جمعه، مرداد ۰۷، ۱۳۹۰

هموطن مسلمانم ، برای لحظه ای جرات به خرج بده و بیاندیش که چرا استاد محمد پیامبر ، (ورقه بن نوفل) تا آخر عمرش مسلمان نشد؟!


هموطن مسلمانم ، هیچگاه اندیشیده ای چرا ورقه بن نوفل هیچگاه مسلمان نشد ؟

ورقه بن نوفل که بوده است ؟!

ورقه پسر خاله خدیجه بوده است و او جزو چهار نفری است که سالها قبل از اعلام پیامبری محمد، بت پرستی را کنار گذاشته بودند و به ادیان دیگر روی آورده بودند.

او زبان عبری را می دانسته است و اولین شخصی است که انجیل را به عربی ترجمه کرده است، لذا به خوبی با ادیان مسیحی و یهودی آشنا بوده است.

در تاریخ اسلامی می خوانیم که محمد همیشه در دکان جبر ، می نشسته و با ورقه بن نوفل و جبر در باره ادیان دیگر صحبت می کرده است و مشخصا محمد از همان جا فکر ادعای پیامبری کردن ، به سرش زده است.

محمد ابن اسحاق درباره او می گوید:

 "چهار تن پیش از بعثت پیامبر اسلام از قریش برخاستند و ترک بت‌پرستی کردند و در طلب دین حق سر در جهان نهادند و برفتند و آن چهار تن ورقة ابن نوفل، عبیدالله ابن جحش، عثمان ابن حویرت و زید ابن عمرو ابن نَفیل بود"[رفیع‌الدین اسحاق ابن محمد همدانی، سیرت رسول‌الله (ترجمه‌ی سیرت ابن اسحاق)، از روایت عبدالملک ابن هشام


می دانیم بعد از اینکه محمد از غار حرا باز گشت و به خدیجه گفت که دچار حالت غش شده است و گفت آنچنان ترسیده بوده که نگران جان خویش شده است،

در صحیح بخاری می خوانیم:

"سپس رسول الله با وحی اش بازگشت، ماهیچه های گردنش از رعب و وحشت میلرزیدند، سپس او به خدیجه رسید و گفت "مرا بپوشان، مرا بپوشان" آنها او را پوشاندند و ترس او فروکش کرد، او گفت "ای خدیجه، مرا چه شده است (مشکل من چیست)؟ سپس هر آنچه بر او اتفاق افتاده بود را برای خدیجه گفت و سپس گفت، "میترسم اتفاقی برایم افتاده باشد"
  خدیجه که بسیار ترسیده بوده است، به سراغ پسرعموی خود ورقه بن نوفل رفت، ورقه بن نوفل به خدیجه گفت که نگران این حال محمد نباش و این نشانه بعثت است:


در صحیح بخاری  و تاریخ طبری می خوانیم:
.....فاتيت خديجة فقلت: لقد اشفقت علي نفسي فاخبرتها خبري، فقالت: ابشر فوالله لايحزنك الله ابداً و والله انك لتصل الرحم و تصدق الحديث و تؤدي الامانة و تحمل الكل و تقري الضيف و تعين علي النوائب الحق، ثم انطلقت بي الي ورقة بن نوفل بن اسد، قالت: اسمع من اخيك فسألني فاخبرته خبري فقال: هذا الناموس الذي انزل علي موسي بن عمران ليتني فيها جَذَعٌ ليتني اكون حيّاً حين يخرجك قومك ، قلت: امُخرِجيَِ هم؟ قال: نعم، انّه لم يجيء رجل قطّ بما جئتَ به الاّ عُودِي و لئن ادركني يومك انصر نصراً ً ...

خديجه گفت: بشارت باد تو را! به خدا سوگند، خدا تو را پست نخواهد كرد. تو صله ي رحم مي كني، و امين و راستگو هستي، امانت دار مي باشي، بار رنج مردم را به دوش مي كشي، و ياور ايشان هستي.پس از آن مرا به نزد وَرَقة بن نوفِل برده، بدو گفت: گوش به سخنان پسر برادرت بده. ورقه از من پرسيد: داستان چيست؟من آنچه اتفاق افتاده بود، باز گفتم. ورقه گفت: اين ناموس است كه بر موسي بن عمران نازل مي شده. ...
[تاريخ طبري/ج2/ص46، صحيح بخاري/ج1/ص7 ، الطبقات/ج1/ص194]
در سیرت رسول الله ابن هشام می خوانیم:
"چون ورقه حکایت از سید، علیه السلام، بشنید، سوگند خورد و گفت: ای محمد، به آن خدایی که جان ورقه در ید قدرت اوست که آنچه تو دیدی جبرائیل بود همچنانکه از نزد حق تعالی بر موسی می آمد بر تو آمد و تو آنچه از وی شنیدی وحی خدای بود و تو پیغمبر آخر الزمانی و بهتر عالمیانی."

این واقعه هم در صحیح بخاری ، هم تاریخ طبری و هم صحیح مسلم به صراحت ذکر شده است، لذا مسلمانان عزیز نمی توانند منکر این واقعه شوند.

