دوشنبه، بهمن ۰۳، ۱۳۹۰

یادمان نرود که رژیم جنایتکار اسلامی، محصول مستقیم و نتیجه رفتار و منش دیکتاتوری پهلوی دوم است...!

محمد رضا پهلوی برای مبارزه با دمکراسی خواهان و سرکوب کمونیسم، مساجد و حوزه های علمیه را  گسترش داد، این اشتباه وحشتناک، به تشکیل بنیان های رژیم اسلامی و آخوندی انجامید.

محمدرضا پهلوی، تنها غرب را سیاحت کرده بود، او از برابری و مردم سالاری هیچ نیاموخته بود و  در منش و رفتار به مانند آخوندها بود...! 

محمدرضا پهلوی در بهترین مدارس اروپا درس خوانده بود، به چند زبان صحبت می کرد و خلبان هواپیما نیز بود، صد البته که او از متوسط اروپاییان با سوادتر محسوب می شد، اما آیا تحصیل در خارجه و تکلم به چند زبان خارجی، در محمد رضا پهلوی چقدر تاثیر گذاشته بود؟! رفتار و منش او، منش یک دیکتاتور تمام عیار بود و رژیم آخوندی، یادگار اشتباهات او برای مردم ایران است.

شاید وحشتناکترین جفایی که محمدرضا پهلوی در حق مردم ایران انجام داد، سرمایه گذاری فراوان شاه، بر روی آخوندها و گسترش مساجد بود.

نکات ذیل را در نظر بگیرید:
-         تعداد مساجد در زمان به قدرت رسیدن محمد رضا پهلوی، تنها دو هزار و پانصد مسجد بود اما این تعداد در زمان انقلاب، به بیش از پنجاه هزار مسجد رسید. یعنی بیست برابر شدن تعداد مساجد ایران، حاصل سیاست های شاه بود.
-         شاه یک دیکتاتور بود، یک دیکتاتور تمام معنا! او حزب رستاخیز را تاسیس کرد و گفت هر کسی نمی خواهد عضو حزب او شود، باید کشور را ترک کند.
-         دو خطر بزرگ شاه را تهدید می کرد، یکی خطر کمونیسم شوروی و دیگر خطر آزادی خواهانی که خواستار دمکراسی و مردم سالاری بودند.
-         شاه به خوبی می دانست در یک انتخابات آزاد و منصفانه، او به دلیل فساد مالی گسترده خود و پدرش، قدرت را از دست خواهد داد، لذا حاضر نبود تن به دمکراسی دهد.
-         از طرفی دیگری  نیز خطر کمونیسم شاه را تهدید می کرد، کشورهای اروپایی نیز چنین خطری را در پس گوش خود داشتند، اما مردم متمدن اروپا به دمکراسی و شعور جمعی اعتماد کردند و با سلاح دمکراسی به جنگ کمونیسم رفتند.
-         پر واضح است که در یک انتخابات آزاد و منصفانه، صد البته که هیچ مردمی حاضر نمی شوند که به زیر یوغ کمونیسم بروند.
-         در حقیقت شاه به جای اینکه به مردم ایران تکیه کند و با سلاح دمکراسی به جنگ با کمونیسم برود، تصمیم گرفت از آخوندها کمک بگیرد.
نیاز به هیچ توضیحی نیست که نتیجه  افزایش سرطان گونه مساجد و طلبه های حوزه علمیه، روی کار امدن حکومت اسلامی شد. 


صد البته که پارامترهای دیگری چون حماقت های قاجار، پایین بودن سواد و شعور سیاسی جامعه و سو استفاده طرف های خارجی نیز در این میان، بسیار اثرگذار وبده است؛ اما نقش بسیار منفی شاه ایران قابل توجه است و مثلا خیانت های قاجار، توجیه گر جنایات شاه نمی شود...! 


شکی نیست که شعور سیاسی مردم ایران در آن زمان، در حد لازمه نبود و براحتی فریب خمینی را خوردند، اما آیا می شود منکر این واقعیت شد که این شاه بود که خفقان حاکم کرد و روشنفکران را به زندان انداخت؟!


اگر آزادی بیان وجود می داشت و خمینی آزادانه نقد می شود، آیا هیچگاه این غول بیابانی می توانست بر گرده مردم ایران سوار شود؟! 


یادآوری این نکته به این دلیل اهمیت دارد که برخی درصدد بت سازی از خاندان پهلوی هستند.


نوشته های دیروز من:




۳۹ نظر:

  1. گمنامیان جانا سخن از دل ما می گویی مطلب امروز منم اتفاقا در این مورد بود لطفا بخوان
    http://iranhistoricalblog.wordpress.com/2012/01/23/%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%AC%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3/

    پاسخحذف
  2. دوست گرامی
    فکر نمی کنم مطالب فوق مبتنی بر مطالعه عمیق جنابعالی در تاریخ معاصر باشد و لابد هم سن من هستید و چیز زیادی هم از آن دوران درک نکرده اید و با دریافت های سطحی خود به این نتایج رسیده اید. طوری به تاریخ نگاه کرده اید گویا در این کشور تنها یک محمد رضا بوده که تصمیم گرفته نظام پادشاهی رو دستی دستی نابود کنه و بده به دست ارتجاع سیاه( اصطلاحی که اون مرحوم ابداع کرده بود).
    روشنفکران اسیر شاه بعدا آزاد شدند و با بلاهت تمام پلی شدند برای رسیدن به این اوضاع. تعدادی از آنها هم اکنون در قید حیات و فعالند و همچنان قدرت دراکه و تحلیل چندانی ندارند تا هادی حرکت های اصلاحی شوند. یادتان باشد که همین روشنفکران از فرق گوناگون چندین بار دست به ترور و بر اندازی شاه زدند و باعث بی اعتمادی او به خود شدند. با نگاهی به اپوزسیون شاه تنها می توان گفت آن مرحوم حق داشت خیلی به نظرات نخبگان مردم اهمیت نده. با یک جامعه بیسواد و خرافی نمیشه خیلی دموکراتیک بر خورد کرد. ولی با جامعه امروزی ایران هم نمیشه مثل زمان شاه برخورد کرد. حالا دیگه درک و سواد مردم کمی بهتر شده. هر چند هنوزم شدیدا مذهبی و خرافی هستند

    پاسخحذف
  3. گرانقدر!
    خیر،
    چنین نیست که ندانم دروان شاه چه خبر بود!

