جمعه، آذر ۱۸، ۱۳۹۰

استفاده از مفهوم دمکراسی و رفراندم، تمامی اسلامگرایان، سلطنت طلبان و مجاهدین؛ روش رژیم اسلامی را پیش رو گرفته اند...!

نوشته مشترکی از رضا پرچی زاده و گمنامیان.

کسانی که به آزادی بیان و اصول واضح دمکراسی معتقد نیستند، حتی اگر در یک رای گیری کور، قدرت را به دست گیرند، نمی توانند مدعی شوند که دمکراسی را حاکم کرده اند./دمکراسی به معنای در آوردن قاپیدن رای از دست مردمی ناآگاه در یک رفراندم کور نیست / به یاد داشته باشیم که رفراندم یک چراغ جادو است، می تواند از داخل آن غولی چون خمینی و رژیم ولایت فقیه بیرون آید./اینها لازمه تولد دمکراسی هستند: انتخابات در سایه آزادی بیان برگزار شود؛ احزاب شرکت کننده متعهد به اصول دمکراسی مبتنی بر رقابت منصفانه و واگذاری قدرت به برنده انتخابات بعدی باشند./ نتیجه یک رفراندم در صورتی با ارزش است که مردم بعدا این حق را داشته باشند که نظر خود را عوض کنند! /چرا روشنگری در مورد رفراندم و دمکراسی و نقد اپوزسین،اکنون اهمیت صد چندان دارد؟/چرا مجاهدین و اسلامگرایان و سلطنت طلب ها، مخالف دمکراسی هستند؟

هموطنم، دمکراسی به معنای در آوردن قاپیدن رای از دست مردمی ناآگاه در یک رفراندم کور نیست، دمکراسی یعنی اینکه تک تک مردم در سایه آزادی بیان از تصمیم خود آگاه باشند، افراد حاضر در قدرت نیز، سعی در سرکوب دیگران نکنند.

خوی دیکتاتوری، در عمق وجود برخی از گروه های سیاسی است، چه بر سر قدرت باشند و چه نباشند، سو استفاده از عنوان دمکراسی و رفراندم، سنگ بنای غلطی است رژیم ولایت فقیه آنرا بنا نهاد و حال گروه های سیاسی دیگر، چون مجاهدین و اصلاح طلبان حکومتی و یا سلطنت طلبان، این راه غلط را ادامه می دهند.

این گروه های سیاسی اپوزسیون؛ که خود دست کمی از رژیم آخوندنی ندارند، در صدد هستند به همان شیوه و منش آخوندی، قدرت را بدست گیرند! آنها قصد دارند مردم را فریب دهند و به دروغ می گویند دمکراسی به معنای یک رفراندم است!

در حقیقت آنها قصد دارند که  با برگزاری یک رفراندم، قدرت را بدست گیرند و برای همیشه بر سر قدرت (به استناد همان رفراندم) باقی بمانند و بعد آنها می توانند قدرت را به دست گیرند و از آن به بعد مدعی دمکراسی هم بشوند! دقیقا همان کاری که حکومت آخوندی مرتکب شده است.

به یاد داشته باشیم که رفراندم یک چراغ جادو است، می تواند از داخل آن غولی چون خمینی و رژیم ولایت فقیه بیرون آید.

یادمان نرود که سال پنجاه و هشت، خمینی از اسم دمکراسی سو استفاده کرد و از چراغ جادوی رفراندم، غولی را بیرون کشید که بعد از سی سال، هنوز بر گرده من و تو و دیگر ایرانیان سوار است.

هموطنم، رفراندم به تنهایی دمکراسی را برای ما رقم نمی زند، یک انتخاب یک باره و بدون بازگشت، به معنای دمکراسی نیست.

به یاد داشته باشید که یک رفراندم در صورتی با ارزش است که:

-         نتیجه یک رفراندم در صورتی با ارزش است که مردم با آگاهی رای دهند.
یادمان نرود که صدام نیز انتخابات برگزار می کرد و 99.99 درصد مردم به او رای می دادند! انتخابات او نیز دقیقا همین رفراندم بود، یعنی سوال این بود که ایا صدام حسین تکریتی را به عنوان رییس جمهور قبول دارید یا نه؟!
این شیوه به قدرت رسیدن و حفظ قدرت، نقض غرض و زیر پا گذاشتن تمام اصول دمکراسی است. در زمانی که صدام انتخابات برگزار می کرد، مطبوعات آزادی در عراق وجود داشت که مردم با اگاهی از جنایات صدام تصمیم بگیرند و این رای گیری و نتیجه رای گیری را بی ارزش می کند.

-         نتیجه یک رفراندم در صورتی با ارزش است که مردم بعدا این حق را داشته باشند که نظر خود را عوض کنند!

