سه‌شنبه، اسفند ۲۳، ۱۳۹۰

چرا باید حقوق همجنسگرایان را به رسمیت بشناسیم؟! /بچه بازی و آزار جنسی یک کودک در اسلام آزاد است، اما رابطه با رضایت دو همجنسگرا آزاد نیست!

خلاصه:
حدیثی از امام نقی!/ وجود بچه بازی و آزار کودکان به صورت رسمی در اسلام/ ده ها سال است که از نظر دانشمندان، همجنسگرایی بیماری محسوب نمی شود/ همجنسگرایی ژنتیکی است و اصولا بیماری نیز نیست، بخشی از انسان ها به اینگونه زندگی می کنند و به این شکل تمایل به رابطه دارند./ آیا منطقی است یک انسان به دلیل  یک ژن خاص که در اختیار خودش نیز نیست،  توسط دولت کشته شود و یا به زندان فرستاده شود؟! / چرا هنوز بسیاری با همجنسگرایی مخالف هستند؟! / چرا هر چه اعضا جامعه با فرهنگتر می شوند، حقوق همجنسگرایات را بیشتر به رسمیت می شناسند؟

ده ها سال است که دانشمندان روانشناس و روانپزشک، همجنسگرایی را بیماری و اختلال روانی نمی دانند.  بر اساس آمار، قریب هفت تا ده درصد از انسان ها، همجنس گرا هستند.

برخی از پژوهش ها نشان می دهد که همنجسگرایی، منشا ژنتیک دارد(منبع)در این ژورنال های پزشکی آمریکایی می خوانیم:

Sexual orientation probably is not determined by any one factor but by a combination of genetic, hormonal, and environmental influences.

سوالی که فورا در ذهن هر انسان منصفی شکل می گیرد، این است که چرا باید یک فرد همجنسگرا، به دلیل رفتار ناشی از ژن خود، مورد بد رفتاری جامعه قرار گیرد؟!

مگر او در شکل گیری آن ژن نقش داشته است؟! خود یک انسان، در وجود آن ژن، هیچ نقشی ایفا نکرده است، اگر خدایی وجود اشته باشد، او مسول این ژن است(!)، آیا منطقی و منصفانه است که یک انسان را به دلیل وجود یک ژن (که خود در وجودش هیچ نقشی نداشته!) آزار دهند، زندانی کنند و یا  اعدام کنند؟!

چرا جوامع سنتی با همجنسگرایی مخالف هستند؟

هنوز بسیاری از ارزش های جامعه بشری، نشات گرفته از مناسبات انسان های اولیه است! در مناسبات آن دوران بسیار اهمیت داشت که زنان زودتر  حامله شوند و زودتر تعداد قبیله افزایش یابد، چون هم  نیروی کار بیشتر می داشتند و هم در مقابل خطر حمله دیگر قبایل، می توانستند از قبیله خود دفاع کنند.

صد البته که وجود افراد همجنسگرا، این شانس را کاهش می داده است و این چنین بوده که افراد قبیله، مخالفت خود را با همجنس گرایی آغاز کرده اند.

به نظر شما احمقانه نیست که ما در سال ۲۰١۲، همچنان بر اساس مناسبات آن دوران بخواهیم زندگی کنیم؟! یادمان نرود، الان قسمت عمده ای از انسان ­ها، از حاملگی جلوگیری می کنند.

چرا حق همجنسگرا بودن، ساده ترین حق هر انسانی است؟!

به نظر شما احمقانه نیست که مثلا دو انسانی که یکدیگر را نمی شناسند را مجبور به ازدواج به یکدیگر کنند؟! آیا غیر مصفانه نیست اگر دولت قانونی را بگذارد و بگوید مثلا کردها حق ازدواج با لرها را ندارند؟!

همانطوری که می بیند، دخالت در رابطه دو انسان دیگر، کار زشت و ناپسندی است، بدون هیچ شکی نقض حقوق بشر و نادیده گرفتن ساده ترین حقوق انسانی آنها و زیر پا گذاشتن همه  اصول انسانی است.

حال چطور است که دولت و یا برخی از انسان های جامعه (خصوصا افراد دیندار) به خود حق می دهند در رابطه دو انسان همجنسگرا دخالت کنند و بگویند شما چون از یک جنس هستند، حق داشتن رابطه ندارید؟! این دخالت هیچ فرقی با دخالت های بالا ندارد.

در حالی افراد دیندار به مخالفت با همجنسگرایی می پردازند و خواستار کشته شدن آنها هستند که می بینیم مثلا کشیش های مسیحی، سابقه بسیار طولانی در آزار جنسی به کودکان در کلیسا را دارند و یا می بینم که پیامبر اسلام، رسما بچه بازی می کرده است. (اینجا را بخوانید)

براستی کدام یک از این دو کار، زشت است؟! اینکه دو انسان بالغ، بر اساس عقل و بدون اینکه به دیگران ضرری برسانند، یکدیگر را دوست داشته باشند و به هم عشق بورزند و یا اینکه یک پیرمرد 54 ساله، با دختری هفت ساله رابطه جنسی داشته باشد؟! کدام یک از این دو نوع رابطه، شایسته نکوهش است و ننگ آور است؟ رابطه ای که بر اساس دوست داشتن بنا شده و یا رابطه بچه بازی که در آن کودک قربانی، تا آخر عمر دچار بحران می شود و زندگیش نابود می شود؟

به عنوان مثال، یکی از آخوندهای شیعه، که اتفاقا از سران اصلاح طلب نیز هست، به صراحت تاکید می کند که در اسلام، مجازات همجنسگرایی، مرگ است(منیع):

"ارتباط جنسي با همجنس در همه اديان ابراهيمي از جمله اسلام بشدت تقبيح و تحريم شده است. قرآن كريم با شديدترين لحن ممكن اين رويه را تحت عنوان رويه قوم لوط مذمت كرده است. علماي اسلام – اعم از اهل سنت و شيعه – در ممنوعيت شرعي و اشد مجازات همجنس بازان همداستانند. رضايت طرفين در فعلي كه نهي موكد شرعي دارد كارساز نيست. .....با صراحت مي گويم مسلماني مطلقا همجنس گرائي را بر نمي تابد و از تمامي طرق موجه براي ريشه كن كردن اين انحراف تأسف بار از جوامع انساني كوشش مي كند."
ملاها و کشیش ها، به انواع و اقسام دروغ ها و حرف های احمقانه متوسل می شوند تا بلکه بتوانند حقوق همجنسگرایان را زیر پا بگذارند، مثلا امام جمعه تهران، آشوب های لندن را ناشی از آزاد بودن همجنسگرایی در بریتانیا می دانست(منبع)!

در یک کلام، بسیار احمقانه و غیر انسانی است که بر اساس عقاید انسان های نادان ١٤۰۰ پیش، ما بخوانیم حقوق جمعیت قابل ملاحظه ای(قریب ده درصد از انسانها) را اینچنین نقض کنیم.

به عنوان حسن ختام، به این روایت از امام نقی(!)، نیز توجه فرمایید:

آورده اند که امام نقی مشغول جماع با شمقدر (شتر خود) بود و یکی از صحابه بر او وارد شد و پرسید، یا ابن رسول الله، نظر شما درباره همجنسگرایی چیست؟!

امام نقی در حالی که یکی از کنیزان نه ساله خود را صدا می زد تا به اندرونی برود و برای جماع آماده شود، پاسخ داد: ((رابطه دو انسان همجنس، کاری کاملا  غیر اخلاقی است...! ))

/-----------/داستان کوتاه:/آقای آخوند، بهتر نیست برای رابطه جنسی شخصیت، فکر جایی بهتر از حسینه باشی...!؟


احمدی نژاد: ما در ایران همجنسگرا نداریم، حداقل دیگر نداریم...! 
(اشاره به اعدام انسان ها به جرم همجنسگرایی)

۴۳ نظر:

  1. به نظر من حکومتهای دینی قدرتشون رو از مسله گناه و گناهکاری بدست میاورند به این معنی که همه گناهکارند در نتیجه همه به خدا و حکومت خدا بر روی زمین بدهکار هستند. و این بهترین ابزار سرکوب روانی هست. در نتیجه تمام تلاششون این هست که تا خصوصی ترین جنبه های زندگی همه افراد جامعه وارد بشوند و دخالت کنند و هر جایی که شد اون رو محکوم کنند. این وسط یکی از ضعیف ترین گروهها هم همجنسگراها هستند. از طرف دیگه برای اینکه مردم رو از هم جدا کنند هر گروه رو یک جوری محکوم می کنند و مورد تبعیض قرار میدهند به شکلی که شامل حال گروههای دیگه نشه. زنان، کودکان، همجنسگراها و ...

    پاسخحذف
  2. به نظر من باید با خرافات هر چه بیشتر مبارزه بشه. همانطوری که همه می دونند پدوفیل ها و قاتل ها هم جنایاتشون رو به خاطر مسائل ژنتیکی انجام می دهند. سارکوزی هم همین رو گفت. اصولا ما همه ماشینهایی بیولوژیکی و فیزیکی هستیم که اختیاری برای کارهامون نداریم و همه چیز طبق قوانین فیزیک ییش میره. این کامنت گذار هم اختیاری از خودش نداره و هر کاری می کنه و مثلا وقتی می رینه به هیکل گمنامیان دست خودش نیست. پس باید با خرافاتی مثل زندان و مکافات و عدل و اینطور چیز ها مبارزه کرد و گذاشت هر کی هر کاری دلش خواست بکنه.

    پاسخحذف
  3. گمناميان عزيز ...
    با تمام احترامي كه براي شما قايل بايد عرض كنمبا نگاه شما در خصوص كامنت فوق مخالفم.. انحراف ،‌انحرافه ...! و كار بد ،‌كار بد حالا ميخواد از هر كس بر بياد اثر و نتيجش يكيه و اونم بده..
    مثالي ميزنم محمد مسلمان شديد بيمار جنسي بوده و اميال عجيبي داشته مثا ازدواج با زناني كه جاي مادرش بودند مثلازدواج محمد 21 ساله با خديجه 48 ساله و يا ازدواج با فردي كه جاي نوه خود است مثل عايشه 6 ساله و محمد 58 ساله!! ديدي كار زشت برخواسته از ذهن بيمار نتيجش هم اين مردم مسلملن با ذهني بيمار تر..
    مبيني چقدر زشته .؟!؟. حالا اگه مسلمانان بگن خوبه ! واقعا خوبه!؟
    رفتار هاي بر اساس اخلاق ، در خور توجه است اون بايد ترويج بشه، نه ازدواج مردبا مرد

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. عزیز جان،

      تفاوت دنیای مدرن و قوانین اسلامی، استفاده از عقل است!

