یکشنبه، آبان ۰۸، ۱۳۹۰

توجیه علمی معجزه موسی و شکافته شدن رود نیل چه بوده است؟ / آیا می دانستید احتمال زیاد معجزه موسی تنها یک سونامی بوده است...!

نوشته ام احتمال زیاد، چون داستان موسی می تواند یک افسانه باشد...!

می دانید درست در سه هزار و پانصد سال قبل، آتش فشان سنتروینی در دریای مدیترانه فعال شده است و باعث شده که سونامی بزرگی به وجود آید؟

از داستان موسی و شکافته شدن رود نیل، چیز زیادی نمی دانیم جز متون دینی که عموما آغشته به اغراق بسیار هستند. اما اگر واقعا موسی وجود داشته و زمان این واقعه (شکافته شدن رود نیل) نیز واقعا سه هزار و پانصد سال پیش باشد،همانطوری که در متون دینی گفته شده است،  توجیه علمی برای آن وجود دارد.

یکی از دلایل وقوع سونامی، می تواند فعال شدن آتش فشان ها در دریا یا جزایر باشد، چرا که حجم عظیمی از مواد مذاب را به دریا می ریزند و همین باعث ایجاد موج های بسیار بلندی می شود که ما آنرا سونامی می نامیم. بر اساس مدارک علمی موجود، درست در سه هزار و پانصد سال پیش، آتش فشان سنتورینی شروع به فوران می کند و حجم عظیمی از مواد مذاب را به دریای مدیترانه می ریزد. بر اثر واریز شدن مقدار بسیار بسیار زیادی مواد مذاب به دریا، سونامی به وجود می آید.

متخصصین سونامی می گویند همیشه قبل از وقوع سونامی، آب دریا و یا اقیانوس عقب نشینی می کنند و ابندا ساحل پیشروی می کند. 

حال می پردازیم به مساله معجزه موسی و عبور پیروان او از رود نیل و بعد غرق شدن فرعون و لشکرش: 

درست در زمانی که موسی می خواسته از رود نیل رد شود، آب دریا عقب نشینی کرده است و این عیب نشینی آنقدری بوده که مقدار زیادی از آب رود نیل را نیز با خود به سمت دریا کشانیده است، در این فاصله چند دقیقه ای، موسی و پیروانش از رود نیل رد می شوند.

اما این انتهای ماجرا نیست، چرا که فرعون و لشکرش به دنبال آنها وارد رود نیل می شوند و آن درست همان زمانی است که سونامی اصلی می آید و مقدار زیادی آب به رود نیل بازمی گردد و لشکریان فرعون غرق می شوند!

موسی که جان سالم از این ماجرا به در برده بوده است، تمام اعتبار این داستان را خودش بالا می کشد و می آید می گوید که خدای من معجزه کرده است! البته که آن موقع کسی خبر نداشته چند صد کیلومتر آنطرفتر در دریای مدیترانه چه خبر است و اصلا سونامی چیست!

در این میان نه الله و یهوه معجزه ای کرده است و نه اتفاق غیر قابل درکی رخ داده است. از دین باورانی که داستان های اینچنینی را بنای قبول وجود خدا می دانند، باید پرسید چرا اکنون الله شما قادر و توان به آوردن معجزه ای نیست؟! چرا حتی برای محمد معجزه ای صادر نکرده است؟


باید از دینداران پرسید اگر خدای موسی خبر مرگش، قادر به معجزه کردن بود، چرا زمانی که زیر فشار فرعون بود، فرعون را تبدیل به سوسک یا مورچه نکرد تا معجزه اش را همه ببیند!؟ 

چرا ما در کل تاریخ ادیان، یک مثال نمی توانیم بیابیم که یکی از پیامبران گفته باشد من به عنوان معجزه فلان کار را خواهم کرد و بعد چنین کند؟! چرا تمام معجزات پیامبران باید سو استفاده از اتفاقات طبیعی باشد؟

منبع: برنامه مستند و علمی به نام ده چیزی که درباره سونامی باید بدانیم.



لینک این مطلب در بالاترین-----------آزادگی


شنبه، آبان ۰۷، ۱۳۹۰

آقای خامنه ای، شدت جنایات الاغ چموشی چون خمینی توجیه گر جنایات تو نیست، صدام نیز بیشتر از تو انسان ها را آزار می کرد...!

