سه‌شنبه، شهریور ۱۵، ۱۳۹۰

در حاشیه دهمی اجلاس خبرگان / مجلس خبرگان رهبری شالوده ولایت فقیه است/ ای ننگ بر دکتر علی شریعتی که چنین مجلسی را بنا نهاد!

امروز دهمین اجلاس خبرگان رهبری ایران ، به ریاست آیت الله مهدوی کنی برگزار شده است (منبع خبر)، مجلس خبرگانی که روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان بسیار کم به آن می پردازند،  گویا فراموش کرده ایم که بدون مجلس خبرگان ، ولایت فقیه نیز نمی توانست وجود داشته باشد.

فراموش نکنیم که مجلس خبرگان رهبری ، اساس و شالوده ولایت فقیه است.

جمهوری اسلامی نمی توانست سلسله شاه شیخی خود را به بدون وجود این حلقه ، شکلی منطقی ببخشد. فراموش نکنیم که مجلس خبرگان وظیفه نظارت بر رهبر و ارگان های زیر نظر رهبر را بر عهده دارد، اما متاسفانه این مجلس به جای نظارت بر رهبر تبدیل به مجیز گوی خامنه ای تبدیل شده است و اعضای آن ، به جای نظارت و بازرسی و کنترل خامنه ای ، خود شریک جنایات آن شده اند.

برای اینکه ببینیم چرا این اعضا، چنین در جنایات خامنه ای مشارکت می کنند، کافیست به نحوه انتخاب و فلسفه وجودی آنها نگاه کنیم.

کسی که برای اولین بار ایده مجلس خبرگان رهبری را به وجود آورد، دکتر علی شریعتی بود. هر چند شریعتی قبل از انقلاب ایران مرده است ، اما  بی شک شریعتی را باید پایه گذار رژیم ولایت فقیه دانست ، در انتهای پست می توایند متن کامل سخنان شریعتی را ببینید  که  چگونه شریعتی به صراحت شکل مجلس خبرگان را تبیین کرده است.

لینک این مطلب در بالاترین--------آزادگی------ریشه ها
نوشته های دیگر امروز من : 

بخش های قرمز، قسمت های مهم سخنان شریعتی است : (لینک منبع : +):


"  اما دو دوره غیبت داشته است: اول، غیبت صغرا (کوچک) که در این دوره چهار «باب» یا «نایب خاص» – که اختصاصاً خودش تعیین کرده- واسطه میان او و شیعیان بوده اند.
دوم پس از این دوره و پس از مرگ چهار نایب خاص، دوره «غیبت صغرا» (که مدتش عمر یک نسل است) تمام شده و «غیبت کبرا» (بزرگ) فرا رسیده است که اکنون، در این دوره هستیم.

در این دوره دیگر «باب» یعنی واسطه ورود و تماس، یا «نایب خاص» – یعنی نماینده ویژه یا کسی که به جای امام کار می کند و با مردم تماس دارد و به دست امام منصوب شده – وجود ندارد و تنها راه تماس مردم، با او که رهبر است و زنده و حاضر «نایب عام» است. ]این همان ولایت فقیه است[
این نایب عام را چه کسی انتخاب می کند؟ بر خلاف آن چهار تن که امام آنها را شخصاً نصب کرده، اینان را مردم با کمک «اهل خُبره» انتخاب می کنند؟ چگونه انتخاب می کنند؟]این همان مجلس خبرگان رهبری  است[
.....

با آغاز دوران غیبت بزرگ و خاتمه کار نواب انتصابی -که امام به وسیله آنها، در نهان، بر مردم خویش حکم می ران، مردم، از طریق این باب های تعیین شده، با شخص رهبر تماس داشتند و وظیفه اجتماعی خود را از او کسب می کردند و حقیقت اعتقادی مذهب خویش را از او می پرسیدند - رابطه قطع می شود و مسئولیت امام به مردم واگذار می شود و دوران انتصاب پایان می گیرد و عصر «انتخاب» فرا می رسد.
«توقیع»، (فرمان) مشهور امام –که پیش از ورود به دوران «غیبت بزرگ» صادر شده است- نظام ویژه ای را که جانشین نظام «امامت» می شود به این گونه اعلام می دارد: اما الحوادث الواقعه، فارجعوا فیها الی رواة احادیثنا، فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله علیهم. ( اما درباره پدیده ها و رویدادهایی که در مسیر زمان و در طی تحولات و تغییرات اجتماعی، وقوع می یابد، به روایان سخن ما -دانشمندان ومتفکرانی که به سخنان ما هم، دانایند و هم آشنا- رجوع کنید که آنان حجت منند بر شما و من جحت خدایم بر ایشان).
اما اینها چه کسانی اند؟ و چگونه و چرا انتخاب می شوند؟