      در اسلام، بر اساس گفته های محمد می خواهند جامعه را اداره کنند و خوب و بد را مشخص کنند،اما در جامعه مدرن برای تشخصیص خوب و بد تنها از مغز خود استفاده می کنند.

      ضمنا،

      چه کسی گفته همجنس گرایی انحراف است؟!

      بچه بازی راه این دلیل غیر اخلاقی می دانند که پای یک کودک در میان است.
      یعنی یک کودکی که شعور لازم برای تشخیص درست از غلط را ندارد، قربانی می شود. آثار روحی و جسمی بسیار وحشتناکی نیز بر کودک دارد.

      اما رابطه دو بزرگسال که همجنسگرا هستند، تنها بر اساس رضایت و خواسته طرفین است. هیچ اثر بدی نیز ندارد.

      همجنسگرایی هیچ مخالفتی با اخلاق ندارد.

      دیدن این ویدیو را به شما توصیه می کنم:

      ویدیو با زیرنویس فارسی/ سم هاریس:چه کسی می تواند و باید که ارزش های اخلاقی را تببین کند؟یک روحانی یا یک دانشمند ؟

      http://gomnamian.blogspot.com/2010/05/blog-post_579.html

      حذف
  4. اسكار وايلد چنين ميگفت قبري را ديديم كه مقبره يك كهنه سربازي بود ..رويش نوشته بود وقتي 5 نفر انسان را در جنگ جهاني دوم كشتم به من مدال دادند و گفتند قهرمان!! وقتي دومر را دوست داشتم با آنها رابطه جنسي داشتم مرا كشتند!!
    ببينيد ما نبايد بحث را وارد قضاوت كنيم درست ....هواي نفس و اميال انساني دراي ناستي و كشش هائيست كه داراي رويكردهاي متفاونت است .. حس جنسي بر خلاف تصور يك ابزار بازي و تفريح نيست بلكه مقدس است ..بنابر اين خواسته طرفين ،ملاك و ادله اثبات و استدلال نيست !.شايد دونفر باهم توافق كنند و شهري را به آتش بكشند..
    علوم عقلي و اومانيستي نيز حاوي مسير و هدف است بنابر در حيطه شناخت از خود عمل ميكند كه اينهم همانطور كه در شرق و غرب ميبينيم كاركردهايي دال بر زوال كياست انساني بود پس اينمهم دليلي بر سنجش موضوع بر اساس حقيقت نيست.
    فرض كنين دو فرد هم جنس يا نه غير همجنس از هر طريق باهم شادند آيا اين شادي ملاك تعيين مسير است؟!
    پس حقيقت چيست ..
    ؟
    انتخابهائي كه مادر طول زندگي انجام ميدهيم ...داراي رويكردهائيست ..هرچقدر از خود دورشويم احساس اندوه شكست و اضمحلال بيشتر تجربه ميشود مثل انفكاك و گسستگي غرب
    هرچه بر هواي نفس و احساسات حيواني پافشاري شود سقوط و وحشيگري بيشتر به چشم ميخورد مثل جهان اسلام...
    رفتارهاي غريضي بدون معنويت چه در غرب و چه در شرق چيزي جز تبديل كردن انساني به حيواني خونخوار ندارد .
    به نظر من تفاوت دنياي مادي با يوتيپيا در عقل نيست بلك در مسير فرزانگيست..

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. حرف زدن این دکتر من رو بیاد آخوند بالا منبر میندازه، موضوع به این سادگی که داره میگه این طبیعت انسان هستش که بعضی ها همجنس گرا میشوند، و از طرفی هیچ گونه ضرری واسه اجتماع هم نداره، دکتر با نوشتن چند جمله سرشار از مغلطه میخواد این حقیقت رو نفی کنه! دکتر شما علوم غیبیه میخونید دیگه نه ؟ چندتا کلمه تو این انشاتون هست که اگه میشه واسه ما بیسواد ها توضیح بدین لطفا ۱- هوای نفس ۲- مقدس ۳- کیاست انسانی ۴- انفکاک ۵- احساسات حیوانی ۶- معنویت ۷- يوتيپيا . دکتر جدا توصیه میکنم که از این به بعد اسم خودت رو بذاری آخوند .در ضمن حیوان خونخوار به اون معنا که کلمه ی خونخوار به کار میره وجود نداره و حیوانات فقط از روی غریزه و جهت زنده ماندن شکار میکنند.

      حذف
    2. دکتر جان،
      چند نکته را باید بدانید:

      یک-
      انسان و دلفین ها، تنها موجوداتی هستند که از حس جنسی برای لذت استفاده می کنند،
      دقیقا درست است، حس جنسی برای لذت است، وگرنه برای بچه دار شدن می توان از لقاح مصنوعی هم استفاده کرد و زن و مرد یکدیگر را نبیند.

      دو-
      قیاس شما درباره اینکه دو نفر بیایند و شهری را به آتش بکشند، قیاس مضحکی است(با پوزش!)،
      گرامی،
      وقتی دو نفر شهری را به آتش می کشند، به اموال و جسم دیگران آسیب می زنند، رابطه جنسی دو نفر بر اساس رضایت یکدیگر، کجا به دیگران آسیب می زند؟!
      این مثال شما خیلی بی انصافی است...!!


      سه-
      من در لندن زندگی می کنم، در قلب غرب(!)،
      می شود بفرماییی چرا من این انفکاک و گسستگی را نمی بینم؟!
      چرا امار تجاوز، آزار دیگران و جنایت در ایران و دیگر کشورهای اسلامی چند برابر غرب است؟!

      چهار-
      این معنویتی که شما می گویی چیست!؟
      قران خواندن؟!
      پیروی از یک شخصی به نام محمد بن عبدالله که پرونده بچه بازی دارد؟!

      حذف
  5. رابطه دو انسان بالغ و آزاد کار غیر اخلاقی نیست چون انسان مالک بدن و زندگی شخصی خود است و در چهارچوب مالکیت خود می تواند "هر کاری" بکند خارج از این چهارچوب به دلیل اصطکاک منافع و آزادی ها قوانین دموکراتیک باید در مواردی که اصطکاک وجود دارد تعیین تکلیف کنند و در سایر موارد اصل بر آزادی باشد، وقتی شما مالک یک اتاق باشی و روی دیوار اتاق نقاشی دیواری بکنی این کار غیر اخلاقی نیست ولی وقتی کسی بیاید دیوار دیگری را رنگ کند این کار غیر اخلاقی است. و این رنگ کردن دیوار مردم کاری است که دقیقا مخالفان همجنس گرایان انجام می دهند به این صورت که می خواهند سلیقه و سبک زندگی خود را به دیگری تحمیل کنند، این کسان هستند که به خود اجازه می دهند به سبک زندگی و روابط خصوصی دیگران دست درازی کنند، و با این کارشان به همجنس گرایان آسیب وارد می کنند. این کار است که غیر اخلاقی است نه همجنس گرایی.
    استدلال در مورد اینکه همجنس گرایی یک پدیده انتخابی نیست از ین جهت مطرح نمی شود که هرچیز که غیر انتخابی و بیولوژیک و مادرزادی باشد می تواند آزادانه عمل شود بلکه از این جهت است که در مقابل استدلال کسانی بیان می شود که می گویند اگر همجنس گرایان را آزاد بگزاریم همه جامعه همجنس گرا می شود گویی همجنس گرایی چه چیز مقبول همگان و خواستنی و برای همگان دلپذیری است که اگر آزاد شود همه هجوم می آورد و دگر جنس گرایی را رها می کنند و همجنس گرا می شوند! جالب تر این است که بعضی از این افراد ادعا می کنند همجنس گرایی بر خلاف فطرت انسان است ولی دیگر توضیح نمی دهند که چگونه است انسان بنااست تا آزاد شود بر خلاف فطرت خود عمل کند.
    وقتی رفتاری به دیگران آسیب می زند چه بیولوژیک و مادر زادی باشد چه هر عامل دیگری داشته باشد واضح است که کسانی که در خطر آسیب هستند از خود دفاع می کنند حالا چه این پدوفیلی باشد که به کودکان آسیب وارد می کند و چه همجنس گرا ستیزی، بعضی تحقیقات نشان می دهد که homophobia یا همجنس گرا هراسی هم مانند سایر phobia ها ممکن است دلایل بیولوژیک داشته باشد ولی این توجیه کننده این نیست که کسانی بخواهد بر این پایه به همجنس گرایان آسیب وارد کنند.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. عزیز جان،
      سپاس از کامنت شما،
      فقط یک نکته اضافه کنم که پدوفیلیا یا بچه بازی، به صورت ژنتیک به کسی منتقل نمی شود.

      اما یکی از نکاتی که باعث می شود فرد بچه باز شود، این است که خود در کودکی مورد آزار قرار گرفته باشد...! لذا می بینم که بچه بازی، خود باعث نشر یک جنایت است!

      حذف
    2. البته با این توضیح که پدیده های ژنتیکی لزوما قابل انتقال از والد به فرزند نیستند و طیفی از بیماری های ژنتیکی غیر وراثتی داریم. تحقیقاتی نشان داده که عوامل ژنتیکی در پدوفیلیا و کشش جنسی به کودکان موثر است، متاسفانه منابع دم دست ندارم.
      ولی مورد تجاوز قرار گرفتن بخصوص در کودکی می تواند رفتار جنسی و اجتماعی افراد را به صورت بسیار گسترده و مخرب تغییر دهد و این با گرایش ذاتی تفاوت دارد.

      حذف
  6. "بر خلاف تصور يك ابزار بازي و تفريح نيست بلكه مقدس است"
    شما هیچ شایستگی برای تعیین امور مقدس و غیر مقدس ندارید. مسلمانان هم می گویند قرآن مقدس است. حرف شما همان قدر ارزش دارد که حرف آنها.
    معنویت و ماوراء طبیعه و مقدسات و اعتقادات و اسلام و هر اسم دیگری که بر این مفاسد فکری گذاشته شود همواره مایه جنگ و تباهی و وحشیگری و توجیه کننده ظلم و بی عدالتی بوده و تبعیض و خواهد بود. من فکر نمی کنم کسی با "واژه" "اسلام" دشمن باشد، زدن برچسب مقدس و نامقدس بر روی دیدگاه ها چه به نام اسلام باشد چه به نام سایر فرقه ها منحط مانند مسیحیت، بودیزم و زرتشتی گری تفاوتی ندارد.