خامنه ای گفته است که خمینی معترضین سیاسی را می کشت، من فقط آنها را اعدام می کنم، او در جواب یکی از آخوندهای معترض، گفته است که خمینی معترضین را می کشت، اما من دستور داده ام فقط آنها را زندانی کنید! (توضیحات بیشتر در اصل خبر به قول از خبرگزاری العربیه)

باید خطاب به خامنه ای گفت که شدت جنایات الاغ چموشی چون خمینی که وحشی گری و شرارت را به منتهی رسانیده بود، دلیل و توجیه جنایات او نمی تواند باشد، چه آنکه صدام حسین هم جنایات بیشتری از خامنه ای در پرونده خود دارد.

عدم کشتن زندانیان سیاسی نیز یک دروغ شاخدار دیگر است و خامنه ای به قول معروف به مثل سگ به دروغگویی روی آورده است، دیده ایم که سگان خونخوار ولایت، چه وحشیانه چه در خیابان و چه در زندان ها، آزادی خواهان ایران را می کشند و شکنجه می کنند و آزار می دهند.

لینک این مطلب در بالاترین----------آزادگی 

نوشته پیشین: 


جمعه، آبان ۰۶، ۱۳۹۰

آقای پهلوی،قدم پیش بنه! خودت آغازگر باش/تصور کنید همیشه جمعی ازایرانیان درحال اعتصاب غذا در جلوی سفارت های ایران باشند...!

میلیونها ایرانی ساکن خارج از کشور داریم، چرا نباید برای آزادی زندانیان سیاسی، جلوی سفارت خانه های ایران، اعتصاب غذای نامحدود کنیم؟


خلاصه طرح: 
یک اعتصاب غذای فراگیر توسط ایرانیان خارج از کشور جلوی سفارت خانه های رژیم آغاز شود، آغازگر این اعتصاب، رضا پهلوی و دیگر اشخاص سرشناس باشند، ایرانیان اعتصاب کننده جای خود را هر دو روز با یکدیگر عوض کنند، همیشه تعدادی ایرانی در حال اعتصاب غذا جلوی سفارت خانه های رژیم خواهیم داشت؛ تا زمان آزادی زندانیان سیاسی.


هموطنم؛ 
می دانی تحقیر چیست؟
وقتی می دانی که یک آدم بیمار روانی، با مشت به سرت بکوبد و بی هیچ شرمی سخن از آزار جنسی تو بر زبان آورد.
می دانی شکنجه چیست؟
وقتی خواهی فهمید که از شدت درد، تنها آرزوی مرگ کنی و در ذهنت به دنبال راهی برای خودکشی بگردی.
می دانی تنهایی سلول انفرادی چیست؟
وقتی خواهی فهمید که به زندانبان خودت فحش بدهی، بلکه تو را از انفرادی بیرون بیاورند و کتکت بزنند، بلکه کمی از تنهایی درآیی.

این چند جمله بالا را نوشتم تا بدانی که زندانی سیاسی بودن یعنی چه، فرق بسیار دارد با یک نفر آدم معمولی که به خاطر چک به زندان می رود و با پول به همه چیز (حتی مواد مخدر) دسترسی دارد.

آقایرضا پهلوی متن زیبایی نوشته است و از همه خواسته پیشنهاد خود را برای کمک به آزادی زندانیان سیاسی ارایه کنند.

پیشنهاد من به آقای رضا پهلوی، آغاز اعتصاب غذای گسترده در جلوی سفارت خانه های رژیم ایران است.  شایان ذکر است که یکی از مهمترین روش های تحت فشار قرار دادن رژیم های دیکتاتوری، اعتصاب غذا است. چرا که فرد اعتصاب کننده به درخواست خود و در نهایت آزادی، برای نشان دادن مخالفت خود عذابی چند روزه را متقبل می شود.

نیازی نیست که هر ایرانی به تنهایی صد روز اعتصاب غذا کند، می توانیم به مانند زندان های ترکیه، آنرا زنجیره ای کنیم. یعنی اینکه مثلا سه روز اول را من اعتصاب غذا می کنم، بعد جای خود را به دوست دیگری برای مدت سه روز بعدش خواهم داد و به این نحو همیشه تعداد مشخصی از ایرانیان در حال اعتصاب در جلوی سفارت خانه های رژیم خواهیم داشت.