ورقه بن نوفل ، هیچگاه مسلمان نشد.

احادیث متواتر و غیر قابل انکاری است که ورقه هیچگاه مسلمان نشده است.

وقتي‌ ورقه بن نوفل  وفات‌ كرد، پيامبر (ص‌) فرمود، من‌ آن‌ كشيش‌ (ورقه‌) را در بهشت‌ ديدم‌ كه‌ بر اندامش‌ لباس‌ حرير بود؛ زيرا به‌ من‌ايمان‌ آورد و تصديقم‌ نمود.    [الصحيح من سيرة النبي الاعظم ج2 ص288]

همچنین این منبع :
al-Haakim reported with a saheeh isnaad from 'Aa'ishah that the Messenger (saw) said, "Do not slander Waraqah ibn Nawfal for I have seen that he will have one or two gardens in Paradise" [Saheeh alJaami as-Sagheer, 6/1534, no. 7197

یا این روایت : ابن عساکر صاحب تاریخ دمشق می گوید : « و لا اعرف احدا قال انه اسلم (منبع: - ابن حجر عسقلانی ، الاصابة فی معرفة الصحابه ، ج 3 ، ص 633 .)

یا این حدیث دیگر :
ابن عباس نقل می کند که گفته : فمات ورقة علی نصرانیته : ورقه به دین مسیحیت مرد. (منبع: سیره حلبیه ج 1 ، ص 252 – 250)

یا این منبع دیگر:
ابن حجر از تاریخ ابن بکار می آورد : روزی ورقه از کنار بلال حبشی عبورمی کرد ، در حالی که قریش او راشکنجه می دادند و او پیوسته می گفت : احد احد . ابن حجر گوید : « پس او تا زمان ظهور دعوت حیات داشت ، ولی چرا اسلام نیاورد ؟ (منبع: ابن حجر عسقلانی ، الاصابة فی معرفة )

حال سوال اساسی این است :

چرا شخصی که چنین بر اسلام اثر گذار بوده است ، اسلام نیاورده است ؟

با توجه به اینکه ورقه بن نوفل ، احتمالا اولین کسی بوده که سودای پیامبری را به ذهن محمد انداخته است، و از طرفی اولین کسی بوده که به صورت رسمی پیامبری او را تایید کرده است، چرا خود مسلمان نشده است ؟!

جز این است که او بهتر از هر کس دیگری می دانسته است که محمد یک شیاد دروغ گو است ؟!

لینک این مطلب در بالاترین---------آزادگی



o       نوشته  های پیشین این وبلاگ: 



۲۹ نظر:

  1. جالب است که محمد وقتي از غار بيرون آمد و بطرف خديجه رفت خود نمي دانست که جبرئيل بر او نازل شد و ورقه بن نوفل به او گفت که اين صدايي که شنيدي از طرف جبرئيل بود!!!

    اين فرد چه ديد که نظرش نسبت به محمد عوض شد؟
    گمناميان عزيز و گرامي لطفا در مورد اين شخصيت بيشتر بنويس.

    پاسخحذف
  2. چگونه اسلام دستور کشتن بیش از دو میلیارد انسان را صادر کرده است؟

    ترجمه تحريرالوسيله خمينى جلد چهارم

    تتمه اى در مورد احكام اهل ذمه
    (گفتار در كسى كه از او جزيه مى گيرند)
    مساءله 1 – از يهود و نصارى كه اهل كتاب هستند و هر ملتى كه شبهه داشتن كتاب در آنها هست نظير مجوسيان جزيه يعنى ماليات سرانه گرفته مى شود، و در اين حكم فرقى نيست بين مذاهب مختلفه آنان نظير كاتوليك و پروتستان و غير اينها هر چند كه در فروع و بعضى از اصول مختلف باشند بعد از آنكه همه نصارى يا يهود يا مجوس خوانده مى شوند.
    مساءله 2 – حكومت اسلامى جزيه را از ساير فرقه هاى كفار يعنى مشركين مانند بت پرستان و ستاره پرستان و غير اينها نمى پذيرد، چه عرب و چه عجم ، چه اينكه خود را بصاحب كتابى مثل ابراهيم و داود و انبيائى ديگر منسوب كنند و چه نكنند، بنابراين از غير يهود و نصارى و مجوس غير از اسلام آوردن و يا كشته شدن پذيرفته نيست ، و همچنين از كسانيكه در اصل يكى از اين سه كيش را نداشته اند و جديدا يعنى بعد از نسخ شرايع سه گانه بوسيله اسلام به اين كيش ها در آمده اند جزيه پذيرفته نيست و كافر جربى شناخته مى شوند كه يا به اسلام در مى آيند يا كشته مى شوند، چه اينكه قبلا مشرك بوده باشند و چه از فرقه هاى باطل ديگر باشند.