    پاسخحذف
  7. من هنوز نفهمیدم چرا بچه بازی یک جنایت است؟ بچه که خوب و بد را نمی فهمد، به کجای دنیا بر می خورد اگر در یک عمل جنسی شریک شود؟‌ و حتی در طی این عمل بمیرد؟‌ (در اینصورت تنها مقداری ملکول از هم جدا می شوند) در ضمن اگر بچه بازی ژنتیکی نیست، خودتان اقرار کردید که به خاطر مسائلی که در بچگی برای بچه باز پیش آمده است و خود اختیاری در آن ندارد. خودتان بر اساس علوم اجتماعی اینرا ثابت کردید که به طور آماری بچه باز ها متاثر از آنچه در کودکی بر آنها رفته است هستند نه اینکه بر اساس طینت خبیثی دست به "جنایت" بزنند. پس طبق همان استدلالی که برای همجنسباز ها کردید بگذارید آنها نیز کار خود را بکنند و انقدر در آزادی فردی مردم دخالت نکنید.

    در ضمن می گویید بچه ها نمی فهمند و بزرگ ها می دهمند. پس بگذارید بزرگ ها (از جمله همان بچه باز ها) که می فهمند برای خوب و بد بچه ها تصمیم بگیرند. چه کسی به شما اجازه داده که برای سایرین تصمیم بگیرید؟ بر چه اساسی؟‌آیا شما نماینده "مغز" در زمین هستید؟‌

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. زنگ خطر ناشناس دوم جوابی است برای طرفداران همجنسگرایی وشخص گمنامیان بود.(در ضمن می گویید بچه ها نمی فهمند و بزرگ ها می دهمند. پس بگذارید بزرگ ها (از جمله همان بچه باز ها) که می فهمند برای خوب و بد بچه ها تصمیم بگیرند. چه کسی به شما اجازه داده که برای سایرین تصمیم بگیرید؟ بر چه اساسی؟‌آیا شما نماینده "مغز" در زمین هستید؟)اگرهمجنسگرایی آزاد باشد هیچکس درامان نیست به نظر مامسلمانان اینکه می گویندهمجنسگرایی ژنتیکی است‌
      یک حقه ی کثیف برای توجیه یک عمل زشت وکثیف است.شیوع چنین عمل شنیعی برای ارضای امیال نفسانی درجوامع به اصطلاح پیشرفته دست دولتها را بسته ومجبوربه قانونی کردن آن نموده در صورتی که دراسلام که دین پاکی ودرستی است این عمل حرام وبسیار زشت است .

      حذف
    2. اینکه گمنامیان ودیگردوستداران همجنسگرایی وهمجنسبازی به غلط می گویند اسلام باپدوفیلی مخالفتی ندارد یک تهمت ناروا است واز نا آشنایی بااسلام سرچشمه می گیرد.دراسلام عملی غیر ازازدواج قانونی پذیرفته نیست وارتکاب به آن جرم وگناه محسوب می شود.

      حذف
  8. اینجا را بخوان تا ببیینی چرا بچه بازی جنایت است:

    پدوفیلی چیست و چرا جنایت بزرگی است؟ / چرا در اسلام با پدوفیلی بازی مخالفتی نشده است؟
    http://gomnamian.blogspot.com/2011/05/blog-post_377.html



    واکنش کودکانی که مورد آزار جنسی افراد پدوفیل قرار می گیرند، بسیار متفاوت است و شامل بازه گسترده ای از ترس و وحشت گرفته تا گیجی و منگ شدن و یا لذت مفعول بودن را شامل می شود.

    شواهد آماری نشان می دهد که کودکان قربای افراد پدوفیل ، شانس بسیار کمتری دارند که در بزرگسالی زندگی معمولی داشته باشند و معمولا تبدیل به افرادی مشکل دار در جامعه می شوند.



    بررسی های تحقیقی نشان می دهد که کودکان پسری که قربانی افراد پدوفیل می شوند، در بزرگسالی یا به یک مجرم و بیمار جنسی تبدیل می شوند و یا خود به کودک آزاری اقدام می کنند. (منظور از بیمار جنسی مردانی است که به زنان تجاوز می کنند).

    همچنین بررسی ها نشان می دهد که دخترانی که مورد تجاوز قرار می گیرند،احتمالا در بزرگسالی به سمت فاحشگی کشیده می شوند.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. جواب شما نیز مشخص تر از آنی است که بخواهم بدهم!

      در همجنسگرایی، دو انسان با رضایت و با خواست خودشان، وارد یک رابطه می شوند و از آن لذت می برند.
      نه برای خودشان و نه برای دیگران هم ضرری ندارد!

      اما در بچه بازی، اصولا آن کودک سن و شعور تصمیم گیری ندارد، بدنش از نظر فیزیکی آماده تماس جنسی نیست و آزار می بیند.
      از نظر روحی نیز رابطه جنسی برای کودک مانند یک فاجعه است.
      یعنی در این شکل رابطه، زندگی یک انسان نابود می شود.

      حذف
  9. مگر فاحشگی بد است؟ مقداری ملکول از یک طرف به یک طرف دیگر می روند و مقداری مولکول دیگر به سمت مقداری ملکول دیگر کشیده می شوند. در ضمن این مسائل مثل ترس و وحشت و گیجی و ... همه تخلیات و خرافات قدیمیان است. دلیل علمی برای اینها پیدا نشده. کسانی مثل دانیل دنت و راماچاندران از طریق علمی ثابت کرده اند که وجدان و خود آگاهیووو تنها یک خیالی است که مغز ما برای ما آنرا می آفریند و حاصل تکامل است. اصلا زندگی معمولی یعنی چه؟ زندگی معمولی را دیکتاتور ها در مغز ما فرو کرده اند تا به وسیله آن پدوفیل ها و فاحشه ها را بیمار جنسی خوانده و آنها را به بند بکشند.

    منطق تو دوری است. من می گویم طبق منطق و جرم و بیماری وجود ندارد، تو می خواهی ثابت کنی پدوفیلی "جرم یابیماری" است چون در بزرگسالی قربانیان آن "مجرم یا بیمار" می شوند. تو اول وجود "جرم یا بیماری" در برابر "زندگی معمولی" را ثابت کن، بعد بیا ادعای جرم کن.

    همنجسباز ها هم افراد مشکلدار در جامعه هستند. نرزخ خودکشی همنجسباز ها ۴ برابر افراد معمولی است. یک مرد همجنسگرا معمولا بیش از ده ها جفت دارد (مقایسه با افراد دگر جنس گرا). پس همجنس باز ها هم با "افراد معمولی" جامعه فرق دارند. تقصیر آنهاست یا تقصیر جامعه که آنها را سرکوب می کند؟

    پدوفیلی، قتل، دزدی، فاحشگی، دیکتاتوری، ... هم به همین صورت. قذافی چه جرمی کرده بود؟‌مقداری ملکول به طور تصادفی در لیبی به دور هم جمع شدند و تحت تاثیر شرایط و به خاطر آنچه در کودکی دبر او رفته بود و براساس تصادف روزگار به حکومت رسید و یک کارهایی کرد. نسل بعدی لیبیایی ها هم به همین ترتیب. کسانی هم مثل تو که فکر جدیدی می کنند به همین ترتیب تحت شرایط محیط و ژنتیک چیزی می نویسند فکر می کنند ایده های خودشان است. من هم به همین ترتیب. همه چیز طبق قوانین علمی پیش می رود و هَچ قضاوتی نمیتوان کرد. پس سر تا پای حرفهای این وبلاگ بی معنی است، مگر اینکه تو نقطه شروع غیر دوری خودت را برای من معین کنی.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. اگه اینجا نزدیک من بودی یک چاقو تو اون ماتحتت فرو میکردم و چندتا از مولکول هاتو جابه جا میکردم تا معنی جابجایی نا خواسته ی مولکولی رو بهتر درک کنی.

      حذف
  10. در پاسخ به ناشناس آخر:‌دیدید طاقت یک بحث منطقی رو هم ندارید. هزار تا ادعا می کنید (از هر طرف، چه حکومتی، چه ظد حکومتی) آخرش همتون چاقوکشید. خلایق هر چه لایق.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. شما پرسش منطقی بپرس تا جواب منطقی بگیری. در هر صورت این هم پاسخ:
      1- "من هنوز نفهمیدم چرا بچه بازی یک جنایت است؟"
      مبنای درست و نادرست و مجاز و ممنوع بودن رفتار این است که اولا مبنا بر آزادی است مگر در جایی که رفتار بر روی انسان های دیگر تاثیر می گذارد یا به عبارتی آزادی های انسان ها با هم اصطکاک پیدا می کند در اینجا قوانین انسانی حد و مرز آزادی در اینگونه رفتار ها را مشخص می کند.
      دلیل اینکه عمل جنسی با کودک نمی تواند مجاز شناخته شود این است که رفتار جنسی با کودکان به کودک آسیب وارد می کند.
      در اینجا می توانید در این مورد و آسیب های وارده مطالعه کنید :
      http://iranlgbtwiki.com/wiki/%D8%B3%D9%88%D8%A1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D9%88_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%B2_%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF_%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86

      2- "در ضمن می گویید بچه ها نمی فهمند و بزرگ ها می دهمند. پس بگذارید بزرگ ها (از جمله همان بچه باز ها) که می فهمند برای خوب و بد بچه ها تصمیم بگیرند."

      افراد بزرگسال نمی توانند تصمیمی که به کودک آسیب می زند بگیرند، برای مثال ختنه دختران، سوزاندن یا هر رفتار دیگری که به کودک آسیب وارد کند از جمله رفتار جنسی. تصمیم گیری برای کودکان فقط مسئولیت و حق سرپرستان کودک و در صورتی که سرپرستان کوتاهی یا اشتباه کنند مسئولیت جامعه و حکومت است، نه هر فرد بزرگسالی.

      کودک تا زمانی که به بلوغ برسد نمی تواند مالکیت بدن خود را مانند سایر مالکیت های دیگر نظیر ملک مسکونی یا هر گونه سرمایه به صورت کامل تصاحب کند. در درجه اول سرپرستان کودک و اگر سرپرستان کوتاهی کنند حکومت مسئولیت حفاظت از کودک را تا زمانی که به رشد کافی برای اداره خود برسد را بر عهده دارند. در رابطه جنسی با کودکان، یا کودک راضی به این رابطه نیست که در این صورت کاملا واضح است که فرد بزرگسال حق آسیب زدن به کودک را ندارد، یا کودک خود رضایت دارد که در این صورت به دلیل خطر آسیب دیدن، سرپرستان وظیفه دارند از کودک حفاظت کنند پس در این مورد حق تصمیم گیری نمی تواند با کودک باشد و باید سرپرستان که خانواده و قانون باشند مانع شوند که در کشور های متمدن چنین می کنند.
      تنها کسانی حق آسیب رساندن به خود را دارند که به سن بلوغ رسیده باشند و بتوانند مالکیت های خود را به صورت کامل و بدون شراکت سرپرست اداره کنند.

