دوشنبه، اسفند ۰۹، ۱۳۸۹

رهبر عزیزم، دقت کن(!)؛ دستگیری موسوی و کروبی ، نشانه قدرت تو نیست، نشانه ضعف فراوان تو است./ آنچنان در موضع ضعف است که خودش نیز حرمت خودش را نگه نمی دارد.

گفته می شود موسوی و کروبی دستگیر شده اند، البته که دستگیری آن دو هم نقض حقوق بشر است و هم چون طرفداران بپر شماری در ایران دارند، بی حرمتی به طرفداران و نقض حقوق آنها نیز هست.
اما نکته مهم این است که دستگیری این دو ، نه نشانه قدرت خامنه ای ؛ بلکه نشانه ضعف اوست. نشانه اینکه آنچنان آچمز شده که رییس مجلس چند دوره نظام و نخست وزیر چند ساله کشور را دستگیر می کند.
اگر خامنه ای قدرت داشت، به  این دو نفر حرمت می گذاشت، چه آنکه خود خامنه ای ، زمانی به این دو حرمت بسیار می گذاشت و دستگیر کردن آنها، نشان می دهد که آنچنان در موضع ضعف است که حتی خودش نیز حرمت خودش را نیز نگه نمی دارد.
به امید آزادی موسوی و کروبی.

چرا نوشته ام رهبر عزیزم:
یادم است زمانی در برنامه نود، عادل فردوسی پور پرسید که اگر داوری اشتباه کند، تماشاچی ها چه کار می کنند؟! مهمان برنامه گفت: می گویند داورعزیزم، دقت کن !!
البته همه می دانیم که شعار تماشاچی ها در این مواقع این است: توپ تانگ فشفشه، داور ما .... !! یا شیر سماور ، اگزوز خاور و.... داور !!

لینک این مطلب در ریشه ها --- لینک این مطلب در فرندفید----لینک این مطلب در آزادگی---لینک این مطلب در بالاترین 


قبول که غذای بیت المال را نخوردی ، اما آیا می توانی بگویی خون جوانان ایران را نیز نخورده ای ؟! / فریاد ز دست زالوها ، برای رهایی روز سه شنبه به خیابان خواهیم آمد.

یادمان است که در دور اول ریاست جمهوری ، احمدی نژآد در یکی از مصاحبه های خود گفته بود که غذای بیت المال را نمی خورد و قابلمه غذایی که همسرش پخته را به محل کار می آورد. همینطور آیت الله مصابح می گوید که خامنه ای به پسرش گفته تو به خانه خودت برو و شام بخور، شام خانه من از پول بین المال است!
کسی که در مسند ریاست جمهوری است، می تواند با یک تصمیم غلط، هزاران میلیارد تومان ضرر به اقتصاد و مردم کشور بزند، براستی چه اهمیتی دارد که یک  غذای ده هزار تومانی از محل کار بخورد یا نه!
خامنه ای و احمدی نژاد به شکل ساختاری و بر پایه دلایل زیر به کشور آسیب رسانیده اند:
-         مدیریت بسیار غلط اقتصادی که به نابودی اقتصاد کشور انجامیده است.
-         سیاست های غلط خارجی که به تحریم کشور انجامیده است و ضرر آن صدها هزار میلیارد تومان است.
-         برای بر سر کار ماندن به تقلب دست زده و در این راستا، هزاران نفر را کشته و زندانی کرده است.
-         به دلیل تحریم اقتصادی و به دلیل عدم مشروعیت ناشی از تقلب، ناچار به دادن امتیاز های فراوان به چین و روسیه است و عملا کشور را به مستعمره چین و روسیه تبدیل کرده است.
چرتکه انداختن و محاسبه این ضررها عملی نیست، شاید تنها بتوان گفت که خامنه ای و احمدی نژآد ، مشغول خوردن خون تک تک ساکنین این کشور هستند.
لذا می پرسم :
آقایانی که ریش دارید، قبول که غذای بین المال را نخورده اید، اما می توانید ادعا کنید که خون مردم را نیز نخورده اید؟!
لینک این مطلب در ریشه ها ------ لینک این مطلب در آزادگی -------لینک در فرندفید------لینک در بالاترین(هنوز ارسال نشده)


صحنه ای کمتر دیده شده از روابط صمیمی و گرم در خانواده مقام معظم رهبری / خجسته خانم(همسر آقا) و چهار پسر گرامی

اولی از سمت راست، حضرت آیت الله آقا مجتی خامنه ای (مد ظله عالی) هستند. / همانطوری که ملاحظه می فرمایید، ایشان تافته جدا بافته بوده و مورد عنایات خاص خجسته خانم و مقام معظم رهبری هستند. 