ضوابط و شرایط انتخاب آنان را امام صادق برای توده مردم اعلام کرده است: امّا، من کان من الفقها صائناً لنفسه، حافظاً لدینه، مخالفاً لهواه، مطیعاً لامرمولاه، فللعوام ان یقلدوه. (اما از دین شناسان، آنکه نگه دار خویشتنش بود، نگهبان ایمانش، مخالف هوسش، فرمانبردار خدا و مطیع امر مولایش، برتوده مردم است که تقلیدش کنند. ) و این هم طبیعی است و هم منطقی و هم ضروری. 

..........

بنابراین می بینیم که در این دوره غیبت کبرا، یک نظام انتخاباتی خاص به وجود می آید و آن یک انتخابات دموکراتیک است برای رهبر، اما یک دموکراسی آزاد نیست، گرچه این انتخاب شونده به وسیله «مردم» انتخاب می شود، اما در برابر «امام» مسئول است و در برابر مردم نیز. بر خلاف دموکراسی که منتخب به وسیله «مردم»، فقط در برابر خود مردم که انتخاب کنندگان و موکلین او هستند، مسئول است. 

این است که مردم نایب عام را خودشان، با تشخیص و آرای خودشان، بر اساس این ضوابط انتخاب کرده و رهبری او را می پذیرند، و او را جانشین امام تلقی می کنند، و این جانشین امام در برابر امام و مکتب او مسئول است یعنی بر خلاف نماینده ای که با نظام دموکراتیک انتخاب شده، مسئول این نیست که ایده ها و ایده آل ها و نیازهای مردمی که او را انتخاب کرده اند بر آورده کند، بلکه مسئول است که مردم را بر اساس قانون و مکتبی که امام رهبر و هدایت کننده آن مکتب است هدایت کند و آنها را بر اساس این مکتب تغییر و پرورش دهد. 


البته این انتخاب که یک «انتخاب مقیدی» است، به این معنی نیست که همه مردم بیایند رأی بدهند و هر کس آرایش بیشتر بود، به جانشینی امام منتخب شود و در مسند نیابت امام قرار گیرد، بلکه چون این فرد یک شخصیت اجتماعی است و در عین حال یک شخصیت علمی، بنابراین توده ناآشنا با علم، خود به خود شایستگی انتخاب او را ندارند و عقل حکم می کند کسانی که آگاهی و علم دارند و می دانند که عالم ترین و متخصص ترین و آشناترین فرد به این مکتب کیست، یعنی «عالِم شناسان» به این انتخاب مبادرت ورزند. و مردم هم که خود به خود با فضلا و روحانیان و علمای مذهب خودشان تماس و به آنها اعتماد دارند و از آنها پیروی می کنند، طبعاً رأی آنها را برای انتخاب نایب امام می پذیرند و این یک انتخاب طبیعی است، همان طور که درباره متخصصان دیگر این کار را می کنیم، مثلاً من که بیماری قلب دارم و شخصاً هیچ گونه آگاهی طبی ندارم، بزرگ ترین متخصص قلب را خودم انتخاب نمی کنم و معمولاً از دانشجویان پزشکی، اطبا، داروسازان و یا کسانی که آگاهی به این مسایل دارند استخبار می نمایم که بهترین متخصص قلب کیست و بنا بر اعتقادی که به ایشان دارم، رأی ایشان را به عنوان رأی خودم می پذیرم، یک نوع انتخابات دو درجه ای طبیعی. 