رژیم اسلامی ملموس ترین مثال است، سی سال قبل مردم از سر ناآگاهی انتخاب اشتباهی کرده اند، اما این جاده یک طرفه دیکتاتوری، غیر قابل بازگشت است و مردم ایران از نظر دیکتاتورها، دیگر حق انتخاب مجدد را ندارند.


معنا و مفهوم دمکراسی، مفهومی کاملا مشخص و واضح است و اصول بسیار ساده ای دارد؛ تنها در صورتی یک دمکراسی می تواند متولد شود که شرایط زیر برقرار باشد:

-    نتیجه انتخابات در سایه آزادی بیان با ارزش است. گردش آزاد اطلاعات در جامعه وجود داشته باشد و تمام اقشار جامعه، از مزایا و معایت گروه های سیاسی مختلف، آگاه شوند. براستی، چگونه می توان درباره مثلا گروه اصلاح طلب حکومتی، اظهار نظر کرد در حالی که آزادی بیانی در جامعه وجود نداشته تا ما بدانیم این گروه چه اشتباهاتی را مرتکب شده یا چه خدماتی داشته است؟ 


-   گروه های مختلف سیاسی که خواستار شرکت در دمکراسی هستند، باید به اصول دمکراسی  گردن بنهند. یعنی قبول داشته باشند که:

الف)در هنگامی که قدرت را به دست دارند، سعی در سرکوب دیگر گروه های سیاسی نکنند.
ب) انتخابات بعدی را منصفانه برگزار کنند و در صورت پیروزی گروه دیگری، قدرت را واگذار کنند.

با بررسی دقیق تعاریف فوق، خیلی راحت می توانیم ببینم که رژیم ولایت فقیه، گرچه در یک رفراندوم نمایشی، رای مردم را بدست آورده است، اما اصولا به هیچ یک  از مبانی دمکراسی پایبند نیست.

طبق چنین تعریفی، گروه هایی چون سلطنت طلب ها و یا مجاهدین خلق و یا اصلاح طلبان و یا دیگر گروه های اسلام گرا (مانند بنی صدر و طرفدارانش)  بر فرض پیروزی در رفراندم، اصولا نمی توانند یک حکومت مبتنی بر دمکراسی تشکیل دهند. چه آنکه این اشخاص به صورت کاملا مشخصی به اصول چند گانه فوق، هیچ اعتقادی ندارند.

اصولا تا زمانی که مردم ایران مدتی را فضای آزاد به سر نبرند و آزادی بیان را تجربه نکنند، آرا آنان درباره هیچ گروه سیاسی معتبر نیست! همانطوری که رای چشم بسته آنان در رفراندم جمهوری اسلامی، فاقد ارزش است.

مثلا سلطنت طلبان مدعی هستند که اجازه دهید نوع حکومت را به رفراندم بگذاریم و اگر مردم سلطنت را انتخاب کردند، این می شود دمکراسی!! باور بفرمایید این نقض غرض است، کسانی که به آزادی بیان و اصول واضح دمکراسی معتقد نیستند، حتی اگر در یک رای گیری کور، قدرت را به دست گیرند، نمی توانند مدعی شوند که دمکراسی را حاکم کرده اند. 

به یاد داشته باشیم که:

-         روشنگری در مورد رفراندم و دمکراسی و نقد اپوزسین، اکنون بسیار اهمیت دارد، به هر حال در آینده ای نزدیک، شاهد سقوط این رژیم خواهیم بود، و ما باید از هم اکنون فکر فردای ایران باشیم.

چه آنکه اگر سی سال پیش، درباره خمینی روشنگری شده بود و کسی به مردم نکات بالا را گوشتزد کرده بود، مردم به صورت کور دنبال این جلاد راه نمی افتادند و ما گرفتار غول بیابانی به مانند خمینی نمی شدیم. اگر الان درباره مثلا سلطنت طلب ها و یا اصلاح طلب ها روشنگری نشود، اگر اکنون فرق دمکراسی و رفراندم به نمایش گذاشته نشود، این اشخاص در فردای آزادی ایران فرصت خواهند یافت که چون خمینی سی سال بر گرده مردم سوار شوند!

-         چرا مجاهدین و اسلامگرایان و سلطنت طلب ها، مخالف دمکراسی هستند؟
این سه گروه یاد شده، سلطنت طلب ها و مجاهدین و اسلامگرایان، به شدت مستعد دیکتاتوری هستند. گروه اول (عامل کنترلی) به اسم شاه دارند و دو گروه آخر، (عامل کنترلی) به اسم ایدولوژی دارند. از نظر سه گروه یاد شده، شاه و یا ایدئولوژی آنها، مهمتر و برتر از دمکراسی است. لذا به راحتی حاضر هستند اصول دمکراسی را برای منافع خود زیر پا بگذارند.

