یکشنبه، مرداد ۰۹، ۱۳۹۰

یک ضرب و تقسیم ساده،نشان می دهد مجاهدین خلق از طریق کمک مالی هواداران پول کثافت کاری های خود را تامین نمی کنند.


همایش ماه جون مجاهدین خلق در فرانسه را به یاد بیاورید، در این همایش حدود پانزده هزار نفر شرکت کردند و البته بعد از همایش ، تلوزیون فرانسه گزارش داد که اکثریت این شرکت کنندگان ، افرادی غیر ایرانی بوده اند! عموما نیز دانش آموزان لهستانی بوده اند که پول هتل و هزینه آمد و رفت را به آنها پرداخت کرده بودند تا در این همایش شرکت کنند. بسیاری از آنها از خانواده های فقیر بوده اند و برای آنها سیاحت در پاریس، یک موقعیت طلایی بوده است. همینطور دیگر گزارش ها خیر می دهد که از کمپ های پناهندگی آفریقایی ها و افغانی ها ، افراد بسیاری را با پرداخت پول به این همایش آورده اند.

اکنون گند آن درآمده که حتی سخنرانان این گردهمایی که چند سیاستمدار پیشیشن غربی بوده اند، نیز در قبال دریافت مبالغ کلانی پول ، به این سخنرانی آمده اند!

البته می دانم که مجاهدین خلق با پر رویی تمام می گویند تلوزیون فرانسه نیز نوکر و مزدور وزارت اطلاعات رژیم است(!) و اطلاعات غلط می دهد!

حال با توجه به این نکته ، می توان دریافت که این همایش بین بیست تا پنجاه میلیون دلار برای گروه تروریستی مجاهدین خلق هزینه برداشته است.

حال ، یک نکته ای را به یاد بیاوریم ، اگر مجاهدین خلق ، لااقل پانزده هزار هوادار داشت، نیازی نبود که برای همایش خود ، بروند شرکت کننده اجاره کنند(!) تا اینگونه مایه آبرو ریزی شود ، پس براحتی می توان نتیجه گرفت چقدر تعداد هواداران مجاهدین خلق کم هستند.

حال نکته دیگری را مد نظر داشته باشید، عموم هواداران مجاهدین خلق ، افرادی از طبقه اجتماعی با درآمد بالا (و مشروع)  نیستند ، چون مجاهدین نمی توانند افراد باهوش را (مثلا یک جراح یا مهندس را) به راحتی گول بزنند،.

با یک جمع و تفریق ساده ، با توجه به این نکته ها، می توان با قاطعیت گفت که مجاهدین خلق پول کثافت کاری های خود مانند این همایش ، یا آگهی های گران قیمت در روزنامه ها و یا پرداخت هزینه های میلیون دلاری به سیاستمداران آمریکایی را از طریق هواداران خود تامین نمی کنند.

 پس منبع این پول ها از کجاست؟

قبلا نوشته بودم :


لینک این مطلب در بالاترین  --------آزادگی


مطالب قبلی : 





دخترک سربلند، چه خوب نشان دادی که آمنه شاید زیبایی صورتش را از دست داده است، اما هنوز دلش زیبا ترین دختر دنیا است...



هیچ کسی جان تو نیست، هیچ کسی درد تو را نکشیده است، هیچ کسی نمی تواند نابود شدن زندگی تو را درک کند.می دانم که بامدادان ، لحظه ای که تو  بیدار می شوی، با یاد درد و عذابی است که بر تو نازل شده است، چه آنکه دیگر چشمانی برای باز شدن نیست و عذاب روزانه تو شروع می شود.

جوانکی ابله، زندگی تو را تباه کرد و قانون احمقانه رژیم اسلامی ، جان آن جوانک را به دست تو داد، اینک تو بودی که با بخشیدن، انسانیت را معنا کردی.  

خواهر زجر کشیده ام، تو نشان و نماد بخشش هستی؛ آمنه جان، با همین صورت مجروحت،اکنون تو زیباترین زن دنیا هستی ...



آمنه جان ،  چه خوب نشان دادی که آمنه شاید زیبایی صورتش را از دست داده است، اما هنوز دلش زیبا ترین دختر دنیا است...

آمنه جان، همه با قلم و با کیبورد، حرف از بخشش و انسانیت زدند ، همه نوشتند که تو انسانیت به خرج بده و همه تو را برای تصمیمت به انتقام سرزنش کردند ، تو حتی چشم نداشتی که بتوانی جواب بنویسی، اما آمنه عزیزم، اما در نهایت این تو بودی که با عمل زیبای خودت ، جوابی درخور به همه دادی ....

