شنبه، مهر ۰۹، ۱۳۹۰

به زبانی ساده:چرا نمی توان از نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت، ارایه شده توسط دکتر سروش برای ماله کشی بر اسلام، استفاده کرد؟!

با خواندن این نوشته کوتاه، هم با نظریه دکتر سروش مبنی بر قبض و بسط شریعت آشنا خواهید شد و هم نقد وارد بر آن را خواهید دید. تمام تلاشم را کرده ام که این نوشته، به ساده ترین زبان ممکن ارایه شود و بیش از پنج بار آنرا بازبینی کرده ام. تصور میکنم خواندن آن خیلی راحت باشد.

مسلمانان در شرایط بدی گرفتار هستند، قرآن و دین اسلام را از طرف خدا می دانند و از طرف دیگر نمی توانند ایرادات و اشتباهات موجود در اسلام را با هیچ دلیل و روشی توجیه کنند.

با پیشرفت علم و دسترسی روزافزون به اینترنت و فضای نقد بدون سانسور، بسیاری از مبلغین اسلامی با سیل انتقادات عجیب و غریب روبرو شده اند، و در نتیجه برخی از این مبلغین، به روش های عجیبی برای توجیه و مصون کردن دین اسلام، روی آورده اند.

یکی از این مبلغین اسلامی، دکتر عبدالکریم سروش است. اگر بخواهیم نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت توسط دکتر سروش را در چند جمله خلاصه کنیم، آنرا باید به این شکل توضیح دهیم:

-        معرفت دینی به معنای برداشت و تاویل شما از اصل دین است.
-         معرفت دینی شما(برداشت شما از دین) با اصل دین متفاوت است
-         معرفت دینی به هیچ وجه کامل نیست و انسان ناتوانتر از آنی است که تمام دین را درک کند و معرفت دینی کامل و درستی داشته باشد.
-         چون برداشت های دینی و معرفت دینی هر کسی با شخص دیگری متفاوت است، لاجرم این باعث ایجاد اختلاف های عدیده می شود و هر کسی فکر می کند برداشت او از دین درست است.
-         اصل دین کامل و درست و الهی است و هیچ ایرادی در آن وجود ندارد، ایراد تنها از برداشت ها و معرفت های ما انسان ها از دین است. دکتر سروش معتقد است که یک دین کاملا درست و خالی از اشکال وجود دارد. 
-         تمامی ایرادات و اشکالاتی که ما در دین می بینیم، متعلق به دین نیست، بلکه ناشی از برداشت های غلط دینداران از دین است.
در اینکه هر انسانی از هر چیزی (دین گرفته تا یک شهر) یک تعریف خاص خود در ذهن خویش دارد، شکی نیست، اما مساله اینجاست که این تعریف تا چه حد می تواند متفاوت باشد. آیا این امکان وجود دارد که کسی بعد از دیدن فیل در روز روشن، تصور یک گیلاس را در ذهن داشته باشد؟! 

شاید مثال واضح آن، داستان مولانا باشد که چند نفر در تاریکی شب به دیدار فیلی می روند و هر کدام قسمتی از بدن فیل را لمس می کند و بعد در ذهن هر کدام، این تصور وجود داشته است که فیل مثلا یک ستون بزرگ(پا)  یا یک بادبزن بزرگ (گوش) و... است.

مولانا به زیبایی نوشته است که:
آن يكــــي را كف بخرطوم افتــــاد
گفت همچون نـــــــاودانستش نهاد
آن يكي را دست برگوشش رسيــــد
آن براو چون بــــادبيزن شـــد پديد
آن يكي را كف چو برپايش بســــود
گفت شكل پيـل ديدم چون عمـــود
در كف هركس دگر شمعي بــــــدي
اختلاف از گفتشان بيــــــرون شدي

بله، شکی نیست که هر کسی دیدگاهی متفاوت از دیدگاه و نگرش دیگران دارد، اما داستان دیدن یک فیل در تاریکی با برداشت یک انسان از یک دین ، زمین تا آسمان متفاوت است.