    بله، زندانیان سیاسی آزاد شدند، اما کی ؟! زمانی آزاد شدند که دیگر آتش انقلاب شعله ور شده بود و خمینی بر دوش مردم سوار بود و کار از کار گذشته بود.

    کدام روشنفکری دست به ترور شاه زد؟!

    شاه هم خیلی اشتباه کرد که به نظرات مردم و نجبگان مردم اهمیت نمی داد.

    پاسخحذف
  4. sepase farwan gomnamian matlabi sahih o mofid bud sad dar sad mowafegham.va kheyli kam be in mohem eshare shode ta hala.

    پاسخحذف
  5. گمنامیان گرامی
    سلام
    عصبانی نشو! بیشتر خودمو می گفتم. در انتهای شاه در ابتدای نوجوانی بودم و حافظه ام برای پاسخگویی به خیلی سوالا به درد نمی خوره. خیلی اهل مطالعه هم که نیستم. وقتی هم که می خوام اطلاعات بدست بیارم از در دسترس ترین یا بامزه ترین منابع بهره مند می شم که بهم فشار نیاد. کلا حالشو ندارم. من نماینده یه نسلم که متوسط مطالعه روزانه اش دو خطه و نیمه اونم از روی مبایل یا اینترنت
    من درون خانواده سیاسی بزرگ شدم که مردای بزرگشون تحصیلکرده بالای فوق لیسانس بودن و از عقاید مختلف تشکیل شده بود ولی همه مخالف شاه بودند. یکی از بستگان بسیار نزدیکمم هم که در حبس ابد سیاسی بود با انقلاب آزاد شد. حالا باید ببینی چی میگه!
    شما از طرح های اجرا شده و نشده ترور شاه اطلاع دارید؟ فکر نمی کنم که یک عمله ی روستایی این کارا رو کرده باشه. حرکت مصدق و رزم آرا هم برای براندازی کل بساطش قابل انکار نیست. اونا هم که تاریک فکر نبودن. خشونت خشونت میاره و محمد رضا هم یه آدم ایرانی بود عین خود حضرتعالی که با دو خط نوشته من هم جوش آوردی. خوبه دستت بهم نمی رسه
    این عزیزان در بند که رهبر فعلی کشور هم یکی از اونهاست چه حرفی برای گفتن داشتن یا دارن؟ آب مجانی، برق مجانی؟ یا عدل علی یا عدل لنین؟ خواهش می کنم!
    به هر حال پیشنهاد می کنم شما هم مثل سردار علایی به گفتگو با روح شاه بشینی. ولی خودت بشین جای اون مرحوم و سعی کن از اونجایی که از اوضاع اون زمان هم مطلع هستی در همون فضا هم پاسخ ها رو جستجو کنی. بعدش برگرد و بگو چی دیدی. من قول می دم از دریچه دید تو یه دیدی بزنم
    ولی در کنار آمار تعداد زندانی های فوق نخبه و سطح خفقان این شاخص ها رو هم برام گزارش کن:
    نرخ رشد صنعتی
    نرخ تورم
    روند توسعه تحصیلات عمومی و عالی
    میزان مشارکت زنان در جامعه
    متوسط درآمد شهروندان ایرانی
    اندکس نشاط
    جی دی پی
    جی ام پی
    نرخ مرگ و میر
    روند شاخص امید به زندگی
    متوسط صادرات نفتی (بشکه در روز)
    درآمد سالانه از تولیدات غیر نفتی
    نفوذ پاسپورت ایران در کشورها
    رتبه دفاعی ایران در منطقه
    روند توسعه فضا های فرهنگی(سبنما، تاتر، کتابخانه، نمایشگاهها و...)
    و باقی شاخص هایی که می تونن آثار سوء خفقان رو نشون بدن

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. گرانقدر،
      من کجا عصبانی شده ام ؟!؟ کجا جوش آورده ام؟!
      دی

      هر رییس جمهور و هر رهبری، با خطر ترور روبرو است، این چه ربطی به اجرای دمکراسی دارد؟!
      حالا چون مرکل (صدراعظم آلمان) با خطر ترور روبرو است، حق دارد بیاید و احزاب آلمان را تعطیل کند و بگوید همه باید عضو حزب او بشوند؟!

      نیازی نیست کم به سخن گفتن با روح آن مرحوم بپردازم! عملکرد ایشان مشخص است، حاصل کارشان نیز واضح و عریان است.

      عزیز جان،
      پیشرفت یک کشور، فقط ساخت سد و نفوذ پاسپورت آن کشور نیست، اگر در یک کشوری دمکراسی حاکم شود، همه این پیشرفت ها خود به خود حاصل می گردد...!
      ضمنا،
      پادشاه ایران از جیب مبارک خودشان که سد نساخته اند! نفت فروخته اند و فلان سد را ساخته اند، منتی نیز بر سر مردم نباید داشته باشند.

      در اینکه رضا شاه خدمات عمرانی زیادی به ایران کرده است، شکی نیست.ساختار راه آهن ایران هنوز بر شالوده راه آهنی است که رضا شاه چند ده قبل بنا کرد.

      اما آیا خدمت به یک کشور ، فقط ساختن سد و نیروگاه و راه آهن است؟

      بی شک مهمترین خدمت به یک کشور ، فراهم آوردن آزادی برای مطبوعات و سوق دادن آن کشور به سمت مردم سالاری است.

      در پناه مردم سالاری ، شایسته سالاری به وجود خواهد آمد و وقتی افراد شایسته در جامعه ای بر سر کار باشند، همه نوع پیشرفتی پدیدار خواهد شد.

      اصولا دموکراسی نسبت مستقیمی با پیشرفت یک کشور دارد.
      وقتی در جامعه ای دموکراسی باشد، پیشرفت پایدار است و امکان انقلاب های مانند انقلاب 57 وجود نخواهد داشت.حتی اگر کشور ثروتمند نیز نباشد، در سایه پیشرفت مداوم ، در طول زمان ثروتمند خواهد شد.

