دوشنبه، اسفند ۰۱، ۱۳۹۰

آیا شایسته است که آزادی خواهان با کسانی که به لائیسیته و سکولاریسم اعتقاد نداردند؛ به عنوان مخالفین رژیم، متحد شوند؟!

خیر نمی توان با چنین افراد متحد شد، همانطوری که نمی توان برای رسیدن به دمکراسی با تروریست هایی چون عبدالمالک ریگی یا ملاعمر طالبان متحد شد، چون آنها در پی دمکراسی نیستند، تنها درصدد هستند که برداشت خود از دین خود را به عنوان حکومت، بر گرده مردم سوار کنند، دقیقا همان کاری که رژیم اسلامی می کند و مگر آزادی خواهان ایران مریض هستند که این حکومت دینی را با یک حکومت دینی دیگر عوض کنند؟!

شرط لازمه حضور در قدرت، باید اعتقاد به دمکراسی و واگذاری مسالمت آمیز قدرت به منتخب بعدی مردم باشد.کسانی که به حکومت دینی اعتقاد دارند، یعنی معتقد به سکولاریسم نیستند، حاضر نیستند بعد از بدست گیری قدرت و  در زمان انتخابات بعدی، قدرت به صورت مسالمت آمیز به گروه بعدی واگذار کنند.

سکولاریسم، دستاورد صدها سال مبارزه انسان های آزاداندیش، با دینداران حاضر در قدرت بوده است، حاصل این تلاش این شد که ابتدا در اروپا، کشیش ها را از منصب قدرت به گوشه کلیسا راندند.

روشنفکران توانستند به جامعه نشان دهند که حاصل بدبختی قرون وسطی در اروپا، حضور دین در عرصه قدرت بوده و برای رسیدن به پیشرفت، باید دین را به کناری نهاد. چنین شد که دمکراسی شکل گرفت و اروپای قرون وسطی، تبدیل به غرب متمدن امروزی شد.

باید دید هدف ما از مبارزه علیه رژیم آخوندی چیست؟!

هدف مشخص و ساده اسـت، ما باید برای رسیدن به دمکراسی و حقوق بشر مبارزه می کنیم  و صد البته که با وجود دین در راس قدرت، نمی توان به دمکراسی و حقوق بشر و آزادی دست یافت، چرا که دین (و خصوصا اسلام) از یک سری اصول احمقانه تشکیل شده که این اصول، در تناقض آشکارا با  آزادی بیان و دمکراسی است.

اصولا رابطه مستقیم و غیر قابل انکاری بین دمکراسی و سکولاریسم وجود دارد، در یک کلام ساده می توان با قاطعیت گفت که با وجود دین در حاکمیت، نمی توان به دمکراسی دست یافت.

حال نکته اینجاست، کسی که به حکومت دین معتقد باشد، با اصول دمکراسی و حقوق بشر، نمی تواند کنار بیاید.

در دمکراسی، همه انسان ها و رای آنها، برابر دانسته می شوند و آنها مختار هستند که خود نحوه اداره جامعه را تعیین کنند. حال اگر بخواهیم جایی برای دین در این میان در نظر بگیریم، به معنای آن است که هر جا نظر مردم و دین در مخالفت با یکدیگر قرار گرفت، نظر دین ارجح است و مردم در مقایسه با دین، شعور کمتری دارند و این در تناقض آشکارا با دمکراسی است.

از همه مهمتر، همین الان نیز در ایران، چنین حکومتی بر سر کار است...! دیگر چه نیازی به مبارزه برای تعویض این حکومت اسلامی با نوع دیگر آن داریم؟! 

پیشنهاد می کنم این نوشته قدیمی مرا بخوانید، در آن با مثالی ساده توضیح داده ام که چطور نمی توان از دمکراسی دینی، حکومت و حاکمیت مردم را بیرون کشید:



پی نوشت:
یک-
تمامی نکات بالا به این شرط است که ما در پی آزادی و دمکراسی باشیم...! وگرنه می توان با مجاهدین خلق و عبدالمالک ریگی هم برای براندازی رژیم، متحد شد...! مساله فقط براندازی نیست، مساله حکومت جایگزین برای رژیم اسلامی است.
دو- 
سوال: جواب کسانی که می گویند نوع حکومت را که سکولار باشد یا نه را باید به رای گذاشت، چنین می دهم: 

همانطوری که توضیح دادم، دمکراسی بدون سکولاریسم ممکن نیست، خصوصا برای کشور ایران!

لطفا توجه کنید که مواردی  مانند دمکراسی و آزادی بیان را که نباید به رای گذاشت!
مگر کسی حق نفس کشیدن دیگران را به رای می گذارد؟مگر کسی حق خودکشی جمعی کل مردم یک کشور را به رای می گذارد؟!
به رای گذاشتن سکولاریسم به رای، مانند این است که بخواهیم واگذاری کل کشور را به یک دیکتاتور مانند صدام، به رای بگذاریم...!

   ----------------------------------لینک این نوشته در بالاترین-------------------------------







۱۲ نظر:

  1. وصیت امام نقی به عسگری کوچولو:

    پسرم، حال که در اثر اشتباه من به جای اینکه شما را ختنه کنم، کلا اخته کردم(!)، لذا در تلافی به عنوان میراث، یک توصیه به تو می کنم که امامت تو برای همیشه مستدام شود و تو همیشه بتوانی از مردم سواری بگیری!

    پسرک خواجه من، بدان و آگاه باش که خطر اصلی امامت تو، چیزی است به نام دمکراسی!

