چهارشنبه، دی ۰۷، ۱۳۹۰

نسل گذشته ایران، مرتکب اشتباهات مرگ آوری شد و این اشتباهات از سر نادانی بود...!/اگر جامعه بالغ بود اجازه نمی داد خمینی انقلاب را بدزدد.

اگر مردم ایران به بلوغ سیاسی لازم رسیده بودند، اجازه نمی دادند خمینی انقلاب آنها را بدزدد.

اولین قدم برای تصحیح خطاهای گذشته، قبول کاستی و کم کاری های گذشته است.

اخیرا باب شده که گروهی نسل گذشته را مسول جنایات سی سال گذشته می دانند و یا جمعی دیگر مدعی هستند خمینی انقلاب 57 را دزدید.

نکته ای که این وسط گم شده و به آن توجه نمی شود، این است که یادمان رفته اگر مردم ایران به بلوغ سیاسی کافی رسیده بودند، اجازه نمی دادند که غول بیابانی چون خمینی بر دوش آنان سوار شود.


قریب یک صد سال است که از انقلاب مشروطه می گذرد، اما تازه در این چند ساله است که می بینم همه اقشار جامعه ایرانی با مفاهیمی چون دمکراسی و آزادی بیان، آشنا شده اند.

نمی توان منکر این شد که قسمت عمده ای از مخالفین شاه، خواهان دمکراسی و آزادی بیان بودند، اما باید قبول کرد که متاسفانه خمینی و طرفدارانش نیز پتانسیل قابل توجهی در جامعه داشته اند. 

باید قبول کرد که وجود چنین پتانسیلی (متعلق به خمینی) ناشی از عدم بلوغ سیاسی مردم ایران در آن زمان بوده است. 

بی هیچ تعارفی باید قبول کنیم که جامعه ایرانی در آن زمان نمی دانست دمکراسی چیست و چه ارزشی دارد.


اگر جامعه ایرانی به ارزش دمکراسی آگاه بود، بی شک از آن نیز حمایت می کرد،!


بله، نسل گذشته در مقابل جوانان ایران امروز، مسول است، اما مسولیت او ناشی از نادانی او بوده است.

اگر بخواهیم جلوی تکرار اشتباهات مهلک اینچنینی بگیریم، باید که ابتدا درباره آزادی بیان، دمکراسی و سکولاریسم، به صورت کامل و اساسی روشنگری صورت گیرد.

هادی خرسندی، طنزپرداز معاصر، شعر زیبایی دارد که در وصف مردم ایران در زمان انقلاب می گوید



روزگاری روزگاری داشتيم
بهر خود شهر و دیاری داشتیم


حرف قانون اساسی میزدیم

هم شعوری هم شعاری داشتیم

نهضت مشروطه مان گر مرده بود
لااقل بهرش مزاری داشتیم

وارث صدجور بیماری شدیم
گرچه دکتر بختیاری داشتیم

او برای ما الفبا مینوشت
ما نظر بر نقش ماری داشتیم

او ز لائیسیته‌اش میگفت و ما
با امام خود قراری داشتیم!

عاقلی حرفی زد و در معنیش 
حیرت دیوانه واری داشتیم


دو نوشته قبلی :
/-----------/ویدیو با زیرنویس فارسی/ سخنانی شاهکار، از بزرگان اندیشه دنیا درباره عدم وجود خدا....!

۱۰ نظر:

  1. سطح فکر روشنفکران قبل از انقلاب را با دیدن فیلم هایی مثل گوزنها می توان متوجه شد.این فیلم به عنوان یک فیلم روشنفکرانه مطرح بوده و کلی مورد تعریف و تمجید مثلن قشر روشنفکر و مبارز!! دیگر جه برسد به مردم عادی !!! به نظر من یک مشت بی شعور در ایران به دنبال انقلابی گری افتادند و این بلا را بر سر ایران نازل کردند البته نقش امریکا و انگلیس را هم نمی توان نادیده گرفت. ضمنن بسیاری از مردم به دنبال آزادی یا دمکراسی نبودند و اصولن نمی دانستند اینها چیست بلکه حرفهای مفتی می زدند از قبیل اینکه چرا خانه فلان تیمسار مال من نباشد یا چرا من نباید وزیر یا نخست وزیر باشم و یا چرا زن من ملکه نباشد مگه چه چیزش از فرح کمتر است و مزخرفاتی از این قبیل که من که مکرر می شنیدم و یک سری هم کاملن حالت ماجرا جویی داشتند و می گفتند خیلی حال میده میریم شعار میدیم و..... خلاصه من که یک کلمه حرف حسابی نه در مدرسه نه در محل و بین آشنایان و مردمی که از این حرفها می زدند نشنیدم. جوانها هم الان حق دارند که از آن نسل احمق شکایت داشته باشند و بخواهند که عذر خواهی کنند.