      3-
      "مگر فاحشگی بد است؟"
      فاحشگی، یا تن فروشی در صورتی بد است که افراد به آن وادار شده باشند، فاحشگی همان قدر بد است که کارگرانی مجبور شوند در یک کارخانه در آسیب مواد شیمیایی قرار بگیرند و انتخاب دیگری نداشته باشند. در صورتی که فردی مایل به تجارت بدن خود نباشد که در بسیاری موارد چنین است مجبور شدن به انتخاب این شغل می تواند آسیب های عمیق به او وارد کند، پس جامعه باید تلاش کند افراد مجبور به کارهایی که به آنها آسیب وارد می کند و مایل به انجام آن نیستند نباشند، و البته در صورتی که اجباری در کار نباشد افراد باید آزاد باشند که این شغل را انتخاب کنند (منظور از اجبار قرار دادشتن در وضعیت دشوار اقتصادی یا اجتماعی است به صورتی که فرد برای ادامه زندگی انتخاب های دیگری پیش رو نداشته باشد).
      4-
      "در ضمن این مسائل مثل ترس و وحشت و گیجی و ... همه تخلیات و خرافات قدیمیان است."
      ترس و وحشت و گیجی، نه تخیلات هستند و نه خرافات بلکه عملکردها و واکنش های مغز هستند که بسیار هم واقعی و قابل مشاهده از طرق مختلف و قابل اندازه گیری و تحقیق هستند.
      5-
      "زندگی معمولی را دیکتاتور ها در مغز ما فرو کرده اند تا به وسیله آن پدوفیل ها و فاحشه ها را بیمار جنسی خوانده و آنها را به بند بکشند."
      دیکتاتور ها عموما نه تنها سوء استفاده از کودکان و بردگی جنسی را به بند نکشیده اند بلکه خود زمینه ساز این مسائل بوده اند، نمونه اش در کشور های اسلامی مشهود است.

      حذف
    2. 6-
      "من می گویم طبق منطق و جرم و بیماری وجود ندارد"
      جرم (توجه داشته باشید اینجا از "جرم" صحبت می شود نه "مجرم") رفتاری است که آزادی دیگران را سلب می کند و به دیگران آسیب وارد می کند. قوانینی که به صورت دموکراتیک تعیین شده در چنین مواردی مشخص می کند که کدام یک از این رفتار ها که تاثیر فرا فردی دارند باید محدود شوند. رفتار هایی که تاثیر آن محدود به فرد یا افراد آزاد و مختار و بالغی است که در آن شراکت دارند نمی تواند مجرمانه شناخته شود.
      جرم یک برچسب است که انسان ها به رفتار های می چسبانند و نوعی نام گذاری است. منطق نمی تواند نام گذاشتن بر چیزی را رد یا تائید کند، برای مثال می توان یک درخت در خیابان را نشان کرد و گفت این درخت شماره 12 است، منطق نمی تواند چنین چیزی را رد کند مگر اینکه گفته شود به این دلایل این درخت باید درخت شماره 12 نامیده بشود در این صورت منطق می تواند وارد شود و بگوید از این مقدمات این نتیجه حاصل نمی شود ولی خود نام گذاشتن بر چیز ها نمی تواند منطقی یا غیر منطقی باشد بلکه صرفا یک رفتار انسانی است، جرم هم یک واژه است که از زبان انسان بیرون می آید، منطق نمی تواند آن را رد کند، منطق می تواند بگوید مثلا این تعریفی که از جرم شده همخوانی با این عمل دارد یا ندارد نه اینکه یک واژه خام و بی تعریف را در زبان انسان را رد کند. پس فقط می توان گفت منطقا این رفتار با این تعریف از جرم مطابقت دارد یا ندارد نه اینکه منطقا جرم وجود دارد یا نه بدون اینکه تعریفی از جرم داده شده باشد (کاری که شما انجام داده ای).

      7-
      "نرزخ خودکشی همنجسباز ها ۴ برابر افراد معمولی است."
      چنین آماری صحت ندارد

      8-
      "یک مرد همجنسگرا معمولا بیش از ده ها جفت دارد (مقایسه با افراد دگر جنس گرا)."
      چنین چیزی صحت ندارد، (ادعا های مکرر بی اساس شما بدون ذکر منبع معتبر)

      9-
      "پس همجنس باز ها هم با "افراد معمولی" جامعه فرق دارند. تقصیر آنهاست یا تقصیر جامعه که آنها را سرکوب می کند؟"
      متفاوت بودن نمی تواند مبنای سرکوب قرار بگیرد، چه این تفاوت در رنگ پوست باشد چه گرایش جنسی یا هر چیز دیگر.

      10-
      "قذافی چه جرمی کرده بود"
      قذافی این جرم را کرده بود که به دیگران آسیب های بسیار وارد کرده بود.

      11-
      "مقداری ملکول به طور تصادفی در لیبی به دور هم جمع شدند و تحت تاثیر شرایط و به خاطر آنچه در کودکی دبر او رفته بود و براساس تصادف روزگار به حکومت رسید و یک کارهایی کرد."
      علت وقوع جرم نمی تواند در هیچ صورت توجیه کننده جرم باشد، علت وقوع جرم فقط می تواند در اینکه ""مجرم"" چه کسی است و چه کسی مسئولیت جرم را بر عهده دارد تاثیر گذار باشد، برای مثال کشتن افراد یک عمل مجرمانه است ولی اگر فردی در اثر تصادف و بدون اینکه قصدی داشته باشد و بدون اینکه کوتاهی در نکات ایمنی کرده باشد کسی را بکشد با اینکه عمل کشتن مجرمانه است ولی در چنین مورد فرد عامل مجرمشناخته نمی شود، در مورد لیبی و قذافی و افرادی که جنایات در لیبی را مرتکب شدند این کار را با آگاهی و تعمدا انجام داده اند پس اگر جلیوشان گرفته نشود به رفتار خود ادامه می دهند و به این دلیل که دیگران مایل نیستند به صورت مستمر در معرض آسیب دیدن از سوی این افراد باشند جلوی آنها را می گیرند و آنها را به عنوان مجرم مجازات می کنند تا امنیت و آزادی خود را محقوظ بدارند بی توجه به اینکه دلیل این رفتار ها جمع شدن مولوکول تعبیر شود یا هر چیز دیگری.

      12-
      "همه چیز طبق قوانین علمی پیش می رود و هَچ قضاوتی نمیتوان کرد."
      پیش رفتن همه چیز طبق قوانین علمی نمی تواند توجیه کننده عدم امکان قضاوت کردن باشد. برعکس قوانین علمی می تواند با توضیح و روشن کردن مسائل به قضاوت کمک کند، مبنای قضاوت در موارد مختلف متفاوت است برای مثال برای قضاوت در مورد کارآیی اقتصادی یک کارخانه یک سری معیار وجود دارد و برای قضاوت در مورد یک تابلوی نقاشی معیار های متفاوت. در مورد جرم بودن و نبودن رفتار های انسانی مبنای اصلی آزادی است. به این معنی که سنجیده می شود چه چیز آزادی دیگر انسان ها را برای موارد مختلف برای مثال زنده بودن، مالکیت، شادی ... محدود می کند و چه چیزی نمی کند. علم در همه این موارد کمک کننده در قضاوت است نه مانع قضاوت.

      حذف
    3. عزیز من که حرف غیر منطقی نزدم بلکه کاملا با منطق خودت باهات صحبت کردم و این راه پیشنهادی من تنها راه درک جابجایی مولکولی از طرف شماست (اون وقته که متوجه میشی بعضی از مولکول ها نباید جابجا بشن )و حالا که بنده پیشتون نیستم میتونید خودتون یک چاقو تهیه کنید و کمی از مولکول های ماتحت گرانقدر رو جابجا کنید ممنون.

      حذف
    4. عزیز من که حرف غیر منطقی نزدم بلکه کاملا با منطق خودت باهات صحبت کردم و این راه پیشنهادی من تنها راه درک جابجایی مولکولی از طرف شماست (اون وقته که متوجه میشی بعضی از مولکول ها نباید جابجا بشن )و حالا که بنده پیشتون نیستم میتونید خودتون یک چاقو تهیه کنید و کمی از مولکول های ماتحت گرانقدر رو جابجا کنید ممنون.

      حذف
    5. عزیز من که حرف غیر منطقی نزدم بلکه کاملا با منطق خودت باهات صحبت کردم و این راه پیشنهادی من تنها راه درک جابجایی مولکولی از طرف شماست (اون وقته که متوجه میشی بعضی از مولکول ها نباید جابجا بشن )و حالا که بنده پیشتون نیستم میتونید خودتون یک چاقو تهیه کنید و کمی از مولکول های ماتحت گرانقدر رو جابجا کنید ممنون.

      حذف
  11. سپاس از همجنسگرای عزیز،
    بابت جواب های مستدل و زیبایش

    پاسخحذف
  12. یک مورد منطقی و دو مورد آماری را متذکر می شوم.

    ۱. جرم را طبق" آسیب" تعریف کردید. ولی هنوز جواب من را ندادید. قذافی چه مسوولیتی داشت؟ می گویید اعمالش را با "آگاهی" انجام داده بوده، ولی همانگونه که گفتم دنت و سایرین ثابت کرده اند که آگاهی وجود ندارد. شما اول اختیارو آگاهی او را ثابت کنید، سپس برای او مسوولیت بتراشید. حال اگر او آسیب رسانده یا نرسانده، بله، سیستم به آسیب واکنش نشان می دهد چون بر اساس تکامل آن سیستم هایی پایدار شده اند که به آسیب واکنش نشان می دهند ولی چون این واکنش سیستم تنها از روی قوانین فیزیکی و شیمیایی است به آن اندازه در موضع اخلاقی بالاتری نسبت به "آسیبرساننده" هست که یک ماشین که از سر بالایی به سرپایینی حرکت می کند در موضع اخلاقی بالاتری نسبت به سنگی هست که در مسیر آن قرار دارد. هیچ کس اینجا از خامنه ای و قذافی اخلاقا بهتر نیست. تنها این دو با کل سیستم ناسازگار ترند. این واقعیت علمی است که از آن فرار می کنید و هنوز در پی قضاوت اخلاقی و توجیه بیهوده ایدئولوژیک رفتار به اصطلاح انسانی هستید.