    و این دمکراسی پا نگیرد، مگر اینکه دین از سیاست جدا شود...! لذا تو خواجه گرامی باید بدانی که بر روی منبر، همیشه به کله مردم فرو کنی که سکولاریسم مساوی با دزدی و قتل و جنایت است، تا زمانی که مردم فکر کنند سکولاریسم بد است، از دمکراسی خبری نیست و تو می توانی از آنها سواری بگیری...! باور کن که این توصیه من، ارزشش از بیضه های نابود شده تو بیشتر است، پس اویزه گوش خود کن...!

    منبع: سیره النقی، نوشته ابن قنبل

    پاسخحذف
  2. گمنامین عزیز،

    این یکی‌ از بهترین متنهای اخیر شما بود. جای تشکر بسیار داره.

    این بخش‌های صحبت شما بسیار جالب هستند:

    "اصولا رابطه مستقیم و غیر قابل انکاری بین دمکراسی و سکولاریسم وجود دارد، در یک کلام ساده می توان با قاطعیت گفت که با وجود دین در حاکمیت، نمی توان به دمکراسی دست یافت."

    "مواردی مانند دمکراسی و آزادی بیان را که نباید به رای گذاشت! مگر کسی حق نفس کشیدن دیگران را به رای می گذارد؟"

    " دمکراسی بدون سکولاریسم ممکن نیست، خصوصا برای کشور ایران!"

    پاسخحذف
  3. اولا تو گوه میخوری که هی میگی این آخرین لینک من هست ولی تا میبینی آمار بازدید وبلاگ درپیتت اومده پایین دوباره فیلت هوای هندوستان میکنه.
    دوما تو گوه میخوری که انتظار داری وقتی برگشتی کلید سایت بهت تقدیم بشه نکنه انتظار داشتی جلوی پات گوسفند قربانی کنیم.
    مرتیکه رذل الدنگ پفیوز مفنگی

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. گوه حضرت محمد خورد و تو!

      حذف
    2. آدم احمقی که از طرف بانو میترا اینجا کامنت می گذاری،
      الاغ جان،

      من و میترا ایمیل مستقیم یکدیگر را داریم، اگر حرفی داشته باشیم، مستقیم به هم می زنیم،
      تو می توانی به اسم خودت یا به اسم ناشناس کامنت بگذاری و حرفت را (هرچقدر هم که توهین آمیز باشد) بزنی و من نیز حذف نمی کنم، اما وجود داشته باش و از اسم دیگران استفاده سو نکن!!

      حذف
  4. مهران (بکن زن و عروس جناب گمنامیان)سه‌شنبه, اسفند ۰۲, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۷:۰۰ قبل‌ازظهر

    آخه پفیوز تو مثل این که با مسئول کیس پناهندگیت قرارداد داری اگه کس شعر ننویسی دیپورتت میکنن.
    آخه پفیوز اگه تو ایران میموندی همون دختر و عروست رو اجاره میدادی که به وضعیت الانت شرف داشت. از کسی که تو اغتشاشات بده ازش عکس بگیرن واسه پناهندگی انتظار بیشتری نیست

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. من اغتشاشیدم به تو و دین تخمی ات.

      حذف
    2. بچه!
      من دوازده سال است که ایران نیستم، نیازی نیز به پناهندگی ندارم، چون مشکل اقامت ندارم.

      در تظاهرات خارج از ایران نیز تا جایی که توانسته ام، حضور داشته ام و صد البته به این خیلی خیلی مفتخرم.

      کلاه نیز از سر بر می دارم، در مقابل کسانی که در تظاهرات آزادی خواهانه ایران حضور داشته اند و بعضا عکس آنها نیز منتشر شده است.

      برو یک فحش و اتهام جدید پیدا کن، این یکی دیگر کهنه شده و ما را به خنده نمی اندازد...!

      حذف
  5. پاسخ تیتر شما "آری" است. بله! شما نمی‌‌تونید کسانی‌ مثل کروبی یا خزعلی رو ترورست بدونید! این که بنویسیم که دین اسلام احمقانه است و اگر کسی‌ معتقد به آن بود خودی نیست به نظر من هیچ سودی ندارد و تنها دشمنی‌ها را زیاد می‌‌کند (گرچه من هم مثل شما قایل به جدائی دین از سیاست هستم) و درست نیست که این شکل مرز بندی کنیم.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. عزیز جان،
      من کجا کروبی و خزعلی را تروریست دانسته ام؟!
      شوخی می کنید؟!

      .
      .

      لطفا به خواندن صرف تیتر اکتفا نکنید!
      بعد اگر انتقادی به نوشته من داشتید، در خدمت شما هستم، لطفا با نقل قول کردن جلمه ای از من که بر آن انتقاد دارید، انتقاد خود را مطرح کنید تا دقیقا پاسخ دهم.
      سپاس

      حذف
  6. مهران (پدر واقعی بچه های گمنامیان)چهارشنبه, اسفند ۰۳, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۱:۰۰ قبل‌ازظهر

    بابا مریلا چیه؟ این نادر(گمنامیان) پفیوز به مرض خودشیفتگی مبتلاست.
    از خودت تعریف میکنی بذار یه ساعتی بگذره جواب بده نه بعد 6 دقیقه.
    خیال کردی مردم مثل خودت خرن مادرقحبه
    احتمال میدم ترک باشی که اینقدر خر هستی ای زن جنده دخترفروش

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. مهران عزیزم ادرس میدم امشب زن + مادر + خواهر خلاصه هرچی زن و دختر تو فک و فامیل 
      دارین بیار من صیغشون کنم پول خوبی گیرت میاد....
      اینم از ادرسم : جمکران ته چاه اون پایین منتظرتونم طناب بهترین وسیله برای امدن به
       پایین چاه هست خواهش میکنم اول از همه مامان جونتو بفرست. 

      حذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.