      کره جنوبی را ببیند، با ایران مقایسه اش کنید. هیچ منبع زیر زمینی ندارد، اما چون نظامی مردم سالار در این کشور بر سر کار است، خیلی راحت با جذب سرمایه گذاری خارجی، تبدیل به یکی از پیشرفته ترین کشورهای دنیا شده که شانه به شانه ژاپن در حال حرکت است. یا همان کره جنوبی را با کره شمالی مقایسه کنید. در اثر عدم وجود دموکراسی در کره شمالی، این کشور به یک خرابه تبدیل شده است.

      جایگاه ایران با توجه به منابع عظیم انرژی ، موقعیت ژئوپلتیکی خاص و انحصاریش، جایگاه بسیار خاصی است و در صورت وجود دموکراسی برای اداره بهینه آن ، ایران به یکی از پیشرفته ترین و قدرتمندترین و ثروتمند ترین کشورهای دنیا تبدیل شود.

      رضا شاه خدمات زیادی به ایران کرد. به نوعی ایران را وارد تجدد کرد. کارهای عمرانی زیادی انجام داد. قدری ایران را پیشرفته کرد، اما اگر اجازه رشد دموکراسی را می داد، ایران خیلی خیلی پیشرفته تر از اینها می شد.

      اما داستان پسرش محمد رضا شاه، چیز دیگری است. او یک دیکتاتور بود که کشور ما را به نابودی کشانید. درآمد هنگفت نفت را داشت، اما قسمت عمده ای از مردم در فقر به سر می بردند. با اشتباه او و بستن فضای کشور، زمینه برای روی کار آمدن دروغ گوی پلیدی چون خمینی فراهم شد.

      بدون شک اگر امکان برگزاری انتخابات آزاد در کشور می بود، هیچگاه شیادی چون خمینی بر شانه های مردم سوار نمی شد. اگر مطبوعات آزادی در ایران می بود، هیچگاه شارلاتانی مانند خمینی با تخصص طهارات گرفتن و تخلی(!)، نمی توانست بر ایران حاکم شود.

      شاید مهمترین خیانت سلسله پهلوی، کودتا علیه حکومت ملی دکتر مصدق بزرگ باشد. لحظه ای چشمها را ببندید و تصور کنید که دکتر مصدق ، سرنگون نمی شد، وضع کشور ما و وضع خاورمیانه الان چه بود؟ با سرنگونی دکتر مصدق، روند دموکراسی در ایران، هفتاد یا هشتاد سال به تاخیر افتاد.

      شاه ، برای برگشتن به قدرت حاضر به نابودی کل کشور ایران شد.

      حذف
    2. دوست گرامی، این آماری را که گفتی همه را خودت پیدا کن، با هر ضریبی خواستی به هر توانی خواستی برسان، بعد با آمارهای موجود در رژیم فقها مقایسه کن تا ببینی که در خیلی از عرصه ها رژیم فقها از آخوندها هم بهتر عمل کرده اند، اما به قول نویسنده ی مطلب بالا، پیشرفتی که در فضای استبداد و خودکامگی حاصل شود، ناپایدار، سطحی و غیرقابل اتکا خواهد بود و توجه کسی را جلب نخواهد کرد. هم اکنون بالای شصت در صد دانشجویان دانشگاه ها زنان هستند، در صورتی که بنا به آمار رسمی رژیم گذشتهف در سال انقلاب، 57 درصد مردم بی سواد بودند و از این مقدار 68 درصد شامل زنان می شد. اما آنچه که از رژیم سیاه فقها در ذهن می ماند، استبداد، سانسور، خفقان و دیکتاتوری فردی آن است.
      برای من جالب است که همه ی رژیم های دیکتاتوری، پیشرفت ها را به دیکتاتورهاشان نسبت می دهند و عقب ماندگی ها را به مردم. همین ایل سونگ ها در کره شمالی، ادعا دارند که کرده شمالی را تا اوج پیشرفت رسانده اند ولی در کره جنوبی هیچ کس، جز مردم مسئول پیشرفت نیستند. چرا؟ چون در کره شمالی قدرت در دست یک نفر است و اوست که تصمیم گیرنده ی حیات و ممات زندگی انسان هاست ولی در کره جنوبی مردم سرنوشت خودشان را در دست دارند و صاحبان کشورشان محسوب می شوند. در مورد پهلوی ها هم همینطور.

      مجموعه ی گفته های شما و دیگر دوستان نشان می دهد که متاسفانه برای مردم ما، دیکتاتوری هنوز چهره ی کریهی نیست و اگر کسی نانی در دهانمان بگذارد و کیفی از ما کوک کند، حاضر به پذیرش استبداد او هستیم. اگر واقعا همینطور است، دیگر چه انتظاری می توان از آن بسیجی بی سواد داشت که به دریوزگی کفی نان، در ولایت ذوب می شود؟

      حذف
  6. گر تو بهتر می زنی فکر کن ستاندی(چون نمی دن بهت) بزن ببینم چی می کنی!
    در ضمن بزرگش ندانند آنگه نام بزرگان به خردی برد!

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. عزیز جان،
      شرکت در حاکمیت، انتخاب شدن و انتخاب کردن حق هر انسانی است.

      اینکه امثال من از این حق محروم شدند، باعث شد که زمان شاه وضع آنگونه باشد و اکنون نیز وضع کشور چنین فجیع باشد...!

      این افتخار کردن ندارد و این دل سوزاندن هم ندارد که بنویسی : (چون نمی دن بهت)

      حذف
  7. رضاپهلوی عصاره یک ملت ایران است او فریاد خفته همه ما ملت ایران است ما که هر روز له میشویم در زیر لگدهای حاکمیتی جائر.رضاپهلوی بنیان ظلم را از بین میبرد او مرد عمل است شماها چی؟؟؟؟؟؟؟فقط 30 ساله که شعار میدین و هیچکاری برای مردم ایران نکردید فقط اسمتان را گذاشتید اپوزسیون...اپوزسیون...اپوزسیون

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. عصاره یک ملت ایران؟ همان ملتی که با تیپا اینها را بیرون انداختند؟ یا یک ملت دیگر وجود دارد که ایشان عصاره ی آن هستند؟

