دوشنبه، آذر ۲۱، ۱۳۹۰

چرا بر عکس مسیحیت؛ امکان (اصلاحات پروتستانی) و رفرم در اسلام وجود ندارد؟!

بسیاری از افراد دیندار، وقتی جنایات رژیم اسلامی ایران و یا دیگر رژیم های اسلامی را می بینند، در مقابل انتقاد به آموزه های اسلام، می گویند باید در اسلام به شیوه مسیحیت پروتستانیسم صورت گیرد و با اصلاحات در اسلام و قران، خشونت و وحشی گری موجود در اسلام را کاهش دهیم.

دلیل چنین افرادی برای ارایه چنین دلیلی، کاملا مشخص است، چه آنکه این اشخاص علی رغم اینکه جنایات موجود در اسلام را می بینند، اما جرات جدا شدن از اسلام را ندارند.

نکته مهم، مقایسه اسلام و مسیحیت است. مسیحیان با ایجاد تغییرات اساسی در دین مسیحیت، آنرا به گوشه کلیسا راندند و اجازه ندادند کشیشان بیش از این به قانون گذاری و اداره جامعه بپردازند و از انسان های جامعه سو استفاده کنند، براستی آیا امکان رخ دادن این اتفاق در جامعه وجود دارد؟!

متاسفانه پاسخ منفی است، نکته غیر قابل انکار، تفاوت مسیحیت با اسلام است.

در مسیحیت، کشیش ها نماینده خدا روی زمین بودند و به هر شکلی که مایل بودند، به قانون گذاری و ارایه دین خدا می پرداختند. دست آنها برای قانون گذاری باز بود، چه آنکه مسیح هیچگاه فرصت تشکیل حکومت را نیافت، در نتیجه کسی نمی توانست بگوید فلان کار کلیسا، خلاف رویه مسیحیت است.

اما در اسلام، داستان کاملا متفاوت است، محمد بن عبدالله فرصت یافته بود که یک نظام و حکومتی را در زمان خودش به وجود آورد و به مسلمانان نیز توصیه کرده است که سنت و رفتار او، همان چیزی است که الله می خواهد.


لذا اصلاح گران اسلامی، نمی توانند بگویند فلان کار طالبان، خلاف اسلام است، چه آنکه طالبان، دقیقا به مانند محمد عمل می کنند و اصل اسلام را پیاده می کنند، چون محمد خودش حکومت تشکیل داده بود، در حالی که در باره کشیش ها، چنین نیست و مسیح موفق به تشکیل حکومت نشده بود! بماند که وجود یا عدم وجود شخصی به نام مسیح، خود جای مناقشه است!

نکته مهم این است که در طی دوره رنسانس و بعد از آن مسیحیان موفق شدند کلیسا را محدود کنند و در اثر این محدودیت، دین مسیحیت به داخل کلیسا کشانیده شد، با حذف و محدود کردن کلیسا، تغییرات در اصول دین مسیحیت نیز ممکن شده است.

به دیگر عبارت، در جامعه مسیحی  حذف و محدودیت کلیسا، کاملا عملی و ممکن بوده است.

اما در اسلام چنین نیست، حتی اگر موفق به حذف مقام آخوند و روحانیون و یا امام سنی ها شویم، باز شیوه و نحوه ای که محمد بر جامعه حکومت کرده، وجود دارد. اصولا اسلام دینی است که اساس آن برای حکومت کردن است. 

یعنی با حذف و محدود کردن مقام های مذهبی، دین اسلام محدود نمی شود، تغییر نیز نمی کند، چرا که سنت محمد و قران به صورت کامل موجود است.

با حذف مقام های مذهبی، به دستورات قرانی که در آن به صراحت دستور به برده داری، کشتن مخالفین، بدرفتاری و کتک زدن زنان و.... داده شده،خدشه ای وارد نمی شود.

به دیگر عبارت، ایجاد تغییر در اسلام، به شیوه مسیحیت ممکن نیست...!