آمنه جان ، تو برای همیشه نماد تندیس و بخشش هستی ،

مباد که فراموش شوی ، و البته که نمی توان تو را فراموش کرد ...

دخترک سربلند، چه خوب نشان دادی که آمنه شاید زیبایی صورتش را از دست داده است، اما هنوز دلش زیبا ترین دختر دنیا است...



قبلا هم نوشته بودم :


لینک این مطلب در-آزادگی-------بالاترین


مطالب قبلی : 




آقایان مجاهدین، صدام که به درک واصل شده ، این مبالغ میلیون دلاری را از کجا تامین می کنید؟! / اینبار سراغ کدام دشمن مردم ایران رفته اید



    روزنامه فایننشال تایمز در گزارشی نوشت: سازمان مجاهدین خلق با صرف میلیون‌ها دلار تلاش کرده است که نام این سازمان را از فهرست گروه‌های تروریستی آمریکا خارج کند./این نشریه بریتانیایی نوشت: سازمان مجاهدین خلق، به ده‌ها تن از مقام‌های سابق آمریکایی از هر دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات، ده‌ها هزار دلار پول داده است تا در تجمعات هواداران سازمان مجاهدین خلق در آمریکا سخنرانی کنند./این روزنامه افزود: سازمان مجاهدین خلق هزاران دلار صرف چاپ آگهی در روزنامه‌ها کرده است

سوال اینجاست ، این گروه تروریستی ، این مبالغ کلان را از کجا تامین می کند ؟!

صدام حسین که مدتها است به درک واصل شده و دیگر  نیست که به آنها پول بدهد! دیگر صدامی نیست که اینها به او کمک کنند و کردها و یا شیعان عراق را سرکوب کننند و پول بگیرند، پس محل تامین این مبالغ افسانه ای ، از چه منبعی است ؟!

مجاهدین خلق نیز نمی توانند مدعی شوند چند هزار هوادار آنها ، این مبالغ کلان و میلیونی را با کمک ماهیانه از قرار ماهی ده دلار تامین می کنند(!) ، جز این است که مجاهدین خلق این بار نیز برای خیانت سراغ یک دشمن دیگر مردم ایران رفته اند ؟! 

می دانیم گروه تروریستی مجاهدین خلق، همیشه منابع عدیده مالی داشته اند و به عنوان مثال برای گردهمایی اخیر خود در پاریس، رقمی نجومی خرج کرده اند. همانطوری که تلوزیون فرانسه گزارش کرده است، قریب پانزده هزار نفر که عموما لهستانی و یا پناهنده های افغان و یا آفریقایی بوده اند، برای این گردهمایی از تمام اروپا به فرانسه آورده شده اند. اگر رقم هزار دلار هزینه برای هر یک را در نظر بگیریم، هزینه حضور شرکت کننده گان برای سخنرانی خانم رجوی ، به بیش از پانزده میلیون دلار می رسد. ( که البته چند برابر آن نیز مخارج دیگر داشته اند!) یا هزینه های میلیون دلاری لابی در آمریکا!

قطعا با تعداد طرفداران اندک این گروه تروریستی ، از روش های اخلاقی و صحیح و سالم، نمی توانند چنین مبالغ هنگفتی را تامین کنند، سوالی که پیش می آید این است که این گروه تروریستی ، اینبار دست به دامان کدام یک از دشمنان ملت ایران شده است و باز خیانت به ایران را پیشه کرده است !؟

تا وقتی صدام زنده بود ، پول مزدوری برای صدام به راه بوده است، سوال اینجاست که اکنون کدام دیکتاتور به این گروه تروریستی کمک مالی می کند ؟!


قبلا نوشته بودم: 


لینک این مطلب در بالاترین ------آزادگی



مطالب قبلی : 




شنبه، مرداد ۰۸، ۱۳۹۰

با فن آوری استفاده بهینه از احمدی نژاد ، چین موفق به ساخت بادبزنی شد که علاوه بر باد زدن، پشه ها را نیز جذب می کند!

با فن آوری مبتنی بر احمدی نژاد ، چین موفق به ساخت بادبزنی شد که علاوه بر خنک کرده ، پشه ها را نیز جذب می کند!


با استفاده از این فن آوری ، تمامی پشه ها دور یک بادبزن جمع شده  و دیگر مزاحم فرد استفاده کندنده از این بادبزن نخواهند شد.



مطالب قبلی : 



الله جان، تو این هستی را آفریده ای ، اما عرضه نداری یک وسیله ارتباطی بسازی و به این بنده هایت ، وجود خودت را اطلاع دهی؟!

الله جان ، اگر تو آفریننده این هستی و کهکشان ها هستی ، چرا عرضه نداری که مثلا یک اس ام اس به تمام موبایل ها بفرستی و بگویی که تو وجود داری ؟!

چرا مثل یک رنگین کمان بزرگ، در آسمان اسم خودت را نمی نویسی، چرا یک اظهار وجود ساده نمی کنی که ما بفهمیم وجود داری !؟

آن وقت می خواهی در آن دنیایی که پیروانت معتقد هستند وجود دارد، کسانی که به وجودت اعتقاد نداشته اند را مجازات کنی ! خوب مثل بچه آدم به ما نشان بده که تو وجود داری ، برای تو که که این دنیا را ساخته ای ، این کار سختی است؟!

آخر ما جطور بفهمیم تو وجود داری ؟

آیا واقعا توقع داری ما  بر اساس یک سری افسانه که توسط افرادی منحرف مثل کشیش ها و یا آخوند ها نقل می شود و پر از تناقض است، به وجود تو ایمان بیاوریم ؟

لینک این مطلب در بالاترین---------آزادگی

احتمالا خدایی وجود ندارد ، تشویش و اضطراب را کنار بگذارید و از زندگی خود لذت ببرید

o       نوشته  های پیشین این وبلاگ: 





جمعه، مرداد ۰۷، ۱۳۹۰

هموطن مسلمانم ، برای لحظه ای جرات به خرج بده و بیاندیش که چرا استاد محمد پیامبر ، (ورقه بن نوفل) تا آخر عمرش مسلمان نشد؟!


هموطن مسلمانم ، هیچگاه اندیشیده ای چرا ورقه بن نوفل هیچگاه مسلمان نشد ؟

ورقه بن نوفل که بوده است ؟!

ورقه پسر خاله خدیجه بوده است و او جزو چهار نفری است که سالها قبل از اعلام پیامبری محمد، بت پرستی را کنار گذاشته بودند و به ادیان دیگر روی آورده بودند.

او زبان عبری را می دانسته است و اولین شخصی است که انجیل را به عربی ترجمه کرده است، لذا به خوبی با ادیان مسیحی و یهودی آشنا بوده است.

در تاریخ اسلامی می خوانیم که محمد همیشه در دکان جبر ، می نشسته و با ورقه بن نوفل و جبر در باره ادیان دیگر صحبت می کرده است و مشخصا محمد از همان جا فکر ادعای پیامبری کردن ، به سرش زده است.

محمد ابن اسحاق درباره او می گوید:

 "چهار تن پیش از بعثت پیامبر اسلام از قریش برخاستند و ترک بت‌پرستی کردند و در طلب دین حق سر در جهان نهادند و برفتند و آن چهار تن ورقة ابن نوفل، عبیدالله ابن جحش، عثمان ابن حویرت و زید ابن عمرو ابن نَفیل بود"[رفیع‌الدین اسحاق ابن محمد همدانی، سیرت رسول‌الله (ترجمه‌ی سیرت ابن اسحاق)، از روایت عبدالملک ابن هشام


می دانیم بعد از اینکه محمد از غار حرا باز گشت و به خدیجه گفت که دچار حالت غش شده است و گفت آنچنان ترسیده بوده که نگران جان خویش شده است،

در صحیح بخاری می خوانیم:

"سپس رسول الله با وحی اش بازگشت، ماهیچه های گردنش از رعب و وحشت میلرزیدند، سپس او به خدیجه رسید و گفت "مرا بپوشان، مرا بپوشان" آنها او را پوشاندند و ترس او فروکش کرد، او گفت "ای خدیجه، مرا چه شده است (مشکل من چیست)؟ سپس هر آنچه بر او اتفاق افتاده بود را برای خدیجه گفت و سپس گفت، "میترسم اتفاقی برایم افتاده باشد"
  خدیجه که بسیار ترسیده بوده است، به سراغ پسرعموی خود ورقه بن نوفل رفت، ورقه بن نوفل به خدیجه گفت که نگران این حال محمد نباش و این نشانه بعثت است:


در صحیح بخاری  و تاریخ طبری می خوانیم:
.....فاتيت خديجة فقلت: لقد اشفقت علي نفسي فاخبرتها خبري، فقالت: ابشر فوالله لايحزنك الله ابداً و والله انك لتصل الرحم و تصدق الحديث و تؤدي الامانة و تحمل الكل و تقري الضيف و تعين علي النوائب الحق، ثم انطلقت بي الي ورقة بن نوفل بن اسد، قالت: اسمع من اخيك فسألني فاخبرته خبري فقال: هذا الناموس الذي انزل علي موسي بن عمران ليتني فيها جَذَعٌ ليتني اكون حيّاً حين يخرجك قومك ، قلت: امُخرِجيَِ هم؟ قال: نعم، انّه لم يجيء رجل قطّ بما جئتَ به الاّ عُودِي و لئن ادركني يومك انصر نصراً ً ...

خديجه گفت: بشارت باد تو را! به خدا سوگند، خدا تو را پست نخواهد كرد. تو صله ي رحم مي كني، و امين و راستگو هستي، امانت دار مي باشي، بار رنج مردم را به دوش مي كشي، و ياور ايشان هستي.پس از آن مرا به نزد وَرَقة بن نوفِل برده، بدو گفت: گوش به سخنان پسر برادرت بده. ورقه از من پرسيد: داستان چيست؟من آنچه اتفاق افتاده بود، باز گفتم. ورقه گفت: اين ناموس است كه بر موسي بن عمران نازل مي شده. ...
[تاريخ طبري/ج2/ص46، صحيح بخاري/ج1/ص7 ، الطبقات/ج1/ص194]
در سیرت رسول الله ابن هشام می خوانیم:
"چون ورقه حکایت از سید، علیه السلام، بشنید، سوگند خورد و گفت: ای محمد، به آن خدایی که جان ورقه در ید قدرت اوست که آنچه تو دیدی جبرائیل بود همچنانکه از نزد حق تعالی بر موسی می آمد بر تو آمد و تو آنچه از وی شنیدی وحی خدای بود و تو پیغمبر آخر الزمانی و بهتر عالمیانی."

این واقعه هم در صحیح بخاری ، هم تاریخ طبری و هم صحیح مسلم به صراحت ذکر شده است، لذا مسلمانان عزیز نمی توانند منکر این واقعه شوند.

ورقه بن نوفل ، هیچگاه مسلمان نشد.

احادیث متواتر و غیر قابل انکاری است که ورقه هیچگاه مسلمان نشده است.

وقتي‌ ورقه بن نوفل  وفات‌ كرد، پيامبر (ص‌) فرمود، من‌ آن‌ كشيش‌ (ورقه‌) را در بهشت‌ ديدم‌ كه‌ بر اندامش‌ لباس‌ حرير بود؛ زيرا به‌ من‌ايمان‌ آورد و تصديقم‌ نمود.    [الصحيح من سيرة النبي الاعظم ج2 ص288]

همچنین این منبع :
al-Haakim reported with a saheeh isnaad from 'Aa'ishah that the Messenger (saw) said, "Do not slander Waraqah ibn Nawfal for I have seen that he will have one or two gardens in Paradise" [Saheeh alJaami as-Sagheer, 6/1534, no. 7197

یا این روایت : ابن عساکر صاحب تاریخ دمشق می گوید : « و لا اعرف احدا قال انه اسلم (منبع: - ابن حجر عسقلانی ، الاصابة فی معرفة الصحابه ، ج 3 ، ص 633 .)

یا این حدیث دیگر :
ابن عباس نقل می کند که گفته : فمات ورقة علی نصرانیته : ورقه به دین مسیحیت مرد. (منبع: سیره حلبیه ج 1 ، ص 252 – 250)

یا این منبع دیگر:
ابن حجر از تاریخ ابن بکار می آورد : روزی ورقه از کنار بلال حبشی عبورمی کرد ، در حالی که قریش او راشکنجه می دادند و او پیوسته می گفت : احد احد . ابن حجر گوید : « پس او تا زمان ظهور دعوت حیات داشت ، ولی چرا اسلام نیاورد ؟ (منبع: ابن حجر عسقلانی ، الاصابة فی معرفة )

حال سوال اساسی این است :

چرا شخصی که چنین بر اسلام اثر گذار بوده است ، اسلام نیاورده است ؟

با توجه به اینکه ورقه بن نوفل ، احتمالا اولین کسی بوده که سودای پیامبری را به ذهن محمد انداخته است، و از طرفی اولین کسی بوده که به صورت رسمی پیامبری او را تایید کرده است، چرا خود مسلمان نشده است ؟!

جز این است که او بهتر از هر کس دیگری می دانسته است که محمد یک شیاد دروغ گو است ؟!

لینک این مطلب در بالاترین---------آزادگی



o       نوشته  های پیشین این وبلاگ: 



تصویری از گور مبارک یکی از کفار مقیم وبلاگستان که از آن آتش زبانه می کشد ... !

عبرت بگیرید  ، عاقبت اغتشاشیدن به دین شریف اسلام و پیامبرش همین می شود 


               

این را گذاشتم که عبرت بگیرید، چرا می خندید !؟

نوشته های قبلی این وبلاگ :