جمعه، دی ۰۹، ۱۳۹۰

خطر مجاهدین برای ایران/ مصیبت وجود مجاهدین خلق برای مردم ایران، به مانند مصیبت حزب کمونیست برای مردم فلک زده کره شمالی است....!

باید از مجاهدین پرسید، در صورتی که شما به دمکراسی و آزادی معتقد نیستید، چرا خودتان را به دمکراسی خوانان و آزادی خواهان ایران می چسبانید؟


لازم به ذکر است که در این نوشته به خطر مجاهدین پرداخته شده و صرفا منظور این بوده که مجاهدین می توانند خطری بالقوه چون حزب کمونیست کره شمالی، برای کشور ایران باشند. به عنوان نمونه چند خیانت مجاهدین نیز ذکر شده است.


برای اینکه ببینیم چه بلایی بر سر کره شمالی آورده شده است، کافیست این کشور را با همسایه جنوبیش ، کره جنوبی مقایسه کنیم.

بعد از جنگ جهانی دوم و پایان اشغال کره توسط ژاپن، کره شمالی در اختیار شوروی قرار گرفت و کره جنوبی در اختیار آمریکا. کشور کره شمالی بر اساس دیکتاتوری اداره می شود  و کره جنوبی بر اساس دمکراسی.

نتیجه حاصله این است که کشور کره شمالی جزو فقیرترین کشورهای دنیا است، حدود سه و نیم میلیون نفر تا کنون اعدام شده اند و  از جمعیت بیست میلیونی آن، فقط در طی قحطی دهه نود یک میلیون نفر از گرسنگی مرده اند اما کره جنوبی یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیا شده است که شانه به شانه ژاپن در حال پیشرفت است...!

سرانه تولید ناخالص ملی در کره شمالی 1400 دلار است، اما در کره جنوبی 24000 دلار است...!

بی شک تمام بلایی که بر سر مردم کره شمالی آمده است، مدیون وجود حزبی به نام حزب کمونیست است که چون اختاپوس، این کشور را در اختیار خود گرفته است. وجود این حزب، مصیبتی برای مردم کره شمالی است...!

حال به کشور خودمان ایران بپردازیم، گروه تروریستی وجود دارد به نام مجاهدین خلق، این گروه که بنا شده بر کمونیست و اسلام است، قریب چهار دهه است که چون خوره به جان مردم ایران افتاده است، لیست برخی از جنایات این گروه را در اینجا می بینیم:

-          تلاش آنها برای سرنگون کردن حکومت شاه و بر سر کار آوردن خمینی در قبل از انقلاب: نمی توان نقش این گروه و فعالیت های مسلحانه آنها را در سرنگونی شاه نادیده گرفت.

-          دست یازیدن مجاهدین به خشونت و بمب گذاری و ترور، در بعد از انقلاب بی هیچ دلیلی قابل توجیه نیست...! 

-          با شروع جنگ، این مجاهدین بودند که به دامان صدام پناه بردند  و به صدام کمک کردند.

-          بعد از آتش بس بین ایران و عراق، که حاصل کشته شدن یک میلیون انسان بود، این مجاهدین بودند که باز به ایران حمله کردند و همان آتش بس لرزان را با خطر شعله ور شدن آتش جنگ مواجه کردند.

-          اکنون که بعد از سی سال جنایت رژیم آخوندی، مردم ایران برای آزادی و دمکراسی پا به میدان گذاشته اند، این مجاهدین خلق هستند که با بی شرمی تمام، چون انگل خود را به جنبش آزادی خواهی ایران می چسبانند و باعث بدنامی آنها می شوند.

-          بماند که خامنه ای و رژیم نیز فرصت می یابند آزادی خواهان ایران را به مجاهدین بچسبانند و به عنوان تروریست، آزار دهند.

روش مبارزه و منش سیاسی انگل گونه مجاهدین، خطری برای مردم ایران بوده است، غیر از اینکه هزاران جنایتی که تا کنون مرتکب شده اند، اکنون نیز خطری شده اند برای آزادی خواهان ایران...!


بی شک اگر این جنایتکاران به قدرتی دست یابند، وضع ایران را صد مرتبه بدتر کره شمالی خواهند کرد...!


نوشته قبلی: 
/---------------/پژوهشی در باب فرقه مخوف شمقدریه(که معقدند شمقدر امام یازدم است) و رد سم(!) شمقدر در تغییر مسیر اسلام....!


