابت نشده که حجاب داشته اصلا، رگ غیرتشون باد می کنه و می خوان پاره ت کنن!
      در زمینه ی استدلالی که آوردی "باید هر مومن مکلف یا خود مجتهد باشد و یا در فروع فقهی از یک مجتهد واجد شرایط پیروی و تقلید کند". تعریف مجتهد اینجا چیه؟ من معنای دیگری هم از این عبارت خوانده م که معناش مجتهد به اون معنا نیست که شما آوردی.
      ضمن این که باز هم لازمه این حدیث رو از امام صادق بگم (در اصول کافی، که به نسبت دیگر مراجعی که اینجا اومده بسیار معتبر تر و موثق تره) که می فرمان: اگر دستوری از دستورات دین برات مضر بود یا با عقل منافات داشت، بدون اون از ما نیست. البته گمنامیان عزیز یه کامنت داد یه بار پایین این حدیث که: پس اسلام چیه اگه بناست به عقلمون عمل کنیم، و من هم گفتم احسنت! اصولا اگر انسان ها عقل داشتن و ظلم نمی کردن به همنوع و غرقه در خرافات نبودن خدا بیکار بود پیامبر بفرسته؟ (اگر خدایی باشه و پیامبری فرستاده باشه).
      عرض ارادت به همه ی بزرگواران

      حذف
  13. با تشکر از آقا یا خانم اولیس که سطح بحث را یک اپسیلون بالا بردند. من فقط چند نکته را متذکر می شوم چون اینجا جای آن نیست و همچنین نمی خواهم با اولیس درگیر شوم چون مشخص است نمی تواند بدون قالب زدن من بحث را پیش ببرد و من کله ی غولم و قالب زدنی نیستم.... کار من از این حرفها گذشته که با یکی دو پاراگراف شما ناگهان از خواب غفلت بیدار شوم که ای داد من تا به حال اسلام درستی نداشتم و حالا باید در به در دنبال مرجع تقلید بگردم تا مبادا اعمالم محبوط شده و در آخرت محکوم و سپس معدوم گردم و به جهنم بروم.
    مزن ای عدو به تیرم که بدین قدر نمیرم خبرش بگو که جانم بدهم به مژدگانی
    مده ای رفیق پندم که به کار در نبندم تو میان ما ندانی که چه می رود نهانی

    ۱. بله، مسلمان باید از احکام فقهی پیروی کند. سوال هم این بود آیا آحکام فقهی به حرمت موسیقی مطلق منجر می شود یا نه. ولی مسئله همیشه پیچیده تر از آنی است که فکر می کنید و این این اصل فلسفی است که حتی در ریاضیات و فیزیک هم ثابت شده است.

    من از فقیه سنی غزالی و از فقیه شیعه خمینی مثال آوردم که موسیقی مطلقا حرام نیستند. دلیل هم نمی شود به همین دو بند کنیم. فقیهان دیگری هم هستند که به این ترتیب حکم می کنند و دیگرانی هم هستند که فتاوی سختگیرانه تری می دهند. در این میان، عده ای از فقها هم هستند که می خواهند در پاچه ما فرو کنند. عده دیگری هم کاملا بی سوادند. عده دیگری هم مشکلات مغزی دارند و خود را دانای کل می دانند و فرقه ای فکر می کنند و فکر می کنند گوش دادن به موسیقی (اگر حدیث آن در کتب معتبر -ولی سنی- آمده باشد) توهین به پیامبر است چون می خواهند در جنگ فرقه ای خود پوئن کسب کنند. شنونده باید عاقل باشد و راه خود را از این میان پیدا کند. هر کسی ادعای فقاهت کرد که فقیه نیست. هر کسی فقیه بود که شایسته پیروی نیست. و هیچ فقیهی حتی اگر شایسته پیروی در مورد احکام فقهی بود شایسته پیروی مطلق کورکورانه در موضوعات یا در موارد عرفی زندگی نیست. ممکن است در زمانه ای باشیم که فقیه خوب کم باشد یا در دسترس نباشد. ممکن است عمل به احتیاط عسر و حرج بیاورد. ممکن است علم فقه که در دل روشن دلان است به علت سیاهی دلها
    از دسترس عموم خارج باشد که آنوقت چآره گناهکار دانستن خود در همه موارد و دعا است. (گفتم ممکن است نه حتما و فتوا ندادم). ممکن است ما نسبت به ضعف خود و بدی زمانه آگاه باشیم و صادقانه تلاش خود را بکنیم و به رحمت خدا هم امیدی داشته باشیم. مرجع اصلی کتاب و سنت است ولی چاره ای به جز استفاده از عقل برای فهمیدن کتاب و سنت ندارید. برای همین من از عقل خود استفاده می کنم و نبوغ غزالی را که می بینم و تلاشی که برای کد بندی علوم اسلامی کرد لزوما به او در مورد اسلام بیشتر اعتماد می کنم.