یکشنبه، اسفند ۰۸، ۱۳۸۹

چگونه در کمتر از یک ساعت، یک دستگاه شوک برقی 75000 ولتی(!) بسازیم؟ چگونه به کمک آن از شر سگان ولایت رها شویم ؟

موافق خشونت نبوده و نیستم، اما در شرایطی که چماق بدستان خامنه ای به وحشیانه ترین شکل با مردم برخورد می کنند ، ناچار به دفاع از خود هستیم. دستگاه شوک برقی (یا تیزر) هیچ خطری برای قربانی ایجاد نمی کند و صرفا برای چند لحظه او را دچار شوک می کند، چند لحظه مغتنمی که ما می توانیم فرار کنیم !
لذا به هیچ وجه ترویج خشونت نیست و صرفا یک دفاع کاملا مشروع و اخلاقی است.
تیزر چیست ؟
تیزر یک وسیله برقی است که از الکتریسته با ولتاژ بالا برای شوک دادن به عظلات بدن استفاده می کند. به عبارت دیگر با تماس یک سیم با ولتاز بسیار بالا با بدن، عضلات بدن برای لحظاتی دچار شوک می شوند.
قطعات مورد نیاز:
قطعات این تیزر را می توانید در تهران از جمهوری به راحتی تهیه کنید و قطعات بسیار ساده الکترونیکی است.
-         مقاومت ها : همه نیم وات هستند که در اینجا مقاومت نوع یک و دو خوانده می شوند.(مقاومت نوع یک ، یکصدهزار (اوهم) و مقاومت نوع دوم پانصدهزار اوهم است. (از هر کدام دو عدد)
-         دیود (چهار عدد) :   75 PIV bridge Rectifier  یا  1n9004 300V
-         خازن : دو عدد 4700 میکرو فاراد (مواظب باشید جنس چینی آشغال به شما نیاندازند، حجم خازن اینجا مهم است!)
-         ترانس (یا همان ترانسفورمر) : ER 55 uH   ( و البته من فکر می کنم می توانید از یک شارژر موبایل که دیگر استفاده نمی کنید ، نیز    برای این منظور استفاده کنید. )
-         دو تا  کلید روشن خاموش کوچک (به منظور خاموش و روشن کردن )
-         یک باطری نه ولت (کتابی) ، ترجیحا قابل شارژ مجدد، به همراه سوکت سر آن.
-         یک لامپ نیون یکصدولت
-         دو تا میخ به عنوان نوک تیزر برای شوک دادن.
-         مقداری سیم ، هویه و سیم لحیم و سیم چین .
نکات مهم:
یک-همه را از یک مغازه لطفا تهیه نفرمایید
از هر کدام این اجناس چند تا بخرید که بتوانید چند تا درست کنید و در روز تظاهرات به بقیه بچه ها نیز بدهید(از آنها بخواهید در عوض، چند صلوات یا فحش  نثار خجسته خانم، همسر مقام عظمی وقاحت کنند)

دو- شاید بد نباشد که به یک جای دیگری برای چند ساعت بروید و از آنجا یک پیک بگیرید و به او لیست بدهید که به جمهوری برود و این اجناس را بخرد، تا ردی از شما نماند.

سه- باطری چند تا همراه داشته باشید، که در صورت لزوم عوض کنید.

چهار- مهم ایده این کار است،
من سالها پیش در دبیرستان کمی فیزیک خوانده ام، من نیز این را روی اینترنت پیدا کردم. اما تا جایی که من روی اینترنت چک کردم، این نقشه کاملا کار می کند. لذا مصرا از  دوستانی که مهندس برق هستند، خواهشمندم که راجع به این نقشه و کارایی آن در بخش نظرات اظهار نظر بفرمایند تا در صورت لزوم تصحیح شود.
نقشه ساخت این تیزر به شکل زیر است ، و مشخص است که سیم خروجی، به دو میخ  که سر شوک دهنده خواهد بود، متصل خواهد شد.

لینک این مطلب در ریشه ها -------لینک این مطلب در آزادگی ------لینک این مطلب در فرندفید -----لینک این مطلب در بالاترین

در این ویدیو نیز ساخت تیزر مشابه با استفاده از یک دوربین قدیمی و بدرد نخور  توضیح داده شده است(دقت کنید که مشابه این تیزر است، نه خود آن!)

شنبه، اسفند ۰۷، ۱۳۸۹

اگر هدف رسیدن به دموکراسی و آزادی است، باید بدانیم که با موسوی و کروبی می توان تا جایی هم مسیر بود ، اما هم هدف نیستیم/ جنبش آزادیخواهی؛ بدون موسوی اخته مباد!


البته که نقض حقوق انسانی افراد را محکوم می کنیم، اما مظلوم بودن در رژیم ج.ا.، دلیل بر درستی افکار فرد نیست. من نیز نگران دستگیری موسوی و کروبی هستم، دستگیری این دو از چند جهت ضربه بزرگی است:
الف) نقض حقوق انسانی دو شهروند
 ب) این دو نفر طرفداران بسیار دارند، حقوق طرفداران آنها را نیز نقض کرده اند
ج)ضربه ای که ممکن است جنبش آزادی خواهی ایران متحمل شود.

اما نکته ای که این وسط گم شده و مورد توجه قرار نمی گیرد، این است که مظلوم واقع شدن در رژیم جمهوری اسلامی ، دلیل بر صحیح بودن و درست بودن افکار یک گروه یا یک فرد نیست.
یادمان باشد که خمینی نیزدر  زمان شاه ، مورد ظلم شاه قرار گرفت، گروه تروریستی مجاهدین خلق نیز در این سی ساله ، مورد ظلم رژیم قرار گرفته است.
من نیز شجاعت کروبی و موسوی در مقاومت با رژیم ستایش می کنم، اما این ستایش چشمان مرا نباید از دیدن واقعیت ها کور کند.
متاسفانه اخیرا عده ای مشغول ساختن بت از موسوی و کروبی هستند. به نظر می رسد چند روز دیگر عکس آنها را نیز در ماه می خواهند ببیند. حاضر به شنیدن هیچ انتقادی از موسوی و کروبی نیستند و آنها را مصون از خطا می دانند.
مهمترین انتقاد از موسوی شاید ای باشد که  دو سال پیش در بیست و پنج خرداد، سه و نیم میلیون نفر در خیابان های تهران حضور پیدا کردند و آماده سرنگونی رژیم بودند ، اما موسوی به دلیل دلبستگی که به رژیم داشت و فقط در صدد اصلاح آن بود، از این پتانسیل هیچ استفاده ای نکرد و شاید یکی از مهمترین شانس های مردم ایران را نابود ساخت.
باید یاد بگیریم ، باید باور داشته باشیم که بدون موسوی و کروبی نیز این جنبش ادامه پیدا می کند.



می دانم که الان فریاد مخالفین این لینک به آسمان بلند می شود، لذا پیشاپیش یک سوال ساده می پرسم
لطفا به من بگویید آیا میرحسین موسوی یک طرفدار دموکراسی است؟!
آیا طرفدار آزادی بیان و اندیشه است؟!
اگر جواب شما مثبت است، 
لطفا به من بفرمایید این چگونه دموکراسی و آزادی است که با دوران طلایی امام می خواهد جمع شود ؟!
لطفا اینقدر به ماه نگاه نکنید، عکس موسوی در ماه نیست!!

صد البته که این لباس ، لباس کلاه برداری است و نیاز به مجوز دارد !

در یکی از سایت های مذهبی ، مطلبی نوشته بود به این عنوان :(نوبت بزرگی) و در آن به بحث شیرین عمامه گذاری و گرفتن مجوز برای پوشیدن لباس روحانیت پرداخته بود. 
مثلا نوشته است: 
این روزها همه چیز به سمت قانونی شدن می رود و لباس روحانیت هم قواعد خاص خود را پیدا کرده است. در مرکز مدیریت حوزه علمیه قم معاونت تهذیب و اخلاق عهده دار بررسی صلاحیت اخلاقی و علمی طلبه ها برای پوشیدن لباس روحانیت شده است. طلبه ها باید لااقل تا سال ششم را خوانده باشند تا بتوانند درخواست مجوز برای پوشیدن لباس کنند. پس از اعلام درخواست طلبه باید مصاحبه شفاهی بدهد. در مصاحبه شفاهی مسائلی چون احکام دینی، قرائت قرآن و مسائل سیاسی جاری کشور گزینش می شود. طلبه هایی که نتوانند در این مصاحبه موفق شوند از داشتن مجوز لباس محروم خواهند بود.
نکته ای که به نظر می می رسد این که است صد البته که این لباس ، لباس کلاه برداری است و  نیاز به مجوز دارد !!
و البته که هر کسی نباید بتواند وارد جرگه این کلاه برداران مفت خور شود

و سوالی که برای من پیش می آید این است که آیا باید آخوندهای محترم، دوره بشکه (!) را نیز گذرانده باشند یا که نیازی به آن نیست؟!
کسانی که نمی دانند دوران بشکه چیست؛ می توانند به کلیپ زیر مراجعه کنند که در ان آیت الله هاشمی رفسنجانی به تفضیل ماجرای بشکه را توضیح می دهند و البته محتوای آن مناسب برای خردسالان نیست. 

پنجشنبه، اسفند ۰۵، ۱۳۸۹

سرنگونی رژیم اسلامی و وحدت به این منظور، هدفی با ارزش ومهم است، اما بشرطی که بخواهیم رژیم را با دموکراسی عوض کنیم.

در وبلاگ نسوان ، مطلب نوشته شده بود با این عنوان: وحدت کلمه ( به فتح کاف و لام و میم) و نتیجه گیری کرده بود که :


"بیش از سی سال پیش مردی با عبای سیاه و افکاری سیاه تر، آن قدر خرد داشت که با شعار ” وحدت کلمه”  معترضین را زیر یک پرچم متحد کند و با نیروی  شگفت انگیز حاصل از آن، بنیان یک  حکومت را بر کند. امروز چرا ما فراموش کرده ایم که وحدت تنها و تنها رمز پیروزی ماست ؟"
نکات ذیل در این بین بسیار با اهمیت است، بایسته و شایسته است که هنگام استفاده از کلمه وحدت، آنها را در نظر گیریم.

یک-  وحدت و وحدت  کلمه، همان استدلال و منشی است که خمینی در سایه آن به قتل عام مخالفین پرداخت! اصولا وحدت به شیوه خمینی چیز مزخرفی است، معنایش این است که همه از یک تفکر پیروی کنند ، این خود به خود به دیکتاتوری می انجامد. اصولا دموکراسی به معنای متفاوت بودن است.

اگر هدف ما دمکراسی باشد، برای مبارزه در این راه، با کسی می توان به وحدت رسید که به اصول اساسی چون آزادی بیان، دموکراسی و حقوق بشر معتقد باشد. در غیر این صورت به بیراهه می رویم.

دو-باید گذشته افراد، مد نظر ما باشد مگر اینکه شخص به صراحت و به شفافیت از اشتباهش معذرت خواهی کرده باشد.

در دوران طلایی خمینی ، یک میلیون نفر در جنگ ایران و عراق (به دلیل دیوانگی خمینی) کشته و زخمی شدند، آیا این دوران طلایی بود؟! بیش از پنج هزار نفر بی دفاع صرفا به دلیل عقیده شان در مدتی کوتاه در زندان سلاخی شدند.

اگر موسوی اینها را محکوم نمی کند، ممکن است ما را باز بخواهد به همان دوران برگرداند! چه تضمینی است که موسوی در صورت بدست گرفتن قدرت، باز کشتار سال 67 را تکرار نکند؟!زمانی که حتی حاضر نیست یک کلام بگوید این کار بدی بودن است!

به من نگویید که موسوی برای جنبش مشغول هزینه دادن است، یادتان بیاید که خمینی نیز در زمان شاه هزینه داد و به تبعید رفت !
سه- اگر دوران قبل از انقلاب ، پدران ما حرف از وحدت نمی زدند و خمینی را نقد می کردند، اگر گذشته خمینی را (مثلا نظراتش در باب رای دادن زنان یا واگذاری اراضی به کشاورزان)در نظر می گرفتند و می گفتند این آدم صلاحیت ندارد، الان گرفتار این رژیم خونخوار نمی بودیم!

چهار-سرنگونی رژیم اسلامی ، هدفی با ارزش ومهم است، اما بشرطی که بخواهیم رژیم را با دموکراسی عوض کنیم.

اگر قرار است کشور را به دست کسانی بدهیم که اعتقادی به دموکراسی ندارند، ترجیح می دهم به جای یک انقلاب کور دیگر و تحمیل هزینه های انچنانی به کشور، همین دیکتاتوری موجود را داشته باشیم.اصولا مگر کرم(!) داریم که دیکتاتور را با دیکتاتور دیگری  عوض کنیم؟!

پنج- اگر قرار به متحد شدن و داشتن وحدت است، این وحدت صرفا باید با کسانی صورت گیرد که معتقد به دموکراسی هستند. بالشخصه حاضرم رژیم خامنه ای را تحمل کنم، اما با مجاهدین خلق و مریم رجوی متحد نشوم! چه آنکه کسانی مانند مجاهدین به هیچ اصول اخلاقی (و دموکراسی) پایبند نیستند و براحتی نتیجه سرنگونی رژیم را می دزدند و صاحب می شوند.

 و البته نوشته من در باب شکنجه داماد دکتر سروش نیز این است: 
 لینک این مطلب در ریشه ها---- لینک این مطلب در آزادگی ----لینک این مطلب در فرندفید-----لینک این مطلب در بالاترین

قذافی ؛ دلیل توانایی خداوند مبنی بر آفرینش خر تر از الاغ


همانا که  معمر قذافی را لپ گلی و گوش مخملی آفریدیم، تا ثابت کنیم آفرینش خر تر از الاغ نیز ممکن است و ما توانا هستیم که احمق تر از احمدی نژاد نیز بیافرینیم


حال اگر کسی بپرسد که خدا مگر (کرم) داشت که این موجود را آفرید، کافر است و ریختن خونش واجب!

چهارشنبه، اسفند ۰۴، ۱۳۸۹

می دانید عاقبت مجتبی خامنه ای چیست؟ تصویری گویا از سرنوشتی مشابه!

مجتبی خامنه ای ، این عاقبتی است که در انتظار تو است
نه پدر تو از صدام وحشی تر بود و نه تو از قصی و عدی، قدرتمندتری! بدان و آگاه باش که مردم ایران بسیار قدرتمندتر از مردم عراق هستند. با پول نمی توانی آینده و امنیتی برای خود به پا کنی! سرانجام مشابه، در انتظار  تو جنایتکار وحشی است. 







آقای دکتر سروش، این رژیم بر اساس نص صریح قرآن و سنت پیامبر شکل گرفته است، این رژیم مسلمان پرور است، نه کافر پرور/کدام کافر در این رژیم امنیت دارد؟

بی بی سی : عبدالکریم سروش، متفکر دینی و از منتقدان حکومت ایران، طی نامه شدیدالحنی گفته است ماموران امنیتی داماد او را بدلیل نسبت خانوادگی تحت شکنجه های شدیدی قرار داده اند. در انتهای آن نامه، او  بر "جمهوری کافرپرور اسلامی ایران، لعنت و نفرین" فرستاده است.

آقای دکتر سروش، 
از شنیدن خبر شکنجه داماد شما، متاثر شدم، اما ناچارم نکته ای را خدمت شما عرض کنم:
این رژیم بیش از آنکه کافرپرور باشد، رژیم مسلمان پرور است. 

این رژیم بر اساس اسلام بنا شده و بر اساس نص صریح اسلام نیز به کار خویش ادامه می دهد، لذا این رژیم نه تنها کافر پرور نیست، بلکه مسلمان پرور است. 
براستی کدامین کافر در این رژیم، امنیت جانی و فکری دارد؟ 
آقای دکتر سروش، تفکر شما اینگونه اسـت:((کافران افرادی جنایتکار هستند، آنها در اثر نظامی خونخوار مانند رژیم اسلامی شکل می گیرند)) 
باور کنید که این تفکر غلط است، چرا تصور می کنید که کافران ، انسان هایی جنایتکار هستند؟ چرا تصور می کنید هر کسی به الله شما اعتقاد نداشت، انسان جنایتکاری است؟ اگر قرار به آمارگیری باشد، در طول تاریخ معاصر، کسانی که به الله اعتقاد داشته اند، در سایه اسم او بیشترین جنایات را مرتکب شده اند. 
آقای دکتر سروش، ثمره حکومت دینی همین است ، انسانیت و عدالت در آن جایی ندارد، اصولا دین اسلام ، به صراحت انسان ها را درجه بندی می کند و زمانی که پای درجه بندی به میان می آید، دیگر عدالت معنایی نخواهد داشت. 
آقای دکتر سروش، تفاوت اسلام و حقوق بشری که مثلا من کافر به آن پایبندم،  اینجا مشخص می شود:
 بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر، شکنجه داماد شما، کاری زشت و زننده و خلاف قانون است. این نظر من نوعی است.
اما بر اساس قرآن شما و بر اساس تفکر مسلمانان ،  می توان یک کافر را کشت یا شکنجه کرد. براستی کدام نظر انسانی تر است؟!

لینک این مطلب در ریشه ها------در آزادگی ------در فرندفید----در بالاترین

مطالب مرتبط: 




سه‌شنبه، اسفند ۰۳، ۱۳۸۹

اینگونه رژیم خامنه ای بر گرده ما سوار است؛ کشورمان را به غارت می برد و جوانان را می کشد! شرممان باد اگر سرنگونش نکنیم.

نقش لامپ در جنایات خامنه ای !
روش و تفکر پشت پرده بسیار ساده است، 
ابتدا ادعا می کنند شخصی خیالی در ته چاهی به نام چاه جمکران است، آن شخص را نماینده خدا می دانند. بعد برای اثبات ادعای خود، هر از گاهی او را از چاه بیرون آورده و با استعمال لامپ مهتابی به او(!) او را نورانی کرده و اعتماد مردم را جلب می کنند. 
بعد خامنه ای خود را نماینده آن موجود خیالی می خواند، به مسافرت می رود و با اینبار نیز لامپ ها ، نقش مهمی را بازی می کنند. 
و البته اینجا باید گفت که : تف به هر چه لامپ و هر آدم  نورانی و روحانی است!

یادمان نرود که در حساب پسر خامنه ای در لندن ،یک میلیارد و ششصد میلیون پوند پول بود که دولت انگلیس بعد از کشتار خیابان های تهران آن حساب را توقیف کرده است. 

لینک این مطلب در ریشه ها -------- لینک مطلب در آزادگی -------لینک مطلب در فرندفید-----لینک مطلب در بالاترین

دوشنبه، اسفند ۰۲، ۱۳۸۹

با پیدا کردن ده تفاوت بین تصویر مقام عظمی ولایت و تصویر زیر برنده جایزه ما باشید!

آیا می توانید ده تفاوت در دو تصویر زیر پیدا کنید؟!
با پیدا کردن ده تفاوت بین تصویر مقام عظمی ولایت و تصویر زیر برنده جایزه ما باشید!


مراجع تقلید زمانی که ندا آنگونه معصومانه کشته شد، کدام قبری بودند و چه غلطی می کردند و چرا بیانیه ندادند؟

آقایان مراجع تقلید شیعه، در اعتراض به خشونت دولت بحرین علیه مردم کشورش، دست به قلم شده اند و بیانیه صادر کرده اند و این اقدام را محکوم کرده اند، چند نکته در اینجا ذکر می کنم:
یک- در تصاویر می بینم که در بحرین، در مرکز شهر براحتی و قشنگی مردم جمع شده اند و تظاهرات می کنند، کسی نیز آنها را نمی کشد، گاز اشک آور نمی اندازد و یا با باتوم به جان آنها نمی افتد. علی رغم اینکه خشونت دولت بحرین شرم آور و محکوم است، اما در مقایسه با جنایات رژیم اسلامی ایران، سردمداران رژیم بحرین فرشته های معصومی بیش نیستند!
دو- چگونه زمانی که جوانان ایرانی به خیابان می آیند، کارشان فتنه است و باید به استناد به فتوای مرجع تقلیدی مانند مکارم شیرازی ، کارشان محاربه قلمداد شود و به اعدام محکوم شوند، اما در بحرین تظاهرات و اعتراض خوب است؟!
سه- مرجع تقلید، مکارم شیرازی در بیانیه اش نوشته است که:
(ما ضمن اینکه جنایات ضد انسانى حاکمان بحرین را شدیدآ محکوم مى‌کنیم از جوامع بین‌المللى مى‌خواهیم که در برابر این جنایات هولناک سکوت نکنند و اجازه ندهند حاکمان خودکامه بحرین دست به هر جنایتى بزنند.)
سوال اینجاست که مرجع تقلید نامحترم، خبر مرگت، زمانی که دولت اروپایی جنایات و آدم کشی رژیم را محکوم می کردند ، این عمل توسط شما و نوری همدانی و دیگر سگ و گربه ها، دخالت در امور ایران قلمداد شده و محکوم می شد، اما اکنون دخالت مجامع بین المللی خوب است؟!
چهار- انتظار شما از مردم بحرین نیز این است که یک حکومت اسلامی بر سر کار بیاورند تا جیب مفت خورهایی از قماش خود شما پر کنند. 
لینک این مطلب در ریشه ها------درآزادگی -------در فرند فید------در بالاترین 
مطالب مرتبط: 
پی نوشت
عکس بقیه مراجع امضا کننده این بیانیه را گیر نیاوردم، چند تا عکس جایگزین گذاشتم!!



یکشنبه، اسفند ۰۱، ۱۳۸۹

امام خمینی: ای کاش من هم یک وزنه بردار بودم...!

بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، رهبر کبیر انقلاب ، امام خمینی (ره): 
((ای کاش من هم یک وزنه بردار بودم...!))



با تشکر از خاکی عزیز

فریاد ! قسم به اشک مادر سهراب، قسم به سکوت ندا هنگام مرگ ؛ ما تشنه ایم، تشنه آزادی

یکصد و اندی سال از زمانی که رسما و به صورت نظام یافته ، برای آزادی خون داده ایم، گذشته است. 
کجاست فرزندان بی بی مریم بختیاری ؟ 
میدان بهارستان ما خالی مباد  از وجود بی بی مریم ها، 
کجاست ستار خان ؟ کجایند دلاوران دشتی ؟ 
فریاد ، فریاد ، فریاد 
خامنه ای راه نفس ملتی را گرفته است، جوانان را می کشند  و نه تنها جسم آنان را هدف گلوله قرار می دهند،  بلکه می خواهند اسم آنها را نیز هدف اعمال پلیدشان کنند. 
مبادا خون ندا و سهراب، بر زمین خشک شود و هدر رود.
       لینک این مطلب در ریشه ها----لینک این مطلب در آزادگی ----- لینک این مطلب در بالاترین



شنبه، بهمن ۳۰، ۱۳۸۹

زمانی که مرجع تقلید شیعه، آیت الله مکارم شیرازی دستور به ترور و کشتن یک وبلاگ نویس(سام آشتیانی)می دهد!


_______________
مکارم شیرازی را همه ما می شناسیم، یکی از چند مراجع تقلید طراز اول جهان شیعه است. من به نامی مستعار برای او یک ایمیل فرستادم و از او استفتا کردم و پرسیدم که چه رفتاری باید با سام آشتیانی داشته باشیم ؟! آیا باید او را به جرم توهین به پیامبر اسلام بکشیم ؟
متن استفتای من و فتوای مرجع تقلید شیعه در زیر آمده است، اما نکات ذیل مطرح می شود:
یک- این چگونه دینی است که با یک نوشته طنز به لرزه می افتد و مرجع تقلید این دین ، دستور به کشتن انسان ها و ترور می دهد؟ 
دو- چرا در این دین حداقل های اصول اخلاقی، وجود ندارد ؟ بر فرضی که سام آشتیانی نیز به محمد توهین کرده باشد، آیا جواب یک توهین یا شوخی باید ترور و آدم کشی باشد ؟! مگر سام آشتیانی پیامبر اسلام را کشته که شما دستور به کشتن خود او می دهید؟
سه- چگونه است که این مرجع تقلید و دیگر مراجع شکم گنده اسلام، در مقابل این همه اعدام و تجاوز در زندان ها و جنایات مختلف ، سکوت پیشه کرده اند و مثلا تجاوز در زندان ها، چیزی از دین آنها کم نمی کند، اما یک شوخی از طرف سام، دین آنها را به خطر می اندازد و دستور به ترور و آدم کشی می دهند ؟!
چهار- این چگونه دینی است که مرجع تقلیدش یک آدم کش است؟!
پنج- مسلمانان عزیز، باور کنید آدم کشی کار بدی است !
پی نوشت: 
الف) من یک خورده حسابی از قبل با سام  آشتیانی داشته ام !
ب)به قول سام، دوستانی که سرشان به تنشان زیادی کرده، با من تماس بگیرند تا بنده مراجع عظیم الشان تقلید را اسکول کرده و یک فتوای قتلی ، ، سنگساری ، قطع دستی چیزی برای آنها بگیرم. در این دوره اگر دو تا فتوای قتل بالای سرت نباشد، کلاس شما پایین می آید!