      حذف
  8. به دید من این گفتگوها به همبستگی میان ایرانیان آسیب فراوان میزنند، درهالیکه امروز ما سخت به همبستگی نیازمند هَستیم. رویدادهای تاریخی برآیند لغزش یک تن نیستند، وآنکه گردایه ای (مجموعه ای) از سازه ها (عامل ها) دست در دست هم میدهند و تاریخ را میسازند. آنچه که امروز مهم است، بکار گیری همه-ی امکان ها و سرمایه هایی است که در دست داریم برای پایان دادن به این دوزخی که مردم ایران در آن گرفتار آمده اند. با جستجو در تاریخ با هدف «کشیدن مو از ماست» و اَنگ زدن به این و آن و نشان دادن انگشت اتهام به این و آن، نخواهیم توانست آخوندها و «جن ها را به چراغ جادو» بازگردانیم. برای اینکار به یک همبستگی گسترده میان همه-ی ایرانیان میهن دوستان نیاز است، که پیش پیغان (پیش فرض) آن نیز، کنار گذاشتن بدگمانی ها، بردباری، رواداری، و پُشت گرم بودن بهم است.
    ایدون باد

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. عزیز جان،
      این همبستگی که شما می گویید، همان اتحادی است که خمینی از آن دم می زد...!!
      کی گفته نقد کردن، نیاز به زمان خاصی دارد؟

      اگر قبل از انقلاب، مردم به حرف خمینی گوش نداده بودند و وحدت کلمه نمی داشتند و علیه خمینی حرف می زدند، این بلا بر سر ما نمی آمد...

      ما که نمی خواهیم رژیم اسلامی را براندازیم و یک دیکتاتوری دیگر به وجود بیاوریم...!!

      وحدت و وحدت کلمه، همان استدلال و منشی است که خمینی در سایه آن به قتل عام مخالفین پرداخت! اصولا وحدت چیز مزخرفی است، معنایش این است که همه از یک تفکر پیروی کنند ، این خود به خود به دیکتاتوری می انجامد. اصولا دموکراسی به معنای متفاوت بوده

      اگر دوران قبل از انقلاب ، پدران ما حرف از وحدت نمی زدند و خمینی را نقد می کردند، اگر گذشته خمینی را (مثلا نظراتش در باب رای دادن زنان یا واگذاری اراضی به کشاورزان)در نظر می گرفتند و می گفتند این آدم صلاحیت ندارد، الان گرفتار این رژیم خونخوار نمی بودیم!

      سرنگونی رژیم اسلامی ، هدفی با ارزش ومهم است، اما بشرطی که بخواهیم رژیم را با دموکراسی عوض کنیم.

      اگر قرار است کشور را به دست کسانی بدهیم که اعتقادی به دموکراسی ندارند، ترجیح می دهم به جای یک انقلاب کور دیگر و تحمیل هزینه های انچنانی به کشور، همین دیکتاتوری موجود را داشته باشیم.اصولا مگر کرم(!) داریم که دیکتاتور را با دیکتاتور دیگری عوض کنیم؟!
      با کسی می توان به وحدت رسید که به اصول اساسی چون آزادی بیان، دموکراسی و حقوق بشر معتقد باشد. در غیر این صورت به بیراهه می رویم.

      حذف
  9. مرگ بر شاه و همه طاغوتی‌ها که خون ملت را مکیدند و به عیاشی و مشروب خواری پرداختند.

    پاسخحذف
  10. دوست عزیز، آقای گمنامیان...

    در حالت کلی‌ با شما موافق هستم. در ابتدا بگم که فکر میکنم هدف اصلی‌ شما از این نوشتار در پس سایر استدلالت و گفتگوها کمی‌ گم شده! اگه من درست متوجه شده باشم، شما از نقد رژیم سلطنتی این هدف‌ رو داشتی که به "سلطنت پرست"های امروزی بگید که بابا دست بردارید! کمی‌ راجع به گذشته بیشتر فکر کنید و به فکر‌ تکرار گذشته در آینده مثلا در چارچوب "رضا پهلوی" نباشید. ولی‌ خوب... چه میشه کرد! همانند "الله پرستها" گروهی هم "ایمانی" به برخی "مساله"‌ها نگاه میکنند. هیچ استدلالی رو بر نمیتابند.

    اما دوست دارم مطالبی‌ رو هم که به ذهن من می‌رسه با شما و دیگر دوستان هم در میون بذارم. دوست عزیز، رژیم شاه با دیکتاتوری جمهوری اسلامی عوض شد. خوب بله، حالا که جوابو داریم به سهولت میتونیم بگیم که شاه مقصر بود. موافقم که اگر در کنار سایر اصلاحات، برای توسعه دموکراسی در ایران تلاش میکرد، شاید وضع این نبود. ولی‌ این رو هم ببینید: اگر مثل "مرحوم پدرش"، در کنار کوبیدن سایر مخالفین (به خصوص کمونیستها)، همچنان "تخم آخوند شیعه رو خشک میکرد"، شاید باز هم وضع این نبود و به خمینی ختم نمی‌شد!

    به نظر بنده، در تحلیل‌های شما به یک کلمه توجه کافی‌ نشده دوست عزیز: شما به وضوح از دموکراسی اسم بردید، و اونو باعث پیشرفت کشورها دونستید. کاملا با شما موافقم. مثال واضح شما مقایسه کرهٔ شمالی‌ و جنوبی هست. در واقع کمتر کشوری در دنیای امروز می‌شه پیدا کرد که دمکرات نباشه، ولی‌ پیشرفته باشه. ولی‌ هستند! شاید بگید مثال؟ یک نمونش سنگاپور در جنوب شرق آسیا! به ضرس قاطع خدمت شما میگم که به هیچ وجه کشور دمکراتی نیست، ولی‌ بسیار بسیار پیشرفته و در جذب سرمایه خارجی‌ موفق و مردمش در رفاه، و سرمایه گزاران خارجی‌ و توریستها در اون خوشحال هستند. ولی‌ رمز موفقیت کشورهایی از این دست چیه؟ به نظر من:

    ۱- بافت فرهنگی‌ و اجتماعی مردم: مردم منطقهٔ شرق و جنوب شرق آسیا به طور کلی از نظر خلق و خوی فردی و اجتماعی متفاوت هستند. این خودش بحثی مجزا می‌طلبه که شاید در فرصتی دیگه بهش برگردیم.

    ۲- حکومت "سکولار" هست، اگر چه "دموکرات" نیست! و این همون لغات گمشده در تحلیلهای شماست: "سکولاریسم"!