    ۲. اما این دعوای موش و قورباغه را هم بس کنید، در همان سایت "شیعه" که شما احتمالا از آن مثال می آورید و در دعوای هفتاد و دو ملت می خواهد غزالی را زیر سوال ببرد می خوانیم:

    -فرق بين موسيقي حلال از موسيقي حرام چيست؟ و آيا موسيقي کلاسيک حلال است ضابطه در شناخت اين موضوع چيست؟

    آنچه که از ديدگاه عرف موسيقي قرين با لهو و طرب باشد که متناسب با مجالس لهو و باطل است، اين نوع از موسيقي حرام است و فرقي ندارد بين موسيقي کلاسيک و غيره و تشخيص اين موضوع به نظر عرفي مکلف برمي‏گردد، و اگر موسيقي داراي شرايط نباشد في النفسه اشکالي ندارد.

    الخ.

    پس این حرفی که می زنید 'اکثرا حکم به تحریم اون دادن" با استفاده از مغلطه بحث "موسیقی یا به عبارت دیگر غنا" (چون می بینید که بر خلاف ادعای اولیس موسیقی راحداقل بعضی از فقهای شیعه غنا محسوب نمی کنند و شرایطی دارد) باد هواست و اینجا فتوای جدی شیعه آوردیم که موسیقی دو جور است و موسیقی بلا اشکال هم داریم.

    پاسخحذف
  14. ۳. اینرا ننوشتم که بیایید از خود بپرسید خوب پس حالا این راس الغول شیعه است یا مدافع حکومت اسلامی است. مذهب من به خودم مربوط است و به شما آطمینان می دهم که بسیار هم در افکارم سنتی هستم، منتها جنگ هفتاد و دو ملت را عذر می نهم و به جزئیات گیر سه پیچ نمی دهم. از آخوندهای حکومتی هم بدم می آید و آنها را فقیه عادل قابل پیروی نمی دانم.
    ولی اگر استدلالی در متنی بود که از نظر عقلانی قابل قبول بود، آن استدلال مستقل از گوینده آن است و بر آن کسی که آن استدلال را می فهمد واجب است از نتیجه آن استدلال پیروی کند، هر کسی هر چه دلش می خواهد بگوید. یعنی در آن مورد بخصوص کسی که استدلال را فهمید و به یقین رسید "فقیه" است و باید از خودش تقلید کند، حتی اگر "اجازه" اجتهاد از آخوند عمامه دار نگرفته باشد. کار دین به مدرک و اجازه درست نمی شود چون فردا تنها شمایید و خدا و باید جوابگوی آنچه کرده اید باشید و اجازه یا فتوای مجتهد را در کفن هم که بگذارید شما را به جایی نخواهد رساند. اینست که حدیث هست که اگر حدیثی با قرآن مخالف بود آنرا به دیوار بکوب. یا نقل به مضمون حدیثی از پیامبر هست که (نقل به مضمون) می گوید اگر کاری را موافق قلب خود (=وجدان خود)‌ یافتی آنرا انجام بده والا از آن دوری کن. تصمیم گیرنده نهایی فرد است و کسی مسوولیت کردار او را به عهده نخواهد گرفت.
    البته باز نیایید مثل بچه دبیرستانیها مچ گیری کنید که پس دین برای چیست. گفتم که مسئله پیچیده تر از این حرفهاست. وجدان و عقل هم باید تمرین کنند و پرورش بیابند. نه اینست که شما می گویید که وجدان فردی بچه دبیرستانیها مرجع نهایی است و نه آن که فقیه نما ها می گویند و اطاعت کورکورانه می خواهند.