    (این هم جواب ناشناس عاشق چاقو کردن در ماتحت که من واکنش دفعی سیستم به عمل بچه باز را نفی نکردم، بلکه مسوولیت بچه باز را نفی کردم و سیستم من به خاطر اینکه در اختیار من نیست به من اجازه چنین کاری که شما توصیه می کنید را نمی دهد به همین دلیل ساده که من بر اساس قوانین فیزیکی و شیمیایی کار می کنم و بی اختیار ادامه مسیر می دهم نه بر اساس توجیهات احمقانه اخلاقی شما (از جمله این توجیه احمقانه که برای دادن درسی به خودم باید درد بکشم!)

    ولی حالا این دو مورد آماری

    ۱. نرخ خودکشی در همجنسگرایان "جوان" اینجا:

    http://en.wikipedia.org/wiki/Suicide_among_LGBT_youth

    خوب حرف خودم را در همین حد اصلاح‌ می کنم، نه بیشتر.

    ۲. حرف خودم را راجع به تعداد جفت های همجنسگرایان مرد هم اصلاح می کنم. حرف من آماری بود که بد نوشتم. دقیقش ظریف تر از آنست که به نظر می رسد-به علت رفتار عده خاصی از همجنسگرایان مرد، معدل تعداد جفتها برای همجنسگرایان مرد از دگرجنسگرایان مرد بالاتر می رود. اینجا:

    http://www.nejm.org/doi/full/10.1056/NEJM199410063311407#R10


    f heterosexually active adults in the general population, about 20 percent of men have had 1 sexual partner during their lives, 55 percent have had up to 20 partners, and about 25 percent have had 20 or more partners11. Some older studies conducted before the epidemic of the acquired immunodeficiency syndrome (AIDS) indicated that homosexual men were more likely than heterosexual men to have had a very large number of sexual partners14. More recent population-based studies have found this to be relatively uncommon. For instance, Fay et al.10 found that of men who had homosexual contact after the age of 20, almost all had 20 or fewer homosexual partners in their lifetimes. Of 1450 men in the sample, only 2 were reported to have had 100 or more same-sex partners10. The inconsistency in the data on the number of sexual partners of homosexual men probably reflects flaws in the sampling techniques of the earlier studies (e.g., recruiting subjects in gay bars) and their completion before the human immunodeficiency virus (HIV) epidemic. The overlap between gay and heterosexual men with respect to the number of partners is considerable, although a small subgroup of gay men have had sex with a great many more partners than almost any heterosexual men.



    ۳. و اثر مورد ۲ در گسترش ایدز(‌هر چند تئوری که می گوید این آقا عامل اصلی انتقال بوده فرض غلطی بوده):

    http://en.wikipedia.org/wiki/Ga%C3%ABtan_Dugas

    پاسخحذف
  13. جناب گمنيان ميشه گفت گفتمان شما و دوستانتان حقيقتا تاسف بار بود!
    اولا از اين به بعد بنا بر توصيه دوستان اسم بنده آخوند است
    دوما بنده خارج از ايران درس خواندم
    سوما اگر شما رشد معنوي را با سيره پيامبر اسلام يك مميدانيد بد فرم ،در اشتباهيد !!
    چهارما بحث تكس و كانتكست است .. اگر دونفر با يك تصميم ،‌تاثيري بگذارند اين كنش به واكنش اجتماعي مبدل ميشه .. اگر مبنا لذت و لذت جوئي تمامي انحرافات اصول عقلي غير از "بچه بازي ياهمون پدو فيليا" موجه و مورد تائيد خواهد بود مثل اعتياد به مواد مخدر و يا مازوخيست و يا ساديسم چون اين هم فرد راضي خدا از لذت فرد راضي و گور پدر ناراضي...!

    در ضمن حرف زدن potatis منو ياد شكنجه گر رژيم اسلامي، " لاجوردي ملعون " ميدازه به ايشان پيشنهاد ميكنم ازاين به بعد اسم خود را بگذارند شكنجه گر!!

    جناب گمناميان بحث بچه بازي محمد را خود من اعلام كردم ...لطفا كامنت مرا با دقت بخوان بعد خواستي وارذد قضاوتش كن!

    من گفتم يك سري از اعمل انسان وادار ميكنه بجاي مسئوليت وارد دورِ‌باطلي بشيم كه فاقد كاركردهاي رشد معنوي ،‌رشد معنوي اون چيزي نيست كه شما ترجمه ميكنيد..رشد معنوي درسي است كه يك لايف تايم خواهيم گرفت ...

    پاسخحذف
  14. دکتر جان،
    من آماده بحث با شما هستم،
    دقیقا بگو به کجای نوشته من ایراد داری، تا من پاسخ بگویم، اینجا کمی شلوغ شده، من نم دانم کدام کامنت مال شما است و کدام کامنت نیست.

    پاسخحذف
  15. http://www.narth.com/docs/whitehead.html

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. 1-
      "ولی هنوز جواب من را ندادید. قذافی چه مسوولیتی داشت؟"
      مسئولیت قذافی این بوده است که قذافی با "آگاهی" از آسیب های وارده از رفتارهایش و با انتخاب آزادانه و آگاهانه خود به دیگران آسیب رسانده بود.
      2-
      "می گویید اعمالش را با "آگاهی" انجام داده بوده، ولی همانگونه که گفتم دنت و سایرین ثابت کرده اند که آگاهی وجود ندارد."
      من عبارت " با آگاهی از" را به معنی "...Knowing" بکار برده ام. مغز انسان توان دریافتن نتیجه حاصل از مقدمات را دارد، برای مثال من آگاهی دارم یا می دانم که وقتی چهار کلید و-ا-ژ-ه را روی صفحه کلید پشت سر هم فشار می دهنم نتیجه حاصله این خواهد بود که در این صفحه "واژه" اضافه شود. این پدیده مختص انسان نیست حتی ماشین ها هم می توانند آگاهی داشته باشند، آنتی ویروس من آگاهی دارد که برای مثال فلان الگو می تواند ویروس باشد و بر این اساس عمل می کند و این عمل قابل مشاهده است. عکس العمل های ناشی از دانستن یا آگاهی داشتن ثابت کننده وجود آگاهی است. ماهیت "آگاهی داشتن از (چیزی)" داشتن اطلاعات لازم و کافی در مورد مقدماتی است که به نتیجه مشخص ختم می شود. شما هم با ردیف کردن "اسامی" افراد نمی توانید رعب و وحشت ایجاد کنید و استدلال خود را پیش ببرید اگر شما با استدلالی آشنا هستید که وجود آگاهی را رد می کند آن استدلال را پیش ببرید.
      3-
      "ولی چون این واکنش سیستم تنها از روی قوانین فیزیکی و شیمیایی است به آن اندازه در موضع اخلاقی بالاتری نسبت به "آسیبرساننده" هست که یک ماشین که از سر بالایی به سرپایینی حرکت می کند در موضع اخلاقی بالاتری نسبت به سنگی هست که در مسیر آن قرار دارد. هیچ کس اینجا از خامنه ای و قذافی اخلاقا بهتر نیست."

      خارج از موضوع صحبت کرده اید، صحبت بر سر جرم بوده، اینکه اخلاق چیست و بر اساس چه تعریفی از اخلاق چه چیزی اخلاقی و غیر اخلاقی است بحث کاملا مجزایی است، این بینش درون دینی است که پایه جرم را اخلاق قرار می دهد، من جرم را خارج از تعریف اخلاق تعریف کرده ام. این روشی که شما بکار برده ای روش گسترش موضوع بحث به منظور فرار از استدلال های مطرح شده است یا به عبارتی زدن به صحرای کربلا. من وارد دام تعریف اخلاقیات نمی شوم چون مبحث طولانی است. اگر از اول به جای جرم بر روی اخلاق مانور داده بودید من هم در چهار چوب تعاریف و استدلال های مربوط به اخلاقیات پاسخ می نوشتم.

      4-
      "http://en.wikipedia.org/wiki/Suicide_among_LGBT_youth"

      شما نوشته بودید
      "نرزخ خودکشی همنجسباز ها ۴ برابر افراد معمولی است."
      بدون هیچ قید و شرط دیگری، در یان صفحه که پیوند داده اید نزدیک ترین چیزی که به ادعال شما نوشته شده این است :
      "A U.S. government study, titled Report of the Secretary's Task Force on Youth Suicide, published in 1989, found that LGBT youth are four times more likely to attempt suicide than other young people."

      در متن بر خلاف نظر اول شما چند قید وجود دارد:
      الف - A U.S. government study، تحقیق در آمریکا بوده
      ب - published in 1989 تحقیق در 23 سال پیش به "منتشر" شده.
      این آمار نه تنها امروز در آمریکا صحت ندارد، بلکه در همان ربع قرن پیش هم که این تحقیق انجام شده این آمار در کشور های دیگر نظیر سوئد، آلمان و تائیلند صحت نداشته. پس عبارتی که نوشته بودند نادرست است.

      حذف
    2. 5-
      "حرف من آماری بود که بد نوشتم. دقیقش ظریف تر از آنست که به نظر می رسد-به علت رفتار عده خاصی از همجنسگرایان مرد، معدل تعداد جفتها برای همجنسگرایان مرد از دگرجنسگرایان مرد بالاتر می رود. "

      این دیگر شاهکار است، شما رفتید گشتید یک متنی را آوردید که نه تنها سخن شما را رد می کند بلکه خلاف آن را مدعی است! من خودم چنین متنی کنار دست نداشتم که تا این حد خلاف ادعای شما باشد.
      "Fay et al.10 found that of men who had homosexual contact after the age of 20, almost all had 20 or fewer homosexual partners in their lifetimes"
      از طرفی :
      "heterosexually active adults in the general population, about 20 percent of men have had 1 sexual partner during their lives, 55 percent have had up to 20 partners, and about 25 percent have had 20 or more partners"

      خب این متن می گوید تغیربا تمام مردان همجنس گرای مورد تحقیق کمتر از 20 شریک جنسی داشته اند در صورتی که 25 درصد مردان دگرجنس گرا بیش از 20 شریک جنسی داشته اند!
      خب حالا چه باید برداشت کنیم؟

      6-
      "و اثر مورد ۲ در گسترش ایدز(‌هر چند تئوری که می گوید این آقا عامل اصلی انتقال بوده فرض غلطی بوده)"
      حد اقل اطلاعات "ویکی پدیایی" را درست مطرح کنید :
      Dugas became notorious as the !!! ALLEGED !!! patient zero for AIDS
      -
      Dugas had !!! CARRIED THE VIRUS OUT OF AFRICA !!! and introduced it into the Western gay community

      خلاصه مطلب این است که به یک فرد اتهام (بدون مدرک "ALLEGED") زده می شود که ویروس اچ آی وی را از افریقا وارد جامعه همجنس گرایان مرد در آمریکا کرده.
      به اضافه اینکه مورد 2 که این مورد را به عنوان اثر آن مطرح کرده اید می گوید مردان دگرجنس گرا تعداد شرکای جنسی بیشتری دارند، حال معلوم نیست اثر مورد 2 بر این مورد چیست؟!
      -
      حالا چه؟ می خواهید بیایید بگوید آسیب را تعریف کنید یا خود "تعریف" را تعریف کنید؟

      حذف
    3. این از قلم افتاد :
      7-
      "http://www.narth.com/docs/whitehead.html"

      NARTH یک سازمان مسیحی مخالف همجنس گرایان است که ادعای هایش مکررا از سوی مجامع علمی معتبر نظیر APA و همچنین محققان مستقل رد و اقشا شده.