    ( این یعنی کشتن همه هندیها و ژاپنی ها و چینی ها و…یعنی کشتن بیش از دو میلیارد نفر مجاز شمرده شده و باجگیری از تمام مسیحیان و یهودیان و زرتشتیان٬ یعنی اگر قدرتش را پیدا کنند حتماً انجام خواهند داد. این یعنی گفتگوی تمدنهای اسلامی!؟ و این در رساله همه آخوندها هست و هر روز در حوزه درس داده می شود).
    ( این احکام را نمی توا نند نفی کنند زیرا احکام واجب اسلام را نفی کرده اند و از اسلام خارج شده اند و اگر هم تایید کنند بر تروریسم در اسلام صحه گذاشته اند.)
    .«کورش فردوسی»

    پاسخحذف
  3. با فرض اینکه حرف شما درست باشه و ورقه بن نوفل استاد پیامبر بوده و ... .چرا آخرش این همه آدم حسابی به محمد(ص) ایمان آوردند رو ندیدی ، این یه قلم رو کردی پیراهن عثمان و واسه خودت نتیجه هم گرفتی که اون فهمید محمد یک شیاد و دروغگو هست واسه همینم مسلمون نشد؟ یعنی ما حق نداریم فکر کنیم که شاید خود ورقه بن نوفل حقه باز بوده و بعد تو ایمان نیاوردنش منافعی بوده که باعث شد ایمان نیاره؟
    و اما مطلب بعد - محض اطلاع عرض می کنم -در مطالعه تاریخ اسلام همین طوری یه کتاب رو باز نمی کنن بخونن
    هر چی اومد بگن اسلام همینه!راه و روش داره!شما رفتی تاریخ طبری(که از نظر ادبی شاید خوب باشه)و صحیح بخاری و .. که واقعاً استدلال به اونا از نظر دانشمندان علوم دینی شیعه نیاز به وجود قرائنی از کتب دیگه رو داره رو برداشتی تحویل ما میدی!که تازه اگر هم درست باشه درستی حرف شما رو تایید نمی کنه!
    شما خدا پیغمبر رو قبول نداری،نداشته باش!-بالاخره هم من که پیامبر و خاندان پاکش رو دوست دارم و هم شما که هیچ کدوم اینا رو قبول نداری،یه روزی میمیریم و میریم زیر گِل!اون موقع همه چی معلوم میشه! - حداقل سعی کن استدلالت اساس و بنیان داشته باشه.در استدلال اول باید ذهن از پیش فرض ها خالی بشه بعد راجع به هر موضوعی میشه درست فکر کرد.شما از اسلام و خدا و پیغمبر (به دلیل غیر قابل انکار وجود حکومت های مثلاً اسلامی خبیث و یا تروریست های مسلمان و ..)خوشت نمیآد، تو کتاب ها می گردی تا سوتی پیدا کنی به اعتقادات مسلمونای شناسنامه ای - یعنی اونهایی که اصلاً در رابطه با دینشون مطالعه نداشتن ضربه بزنی! اما اولاً -قبلاً هم برات نوشتم- هنر نمیکنی سوتی میگیری،چون مساله تاریخی و بالاخره ما اون موقع نبودیم تا خودمون مساله رو از نزدیک ببینیم و قضاوت کنیم و طبیعتاً خیلی مسایل غیر واقع هم ممکنه تو کتاب های تاریخی و حدیثی ما باشه که مطالعه گسترده از کتب همه مذاهب اسلامی و بررسی مستندات آنها و مقایسه اونها میتونه تا حدود زیادی ما رو به واقعیت نزدیک کنه.دوماً من داستان هایی رو که می نویسی بعضاً مطالعه کردم ،شما تا الآن هر چی بر علیه اسلام نوشتی( اونهایی که من خوندم) جواب مستدل و منطقی داشت! شما هر چی اونور بر علیه اسلام بنویسی ما اینور خیلی بیشتر و دقیقتر و غیر قابل انکارتر در حقانیت اسلام مینویسیم.
    خوبیِ کار شما اینه که حداقل ما تا الآنش فهمیدیم که بسیاری از شماها از نظر علمی چیزی تو چنته ندارین، فقط خوب فحش میدین!
    آزادی بیان هم حرفه!چه واسه آخوندا چه واسه شما! فردا امثال شما هم که این مملکت رو دست بگیرین،همین آشه ،همین کاسه!فقط جاها عوض میشه،الآن آخوندا پوست ما و شما رو –اگه دستشون برسه – میکنن،فردا ما پوست اونا(و ما) رو!بدبختی و عامل عقب موندگی ما هم همینه گُلم! نه اسلامِ بیچاره! چنان به اسلام گیر میدین که انگار اسلام گفته گردن هرچی دانشمند و متفکر رو بزنین!
    ما به آخوندا گیر میدیم میگیم چرا خیلی وقتا حرف بی منطق میزنن یا چرت و پرت میگن بیشتر آبروی اسلام و پیغمبر و علی رو بردن، الآن می بینم مبلغین و هادیان بصیرتِ بیدینی – شماها رو عرض میکنم – بدتر از اونا هستین!