    البته اگر کسی صادقانه از مرجعی تقلید می کند هم برای اینکار خود استدلال عقلی آورده، شما هم اینجا استدلال عقلی می آورید و مسوول گفتار و کردار خود هستید. ولی عقل کسی مطلق نیست و نمی توان به راحتی برای همه در همه جا و همه زمانها یکباره فتوا داد. آنچه ما در برابر خدا برای آن مسوولیم به قدر آنچه که می فهمیم است و در برابر کردار خودمان و نه کردار دیگران است.. پس راه نه آنچنان که شما دوست دارید پیروی داستان یا "تقلید از مرجع" یا "عمل به احتیاط" یا "برو به جهنم" است تا بتوانید اسلام رابکوبید (آنگونه که شما با کپی برداری از اهالی جمهوری اسلامی و ساده سازی مسئله می خواهید به همه بقبولانید) نه عمل هر کی به هر کی و خوابیدن با دوست دختر و مستی و هرزه گی.


    ۴. من نگفتم اگر مسلمانان کاری کردند آن کار حلال است. گفتم مسلمانان اکثرا آن موسیقی را که سلفی ها و خشکه مقدس ها حرام می دانند حرام نمی دانند. اگر موسیقی صوفیانه و قوالی در پاکستان موسیقی اسلامی نیست و توسط خوانندگان و شنوندگان آن از جمله بعضی از عالمان دینی حلال شمرده نمی شود پس چیست؟‌ مسئله زنا، یا شرابخواری متفاوت است، چون فقیهی نیست که فتوا به حلیت آنها داده باشد. اینها هیچ وقت مورد اختلاف نبوده اند که حالا باشند. "اکثر" مسلمانان جدی هم اگر به اینکار ها دست می زنند با وجدان ناراحت و با علم به گناه آن است. اگر بعضی ها هم شرابی می نوشندو آنرا امروزه حلال می شمرند حتما به حرمت مستی و بدی آن واقفند و اگر در ایمان خود جدی هستند مسوولیت فتوایی که داده اند گردن خودشان است- همانگونه که گفتم اگر به یقین رسیده اند که چنین چیزی امروز حکم دین است چاره دیگری جز پیروی از یقین خود ندارند. من به چنین یقینی در مورد شراب نرسیده ام و از آن دوری می کنم. مسئله در مورد موسیقی (غیر غنایی) فرق می کند که کسی حتی آنرا گناه نمی شمارد. در ضمن طبق فتوایی که در بالا آوردیم مورد اینکه موسیقی غنا هست یا نه ... به عرف و تشخیص شنونده واگذار شده.

    به هر حال مسئله دینداران گناهکار و دینداران گیج و به اصطلاح شما "پیروان غیر واقعی اسلام" وادی جالبی است و ما را به بحث فلسفه دین و کارکرد آن می برد که جای آن اینجا نیست. به نظر خیلی از بزرگان و بر خلاف نظر شما و بر خلاف نظر فقیهان جمهوری اسلامی دین برای راهبردن همین دینداران "غیر واقعی" که با دین لج می کنند یا آنرا "صادقانه" نمی فهمند یا کج می فهمند آمده، والا دینداران "واقعی" و "بی گناه" یا دین فروشند و خدا را با آنها کاری نیست یا از ذات پاکند و احتیاجی به دین ندارند و این دینست که به آنها محتاج است. اگر من هم طبق تعریف شما دیندار غیر واقعی هستم، بگذار باشم. راه همین است که خدا مرا می برد، نه آنکه اولیس بگوید.

