سه‌شنبه، شهریور ۲۲، ۱۳۹۰

ترجمه مقاله سم هریس به مناسبت سالگرد یازده سپتامبر/ چرا ادیان خطری بزرگتر از تروریسم محسوب می شوند؟


سام هریس، فیلسوف و اندیشمند آمریکایی است، او که خدانباور است، از منتقدین بزرگ ادیان در دوره معاصر است.
او بر این باور است که باید اعتقادات مذهبی را به شکلی آشکارا و بی هیچ ترسی مورد پرسش قرار داد، چرا که ادیان تمدن بشری را در معرض خطر انقراض قرار خواهند داد.

در این نوشته، سام هریس به انتقاد از ادیان می پردازد و می گوید آموزش های مذهبی از زمان کودکی ، یک جنایت است، چرا که از زمان شکل گیری مغز کودکان، آنها را مورد شستشوی مغزی  قرار می دهند و این غیر منصفانه است.

این ترجمه آزاد و خلاصه ای است از مقاله اخیر سم هریس که در دهمین سالگرد فرو ریزی برج های دوقلو نگاشته شده است.  اصل مقاله را در زیر آورده ام و این نیز آدرس این مقاله در سایت سم هریس است.
 _________________________________________________

دیروز دخترم از من پرسید که گرانش و جاذبه زمین از کجا می اید، او کودکی دو ساله و نیمه است. من می توانم دراین باره چیزهای بسیاری بگویم، چیزهایی که احتمالا او درک نخواهد کرد، اما صادقانه ترین پاسخ این است که من نمی دانم!

چه می شد اگر من می گفت گرانش و جاذبه از طرف خدا می آید؟ احتمالا این جواب، حس زیرکی او را خفه می کرد و به او یاد می داد چگونه حس کنجکاوی و زیرکی خود را خفه کند.

چه می شد اگر من به او می گفتم که جاذبه روشی است که خدا به وسیله آن انسان ها را به جهنم پرتاب می کند؟ جایی که آنها در آتش می سوزند، و تو اگر به وجود خدا شک کنی، برای همیشه در آتش در جهنم خواهی بود؟!
هیچ فرد مسیحی یا مسلمانی نمی تواند یک دلیل محکم ارایه کند که چرا من نباید چنین چیزی بگویم، یا چرا چنین کاری اخلاقی نیست؛ البته که این روش برخورد با یک کودک، چیزی جز آزاری هوش و احساسات آن طفل نیست.

در حقیقت من از هزاران نفر تا کنون شنیده ام که آنها از لحظه ای که توانسته اند حرف بزنند، به این روش ، توسط جهل و تعصب والدین خود، زیر فشار و حمله قرار گرفته اند.

اکنون ده سال از زمانی که بسیاری از ما با شوک تاریخی روبرو شدیم، زمانی که دومین هواپیما به برج جنوبی تجارت جهانی اصابت کرد. ما آنگاه فهمیدیم که ممکن است روند بسیار بد و غلطی در دنیای ما ادامه یابد، نه به دلیل اینکه زندگی غیر منصفانه است یا پیشرفت های اخلاقی غیر ممکن است، بلکه به دلیل اینکه ما نسل اندر نسل در منسوخ کردن ایده های  بیهوده اجدادمان (ادیان)، قصور داشته ایم. خطرناک ترین این ایده ها به پیشرفت خود ادامه داده اند و همچنان به شکل اصلی خود در مغز کودکان آموزش داده می شوند.
زندگی چه معنایی دارد، هدف ما از زندگی روی زمین چیست؟ اینها سوالاتی بسیار بزرگ  و دروغ از ادیان هستند. ما نیازی نداریم که به آنها پاسخ دهیم، چرا که آنها بسیار بد پرسیده می شوند، اما ما نیز می توانیم پاسخ های خود را به همان شکل مطرح کنیم. حداقل ما باید شرایطی را برای نشو و نما در این زندگی برای انسان ها ارایه کنیم، آن هم در شرایطی که این زندگی را فقط یکبار تجربه می کنیم.

منظور این است که ما نباید کودکان خود را از افکاری مانند جهنم بترسانیم و آنها را با افکار تنفر از کافران، مسموم کنیم. ما نباید به پسران بیاموزیم که زنان ملک آینده آنها هستند، و یا به دختران یاد بدهیم که آنها ملک کسی محسوب می شوند. همچنین ما نباید به کودکان خود بگوییم که تاریخ با یک معجزه آغاز شده و با یک معجزه لعنتی دیگر، در طی یک جنگ بین نیکوکاران و دیگران پایان میابد.

یک انسان باید دیندار باشد که به نابود سازی عمیق ذهن کودکان بپردازد، آنهم از زمانی که مغز کودکان  در حال شکل گیری است،  آنها را با وحشت و تعصب و موهوم پرستی پر کند، و هیچ کسی نمی تواند مسیحی یا یهودی و یا مسلمان، منکر وجود این روش شود.


چنین رفتاری با کودکان داشته باشد.
چنین روش خطرناکی ، تمام چهره ادیان را نشان نمی دهد، اما این دروغ ها، هسته مرکزی آن است.

هیچ ارتباطی بین کارهای خوب و ادیان وجود ندارد:


برای مابقی اجازه جامعه  چون ارگان های نیکو کاری، تفکر زندگی، ما نیازی نداریم که هیچ چیزی را بر اساس دین بدانیم تا آنها را کار خوب بدانیم.

دینداران فورا به این نظر واکنش منفی نشان می دهند، در پاسخ به کارهای خوبی که به نام خدا شده اشاره می کنند و وجود میلیونها نفر را متذکر می شوند که در زندگی خود به کسی آسیب نرسانده اند. این یک حقیقت است، اما مرتبط با بحث نیست.

نباید فراموش کنیم که بسیاری از جنایات تاریخ، به صورت مستقیم مربوط به ادیان است.

دیگر ایدولوژی های خطرناکی که به جنایت دست زده اند، مانند استالینیسم و یا فاشیسم نیز به طرز خطرناکی به شبیه سازی ادیان پرداخته اند. قربانی شدن و قربانی کردن برای رهبر فرقه و یا ایدولوژی، از مفهوم پرستش (به مانند ادیان) ناشی می شود.
  
با ملاحظه رفتار گروه های ایدولوژیک  می تواند دید چگونه با استفاده از نادانی و ترس اجداد ما خدا ساخته شده است.
ده سال از زمانی که گروهی از افراد تحصیل کرده و از طبقه متوسط جامعه تصمیم گرفته اند برای رسیدن به بهشت، خود و سه هزار نفر دیگر را به کشتن بدهند، گذشته است.


 این خطر، بسیار عمیق تر از خطر تروریست است، و اعلان جنگ علیه تروریست،پاسخ به آن نیست. ما باید القاعده را از بین ببریم، اما جامعه انسانی برای رسیدن به عقل سلیم و معقول شدن، نیازمند پروژه بزرگتری است.(باید با ادیان مبارزه کرد)


لینک این مطلب در بالاترین ----ریشه ها-------آزادگی
نوشته دیگر امروز من:





Yesterday my daughter asked, “Where does gravity come from?” She is two and a half years old. I could say many things on this subject—most of which she could not possibly understand—but the deep and honest answer is “I don’t know.”
What if I had said, “Gravity comes from God”? That would be merely to stifle her intelligence—and to teach her to stifle it. What if I told her, “Gravity is God’s way of dragging people to hell, where they burn in fire. And you will burn there forever if you doubt that God exists”? No Christian or Muslim can offer a compelling reason why I shouldn’t say such a thing—or something morally equivalent—and yet this would be nothing less than the emotional and intellectual abuse of a child. In fact, I have heard from thousands of people who were oppressed this way, from the moment they could speak, by the terrifying ignorance and fanaticism of their parents.
Ten years have now passed since many of us first felt the jolt of history—when the second plane crashed into the South Tower of the World Trade Center. We knew from that moment that things can go terribly wrong in our world—not because life is unfair, or moral progress impossible, but because we have failed, generation after generation, to abolish the delusions of our ignorant ancestors. The worst of these ideas continue to thrive—and are still imparted, in their purest form, to children.
What is the meaning of life? What is our purpose on earth? These are some of the great, false questions of religion. We need not answer them—for they are badly posed—but we can live our answers all the same. At a minimum, we must create the conditions for human flourishing in this life—the only life of which we can be certain. That means we should not terrify our children with thoughts of hell, or poison them with hatred for infidels. We should not teach our sons to consider women their future property, or convince our daughters that they are property even now. And we must decline to tell our children that human history began with magic and will end with bloody magic—perhaps soon, in a glorious war between the righteous and the rest. One must be religious to fail the young so abysmally—to derange them with fear, bigotry, and superstition even as their minds are forming—and one cannot be a serious Christian, Muslim, or Jew without doing so in some measure.
Such sins against reason and compassion do not represent the totality of religion, of course—but they lie at its core. As for the rest—charity, community, ritual, and the contemplative life—we need not take anything on faith to embrace these goods. And it is one of the most damaging canards of religion to insist that we must.
People of faith recoil from observations like these. They reflexively point to all the good that has been done in the name of God and to the millions of devout men and women, even within conservative Muslim societies, who do no harm to anyone. And they insist that people at every point on the spectrum of belief and unbelief commit atrocities from time to time. This is all true, of course, and truly irrelevant. The groves of faith are now ringed by a forest of non sequiturs.
Whatever else may be wrong with our world, it remains a fact that some of the most terrifying instances of human conflict and stupidity would be unthinkable without religion. And the other ideologies that inspire people to behave like monsters—Stalinism, fascism, etc.—are dangerous precisely because they so resemble religions. Sacrifice for the Dear Leader, however secular, is an act of cultic conformity and worship. Whenever human obsession is channeled in these ways, we can see the ancient framework upon which every religion was built. In our ignorance, fear, and craving for order, we created the gods. And ignorance, fear, and craving keep them with us.
What defenders of religion cannot say is that anyone has ever gone berserk, or that a society ever failed, because people became too reasonable, intellectually honest, or unwilling to be duped by the dogmatism of their neighbors. This skeptical attitude, born of equal parts care and curiosity, is all that “atheists” recommend—and it is typical of nearly every intellectual pursuit apart from theology. Only on the subject of God can smart people still imagine that they reap the fruits of human intelligence even as they plow them under.
Ten years have passed since a group of mostly educated and middle-class men decided to obliterate themselves, along with three thousand innocents, to gain entrance to an imaginary Paradise. This problem was always deeper than the threat of terrorism—and our waging an interminable “war on terror” is no answer to it. Yes, we must destroy al Qaeda. But humanity has a larger project—to become sane. If September 11, 2001, should have taught us anything, it is that we must find honest consolation in our capacity for love, creativity, and understanding. This remains possible. It is also necessary. And the alternatives are bleak.

۸ نظر:

  1. سم هریس به گور پدرش خندیده که همچین گهی خورده. الان دیگه هر بچه مدرسه ای میدونه که 9/11 توسط بازوان کثیف بخشی از هیئت حاکمه امپریالیستی آمریکا برای توسعه سلطه بر منطقه خاورمیانه که 60 درصد انرژی دنیا در اونجا قرار داره و برای تامین کسری انرژی آمریکا در دهه های پیش رو از طریق استثمار کشورهای منطقه طراحی و عملیاتی شده بود.البته به لطف خدا در رابطه با ایران همانطور که امام راحل فرموده بودند هیچ غلطی هم نتوانستند بکنند. بعضی ها ظاهرا دیواری کوتاهتر از مسلمانان بی آزارو نجیب این منطقه پیدا نکرده اند.