    پاسخحذف
  2. متأسفانه در نسل جدید هم به اندازهٔ کافی‌ گوساله پیدا می‌شه که به این خرافات و چرندیات اسلام و شیعه و ولایت فقیه اعتقاد دارند.

    پاسخحذف
  3. ریشه دوانی اسلام در ایران و قبول خرافات به عنوان اصول زندگی این تحولات را بائس شد. تا زمانی که ما به شخصی در آسمانها برای نجات خود چشم میدوزیم و رازو نیازه خود را به عربی و نام اعراب در ان و رو به جایی در عربستان انجام میدهیم که خوده شاه هم به آنجا رفت نباید چشم انتظار به رسیدن افتخار ایرانیت داشت. لذا نسل گذشته مقصر نیست بلکه اجازه نفوذ فرهنگ واحی و پوچ درفرهنگ ایرانی.
    هر وقت از شر این بت پرستیها آزاد شدیم راهمان هم به مقصد میرسد

    پاسخحذف
  4. چنان کیری به سرزمین آریاییتان زدم که 1400 سال است در ماتحت تک تک شما گیر کرده و به این زودی هم بیرون نمیاید.کیرم دهن خسروپرویز که نامه من را پاره کرد

    پاسخحذف
  5. اینکه نادانسته و از سر استیصال بدون آگاهی از شرایط آنزمان، مردم را بیشعور و نادان پندارید شایسته نیست. برای اطلاع بطور خلاصه و تیتر وار مینویسم. پس از کودتای 28 مرداد 1332 به اینطرف بیشتر متفکران سیاسی و بهتر است بگویم رهبران سیاسی و نظری را رژیم پهلوی یا کشت،یا بزندان طولانی انداخت و یا همانند بازرگان ها به سکوت واداشت. از بین بردن تمامی سازمان های سیاسی و بزندان انداختن جوانان حتی بخاطر خواند یک کتاب داستان و دیگر مسائل باعث شد که خلا بزرگی بوجود بیاید. تنها گروهی که توانست تشکیلات خود را در جامعه حفظ کند روحانیان بودند که از طریق مسجد ها در جامعه نفوذ زیادی داشتند.
    برخلاف نظر شما مردم ایران بدنبال آزادی و بر علیه دیکتاتوری شاه بپا خواستند و کاملا آگاهانه. اما بدلایلی که در بالا ذکر کردم در چنین خلای تنها ملایان و مذهبی ها بازار قدرت سازماندهی داشتند و با همه این احوال تا میانه سال 57 اسمی از خمینی نبود و شعارها و خواسته حول آزادی و برابری و بر علیه دیکتاتوری بود. در اینجا بود که دول غربی برای اینکه پس از سرنگونی رژیم شاه دولتی مستقل و دمکراتیک سر کار نیاید و در جنگ سرد آندوران به اردوی مخالفان آمریکا نیافتد با سران نهضت آزادی و ملایانی نظیر بهشتی و خمینی و بنی صدر و بازرگان، سنجابی و فروهر و غیره به مذاکره نشست تا بقول خودشان ایران بدامن شوروی نیافتد(که این همیشه بهانه ای بوده تا از استقلال کشورهای نفت خیز جلوگیری بعمل بیاید) شما اگر به مستندات آندوران مراجعه کنید حتی در خود ایران زمانی که خمینی آمده بود آواخر سال 57 پس از رفتن شاه، ژنرال هایزر به ایران آمد و با سران ارتش برای انتقال قدرت به ملایان کرواتی و حوزوی مذاکره موفقی انجام داد و پس از آن هم با بهشتی و بازرگان و امثالهم برای بدست گرفتن قدرت به توافق رسیدند. اینکه پس از این جنگ قدرت در بین این احشام باعث کشتن و یا حذف همدیگر انجامید یک نکته دیگر است ولی برای همین هم رژیم جدید مثل خلف خود دست به کشتار و سرکوب جامعه و سازمانهای سیاسی و نهادهای دمکراتیک زد تا بتواند جامعه را کنترل کند. جنگ این نعمت بزرگ و معاملات پشت پرده با آمریکا، اسرائیل و دیگر کشورها اظهرمن ال شمس بوده.
    بیاد داشته باشید که مردم ایرا بخصوص 100 سال گذشته همیشه بدنبال جامعه ای آزاد و برابر بوده و هر حرکتی هم که انجام داده آگاهانه بوده است.
    بدون تحقیق و مطالعه در تاریخ کشور به قضاوت نشنید
    همین بلا را تازگی ها بشکل دیگری در کشورهای مصر و تونس و امثالهم آوردند و با عوض کردن مهره ها بجای ساختار، به اصطلاح دمکراسی خودشان را بخورد دنیا و مردم آنکشورها دادند.
    پیروز و پایدار باشید