    حال اگر به تمام تحلیلهای شما برگردیم، میبینیم که صحبت شما اینورو کاملتره که: پیشرفته‌ترین کشورهار دنیا امروزه "سکولار- دمکرات" هستند. تلفیق این دو واژه "لیبرالیسم" رو به ارمغان میاره، از نوعی که مسلما شما هم بهش معتقدی. حکومتی که سکولار هست ولی‌ دموکرات نیست، مثالهای کمی‌ داره، مثل همین سنگاپور یا شاید کمی‌ تا قسمتی‌! دبی. ولی‌ اگر در بطن این جوامع دقت بشه مشکلاتی دارن که بعدا بهش میپردازیم. و اگر با بنده موافق هستید که "سکولار- دموکراسی" نسخهٔ مورد قبول ما برای پیشرفت یک جامعه امروزی هست، حال این سوال مطرح میشه:

    در زمان پهلوی، جامعه ایران، تا چه حد قابلیت پذیرش "سکولاریزم" رو داشت؟ من دوست دارم نظر دوستان رو در این مورد بدونم، و نظر شخصی‌ من اینه: "هیچی‌"! و هنوز هم در این زمینه مشکل داریم. چرا اینو میگم؟ چون مردم خاور میانه "مسلمان" هستند، و "اسلام" فی‌ نفسه با "سکولاریزم" مشکل داره. کاری به تعدادی روشنفکر ندارم که اون زمون بودند. گر چه بیشتر روشنفکرین زمان شاه به کمونیست بیشتر تمایل داشتند. توده ملت به روحانیون عنایت داشت و توسط اونا کنترل میشد. ضرب‌المثلی میگه: "اگر را با مگر همراه کردند، از ایشان بچه‌ای شد کاشکی‌ نام"! ولی‌ بذارید دو "اگر" دیگه هم من مطرح کنم:

    "شاید"، "اگر" به جای خمینی، "آخوند" دیگه‌ای در راس حرکت انقلابی‌ مردم ایران بود، ما پس از شاه میتونستیم یک حکومت "سکولار دمکرات" داشته باشیم. خمینی یک پدیده بود، از این نظر که پایه گذار اسلام خاصی‌ بود: شیعهٔ فقاهتی جدیدی معتقد به "ولایت فقیه". خمینی، آخوندی کلّاش و معتقد به دروغگویی یا همون "تقیه" برای "احیای اسلام بود". به شدت معتقدم حتا روشنفکران اون زمان، خطر خمینی رو دست کم گرفتند و در نظر داشتند از نفوذ اون در بین توده مردم، برای دستیابی به هدفی‌ "والاتر" که غلبه بر دیکتاتوری شاه بود استفاده کنند... و وقتی‌ خمینی دستشو برای اونا رو کرد که دیگه دیر شده بود...

    ...

    پاسخحذف
  11. و یک "اگر" دیگه:

    "شاید"، "اگر" شاه، همه احزاب و روشنفکران رو آزاد میذاشت، روزنامه‌ها فعال بودند، باز هم "حزب خمینی" پیروز میشد و به سو‌ی تمامیت طلبی پیش میرفت و حتا شاهو کله پا میکرد! چرا اینو میگم؟ باز هم تکرار می‌کنم که عقاید نوع خمینی در برقراری "ولایت فقیه" ناشناخته و بر اکثریت پنهان بود، ومردم ایران هم سنتی‌ و "اسلام پرست" بودند. نگاه کنید که در مصر، همین الان، نیروهای سکولار دموکرات کمتر از حدود ۱۰ درصد کل آرا رو به دست آوردند، و با وجود تجربه جمهوری اسلامی و تاکیدات روشبنفکران، اسلامگراهای میانه رو و تندرو حدود ۷۵ درصد آرا! در لیبی‌، در اولین روز آزادی، رهبر اسلام گرا قول به احیای شریعت و مثلا احیای "قانون چند همسری" میده و توسط توده تشویق میشه! با چنین تودهٔ عوام اسلام پرستی‌ که توسط آخوند کنترل میشه، خیلی‌ کم میشه به استقرار "سکولاریزم" حتا با وجود"دموکراسی" رسید.

    شاه که شاید به قولی‌ جدا آرزوی "سر بلندی ایران" رو در سر داشت، باید روند حرکت به سو‌ی "سکولار دموکراسی" رو در سایه قدرت بلا منازع خودش فراهم میکرد... اینکار به سهولت با بازگشت به اصول "مشروطه" "میسّر تر" بود. تضعیف سایر اندیشه ها و باز گذشن دست "ارتجاع سیاه" حتا به قصد مقابله با کمونیست، اشتباه مهلکی برای او و ایران بود... ولی‌ متاسفانه "تجربه، درسیست که زندگی‌ ابتدا امتحانشو میگیره و سپس آموزش میده"!. و شاید گاهی‌ در گذر از یک روال تاریخی، راه میان بری وجود نداره...

    پاسخحذف
  12. گمنام جون بالاخره چی شد این زنتو یک شب به ما اجاره میدی یا نه؟
    اگه دخترت یا عروست هم بیان قبوله من آدم مایه داری هستم قول میدم پول خوبی بهشون بدم مخصوصا به دختر و عروست

    پاسخحذف
  13. ادمین جان من از ترکها اصلا خوشم نمیاد حتی میشه گفت متنفرم اینجا میخواستم از آزادی بیانی که تو فراهم کردی استفاده کنم البته با تشکر فراوان از جنابعالی که این فرصت را برای آزادی بیان ایجاد کردی.
    کیرم تو کس و کون خار مادر هر چی ترکه خره آخه پفیوزا شما واقعا در همه جا تو خریت دست همه را از پشت بستید.مطمئن باشید امثال من خیلی زیادند که با شما ولدوزناها حال نمیکنیم شما حرومزاده هایی که بر سفره این سرزمین نشسته اید و نمک خورده اید ولی نمکدان میشکنید و در ورزشگاهها عرعر(خلیج ع ر ب ی) میکنید.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. گرامی،
      خواهش می کنم از کلمات نژادپرستانه در اینجا استفاده نفرمایید

      حذف
  14. اصلاحیه:
    ...ه صحبت شما اینطور کاملتره که: پیشرفته‌ترین کشورها در دنیا ...

    پاسخحذف
  15. اصلاحیه:
    ... حکومتی "موفق و پیشرفته" که سکولار هست ولی‌ دموکرات نیست...