/------------/نسل گذشته ایران، مرتکب اشتباهات مرگ آوری شد و این اشتباهات از سر نادانی بود...!/اگر جامعه بالغ بود اجازه نمی داد خمینی انقلاب را بدزدد.


همانطوری که می بینید، مریم رجوی عکس ندا را پشت سر گذاشته، در حالی که ندا روسری به سر دارد، به مانند دیگر مجاهدین خلق!! باید از آنها پرسید چرا عکس های بدون حجاب ندا را استفاده نکرده اند؟! 
مریم رجوی هنگامی که فرمان حمله به ایران را صادر می کرده است...!


پنجشنبه، دی ۰۸، ۱۳۹۰

پژوهشی در باب آیین شمقدریه (که معقدند شمقدر امام یازدم است) و رد سم(!) امام شمقدر در تغییر مسیر اسلام....!

شمقدر (س) کیست؟!

شمقدر، شتر مقدس حضرت امام نقی(ع) است که بسیار نزد امام نقی محبوب و عزیز بود. امام تقی (ع) به عنوان کادوی تولد امام نقی،  شمقدر را که شتری  شیرخواره بود برای امام نقی خریداری کرد و امام نقی با توجه به افسرگی شدیدش، به این شتر دلبستگی خاصی پیدا کردند و تا آخر عمر امام نقی، با ایشان زندگی کردند.

از امام نقی دو حدیثی وجود دارد که می فرماید:

"هر کس شمقدر  را آزار دهد، رسول الله را آزار داده است."

و یا امام نقی در جایی فرموده اند:

قال النقی:
"یا شمقدر ... انت منی وانا منک ...
ترجمه :  ای شمقدر! تو از من هستی و من از تو هستم "

چرا پیروان مذهب شمقدریه معتقدند که شمقدر، امام یازدهم است؟

 اساس و پایه آیین شمقدریه، بر حدیثی از امام نقی استوار است که فرمودنه اند:

"هر آن‌کس که من مولای او هستم، پس شمقدر  مولای اوست»"

البته عباسیون و شعیان معتفدند که امام نقی کمی مست بوده اند و تنها می خواسته اند دوستی و نزدیکی خود به شمقدر را به صحابه گوشتزد کنند  و منظور امام نقی این نبوده که شمقدر را امام بعدی خود اعلام کنند.

اما شمقدران (پیروان شمقدریه) معتقد هستند که امام نقی هیچگاه آب انگور نمی خورده و هیچگاه سیاه مست نمی کرده که بخواهد چنین سوتی بدهد.

افسار مقدس شمقدر:

از امام نقی حدیثی نقل شده که می فرمایند:
"انی تارک فيکم الثقلين ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا: بشکه انگور و افسار شمقدری".
يعني : من در ميان شما دو چيز گرانبها مي گذارم ، تا به آن چنگ زنید و گمراه نشوید: اين دو چيز گرانبها عبارتند از: بشکه شراب انگور من و افسار شمقدر"

معراج امام نقی به همراه شمقدر:

بعد از اینکه خلیفه عباسی از امام نقی طلب معجزه کرد و گفت اگر امام هستی باید بتوانی معجزه کنی، امام نقی مدعی شد که به همراه شمقدر به آسمان هفتم معراج کرده است و شمقدر نیز به عنوان شاهد، در دربار خلیفه عباسی حاضر و شهادت داد.

خیانت حضرت شمقدر و مقطوع النسل کردند امام حسن عسگری

نقویون معتقدند که شمقدر مسول مقطوع النسل شدن امام حسن عسگری هستند و می گویند زمانی که امام حسن عسگری پشت یک درب بوده است، به در لگد زده و بیضه های امام حسن عسگری در اثر این ضربه، منفجر شده و امام حسن عسگری فاقد فرزند است، به همین دلیل نیز امام نقی شمقدر را به سمت امام یازدهم منصوب کرده است.

همچنین برخی از شیعیان که هیچ دلیلی مستدلی برای مناظره در باب حقانیت آیین شمقدریه ندارند، مدعی هستند که  امام حسن عسگری از ترس شمقدر فرزند خود را در چاه جمکران مخفی کرده است.