چرا برخی از مردان پاکستانی الاصل در بریتانیا، دختران سفید پوست را قربانی آزار جنسی خود می کنند؟!


نوشته مرتبط و پیشین: 








۸ نظر:

  1. این عکس خانم بالای وب سایت ، عکس چه کسی است ؟

    آیا اجازه گذاشتن آن عکس را از صاحب عکس گرفته اید؟

    آیا عکس خود شماست ؟

    پاسخحذف
  2. خیر عکس من نیست!
    عکس ندا آقا سلطان است...!

    عکس او هم در تمام مطبوعات بین المللی پخش شده است، نیازی به گرفتن اجازه برای استفاده از عکس او نیست!!

    پاسخحذف
  3. قضیه کمی پیچیده تره. هر چند شخص مسیح دولت تشکیل نداد، اما مسیحیت عملا با تبدیل شدن به دین حکومتی در زمان کنستانتین پا گرفت. یعنی مسیحیت هم از همون اوایل کارش با قدرت سیاسی آمیخته شد (اساسا اگر دینی با قدرت سیاسی همراه نشه گسترش پیدا نمی کنه و از بین می ره) دیگه اینکه کتاب عهد عتیق (که بخش مهمی از کتاب مقدس مسیحیته) انصافا در صادر کردن دستور آدمکشی و خشونت از قرآن به مراتب بد تره. نمونه هاش رو اینجا می تونید ببینید
    http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=X6fDomrm_KE

    و اینجا
    http://www.npr.org/templates/story/story.php?storyId=124494788

    پاسخحذف
  4. آقای گمنامیان

    باید علنی شوید. شما علم دار پرچم روشنگری هستید. شما باید مدیر رسانه های آزادی خواه شوید. ببینید که چگونه این ملت اوسکل را سر کار گذاشته اند؟

    موسوی و کروبی شده اند رهبر جنبش . آخه خنده دار نیست ؟ از بس که تو این بیابان هیج نبوده لنگ کفش کهنه شده رهبر !

    پاسخحذف
  5. بالاترین به گوز گوز افتاده و باز هم قطع شده.