روش آن نیز چنین خواهد بود:

-   آقای رضا پهلوی یک روز مشخص را به عنوان آغاز این طرح اعلام کنند و خودش نیز در اولین مرحله  به اعتصاب دو یا سه روزه می پردازد.
-   یک سایت اصلی  برای این کار طراحی کنیم، در تمام شهرهای مهم دنیا ایرانیان به ثبت نام در آن بپردازند و اعلام کنند که چه روزهایی می توانند در این طرح شرکت کنند و لذا می توانیم به مدیریت شرکت کننده ها بپردازیم.

-   برای همه گیر شدن این طرح، اعلام می کنیم که ایرانیان می توانند صورت خود را نیز بپوشانند و به این روش جلوی آزار بستگان شرکت کننده در این اعتصاب در ایران خواهیم گرفت.

-   هنرمندان و افراد نخبه و سرشناس ایرانی نقش بسیار مهمی می توانند بازی کنند، حضور آنان در داخل کشور بسیار خبرساز خواهد بود.

-   اثرگذاری این روش بسیار زیاد است، چون ایرانیان داخل کشور نیز می بینند که هموطنان خارج نشین به یاد آنها هستند.

 -   تصور کنید به صورت شبانه روزی تعداد زیادی از ایرانیان در جلوی سفارت خانه های رژیم در تمام شهرها، در حال اعتصاب باشند.

هموطنم خارج نشین من، فراموش مکن که وامدار نسرین ستوده و پناهی و دیگر بزرگان و آزادی خواهان دربند ایران هستیم، آنها جان خود را به خاطر آینده کشور ما به خطر انداخته اند، این حداقل کاری است که ما می توانیم انجام دهیم.

و کلام آخر با آقای رضا پهلوی؛ 
رضا جان، همیشه به انتقاد از خاندان پهلوی پرداخته ام، اما در اینجا کلاه از سر برمی دارم در مقابل تو، چه آنکه می توانی و می خواهی که آغازگر حرکتی باشی برای کمک به قهرمانان دربند ایرانزمین، قول می دهم به عنوان یک ایرانی، اگر این طرح (یا طرح های عملی دیگری) را آغاز کردی، تا پای جان همراه تو برای آزادی زندانیان سیاسی تلاش کنم. 

اجازه می خواهم این نوشته وبلاگم را به تصویر بانوی عشق و عدالت، زن سرفراز ایرانی، خانم نسرین ستوده مزین کنم، مادری که به همه انسانیت را می آموزد...





پنجشنبه، آبان ۰۵، ۱۳۹۰

این مسلمانان جهان هم برنامه خطرناکی دارند...!

شباهت و تفاوت جادوگر قبیله و پیامبران را شرح دهید...!

افراد جادوگر از زمان انسان های اولیه و غارنشین وجود داشته اند، و از زمان ابتدایی یکجا نشینی انسان ها، نقش مهمتری را در جوامع به عهده گرفتند.

انسان در آن دوره، هیچ شناختی از محیط اطراف نداشته است، برای انسان های آن روزگار، بیماری و مرگ و تهدیداتی چون جانوران وحشی، بسیار بسیار ناشناخته  و ترسناک بوده اند.

در این میان جادوگران قبایل  مدعی می شده اند که با مثلا خواندن ورد ها و یا دعاهای مخصوص یا قربانی کردن می توانند محیط اطراف را به تسلط خود درآوردند، شکار را برای انسان ها راحتر کنند، ریزش باران را افزونی بخشند، بیماری های انسان یا دام را برطرف کنند و یا ده ها خطر دیگر که انسان های اولیه را تهدید می کرده است.

اکنون همه، حتی دینداران نیز می دانند که جادوگران قبیله، انسان هایی کاملا عادی بوده اند و تنها مثلا بر حسب تصادف گاهی حرف آنها درست در می آمده است.