    پاسخحذف
  4. آقای محترم و البته منحرف!
    اگه ورقة ابن نوفل مسلمان نشده که البته این ادعا که او مسلمان نشده هم اثبات نشده؛ باز هم مشکلی پیش نمیاد و خدشه ای به نبوت و رسالت و بعثت پیامبر(ص) اکرم وارد نمی شه.
    چرا؟
    چون که ورقة بن نوفل قبل از نزول آیه ای که فرمان به دعوت آشکار همه مردم می داد از دنیا رفته. در واقع اوایل بعثت؛ پیامبر موظف به دعوت اقوام نزدیک خود که همخون پیامبر بوده اند به اسلام بود و نه موظف و مأمور به دعوت همه مردم. بنا به فرض که ورقة بن نوفل مسلمان از دنیا نرفته باز هم می توان گفت که ایشان مورد دعوت آشکار و صریح قرار نگرفته است.
    با تشکر.

    پاسخحذف
  5. جناب اقای علیرضا من ارسال نظر شمارا خواندم بسیار.....زیبا نوشتید شیر مادرت حلالت باد باز هم از این مقاله ها بنویسید من خیلی روشن شدم از آلمان

    پاسخحذف
  6. ببینید یه سوالی که اینجا مطرح میشه اینکه مگه اصلا لازمه ی پیامبری محمد اسلام اوردن ورقه بود ؟
    به قول خودتون محمد در زمان جوانی اش با خیلی ها نشست و برخاست داشته ! این هم یکی از اون افراد بوده ! نه استاد محمد(ص) بوده و نه مشاور اعظم!
    به نظرم یکم بدبینی و بزرگ کردن مطالب مبهم تو دین که نیاز به تفکر عمیق ! ( فوق عمیق )داره رو کنار بگذارید و به حرمت آزادی بیان که فرمودید بگذارید در مورد مطالبتون آدما خودشون آزادی تفکر و قضاوت داشته باشند
    به قضاوت های ما جهت ندید
    فقط بگذارید ما قضاوت کنیم
    همین
    با تشکر
    تهران

    پاسخحذف
  7. جناب گمناميان چرا پاسخ عليرضا وناشناس راندادي؟اولا ورق بن نوفل قبل از تبليغ اسلام ودعوت پيامبر فوت كرد0ثانيا:درمذهب شيعه قاعده اي هست كه بصورت ضرب المثل درآمده وآنهم اين است كه:راوي سني بوده0يعني اعتباررواياتي كه توسط اهل تسنن نقل شده مخدوش است0همانطوركه اهل تسنن اعتياراحاديث شيعيان روقبول ندارند0ثالثا:كليه كتب تاريخي كه توسط مسلمين (چه شيعه وچه سني)به نگارش درآمده ازنظرعقلي وشرعي اعتبار نداره زيراقواعد حجيت حديث برهيچيك از آنهاقابل تطبيق نيست0پس شرافت انساني و وجدان علمي حكم ميكند ازاين ببعدخواهشا گيربني اسراييلي نده وازاين مزخرفات منتشرنكن0

    پاسخحذف
  8. یک-
    حدیث متواتر از محمد است که ورقه در بهشت است و اشاره مستقیم می کند که او مسلمان نشده است !
    پس ورقه مسلمان نشده از دنیا رفت.
    دو-
    چطور علی و خدیجه و ابوبکر و ... به محمد ایمان آوردند و مسلمان شدند ، اما ورقه نشد ؟!

    پاسخحذف
  9. جناب گمنامیان!اون حدیث متواتر-ببین عزیز،متواتر باشه -که میفرمایید کدومه؟متن عربی و فارسیش رو بی زحمت منتشر کن همراه با سند!محض هدایت ما این کار رو بکن!

    پاسخحذف
  10. عزیز جان ، تمام احادیثی که گذاشته ام ، با منبع است ، یکبار دیگر متن را بخوان

    پاسخحذف
  11. سیره ابن هشام اقتباس از سیره ابن اسحاق است . اصل سیره ابن اسحاق در دست نیست .
    نویسندگان صحیح بخاری و تاریخ طبری هر دو از اهل تسنن هستند.
    ابن حجر عسقلانی هم که سنی است.
    ابن عساکر هم همینطور و ...
    بنده خدا تو منابع تاریخی مورد استفادت بالای 90 درصد از اهل تسنن هست،بعد هنوز تعریف متواتر رو ندونسته با 4 ،5 تا منبع غیر موثق اونها رو متواتر و غیرقابل انکار میخونی. آخرشم فحش و بد بیراه رو به پیامبر و ائمه شیعه میدی؟!!
    عزیز من شما 100 درصد به وجود محمد-ص- و اهل بیتش معتقدی!چون اگه نبودی افتتاح سایتی برای بد وبیراه گفتن به کسانی که وجود نداشتن (بلانسبت شما)اوج حماقته! حالا که اعتقاد داری بودن،اگه همینطوری به هر دلیلی ازشون بدت میآد،خوب دیگه چرا دنبال دلیلی! فحش بده و بد وبیراه بگو!- مثله بعضی کامنت ها - ولی اگه اهل تحقیقی و با دلیل می خوای ثابت کنی که نه بابا این آدما یه عده شیاد و دروغگو بودن و اصولاً تو این 1400 سال این همه آدم که خام اینا شدن و الآن مردن و در عصر ما که بیش از یک میلیارد مسلمون هست و بیش از صد میلیون شیعه، همه بیشعور هستند و نمی فهمند، و باید اینا رو هدایت کنی ،میخوای دلیل بیاری ،قابل قبول و درست باشه(هم برای اهل سنت و هم اهل تشیع)!