    پاسخحذف
  15. ۵. والا نمی دانم چه چیزی از این چیز هایی که غزالی می گوید می خواهید برداشت کنید، بله، برای مسلمان شرابخواری که به مستی می انجامد و زنا و شهوترانی حرام است ولی بحث ما موسیقی است که غزالی تنها می گوید اگر موسیقی به حرام قطعی رهنمون شود آنهم برای مسلمان حرام است. اگر شما شراب دوست دارید و اسلام را از این بابت خوش نمی دارید، این جای بحث دیگری است. بحث اینجا بحث موسیقی است.

    ۶.
    حرف آخر اینکه اجر آن شرابخوارانی که پیانو را به ما هدیه دادن به جای خود چون آنها ملت و مذهبی دیگر داشتند و ماجرای دیگری با خدا دارند. حتی اگر مسلمان بودند دلیل نمی شود به خاطر گناهی آنها را محکوم و مطرود کنیم و زحماتشان را نادیده بگیری که خدا ستار العیوب است. این روش نافقیهان جمهوری اسلامی است که برای دو روز دنیا
    انگشت در شهر کرده اند و گناهکار می جویندتا حکومت ترس و وحشت بر پا کنند و الا سنت پیامبر و عمر و ابوبکر و عثمان و ائمه شیعه غیر از این بود و مدارک آن هم به وفور موجود است.

    ۷. و البته گیتار از همین سه تار خودمان گرفته شده که از طریق اندلس "اسلامی" به اسپانیا و سپس به اروپا رفته.

    و سلام

    پاسخحذف
  16. موسی
    اول اینکه من ایه 7 آل عمران را نوشتم برای اینکه بر اساس همین ایه من معتقدم که اساس قرآن اصلا حرام بودن یا نبودن موسیقی نیست
    در مورد تقلید هم هم من وهم هواداران مجاهدین هیچکدام اعتقادی به تقلید مثل انچه که در فقه اخوندها هست ندارن و نداریم ونخواهیم داشت
    در بین روحانیون هم تنها آقای طالقانی را قبول دارم استاد گنجه ای آنهم به خاطر تفسیر قرآنی که انجام دادن
    سوم اینکه مجاهدین در قبل از انقلاب هم از کسی تقلید نمیکردن اتفاقا خشم خمینی هم از همین بود
    در نامه ای هم که مطهری به خمینی مینویسه از شکل گیری مجاهدین ابراز وحشت میکنه آنها را یک فرقه معرفی میکنه که بدون اینکه به آخوندها مراجعه کنن کارهای خودشان را انجام میدن اعتقادی به تقلید مرجع تقلید ندارن خودشان را مرجع تقلید میدانن و در عمل هم اینو ثابت کردن مثل اعدامهای انقلابی قبل از انقلاب
    نیازی هم نیست که کسی بیاد مجاهدین را تایید کنه یا نکنه همین بس که خود اخوندها از جمله همین منتظری در نامه ای و اقای طالقانی در نامه ای به خمینی مجاهدین را به اصحاب کهف تشبیه میکنه
    مجاهدین بر خلاف اخوندها چیزی به نام صیغه را از اساس قبول ندارن
    اما در مورد فقه
    در اسلام از فقه و فقاهت صحبت شده
    هیچ کجا هم گفته نشده این فقیه باید لباس عمامه به تن داشته باشه
    پس هر کسی میتوانه فقه باشه ربطی به لباسش نداره
    حتی از نظر خود آخوندها هم وقتی از فقه صحبت میکنیم در فقه زمان مکان هم در نظر گرفته شده و گرنه چه نیازی به مرجع تقلید بود چه نیازی به تقلید
    احکام اولیه احکام ثانویه وجود داره
    چطور آخوندها در همه علوم جدید ترین بهترین را میخوان؟؟
    مثلا بمب اتم میخوان در علم فضایی میخوان علم فیلترینگ شنود و تانک موشک میخوان
    در علم پزشکی هم که اقایون میرن انگلیس بهترین علوم پزشکی را استفاده میکنن ولی وقتی میرسه به علوم انسانی و علم حقوق قضا میگن نه ما همان 1400 سال پیشی را میخواهیم؟؟
    آقای راس الغول شما به ما بفرمایید کدام یکی را باور کنیم؟؟؟
    موشک بمب اتم تانک هواپیما زیر دریایی یا شلاق سنگسار قطع عضو را؟؟
    اگر علم خوبه دستاوردهای بشری خوبه باید دین هم تکاملی باشه خب چه خوب همه را بپذیر
    اما اگر علم بده خب به جای موشک ساخت غرب تانک ساخت علوم جدید هواپیما از شمشیر نیزه استفاده کنید!!!
    چطور به فیزیک صنعت تکنولوزی میرسه جدید ترینش ولی به قضا حقوق میرسه قدیمترینش؟؟

