پنجشنبه، مرداد ۲۰، ۱۳۹۰

چرا باید بیشتر از انتقاد به رژیم،به نقد اپوزسیون همت گمارد ؟ / مبادا که نسخه دیگر خمینی بر سر کار بیاوریم ...!


 انقلاب پنجاه و هشت، نقطه عطفی در تاریخ معاصر است ، شاید تا سال پنجاه و شش ، هیچ کس باور نمی کرد یک آخوند که نهایت شعورش قوانین دستشویی رفتن است، بتواند رهبر یک کشور تاریخی شود و از یک کشور رو به پیشرفت، یک جهنم واقعی بسازد، براستی  شرم باد  بر جامعه روشنفکری آن زمان، چه آنکه چشم بر واقعیت بستند و در نقد و شناسایی چهره واقعی خمینی ، کوتاهی کردند.

براستی اگر شاه احمق ، به جای محدود کردن خمینی ، مطبوعات را آزاد گذاشته بود و آزادی احزاب می بود ، اگر خمینی یک تریبون عمده در دست می داشت و برای مردم حرف می زد، و در نهایت اگر جامعه روشنفکری به نقد خمینی می پداخت ، بر فرض برگزاری انتخابات، آیا خمینی شانس برنده شدن می داشت ؟!

در حقیقت، به دلیل خوی دیکتاتوری رژیم شاه، خمینی در پرده از از ابهام و تقدس باقی ماند و کسی از او نپرسید مثلا نظرش درباره آزادی حقوق زنان چیست ؟! باور کنید اگر مردم همان قبل از انقلاب می فهمیدند که خمینی معتقد است می توان بچه شیرخواره را مورد سو استفاده جنسی قرار داد، محال بود که دنبال سر این موجود پلید، راه بیافتند.

بر ما است که بعد از سی سال ، باز این اشتباه خطرناک را تکرار نکنیم، شرم تاریخ  بر پیشانی جامعه روشنفکری ایران خواهد بود ، اگر اینبار رسالت خود، مبنی بر نقد گروه های سیاسی ، کوتاهی کنند.

نباید از نقد گروه های سیاسی بترسیم، اینکه یک گروه سیاسی، به مقابله با رژیم همت گمارده است، برای آن گروه ، هیچ تقدس و معصومیتی به همراه نمی آورد و آنها را مصون از نقد نمی کند.

اینکه فلان گروه سیاسی، تعدادی زندانی سیاسی دارد (چون مجاهدین خلق یا اصلاح طلبان) باعث نمی شود که ما آنها را نقد نکنیم، فراموشمان نشود، حتی گروه تروریستی عبدالمالک ریگی نیز ، تعدادی زندانی در زندان های رژیم داشته و دارد؛ حال سوال اینجاست، آیا باید چشم های خود را بر جنایات این گروه ، چون بریدن سر افسران نظامی ایران (گو سپاهی باشند) ببندیم ؟!

گروه های سیاسی اپوزسیون را در نظر بگیرید، بسیاری از آنها ، اشتباهات مهلکی را در پرونده خود دارند، مثلا مجاهدین خلق دست به اعمال تروریستی زده اند و در مورد خود اعضا به نقض حقوق بشر می پردازند، یا گروه های سلطنت طلب هنوز آنچنان که شایسته و بایسته است، اعتقاد خود را به دمکراسی نشان نداده اند.اصلاح طلبان دینی در پی مسلط کردن خوانش و قرائت دیگری از قران بر جامعه هستند (ورژن دیگر جمهوری اسلامی و ولایت فقیه!)و الی آخر.

نقد گروه های سیاسی باعث می شود که آنها به تصحیح اشتباهات خود بپردازند و مردم ایران نیز، بهترین و اصلح ترین گروه سیاسی را  انتخاب کنند.

یادمان باشد، در بیان فعالین سیاسی، جنایتکارانی چون مسعود رجوی وجود دارد که صد مرحله بدتر از خمینی است، مباد که از امثال رجوی ، خمینی دومی بسازیم.