چگونگی امامت شمقدر بعد از شهادت امام نقی:

بعد از اینکه امام نقی در پی توطئه خلیفه عباسی به شهادت رسید، برخی از اصحاب به استناد حدیث مذکور به گرد شمقدر جمع شدند و شمقدر خود را امام یازدهم خواند، اما امام حسن عسگری که بسیار عصبانی شده بود، شمقدر را خائن به اسلام دانست و  لشکریانی جمع کرد و به شمقدر و اصحابش حمله کرد.

گفته می شود شمقدر و اصحابش از ترس امام حسن عسگری به صحرا فرار کردند و البته برخی از تاریخ نگاران می گویند امام حسن او را در میدان مرکزی سامرا کشته است.

فرزندان حضرت شمقدر(ع):

بسیاری از مراجع تقلید، مقام معظم رهبری، حضرت امام خمینی و دیگر بزرگان دین اسلام، همه از فرزندان حضرت شمقدر محسوب می شوند.

همانطوری که می بنیید امام خامنه ای کینه شتری شدید دارند که به صورت ژنتیک از حضرت شمقدر به ارث برده اند.


/----------------/پیام ویدیویی سالیانه  امیرالمومنین شمقدر (ع) در آستانه طلوع سال دوم نقوی
نوشته های مرتبط: 
---------
---------
---------
---------
---------
---------
---------




چهارشنبه، دی ۰۷، ۱۳۹۰

نسل گذشته ایران، مرتکب اشتباهات مرگ آوری شد و این اشتباهات از سر نادانی بود...!/اگر جامعه بالغ بود اجازه نمی داد خمینی انقلاب را بدزدد.

اگر مردم ایران به بلوغ سیاسی لازم رسیده بودند، اجازه نمی دادند خمینی انقلاب آنها را بدزدد.

اولین قدم برای تصحیح خطاهای گذشته، قبول کاستی و کم کاری های گذشته است.

اخیرا باب شده که گروهی نسل گذشته را مسول جنایات سی سال گذشته می دانند و یا جمعی دیگر مدعی هستند خمینی انقلاب 57 را دزدید.

نکته ای که این وسط گم شده و به آن توجه نمی شود، این است که یادمان رفته اگر مردم ایران به بلوغ سیاسی کافی رسیده بودند، اجازه نمی دادند که غول بیابانی چون خمینی بر دوش آنان سوار شود.


قریب یک صد سال است که از انقلاب مشروطه می گذرد، اما تازه در این چند ساله است که می بینم همه اقشار جامعه ایرانی با مفاهیمی چون دمکراسی و آزادی بیان، آشنا شده اند.

نمی توان منکر این شد که قسمت عمده ای از مخالفین شاه، خواهان دمکراسی و آزادی بیان بودند، اما باید قبول کرد که متاسفانه خمینی و طرفدارانش نیز پتانسیل قابل توجهی در جامعه داشته اند. 

باید قبول کرد که وجود چنین پتانسیلی (متعلق به خمینی) ناشی از عدم بلوغ سیاسی مردم ایران در آن زمان بوده است. 

بی هیچ تعارفی باید قبول کنیم که جامعه ایرانی در آن زمان نمی دانست دمکراسی چیست و چه ارزشی دارد.


اگر جامعه ایرانی به ارزش دمکراسی آگاه بود، بی شک از آن نیز حمایت می کرد،!


بله، نسل گذشته در مقابل جوانان ایران امروز، مسول است، اما مسولیت او ناشی از نادانی او بوده است.

اگر بخواهیم جلوی تکرار اشتباهات مهلک اینچنینی بگیریم، باید که ابتدا درباره آزادی بیان، دمکراسی و سکولاریسم، به صورت کامل و اساسی روشنگری صورت گیرد.

هادی خرسندی، طنزپرداز معاصر، شعر زیبایی دارد که در وصف مردم ایران در زمان انقلاب می گوید



روزگاری روزگاری داشتيم
بهر خود شهر و دیاری داشتیم


حرف قانون اساسی میزدیم

هم شعوری هم شعاری داشتیم

نهضت مشروطه مان گر مرده بود
لااقل بهرش مزاری داشتیم

وارث صدجور بیماری شدیم
گرچه دکتر بختیاری داشتیم

او برای ما الفبا مینوشت
ما نظر بر نقش ماری داشتیم

او ز لائیسیته‌اش میگفت و ما
با امام خود قراری داشتیم!