    پاسخحذف
  17. موسی
    آقای گمنام شما گفتید که تکامل ربطی به اجتماع نداره
    خب به طور کلی برای شما توضیح میدم تا بفهمی
    قانون تکامل یک قانونی هست مثل قانون جاذبه مثل قانون علت معلول چرا میگم علت معلول
    خب یک بچه وقتی دستش را روی آتش میگیره دستش میسوزه میفهمه که اتش باعث میشه که دست بسوزه
    آتش علت است سو ختگی معلول
    خب اجتماع انسان چطور شروع شد
    اجتماع انسان از اول شهر نشینی بود؟؟نه
    اول هیئتهای اجتماعی تنها افراد جنگجو بودن یعنی زندگی بر شکل افرادی که شکار میکردن بعد که این جنگجویان تعدادشان زیاد شد قبیله ها بزرگ شدن پیشه ورها شکل گرفتن افرادی که دارای پیشه و حرفه مشخصی بودن اغلب ابزارهای مورد استفاده را میساختن
    بعد تمدنهای کوچک این تمدنها انبساط پیدا کردن این تمدنهای کوچک به هم متصل شدن شهرها دهاتها روستاها بعد کشورها به وجود امدن بعد دولتهای سترگ پیشه وری تبدیل به شرکتهای بزرگ بازرگانی تجاری شد کاخانجات عظیم تولیدی به وجود آمد بعد از انهم طبقات بسیار اجتماعی
    خب در بالا برای شما به صورت خیلی خیلی کلی توضیح دادم حالا از شما سوالم اینکه شما اسم این تحول را چی میگذاری؟؟من اسمش را تکامل بشری میگذارم
    باز برات توضیح میدم
    مثلا زمان افلاطون ارسطو علم یک شاخه داشت فیلسوف هم منجم بود هم طبیب بود هم علم مدنی(همان سیاست)داشت
    کمی گذشت فرانسیس بیکن انگلیسی دکارت فرانسوی آمدن علم را بر پایه علم گذاشتن و علوم را شاخه بندی کردن تقریبا سیر تحولی که به رنسانس در اروپا منجر شد از همین دو نفر شروع شد
    بعد این علوم مختلف بر فرض مثال شدن
    علم ریاضیات
    جانور شناسی
    انسان شناسی
    علم مدنیت
    وبرخی علوم دیگر
    بعد باز این علوم به شاخه های دیگر تبدیل شد تا الان که دیگه شما بهتر از من میدانی که وقتی میگیم پزشکی خود دارای صدها رشته تخصصهای دیگر میشه
    خب بازم از شما سوال دارم این تحول را شما اسمش را تکامل میگذاری؟؟یا نه؟؟اگر نه اسمش را چی میگذاری؟؟
    وآیا این علوم خود بخود وجود میاد؟؟یا قانونی داره؟؟
    وقتی هم که من میگم قرآن اساسش بر اساس تکامل هست بی ربط نمیگم از خودم داستان در نمیارم
    بازم از شما سوال دارم سوریه قدر را خواندی
    سوره قدر در مورد تکامل صحبت میکنه
    «إِنّا أَنْزَلْناهُ فِى لَیْلَةِ القَدْرِ ، وَما أَدْریکَ ما لَیْلَةُ القَدْرِ ، لَیْلَةُ القَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ، تَنَزَّلُ المَلآئِکَةُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ ، سَلامٌ هِىَ حَتّى مَطْلَعِ الفَجْرِ»

