چهارشنبه، بهمن ۱۹، ۱۳۹۰

شورای هماهنگی سبز امید را خیانت کارانی می دانم که تنها تیغ مبارزه با رژیم را کند می کنند...!مفاهیم با ارزشی چون دمکراسی و یا مبارزه را بدنام نکنید..!

لابد شنیده اید که شورای هماهنگی سبز امید، درخواست کرده که روز بیست و پنجم بهمن ماه، درخواست برگزاری تظاهراتی علیه رژیم را داده است با نام تظاهرات سکوت...!

فکر می کنم اگر جین شارپ، روش مبارزه آقایان را بشنود، بر فرق سرش شاخ سبز شود...!

شاید یکی از مهمترین خیانت های اصلاح طلبان، بدنام کردن اسم دمکراسی باشد، از طرفی مدعی مردم سالاری و جامعه مدنی هستند، یعنی از مفاهیمی چون دمکراسی اعتبار می گیرند ولی با بی شرمی تمام، دوران جلاد بزرگی چون  خمینی را دوران طلایی می دانند؛ به دیگرعبارت، با بی شرمی تمام، اینگونه القا می کنند که دوران طلایی خمینی، دوران دمکراسی بوده است و این باعث بدنامی دمکراسی می شود.

حال این روش کریه خود را به مبارزه با رژیم نیز گسترش داده اند و با اعمال خود، باعث تمسخر گرفتن تظاهرات می شوند. 

بی هیچ تعارفی می روم سر اصل مطلب و به دلایل زیر معتقدم شورای هماهنگی سبز امید، به مردم ایران خیانت می کند:

-         چگونه است که اعضای شورای مدیریت این شورا، حاضر نیستند خودشان را معرفی کنند؟!
-         طبیعی است که مردم ایران به گروهی چون شورای هماهنگی سبز امید، اعتماد نمی کنند، چه آنکه نه اعضا مشخصی دارند و نه برنامه و هدف اعلام شده ای دارند. به این دلیل یک تظاهرات نیم بند راه می افتد که تنها باعث بدنامی مبارزه با رژیم است...!
-         نبود این تظاهرات، بهتر از بودن آن است..! به دلیل اینکه تظاهرات ناموفق و بدون حضور گسترده مردم، تنها باعث می شود که رژیم مدعی شود که جنبش آزادی خواهی ایران، سرکوب شده اند.
-         شورای سبز امید، نظام جنایتکار اسلامی را در مقابل کنش های اجتماعی و فعالیت های آزادی خواهان ایرانی، واکسینه می کند.
باید خطاب به این شورای هماهنگی سبز امید، یادآور شد که وجود همین شورای هماهنگی سبز امید، در حالی که نه سیاست های آنها مشخص است و نه اسم اعضا آن مشخص است، تنها خیانت به جنبش آزادی خواهی ایران است، چرا که تنها باعث کند شدن تیغ مبارزه با رژیم می شود...!

شاید پاسخ من بدهید که آنها به عنوان فعال سیاسی و شهروند حق دارند فعالیت سیاسی داشته باشند، اما مساله  این است که این گروه، خود را نماینده جنبش آزادی خواهی مردم ایران معرفی می کنند...! 

آقای امیرارجمند، گفته است:

" ما باید سعی کنیم که هزینه ها را توزیع و شجاعت مدنی را بالاببریم."

باید به آقای ارجمند گفت دو سال پیش در خرداد ماه، سه و نیم میلیون ایرانی به خیابان آمدند، اما اصلاح طلبانی چون ایشان، مردم را به خانه های خود بازگرداندند! مردم ایران هم آماده هزینه دادن هستند و هم در شجاعت، دست کمی از مردم سوریه ندارند، اما مساله این است که مردم ایران حاضر نیستند برای اصلاح طلبان جان خود را به خطر بیاندازند. 

چرا اصلاح طلبان، از سرنگونی رژیم اینچنین وحشت دارند و هر جا فشاری مضاعف بر رژیم می بینند، پا به میدان می گذارند؟!