عاقلی حرفی زد و در معنیش 
حیرت دیوانه واری داشتیم


دو نوشته قبلی :
/-----------/ویدیو با زیرنویس فارسی/ سخنانی شاهکار، از بزرگان اندیشه دنیا درباره عدم وجود خدا....!

سه‌شنبه، دی ۰۶، ۱۳۹۰

ویدیو با زیرنویس فارسی/ سخنانی شاهکار، از بزرگان اندیشه دنیا درباره عدم وجود خدا....!

براستی این چگونه خدایی است که توانا و دانای مطلق است، بعد انسانی را می سازد که اینگونه پر از اشتباه و خطا است و بعد مخلوق خودش را به دلیل اشتباهاتش مورد سرزنش قرار می دهد؟

آیا چنین خدایی، از تعادل عقلی برخوردار است؟!

داستان خدا، داستانی ابلهانه و بچه گانه است، ولی چون اکثریت مردم آنرا باور دارند، متاسفانه این داستان واقعی در نظر گرفته می شود، اما این نکته فراموش می شود که این داستان، به زور شمشیر و آدم کشی دینداران است که ایچنین مورد قبول همه واقع شده است.

در این ویدیو که بر آن زیرنویس فارسی گذاشته ام، سخنان چند انسان آزاد و بزرگ را می بینید که به مساله ادیان و خدا پرداخته اند.


نوشته دیگر امروز من: 
/---------------/نسل گذشته ایران، مرتکب اشتباهات مرگ آوری شد و این اشتباهات از سر نادانی بود...!/اگر جامعه بالغ بود اجازه نمی داد خمینی انقلاب را بدزدد.

دو نوشته مرتبط:






دوشنبه، دی ۰۵، ۱۳۹۰

در شهر به ما پیشنهاداتی شده است...!



در این نوشته، در قالب یک خانم بیوه، از مرجع تقلید شیعه سوالی کرده بودم که  ایمیل من در آن استفتا، منتشر شده بود.

حال ده ها پیشنهاد ازدواج دریافت کرده ام که دو نمونه اش را اینجا می بینید:

نوشته قبلی من:






خیانتی دیگر از اصلاح طلبان/هموطنم، حاصل دمکراسی دوران طلایی امام نیست، بلکه زندگی با کرامت برای شهروندان است...!

 شاید یکی از مهمترین خیانت های اصلاح طلبان، بدنام کردن اسم دمکراسی باشد، از طرفی مدعی مردم سالاری و جامعه مدنی هستند، یعنی از مفاهیمی چون دمکراسی اعتبار می گیرند ولی با بی شرمی تمام، دوران جلاد بزرگی چون  خمینی را دوران طلایی می دانند.

به دیگرعبارت، با بی شرمی تمام، اینگونه القا می کنند که دوران طلایی خمینی، دوران دمکراسی بوده است و این باعث بدنامی دمکراسی می شود

نکته اینجاست که این کار، یک خیانت آشکار است، چرا که در ایران گردش آزاد اطلاعات نداریم و صدای اصلاح طلبان، تنها صدای رقیب رسمی رژیم است که از تلوزیون و دیگر مدیا اجازه انتشار می یابد.

به عبارت دیگر، اصلاح طلبان یک امکان خاص و ویژه سخن گفتن از تلوزیون را داشته اند و از آن امکان برای بدنام کردن دمکراسی استفاده کرده اند و طوری القا کرده اند که دمکراسی به معنای دوران طلایی خمینی است...!

صد البته که چنین نیست، دوران طلایی خمینی، دوران دیکتاتوری بود، شاید بدتر از دوران خامنه ای.

در همان دوران بود که با پونز روسری را بر پیشانی دختران (فیکس) می کردند، در زندان ها قتل عام صورت می گرفت، هشت سال جنگ را ادامه دادند تا کشور به خرابه ای کامل تبدیل شد، در خارج از ایران رسما و بی هیچ شرمی به ترور و آدم کشی دست می زدند و هزار جنایت دیگر.

تفاوت دمکراسی با دوران خامنه ای و خمینی، در این است که در دمکراسی، این جامعه است تصمیم می گیرد چه کسی کشور را اداره کند، بر کارش نظارت می کند، هیچ عقیده و مذهبی نیز بالاتر از قانون نخواهد بود.