از چند هزار سال پیش، انسان های جامعه آنقدر باهوش شده بودند که بفهمند جادوگران عموما دروغ می گویند و قدرت خاصی ندارند، لذا افراد کلاش جادوگر، به روش جدیدی متوسل شدند، آنها مدعی شدند  که در آسمان ها یک خالق برتر وجود دارد و این افراد، نماینده انحصاری آن افراد هستند...!

البته که از طرف مردم باهوش آنروزگار سوالاتی نیز پرسیده می شد که پیامبران هیچگاه به آن جواب ندادند، مثلا این سوال که اگر یک خالق برتر در آسمان است که همه انسان ها را آفریده، چرا ناتوان از صحبت کردن به صورت مستقیم با همه مردم است؟!

 براحتی می توان شباهت بسیاری بین جادوگران و پیامبران یافت، مثلا اینکه هم پیامران و هم جادوگران برای اتفاق خاصی (مثلا بارش باران یا سلامتی) دعا می کنند، برای رضایت ارواح یا خدای مربوطه قربانی می کنند، یا خود را قشر برگزیده ای می دانند.

در این میان البته که تفاوت هایی هم دارند، شاید مهمترین تفاوت آنها این باشد که جادوگر قبیله خود را نماینده ارواح می داند و پیامبران خود را نماینده خدا...!

خنده دار این است که در عصر ارتباطات و اینترنت، هنوز بسیاری از مردم به خرافه هایی چون خدا و پیامبر باور دارند.

لینک این مطلب در بالاترین----آزادگی 





حقوق بشر اما و اگر و تبصره نمی شناسد، حتی قذافی و صدام نیز از حقوق انسانی برخوردار هستند...


فیلم فرو کردن چاقو در قسمت انتهایی بدن قذافی توسط انقلابیون را شاید دیده باشید. این فیلم نشانه بسیار بدی برای جامعه لیبی است. نشان می دهد که چقدر این جامعه مستعد خشونت است و تا چه حد مفاهیمی مانند حقوق بشر و انسانیت در این جامعه بیگانه است، چه آنکه نه تنها یک نفر این کار را انجام داده است، بلکه دیگر حاضرین و کل جامعه لیبی این عمل را تایید کرده اند.

در اینکه قذافی چه انسان جنایتکاری بود و چه جنایتی مرتکب شده است، نیازی به گفتن هیچ سخنی نیست، اعمال معمر قذافی باعث رو سفیدی بشار اسد و خامنه ای است، آدم پلیدی که علیه مردم بی دفاع، از هواپیمای جنگی استفاده کند، بی نیاز از هیچ توصیفی است، اما اصولی وجود دارد که اما و اگر و تبصره بر نمی دارد، حقوق بشر از آن دسته اصول است، حقوق بشر، یک حق ذاتی است که شامل تک تک انسان ها می شود و هیچ انسانی را نمی توان از این حق محروم کرد.

حتی معمر قذافی جنایتکار نیز از این حق بهره مند است و هیچ کسی نمی تواند و نباید حقوق ذاتی او را لغو کند، چه انکه اگر حقوق بشر درباره معمر قذافی نادیده گرفته شد، براحتی بهانه ای می شود که درباره معاون او نیز زیرپا گذاشته شود و قدم بعد وزرا کابینه او است وهمینطور این روند غلط ادامه می یابد تا به افراد بی گناه اجتماع می رسد.

سوال اینجاست که شکنجه و بد رفتاری با معمر قذافی چه فایده ای برای مردم لیبی داشته است؟ جز اینکه این پیش فرض ذهنی را برای دنیا به وجود می آورد که مردم لیبی مستعد دست یازیدن به خشونت هستند؟

زمانی ماجرا غم انگیزتر می شود که در می یابیم رییس شورای انتقالی حکومت در لیبی چندان پیشینه درخشانی ندارد و به مانند خمینی حرف از اجرای قوانین اسلام می زند. 

این نشانه ها را که کنار هم بگذاریم، می بینم که هم جامعه مستعد خشونت است، هم حکومت اسلامی در راه است و هم حقوق بشر در آن جامعه ناشناخته است و این آینده تاریکی را برای لیبی پیش روی ما می گذارد، آروزی همه ما این است که مردم زجر کشیده لیبی نیز به ساده ترین حقوق اولیه انسانی چون حقوق بشر دست یابند. 