    پاسخحذف
  12. ناشناس آخری !
    شما معتقدی صحیح بخاری و تاریخ طبری معتبر نیستند ؟!
    دی !
    کلی خندیدم

    پاسخحذف
  13. عزیز جان ،
    تاریخ طبری و صحیح مسلم و صحیح بخاری ، به همان شکلی به دست ما رسیده که قرآن رسیده است .
    یعنی نحوه انتقال این کتاب ها مثل هم بوده است، اگر تاریخ طبری بی اعتبار است، قران هم بی اعتبار محسوب می شود.

    پاسخحذف
  14. جک نگو عزیز من !اینی که گفتی خودشون - اهل تسنن - می گن نه تشیع! بعدش قرآن رو با صحیحین مقایسه میکنی که حدوداً 250 سال بعد تالیف شدن؟ قبل از اینا کتاب سلیم بن قیس تالیف شد به نام اسرار آل محمد(ص) که نویسنده اون شیعه هست،چرا از اون مدرک نمی دی؟تازه محقق حتی رو این کتاب هم بقول ما قسم حضرت عباس نمی تونه بخوره که هر چی نوشته درسته!
    تنها مرجعی که هیچ مسلمانی اعم از سنی وشیعه در اون شک و شبهه ای نداره قرآن هست که فهم تفسیر و تاویل آیات اون نیاز به تحقیق داره(در رابطه با لزوم مراجعه به کتب معتبر حدیثی برای فهم اون تو پستی که به لزوم تفسیر گیر داده بودی،نوشتم)
    محض اطلاع کتب صحیحین - البته این راجع به خیلی از کتب اهل تشیع هم مصداق داره - برای اهل تشیع سند قابل اعتمادی نیست و معمولاً در بحث های درون گروهی - یعنی بین سنی و شیعه - برای اثبات امامت علی (ع) به بعضی روایات اونا ،به جهت آوردن دلیل قابل قبول براشون ، استناد میکنن.
    سند می آری یه چیزی بیار ما(شیعیان) هم قبول داشته باشیم!!!
    بگذریم!!
    از شوخی در رفته من خیلی تو این وبلاگت چرخ زدم،خیلی هم کامنت گذاشتم،البته هیچ وقت هم توهین نکردم.ولی یه چیزایی رو هنوز نفهمیدم،اگه منو روشن کنی ممنون میشم.
    1.بالاخره در رابطه با دین اصل مشکلت کجاست؟ وجود خدا؟وجود پیغمبرا؟ وجود پیغمبر اسلام؟اولین وصی پیامبر اسلام؟ قرآن؟ تشیع؟ تسنن؟ طالبان؟وهابی ها؟ تروریست های مثلاً مسلمون؟ آخوندا؟ کدومشونه؟
    اینو از این جهت میپرسم که بدونم ،این همه وقت میذارم ثابت کنم به خدا پیامبر ما،علی و فاطمه و بچه هاشون اینطوری که تو اونا رو به تصویر میگشی نبودن ،طرف حسابم کیه؟ هی این شاخه اون شاخه می پره،آخرش ما نفهمیدیم لائیکه،سنیه،یهودیه،شیطان پرسته،آخه چیه؟
    2.چرا این همه دین و آیین که از قضا اون دین و آیین ها بسیار تاریخ ضعیفتر و نامعتبرتری از ما دارن،خیلی از بزرگان اونا هم هیچ خدمتی به بشریت نکردن، بشر پیشرفت و تکنولوژی خودش رو هم مدیون اونا نیست، حتی در برهه هایی از تاریخ پدر ملت رو هم درآوردن،چرا از بین همه اینا گیر دادی به قرآن،پیغمبر و مخصوصاً ائمه شیعه؟ چرا به تورات گیر نمیدی؟به زرتشتی ها؟به آتش پرستا؟گاو پرستا؟و ..
    خلاصه می خواهم بدونم دقیقاً هدفت از این بمباران عقیدتی که بر علیه اسلام و تشیع هست چیه؟
    در آخر واقعاً بهت تبریک میگم بابت این همه همت و تلاش! و بخصوص هوش بالای تو در کشف راه درست برای به خورد مردم دادنِ اطلاعاتِ غلط!واقعاًخیلی داری وقت میذاری این مطالب رو جمع آوری میکنی!
    راز موفقیت تو پشتکارت نیست،بلکه سَبکه مطلب نویسیته!گیر دادن به اسلام در زمانی که حاکمان ظلم و تروریست ها مدعیان اسلام هستن! در طول تاریخ همیشه زمانی که حکومتی مستبد بود جریانِ مخالف راحت تر می تونست حرف خودشو تو ذهن توده مردم فرو کنه،چون عوام همه اهل مطالعه و تحقیق نیستن! مطمئن هستم خود تو اگه زمان انقلاب بودی با همین روش و منش به نفع انقلابیون و اسلام و خمینی می نوشتی - البته نه تو سایت - و واسه مردم از بیدینی و خیانت شاه به اسلام و اعتقادات مردم می گفتی!