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. دو تا نکته!
      اولا جوامع بشری از ابتدا شهر نشینی نبوده است بلکه به صورت قبیله های کوچگر بوده. دوم اینکه شما حرف از علت و معلول میزنید ولی یک اشتباه اساسی دارید و اون هم اینه که آتش و دست و سوختگی چند عامل مادی هستند و قابل تجربه به صورت کاملا تجربی ولی اصولا جوامع بشریی "از اول" رو هیچکس نمیتونه کاملا تجربه و بررسی کنه که بتونه نظر صد درصد بده پس این قیاس شما کاملا نادرست هست.

      حذف
  18. بقیه
    موسی
    داستان در مورد داستان نزول قران هست
    خب حالا این شب قدر چی هست؟؟توی همین قرآن میگه شب قدر بهتر از هزار ماه است؟؟آیا الکی میگه؟؟یا نه دلیلی داره؟؟بعد باز میگه شبی است سرشار از سلام سلامت رحمت
    این شب چیه که اینقدر ازش حرف زده شده قران نازل شده
    شب قدر برای هر انسانی و برای هر جامعه ای وجود داره
    شب قدر شبی است که طبق هنمان قانون تکامل تغییرات کمی باعث بروز یک تغییر کیفی در یک انسان یا یک جامعه میشه
    مثلا همان رنساس در اروپا آیا یک شبه صورت گرفت؟؟یا نه تغییرات کمی را امثال بیکن و دکارت فرانسوی بعد از آن کانت اسپینوزا مابقی فلاسفه اروپایی مهیا کردن در یک تغییر کیفی جامعه اروپا تبدیل به جامعه کنونی شد
    آیا این جامعه اروپا با جامعه چهار صد یا پانصد سال پیش زمان بیکن و دکارت یکی هست؟؟خیر بلکه تغییرات کمی و قتی بر روی هم انباشت میشه در نهایت منجر به یک تغییر کیفی در هر چیزی میشه که بعد از تغییر کیفی دیگر ماهیت جسم یا جامعه یا فرد عوض میشه
    شما یک ظرف آب را در نظر بگیر
    در درجه حرارت معمول دمای هوا مثلا 20 در جه بالای صفر است
    وقتی این ظرف آ ب را روی حرارت و گرما قرار میدی این اب در عرض چند دقیقه به صورت مکرر دمای آب تغییر میکنه بالا میره ولی تا زمانی که به صد درجه نرسیده هیچ تغییری در آب ایجاد نمیشه
    آب گرم شده تغییر کمی کرده ولی تغییر کیفی نکرده هنوز همان اب هست
    بعد از اینکه به درجه صد میرسه یک انقلاب در اب به وجود میاد از مایع تبدیل به گاز میشه تغییرات کمی باعث یک تغییر کیفی شده که ماهیت آب را تغییر داده
    جامعه و انسان هم همینطوره
    شما یک انسان بیسواد را در نظر بگیره
    میره مدرسه در میخونه میره دبیرستان میره دانشگاه چند سال درس میخونه میره در بیماستان به عنوان یک پزشکیار بعد میشه پزشک آیا این انسان همان انسان قبلی هست؟؟؟نه یک تغییر اساسی کرده از یک فرد بیسواد شده یک پزشک
    آیا این پزشک شدن یک شبه انجام گرفته؟؟خیر ؟؟بر اساس همان تغییرات کمی که در نهایت منجر به یک تغییر کیفی شده
    برای حتی از نظر مغز هم تغییراتی در او ایجاد میشه
    برای مثل چند وقت پیش دانشمندان یک تحقیقات کرده بودن روی افرادی که توی سیرک این توپهای کوچک را با دست روی هوا میندازن میگیرن(اسمش را نمیدانم چیه فکر کنم بدانی منظورم چیه)توپها بین دستها در حرکت در میان
    بعد از سر هر کدام از این دلقکهای سیرک یک اسکن گرفته بودن که دیده بودن افرادی اینکار را انجام میدن قسمتی از مغرشان رشد میکنه
    چرا رشد میکنه چون هی به اون قسمت مغز که مامور تنظیم حرکات دست محاسبه گردش توپها است فشار میاد که توان پردازش را بالا ببره بنابراین باعث رشد قسمتی از مغز میشه
    این را بهش میگن تکامل
    برای همین در سوره قدر اینقدر روی شب قدر تاکید شده
    شب قدر شبی است که انسان برای خودش و برای مسیر زندگی خودش انتخابی را انجام میده که بقیه مسیر زندگی او را تعیین تکلیف میکنه یعنی تغییرات کمی او را به مرحله ای رسانده که باید یک تغییر کیفی صورت بگیره اگر این تغییر کیفی صورت بگیره که موفق بوده اگر این تغییر کیفی صورت نگیره خب درجا زده(البته باید توجه داشته باشی که منظور من از انسان انسان با هدف است وگرنه که اکثریت قاطع مردم هیچ هدفی ندارن جز یک زندگی عادی )
    سعی کردم برای شما بسیار بسیار کوتاه انچه را که مد نظرم بود توضیح بدم

