پنجشنبه، تیر ۰۹، ۱۳۹۰

آقای خاتمی! شرکت اصلاح طلبان در انتخابات، خیانتی از جنس خیانت مجاهدین خلق به مردم ایران است و مشروعیت بخشی به رژیم خامنه ای محسوب می شود

به نظر می رسد خیانت کاران اصلاح طلب ، باز برای انجام خیانتی دیگر به مردم ایران قد علم کرده اند، کواکبی (لیدر اصلاح طلبان مجلس)، گفته است که :

 "ما در انتخابات از نامزدهایی حمایت می‌کردیم و تا مادامی که انتخابات انجام نشده بود حمایتمان هم باقی بود اما بعد از آن که انتخابات تمام شد و آن حوادث رخ داد حمایت ما هم پایان یافت. در عین حال ما هیچ‌وقت مدعی نبودیم که آنها لیدر ما هستند آنها هم هیچ‌گاه مدعی این امر نبودند. مهم‌ترین شاخص ما برای اصلاحات، خط امام (ره) است. یعنی ما اصلاحات را در خط امام (ره) قبول داریم. / ما با هیچ‌کدام از آنهایی که در خیابان‌ها به آتش زدن و به‌هم زدن همه چیز پرداختند و با این اعمال در کشور اختلال و آشوب ایجاد کردند نسبتی نداریم بلکه مخالف هم هستیم /  ما از همان اول هم تاکید کردیم اینها در زیر هر نامی چه جنبش سبز و چه اصلاح‌طلب که دست به چنین اعمالی زده باشند یک مشت آدم برانداز هستند و ما با هر کسی که به‌دنبال براندازی باشد مخالفیم. "

و البته اخباری نیز از رییس اصلاح طلبان ، آقای خاتمی، به گوش می رسد:(مجموعه لینک های بالاتری)

سید محمد خاتمی در دیدار با «تنی چند از نخبگان و فعالان سیاسی-فرهنگی و جوانان استان گیلان» به موضوع انتخابات آینده در جمهوری اسلامی پرداخت و در مورد شرکت اصلاح‌طلبان در این انتخابات نکاتی را بیان کرد. سید محمد خاتمی راه حل باز شدن فضای کنونی را مبنا قرار دادن سخنان مقام معظم رهبری دانست. 

آقای خاتمی در سخنان اخیر خود نکاتی را ذکر کرده که در اینجا سر خط آنرا می آورم:

"....آنچه اصلاحات همواره بر آن تأکید کرده است این است که نظام باید تقویت شود و تقویت نظام از جمله با اصلاح روش ها و سیاست ها است و اینکه نگذاریم نارواییها و نارساییها به نام اسلام تمام شود..... نباید سلایق خاص عین جمهوری اسلامی تلقی شود و نباید انبوهی از نیروهای مؤمن و کارآمد خارج از نظام به حساب آیند و احیاناً سرکوب شوند.....بیانات رهبری در 14 خرداد می توانست و می تواند روزنه امیدی به آینده بگشاید. بیاناتی که مؤید سیاست درست جذب حداکثری و دفع حداقلی است. همین ها اگر به درستی مورد اهتمام عملی قرار گیرد و بسیاری از مسائل و مشکلات حل خواهد شد، منتهی ...."

باید از آقای خاتمی پرسید : به چه بهایی خون جوان ایران را می فروشی و به رژیم خامنه ای مشروعیت می دهی؟ حضور در چپاول ایران؟ تلاش شما و دیگر اصلاح طلبان برای شرکت در انتخابات، از جنس خیانت مجاهدین خلق است به مردم ایران.

با حضور خود به رژیم خامنه ای مشروعیت می بخشید و به مردم ایران و خون ندا و سهراب و جوانان ایران ، خیانت می کنید.

البته که نباید از اصلاح طلبان ، توقع مشارکت و تلاش برای رسیدن به آزادی و دمکراسی را داشت، چه آنکه آنها در پی دمکراسی نیستند.  اصلاح طلبان می دانند که در صورت حاکمیت مردم سالاری در ایران، آنها در ساختار قدرت جایی را نخواهد داشت، چه آنکه سابقه بسیار سیاهی برای مشارکت در جنایات رژیم دارند و ثانیا، حکومت مردم سالاری حکومت شایسته سالاری است و در آن جایی برای اصلاح طلبان نیست. از همه مهمتر ، اصلاح طلبان می دانند در صورت حاکمیت دمکراسی ، بسیاری از آنها باید بابت جنایت خود در زمان قدرت داشتن ، پاسخگو باشند.

بله ، از اصلاح طلبان توقع تلاش برای رسیدن به دمکراسی را نداریم، اما دیدن این نوع خیانت ، حتی از اصلاح طلبان نیز بعید است!

لینک این مطلب در بالاترین---------------آزادگی


چهارشنبه، تیر ۰۸، ۱۳۹۰

رژیم و طرفداران اسلام می دانند وقتی زندگی محمد پیامبر، مورد مو شکافی قرار گیرد، دیگر تقدسی برای محمد باقی نمی ماند.

بی بی سی قدیمی ترین و بزرگترین شبکه خبری دنیا است، بر عکس بی بی سی فارسی که هزینه اش توسط وزارت امورخارجه بریتانیا پرداخت می شود و بعضا منافع بریتانیا را مقدم بر آزادی بیان می داند، شبکه بی بی سی ، شبکه ای منصف و مبتنی بر آزادی بیان است.

برنامه های مستند و علمی ساخته شده در این شبکه، در نوع خود بی نظیر است. اخیرا بی بی سی یک برنامه مستند و موشکافانه درباره زندگی محمد پیامبر ، تهیه کرده است، کارگردان این برنامه یک کارگردان سومالی الاصل است و در آن به زندگی محمد از بعد تاریخی می پردازند.

بعد از اعلام  پخش این مستند در هفته های آینده، روزنامه گاردین گزارش کرده است که رژیم ایران این اقدام بی بی سی را بشدت محکوم کرده است و علیه آن موضع گرفته است. نکته جالب اینجاست که مدیر گروه تاریخ و مذهب بی بی سی ،میگوید قطعا مسولان ایرانی هنوز این فیلم را ندیده اند!


وزیر ارشاد ایران می گوید کشورش اقدام جدی علیه فیلمی که مقدسات مسلمین را زیر سوال ببرد ، به عمل خواهد آورد. /عقیل احمد ریس گروه مذهب و باستان بی بی سی می گوید این برنامه درباره محمد و زمان او است. / وزیر ارشاد ایران می گوید دشمن در صدد نابودی مقدسات مسلمین است/این برنامه در اواسط جولادی عرضه خواهد شد و توسط یک کارگردان بریتانیایی و سومالی الاصل ، ارایه خواهد شد./ ایران و غرب، قبلا در زمینه مشابه تنش داشته اند، درباره رمان سلمان رشدی و آتش سوزی قران در آمریکا / ممکن است نگرانی ایران از این برنامه این باشد که فقط نظر سنی ها را لحاظ کرده باشند، اما مدیر برنامه بی بی سی می گوید نظر شیعه را نیز لحاظ کرده اند/ مدیر گروه مربوطه در بی بی سی می گوید هیچ کسی در ایران این مستند را هنوز ندیده است. / بی بی سی تصریم کرده است که در این فیلم ، صورت محمد را بر اساس سنت اسلامی ، نشان نخواهد داد/
نکته ای که بشدت در این میان جلب توجه می کند، این است که رژیم ایران بدون دیدن این برنامه درباره آن موضع گرفته است، کمی تعمق درباره این نکته ما را به دو نتیجه خیلی ساده می رساند:
 رژیم و طرفداران اسلام می دانند وقتی زندگی یک انسان جنایتکار مانند محمد توسط یک شبکه بی طرف ، مورد مو شکافی قرار گیرد، دیگر تقدسی برای محمد باقی نمی ماند. 

دوشنبه، تیر ۰۶، ۱۳۹۰

چطور بنا بر دستورات اسلامی ، مانند سنگسار می توان نتیجه گرفت که محمد پیامبر، فاقد تعادل روانی بوده است؟


در اینکه کشتن یک انسان، عملی وحشیانه است، هیچ شکی نیست و البته وای به روزی که این عمل جنایت آمیز ، بخواهد از طرف یک دولت یا کسی که خودش را نماینده الله می داند، انجام شود.

ماجرا صد مرحله وحشتناک تر می شود، وقتی می بینیم که اسلام ، صرفا برای یک جرم احمقانه، یعنی رابطه جنسی خارج از ازدواج ، دستور سنگسار صادر می کند.

یعنی اگر زن و مردی همدیگر را دوست داشته باشند و با رضایت طرفین بین این دو  رابطه برقرار شود، آنها باید نه تنها کشته شوند، بلکه باید زجر کش شوند!

البته که محمد پیامبر نبوده است و تمام این داستان پیامبری او ، ناشی از علاقه او به قدرت و زن و پول بوده است، اگر او صرفا دستور به کشتن انسان ها داده بود، می شد او را در رده چنگیز و هیتلر به حساب آورد.

اما وقتی می بینیم او در قامت یک جنایتکار تمام عیار، دستور به زجر کش کردن انسان ها  می دهد ، آنهم  صرفا به دلیل اینکه رابطه جنسی داشته اند و مثلا قبلش یک جمله عربی را نخوانده اند، می شود نتیجه گرفت که او یک بیمار روانی خطرناک بوده است که از زجر کش کردن انسان ها ، لذت می برده است.

حکم سنگسار یعنی اینکه  آنقدر با سنگ های کوچک ، قربانیان را مورد آزار قرار دهند که زیر شکنجه بمیرند، براستی کدام انسان معمولی ، حاضر به چنین جنایتی است؟

 سوال من بسیار ساده است، کدام انسان سالم و غیر بیمار، حاضر است یک انسان دیگر را صرفا به جرم دوست داشتن، اینچنین زجر کش کند؟!





یکشنبه، تیر ۰۵، ۱۳۹۰

چرا از اصلاح طلبان رژیم ، این سوپاپ های اطمینان رژیم، متنفر هستم ؟


اصلاح طلبان دینی ، چونان سوپاپ اطمینان برای این رژیم جنایت کار عمل می کنند، زمانی که پتانسیلی برای سرنگونی این رژیم جمع می شود ، این اصلاح طلبان پا به میدان می گذارند و برای حفظ رژیم تلاش می کنند.

دلیل علاقه آنها به حفظ رژیم نیز کاملا مشخص است،دو دلیل اساسی وجود دارد:

یک - آنان به خوبی می دانند در یک نظان دمکراتیک ، هیچ جایگاهی در ساختار قدرت نخواهند داشت ، چرا که مردم به واسطه مشارکت سی ساله آنها در جنایات رژیم ، به آنها اعتماد نخواهند کرد.
دو- می دانند که در یک نظام مردم سالارانه، بسیاری از آنها باید برای اعمال خود و مشارکتشان در بسیاری از جنایات رژیم و فساد های اقتصادی ، پاسخگو باشند.
 در حقیقت ، تنها دغدغه اصلاح طلبان ، درخواست انها برای مشاکرت در قدرت است، دعوای آنها با خامنه ای این است که خامنه ای بخشی از قدرت را نیز به انها واگذار کند. (اینجا)

قریب سه ده از عمر نامیمون رژیم خونخوار جمهوری اسلامی می گذرد، در این میان ، شاید تنها یک بار به سقوط بسیار نزدیک شده باشد و آن بیست و پنجم خرداد دو سال پیش بود، بعد از آن نیز بارها مردم جان خود را به خطر انداختند و به خیابان آمدند ، اما به نحو عجیبی اصلاح طلبان این پتانسیل را نابود کردند.

در بیست و پنجم خرداد ماه، بیش از سه و نیم میلیون نفر (بنا بر اعتراف شهردار تهران در مجلس) ، به خیابان آمدند تا یکی از بزرگترین تظاهرات تاریخ بشری را رقم بزنند، اما اصلاح طلبان ، به جای هدایت مردم و تلاش برای سرنگونی رژیم، مردم را به خانه های خود برگرداندند و فرصت کم تکرار از مردم ایران سلب شد.

برای میر حسین موسوی و اینکه در بند است، احترام قایلم ، همچنین برای مهدی کروبی ، اما این دلیل نمی شود که چشم بر واقعیت ها ببندیم.

عدم علاقه اصلاح طلبان به تغییر رژیم به رژیمی  دمکراتیک ، باعث شده است که آنها متاسفانه در نقش رهبری جنبش سبز، انرژی و پتانسیل جنبش آزادی خواهی ایران را در این دو ساله ، بر باد بدهند.



این گفته خاتمی را ببیند:

"آنچه اصلاحات همواره بر آن تأکید کرده است این است که نظام باید تقویت شود و تقویت نظام از جمله با اصلاح روش ها و سیاست ها است و اینکه نگذاریم نارواییها و نارساییها به نام اسلام تمام شود." 

پی نوشت: لطفا برای من از اینکه چند اصلاح طلب در زندان هستند، ننویسید، چه آنکه هزاران ایرانی در این دوساله به مانند سهراب اعراب جان باخته اند





آقای آیت الله امجد، وقتی همکار محترمت ، آقای خلخالی گروهی شهروندان را اعدام می کرد، شما کدام قبری بودی که گره فرو بسته را بگشایید ؟!


آقای آیت الله امجد، وقتی همکار محترمت ، آقای خلخالی گروهی شهروندان را اعدام می کرد، شما کدام قبری بودی که گره فرو بسته را بگشایید ؟!

یکی از آیت الله های قم ، که گویا سهم امام مربوطه و خمس و زکات دریافتیشان ، کمی کاهش یافته است، شروع به انتقاد از مقامات جمهوری اسلامی کرده اند و فرموده اند:

" سالهاي آغازين پس از پيروزي انقلاب با اتكا به كلمه مقدس جمهوري اسلامي اعلام كرده بودم هر كس در هر جاي مملكت مشكلي دارد بنده در خدمتگذاري آماده ام به لطف خدای تعالي و به واسطه ي خود مردم گره هاي بسياري از كار فرو بسته آنها گشوده شد ....."

خطاب به ایشان باید گفت :
اولا کلمه جمهوری اسلامی ، مترادف ننگ است برای جامعه ایران .

دوما، شما همان اول انقلاب که همکار گرامیتان، آقای آیت الله خلخالی به همراه خوردن خیار، حکم اعدام گروهی امضا می کرد، کدام قبری بودید و چه غلطی می کردید؟! آیا اعدام صدها انسان بی گناه، در دادگاه های یک دقیقه ای ، گره بسته نبود ؟! آیا شکنجه روزانه در زندان ها، آیا قتل عام 5000 انسان بی گناه در در زندان ها در سال 67، یا هزاران جنایت دیگر، گره فروبسته محسوب نمی شد ؟!

شگفت مردم فراموش کاری هستیم ما، برخی از یک انتقاد ساده این آخوند ، به وجد آمده اند و گویا فراموش کرده اند که رژیم اسلامی ، با توسل به وجود همین آخوندها به مدت سی سال است که به کشتار و جنایت مشغول است.


این آقای آخوند، طوری رفتار می کند که انگار در این سی ساله مملکت گل و بلبل بوده است و هیچ جرمی صورت نمی گرفته است. ایشان چرا زمان خمینی هیچ انتقادی نکرده است، چرا به جنایات خلخالی هیچ خرده ای نگرفته است ؟!


بعد از سی سال، حداقل الان که می تواند بگوید کارهای خلخالی اشتباه بوده است، تا شایبه ادامه حمایت ایشان از امثال خلخالی برطرف شود . 


سی سال است که این رژیم ، بنا بر حمایت  و وجود آخوند های اینچنینی مشغول سواری گرفتن از مردم ایران است، آنگاه تا یکی از آنها یک انتقاد کوچک می کند، تبدیل می شود به قهرمان و قدیس برای سبزالله ی ها !


نوشته پیشین:

شنبه، تیر ۰۴، ۱۳۹۰

جای تو را ، متن نوشته ام، برای خالی روزنامه ها بخوان ...، دلتنگی چاپ هر روز، زندان شماره ۳۵۰ !


پوستری از دوستان سبز


لینک این مطلب در بالاترین ------آزادگی 

چرا برای رعایت اخلاقیات در جامعه ، نیازی به خدا و دین نیست؟ / چگونه اسلام دستور به سر بریدن می دهد و مدعی اخلاق نیز هست؟!


یکی از مهمترین محسناتی که  خداپرستان برای اعتقاد به وجود خدا عنوان می کنند، این است که با وجود خدا، انسان ها به رعایت اخلاقیات و نظم در جامعه می پردازند.

در اینجا می با ذکر چند نکته می خواهم نشان دهم که اصولا ادیان هیچ نقش مثبتی در پایه ریزی و استحکام اخلاقیات در جامعه ندارند:

-         فرض کنیم که شما یک خداپرست هستنید و در کسری از ثانیه ، متوجه می شوید که خدایی وجود ندارد، واکنش شما چه خواند بود ؟! آیا اسلحه برداشته و به بانک سر خیابان می روید، چند نفر را می کشید و پول های بانک را به سرقت می برید؟ یا اینکه به سراغ زن همسایه می روید وبه او تجاوز می کنید؟! 
-          طبیعی است که شما نیز به مانند اکثریت جامعه ، به زندگی عادی خود و رعایت اصولی بسیار ساده چون احترام به حقوق دیگران ادامه خواهید داد.  
-         حال تصور کنیم شخصی چنین نیست وبه محض اینکه دریابد خدایی نیست، اسلحه به دست می گیرد و به خیابان می رود و هم از بانک سرقت می کند، هم چند نفر را می کشد و هم به چند زن بی دفاع تجاوز می کند و  استدلال او نیز چنین است که چون خدایی نیست، چنین کارهایی هیچ اشکالی ندارد. 
-         به چنین شخصی باید گفت که تو در گذشته اگر چنین کارهایی انجام نمی داده ای، صرفا برای این بوده که از خدای خودت پاداش بگیری ، و هیچ اعتقادی به اخلاقیات نداشته ای ، شخصیت تو ، شخصیت فردی جنایتکار است. 
-         بی شک چنین فردی ، حتی در زمان اعتقاد به خدا نیز دست به جنایات متعدد می زده است و نکته ای که به ذهن خطور می کند، این است که چنین فردی ، با چنین ذهن پلیدی، در صورتی که از ترس خدا دست به جنایت هم نزند، آیا شایسته بهشت رفتن را پیدا خواهد کرد ؟! 
-         نکته مهم دیگر این است که تعاریفی که ادیان از اخلاقیات ارایه می کنند، تعاریفی احمقانه است، مثلا در دین اسلام، خوردن الکل که یک امر شخصی است، ممنوع است، اما کتک زدن زنان ، آزاد است (طبق آیه 34 سوره نسا). 
-         اصولا طبق دستوران ادیان، دست زدن به بسیاری از جنایت ها، آزاد است و به آن نیز توصیه شده است. مثلا سنگسار کردن ، گردن زدن یا قطع دست  و یا کشتن مخالفین، اعمالی است که هر کودک شش ماهه ای (!) به غیر اخلاقی بودن آنها شهادت می دهد. براستی چگونه است که دینی دستور به سنگسار کردن بدهد و باز مدعی اخلاق باشد؟
-         توصیه می کنم این ویدیو جذاب و دیدنی ، از سام هریس را ببینید، او معتقد است که باید تعریف اخلاقیات را نیز به دانش سپرد. او می گوید مگر ما مثلا برای نظرات فیزیک طالبان، ارزشی قایل هستیم که حالا بخواهیم برای نظرات این افراد در زمینه اخلاقیات ، ارزشی قایل شویم؟
-         این تصویر، به خوبی گویای تفاوت رعایت اخلاقیات توسط خداباوران و آتیست ها است، در موسسه ملی علوم آمریکا، نود و سه درصد اعضا خداناباور هستند، در حالی که آتیست های تنها بیست درصد جامعه را تشکیل می دهند. اما نکته بامزه اینجاست که تنها0.20  درصد زندانیان ، آتیست هستند و در حالی که باید این رقم ، بیست درصد باشد.
به دیگر عبارت، شانس زندان رفتن یک آتیست در مقایسه با افراد عادی جامعه ، یک صدم است ، اما شانس اینکه آن آتیست در مرکز ملی علوم باشد، پنج برابر افراد جامعه است.
در عمل این تصویر نشان می دهد که اعتقاد وجود به خدا و ادیان، باعث آسیب اخلاقیات می شود !
لینک این مطلب در بالاترین----------آزادگی 


پی نوشـت: 

فراموش نفرمایید، وقتی کسی حاضر به انجام جنایت است و فقط به دلیل ترس از عذاب نمی کند، دیگر به صورت ساختاری به هیچ اخلاقیاتی پایبند نیست و معمولا ادیان نیز راهی را برای دور زدن همان قید و بند خود ، پیدا می کنند. 


براستی چه تفاوتی بین او و یک کلاه بردار هست که با کلک می خواهد پول دیگران را صاحب شود ؟!


بسیار متاسفم که می بینم نظر برخی این است که  اگر چماق دین بالای سر مردم مثلا ایران نباشد و انها از آخرت و عذاب خدا و چوب داغ فلان ، نترسند، قابلیت دست یازیدن به هر چنایتی را دارند و حاضرند هر جنایتی بکنند. در دیدگاه  آنها  ، عموم مردم با فرهنگ پایین و جنایتکار هستند و تنها به دلیل چماق دین، دست به جنایت نمی زنند

از نظر من بر عکس این موضوع است، مردم ایران شعور لازمه را دارند و تنها به دلیل پایبندی به اسلام است که خیلی از جنایات رخ می دهد.



جمعه، تیر ۰۳، ۱۳۹۰

ویدیو ویلدرز در دادگاه /حکم دادگاه ویلدز از این جهت مهم است که بهانه مضحک توهین به مقدسات مسلمانان را رسما جرم نشناخت

بر اساس گزارش روزنامه گاردین  ، خیرت ویلدز، سیاستمدار دست راستی و ضد اسلام هلندی ، از اتهامات خود تبرئه شده است.

"(خیرت ویلدرز) سیاستمدار دست راستی و ضد اسلام توسط دادگاهی در هلند ، از اتهامات مطرح شده ، مبرا تشخیص داده شد. / دادگاه مطالب مطرح شده توسط خیرت ویلدز را اهانت آمیز دانست ولی تاکید کرد که این صحبت ها بخشی از یک مناظره مشروع است. / دادگاه گفت صحبت هایی چون خشونت امیز بودن اسلام، درخواست برای ممنوعیت انتشار قرآن و مهاجرت مسلمانان بخشی از یک مناظره است، هر چند برای مسلمانان ممکن است توهین امیز قلمداد شود."


و البته بی بی سی از قول او گفته است: 
"رای دادگاهف تنها تبریه برای من نیست، بلکه یک پیروزی برای آزادی بیان در هلند است."


هر چند خیرت ویلدز به دلیل برخی از سیاست های خاصش ، چندان مورد تایید من نیست و برخی از دیدگاه های او را خام می دانم، اما این خبر بسیار مهمی است، چرا که یک دادگاه اروپایی  شاید برای اولین بار ، رسما حق انتقاد از مسلمانان را به رسمیت می شناسد.

متاسفانه مسلمین به شیوه ای غیر اخلاقی، هر گونه انتقادی از اسلام را توهین می دانند، و اصولا نمی توان مرز مشخصی بین توهین و انتقاد تعیین کرد.

مثلا من اگر بگویم محمد بچه باز بوده است، انها دادشان به هوا می رود که به اسلام توهین شده است ، در صورتی که من صرفا یک واقعیت تاریخی را گفته ام.(اینجا را ببینید)

در این چند دهه ، رسم بر این بوده که کشورهای اروپایی ، انتقاد از اسلام را کاری نادرست بدانند، چون منجر به واکنش خیلی تند مسلمین می شود. اینکه مسلمین در قبال نقد معقول از دینشان ، دست به خشونت می زنند، نباید دلیل بر این شود که انتقاد از یک عقیده مضحک، کاری بد تلقی شود. اصولا همان واکنش تند ، نشانه مضحک بودن آن عقیده است.

این تصویر بسیار گویا است، می گوید کسانی را که می گویند اسلام دین خشونت است، سر ببرید  !در خود این سخن تناقضی اساسی حاکم است، و نشان می دهد که اصولا این دین خشونت است.


حکم این دادگاه ، به صورت منصفانه ای بر حق دیگر انسان ها ، مبنی بر انتقاد از اسلام تاکید کرده است.


ویدیو سخنان ویلدرز را اینجا می توانید ملاحظه کنید، خلاصه ای از ترجمه اش نیز چنین اسـ: 



من اینجا هستم ، به دلیل سخنانی که گفته ام، به دلیل سخنانی که گفته ام، می گویم و خواهم گفت. / ونگوک ساکت نشد، من نیز نمی شوم ، / من متعهد به سخن گفتنم، اسلام هلند را مورد تهدید قرارد داده است./بشدت معتقدم که اسلام تهدیدی برای ارزش های جامعه غربی است، و  ایدولوژی خشونت و نفرت است/ اسلام تهدیدی برای آزادی بیان ، برابری زن و مرد است/ تهدید برای همجنس گرایان و غیر معتقدین به خدا است/ طرف انتقادات من از اسلام، مسلمین نیستند و من طرف سخنم ، خود اسلام است / من جانم را برای آزادی بیان در هلند به خطر انداخته ام/...

لینک این مطلب در بالاترین--------آزادگی




چهارشنبه، تیر ۰۱، ۱۳۹۰

هموطن مسلمانم، باور کن که زن یک پشته از پلیدی و فساد و زشتی نیست، چرا باید او را در زیر چادر بپوشانی ؟

براستی ، گناه چیست؟
آیا تجاوز به زنان ،گناه محسوب می شود؟

هموطنم، شش میلیارد از هفت میلیارد نفر جمعیت دنیا ، بدون حجاب اسلامی زندگی می کنند و درصد تجاوز در آن کشورها ، بسیار کمتر از جوامع مسلمان است.

هموطن مسلمانم، اگر لختی بیاندیشی، خواهی دید که حجاب اسلامی ، وحشیانه ترین و غیر انسانی ترین قانون ممکنه است، چرا که حرمت انسانی زنان را زیر سوال می برد،

حجاب اسلامی به این معنا است که وجود زن، عامل فساد و پلیدی و گناه است و باید آنرا پوشاند تا مردان به گناه نیافتند.

هموطنم، باور کن جنس زن لطیف، زیبا است، از جنس مهر و دوستی است ، لیاقت زن بیشتر از آنی است که چون یک تل از زشتی و پلیدی ، بخواهی آنرا بپوشانی.

لینک این مطلب در بالاترین--------آزادگی

عکس از یکی از دوستان فرفر

جوابیه به اتهامات مطرح شده توسط طرفداران مجاهدین خلق

این نوشته را نیز بخوانید: 
آقای بالاترین،  باید حساب مرا به هدف خوش آمد مجاهدین به طور کامل ببندید تا این ننگ برای همیشه بر پیشانی شما حک شود...! /در عرض سم ماه نیز موضع خود را عوض نکرده و مجاهد نشده اند! 




یک وبلاگی از طرفداران مجاهدین خلق، مطلبی علیه من منتشر کرده است،(اینجا)  من جواب ایشان را به شکل تفضیلی در اینجا می دهم:

یک- کاربران بالامجاهد، در عملی غیر اخلاقی ، یک موضوع داغ درست کردند و در بخش توضیحات ، به دروغ نکات بسیاری را ذکر کرده بودند.اصل آزادی بیان حکم می کرد من اجازه ندهم در صفحه اول بالاترین، دروغ منتشر شود.

دو- کسانی که آن موضوع داغ را ایجاد کرده بودند، اجازه نمی دانند لینک های من در انتقاد از واقعه روی داده ، به موضوع داغ اضافه شود و آنرا حذف می کردند. 
فکر کرده بود بالاترین نیز اشرف است که بتواند جلوی گردش آزاد اطلاعات را بگیرد !

سه- مشخص است من کک انداخته ام به تنبان مجاهدین ، هر کدام به قاعده یک کیلو !
آنها موضوع داغ زده بودند، لینک آنها در 24 ساعت سی رای آورده بود، اما لینک من در عرض نیم ساعت 200 رای و البته در نهایت 430 رای مثبت گرفت که برای خودش رکوردی در بالاترین است!
من آن شب چهار مطلب مختلف علیه مجاهدین خلق نوشتم و هر چهار مطلب من بهترین لینک های روز بالاترین بودند، البته که مجاهدین خلق باید که شاکی باشند.
این تصاویر بامزه ، گویا تر از همه چیز هستند: 


پنج- درباره ایراد اتهام ایشان به من و اینکه من کامنت ایشان را منتشر نکرده ام، باید بگویم که :
من چنین کامنتی را در وبلاگم ندیدم، زمانی که من فحش های خواهر و مادر علیه خودم منتشر می کنم، چرا نباید حرفی را که جواب دارد، منتشر کنم !؟
به دلیل اینکه ارتش سایبری ، با گذاشتن کامنت های حاوی لینک آلوده ، سعی در جاسوی خوانندگان وبلاگم را داشته است، من بر بخش نظرات ، نظارت اعمال می کنم.
پنج- ایشان فرموده اند:
گمنامیان نوشته بود مریم رجوی ادعا کرده است که مجاهدین خلق ، نماینده مردم ایران است و خواستار به رسمیت شناخته شدن مجاهدین خلق ، توسط دنیا شده است رفتم و با نام وبلاگ خودم بادبان، کامنت در وبلاگش گذاشتم و نوشتم ( نقل به مضمون ) جناب گمنام گمنامیان چرا به دروغگویی افتادی من هم سخنرانی مریم رجوی را خواندم و هم دیدم چنین حرفی را که شما می‌زنید، هیچ وقت بیان نکرده است. شما نمی‌توانید در عصر ارتباطات هر دروغی را تحویل مردم بدهید! اگر خانم مریم رجوی چنین حرفی را زده باشد و شما به من نشان بدهید اسمم را می‌گذارم هویچ !

آقای بادبان، من نوشته بوده ام:
این تصویر سایت رسمی مجاهدین خلق است،  همانطوری که می بیند در آن به صراحت نوشته شده است : خواستار به رسمیت شناخته شدن شورای مقاومت شده اند !!



دیگر مطالب منتشر شده توسط این شخص، فاقد ارزش پاسخگویی است. 

ویدیو سخنرانی با خلاصه ترجمه / خودرو باهوش! / بیل فورد ، نواده هنری فورد و مدیر شرکت معظم خودرو سازی فورد، از آینده صنعت خودرو سازی می گوید.

ویدیو در انتهای این نوشته قرار گرفته است:

متاسفانه به دلیل مشغله بسیار، امکان ترجمه کامل این ویدیو را ندارم، چرا که دو کتاب و چندین ویدیو طولانی در دست ترجمه دارم و ترجیح می دهم انرژی اندکم را صرف مطالبی در زمینه معرفی سکولاریسم و آتئیسم کنم.

اما دلم هم نیامد که این مطلب جذاب را با شما به اشتراک نگذارم و خصوصا برای خوانندگانی که ممکن است زبان انگلیسی اآنها خوب نباشد، صرفا معرفی لینک ، چندان مفید فایده نیست. لذا به صورت خلاصه مطالب این ویدیو را به صورت ترجمه در انتهای این نوشته تقدیم می کنم.

براستی ، آیا می توان بدون در نظر گرفتن شرایط محیط زیستی ، صرفا به تولید کالا و مصرف انرژی پرداخت ؟

در این دویست سال اخیر، انسان ها به حدی به محیط زیست آسیب رسانیده اند که اگر این روند متوقف نشود، امکان حیات در آینده برای نوع بشر در این کره خاکی وجود نخواهد داشت.

در این ویدیو، بیل فورد، به سیاست های شرکت خود می پردازد و توضیح می دهد که چگونه شرکت او ، در صدد است به بهترین شکلی با استفاده از تکنولوژی های ارتباطی جدید، هم در انرژی و هم در وقت مردم ، صرفه جویی کند. او  مدیر اجرایی کمپانی بزرگ خودرو سازی فورد است، نواده هنری فورد، بنیانگذار صنعت خودروسازی در آمریکا است.

او در این ویدیو توضیح می دهد که چگونه کمپانی فورد، فقط به دنبال فروش خودرو بیشتر نیست و مسایلی چون محیط زیست و استفاده بهینه از سوخت مصرفی را نیز مد نظر دارد.




نکات مهم مطرح شده در این سخنرانی به شرح ذیل است: (البته که ترجمه تحت الفظی است)

او ابتدا خودش را معرفی می کند و می گوید که به دو مطلب علاقه بسیار دارد، یکی محیط زیست و دیگری خودرو و خودرو سازی است! البته که به نظر می رسد این دو با هم در تناقض بسیار هستند.
در صنعت خودرو سازی ، به پیشرفت های قابل توجهی دست یافته ایم، موفق شده ایم که مقدار آلاینده های تولید شده توسط خودرو را کاهش دهیم. اتومبیل های برقی را به بازار ارایه کنیم.اما مسیری طولانی در پیش داریم تا زمانی که صنعت خودرو سازی را با محیط زیست ، آشتی دهیم و هماهنگ کنیم.

در سال 2044 ، نه میلیارد نفر خواهد رسید، در این شرایط ، یکی از مشکلات آن زمان، حمل و نقل خواهد بود. با جمعیت کنونی دنیا، ما هشتصد میلیون خودرو در دنیا داریم و در سال 2050 این رقم به دو تا چهار میلیارد خودرو در کل دنیا می رساند.

در حال حاضر ، هر آمریکایی سالیانه یک هفته از عمر خودش را در ترافیک به سر می برد و این هدر دادن عمر مردم است.اما این رقم برای کشورهای درحال توسعه بسیار بیشتر است، در پکن ، هر نفر روزانه بیش از پنج ساعت از عمرش را در ترافیک می گذاراند.

در دهه آینده ، بیش از هفتاد در صد مردم دنیا در شهرها زندگی می کنند و بیش از پنجاه شهر با جمعیت بیش از ده میلیون نفر داریم. مشخص است که سیستم و روش حمل و نقل کنونی ، در آینده کارآمد نخواهد بود. اگر اکنون تغییر عمده ای روی ندهد، مشکل بزرگی روبروی ما خواهد بود.
ما نیاز داریم که برای سیستم حمل و نقل آینده ، خودروهای باهوش، جاده های باهوش، و پارکینگ باهوش داشته باشیم.

ما نیاز به یک سیستم داریم که با اطلاعات آپدیت شده، بهترین انتخاب ها را برای مسیر و محل پارکینگ و استفاده از سیستم حمل و نقل عمومی انجام دهد.

چیزی که مرا جذب  می کند، خودرو ها بتوانند با هم صحبت کنند، یعنی خودروها با هم شبکه شوند، به هم به تبادل اطلاعات بپردازند. این پروژه در حال آزمایش و تست است و بزودی شاهد آن خواهید بود.

برای حل مشکل حمل و نقل در اینده، نیاز به همکاری و مشارکت و تلاش مخترعین و سیاستمداران و فعالین اجتماعی است.

اتومبیل به ما آزادی انتخاب محل زندگی و کار داده است، و ما باید تمام تلاشمان را بکنیم تا بر مشکل آلوده کردن محیط زیست ، غلبه کنیم، چون در صورت پیروزی بر این مشکل است که آزادی حمل و نقل و حرکت ما ، حفظ می شود.

پی نوشت:
عجیب غمی بر دلم نشست ، هنگام دیدن این سخنرانی !
مردم بقیه دنیا ، مشغول به چه کاری هستند و صنعت گران آنها، چگونه با دغدغه محیط زیست، به فکر پیشرفت همزمان نیز هستند ولی مهندسین و نیروی جوان و کاری کشور ما، یا در گوشه زندان هستند و یا آواره کشورهای دیگر، یا معتاد و یا اینکه در کاری که در شان آنها نیست، حقوق بخور و نمیری دارند.
وای بر ما که این رژیم آخوندی، همه جوره کشور را به ورطه نابودی کشانیده است.

لینک این مطلب در بالاترین-----------آزادگی