در ماجرای زیارت فیل در شب، انسان هایی بدون استفاده از حس بینایی و با تکیه به حس لامسه خود به برداشتی اینچنین متفاوت از فیل دست یافته اند، اما نباید فراموش کنیم که دینداران، امکانات بسیار زیادی را برای پیدا کردن معرفت صحیح دینی در اختیار دارند، این امکانات به شرح ذیل است:

-         سنت پیامبر
-         کتاب آسمانی قران
در حقیقت الله برای توجیه بندگان خود، پیامبری را به همراه کتاب به نزد آنها فرستاده و به آنها گفته است این کتاب و رفتار پیامبر، مکمل و متمم یکدگیر بوده و دین اسلام را عرضه کرده است. لذا دکتر سروش نمی تواند مدعی شود که مسلمانان چون آن اشخاصی که در تاریکی به زیارت فیل رفته اند، فاقد ابزار لازمه برای شناخت دین اسلام هستند. 


دکتر سروش معتقد است که اصل دین، خود هیچ اشکالی ندارد و برداشت ما از دین است که پر از اشکال است، باید حضور ایشان عرض کرد که اصل اسلام، بسیار وحشیانه تر و زشت تر از چیزی است که عموم مسلمین از آن برداشت می کنند!


اصولا این خلاف منطق و عدالت خدا است که مسلمانان را چون آن افرادی که به زیارت فیل رفته اند، بی هیچ نور و بی هیچ حس بینایی، رها  کند و بعد توقع داشته باشد آنها راه درست را بیابند، که اگر چنین باشد، اصولا فلسفه ارسال پیامبر توسط خدا، بسیار خنده دار می نماید. 


هیچ شکی نیست که انسان های مختلف از اسلام، برداشت های مختلفی ارایه می کنند، اما اگر کسی به اصل اسلام (قران+سنت) رجوع کند، با اشکالات و ایراداتی روبرو می شود که سطح  دین اسلام را در حد یک ایدئولوژی غیر اخلاقی، بسیار پایین می آورند. 

ابتدا به قران می پردازیم.
می دانیم که قرآن،  اصل و بنیان اسلام است. حال به این آیه قران توجه بفرمایید که می گوید:
ایه یک یوسف:
الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ  /  الف لام راء اين است آيات كتاب روشنگر
شصت و نه یاسین:
وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُّبِينٌ ﴿۶۹﴾ /  و [ما] به او شعر نياموختيم و در خور وى نيست اين [سخن] جز اندرز و قرآنى روشن نيست
 آیه هفده سوره القمر:
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿۱۷﴾ / و قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان كرده‏ايم پس آيا پندگيرنده‏اى هست

در این آیات، الله به صراحت به روشنگرانه بودن و آسان آموز بودن قران، اشاره می کند. حال آیه سی و چهار نسا را ببینید، در این آیه به صراحت قران می گوید زنان را کتک بزنید:

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا
زنانى را كه از نافرمانى آنان بيم داريد [نخست] پندشان دهيد و [بعد] در خوابگاه‏ها از ايشان دورى كنيد و [اگر تاثير نكرد] آنان را بزنید پس اگر شما را اطاعت كردند [ديگر] بر آنها هيچ راهى [براى سرزنش] مجوييد كه خدا والاى بزرگ است 

حال ما نمی توانیم بگوییم برداشت ما از این آیه این نیست که زنان را کتک بزنید، بلکه برداشت ما این است که قران دستور داده می توانید از اروانیم غنی شده، بمب اتمی بسازید، هر انسان منصفی با دیدن این آیه می گوید منظور الله از نازل کردنش این بوده که دستور بدهد زنان را کتک بزنید.


 وقتی قران می گوید زن خود را کتک بزنید، در همان کتاب هم می گوید قران کتابی روشن و مبین و ساده پند است، دیگر هیچ جایی برای بازی کردن وجود ندارد. 

بدون شک الله به عنوان آفریدگار، آنقدری توانا است که بتوان به صورت شفاف منظورش را بیان کند، حتما اگر منظور الله از کتک زدن زنان، ساخت بمب اتمی بود، می توانست به صورت مشخص آنرا بیان کند.

یا باید قبول کنیم که کتک زدن زنان کار خوبی است، یا باید بپذیریم که دین اسلام این اشکال عمده و غیر قابل گذشت را دارد که دستور به کتک زدن زنان می دهد. 