اما در ولایت فقیه، این ولی فقیه است که بر مردم مالکیت دارد، کسی بر کارش نظارت نمی کند  و اسلام نیز بالاتر از قانون و خواست مردم است.









یکشنبه، دی ۰۴، ۱۳۹۰

کپی قرارداد محرمانه بین مدیریت بالاترین و مدیریت اشرف/ قرارداد اجاره سایت بالاترین


همه کسانی که با وبلاگ های فارسی آشنا هستند، سایت بالاترین را می شناسند، و تقریبا همه به یاد دارند که سال گذشته مدیر بالاترین یک شبه کودتا کرد و حساب سیصد نفر از کاربران قدیمی و اصلی سایت را بست، چرا که به محدود کردن آزادی بیان و حذف اندیشه در آن سایت اعتراض داشتند.

بعد از اینکه مدیر سایت، راه اندازی سایت های مشابه (ریشه ها) و همچنین کاهش بازدید کننده سایت خودش را دید، معذرت خواهی کرد و حساب مخالفین را باز کرد و قول داد که دیگر چنین نکند.

هیچ کسی باور نمی کرد مدیر این سایت، اکنون به روش دیگری، خوی دیکتاتوری خودش را نشان دهد و اینبار مدیریت سایت بالاترین را به دست گروهک بدنام و ترویست مجاهدین خلق واگذار کند...! 

در اینجا می توانید ببیند چطور سایت یکی از مجاهدین را بالایار بالاترین کرده اند...!!

امروز شاهکار دیگری کرده اند و حساب سام آشتیانی، وبلاگ نویس و کاربر منتقد سایت را نیز بسته اند...! به نظر می رسد سایت بالاترین به صورت کامل به اجاره مجاهدین درآمده است و اینجا متن قرارداد اجاره را می بینید...!

کپی قرارداد محرمانه بین مدیریت بالاترین و مدیریت اشرف.
قرارداد اجاره سایت بالاترین
طرفین:
موجر: مهدی یحیی نژاد، میترا بالاترینی نژاد، به آدرس سایت بالاترین
مستاجر: مریم رجوی، رییس جمهور ایران و رییس سازمان مجاهدین خلق ایران، به آدرس عراق، قرارگاه اشرف در عراق

مورد اجاره: سایت اشتراک گذاری بالاترین.

مدت زمان اجاره: نامحدود، تا زمانی که بازدید کننده سایت به بیست و چهار بازدید کننده در روز برسد.

مبلغ اجاره: مبلغ ماهیانه ده هزار دلار که به حساب موجر واریز می شود. غیر از مبلغ اجاره ماهیانه، مستاجر مبلغ بیست هزار دلار نیز در ابتدای قرار داد دریافت کرده است.

وظایف  و اختیارات مستاجر:
-          تمامی مدیریت سایت را به نمایندگان سازمان مجاهدین خلق واگذار کند،
-           تمامی بالایاران بایستی از میان مجاهدین خلق انتخاب شوند.
-          مجاهدین مختار هستند حساب تمامی کاربران قدیمی سایت و تمام کسانی که باعث شده اند بالاترین پیشرفت کند، را ببندند.
-          موجر دویست اکانت تقلبی و فیک، در اختیار مستاجر(مجاهدین) قرار خواهد داد تا به ثناگویی و پرستش شورت مریم رجوی مشغول شوند.
-          مستاجر اختیار آنرا دارد که سایت بالاترین را به گه بکشد، اعتبار آنرا به زیر سوال ببرد و آنرا به شعبه سایت همبستگی ملی تبدیل کند.
وظایف و اختیارات موجر:
-          آقای یحیی نژاد و خانم میترا بالاترینی نژاد، در انتهای قرارداد، به ازا هر شورت مریم رجوی، مبلغ هزار دلار دریافت می کنند. بدیهی است که نماینده آنها مجاز است اتاق خواب مریم رجوی را بازدید و تعداد شورت های او را شناسایی کند.
-          موجر به هیچ وجه در کار مجاهدین خلق دخالت نخواهد کرد.
-          موجر با تغییر آرم سایت به شورت مریم رجوی موافق است.
امضا موجر :                                  امضا مستاجر:
مهدی یحیی نژاد                                مریم رجوی
­شاهد قرارداد: حسین شریعتمداری و کامران نجف آبادی از برنامه بیست و سی


نوشته مرتبط قبلی :



چند نوشته دیگر: