جمعه، مهر ۰۸، ۱۳۹۰

گاردین:دو وبلاگ نویس ایرانی بعد از بازداشت توسط وزارت اطلاعات، به نحو مشکوکی خودکشی کرده اند.

خلاصه ترجمه خبر روزنامه گاردین :

اپوزسیون بر این اعتقادند که این زوج بهمن گنجی  و نهال صاحبی،، زیر فشار بوده اند تا علیه کوهیار گودرزی(فعال حقوق بشر)، شهادت دهند. /گودرزی در سی و یکم جولای بازداشت شد و از آن تاریخ تا کنون ناپدید شده است. دولت ایران از پذیرش بازداشت او سر باز می زند.

هفته بعد از بازداشت صحابی و گنجی، آنها آزاد شدند اما همچنان کوهیار گودرزی، فعال حقوق بشر از گروه گزارشگان حقوق بشر، مفقود شده است.

بهنام روز یکم سپتامبر و نهال روز بیست و هشتم، خودکشی کرده است./هیچ اطلاعی نیست که چه بر گنجی و کوهیار در زندان گذشته است، خودکشی گنجی، نگرانی ها را درباره وضعیت مشکوک و  نا مشخص کوهیار گوردرزی افزایش داده است/

در آخرین پست وبلاگش، نهال خطاب به دوستان و خانواده اش، درباره گنجی نوشته و یک ویدیو از گروهی یونانی قرار داده است.

کوهیار گودرزی، بیست و پنج ساله بعد از انتخابات پر ماجرای سال 2009 بازداشت شده است.

او به محاربه متهم شده است که حکم آن اعدام است.

در طی این مدت، گودرزی جایزه ناشنال پرس کلاپ را بدست آورد، برای مدتی نیز آزاد شد. اما روز بعد از بازداشت او در ماه جولای، مادر کوهیار، پروین مخترم هیز بازداشت شد و متهم به توهین به رهبر و تبلیغ علیه نظام شد.

اصل خبر در انتهای این نوشته

لینک مطلب در بالاترین-------------آزادگی


wo Iranian bloggers have killed themselves after being detained by security officials thought to be from Iran's ministry of intelligence.
Opposition activists believe Nahal Sahabi and her partner Behnam Ganji had been under intense pressure to testify against their friend Kouhyar Goudarzi, the prominent human rights activist. Goudarzi was arrested on the same day, 31 July, and remains missing.
At the time, the authorities refused to acknowledge holding them.
A week after the arrests Sahabi and Ganji were released from jail but Goudarzi, a member of the Committe for Human Rights Reporters (CHRR) in Iran is still missing, his lawyer said by phone from Tehran.
Ganji killed himself on 1 September, followed by Sahabi on 28 September, according to an article on CHRR's website.
The reasons behind the double suicide is unknown but speculation is rife that the pair had been pressured while in jail to testify against Goudarzi.
"She suffered from depression after Behnam had mysteriously committed suicide a couple days after he was released from prison," said the CHRR article. "Kouhyar Goudarzi is still detained incommunicado.
"There is no information on what happened to Behnam Ganji and Kouhyar Goudarzi in prison. Behnam Ganji's suicide has raised serious concerns regarding Kouhyar Goudarzi's unknown situation."
On her last blogpost, addressed to parents and friends, Sahabi wrote about Ganji and shared a YouTube video of a song by the Greek composer Eleni Karaindrou, called Wedding Waltz.
Goudarzi, 25, was previously arrested in the aftermath of Iran's disputed presidential elections in 2009.
He was initially accused of moharebeh (waging war against God), which carries a death sentence, but was convicted of "spreading propaganda against the regime" and sentenced to a year in prison.
While there, Goudarzi won the National Press Club award for his human rights work. He was released from prison in December last year.
A day after his arrest in July, Goudarzi's mother, Parvin Mokhtareh, was detained in the southern city of Kerman. She has been accused of insulting the supreme leader, propaganda against the regime and acting against national security. Amnesty said the charges stemmed from an interview she gave when her son was jailed in 2010 "in relation to his peaceful human rights activities".



پنجشنبه، مهر ۰۷، ۱۳۹۰

زادروز کسروی فرخنده باد/همانقدری که خمینی و شریعتی در تیره روزی کنونی ایران مسول هستند،کسروی در آینده روشن نقش سازنده دارد!


کسروی اولین قربانی ترور اندیشمندان توسط رژیم اسلامی.

کسروی اندیشمند بزرگی بود که نقش بی مانندی را در جامعه روشنفکری ایران بازی می کند، او برای اولین بار در تاریخ معاصر، بی هیچ پروایی به گفتن حقیقت پرداخت و خرافه موجود در اسلام را بر همگان آشکار ساخت. او به مبارزه با خرافه اسلامی قد علم کرد و بی هیچ پروایی حماقت های موجود در اسلام را عیان کرد.

نقش اسلام در عدم رشد دمکراسی و بدبختی

بنا به تجربه سی ساله رژیم اسلامی، نیاز چندانی به یادآوری نیست، اسلام در تقابل آشاکرا با دمکراسی و حقوق بشر و آزادی بیان قرار دارد. دینی که در آن به صراحت  دستور به برده داری، کتک زدن زنان، کشتن مخالفین داده شده است، چون سدی در مقابل دمکراسی ایستاده است.

در جامعه ای که اکثریت مردم مسلمان هستند، برای رسیدن به دمکراسی ابتدا باید بی هیچ پروایی دین اسلام را نقد کرد تا بستر رشد دمکراسی فراهم شود.

همانطوری که همه ما شاهد هستیم، در سال پنجاه و هفت، بعد از سالها تلاش، دیکتاتور وقت قبول کرد که قدرت راه به مردم واگذار کند، اما افسوس که خمینی  به راحتی و به استفاده از اسلام، بر گرده مردم ایران سوار شد و دمکراسی نو ظهور ایران را به یکی از سیاه ترین دیکتاتوری های معاصر تبدیل کرد.

کسروی با دیدگاه عمیق خود، بدرستی چهل سال قبل از وقوع این فاجعه، آنرا پیش بینی کرده بود و گفته بود:" مردم ایران یک حکومت را به ملاها بدهکار هستند، تا اسلام از این جامعه رخت بر بندد!" (نقل به مضمون)

نقش کسروی در جریان روشنفکری و منتقدین اسلام

بی هیچ شکی کسروی پدر معنوی جامعه منتقدین اسلام در دوران معاصر است، او بی هیچ ترس و بی هیچ پروایی به نقد دین اسلام پرداخت واین مسیر را بنیان نهاد.

غیر از اینکه برای اولین بار او بود که توجه قشر فرهیخته جامعه را به آن جلب کرد، هنوز مطالعات عمیق او بی مانند است.

سخن گزافه ای نیست اگر تمامی منتقدین اسلام را مدیون اندیشه کسروی بدانیم.

چرا قتل کسروی بدست اسلام گرایان اینقدر مهم است؟

قتل نواب صفوی را باید اولین قتل رژیم جمهوری اسلامی (قبل از تولد رژیم) دانست.

درباره اینکه طرفداران خمینی و یا مجاهدین خلق در قبل از پیروزی انقلاب دست به جنایات بسیار زده اند، هیچ شکی نیست. مثال واضح آن خاطرات محسن رفیقدوست است که به صراحت به قتل یک نفر افتخار می کند، و یا قتل عام در سینما رکس آبادان. (منبع)

ولی قاتل کسروی، نواب صفوی شخصیتی بسیار نمادین در میان اسلام گرایان ایران است. درباره  او  حرف و سخن بسیار است، نقشی که او دیگر اعضای گروه فداییان خلق در انقلاب ایران داشته اند، غیر قابل انکار است، خامنه ای او را اولین نویسنده قانون اساسی جمهوری اسلامی می خواند.

شاگردان نواب صفوی( چون مهدی عراقی) نقش بسیار بسیار مهمی را در پیروزی انقلاب و قدرت گیری روحانیون بازی کردند.

قتل کسروی به دست گروه نواب صفوی را باید اولین قتل اندیمشندان منتقد اسلام، توسط رژیم اسلامی لقب نهاد.

آینده روشن ایران را مدیون کسروی هستیم.

بی هیچ شکی، برای رسیده به اسلام، باید که ابتدا اسلام را به گوشه مساجد راند و جامعه را از خطرات این دین بدوی، آگاه ساخت.

این مسیری پر خطر است، مسیری است که کسروی با از جان گذشتی، آنرا آغاز کرد و اکنون شاگردان او، ادامه دهنده این راه هستند.

سخن گزافه ای نیست اگر بگوییم سنگ بنای دمکراسی برای آینده ایران، بنا شده بر شجاعت کسروی است که این راه را آغاز کرد.

پی نوشت:
یک- من خودم چند جا به کسروی انتقاد های جدی دارم، اما در کل نقش و رفتار و منش او را ستایش می کنم، آتئیست جماعت در پی بت سازی از هیچ کسی نیست.
دو-برای نقش خطرناک شریعتی در تاریخ معاصر به این نوشته من مراجعه بفرمایید:
/-------/ چه شد که مردم ایران تن به رژیم ولایت فقیه دادند؟ / چگونه دکتر علی شریعتی پایه و اساس رژیم ولایت فقیه را بنا نهاده است؟

نوشته های  پیشین: 






لینک این نوشته در بالاترین-------دنباله--------------آزادگی 


اینهایی که موقع آب خوردن می گویند یا امام حسین ، موقع سکس هم می گویند یا امام حسن...!؟

شاید اکثر ما به چشم خود دیده ایم که افراد مذهبی، هنگام نوشیدن آب می گویند یا حسین تشنه لب و با تشنگی به یاد امام حسین می افتند.

سوال من این است که:
-          چنین اشخاصی، هنگام سکس لابد امام حسن را یاد می کنند که پنجاه و اندی زن داشته است؟!
-         یا وقتی از بلندی به پایین پرت می شوند، می گویند یا حضرت جعفر طیار؟
-         یا هنگامی که جایی از بدن آنها با آتش می سوزد، می گویند یا حضرت ابراهیم؟!
-         یا وقتی پدر بزرگ محترم زودتر نمی میرد (خبر مرگش!) که به آنها ارثیه برسد، می گویند یا حضرت نوح؟
-         یا وقتی می روند جگرکی محل، می گویند یا حضرت حمزه؟!
-         یا وقتی یک خرابکاری اساسی می کنند (مثلا درب خانه خود را از لولا در می آورند) می گویند یا امام علی؟
-         یا هنگامی که می خواهند از زیر کار در بروند  و مثلا از اداره خود جیم شوند، می گویند یا امام سجاد؟!
-         یا هنگام رقص در مراسم های جشن، می گویند یا امام باقر؟
-         یا هنگام زندانی شدن، می گویند یا امام موسی کاظم؟
-         یا وقتی احساس خوش تیپی می کنند، می گویند یا حضرت یوسف؟
-         یا هنگام خوردن غذای آلوده و مسموم در رستوران های بین راه، می گویند یا امام رضا؟
-         یا اگر کسی پشت سر خانواده آنها، خصوصا مادر آنها، حرف بدی زد، می گویند یا حضرت مسیح؟
-         یا هنگامی که از جانب عموم مورد کم لطفی قرار می گیرند و کسی آنها را تحویل نمی گیرد، می گویند یا امام نقی؟ (توضیح در باره سندروم نقی!)
-         یا زمانی که کسی آنها را اسکل می کند و برای مدت طولانی سر کارشان می گذارد، می گویند یا امام زمان؟!
-         یا وقتی بچه خود را خیلی بدجور کتک می زنند(در حد مرگ!)، می گویند یا حضرت ابراهیم؟!


خامنه ای از اول مهرماه کلاس های غیب گویی و جادوگری برای طلاب برگزار می کند!/ کشور را دست که داده ایم...!


یکی به خامنه ای توضیح دهد که غیب گویی افسانه است و به خدمت اجنه درآمدن، داستان های زمان غار نشینی است، کلاس درس برای غیب گویی نگذارد....!

همانطوری که می دانید خامنه ای دچار عقده عجیبی است، خودش را هنرمند و شاعر می داند، بار عام می دهد و شعرا را جمع می کند، تا به همه نشان دهد اهل ادبیات و هنر است، اما در عمل می بینیم که فردی بی سواد است.

یکی دیگر از عقده هایی که ایشان دارند، عقده مرجع تقلیدی است و چون یک شبه آیت الله شده است،  و مثلا منتظری مرجع تقلیدی او را به زیر سوال برده بوده است، او مایل است در این زمینه نیز خود نمایی کند.

لذا او کلاس های درس مذهبی برگزار می کند و بنا به اخبار، سری جدید کلاس های او، در زمانه غیب گویی است!

"سایت رجانیوز خبر داد كه رهبر انقلاب، در دوره جدید برگزاری دروس خارج فقه موضوع كهانت (غیب گویی) سر فصل تدریس خود انتخاب كرده اندبا شروع سال تحصیلی حوزه های علمیه سراسر كشور از صبح امروز برنامه درس خارج فقه آیت الله خامنه ای در حسینیه امام خمینی (ره) آغاز شد.ایشان در دوره جدید برگزاری دروس خارج فقه، موضوع كهانت(غیب گویی) را به عنوان سرفصل تدریس خود انتخاب كرده اند."

همانطوری که می دانید از نظر اسلام، غیب گویی (که آنرا کهانت می خوانند) ، ممکن است و فرد از چند طریق می تواند به قدرت غیب گویی دست یافت که بعضی از این روش ها، خیلی خنده دار هستند:

یک روش  برای غیب گویی مخدوم و روش دیگر شقاوه است! مخدوم شدن (یعنی در خدمت اجنه در امدن!) و دیگر شقاوه ( یعنی از طریق دست زدن به شقاوت و بی رحمی!)

بدبختی ما این است که عاقبت کشور و هفتاد میلیون انسان را داده ایم دست احمقی که فکر می کند با خدمتگذاری به اجنه، می توان به قدرت پیشگویی  دست پیدا کرد ...!


لینک این مطلب دربالاترین---------- آزادگی



چهارشنبه، مهر ۰۶، ۱۳۹۰

تصوری از خدای من...! او را پرستش می کنم

همانطوری که معتقد هستید، دینداران باور دارند که انسان برای زندگی، نیاز به یک کسی دارد تا آنرا بپرستد ولی آتیست ها (خداناباوران) معتقد هستند که انسان نیازی به پرستش کردن ندارد.

از شما چه پنهان من معتقدم که حتی بی خدایان نیز، نیاز به پرستش کسی دارند. من شخصا پرفسور ریچارد داوکینز را پرستش می کنم  و روزی چند بار به سمت آکسفورد (محل زندگی آن حضرت)، دعا می کنم. البته خدای من نسبت به خدای مسلمانان، این برتری را دارد که لااقل با چشم می شود او را دید!

در اینجا می توانید تصویر خداوند مرا ببینید.  




نوشته قبلی:



طرح زیبا و جذاب (پنج در پنج)/زمانی برای تکریم مجید توکلی چادر بر سر کشیدیم، اکنون برای آزادی،وقت برداشتن چادرها است...!


یکی ازدختران ایران زمین به نام روناک، طرح زیبایی ارایه کرده است به نام پنج در پنج، و در این طرح زیبا می گوید که هر پنج شنبه راس ساعت پنج، به شرطی که خطری ما را تهدید نکند، برای چند لحظه زنان حجاب از سر بردارند.

"چه کسی همراهی می‌کنه که هر هفته پنج‌شنبه ساعت پنج، اگه توی خیابان بودیم، برای یک لحظه حجاب برداریم؟در این حد که روسری رو باز کنیم، اجازه بدیم موها یه لحظه هوا بخوره، بعد دوباره ببندیم؟اگر هم خطری در اون نزدیکی‌ها بود که این کار رو نمی‌کنیم. اما اگه همه چیز امن بود...؟"

یادمان بیاید که چگونه بر سر مجید توکلی، قهرمان دلاور چادر پوشاندند و تصور می کردند که چادر بر سر توکلی، باعث شرمساری او می شود. از تمام دنیا، بسیار از مردان ایرانی چادر بر سر کشیدند تا به دنیا نشان دهند اولا زن بودن جرم نیست، دوما مجید توکلی با چادر و بی چادر قهرمان ما است.

حرکت پوشاندن چادر بر سر، حرکت زیبا و قشنگی بود و به راحتی نیز جواب داد، اکنون نوبت برداشتن چادر از سر است.

کتابی چند وقت پیش منتشر شده است به نام (حرکت های کوچک به منظور مقاومت) و نویسنده آن به بررسی جنبش های اجتماعی و آزادی خواهانه معاصر پرداخته است.در این کتاب چند مثال زیبا آورده شده است که چگونه با حرکت هایی که ابتدا کوچک به نظر می رسد، تغییرات شگرفی به وجود آمده است.

چند مثال از این کتاب را اینجا می نویسم تا ببنید که این اقدامات به ظاهر کوچک، چطور دیکتاتورها را به زانو درآورده است.:

1.     در سال 2007 که تظاهرکننده گان برمه از شرکت در خیابان می ترسیدند چرا که خطر دستگیری وجود داشت، آنها عکس دیکتاتور نظامی را بر گردن سگ ها می آویختدند و آنها را روانه خیابان می کردند. و البته که پلیس قادر به دستگیری سگ ها نبود !
2.     در لهستان در سال 1980 مردم با نگاه نکردن به اخبار دولتی مقاومت خود را به نمایش می گذاشتند و برای اینکه تحریم تلوزیون دولتی را نشان دهند، تلوزیون را در کالسکه بچه می گذاشتند و به خیابان می رفتند
3.     در سال 1980 دانشجویان آکسفورد که از فعالیت بانک بارکلیز در رژیم آپارتاید در آفریقا ناراحت بودند، بر روی دستگاه های خود پرداز، عنوان تنها سفید پوستان یا تنها سیاه پوستان را حک می کردند.
روزنامه معتبر گاردین در یک مقاله خواندنی به معرفی این کتاب پرداخته است که  اینجا ترجمه اش را می بینید.


چرا این حرکت اجتماعی شانس بسیار زیادی دارد که چون جرقه در انبار آتش شعله ور شود؟

-         زنان این سرزمین سی سال است که زیر فشار قانون تحقیر آمیز و احمقانه ای به نام حجاب هستند و صد البته که از همه آماده تر هستند که مخالفت خود را با این تحقیر نشان دهند.
-         برداشتن حجاب برای چند لحظه، برای کسی خطر بزرگی ایجاد نمی کند، آن دختر به راحتی می گوید می خواسته موهایش را مرتب کند.
-         به راحتی این جنبش گسترش می یابد.
-         تجربه تاریخ معاصر نشان داده است که زنان در جنبش های اجتماعی اینچنین نقش اساسی بازی می کنند و براحتی آنرا گسترش می دهند. 

در این میان، نقش مردان  اجتماع چه می تواند باشد؟

بی شک مردان نیز نقش مهمی را ایفا می کنند، کافیست از زنان حمایت کنند، حتما اشخاص نادانی در جامعه خواهند بود که سعی می کنند مزاحم زنان شرکت کننده در این حرکت شوند، باید از زنان در مقابل این اشخاص حمایت کرد.

نهایت افتخار و شعور یک مرد است که به همراه خواهر،همسر یا دوست دختر خود، به اجرای این طرح بپردازد.

باید از جایی شروع کرد، سال 2011 است، کشورمان در حال غارت و است و جوانان یا فراری از کشور هستند و یا در زیر شکنجه حکام! یادمان باشد که خرداد دو سال پیش، بیش از سه و نیم میلیون نفر فقط به خیابان های تهران آمدند، مطمین باشیم که بی شمار هستیم. 

چه کمکی می توانید بکنید؟

-         لطفا از صفحه فیسبوکی که به این منظور ایجاد شده است، حمایت کنید، هم در آن عضو شوید و هم به دیگر دوستان خود، عضویت در آنرا توصیه کنید. این آدرس این صفحه فیسبوک است.
-         اگر وبلاگ نویس هستید، در حمایت از این طرح مطلبی را بنویسید و اگر وقت نوشتن مطلب ندارید، همین نوشته مرا مجددا منتشر کنید. اگر عضو بالاترین هستید، آنرا در بالاترین به اشتراک بگذارید و آدرس لینک را برای من بفرستید. اگر عضو بالاترین نیستید، آدرس نوشته خود را در بخش نظرات بگذارید، با کمال افتخار من و دیگر دوستان، نوشته شما را منتشر می کنم.
 
لینک این مطلب در سایت بالاترین----------آزادگی---------فرندفید


 در پایان توجه شما را به دیدن این سخنرانی زیبا (که بر آن زیرنویس فارسی گذاشته ام)، از سایت معتبر تد جلب می کنم، در این سخنرانی، نویسنده شهیر و بزرگ ، ایزابل آلنده به نقش مهم زنان در جامعه می پردازد و با دیدن این سخنرانی مثل من ایمان خواهید آورد که زنان می توانند پایه و اساس جنبش های اجتماعی باشند.