دو دلیل ساده وجود دارد:

-         بسیاری از این اشخاص اصلاح طلب، در سی سال جنایت رژیم آخوندی نقشی غیر قابل انکار داشته اند، آنها خوب می دانند اگر این نظام ساقط شود، بسیاری از آنها باید در دادگاه ها پاسخگوی اعمال خود باشند.
-         اصلاح طلبان به خوبی می دانند که اگر این نظام ساقط شود و یک حکومت مردم سالار بر سر کار بیاید،این اشخاص در ساختار حکومت آینده جایی نخواهند داشت، به دو دلیل ساده، یکی به سبب سابقه بد و مشارکت در جنایات رژیم و دیگری  توان مدیریتی ضعیف !



نوشته های دیگر امروز و دیروز من: 






۱۷ نظر:

  1. مردم ایران در طول 8 سال جنگ ثابت کردند که ترسو نبوده و بسیار هم شجاع می باشند ولی شورای هماهنگی که اعضای آن مثل بتمن و رابین هویت پنهانی دارند با این طرز برخورد باعث تزریق ترس در جامعه و پر رو کردن حکومت می شوند.

    پاسخحذف
  2. یک مورد دیگر استفاده حکومت از حرکات عقیم اعتراضی است. بر فرض شورای هماهنگی را برای برپایی تظاهرات تحریک می کند و بگونه ای اخبار را انعکاس می دهد که مردم داخل و خارج از کشور به روند اعتراضی امیدوار شوند و تصور کنند که مردم در حال مبارزه و پیروزی هستند در حالیکه تمام آن تنها نمایشی برای سر گرم کردن مردم دنیا است تا آنها را چند سال دیگر اینگونه بازی بدهد. بحث بر سر حضور مردم در 25 بهمن نیست بلکه بحث بر سر این است که مردم توسط شورا بازی نخورند و تا کمی مردم از تشنجات استقبال کردند دوباره مردم را به خانه هایشان نفرستد. اصولا شورای هماهنگی مرجع قابل اعتمادی برای سپردن عنان امر مهم برنامه ریزی مبارزات سیاسی نیست. مردم اگر در 25 بهمن بیرون آمدند نه برای فراخوان شورا که برای بزرگداشت یاد موسوی کروبی است.

    پاسخحذف
  3. سپاس از شما. این را هم وقت کردی بخوان گمنام جان

    http://khorshidneshan.blogspot.com/2012/02/blog-post_07.html

    پاسخحذف
  4. سلطنت طلب نیستم ولی فرق بین شورای ساختگی با شورای حقیقی را خوب می دانم! این شورا مجددا می خواهد مردم را به خیابان بکشد که دو صورت دارد یا مردم مجددا سرکوب می شوند که یاس و سر خوردگی ناشی از شکست را در پی دارد و یا اینکه دوباره جان می گیرند و تا می خواهند کار را به انجام برسانند مجددا شورا فیلش یاد هندوستان می کند مردم را به خانه هایشان می فرستد! و باز این زمان است که از دست می رود! و دو باره این مردم برای یک سال دیگر علاف و ایران عزیز ما یک قدم دیگر به ورطه نیستی و نابودی نزدیکتر

    پاسخحذف
  5. آقای امیر ارجمند! این مردم اند که در موضع قدرت هستند و نه حکومت...

    در آستانه ۲۵ بهمن، اردشیر امیرارجمند - سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید- در مصاحبه با رادیو فردا، مردم را به پیاده‌ روی سکوت فرا می‌‌خواند. ایشان می‌‌گویند:

    ما بايد فرايندهای لازم را پيدا کنيم تا به نحو بهتری اعتراضات مردم به گوش مسوولان برسد. اين می‌تواند راه های مختلف داشته باشد که يکی از راه ها تجمع است و ما بايد آن را امتحان کنيم.

    و ادامه می‌‌دهند که:

    مهم حرکت کردن در اين مسير است. در قدم اول موفقيت هر چقدر باشد در قدم‌های بعدی مکانيزم‌ها را بايد اصلاح کنيم و با قوت و قدرت بيشتری راه را طی کنيم.

    انگار جناب ارجمند حرکت بزرگ مردم ایران و حضور میلیونی آنان در خیابان را فراموش کرده اند که خود و یاران‌شان در نقش ترمز جنبش ظاهر شدند و با راهکارهای اشتباه دادن و دلسرد کردن مردم، سه سال دیگر به حکومت "احمدی نژاد‌"ها افزودند.

    گویی ایشان حوادث سه سال گذشته را فراموش کرده اند و بدون یادآوری از کشته شدگان و آسیب دیدگان جنبش، زمینه اعتراضات را محدود به سختی شرايط و مشکلاتی چون فقر و گرانی و وضعيت نابسامان اقتصادی و بيکاری می‌ دانند و سلطه ناکارآمدی در اداره کشور(!) و گسترش ناامنی و فروپاشی ارزش‌های اخلاقی. (+)

    آقای ارجمند! لحن شما چون شکست خورده ای درمانده‌ می‌ ماند که با همه ظلم‌های که به او شده، ترسان و نالان در پی‌ صحبت و معامله است که شاید ذره‌ای از حقش را جلوی‌اش بیندازند (آن هم پس از ۳ ساعت پیاده روی از ۴ تا ۷ بعد از ظهر!).

    جناب ارجمند! این را از میرزا فتحعلی آخوند زاده - آزادی خواه و روشنفکر جنبش مشروطه- بخوانید که در بیش از یک قرن پیش نوشت:

    ...لکن عاقبت با تجارب کثیره مبرهن گردیده که جمیع زحمات این صنف اشرف بشری در اعدام ظلم در مرور دهور بی‌فایده و بی‌ثمر بوده است و ظلم از جهان اصلا مدفوع نمی‌گردد و وعظ و نصیحت برای ترک آن در طبیعت ظالم هرگز مؤثر نمی‌افتد. پس قریب به اوایل قرن حال حکما و فیلسوفان و شعرا و فصحا و بلغا و خطبای سحبان‌ منش در فرنگستان مثل وولتر و روسو و مونتسکیو و میرابو و غیرهم فهمیدند که به‌جهت رفع ظلم از جهان اصلا به ‌ظالم نباید پرداخت، بلکه به‌ مظلوم باید گفت که ای خر! تو که در قوت و عدد و مکنت از ظالم به‌ مراتب بیشتری، تو چرا متحمل ظلم می‌شوی؟ از خواب غفلت بیدار شو، گور پدر ظالم را بسوز! بعد از این اعتقاد ثانوی، فیلسوفان فرنگستان تصورات جدیده‌ی خودشان را به مردم فهمانیدند. وقتی که مظلومان از اینگونه افکار عقلا واقف گشتند به یکبار همت کرده اظهار حمیت نمودند و ظالم را از میان برداشته برای آسایش و حسن احوال و اوضاع خودشان قوانین وضع کردند که هر کس از افراد ناس مباشر اجرای همان قوانین بشود اصلا به زیردستان یارای ظلم کردن نخواهد داشت. . . الان اداره و سلطنت قونستی توتسی [کنستیتوسیون] که در اکثر ممالک یوروپا موجود و معمول است نتیجه‌ی همین افکار حکماست.

    کاش امثال "ارجمند"‌ها کمی‌ از شجاعت و ایستادگی دو زندانی دربند - کروبی و موسوی- را می‌‌داشتند ولی‌ انگار تنها نامشان را یدک می‌‌کشند و بجز شعارها و برنامه‌های توخالی و بی‌ فایده، قدمی‌ مثبت بر نمی‌ دارند.

    پاسخحذف
  6. ملتی که فرق بین بی عرضه گی سیاسی و تدبیر سیاسی را نمی داند باید هم این چنین زمین گیر باشد تا خاتمی بیاید و حقشان را گدایی کند. سپاه پاسداران و خامنه ای فکر می کردند که مردم سوریه هم مثل مردم ایران هستند تا با چهار تا ترقه و رهبری داهیانه شورای سبز و خاتمی بترسند و کوتاه بیایند! ولی نه اپوزیسیون سوریه مثل اپوزیسیون ما بود نه مردم سوریه مردم ما بودند! چنان ضرب شستی به نیروهای سه گانه بشار اسد داده اند که تمام دنیا هاج و واج شده اند. اینطور که شما پیش می روید با این مسلک خاتمی اندیشی اتان تا صد سال دیگر هم نمی توانید شلوارتان را بالا بکشید و عاقبت هم مملکت را به تیر رس جنگ و هجوم خارجی خواهید داد. آنوقت خواهیم گفت مائیم طوطیان هندوستان!