    پاسخحذف
  16. دوستی به نام علی، این نظر را برایم ایمیل کرده و خواسته که اینجا منتشرش کنم:

    جناب اقای گمنامیان! اول عذر خواهی می کنم که ایمیل می زنم. متاسفانه به سختی و به ندرت می شود با استفاده از فیلتر شکن در بلاگ‌اسپات نظر گذاشت حتا نرم افزار های فیلتر شکن هم از این کار عاجزند.

    دو دیگر اینکه: همان طور که خود شما در قسمتهای پایانی مطلبتان نوشته اید، با وجود «پایین بودن سواد و شعور سیاسی جامعه و سو استفاده طرف های خارجی در این میان» در ایران آنزمان، مطمئن هستید که دموکراسی می توانست مفید باشد!؟ بارها خودم را به جای محمدرضا شاه گذاشته ام و فکر کرده ام اگر من بودم برای مقابله با خطر کمونیسم (که آنزمان هر جا فقر فرهنگی و اقتصادی حضور داشت آنهم حضور داشته حتا در جوامع پیشرفته) چکاری می توانستم بکنم. در آنزمان حتا قشرهای تحصیلکرده هم در دام کمونیسم می افتاده‌اند چه برسد به مردم امی. تنها نیروی مذهب یارای مقابله با کمونیسم را داشته است. منتها از اینجا به بعد است که محاسبات اشتباه از آب در آمده. رشد سطح فکر عامه مردم، شرط اول و لازمه‌ی دموکراسی است. و گرنه همانطور که مردم خمینی را انتخاب کردند ممکن بود یک کمونیست مثل رجوی را انتخاب کنند که در اینصورت هم وضعیت بهتر از این نبود!
    قدرت مردم فریبی کمونیسم و ویرانگری آن را در دوره جنگ سرد دست کم نگیر دوست من

    پیروز و پاینده باشی
    بدرود

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. پاسخ من به آقای علی:

      عزیز جان،

      آدم ها همه با هم برابرند، چطور مردم فرانسه لیاقت دمکراسی را دارند، اما مردم ایران ندارند؟!

      بله، فرهنگ و سطح سواد مردم فرانسه بالاتر است، اما این بالاتر بودن فرهنگ، تنها ناشی از وجود ازادی بیان است...! این آزادی بیان همان چیزی است که پهلوی دوم از مردم ایران دریغ کرد.

      اگر می بینی در آن زمان قشر تحصیل کرده در دام کمونیسم می افتاد؛ تنها علتش این بود که فضای آزادی برای نقد و گفتمان وجود نداشت.
      اگر آزادی بیان بود، کسی به دام کمونیسم نمی افتاد.

      حذف
  17. من متاسفم که تلاش‌های خودپرستانه محمدرضا برای تحدید آزادی‌های سیاسی و بستن دهان مردم و اینکه هیچکس حرف مخالف او نزند، با تکیه بر پیشرفت‌های اجتماعی/اقتصادی/فنی ایران نادیده گرفته می‌شود. خوب شاه همه این کارها را کرد. ولی دو مشکل اساسی در تفکر داشت: اول اینکه خود دین‌باور بود و برای بهره‌برداری از نفوذ مذهبیون، دست آنها را باز گذاشت تا هرکاری دوست داشتند در این مملکت بکنند. از سوی دیگر تمام احزاب و افکار مختلف دیگر را قلع و قمع کرد و فقط آقایان علماء ماندند. به علاوه در زمان شاه هم نقد دین و مسائل مذهبی ممنوع بود. شما اگر تحقیق کنید خواهید دید مطالب و کتاب‌هایی که در نقد دین و خرافه‌پرستی ایرانیان نوشته می‌شد، همگی در دوران شاه هم ممنوع‌الچاپ بود. از طرف دیگه اصلاحات ارضی اعلیحضرت باعث شد یک اکثریت بیسواد مذهبی از روستاها به شهرها مهاجرت کنند که طبعاً به لحاظ سواد ادبی و اجتماعی،‌ به جای محافل روشنفکری جذب منابر آقایان می‌شدند. به این لحاظ،‌ محمدرضا دو دستی مملکت را تقدیم آقایون کرد چون زمینه‌های چیرگی اونها را به سادگی و حماقت براشون فراهم کرد و این شد که شد و همه دیدیم و کشیدیم و هنوز هم داریم میکشیم...

    پاسخحذف
  18. "پاسخ من به آقای علی:

    عزیز جان،

    آدم ها همه با هم برابرند، چطور مردم فرانسه لیاقت دمکراسی را دارند، اما مردم ایران ندارند؟! "

    Na kheyr azizam, farghe asliye beyne mardome Iran va France oon Islame azize. Estedlalhaye shoma dar soorati dorost bood ke Islam aziz too Iran jaygahi nadasht va mardom ra morede enayat gharar nemidad.In bavarhaye mazhabist ke baese hameye badbakhtihaye Iran va Irani ast. Hala toon in mogheiyate khatarnake tarikhi shoma befarma az Pahlavi ha bad begoo ta iran viran beshe khiyale hamatoon ke ba pahlaviha badin rahat beshe.

    پاسخحذف
  19. مردم ایران بیشتر فکر شکم هستند اگر چنین نبود به خاطر آب و برق مفت و از فرط شکم سیری ومستی عرق کشمش خود را به حماقت آخوندی نمی زدند و از دینشونه که به تن پروری و مفت خوری عادتشون میده کدام کشور مسلمانیک کار درست انجام داده که ما باشیم؟؟؟؟؟؟ ملتی که به خفت تقلید از آخوند تن در نهند چه میدانند از آزادی و دموکراسی؟؟؟؟؟