صد البته که کسی مخالف حضور این اشخاص در قدرت نیست، اینها نیز می توانند به تنهایی در انتخابات کاندیدا شوند، اما اگر قرار باشد این اشخاص چهارچوب نظام را مشخص کنند و یا تمام قدرت را (بر اساس یک رفرداندم) بدست گیرند، دیکتاتوری مشابه ولایت فقیه به وجود خواهند آورد.




۶ نظر:

  1. دوست عزیز
    گمنامیان گرامی
    با تشکر از مقاله خوبت باید عرض کنم که در صحبت های جناب پهلوی (به عنوان یک مشروطه خواه) اصل بر دمکراتیک بودن رژیم هست و در صورتی که رژیم سلطنت انتخاب بشود از طرف مردم تمام رژیم(از جمله بالاترین نهاد و نماد رژیم یعنی نهاد سلطنت) ملزم به رعایت اصول دمکراسی هستند و قطعا حق عوض کردن هر بخشی از قانون اساسی( البته با روش خاص خودش) برای مردم و نماینده هاشون محفوظ هست:)

    پاسخحذف
  2. درود بر شما
    هرچند من با بند بند نوشته شما موافقم، اما با اساس آن مشكل دارم.
    به جز رفراندوم چه راه ديگري در پيش روي هست ؟؟؟

    اگر مردم دوباره اشتباه كردند و از روي ناداني حكومتي كه روي كار آمده را تبديل به ديكتاتوري كردند، تقصير خودشان است. نه حكومت !!! يادمان باشد در قانون اساسي حكومت اسلامي نوشته شد " تفتيش عقايد ممنوع است و نميتوان كسي را صرفن به خاطر داشتن عقيده اي خاص مورد مواخذه قرار داد" اما در عمل چه شد ؟؟؟

    آيا خميني از روز اول همانگونه بود ؟؟؟ اين بع بع ها و سكوت كردن هاي مردم در برابر خميني و خامنه اي و احمدينژاد و ... بود كه آنها را تبديل به ديكتاتور كرد. وگرنه هيچكدام اينها از روز اول اين جرات را نداشتند كه كارهاي روزهاي آخر را انجام دهند!!!

    پروسه دموكراسي در ايران بايد روند طبيعي خود را طي كند. و وطيفه ما اين است كه سعي كنيم هرچه بيشتر مردم را آگاه كنيم و از روزنه هاي كوچكي كه حكومت اينده در اختيار ما ميگذارد، بر حكومت فشار بياوريم كه در آگاهي و شعور دادن به مردم كوشا باشد، نه اينكه آنها را تحميق كند.

    امروز تمام هم و غم ما اين است كه اين تازيان و بيگانگان را از قدرت بر كنار سازيم و حكومت را به دست يك ايراني بدهيم. چونكه هرچه باشد يك ايراني دلش به حال ايران ميسوزد و چون اين تازي زادگان چوب حراج بر نام ايران نميزند.

    درود بر شما.
    نه؛من مسلمان نيستم

    پاسخحذف
  3. ناشناس گرامی،

    من منکر رفراندم نشده ام!

    تنها نوشته ام که رفراندم به تنهایی دمکراسی نمی اورد.

    باید مولفه های دیگری نیز وجود داشته باشد تا هر رای گیری (مانند رفراندم) با ارزش و با اعتبار گردد.


    اگر همان قبل از انقلاب، فضای آزاد بود و خمینی نقد شده بود، هیچگاه مردم خمینی را انتخاب نمی کردند.

    لطفا نوشته را یکبار دیگر بخوانید، پاسخ سوالات خود را خواهید یافت

    پاسخحذف
  4. این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.

    پاسخحذف
  5. گمنامیان عزیز

    با درود

    آنچه که در کتاب رضا پهلوی دیدم (زمان انتخاب) مهمترین تاکیدش بر قانون اساسی‌ است .. و به نظرم بسیار درست میاید. قانون اساسی‌ طی‌ دولت موقت باید به گونه‌ای تنظیم شود که کوچکترین امکانی برای حتا شروع یک دیکتاتوری را ببندد این قضیه شامل جمهوری نیز میشود.

    اینکه رضا پهلوی صحبت از رفراندوم برای نو حکومت آینده می‌کند جهتِ اتحاد ماست.به هر حال چه بخواهیم چه نخواهیم عده‌ای هستند که خواستار چنین نو عین سیستمی‌ هستند و در آینده در فضایی باز که امکان داشت اگر تعداد آنقدر زیاد به نظر آمد مسلما رفراندوم لازم است و شناخت قبل از پایِ صندوق رفتن بسیار لازم تر.

    سپاس از شما ...

    پاسخحذف
  6. به هر فرد یا گروهی که قدرت بیش از حد و بدون نظارت داده شود نتیجه اش دیکتاتوری میشود.حتی اگه اون فرد من یا شما باشیم باید اول قانون اساسی را تغییر داد

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.