    پاسخحذف
  2. دشمن خونی بد دهن کثیف
    این چیزها رو تو گوش تو کردن بیچاره بدبخت
    مغز که نداری همون یه جو مغزتم پوسیده
    یه عمر تو عالم خیال همه رو دشمن خود فرض کردید
    شما برو ساندیس تو بخور بابا

    ممنون از این مطلب به امید روزی که این احمق ها یکم فکر کنن به امید روزی که اسلام عزیز رو از خاک ایران زمین بیرون کنیم بفرستیم در همون صحرای عربستان

    پاسخحذف
  3. نظراتی از جنس نظر جناب دشمن خونی ، حتی در نوع ادبیات هم نشانگر طبقه بندی خاصی از جامعه کنونی ایران است . نوشته سم هریس حرف جدیدی نیست اما آنقدر مهم و اساسیه که لازمه مرتب تکرار بشه . ریشه بسیاری از مشکلات و ناهنجاریهای جامعه جهانی مربوط به ایدئولوژی های مختلفه و به نظر من هم اگر کسی در کودکی چنین آموزشهایی به فرزندش بده ، هم به فرزندش و هم به جامعه ظلم کرده

    پاسخحذف
  4. مقاله ایشون قوی هستش ولی یه فرض غلط داره و اون برابر کردن فرقه ای افراطی به نام القاعده با اسلام هستش. به نظر من اسلام هیچ مشکلی با علم و پیشرفت نداره. متاسفانه افراطی ها اکثرا اسلام رو انتخاب می کنند و این بدترین جای داستانه.

    پاسخحذف
  5. ba arzeh poozesh agar finglish type kardam
    sam haris az peyvandeh na gosastani adyan dar ertebat ba shivehayeh hazf ba mehvariat kafar engary yanee harkeh az ma nist lajarm bar mast sohbat mikonad dar adyan nazar khdavand shart at va khodavand chon nazarayee valo qeireh manteghee hamchon nazaryeh istayee aseman bar sotoon hayeh namaree ya falsafeh afarinesh keh an ra montaseb bar lakhteyeh khoon mi engarad bedahad har kas cheh ba shiveyeh amali va che nazari an ra naqz namayad lozooman kafar ast va ya tabaree bayad ya choob e dar khob ghate yaghien hameyeh adyan vejheyeh terorisiti mi yaband

    پاسخحذف
  6. بابا دیگه حنای شیطان بزرگ(امریکا)رنگی نداره.
    الان دیگه بچه هم میدونه حادثه طراحی شده 11 سپتامبر کار کی بوده و واسه چی بوده.خود رسانه ها و مستند سازاشون تحلیل کردن.همش بهانه ای بود واسه حمله به کشور های مسلمون.کشوری که دم از حقوق بشر میزنه داریم میبینیم چه وضعیتی در خاور میانه به پا کرده!!!!فکر نکنم هیچ کسی بمباران اتمی رو فراموش کنه واقعا چطور دم از حقوق بشر میزنند؟؟؟
    دینی که خدا پشت سرش باشه تا ابد پایندست.تا قیام قیامت دین اسلام در پرتو نور خدا خواهد تابید شک نکنید.

    پاسخحذف
  7. doost aziz chera shoar midi in mesleh in mimooneh 4 ta adam darbareyeh ezdevaj shoma sohbat mikonand bad shoma byaee beshini ya arogh bezani ya daghy begoozi

    پاسخحذف
  8. آدم بهتره ذهنشو باز بذاره و همه ی ایده ها و نظراتو بشنوه، با تحلیل و افکار خودش، تصمیم بگیره چی درسته! هرکس به نسبت فهم و درک خودش.اسلام و مسیح و یهود و بی خدایی و ... همه فقط و فقط یک ایده هستند! درست اون چیزی هست که با فکر و شعور هرشخص انتخاب بشه و چیزی رو به کسی تحمیل نکنه.

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.