    دیگر وقت رفتن است

    پاسخحذف
  6. http://www.facebook.com/permalink.php?story_fbid=296930737066852&id=224777210884840&comment_id=1474827&offset=0&total_comments=14
    Mostafa Azizi:
    گمنامیان عزیز،
    این خوب است که شما مسایل پیچیده و مهم را به زبان ساده بیان می‌کنید اما ساده‌نویسی این خطر را دارد که به نوعی عوام‌زده‌گی دچار شود. موضوع تاریخ مسیحیت و تاریخ اسلام و وضعیت فعلی مسایل غامضی است که باید همه جانبه به آن نگاه کرد.
    نکته‌ی اصلی صحبت شما این است که تفاوت اسلام با مسیحیت این است که محمد حکومت سیاسی داشته است و مسیح نداشته است برای همین اسلام قابل غییر نیست چنانکه مسیحیت بود.
    حتا اگر این استدلال را بپذیرم باز جالب است که شیعیان اعتقاد دارند فقط کسی که معصوم است و مانند خود پیامبر است می‌تواند حکومت اسلامی تشکیل داد و باید ظهور کند. خمینی با تحریف شیعه موضوع جمهوری اسلامی و نایب امامی را مطرح کرد. در اهل تسنن هم که هر کس رئیس کشور مسلمانان بود امیرالمومنین محسوب می‌شود.
    نکته دیگر این است که اصولا برخی اعتقاد دارد مسلمانی تنها و تنها در این است که الله را قبول داشته باشی و محمد را فرستاده‌ی او بدانید. این کافی ست تا کسی مسلمان باشد حتا نماز خواندن و سایر مناسک را به جا آوردن هم برای مسلمان بودن ضروری نیست.
    در مورد مسیحیت هم از پروتستان‌ها که بگذریم خود کاتولیک تقریبا هیچ اصلاحی نشده هنوز همان ساختار قرون وسطایی نظام کلیسایی برقرار است. اما به این وجود دست کلیسا، هرنوع کلیسایی پروتسان یا کاتولیک، امروز به اعمال قدرت نمی‌رسد اگر برسد همین امروز هم همان جنایت را می‌کنند.
    نکته‌ی مهم نه اصلاح دین که اصلاح نگرش مردم به دین است. مردم آمریکا یا اروپا این را دانسته اند که نباید به مقامات مذهبی یا هر نوع مذهبی‌گری دیگری اجازه داد در قانون‌گذاری یا تشکیل دولت دخالت کند به نظر من بردن این فکر در بین مسلمان شدنی است و ربطی به این ندارد که محمد حکومت تشکیل داد یا نه. رفتار مردم نسبت به دین هر نوع دینی رفتاری منطقی و معقول نیست که با استدلال بشود رد کرد. شما حجم وسیع آیات کوته‌فکرانه‌ی تورات و انجیل را نگاه کنید اما باز بسیار به کلیسا می‌روند و مسیح را قبول دارد در صورتی که آدم‌های منطقی و باسواد با شعوری هم هستند.
    شما واقعا تصور می‌کنید در آینده‌ی کوتاه مدت مردم ایران اسلام را رها می‌کنند و بی‌دین یا صاحب دینی دیگر می‌شوند؟ اگر پاسخ به این سوآل منفی است باید اصولا اسلام را از دستور کارمان خارج کنیم. این همه برضد اسلام گفتن خود اسلام‌گرایی ست! مردم ما نیاز دارد بدون تفکر دینی یا ضددینی حقوق شهروندی و زنده‌گی مدرن را بیاموزند

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. مصطفی عزیزم، سپاس از کامنت شما، این کامنت با ارزش را خود وبلاگم هم کپی کردم که آنجا هم داشته باشمش.
      یک- شیعیان معتقد به این نیستند که باید فقط یک شخص معصوم حکومت را تشکیل دهد. نظریه ولایت فقیه یک شبه خلق نشد. اصولا در قران و سوره احزاب به صراحت می گوید اطیو رسول و اولی الامر منکم. این مهمترین بخش استدلال شیعه برای حکومت است.
      بماند که اصولا فلسه وجود نایب امام زمان در فرهنگ شیعه، به معنای حضور در حکومت است. اصولا شیعه در زمان تشکیلش در زمان صفوی، برای حضور در حاکمیت طراحی شده است.
      صد البته که برخی از مسلمین بسیار دیدگاه بازتری نسبت به مسایل دارند، اما شما نمی توانید آنها را مسلمان بدانید، چه آنکه بر اساس سنت پیامبر و دستورات قران، باید به صورت مشخصی مسلمان از قوانین قران تبیعیت کند.
      صد البته که ما در مورد مسلمانان معتقد صحبت می کنیم که بخش اعظمی از جامعه را در کنترل خود دارند.
      صد البته که اگر کلیسا به قدرت برسد، همان جنایات سابق را مرتکب می شود. چرا؟! چون بشدت مسیحیت نقد شده و جامعه از جنایات آن آگاه است. کاری که در مورد اسلام به اندازه کافی صورت نگرفته است.
      من اعتقادی به تفکر ضد دینی ندارم، هر کسی مجاز است هر تفکری داشته باشد، اما اگر بخواهیم دین از قدرت کنار برود، باید در مورد اسلام روشنگری شود تا مردم مسلمان لااقل فکر به قدرت رساندن آنرا از سر بدر کنند

      حذف
  7. مذاهب هیچکدان قابل اصلاح نیستند.پروتستانیسم بدترین هست.مارتین لوتر میگه جادوگر را نباید زنده گذاشت یا بدتر از اون خرد بدترین دشمنیست که ایمان داشته است.

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.