اگر بخواهیم برداشت متفاوت و یا غلط از این آیه را با داستان زیارت فیلم مقایسه کنیم،مانند این است که جمعی در روشنی روز و با چشمانی سالم، فیل را ببیند ولی برداشت آنها از فیل، گوشی موبایل باشد!

شاید از هر یک میلیارد انسان، یک نفر به چنین برداشتی برسد، اما نهصد و نود و نه میلیون نفر دیگر، به صراحت برداشت شبیه به هم و مشترکی از فیل خواهند داشت.

در کتاب آسمانی پیامبر اسلام، نکاتی وجود دارد که با هیچ عقل سلیمی قابل توجیه نیست:

-         تایید برده داری
-         بریدن دست و پای مخالفین
-         بریدن دست دزد
-         کشتن مخالفین
-         کتک زدن زنان
-         اشتباهات عمده و عجیب و غریب علمی
حال به منبع دیگر اسلامی مراجعه می کنیم، یعنی سنت پیامبر.

برای تفسیر و تعیین مصادیق یک قانون، معمولا کمیته ای مشخص در هر کشوری وجود دارد که مصادیق قانون را به صراحت تعریف می کند، با مقایسه اصل کتاب و مصادیق مشخص شده از قانون، می توان به راحتی به برداشتی صحیح از قانون دست یافت.

منابع بسیار زیادی وجود دارد که نمی توان به آنها اعتماد کرد، اما برخی از منابع، پایه شیعه و سنی هستند و بسیاری از روایات را به صورت مشترک نقل کرده اند که اصطلاحا به آن احادیث متواتر گفته می شود.

لذا چنین منابعی قابل اعتماد بوده و نشانگر رفتار رسول خدا هستند، با هیچ منطق و اخلاقی نمی توان برخی از این رفتارها را توجیه کرد، به عنوان مثال:

-         بچه بازی پیامبر اسلام و ازدواج او با عایشه هشت ساله
-         راه اندازی اولین هولوکاست در دنیا و نسل کشی یهودیان مدینه
-         زنبارگی پیامبر اسلام
-         خشونت اسلامی و عدم تحمل عقاید دیگر توسط پیامبر
در جمع بندی باید گفت که تفاوت برداشت های دینی یا معرفت دینی، قابل تصور است. اما اینکه بخواهیم با سو استفاده از این عبارت، زشتی ها و پلیدی های موجود در دین اسلام را بپوشانیم، صرفا یک رفتار عجیب و غیر منطقی است.

کسی  نمی توانید بگوید برداشت دینی (یا معرفتی دینی) شما از کتک زدن زنان، با اصل دین متفاوت است، چرا که اصل قران به صراحت دستور به کتک زدن زنان می دهد و از دستور کتک زدن زنان، نمی توان برداشت دیگری کرد، چرا که قران به صراحت می گوید این کتاب روشنی است و پند آموزی از آن آسان است.

۱۲ نظر:

  1. سپاس از روشنگری و خرافه زدایی شما دوست گرامی
    پیروز و سربلند باشید
    S.B

    پاسخحذف
  2. جناب گمنامیان
    مرا ببخشید ولی باز به کمکتان نیاز دارم
    http://ayehayezamini.wordpress.com/2011/10/01/175/
    پیروز باشید

    پاسخحذف
  3. salam mamnon az roshangari . in didgahe ertejai ro dar mavaredi mesle hoghoghe zanan va bardedari bayad be chalesh keshid

    پاسخحذف
  4. مسلمانان در شرایط بدی گرفتار هستند، قرآن و دین اسلام را از طرف خدا می دانند.این نوشته شماست.آیا شما از طرف خدا نمیدانید؟آیا این برداشت متفاوت از معرفت دین نیست؟ شما چگونه میدانید؟ یک میلیاردنفر به این دین معتقدند پس شما در درک دین با انها متفاوت هستید و فیل را گوشی تلفن میبینید.چرا فکر میکنید که شما فقط درک کاملی از جهان داریدو بقیه در اشتباهند؟در ضمن اگر میخواهیدروشنگری کنید چرا اینقدر یا بغض وکینه حرف میزنید