سه‌شنبه، آبان ۰۳، ۱۳۹۰

این سلحشور بی خود طرفدار احمدی نژاد نیست، پررو است در حد همان احمدی نژاد، تمام هنرش فیلمنامه دزدی است و بعد هر روز یک فحشی می دهد با هنرمندان...!


این فرج الله سلحشور، کارگردان بی هنر اسلامی و طرفدار پر و پا قرص احمدی نژاد خیلی رو دارد، تمام هنرش دزدیدن فیلمنامه و ساخت فیلم های فاقد ارزش هنری به کمک پول رانت و استفاده از بازیگران گران است، بعد یک روز سیمنا را فاحشه خانه می خواند و روز دیگری آنرا منجلاب صهینویستی !




آقای سلحشور، سینما محلی برای ارایه هنر است و صد البته که برده داری و سنگسار اسلامی از هنر فرسنگ ها فاصله دارد...!

 همانقدری که احمدی نژاد دکترا دارد، سلحشور نیز هنرمند است و صلاحیت اظهار نظر درباره سینما را دارد...!

آنقدری که یک ماهی ساردین از هدایت یک زیردریایی اتمی سر رشته دارد، فرج الله سلحشور نیز از هنر می فهد. اینکه امثال سلحشور و چماق بدستی به مانند دهنمکی با پول بادآورده رژیم و رانت بتوانند بازیگران خوب را استخدام کنند و فیلم آنها نیز با رسانه بی رقیب و دروغگویی مانند صدا و سیما حمایت شود، از آنها هنرمند نمی سازد.

براستی در یک جامعه دمکراتیک که پول بادآورده و مفت بدست سلحشور و دهنمکی قرار نمی گیرد، آیا هیچ سرمایه گذار و تهیه کننده ای حاضر است کارگردانی هیچ فیلمی را به سلحشور بدهد؟!

 این آقای سلحشور که سابقه دزدی و محکومیت در همان دادگاه های احمقانه رژیم را دارد، (منبع اینجا)؛ اخیرا سینمای ایران را فاحشه خانه  خوانده است؛ در شیرین کاری جدیدش، افاضه فضل کرده است که:

 “در یک حوض لجن، نمی‌توان دنبال سیب، گلابی و انار تمیز گشت و این یک حماقت است، در یک لجنزاری به نام سینما که ریزه خوره دستورالعمل‌های صهیونیستی است نمی‌توان حرف اسلام را زد. در این سینما که در دستان صهیونیست‌ها است نمی‌شود حرف اسلامی زد و مثل آن است که به یک دزد بگویی چرا مال حرام می‌خوری، به سینمایی که ماهیت صهیونیستی دارد نمی‌توان نام اسلامی داد.” (منبع)
باید خطاب به سلحشور گفت که تو موجود متوهم، می توانی به مانند دایی جان ناپلون سینمای ایران را در دستان صهینوسیت ها بدانی، اما  واقعیت این است که سینما محل ارایه هنر است و صد البته که هنر فرسنگ ها از برده داری و سنگسار اسلامی فاصله دارد!

نوشته پیشین: 

لینک این مطلب در آزادگی-----------بالاترین


مرجع تقلیدی که نصف درآمد سایت پورنو را طلب می کنی، چرا در قبال حکم اعدام سعید ملک پور به اتهام نوشتن نرم افزار سایت پورنو، خفقان گرفته ای؟

خوانندگان عزیز این وبلاگ، فتوایی که من از آیت الله صادق روحانی گرفته بودم را دیده اند، من در قالب یک زن بیوه، از مرجع تقلید شیعه آیت الله صادق روحانی پرسیده بودم که شوهرم مرده است و من متوجه شده ام مبلغ کلانی پول که درآمد ساخت فیلم های پورنو و سایت های پورنو است در حساب او وجود دارد، آیا این پول حلال است؟

آیت الله روحانی در جواب من نوشته بود که نیمی از آن پول را به حساب پسرش در فرانسه بفرستیم تا پول حلال شود! (فتوای فوق به دست خط آیت الله فوق در انتهای این نوشته)

در اخبار خوانده ایم که مجددا حکم اعدام سعید ملک پور، تایید شده است و اتهام او نوشتن نرم افزاری است که در سایت های پورنو، مورد استفاده قرار می گرفته است!