    پاسخحذف
  20. جهانخواران مافیایی و چپاولگران و دزدان نفتی، بویژه انگلیس و آمریکا و روس، با سیاست همیشگی خود در بکارگیری مهره های دست نشانده و مزدوران خود بنام گروه های سیاسی، چه کمونیست توده ی و چه سازمان های فدایی و مجاهدی و نهضت های اسلامی، به ویژه با چپاندن دو نیروی- شیخ و شاه - نفت و دارایی ایران را به سود خود به تاراج بردند و هنوز هم به دزدی میبرند و میخورند و بر ایرانیان بخواب رفته میخندند. در اینجا شیخ و شاه مسلمان" دست به دست هم، هرچند بیزار از هم، ولی گوش به فرمان ارباب، با بکارگیری استبداد و دیکتاتوری شیخی و شاهی، با آموزش دادن خرافات اسلامی و پرورش فرزندان ایران بنام مؤمنان اسلامی و ساختن مسجد و امام زاده،،، در چیره گی بر خرد و اندیشه مردم، در سرکوب کردن اندیشه وران آزادیخواه" مصدق - کسروی - هدایت،،،،، و به زندان انداختن بسیاری از روشنگران آزاده اندیش" با خود فروشی و بردگی، برای خرسندی و جیب پر کردن اربابان دزد، در نابودی و بدبختی ایران و ایرانیان دست و پا زدند و میزنند.. سرانجام ۳۸ سال حکومت کودتایی و چکمه یی و آخوند پرستی حاجی آقای مکه دیده، محمد رضای آریامهر نا مهربان، مسلمان سازی فرزندان بی گناه ایران بنام امت جانباز اسلامی در جان نثاری برای خمینی خونین سرشت بود. دستگاه ولایت جنایت آخوندی چیره بر ایران امروز زائیده همان آموزش های تعلیمات دینی دوازده امام و زبان عربی آخوند پرستی شاه انگلیسی و آمریکایی است. همان کاری را که اربابان نفتی از شاه خواستند و همان کاری که از شیخ های قرآنی میخواهند : بارکشی و کارگری در رساندن بشکه های نفت به دهان اربابان نفت خور و پس رفتگی و پریشانی ایران و ایرانیان - نه اسلام - نه قرآن - جاوید نام ایران * بابک پارسا *

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. از طرف دوست گرامی پارسا :
      ===========

      این پهلوی پرست ها بجز بر چسب و دشنام و ناسزای لاتی شعبان بی مغی، چیزی دیگه ندارند که به من توی ایرانی بگویند- پدرم کارمند شرکت نفت بود با پیکان و ویلای خودش خدا را بنده نبود . از خمینی بیزار بود چون که دارایی و کارش با سرنگونی شاه بر باد رفت. همیشه جاوید شاه می گفت و هر زمان از او می پرسیدم که چرا آموزش تعلیمات دینی و ۱۲ امام و زبان عربی ،،، شاه هم که حاجی مکه شد و امام زمان و ابوالفضل و داوود و رضا مشهدی عرب را در خوب میدید؟؟؟... می گفت خفه شو پسره نمک ناشناس . به ما چه که مردم در بدبختی هستند. یکی دو تا کتاب خوندی شدی روشنفکر؟ دهن خودت را ببند و هیچی نگو،،،، باری پدرم که بمانند شاه شیعه خرافاتی بود. هم اکنون در بهشت محمد دروغگو، همراه با شاه در حال بالا رفتن از ۷۲ حوری باکره هست و انگور و خرمای ایرانی می خورند،،،، راستی خمینی چی ؟ گمان کنم اون بالا هم هنوز خون ایرانی ها را می ریزه . درست همان کاری که اربابان بیابانگرد شمشیر بدست اسلامی و قرآنی او، بر ایرانیان روا داشتند و پس از ۱۴۰۰ + ۳۳ سال، پس ماندگانشان در ایران امروز بر فرزندان کوروش و زرتشت روا می دارند

      حذف
  21. پاسخ‌ها
    1. Babak Persa انقلاب سفید شاه که به سیاهی کشیده شد. آزمایشی بود از سوی انگلیس و آمریکا برای سنجش میزان قدرت آخوند ها ( کارمندان و پاداش بگیران انگلیس و امریکا ) اربابان فرنگی برای نابودی ایران و سود بردن از سرمایه های کشور دو مهره سرسپرده و جیره خوار نی...از داشته و دارند و آن شیخ و شاه بود و هنوز هم چنین است - آنان با داشتن آخوندی که قمه زنی و سینه زنی و روزه و نماز و خرافات را به مغز مردم فرو کند و مراسم تاجگذاری با شرکت آخوند برای شاهی که تنها پادشاه شیعه جهان گردد
      و حاجی مکه و کمر بسته امام رضا و خواب دیده امام زمان باشد " آخوند مسلمان و شاه مسلمان " هر دو هم با سیاست استبداد و دیکتاتوری بر سر مردم و اندیشمندان آزاده" برای اربابان دزد دیگه از این بهتر نمیشه. برای اربابان اهریمن بهترین کلید ورود به خانه مردم خوابید و نادان و گرسنه اسلام است و همدستی و همکاری با کلید دار و خانه دار " شیخ مسلمان و شاه مسلمان. باری در این گفتگو رضای دلباخته و دل تنگ شاه فقید دوست می گوید ، مردم انقلاب خونین دوست داشتند ،، آخه چه میگویی تو ؟ در تاریخ هزاران هزار انقلاب مردمی در برابر نابرابری ها و ستمکاریها چنین چیزی نبوده و نیست. این همان دشنام و بر چسب زدن بر مردم است که شیخ و شاه و دیکتاتورها بر آنان روا میدارند. دشنام دوم رضا همایونی به میهن پرستان اسلام ستیز این است که می گوید؛ بازرگان گفت آزادی ،،، آخه مرد ؟ آخه ایرانی ؟ در کجای اسلام آزادی دیدی که آن بگور رفته در پرچم حکومت اسلامی" آزاد اندیش آن باشد ؟ آوردن نام ننگین آخوند بازرگان " دشمن ایرانیان تسبیح بدست تازی پرست و پابوس خمینی نشان میدهد که هنوز بسیار از ایرانیان در اندر خم کوچه شیخ و شاه مسلمان هستند. مگر نیستند؟؟،،،، به امید بیداری ، بابک پرسا ،