    پاسخحذف
  6. اینجا میخوام به نمایندگی از همه ایرانیان آزاده ای که در طول تاریخ منحوس پس از اسلام هر یک به نحوی متحمل زجر و سختی شدند از رستم فرخزاد و یزدگرد سوم گرفته تا نسل سوخته فعلی که هیچ خیری از جوانی و زندگی خود ندیدند تک تک مقدسات مسلمین از کوچک تا بزرگشون را مورد عنایت قرار دهم پس یا ایها المسلمون بگیرین که اومد :
    ریدم به قرانتون-کیرم دهن حضرت محمد بچه باز-شاشیدم به حلق تشنه امام حسین مظلوم تا تشنه لب از دنیا نره
    روزی را میبینم که مردم کامیون کامیون شاش و گوه فاضلاب خونشون را بیارن تو چاه جمکرانتون خالی کنن وقتی پر شد هم روشو بتن بریزن که امام زمانتون رکورد شنای قورباغه المپیک را از آن خودش کنه

    پاسخحذف
  7. اگر بخواهیم اصل مطلب رو بیان کنیم باید قبول کنیم گذشته ها گذشته و باید به فکر حالا باشیم
    به نظر بنده در حال حاضر روشنگری پیرامون حکومت اسلامی و دین اسلام به صورت گسترده در نت صورت می گیره
    اطمینان دارم که به زودی چه توسط یک نیروی خارجی یا داخلی این حکومت به فاضلاب جمکران ملحق می شود
    دوستان فقط اتحاد
    در ضمن کیر جنتی توی کس مادر اون حیوانی که کامنت چهارم رو گذاشت معمولا چنین حیواناتی مادرشان کیر دزد هست

    با تشکر گمنامیان عزیز

    پاسخحذف
  8. دزدی در کار نبوده، آن انقلاب از وقتی آغازیده با نام خمینی گجستک بوده

    پاسخحذف
  9. همان ناشناس بالایی هستم: منظور "انقلاب" است یعنی بمیان آمدن پای مردم والا شاه غیر از خمینی هم مخالف داشته است. در ضمن همه آن مخالفان هم با کمال تعجب خمینی را کم و زیاد تایید کرده بوده‌اند

    پاسخحذف
  10. در ادامه مربوط به دزدیده نشدن: بخشی از مردم (نه همه) چیز دیگری از انقلاب انتظار داشتند ولی با اینحال همه بدون فکر و بررسی دنبال خمینی راه افتادند!! فردای پیروزی انقلاب کم کم فهمیدند که گول خورده اند. نقطه اوجش در آن سالها خلع بنی صدر و سال ۶۰ بوده است. با اینحال بخش دیگری از مردم هنوز تا سالها و علیرغم این موضوعها هوادار خمینی و انقلاب باقی ماندند و سالها طول کشید تا بفهمند انقلاب همه برای پوچ بوده است. جمهوری اسلامی حتا هنوز هم در میان ۵ درصدی از مردم ایران هوادار دارد (آنها را هم نمیتوان محاسبه ننمود) نام دزدی گذاشتن کلا غلط است.

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.