باید از مرجع تقلید فوق و دیگر مراجع تقلید پرسید چرا این نوع پول برای شما حلال است، اما چشم خود را بر اینکه پدر یک کودک باید به همین اتهام، اعدام شود، بسته اند؟!


ننگ باد بر دینی که بر اساس قوانین آن یک انسان به چنین اتهام مضحکی کشته می شود، اما رهبران آن دین، از همان روش پول به جیب خود می زنند.


نفرمایید که اصل اسلام خوب است و این آخوند ها آنرا بد اجرا می کنند، دینی که پیامبرش یک راهزن و است، بهتر از این نمی شود. در دینی که پیامبرش بچه بازی می کند، اما  دو انسان بالغ به دلیل رابطه جنسی مبتنی بر دوست داشتن و رضایت، به شدیدترین وجهی شکنجه و مجازات می شوند، طبیعی است که رهبر دینی آن پول را به جیب می زند، اما اگر کسی همان نوع درآمد داشته باشد، باید کشته شود.

مطلب مرتبط: 




لینک این مطلب در بالاترین------------آزادگی










شنبه، مهر ۳۰، ۱۳۹۰

به صورت مستند ببینید که چطور وزارت اطلاعات در صدد است تا با استفاده از مجاهدین خلق، بالاترین را از اعتبار ساقط کند...!

سیاست وزارت اطلاعات در قبال بالاترین، تبدیل این سایت به سخنگوی مجاهدین است تا از اعتبار بیافتد...!


رژیم ایران همه روش ها را برای از کار انداختن بالاترین امتحان کرده است، از هک کردن سایت تا به زیر حمله های عجیب و غریب سایبری گرفتن این سایت؛ هر چند که هر بار برای چند روز موفق به از کار اندازی سایت شده است، اما با رفع مشکل توسط مسولان فنی سایت، باز بالاترین به کار خودش ادامه داده است.

حال ارتش سایبری و وزارت اطلاعات، روش هوشمندانه تری را برای مقابله با بالاترین پیش رو گرفته اند، آنها با آی-دی های فیک و تقلبی خود تلاش می کنند وبسایت بالاترین را به سخنگوی مجاهدین خلق تبدیل کنند و طبیعی است که با توجه به بدنامی مجاهدین کسی دیگر در بالاترین پیدایش نمی شود!

همیشه مجاهدین خلق تعدادی طرفدار در بالاترین داشته اند، اما اخیرا این گروه برای تسخیر بالاترین تلاش بسیار کرده اند و اخیرا حمایت وزارت اطلاعات رژیم را نیز با خود به همراه داشته اند، آنها با منفی های خود، هر لینکی که درمنتقد مجاهدین خلق باشد، حذف می کنند و اجازه نمی دهند آن لینک دیده شود و از طرفی نیز با آی-دی های تقلبی خود، اخبار مجاهدین و طرفداران آنها را داغ می کنند.

این دو تصویر، مثال خوبی است، یکی از کاربرانی که حسابش بسته شده است، در طی چند روز اخیر و در پی انتقادات من از مجاهدین، بشدت از من دفاع می کرد و به لینک های مجاهدین نیز منفی می داد، اما زمانی که به لینک های اولیه او مراجعه می کنیم، می بینم که در روزهای اولیه کاربری، طرفدار پر و پا قرص مجاهدین بوده است...!!


نوشته های پیشین: 
/--------/این دو ویدیو از خرس ها،نشان می دهد که چگونه در یکی اسلام،جامعه را به قهقرا می بردو در دیگری دمکراسی باعث بالندگی می شود!
/--------/تصاویری  از تناقض ها و عجایب  هفتگانه اسلامی که بر نقاط خاصی از بدن انسان ، کاهو سبز می کند...!


لینک این مطلب در بالاترین


در بالا،صفحه لینک های رای داده این کاربر در ابتدای عضویتش، همانطوری که می بینید به لینک های مجاهدین مثبت داده است!!

صفحه لینک های رای داده اخیر این کاربر ، همانطوری که می بیند در مخالفت با مجاهدین دارد یقه جر می دهد!! به دیگر عبارت این کاربر صرفا در پی شلوغ کاری است در صدد مشتنج کردن جو بالاترین بوده است.