    پاسخحذف
  15. در پاسخ به ناشناسي که مي پرسه شما با چي مشکل داريد من با کسب اجازه از گمناميان به ايشان پاسخ مي دهم
    ما با حکم تکفير در اسلام مشکل داريم.
    البته اين حکم در اديان ديگر هم وجود دارد ولي آن اديان در کشور ما حکومت نمي کنند بنابراين اولويت با اسلام است.
    ما با کلمه بي ادبانه و توهين آميز کافر در قران مشکل داريم.
    ما با احکام حيواني که در مورد برخورد با کافران در قران آمده مشکل داريم:
    1 – بايد کشته شوند (ايه 123 سوره توبه)
    2 – با حقارت و ذلت جزيه بپردازند (سوره توبه آيه 29)
    3 – گردنشان بريده شود يا اسير شوند (سوره محمد آيه 4)
    4 – با آنها نبرد کنيد تا ديگر فتنه اي نباشد و همه به دين خدا درآيند(سوره انفال آيه 39)
    5 – دستگير شوند و به سختي کشته شوند (سوره احزاب آيه 61)
    6 – دست و پايشان برخلاف يکديگر بريده شود (سوره مائده آيه 33)
    7 – نجس هستند (يعني با شاش و گوه برابر هستند) (سوره توبه آيه 28)
    8 – انگشتانشان را قطع کنيد و گردنهايشان را بزنيد (سوره انفال آيه 12)
    9 - ماه هاي حرام که به سر آمد مشرکان را هرجا که يافتيد به قتل برسانيد از هر سو در کمين آنها باشيد اگر توبه کردند و نماز بپا داشتند و زکات دادند از آنها دست بداريد(توبه آيه 5)

    ما با ترويج کثافت و خشونت و حيوانيت توسط قران مشکل داريم.

    پاسخحذف
  16. اول اینکه خود گمنامیان هنوز جواب منو نداد!ایشون بهتر منظور منو فهمیده!
    دوم اینکه جناب شیطان شناس صِرف ترجمه تحت اللفظی آیات قرآن یه مفهوم کلی دست آدم میآد که حتی ممکنه با آیات دیگه و یا با عملکرد خود آورنده اون هم متناقض باشه!
    مثلاً اگر حکم داده مشرکین و کافران را بکشید،گردنشون رو بزنید،دست و پاشون رو قطع کنید و ... چرا خود پیغمبر وقتی مردی یهودی که هر روز آشغال روی سر پیامبر میریخت،وقتی مریض شد پیغمبر به عیادتش رفت؟ در حالیکه هم یهودی بود - طبق فرمایش شما کافر - هم پیامبر رو اذیت کرده بود.
    چرا پیامبر زمانیکه مکه رو فتح کرد و اسلام رو در شبه جزیره عرب مستقر کرد،نه تنها برای ترویج اسلام به ایران و سایر کشورها حمله نکرد،بلکه وصیت به جنگ و خونریزی هم نکرد؟چرا علی(ع) که به حکومت رسید،نه تنها هیچ کسی از اهل ذمه رو نکشت،بلکه زمانی که سربازان یکی از کارگزارانش زیورآلات یک زن یهودی رو به زور ازش گرفته بودند،فرمود اگر مسلمانی از این غصه بمیرد،سزاوار است؟ و ...
    باید عرض کنم مشی کلی اسلام بر طبق قرآن،سنت پیامبر و ائمه ،جنگ و خونریزی نیست،بلکه منطق و استدلال و خوش خلقی هست.قرآن که اجازه بد وبیراه گفتن به آنچه مشرکان غیر از خدا میخوانند (انعام-108)رو نمیده و منطقش اینه که اگه این کار رو بکنید اونا هم متقابلاً به خدای شما فحش میدن،یا به پیغمبرش میگه که اگر تو خشک و سخت دل بودی مردم از دور و برت پراکنده می شدن،نمیشه همینطوری گفت اساس و منطقش بر روی جنگ و خونریزی هست.
    اما نکته اینجاست که قرآن دستور جهاد با کفار حربی رو داده با تمام لوازمش،یعنی مشی کلی مصالحه هست ولی اگه اونا جنگ رو شروع کردن و به قول امروزی ها با روش های دیپلماتیک مساله حل نشد،اون وقت دفاع یا به عبارتی جهاد از نظر اسلام واجبه.در جهاد هم که در واقع دفاع هست،عمل غیر انسانی مثل مُثله کردن و کشتن کسانی که در حال فرار هستن و بستن آب و ...ممنوعه.که شما اینو در جنگ هایی که پیامبر و علی کردند می بینین.
    البته مسلمونا در بسیاری موارد به دستورات پیامبر و علی گوش ندادند و سرخود عمل کردند که در این موارد اِشکال به افراد هست نه به اسلام.
    شما لازمه یه مقدار بیشتر تحقیق کنی،ذهنت رو خالی کن بعد تحقیق کن!شما با این دشمنی که داری نمی تونی به نتیجه درست برسی!چون در باورت اسلام مساوی کشتاره!
    در کشور ما هم که اینا حکومت می کنن،پدر و مادرای خودمون رفتن انقلاب کردن و چشم و گوش بسته به یکی اعتماد کردن! چوبش رو ما می خوریم. ولی حق ماست!چرا ؟ چون هنوز هم همونطوری فکر می کنیم!
    آزمون و خطا شیوه کار ماست! ببین ما به اسلام فحش میدیم،چون یه عده مسلمون به نام دین پدر ما رو درآوردن،نمیریم تطبیق کنیم ببینیم پیغمبر و علی هم همینطوری بودن؟ این همه تناقض در عملکرد حاکمان کشورمون رو نمیبینیم،فقط همونی که به ما القا شده رو هی تکرار میکنیم که هر چی بدبختی داریم از اسلامه!!مگه زمان شاه اسلام حاکم بود که مردم انقلاب کردن؟

    پاسخحذف
  17. وجود چنين آياتي در قران مجوز جنايت را به مسلمانان مي دهد و شواهد بسياري در تاريخ وجود دارد که پيغمبر و علي اين کار ها را مي کرده اند.
    البته اسلام پرستان همه آنها را رد مي کنند ولي وجود چنين آيات کثيفي در قران جاي تامل دارد.

    پاسخحذف
  18. جناب شیطان پرست منطقت ضعیفه!تو یا کامل قرآن رو نخوندی و جامع به اون نگاه نکردی یا مفهوم و معنی جنایت رو نمی دونی!من فقط با سه کلمه آخر حرفت موافقم."جای تامل داره" اگه خودت با این 3 تا کلمه موافقی پس تامل کن،تفکر کن،تحقیق بیشتر کن بعد بد بیراه بگو.

    پاسخحذف
  19. ((ناشناس گفت...
    اول اینکه خود گمنامیان هنوز جواب منو نداد!ایشون بهتر منظور منو فهمیده!
    دوم اینکه جناب شیطان شناس صِرف ترجمه تحت اللفظی آیات قرآن یه مفهوم کلی دست آدم میآد که حتی ممکنه با آیات دیگه و یا با عملکرد خود آورنده اون هم متناقض باشه!
    مثلاً اگر حکم داده مشرکین و کافران را بکشید،گردنشون رو بزنید،دست و پاشون رو قطع کنید و ... چرا خود پیغمبر وقتی مردی یهودی که هر روز آشغال روی سر پیامبر میریخت،وقتی مریض شد پیغمبر به عیادتش رفت؟))
    =============================================
    پاسخ:
    عزیز جان ،
    آنکه محمد به عیادت یهودی رفته ، مال زمانی بود که محمد در مکه بود، ارتشی نداشت، زوری نداشت، زیر فشار بود ، پیرو خیلی کم داشت و می خواست با این رفتارها ، پیرو جمع کند،
    زمانی در مدینه قدرت یافت، شخصیت شریر خودش را به نمایش گذاشت ، مثلا یک عرب بیچاره که شتر دخترش را رم داده بود، به وحشیانه ترین وجهی ترور کرد !!

    این چیزهایی که نوشتی ، با واقعیت نمی خواهد ، محمد سه قبیله یهودی ساکن مدینه را به وحشیانه ترین وجهی آزار داد ، زمانی که قدرت یافت ، قوم بنی قریضه را محاصره کرد، مردان را کشت، زنان و کودکان را نیز به عنوان برده فروخت ، همان شبی که پدر و بردار و شوهر صفیه را نیز کشته بود، به خود صفیه تجاوز کرد !!

    پاسخحذف
  20. شيطان پرست کسي است که سعي در پنهان کردن معني اين آيات کثيف و خشونت آميز دارد در حالي که 1400 سال، با توسل به اين آيات، دستور قتل دگرانديشان و تصاحب اموالشان را صادر کردند و مي کنند.

    پاسخحذف
  21. تو درست بشو نیستی! بی انصاف درسته عیادت پیامبر از یهودی مربوط به اویل دوران رسالته،عفو و گذشت پس از فتح مکه چی؟بخشش جنایتکاران جنگ احد چی؟عفو یهودیانی که در فتح خیبر تسلیم شدن چی؟ و بسیار موارد دیگه،همه مربوط به دوران قبل از هجرت به مدینه هست؟؟
    اون عرب بیچاره ای که گفتی هبار بن اسود بود و پیغمبر در فتح مکه خون او را هدر اعلان کرده بود، ولی پس از مدتی بر پیغمبر وارد شد و گفت: می خواستم به عجمها پناه ببرم، ولی فضل و بخشش تو را به یاد آوردم.اون تقاضای بخشش کرد و پیغمبر اونو بخشید.
    اون سه قبیله ای که گفتی سه طایفه بنی نضیر، بنی قریظه و بنی قینقاع بودن که با پیامبر در مدینه پیمان بسته بودن که به سود و زیان مسلمونا کاری نکنند ولی بارها عهد شکستن و دست آخر هم با قریش در جنگ احزاب متحد شدند و با مسلمونا جنگیدن.مضمون پیمان نامه هم این بود: یهودیان علیه پیامبر (ص) یا یکی از یارانش با زبان، دست، اسلحه، مرکب، نه در پنهانی و نه آشکارا، نه در شب و نه روز، نباید اقدامی انجام دهند و خداوند بر این پیمان گواه و کفیل است. پس اگر یهود این تعهدات را نادیده بگیرد، رسول خدا (ص) می تواند خون ایشان را بریزد، زن و فرزندانشان را اسیر کند و اموالشان را غنیمت بگیرد. آن گاه برای هر قبیله‌ای از یهودیان نسخه ای جداگانه تنظیم شد. مسئول پیمان بنی نضیر، حیی بن اخطب، مسئول پیمان بنی قریظه، کعب‌بن اسد و مسئول پیمان بنی قینقاع، مخیریق بود، که هر سه نفر پیمان‌نامه را امضا کردن
    بنابراین یهودیان - اگر این مسائل رخ داده باشد،چون بین مورخین در بیان حوادث بنی قریظف اختلافات جدی وجود داره - مسبب اون بودن نه پیامبر. ترحم بر پلنگ تیز دندان، ستمکاری بود بر گوسفندان!
    و اما در مورد صفیه طبق اسناد تاریخی پيامبر بعد از کشته شدن شوهر صفيه در جنگ خيبر و مسلمون شدن صفيه و تمام شدن عدّه وي با اون ازدواج کرد.
    اصلاً در بیان مسائل تاریخی صادق نیستی!