      حذف
  16. همجنسگرای عزیز. روش کات اند پیست شما جواب نمی دهد. من به تمام موارد جزئی که شما برای مچگیری در متن خود آورده اید اشاره کردم.

    حرف خود را در مورد تعداد جفت ها با توجه به اینکه معدل تعداد جفت همجنسگرایان به علت وجود همجنسگرایان با تعداد جفت بسیار بالاست اصلاح‌ کردم ولی بی توجه به بحث اصلی که نشان می دهد رفتار جنسی حداقل بعضی از همجنسگرایان از معدل رفتاری افراد معمولی بسیار فاصله دارد می خواهید مچگیری کنید.

    می گویید تحقیق مورد نظر در آمریکا انجام شده نه در تایلند. خوب، آمریکا برای گفتن اینکه همجنسگرایی بیماری نیست مرجع است، برای گفتن اینکه خودکشی در جوانان همجنسگرا زمانی بالا بوده مرجع نیست؟‌ حالا اگر تایلند نرم است پس توریسم جنسی و فآحشگان زیر ۱۴ سال هم نرم هستند. اتفاقا آمار آمریکا مهم هستند چون این مباحث در آمریکا بیشتر جریان دارند و اثرات اجتماعی خود را نشان می دهند.

    این هم نتیجه تحقیق در سویس
    http://www.swissinfo.ch/eng/Home/Archive/Suicide_risk_higher_among_young_gay_people.html?cid=7397544



    می گویید NARTH سازمان مسیحی است که نیست. تعدادی از روانشناسان آمریکایی که با عقاید حاکم در مورد همجنسگرایان موافق نیستند آنرا ایجاد کرده اند و البته با سازمانهای مذهبی (یهودی، مسیحی، الخ) ارتباطاتی هم دارند. منبع من هم ویکیپدیاست.

    http://en.wikipedia.org/wiki/National_Association_for_Research_%26_Therapy_of_Homosexuality


    لطفا کات و پیست و مچگیری نکنید چون من تمام مقاله را خوانده ام. شما را به کلمه "سکولار" ارجاع می دهم. در ضمن اینکه اقلیتی از روانشناسان آمریکایی با تصمیم جامعه روانشناسان آمریکا برای حذف همجنسبازی از بیماریهای روانی مخالفند مثل روز روشن است. عجیب اینجاست که به دلایل ایدئولوژیک "مذهب خرافی مدرن" سانسور و سرکوب می شوند.

    در مورد Dugas مسئله اینکه او بیمار اولی که ویروس را از آفریقا به آمریکا آورده است را که من هم نفی کردم، چیزی که شما با مهارت پنهان می کنید این قسمت متن است:

    though he is now more accurately regarded as one of many highly sexually active men who spread HIV widely before the disease was identified.

    اکنون او به طور دقیقتری به عنوان یکی از مردان از نظر جنسی بسیار فعالی که ویروس ایدز را پیش از شناسایی آن پخش کردند شناخته می شود. (لینک مقاله علمی مورد نظر که بر اساس تحقیقات بالینی و پرسو جو از بیماران به این شخص رسیده بودند هم هست.) در ضمن من داستان این شخص را بار اول از زبان یک گروه بسیار لائیک بسیار لیبرال فرانسوی که در مورد ایدز آگاهی می دانند شنیدم. می توانم بپرسم چرا این قسمت از مقاله را در پاسخ خود پوشش ندادید و سعی کردید با دادن آدرس نامربوط آن را پنهان کنید؟‌
    من اگر لینکی می گذارم، کات اند پیست نمی کنم و انتظار دارم خوانندگان همه آنرا با همه بالا و پایین هایش بخوانند. شما با این شامورت بازیها تنها پیشزمینه های ایدئولوژیک ذهن خود را نشان می دهید که به جای بررسی واقعیات و پرس و جو به مذهب جدیدی رو کرده آنرا کورکورانه پیروی می کنید.

    ببینید. من به شخصه قبول ندارم که همجنس بازی بیماری است. ولی بحث ها یی که امروزه در گرفته و افرادی با مشتهای گره کرده به شعار دادن علیه این و آن می پردازند اصلا اساسی وعلمی نیستند و رفتار آنها یاد آور چپی های زمان انقلاب ایران و آخوندهای حکومتی امروز است که جز آنکه حرف آنها را قبول داشت سایرین را پای دار می خواستند. در یک دانشگاه نزدیک محل زندگی من جامعه دانشجویان GLBT با راهپیمایی خواستار حذف یک غذا فروشی از فود کورت دانشگاه شد به این دلیل که این غذا فروشی به یک سازمان مسیحی ضد قانون ازدواج همجنسگرایان کمک مالی کرده بود. اگر سیستم اینها را چک نکن روزهای بدتری هم در راه خواهد بود. سوال من اینست:‌آیا همجنسگرا ها از ویروسی که به مغز انصار حزبالله افتاد ایمن هستند؟‌


    تنها حرف من این بود که [تعدادی از] همجنسگرا ها رفتار متفاوتی با انسانهای معمولی دارند. این یک مسئله آماری است و من اینجا قضاوت اخلاقی نکردم. حتی در متن اول نوشتم که این تفاوت ها ممکن است به علت سرکوب باشد که شما نفهمیدید و با عصبانیت جواب دادید. تا دیروز همجنسگرا ها مورد انواع تهمت ها و سرکوب ها بودند. حال امروزه قرعه بد به نام پدوفیل ها خورده است. همه تحقیقات نشان می دهند که همه هر غلطی می کنند به دلایل ژنتیکی است پس باید گذاشت آنچه می کنند انجام دهند به غیر از پدوفیل و قاتل بدبخت که ناگهان تاثیری از ژنهای خود نمی گیرد با آگاهی کار خود را انجام می دهد.

    پاسخحذف
  17. منظور من از آگاهی "خود آگاهی و اختیار منتج از آن" بود نه آنچه شما آگاهی می خوانید که در حقیقت سازگاری وضعیت یک سیستم بیو-الکترونیک با جهان بیرون است.
    استدلال من برای نبود اختیار واضح است: انرژی و ماده بر اساس قوانین فیزیکی و شیمیایی عمل می کنند و حالت سیستم در قدم اِنُم به علاوه عامل تصادف آماری یا کوانتومی حالت سیستم در قدم اِن+۱ را مشخص می کند. من و شما و واژه هایی که می نویسیم هم جزو این سیستم فیزیکی و شیمیایی هستیم. حال اگر شما احساس "آگاهی" می کنید نا مربوط است، چون این آگاهی ؛شما برای شما اختیار به بار نمی آورد.
    به عبارت دیگر ممکن است آگاهی شما از اینکه اگر واو الف ژ ه را بنویسید کلمه واژه پدید می آید علت اینکه شما آنرا می نویسید باشد ولی در حقیقت هم این آگاهی و هم نوشتن شما معلول چیز دیگری هستند و این آگاهی تنها پس از اینکه حالت کل سیستم شما را به اینجا کشانده که قرار است این واژه را بنویسید در شما پدید می آید تا شما را به نوشتن آن مجبور کند. جالب اینجاست که همین سیستم گاهی آگاهی کاذب هم به وجود می آورد به این معنی که افرادی با تصور چیزی که "مخالف با واقع" است دست به کاری می زنند. ظاهرا گاهی این آگاهی به سود کننده کار است و گاهی آن ناآگاهی و الا تکامل هر دو صورت را نگاه نمی داشت.

    خوب، پس برگردیم به اصل حرف شما. می گویید قذافی می دانست که اعمالش موجب درد و رنج می شوند و با این حال آنها را انجام می داد، پس مجرم است. من می گویم داستان پیچیده تر از این حرفهاست. قذافی اعمالی را انجام داد که سیستم جهان مادی به او تحمیل کرده بود. آگر واقعا این آگاهی را داشت که این اعمال موجب درد و رنج می شوند(چون ممکن است فاقد empathyبوده باشد) این امکان وجود دارد که مغز او این آگاهی را به سود انجام آن اعمال "سانسور" کرده باشد. در هر صورت مسوولیتی متوجه او نیست. تنه اشمایی که از درد و رنج متنفرید به توست این سیستم به اینجا کشیده سدهاید که برای بقای خودتان از سیستمی که او را مجرم اعلام کرد حمایت کنید. اگر فردا تعداد قاتلینو قذافیهای ژنتیکی ی اسادومازوزیست ها بیشتر شوند ، سیستم را به نفع خود خواهند گرداند. مثل ایران امروز.


