سه‌شنبه، مهر ۰۵، ۱۳۹۰

سردار قاچاقچی سیگار، دروغ در تک تک سلول های تو وجود دارد، پنج سال جنگ ایران و عراق به دلیل جنایات امثال تو بوده است.

بیش از یک میلیون کشته و زخمی از جنگ ایران وعراق به جا مانده است، جنگی که به قول بانو سیمین بهبهانی، در اثر حماقت دو دیوانه (خمینی و صدام)، شعله ور شده بود.  او سروده است:

کجا تگرگ می بارد که تخم مرگ می بارد/
نصیب عالم از بالا بجز بلا نمی بینم/
در آتش دو دیوانه دو قطعه شد دو ویرانه/
روانه خون خلقی را چنین روا نمی بینم/
مگر بدان نظر دوزی که مرگشان شود روزی/
که من جز این دوپیروزی زماجرا نمی بینم/

در حقیقت یکی از مهمترین دلایل ادامه جنگ، وجود جنگ افروزان خیانتکاری بود که طعم پول ناشی از دلالی اسلحه به زیر دندان آنها رفته بود، افراد نادانی که یک شبه به قامت سرداری و ژنرالی رسیده بودند و بی هیچ اطلاعی از دانش نظامی، جوانان این مرز و بوم را چون گوشت قربانی به جلوی ماشین جنگی صدام می فرستاند.

یکی از این جنایتکاران، محسن رضایی است، همان کاندیدایی که در انتخابات ریاست جمهوری گفته بود رای مردم ناموس او است و بعد جلوی چشم مردم، ناموسش را معامله کرد. اخیرا محسن رضایی با وقاحت تمام مصاحبه ای کرده است و پیشنهاد کشورهای حاشیه خلیج فارس برای دادن غرامت به ایران را منکر شده است.

محسن رضایی، قاچاقچی معروف سیگار ، در مصاحبه اخیرش گفته است:

" دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر:
نخست اینکه در آن زمان، هرچند خرمشهر به لطف خداوند آزاد شده بود، اما همچنان هزاران کیلومترمربع از زمین‌های ما دست دشمن بود... مانند موسیان، نفت‌شهر و... و اینکه برخی مدعی‌اند که جنگ در آن زمان باید پایان می‌پذیرفت، عمدا یا سهوا از این نکته عبور می‌کنند....از سویی، هنوز هم که هنوز است، هیچ سند و مدرکی از سوی کسانی که مدعی‌اند اعراب و عراق حاضر به پایان جنگ و پرداخت غرامت به ما بوده ارایه نشده و فقط ادعا می شود  که یک مقام سعودی در جلسه ای با سفیر ما چنین چیزی گفته است  که البته چون در جایی ثبت و از سوی طرف مقابل رسما بیان و اعلام نشد، هیچ ارزشی نداشت."
همه می دانند که بعد از بازپس گیری خرمشهر، عراق خواستار پایان دادن به جنگ بود و  کشورهای عربی حاشیه خلیج فارسی نیز حاضر به پرداخت خسارت به ایران بودند.

میدانیم که هیات میانجی صلح از کشورهای منطقه  و از طرف کشورهای غیر متعهد بارها به ایران سفر کرده بودند.   منابع زیر به صراحت مشخص می کند که در آن دوران و حتی بازپس گیری خرمشهر ، هم کشور عراق حاضر به عقب نشینی از دیگر قسمت های خاک ایران بود و هم کشورهای دیگر، حاضر به دادن خسارت به ایران بوده اند:

-         رئيس جمهور وقت در تاريخ 21 ارديبهشت 1360 نامه اي خطاب به آيت الله خميني مي نويسد و پيشنهاد هيأت كشورهاي غير متعهد را به سود منافع ايران ارزيابي مي كند. به گوشه هاي از آن نامه اشاره مي كنم: « اگر بنا را بر صلح بگذاريم،‌ بهتر از اين پيشنهاد، پيشنهادي ممكن نيست بما بكنند.  (منیع: «درس تجربه»، خاطرات ابوالحسن بني صدر، در گفتگو با حميد احمدي)
-         هاشمی رفسنجانی، در یادداشت های روزانه خود نوشته است: «با آقاي رجايي [نخست وزیر وقت] درباره پيشنهاد و صلح غير متعهدها صحبت كرديم، پيشنهاد ايجاد منطقه غيرنظامي درخاك ايران همراه با خروج نيروهاي عراقي داده اند. بعضي نظامي ها و آقاي بني صدر مايلند با تعديلي آن را بپذيرند». (علي اكبر هاشمي رفسنجاني، «عبور از بحران»، يادداشت هاي روزانه، 21 ارديبهشت 1360)
-           به صورت مشخص حزب جمهوری اسلامی و افرادی چون رجایی و خامنه ای و رفسنجانی و محسن رضایی، مایل به ادامه جنگ بوده اند، چه آنکه در خاطرات رفسنجانی می خوانیم: «آقاي بني صدر در كارنامه ديروز (يكم ارديبهشت 1360) نوشته مايل است به جنگ خاتمه بدهد و صلح كند،‌ ولي شعارهاي راه پيمايي امروز [كه از طرف سران حزب جمهوري اسلامي سازماندهي شده بود و در همان روز شعار مخالف با آتش بس سر می دادند] و اظهارات امام يقيناً راه را بر ايشان بسته است». منبع بالا)
-         مجددا هاشمی در کتاب یاد شده نوشته است: «قرار بود در نخست وزيري با آقاي ضياء الرحمن رئيس جمهور بنگلادش و حبيب شطي (نمايندگان هيأت ميانجي صلح كه به ايران آمده بودند) ملاقات كنيم كه نرفتم. بعداً‌ معلوم شد،‌ آنها هم نيامده اند. زيرا توقع داشته اند، اين ملاقات در هتل يا خانه سفيرشان انجام شود و آقاي رجايي (نخست وزير) موافقت نكرده اند و از طرف ما به آنها بي اعتنايي شد ... آنها تقاضا كرده بودند كه با من،‌ آقاي رجايي و آقاي بهشتي ملاقات كنند»
-         مجددا هاشمی رفسنجای در همان کتاب، پیشنهاد رسمی پرداخت غرامت را تایید می کند:
1- پيشنهاد اولاف پالمه معاون دبير كل سازمان ملل متحد یعنی یک شخصیت رسمی بین المللی در زمينه پرداخت غرامت به ايران كه در يادداشت روز 8 اسفند 1360 آقاي رفسنجاني چنين آمده است: « ديشب در جلسه شوراي عالي دفاع شركت كردم،‌ گزارش جبهه ها و بحث درباره تهيه مهمات ضروري و پيشنهادات پالمه بود. خروج عراقي ها از خاك ايران را پذيرفته، مذاكره درباره مرزها منجمله اروندرود مي خواهد و حضور نيروهاي ناظران بين المللي در مرزها و پرداخت غرايم جنگي به دو طرف از طرف دولتهاي داوطلب [يعني كشورهاي نفت خيز منطقه]».
2- مورد دوم، دريافت پيغام از سوي يك مقام بلندن پایة مسئول در ایران يعني ناخدا بهرام افضلي فرمانده وقت نيروي دريايي ايران بود كه شخصاً به اطلاع آقاي رفسنجاني رسانيد. اين نكته نيز در يادداشت روزانه آقاي رفسنجاني به تاريخ 15 اسفند 1360 يعني يك هفته بعد از پيشنهاد پرداخت غرامت كه از سوي اولاف پالمه مطرح شده بود،‌ منعكس است. آقاي رفسنجاني مي نويسد: «ظهر و عصر ملاقاتهايي داشتم. ناخدا افضلي آمد راجع به مين گذاري و مين روبي توضيحاتي داد. او اطلاع داد كه وابسته نظامي ايتاليا گفته،‌ كشورهاي نفت خيز منطقه مايلند 60 ميليارد دلار خسارت جنگ را از طرف صدام به ايران بدهند».
مقرر شده بوده که یک گروه میانجی گرایانه از سوی جنبش غیر متعهد ها در اواخر سال 60 به ایران بیایند،اما کسی دست رد به سینه این گروه زده است، سران رژیم چون رجایی هستند:
-         در (درس تجربه-خاطرات ابوالحسن بني صدر) می خوانیم:
" بر اساس فعاليت هاي ميانجي گرانه،‌ قرار بود هيأت صلح از سوي جنبش غير متعهدها در اواخر خرداد 1360 براي دريافت پاسخ دولت جمهوري اسلامي نسبت به پيشنهاد خود به ايران سفر كند. محمد علي رجايي نخست وزير وقت از طريق سفير كوبا در ايران به هيأت مزبور خبر مي دهد كه «فعلاً تحولاتي در ايران در پيش است. لذا امكان پذيرش هيأت ميانجي صلح از جانب ايران مقدور نيست".

معرفی منابع بیشتر در این نوشته

نکته مهم اینجاست که ادامه جنگ به مدت پنج یا شش سال بعد از بازپس گیری خرمشهر، صرفا باعث ویرانی کشور و کشته شدن تعداد زیادی انسان شده است و هیچ توجیه دیگری نداشته است. آیا این عمل، خیانت و جنایت محسوب نمی شود؟!


لینک این مطلب در بالاترین----------آزادگی




نوشته پیشین: 

۱ نظر:

  1. جناب گمنامیان عزیز. یا آگاهانه قصد مغلطه و رواج یک نظر غلط را دارید و یا ناآگاهید و در تاریخ ها اشتباه می کنید. به هر حال با توضیح آتی من روشن خواهد شد که ادعای این مقاله شما به کلی غلط است.
    1- نوشته اید: « منابع زیر به صراحت مشخص می کند که در آن دوران و حتی بازپس گیری خرمشهر ، هم کشور عراق حاضر به عقب نشینی از دیگر قسمت های خاک ایران بود و هم کشورهای دیگر، حاضر به دادن خسارت به ایران بوده اند» بعد به منابعی ارجاع داده اید که همگی به سال 1360 باز می گردند. آیا اصلا توجه دارید که خرمشهر در سوم خرداد 1361 آزاد شد؟ و اصولا در آن تاریخ بنی صدر در تبعید فرانسه بود؟ و رئیس جمهور نبود؟ که بخواهد با چیزی مخالف یا موافق باشد؟
    2-نوشته اید: «بعد از بازپس گیری خرمشهر، عراق خواستار پایان دادن به جنگ بود» خوب است بدانید که طرح عراق برای جنگ، تصرف بخش مهمی از خوزستان و سپس مذاکره برای خاتمه جنگ و امتیاز گیری در خلیج فارس بود.(منبع Sonnenberg, Robert E. “The Iran-Iraq War: Strategy of Stalemate”. Marine Corps Command and Staff College (Virginia: Marine Corps Development and Education Command), April 1985.) بنابراین روشن است که عراقی که از اولین روز پس از اشغال خرمشهر و تا پایان جنگ، علاقه مند به خاتمه جنگ و مذاکره صلح بوده، پس از شکست خوردن در خرمشهر و آبادان، به چه میزان به خاتمه جنگ و مذاکره برای صلح علاقه داشته باشد! ولی این علاقه چنان که پیداست، همواره با شرایطی همراه بوده است. برای مثال پس از فتح خرمشهر، عراق اگرچه مایل به آتش بس و آغاز مذاکرات صلح بود ولی نه تنها مناطق مهمی مانند نفت شهر را در اشغال داشت، بلکه شرط اصلی آتش بس را القای قرارداد الجزایر و الحاق کامل اروند رود به عراق می دانست. (منبع صفحات 73 و 74 از Gibson, Bryan R.. Covert Relationship: American Foreign Policy, Intelligence, and the Iran-Iraq war. Santa Barbara: ABC-Clio, 2010. 292. ISBN ‎ISBN 0-313-38610-7.) امیدوارم شما از آن گروهی نباشید که معتقدند باید اروندرود و نفت شهر را می دادیم و صلح می گرفتیم!
    3- نقل قول های شما نشان می دهد شما دو طرح صلح مختلف را با یکدیگر (عمدا یا سهوا) مخلوط کرده اید. طرح صلح غیر متعهدها با طرح صلح اعراب به کلی متفاوت است. طرح صلح غیر متعهد ها همانگونه که در نقل قول خود شما هم آمده در سال 60 و دوره بنی صدر مطرح بود (بنابراین پیش از آزادسازی خرمشهر و حتی شکست حصر آبادان بوده و در اوج پیروزی صدام بود). باز هم از خود نقل قول شما پیداست که بر اساس این طرح خفت بار، ایران باید بخشی از خاک خود را که در اشغال عراقی ها بود، منطقه غیر نظامی می کرد و از آن خارج می شد تا سپس عراق نیز از آن خارج شود و بعد باید دو طرف می نشستند و بر سر این قطعه از خاک ایران مذاکره می کردند. به نظر شما به عنوان یک ایرانی چنین طرحی خفت بار نبود؟
    4- طرح صلح اعراب شاید طرحی باشد که شما قصد داشتید در مقاله خود روی آن مانور بدهید! پس از شکست حصر آبادان و پیش از آزادسازی خرمشهر شایعه شد که اعراب که از پیروزی های پی در پی ایران به وحشت افتاده اند، حاضرند خسارت جنگ را بدهند و طرفین به مرزهای قبلی بازگردند. تا جایی که من در منابع دانشگاهی مطالعه کردم، این فقط یک شایعه بود. دلایلم به این شرح است: الف: نقل قول شما از خاطرات روزانه هاشمی (15 اسفند 60) نشان می دهد که منبع خبری ایران، فرمانده نیروی دریایی وقت ایران بوده (ناخدا افضلی) که او هم از وابسته نظامی ایتالیا شنیده بوده!! وابسته نظامی سفارت ایتالیا در ایران منبع خبر به این مهمی است؟ یعنی هیچ کشور عربی سفارتی در ایران نداشته که بخواهد این طرح را در صورت وجود به ایران ارائه کند؟ ب: تنها سه منبع خارجی اصل وجود چنین پیشنهادی را مورد نظر قرار داده اند. در هیچ منبع آکادمیکی چنین ادعایی مشاهده نمی شود. این سه منبع عبارنتد از اسپنسر توکر که مبلغ پیشنهادی اعراب را 70 میلیارد دلار می داند، یک مجله سیاسی اقتصادی اجتماعی که مبلغ پیشنهادی اعراب را 25 میلیارد دلار ذکر می کند، و یک کتاب چاپ امارات عربی متحده که بدون ذکر مبلغ، فقط مدعی شده اعراب رقم قابل ملاحظه ای به ایران پیشنهاد کرده اند! گمان نمی کنید اگر چنین شایعه ای صحت داشت، دست کم خود اعراب اکنون و پس از گذشت 31 سال، یک عددی را به عنوان پیشنهاد سی سال پیششان اعلام نموده بودند؟ خاطر شریفتان باشد که حتی اگر این شایعه صحت داشت، باز هم عراق تا تصویب قطعنامه 598، هیچگاه از ادعای الغای قرارداد الجزایر و ادعای تصرف کامل اروندرود دست بر نداشته بود!!

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.