    پاسخحذف
  22. امروز اولین باریه که وبلاگ شما رو باز کردم و کامنتهای مختلف رو خوندم . جالبه یک عده می خوان وجود خداوند رو منکر شده و عده ای دیگه می خوان اون رو اثبات کنند اما حرف من اینه چرا ما به عقاید هم گیر می دیم ؟توی این دنیا یک عده هستند که عقاید مذهبی دارند و یک عده ای ندارند قرار نیست همه شبیه به هم فکر کنند و همه ارزشهای همدیگر رو قبول داشته باشند به نظر من اگر به دین با این دید که یک قانونه که قراره زندگی ما رو بهتر کنه ، بین انسانها عطوفت و برابری و محبت و صلح بوجود بیاره اصلا چیزی رو از دست ندادیم حتی اگر مردیم و دیدیم آخرتی هست و خدایی و اگر همه مردیم و هیچ خبری نبود باز هم چیزی رو از دست ندادیم چون همه ما محبت رو دوست داریم ، خوبی ، فداکاری و انسان دوستی رو پس کاش به جای اینکه عقاید مذهبیمون رو با سیاست قاطی کنیم و اونها رو کثیف کنیم بهتره در چهارچوب اخلاقیات اون رو نگه داریم تا پاک و تطهیر بمونن و پیشنهاد می دهم شما هم با هر عقیده ای که دارید به جای زیر سوال بردن ادیان مختلف که قطعا میلیون ها انسان طرفدار اونها هستند و هر کسی از ظن خودش با اونها همراه شده به مسائل جالبتر و مهمتری بپردازید حتی اگر می خواهید با حکومت ایران مبارزه کنید از موضوعاتی دیگه استفاده کنید چون همه مایی که این حکومت رو قبول نداریم خوب می دونیم که دین فقط یک دستاویز برای فریب دادن عامه مردمه بهتره روی این مسئله کار کنید نه اینکه کلا عقاید مردم ایران رو زیر سوال ببرید اینطوری تعداد بیشتری با شما همراه می شوند چون خود شخص من اعتقاد به خداوند و اخلاقیات رو ترجیح می دهم تا اینکه به جائی وصل نباشیم من بی اعتقادی رو تجربه کردم و خوب می دونم آدم احساس می کنه بین زمین و آسمون معلقه و به هیچ چیز و هیچ جائی تعلق نداره اعتقاد به خدا حتی اگر به قول شما خدای هم وجود نداشته باشه به انسان آرامش می ده و واحساس می کنی یک کسی همیشه حمایتت می کنه . ممنون

    پاسخحذف
  23. این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.

    پاسخحذف
  24. حالا بالاخره این ورقه پسر خاله بوده یا
    پسر عمو

    پاسخحذف
  25. اگر محمد دروغگو بود نمی تونست نهضتی رو راه بندازه که 1400 ساله ادامه داره و هرروزه به پیرو وانش افزوده میشه...محمد بر قلبها حکومت میکرد و هنوز هم میکنه...تو و امثال تو هیچوقت ..به جرات میگم هیچوقت نمیتونید محبت محمد را از دل پیروانش جدا کنید...بنابراین در آتش خشم و نفرتتون بسوزید:-))))

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. چنگیز خان مغول هم نهضت گنده راه انداخت، نصف دنیا را گرفت!!

      استالین و لنین و کمونیست ها نیز به هکذا....!!!

      این نوشته را بخوانید:
      اسلام چرا و چگونه پیشرفت کرده و یک میلیارد پیرو دارد؟علت رشد سرطان گونه اسلام چه بوده است؟


      http://gomnamian.blogspot.co.uk/2010/08/blog-post_8276.html

      حذف
  26. باسلام حاظر به مناظره در فضای تلگرام هستی؟ من مدافع اسلام شما هم منتقد.
    هستید یا نه؟

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.