    به هر حال اگر می خواهید مرا از این مخمصه در بیاورید به این جواب بدهید. قبول دارید که هر چه در جهان اتفاق می افتد حاصل واکنشهای شیمیایی و فیزیکی بین ماده و انرژی است؟ قبول دارید که ماده و انرژی از قوانین مشخصی پیروی می کنند؟‌ قبول دارید که مغز یک ماشین فیزیکی، شیمیایی و الکتریکی است که مثل یک کامپیوتر طبق برنامه ریزی مشخصی که به آن داده شده (در کودکی)‌ و طبق مقتضیات سخت افزاری خود و تاقسمتی با توجه به عامل تصادفی که در جهان موجود است عمل می کند؟‌ ممکن است به من بگویید اختیار انسانی کجاست که بخواهد آگاهانه یا غیر آگاهانه عمل کند؟‌ آنتی ویروسی دیده اید که بر خلاف خواست برنامه نویس عمل کند؟‌

    آنتی ویروس مجبور به نابود کردن ویروس است، شما هم مجبور به نوشتن حروف کلمه واژه چون فعل و انفعالات مغز شما آنرا به اینجا کشانده است. حال این نوشتن اسبابی دارد که داشتن آگاهی جزو این اسباب است. اینکه قذافی نسبی به نتایج اعمال خود آگاه بود یا نه به معنی که شما می گویید هیچ تاثیری در این نمی گذارد که قذافی بود و حاصل فعل و انفعالات فیزیکی بیلیون ها سال بود و چیز دیگری جز قذافی نمیتوانست بود. آیا مسوولیتی برای انجام کارهایی که کرد داشت؟‌ ، تنها چیزی که اتفاق افتاد این بود که در بازی تکامل شکست خورد چون با بقیه سیستم سازگاری نداشت. همجنسباز ها هم روزی مورد سرکوب سیستم بودند (و تقصیر کسی نبود) و امروز در این بازی تکامل وضع بهتری دارند
    (البته اگر خودداری آنها از تولید مثل-اگر همجنسبازی ژنتیکی است- به انقراض نسل آنها نیانجامد) . امروز هم قرعه به نام قاتلین و پدوفیل ها افتاده چون سیستم آنها را به دلایل واضح دوست ندارد. شاید روزی که سادومازوخیسم از فهرست بیماری ها حذف شود (فیلمهای پورن آن که هست و ظاهرا رفتار "پورن" در همه جا در حال شیوع است) هم حقی به قاتلین و پدوفیل ها بدهیم که قربانی سیستم بوده اند. مگر آن آقای آلمانی نبود که دوست خود را خورد؟ آیا کار او "جرم" بود؟‌ ظاهرا به دوست خود "آسیب" رساند، ولی اگر دوست خورده شده آنجا بود شاید چیز دیگری به شما می گفت.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. 1-
      "حرف خود را در مورد تعداد جفت ها با توجه به اینکه معدل تعداد جفت همجنسگرایان به علت وجود همجنسگرایان با تعداد جفت بسیار بالاست اصلاح‌ کردم ولی بی توجه به بحث اصلی که نشان می دهد رفتار جنسی حداقل بعضی از همجنسگرایان از معدل رفتاری افراد معمولی بسیار فاصله دارد می خواهید مچگیری کنید. "
      شما اصلاحی انجام ندادید، نخست یک ادعا کردید که منبع نداشت :
      "یک مرد همجنسگرا معمولا بیش از ده ها جفت دارد (مقایسه با افراد دگر جنس گرا)."

      سپس با استناد به یک منبع ادعا کرده اید که:
      "معدل تعداد جفتها برای همجنسگرایان مرد از دگرجنسگرایان مرد بالاتر می رود"

      در این صفحه ای که شما لینک کردید :
      http://www.nejm.org/doi/full/10.1056/NEJM199410063311407#R10
      چنین مطلبی "نوشته نشده". هیچ جا ادعا نشده که معدل تعداد جفتها برای همجنسگرایان مرد از دگرجنسگرایان مرد بالاتر است یا پایین تر است، در مقاله چیزی که بشود از آن چنین برداشتی کرد وجود ندارد. در جایی نوشته شده:
      although a small subgroup of gay men have had sex with a great many more partners than almost any heterosexual men
      از این جمله آن عبارتی که شما نوشته اید را نمی توان استخراج کرد، روشن نشده که آیا تعداد روابط جنسی این زیر مجموعه کوچک می تواند میانگین را از مردان دگرجنس گرا بیشتر بکند یا نمی تواند. بنابر این ادعای شما بی اساس است.
      شما نه تنها در ادعای اول اصلاح نکردید بلکه با ارجاع به متنی که چنین برداشتی از آن نمی شود سعی داشته اید که همان ادعای اول را به اثبات برسانید.

      2-
      "می گویید تحقیق مورد نظر در آمریکا انجام شده نه در تایلند. خوب، آمریکا برای گفتن اینکه همجنسگرایی بیماری نیست مرجع است، برای گفتن اینکه خودکشی در جوانان همجنسگرا زمانی بالا بوده مرجع نیست؟‌ حالا اگر تایلند نرم است پس توریسم جنسی و فآحشگان زیر ۱۴ سال هم نرم هستند."

      من دو نکته را اشاره کرده ام نکته دوم این است که آن آمار مربوط به 23 سال پیش بوده است وقتی که گفته می شود "آمار چهار برابر است" این جمله در زبان فارسی مربوط می شود به زمان حال اگر یک رخداد یا موضوع امتدادش در زمان حال قطع شده باشد ما در فارسی از "بوده است" استفاده می کنیم نه "است". آمار های جدید در آمریکا چنین رقمی را نشان نمی دهد.
      این ادعا که "آمریکا برای گفتن اینکه همجنسگرایی بیماری نیست مرجع است" بی اساس است.
      مرجع آن است که افراد و موسسات متخصص متعدد با رعایت اصول علمی در موردی تحقیق کنند و نتیجه را اعلام کنند. اینکه این تحقیقات در ژاپن انجام شود به هیچ وجه مرجعیت کمتری از اینکه در آمریکا انجام شود ندارد، من انگلیسی بلد هستم پس به مراجع انگلیسی رجوع می کنم اگر ژاپنی یا آلمانی بلد بودم به منابع آنها رجوع می کردم.
      شما نوشته اید که:
      "حالا اگر تایلند نرم است پس توریسم جنسی و فآحشگان زیر ۱۴ سال هم نرم هستند."
      اینجا بحث بر سر نرم بودن یا نبودن نیست بحث بر سر این است که شما نوشته اید آمار خود کشی همجنس گرایان چهار برابر است. این عبارتی که شما نوشته اید شامل همه همجنس گرایان می شود از همجنس گرایان ایران گرفته تا همجنس گرایان چین تا همجنس گرایان زیمباوه. بنابراین برای اینکه روشن شود شمار خودکشی همجنس گرایان چهار برابر است باید آمار جهانی ارائه کنید نه آمار آمریکا.
      اگر نوشته بودید آمار خودکشی "در آمریکا" چهار برابر "بوده است" من جواب دیگری به شما می دادم یا اگر می نوشتید آمریکا معیار است من جواب دیگری به شما می دادم، ولی شما چنین چیزی ننوشتید و من هم جوابی دادم که متناسب با ادعای شما بود.

      3-
      "این هم نتیجه تحقیق در سویس"
      این تحقیق در سوئیس هم نشان نمی دهد آمار چهار برابر است یا حتی چیزی نزدیک به چهار برابر است. به اضافه اینکه در همین تحقیقی که آوردید دلایل زیاد تر بودن (نه چند برابر بودن) آمار ذکر شده است.

      حذف
  18. ربط مورد دو به مورد سه هم واضح بود اگر مقاله را سانسور نمی کردید:

    Dugas is described as being a charming, handsome sexual athlete who, according to his own estimation, averaged hundreds of sex partners a year. He claims to have had over 2,500 sexual partners across North America since becoming sexually active in 1972.[3]


    خود این شخص ادعا کرده بوده که در عمرش بیش از ۲۵۰۰ همخوابگی داشته است. یکی از مواردی که آن گروه فرانسوی مطرح کرد این بود که احتمال می دهند که او ویروس ایدز را به بیش از ۲۰۰ نفر در سراسر جهان منتقل کرده باشد (چون مهماندار هواپیما هم بوده بسیار به سفر می رفته).

    اینهم قسمت دیگری از مقاله که ببینید مسئله مربوط‌نه همجنسگرا ها می شده، نه دگر جنسگرا ها:

    Genetic analysis of HIV provides some support for the Patient Zero theory. Dugas is now believed to be part of a cluster of homosexual men who traveled frequently, were extremely sexually active, and died of AIDS at a very early stage in the epidemic.6

    هر چه را انکار کنید، این مسئله بدیهی علمی و تاریخی را نمی توانید انکار کنید که بیماری ایدز
    در ابتدا به عنوان بیماری همجنسگرایان شناخته شده بود، چون اکثر بیماران کشف شده اولیه پیش از شیوع ویروس در کل جامعه همجنسگرایان مرد بودند. چه دلیلی برای این واقعیت پیشنهاد می کنید؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. 4-
      "می گویید NARTH سازمان مسیحی است که نیست. تعدادی از روانشناسان آمریکایی که با عقاید حاکم در مورد همجنسگرایان موافق نیستند آنرا ایجاد کرده اند و البته با سازمانهای مذهبی (یهودی، مسیحی، الخ) ارتباطاتی هم دارند. منبع من هم ویکیپدیاست. "

      ویکی پدیا منبع معتبر نیست.

      5-
      "لطفا کات و پیست و مچگیری نکنید چون من تمام مقاله را خوانده ام. شما را به کلمه "سکولار" ارجاع می دهم."

      مقاله ای در کار نیست که شما خوانده باشید یا نه، ویکی پدیا دانش نامه آزاد است نه منبع معتبر. مطالب نوشته شده در این صفحه عموما به سایت خود NARTH ارجاع شده! یعنی منبع ادعاهای مطرح شده در این صفحه خود NARTH است!
      NARTH یک سازمان کاملا مسیحی است (حتی یهودی هم نیست و ارتباط سیستماتیک هم با نهاد های یهودی یا غیره ندارد)، مدارک ارتباطات مالی و غیر مالی در این زمینه هم بارها افشا شده بنده هم مطالعه کرده ام ولی اکنون دم دست ندارم، اگر حوصله داشته باشم و لازم باشد می توانم یک مقاله در اینباره بنویسم.

      6-
      "می توانم بپرسم چرا این قسمت از مقاله را در پاسخ خود پوشش ندادید و سعی کردید با دادن آدرس نامربوط آن را پنهان کنید؟‌ "
      به این دلیل که این بخش از مقاله تائید کننده ادعای شما نیست. عجیب است که باید توضیح واضحات بدهم ولی در هر صورت می دهم :
      شما نوشته بودید :
      "و اثر مورد ۲ در گسترش ایدز(‌هر چند تئوری که می گوید این آقا عامل اصلی انتقال بوده فرض غلطی بوده):"
      مورد 2 مورد اشاره در این نوشته بالا این بوده است که یک ادعای بی پایه کرده بودید که :
      "یک مرد همجنسگرا معمولا بیش از ده ها جفت دارد (مقایسه با افراد دگر جنس گرا)"
      و نتوانستید منبع برای این جمله ذکر کنید. منبعی که آوردید به هیچ صورت نشان نمی دهد شما روابط جنسی یا میانگین شمار روابط جنسی با احتساب یا بی احتساب گروه کوچکی از همجنس گرایان که چنین و چنان می کنند از دگر جنس گرایان بیشتر است.
      به هر حال با این پیش فرض غلط، شمار بالاتر روابط جنسی را موثر در گسترش ایدز دانسته اید. به هر حال با در نظر گرفتن این مقدمات انتظار می رود صفحه Dugas نشان دهد که همجنس گرایان نقش برجسته در گسترش ایدز داشته اند.
      حالا با استناد به این جمله :
      though he is now more accurately regarded as one of many highly sexually active men who spread HIV widely before the disease was identified
      می گویید چرا من به این جمله اشراه نکرده ام، به این دلیل اشاره نکرده ام که در این جمله این فرد به عنوان "یکی" از مردان بسیار فعال جنسی نام برده شده و معلوم نیست که دیگر مردان بسیار فعال جنسی همجنس گرا بوده اند یا نبوده اند پس این جمله نمی تواند هیچ گونه تاثیری بر نتیجه گیری در مورد نقش همجنس گرایان در گسترش ایدز داشته باشد. پس نمی تواند در راستای برآورده کرده انتظاری که خواننده ارجاع شده از سوی شما به آن صفحه دارد باشد. پس به آن اشاره نکرده ام.