این امام، در دوره غیبت، مسئولیت هدایت خلق و پیروانش را بر عهده علمای روشن و پاک و آگاهان بر مذهب خود می گذارد تا ظهورش فرا رسد و آن هنگامی است که رژیم های حاکم و نظام های اجتماعی در سراسر زندگی انسان ها به خصیض فساد رسیده باشد. ..."

۴ نظر:

  1. از قدیم گفتن حقیقت تلخه. آماده یه ریزه تلخی باشید. اگه قهوه خور یا عرق خور هستید که هیچ! خوب تا یه جاهایی هم ماجرایی که طرح شده درسته.منظورم موضوع نظام ولایت فقیه نیست که من بدلیل آتئیست بوده کلا نمی فهممش. بالاخره یه ایده ای بوده از زمان های قدیم که حالا اینجوری شکل گرفته. موضوع اینه که سیستم های قدرت به اسم مردم سالاری از بلاهت توده ها حداکثر سوءاستفاده رو می کنن. ببینید وقتی به بچه 16 ساله، یه باجی بی سواد ته خونه یا حتی، توجه ! حتی یک آدم عقب مونده ذهنی به علت داشتن شناسنامه می تونه در تعیین اساسی ترین ارکان یک مملکت مشارکت کنن قضیه خیلی خیلی خیلی احمقانه میشه. من بهش می گم حیوان سالاری یا حکومت حیوان بر حیوان. حالا ببینید با تمهیدات روابط عمومی و ملت خر کنی نظام ها وضع چی میشه! یه مطالعه بکنید در مورد رفتار انتخاباتی مردم. مثلا زنان در همه جا شدیداً به محافظه کارا رای میدن. یعنی همونایی که همیشه بیشترین محدودیت ها رو براشون قایل میشن.چرا؟ لطفا مطالعه کنید! تنبلی بسه! من الان موافق آقای خمینی در سال 42 هستم که نباید به زنها حق رای داد.باید تشویقشون کرد کمتر در انتخابات شرکت کنن چون فقط اقلیتی از اونها بر اساس مطالعه یا درک سیاسی رای میدن. همین شده بلای جون ما. می دونستید اطلاعات جنسیتی انتخابات ایران رو هیج جا نمی تونید پیدا کنید؟!!چقدر از رای دهنده ها مونث هستند و چقدر از زنها به چه گروهی رای میدن؟ ما که سیستم نظر سنجی مستقل هم نداریم به سلامتی.
    نتیجه اینکه ما یه "لویی جرگه" یا مجمع عقلای قوم یا سنای قوی می خواهیم که به اتکای مجامع مشورتی تخصصی ملت رو هدایت کنن و حتی به موقعش سزار رو کاردی کنن.مجلس عوام هم باشه برای زر و زرای عمومی و ایجاد حس تعلق ملت به کشور و سیستم

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ملت ایران و دانشگاهیان و حتی شاه در ابهام ایدولوژیک و فکری بودند و هنوز هم عده ای در ابهام هستند ، و در این میان یک عده کمونیست و مسلمان تروریست ضد آزادی و بیگانه، مردم ایران را با نام و شعار آزادی و انقلاب به گروگان و اسارت ۳۰ ساله گرفتند. و ملت ایران نتوانستند برخورد موثری با آنها بکنند.
      و الا چهره اسلام همین طالبان و جمهوری اسلامی و چهره کمونیسم همین کره شمالی است.

      حذف
  2. آقای بالایی‌، لطفا الاغ بودن ملت رو گردن خانوم‌ها نینداز.

    پاسخحذف
  3. ۱- فیلم واقعی گائیده شدن امام زمان مهدی (عج) در عصر غیبت صغری و کبری توسط آیت الله العظمی مکارم شیرازی و اثبات کونی بودن آن حضرت.

    http://rezaazad4u.blogspot.ca/2011/07/blog-post_2228.html

    ۲- فیلم واقعی گائیده شدن نرجس مادر امام زمان مهدی (عج) توسط آیت الله العظمی نوری همدانی.

    http://rezaazad4u.blogspot.ca/2012/05/18_30.html

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.