لینک این مطلب در بالاترین-----آزادگی----ریشه ها------فرندفید
























۱ نظر:

  1. چگونه اسلام دستور کشتن بیش از دو میلیارد انسان را صادر کرده است؟
    How Islam has issued orders to kill more than two billion people?
    * هموطنی که نماز می خوانی و روزه می گیری لطفاً این را حتماً بخوان!
    ترجمه تحريرالوسيله خمينى جلد چهارم

    تتمه اى در مورد احكام اهل ذمه
    (گفتار در كسى كه از او جزيه مى گيرند)
    مساله۱ – از يهود و نصارى كه اهل كتاب هستند و هر ملتى كه شبهه داشتن كتاب در آنها هست نظير مجوسيان جزيه يعنى ماليات سرانه گرفته مى شود، و در اين حكم فرقى نيست بين مذاهب مختلفه آنان نظير كاتوليك و پروتستان و غير اينها هر چند كه در فروع و بعضى از اصول مختلف باشند بعد از آنكه همه نصارى يا يهود يا مجوس خوانده مى شوند.
    مساله ۲ – حكومت اسلامى جزيه را از ساير فرقه هاى كفار يعنى مشركين مانند بت پرستان و ستاره پرستان و غير اينها نمى پذيرد، چه عرب و چه عجم ، چه اينكه خود را بصاحب كتابى مثل ابراهيم و داود و انبيائى ديگر منسوب كنند و چه نكنند، بنابراين از غير يهود و نصارى و مجوس غير از اسلام آوردن و يا كشته شدن پذيرفته نيست ، و همچنين از كسانيكه در اصل يكى از اين سه كيش را نداشته اند و جديدا يعنى بعد از نسخ شرايع سه گانه بوسيله اسلام به اين كيش ها در آمده اند جزيه پذيرفته نيست و كافر جربى شناخته مى شوند كه يا به اسلام در مى آيند يا كشته مى شوند، چه اينكه قبلا مشرك بوده باشند و چه از فرقه هاى باطل ديگر باشند.

    *( این یعنی کشتن همه هندیها و ژاپنی ها و کره ای ها و چینی ها و… یعنی کشتن بیش از دو میلیارد نفر مجاز شمرده شده و باجگیری از تمام مسیحیان و یهودیان و زرتشتیان٬ یعنی اگر قدرتش را پیدا کنند حتماً این کار را انجام خواهند داد. این یعنی گفتگوی تمدنهای اسلامی!؟ این یعنی دوران طلائی خمینی !؟ این یعنی مدینه فاضله اشرف !؟ این یعنی اسلام توحیدی !؟ این یعنی اساس فلسفه اسلامی !؟ و این در رساله همه آخوندها هست و هر روز در حوزه درس داده می شود). *( این احکام را نمی توا نند نفی کنند زیرا احکام واجب اسلام را نفی کرده اند و از اسلام خارج شده اند و اگر هم تایید کنند بر تروریسم در اسلام صحه دوباره گذاشته اند).
    * هموطن اگر نماز می خوانی و روزه می گیری احکام آن در کتاب تحریر الوسیله در کنار احکام بالا است٬ آیا وجدان تو راضی به کشتن بیش از دو میلیارد انسان٬ مرد٬ زن و کودک تنها به دلیل مسلمان نبودن می شود؟ آیا می توانی مسئولیت این جنایت بزرگ ضد بشری را که با نام و پشتیبانی معنوی و مادی تو انجام شود را بپذیری؟ از سوی دیگر این افکار وحشیگرایانه بیگانه که قرنها به زبان دیگری در کنج تاریک حجره ها ادامه داشته باعث نابودی چهره صلحدوستی و نجابت ایرانیان شده و صلح و ثبات جهانی را نیز به خطر انداخته و بطور مسلم باعث جنگهای منطقه ای و بین المللی خواهد شد.

    به پندار نیک٬ گفتار نیک و کردار نیک خویش بازگردیم.
    .«کورش فردوسی»

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.