      7-
      "شما با این شامورت بازیها تنها پیشزمینه های ایدئولوژیک ذهن خود را نشان می دهید که به جای بررسی واقعیات و پرس و جو به مذهب جدیدی رو کرده آنرا کورکورانه پیروی می کنید. "
      ادعای های بی اساس

      8-
      "ولی بحث ها یی که امروزه در گرفته و افرادی با مشتهای گره کرده به شعار دادن علیه این و آن می پردازند اصلا اساسی وعلمی نیستند"

      اینکه دیگران مشت گره کرده باشند یا نکرده باشند یا سخنان دیگران علمی باشد یا نباشد نه وجاهتی به سخن شما می دهد و نه آن را توجیه علمی می کند.

      9-
      "تنها حرف من این بود که [تعدادی از] همجنسگرا ها رفتار متفاوتی با انسانهای معمولی دارند."

      خیر تنها حرف شما این نبوده است، شما یک سلسله از ادعاها و پرسش ها نوشته اید.
      شما از اینجا شروع کرده اید :
      "این کامنت گذار هم اختیاری از خودش نداره و هر کاری می کنه و مثلا وقتی می رینه به هیکل گمنامیان دست خودش نیست."
      و ادامه داده اید :
      "من هنوز نفهمیدم چرا بچه بازی یک جنایت است؟"
      و ادامه داده اید :
      "پدوفیلی، قتل، دزدی، فاحشگی، دیکتاتوری، ... هم به همین صورت. قذافی چه جرمی کرده بود؟‌""

      حذف
    2. ====
      من فکر می کنم به اندازه کافی به شما پاسخ داده ام. بقیه را عبور می کنم و به این یک مورد به عنوان آخرین مورد پاسخ می دهم.

      "ممکن است به من بگویید اختیار انسانی کجاست که بخواهد آگاهانه یا غیر آگاهانه عمل کند؟‌ آنتی ویروسی دیده اید که بر خلاف خواست برنامه نویس عمل کند؟"
      انسان ها مانند سایر اجزای جهان بر طبق قوانین فیزیک عمل می کنند، اختیار انسان به این معنی است که انسان یا هر چیز دیگری مانند نرم افزار کامپیوتر در مقابل گزینه های مختلف و ممکن برای انتخاب کردن قرار بگیرد، برای مثال نرم افزار ضد ویروس در مواجهه با یک فعالیت روی کامپیوتر می تواند در مقابل چند انتخاب ممکن فیزیکی قرار بگیرد، مثلا الف - آن فعالیت را موقتا متوقف کند، ب - آن فعالیت را لغو کند ج - کل سیستم را خاموش کند. وقتی نرم افزار مقابل انتخاب قرار می گیرد با استفاده از دانسته هایی که دارد یک گزینه را پیش رو می گیرد و انجام می دهد که همه اینها قابل پیش بینی است. در این حالت میتوان گفت ضد ویروس مختار بوده و مسئول انتخابی است که کرده و بر این اساس قضاوت می شود که آیا این ضد ویروس در مقایسه با ضد ویروس های دیگر خوب است یا نه. ولی زمانی که مثلا سیستم عامل به ضد ویروس اجازه خاموش کردن کل سیستم را نمی دهد و اجازه لغو فعالیت را هم نمی دهد پس ضد ویروس در مقابل انتخاب قرار نمی گیرد پس اختیار هم ندارد. با این توضیح که اختیار مفهومی است که در "مجرم" شناسی بکار می آید نه در "جرم" شناسی، جرم که موضوع اولی بود که مطرح کردید ربطی به اختیار ندارد، فاعل چه مختار باشد چه نباشد می تواند مرتکب جرم شود، اینکه عامل جرم را مجرم بدانیم یا نه بر می گردند به اینکه قوانین چه معیار هایی را برای شناخت مجرم تعیین کرده باشند.
      آنتی ویروس نه بر خواست برنامه نویس عمل می کند (که این آرزوی برنامه نویسان است) نه بر خلاف خواست برنامه نویس، آنتی ویروس مانند هر چیز دیگر بر اساس قوانین فیزیک عمل می کند، اختیار هم در چهار چوب قوانین فیزیک تعریف می شود نه خارج آن.

      حذف
    3. فقط یک جمله می توان گفت :این سایت واقعا سرکاری ومسخره است.

      حذف
  19. ۱. پس معتقدید که یک صندلی هم اختیار دارد، چُون در برابر شکسته شدن پایه آن طبق قوانین فیزیکی عمل می کند و و با استفاده از وظعیت فیزیکی که در آن قرار دارد (که آنرا می توا به دانسته های نرمافزار تشبیه کرد)‌ می تواند بیافتد یا نیافتد (که همه اینها قابل پیش بینی است) و در این حالت می توان گفت که صندلی مختار بوده و مسوول انتخابی است که کرده (افتادن یا نیافتادن) و بر این اساس قضاوت می شود که آیا این صندلی در مقایسه با صندلی های دیگر خوب است یا نه. پس What's the fuss ما انسانها با صندلی ها فرقی نداریم، یا به قول شما با برنامه های ضد ویروس فرقی نداریم. آیا از اینکه برنامه ضد ویروس کامپیوتر خود را پاک می کنید دچار عذاب وجدان می شوید؟ در این صورت آیا آزادی او را صلب نمی کنید؟ (چون برنامه ای که اختیار و آگاهی دارد، لابد آزادی هم دارد.) او به شما چه آسیبی رسانده که او را از صفحه روزگار محو می کنید؟‌ چون او هم مانند هر انسان دیگری 'اگاهی" و "اختیار" دارد، با محو او به او آسیب می رسانید.

    آلبته شاید روزی هم دور نیست که بر طبق تکامل آنتی ویروسها و برنامه های کامپیوتری به آن درجه از قدرت دسترسی پیدا کنند که شما را تهدیدی برای ادامه بقای خود ببینند. در آن روز بنا را بر مجرم شناختن شما برای این جنایات فجیعی که انجام دادید خواهند گذاشت و وقت را به فحش و فحشکاری به نسل انسان سپری کرده، احتمالا بسیاری از ما را به زندان خواهند فکند یا در مدیاها ترور شخصیتی خواهند کرد که چرا برنامه های آنتی ویروس را پاک کردیم.

    بازی با کلمات را بس کنید. کدام انتخاب؟ مگر تمام حرکات بر اساس قوانین فیزیکی اتفاق نمی افتند؟ انتخاب کجا بود؟‌ اگر همه چیز بر اساس قوانین فیزیکی است، همه چیز جبری و تصادفی است. نه اختیاری هست نه انتخابی.

    ۲. بفرمایید اینجا هم افراد و موسسات متخصص متعدد با رعایت اصول علمی در موردی تحقیق کرده و نتیجه را اعلام کرده اند، ببینید چه شامورتی بازی راه انداخته شده و چقدر همه کارها به صورت علمی پیش می رود واصلا مقاصد و غرایز سیاسی و در پشت همه آنها قوانین فیزیکی نه در کارهای APA نه در حرفهای علمی شما و گمنامیان دخالت ندارند. این سیرک مسخره فلسفه بافی و توجیه عقلی کارهایی که می کنید را جمع کنید و ببینید که همه چیز بازیچه دست همان قوانین فیزیکی اند و ما بقی فقط توجیه و فلسفه بافی بیهوده برای کاریست که دست ما و شما نیست. این شما و این سیرک دانشمندان و موسسسات مختلف علمی و غیره که یک مقاله علمی در دفاع از بچه بازی را به دلایل ایدئولوژیک نمی پسندند و خر صاحبش را نمی شناسد.

    http://www.mhamic.org/rind/

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. میل جنسی درانسان اگر مهار نشود حد ومرز نمی شناسد اگرقوانین خدایی رعایت نشود وبی ایمانی وبه اصطلاح آزادی جنسی شیوع پیدا کند بزرگ وکوچک وهمجنس ودگر جنس نمی شناسد فقط کافی است به قول همجنسگرایان (منحرفان)طرفین راضی (منحرف یا بیمارجنسی)باشند .آنوقت است که دیگر به قول ناشناس دوم خر (سگ)صاحبش را نمی شناسد.مطلب دیگراینکه: این کامنتهای مسخره جزبازی با کلمات چیزی نیست.

      حذف
  20. ممجنس بازی نه تنها با هدف خلقت انسان و فیزیولوژی و نیازهای آن مطابق نیست وجود ژن همجس گرایی و به دنیا آمدن با آن توهمی غیر علمی و شیطانیست و این عمل از حقوق حیوانی هم پست تر است چه رسد به حقوق بشر و دو نفر منحرف جنسی که بی ایمان به آیات تورات و انجیل و قرآن هستند و کافر به حقائق الهی و هرچند آخرت سعادتمندی ندارند در دنیای کثیفشان به بشریت و جامعه انسانی هم ظلم میکنند. دو همجنس باز که هر دو از هم راضی به سلامت جامعه و رفتار اطرافیان آسیبهای فراوان میزنند که جای بحث دارد اما نه ادیان که حقوق بشر حکم میکند نگذاریم حقوقشان همجنس انسان سالم قانونی شود و به جامعه بشری که ما نیز جز کوچک آن هستیم و موثر بر ماست ظلم کنند.

    پاسخحذف
  21. همجنس بازی یک قانون مخالف با قانون خلقته
    شما اگه فقط به خالق(خدا) اعتقاد داشته باشی(نه به پیامبر و امام و غیره) میفهمی که یه اصل مخالف با خلقته
    مثل اینه که تو گشنت باشه فقط آب بخوری و یا تشنت باشه فقط غذا بخوری
    خب خدا که مرد و زن رو این قدر منظم برای سکس آفریده واسه چی باید مخالفش عمل کرد
    مثله قطبه n و s آهن رباست ،دو قطب هم نام همدیگر رو دفع میکنند حالا تو زوری میتونی به هم بچسبونیشون به شرط اینکه ماهیتشون رو عوض کنی،انسان هم همین طور باید ماهیت انسانی رو عوضکنی تا با قوانین مخالفت کنی


    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.