    پاسخحذف
  5. مسلمانان در شرایط بدی گرفتار هستند، قرآن و دین اسلام را از طرف خدا می دانند.این نوشته شماست.آیا شما از طرف خدا نمیدانید؟آیا این برداشت متفاوت از معرفت دین نیست؟ شما چگونه میدانید؟ یک میلیاردنفر به این دین معتقدند پس شما در درک دین با انها متفاوت هستید و فیل را گوشی تلفن میبینید.چرا فکر میکنید که شما فقط درک کاملی از جهان داریدو بقیه در اشتباهند؟در ضمن اگر میخواهیدروشنگری کنید چرا اینقدر یا بغض وکینه حرف میزنید

    پاسخحذف
  6. مسلمانان در شرایط بدی گرفتار هستند، قرآن و دین اسلام را از طرف خدا می دانند.این نوشته شماست.آیا شما از طرف خدا نمیدانید؟آیا این برداشت متفاوت از معرفت دین نیست؟ شما چگونه میدانید؟ یک میلیاردنفر به این دین معتقدند پس شما در درک دین با انها متفاوت هستید و فیل را گوشی تلفن میبینید.چرا فکر میکنید که شما فقط درک کاملی از جهان داریدو بقیه در اشتباهند؟در ضمن اگر میخواهیدروشنگری کنید چرا اینقدر یا بغض وکینه حرف میزنید

    پاسخحذف
  7. عزیز جان،
    بله یک میلیارد آمار مسلمین است.
    اما غیر مسلمین شش میلیارد نفر هستند!!!!!
    پس اگر به تعداد است، مسلمین در اشتباه هستند، چون اقلیت هستند
    ضمنا،
    این نوشته را بخوانید تا ببینید که چرا اسلام، سرطانی گسترش یافته است:
    .
    .
    .
    اسلام چرا و چگونه پیشرفت کرده و یک میلیارد پیرو دارد؟علت رشد سرطان گونه اسلام چه بوده است؟

    http://gomnamian.blogspot.com/2010/08/blog-post_8276.html

    پاسخحذف
  8. به امید روزی که انسانها نه بر پایه تئوری و مذهب بلکه بخاطر اخلاقیات و خرد جمعی با هم برخورد بکنند

    پاسخحذف
  9. تازه به دوران رسیده ای تند مزاج در فضایی وهم آلود منتج از دود سیگاری و مشروبات متنوع الکلی!

    پاسخحذف
  10. فکر کردم حرف درست و حسابی بزنین نه این نقد آبگوشتی

    پاسخحذف
  11. دوست خوبم، ممنون از مقاله ای که نوشتی.
    خیلی خوب و ساده بود. اما از شما که مطالعات گسترده ای داری، خوب است که اصول مقاله نویسی رو رعایت کنی.

    1) مدام در وسط نوشتار نتیجه گیری نکنی (مثل: باید حضور ایشان عرض کرد که اصل اسلام، بسیار وحشیانه تر و زشت تر از چیزی است که عموم مسلمین از آن برداشت می کنند!)
    2) انسجام مقاله رو حفظ کنی و موضوعات رو با سیر منطقی دنبال کنی.
    3) روند عینی در پژوهش داشته باشی و دست کم در میانه مقاله که جنبه علمی تری دارد، از کاربرد جملات و نظرات احساسی (ولو درست) پرهیز کنی.

    مرسی از زحمتی که میکشی.

    پاسخحذف
  12. بازده‌-ی ششصد ميليار چراغ خاموش باز هم تاريکی است
    اين شيادان، در ديدگاه ِ تاريک شده‌-ی پيروان، هر پديده‌-ای را با زهر ِ دروغ واژگون می‌نمايانند. اسلام-فروشان آن چنان مردم را فريفته‌-اند که می‌توانند در تاريکخانه‌-ی ايمان، به نام پشتيبان، بر پُشت ِ پيروان سوار بشوند و به نام راهنما آنها را به گمراهی بکشانند.
    اين شارلاتان‌ها از يکسو با عقيده‌-ای، که به دروغ بافته‌-اند، مردم را می‌فريبند و از سويی ديگر خود را پاسدار و نماينده‌-ی عقيده‌-ی مردم جا می‌زنند.

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.