لینک مطلب در ریشه ها-----لینک مطلب در فرند فید ---- لینک مطلب در آزادگی ---- لینک مطلب در بالاترین


جمعه، بهمن ۲۹، ۱۳۸۹

امام خمینی(ره) :ای کاش من هم یک دانشجوی نقاشی بودم

بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی (ره): 
((ای کاش من هم یک دانشجوی نقاشی بودم !))


از جهت اطلاع برای جوانانی که دوران طلایی امام خمینی (ره) را به یاد نمی آورند، عرض می کنم که : 
امام عادت داشتند از هر گروهی که به دیدارش می آمدند ، تعریف و تمجید کند و بگوید مثلا خودش هم دوست دارد عضو آن گروه باشد. 
گویا یک بار نیز یه زن بسیار خوشگل می بیند و می پرسد این زن کیست؟! محافظین امام می گویند این زن یک پاسدار است و آنجا امام خمینی ، آن جمله معروفش را می گوید که : ((ای کاش من هم یک پاسدار بودم !)) 

پنجشنبه، بهمن ۲۸، ۱۳۸۹

با تلاش برای دزدیدن اسم صانع ژاله، شان خامنه ای به حد سعید الصحاف نزول پیدا می کند!

اینجاست که دیکتاتور به آخر خط می رسد!
سعیدالصحاف (در ویکی) ،  را همه به یاد داریم که در زمان اشغال عراق، چگونه شکست سخت عراق را در جلوی دوربین های تلوزیونی تکذیب می کرد. نیروهای آمریکایی در بغداد بودند، صدای بمب و گلوله آنها به سالن مصاحبه مطبوعاتی می رسید، ولی آقای وزیر اطلاع رسانی صدام ، ادعا می کرد که آمریکا و بریتانیا در جنگ شکست خورده اند و نیروهای آنها در حال خودکشی در لب مرز عراق هستند! 
در حقیقت برای سعید الصحاف، دیگر واقعیت معنایی نداشت و خودش نیز خوب می دانست که رژیم صدام و حرف های خودش، هیچ اعتبار و ارزشی ندارد، لذا به راحتی در دوربین های بین المللی نگاه می کرد و دروغ های شاخدار می گفت. 
حال حکایت خامنه ای و رژیم او است ، خامنه ای می داند که حرف و شخصیتش ، هیچ ارزشی در دنیا ندارد، لذا رژیم و نمایندگان او به صراحت و وقاحت در چشم میلیونها نفر نگاه می کنند و می گویند آزادمرد کرد ما، صانع ژاله، بسیجی بوده است. 
همه می دانند که صانع ژاله توسط بسیجی ها و بدلیل مخالفت با رژیم کشته شده است، اما نمایندگان رژیم به مانند شخص سعید الصحاف ادعا می کنند که او بسیجی بوده است. 
و البته اینجاست که می ببینم شان و منزلت خامنه ای ، به حد سعید الصحاف نزول پیدا کرده است. شاید رفتار خامنه ای در  این لحظات شبیه لحظه ای باشد که سربازان آمریکایی در کاخ صدام بودند، اما سعید الصحاف ادعا می کرد که آمریکایی ها شکست خورده اند !
لینک مطلب در فرندفید -----لینک مطلب در ریشه ها ------لینک مطلب در آزادگی -----لینک مطلب در بالاترین