      حذف
  22. خودتان اندیشه و داوری کنید که چرا رضا پهلوی از شیخان اسلامی، آدمکش موسوی و کروبی و دیگر گروه های مزدور پشتیبانی می کند ؟ با نگاه به کارنامه دست اندرکاران و پایه گذاران دستگاه رژیم اسلامی خمینی و دانشگاه رفتگان انگلیس و آمریکا و اروپا ،،، به آسانی می توان دید، کسانی به مانند آخوند طالقانی، پدر مسعود و مریم رجوی، بهشتی و مطهری و شریعتی منتظری، مهدی بازرگان و قطب زاده و بنی صدر، برادران عراقی لاریجانی، احسان طبری کمونیست ابوذر خمینی، سازگارا و مهاجرانی و سروش و گنجی و شیرین عبادی و و و و چگونه برای اربابان خود بارکشی و کارگری و بردگی کرده اند و هنوز هم در گول زدند مردم دست و پا می زنند . تاریخ ایران، تاریخ خیانت و خنجر و خون و خاکستر است: به امید بیداری - جاوید ایران " بابک پرسا "

    پاسخحذف
  23. بيش از حد بر يك نكته تأكيد كرديد؛ گسترش مساجد و حوزه توسط شاه كه در نهايت منجر به سقوط رژيم پهلوى شد همونطور كه يكى از دوستان اشاره كردند اين اقدام شاه جهت مبارزه با خطر كمونيسم بود خطرى كه غرب سرمايه دار هم متوجهش بود.
    با در نظر گرفتن اين نكته كه هسته نوشتن تون هم بسط همون مطلبى بود كه ذكر كردم ( گسترش مساجد ... ) اما با توجه به اون چيزى كه در كامنتها ازتون خوندم مطلب اصلى به مراتب پربارتر و جامع تر از اون چيزى ميشد كه در حال حاضر هست.
    بابت روشنگرى تون سپاسگزارم.

    پاسخحذف
  24. بيش از حد بر يك نكته تأكيد كرديد؛ گسترش مساجد و حوزه توسط شاه كه در نهايت منجر به سقوط رژيم پهلوى شد همونطور كه يكى از دوستان اشاره كردند اين اقدام شاه جهت مبارزه با خطر كمونيسم بود خطرى كه غرب سرمايه دار هم متوجهش بود.
    با در نظر گرفتن اين نكته كه هسته نوشتن تون هم بسط همون مطلبى بود كه ذكر كردم ( گسترش مساجد ... ) اما با توجه به اون چيزى كه در كامنتها ازتون خوندم مطلب اصلى به مراتب پربارتر و جامع تر از اون چيزى ميشد كه در حال حاضر هست.
    بابت روشنگرى تون سپاسگزارم.

    پاسخحذف
  25. بيش از حد بر يك نكته تأكيد كرديد؛ گسترش مساجد و حوزه توسط شاه كه در نهايت منجر به سقوط رژيم پهلوى شد همونطور كه يكى از دوستان اشاره كردند اين اقدام شاه جهت مبارزه با خطر كمونيسم بود خطرى كه غرب سرمايه دار هم متوجهش بود.
    با در نظر گرفتن اين نكته كه هسته نوشتن تون هم بسط همون مطلبى بود كه ذكر كردم ( گسترش مساجد ... ) اما با توجه به اون چيزى كه در كامنتها ازتون خوندم مطلب اصلى به مراتب پربارتر و جامع تر از اون چيزى ميشد كه در حال حاضر هست.
    بابت روشنگرى تون سپاسگزارم.

    پاسخحذف
  26. پس از ۳۸ سال حکومت حاجی آقا محمد رضا پهلوی و ساواکی، تخت خالی شاهی جایش را به منبر خمینی و آخوندی داد، =. آدمکشان اسلامی از آسمون که نیامد ه بوده اند ،،،،،

    پاسخحذف
  27. بنام ایرانی آزاده و میهن پرست باید بدانیم که: با خرد ورزی در خود شناسی و اندیشیدن و سنجیدن نیک و بد با پرسش های درونی از خویشتن" در آگاهی یافتن از سرشت و فرهنگ و آیین و آرمان و زبان و تاریخ خودمان" با همدستی و همدلی و همیاری و هم سازی" می توانیم نخستین گام را در راه رسیدن به دروازه بزرگ آزادی و پیروزی برداریم. امروز که بسان دیروز، همچنان پریشان و گریان از ایران بخون و خاکستر کشیده شده هستیم، باید نیک بنگریم و اندیشه کنیم که چرا چنین شد و همچنان چنین است؟ نخست باید از خودمان آغاز کنیم و بدانیم که: بدبختی و پس ماندگی تاریخی ایرانیان از نداشتن آگاهی فرهنگی و تاریخی" گمراهی و درماندگی از اینکه چگونه و چرا و کی و کجا و چه شد و چه بودم و چه شدم و چه هستم و به کجا می روم است. با نگاه به تاریخ سرکوبگری ستمکاران شیخ و شاه بر ایرانیان، و پرورش یافتن فرهنگ ستم پذیری* ترس و پنهان سخنی* دودلی و دوگانگی و دو چهرگی که: فرهنگ ولش کن بابا تو چیکار داری به ما چه؟ گور پدر همسایه ، گور پدرمردم " آن چیزی را که خودش میگه انجام نمیده، آن چیزی را که نمیگه انجام میده " فرهنگ توسری خوردن از دشمن همزمان با توسری زدن به هم میهن خود " فرهنگ ستم گرفتگی از بیگانه وستم دادگی به فرزندان خود " آنهم با برخورداری از بینش و رفتار و کردار و گفتار نا استوار در ناپیمانی و ناسازگاری با خودی ایرانی، با خود فروشی و خون فروشی هم میهن خود" با خاک و خانه و کاشانه خود !!! آیا مگر به گواه تاریخ، به راستی چنین نبوده و نیست؟،،،، من از بیگانگان دیگر ننالم که بر ** من هر چه کرد آن آشنا کرد.* حافظ -*: به امید بیداری و آگاهی هم میهنان در همدوستی و هم زیستی و همراهی بیشتر و بیشتر. * بابک پرسا * جنبش خردگرایی مردمی. Kheradgera

    پاسخحذف
  28. zere ziadi moghuf ey kharej neshinane bi darde heyvav parast e kheyli kheyli azadi khah....

    پاسخحذف
  29. chera shoma ke edeaye azadi mikonin be digaran azadi nemidin ke tu face book harf bezanan.har ki ro tashkhis bedan ke az iran hemayat mikone sarian safhash baste mishe.chera bozorgatun jorat nadaran tu keshvare mahde azadi darbare holocost nazar bedan.hamatun eyne ye musshin ke mesle sag az ghodrat haye bozorg mitarsin.mele sag.

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.