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. مردم ایران شجاعت خود را قبلاً نشان داده اند. آنهایی که تا دیروز عربها را سوسمارخور می پنداشتند (که اشتباه و توهین آمیز بود)، حالا چه شده که همانها را بناگه قهرمان و سلحشور خوانده و مردم خودمان را بی عرضه و بی تدبیر می خوانند؟

      حذف
    2. من خودم از کسانی هستم که همیشه به این موضوع که عرب‌ها سوسمارخور هستن اذعان داشتم و برای خالی کردن عقده‌ی 1400 ساله‌ای در همه‌ی ما وجود داره از این عنوان برای اونها استفاده می‌کردم, ولی الان به این موضوع پی بردم که من همه‌ی عرب‌ها رو اون قشری میدونستم که الان ایران در دنیا به خاطر دشمن‌مداری دولت‌مردان‌اش معروف شده.
      نمی‌دونم چرا از تخریب و خیط کردن همدیگه لذت می‌بریم, با اینکارها نشون می‌دیم که هنوز لیاقت آزادی رو نداریم

      حذف
  7. از دشمنان برم شکایت به دوستان چون دوست دشمن است، شکایت کجا برم؟

    پاسخحذف
  8. بشخصه شخصیت خامنه ای را برشخصیت آب زیرکاه خاتمی ترجیح می دهم! او هر چه هست خودش است. با قلدری ایستاده و می گوید من اینم!

    پاسخحذف
  9. این همه سینه دراندن برای اصلاحات برای پرهیز از چنین روز شومی بود که ایران عزیزمان گرفتار آن شده است. منتهی رهبران اصلاحات ( بخوانید خاتمی و شرکا!) متوجه موقعیت خطیر تاریخی که در آن بسر می بردند نبودند و بجای پیش برد اصلاحات شروع به بازی دادن مردم کردند. میرحسین موسوی عزیز هم با درک موقعیت خطرناک کشور موقعی پا به میدان گذاشت که دیگر خیلی دیر شده بود و نوشدارو پس از مرگ اصلاحات بود. از طرفی مردم ما نیز آنگونه که باید متوجه پرتگاهی که هر لحظه بدان نزدیک و نزدیک تر می شدند نبودند و به اصلاحات به مانند یک امر تفننی نگاه می کردند و حاضر نبودند بهایی برای آن بپردازند.اگر چه رهبران اصلاحات در این مورد نیز مقصر بودند و ترس و ملاحظه کاری را در آنها نهادینه کردند. عدم استقبال بخش هایی از جامعه و نیز رهبری اشتباه شورای هماهنگی و اتخاذ روش های غلط مبارزه همه دست به هم داد تا به این نقطه دردناک تاریخی برسیم. ای کاش از مادر زاییده نشده بودیم. از یک طرف فرپاشی کامل یک اقتصاد ورشکسته و از یک طرف هم یک حمله صد در صد مخرب نظامی! حال بنظر می رسد تنها راه فرار از این موقعیت فرار رو به جلو باشد. یعنی هر چه زودتر تکلیف ملت ایران بدست خودش روشن شود.

    پاسخحذف
  10. شورا یک ذره سلیقه برای انتخاب نحوه و مکان راهپیمایی ندارد! مثل اینکه می خواسته است آن را از سر خود باز کند و پیش موسوی و کروبی از خود رفع تکلیف کند!و بگوید که بله ما انجام دادیم ولی نشد! یکی از راه هایی که شورا می توانست از آن استفاده موثری ببرد کشیدن مبازات و تظاهرات به جنوب شهر و مناطق فقیر نشین بود. در مصر مبارزان مصری با گذاشتن محل راهپیمایی در محله فقیر نشین قاهره جمعیت زیادی را همراه خود کردند و از آنجا بسوی میدان تحریر راه افتادند! شورای غیبی هماهنگی این منطقه اطراف دانشگاه را ول نمی کند ! گویی در تهران جای دیگری وجود ندارد!

    پاسخحذف
  11. گمنامیان بعد از ده دوازده تا پست سطحی بالاخره یه پست درست درمون دادی
    متاسفانه دوباره بعضی از جوانان ابله ما قصد دارن حماقت پدرانشون در سال57 رو تکرار کنن
    اون موقع ملی مذهبی ها مردم رو هدایت می کردن الان هم ملی مذهبی ها با تفاوت اسمی-اصلاح طلب-دارن جوونای نادان مارو گول میزنن

    پاسخحذف
  12. من واقعاً شک دارم که اصلاً کسی روز 25 بهمن از خانه خارج شود، چه رسد به برگزاری تظاهرات بی هدف اما پر مخاطره!

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.