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ببین دوست عزیز توی کامنت قبلی هم گفتم شما باز هم دارید یک قیاس نادرست انجام میدید. اصولا گرم شدن آب که یک اتفاق فیزیکی هست با مدرسه رفتن و پزشک شدن و تغییرات یک جامعه سه تا پدیده مختلف هستند که اصلا قابل مقایسه نیستند. متاسفانه موضوع به این سادگی رو شما اصلا دقت نمی کنید. نکته دیگه اینه که همه چیز در حال تغییر هست ولی لزوما در حال تکامل نیست حال من نمیفهمم این چه ربطی به شب قدر داره که "انسان برای مسیر زندگی خودش انتخابی انجام میده" ؟ کلا اگر بخواهیم بی طرف حرفهای شما رو قضاوت کنیم ، در خوشبینانه ترین حالت به صحبتهای یک بچه دبیرستانی میماند که تازه از کلاس دینی دراومده باشه.

      حذف
  19. آلت تناسلی‌ خر و هر چی‌ آلت موسیقی هستش تو کون محمد بچه باز.

    پاسخحذف
  20. وقتی امام خامنه ایی در قرن 21 امر میکند که مزاج اسلام با موسیقی سازوگار نیست از محمد بیسواد عرب چه توقع داری از علی چه توقع داری محمد فقط زن دوست و مال دوست بوده و بس و مسخره هست که این بیسواد ایینی ایجاد میکند که در این قرن نور و سرعت و روشنایی بنام او و بنام اله او هزاران چنایت میکنند

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ناشناس جواب بده...
      من یه سوال دارم اگه علی بی سواد بوده چجوری قرآن رو مینوشته ؟

      حذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.