چهارشنبه، خرداد ۱۸، ۱۳۹۰

چه شد که مردم ایران تن به رژیم ولایت فقیه دادند؟ / چگونه دکتر علی شریعتی پایه و اساس رژیم ولایت فقیه را بنا نهاده است؟


در زمان شاه ، شرایط مساعدی فراهم شد تا نطفه نا میمون رژیم اسلامی ، شکل گیرد.

از طرفی به دلیل خوی و منش دیکتاتوری محمد رضا شاه پهلوی نقش اساسی بازی کرد، او به جای توسل جستن به دمکراسی برای مقابله با خطر کمونیسم، به مذهب و آخوند ها متوسل شد، در اواخر دوران سلطنت او ، مبالغ کلانی خرج ساخت مساجد جدید شد و سیل پول بود که به طرف حوزه های علمیه سرازیر می شد.
بر عکس پدرش که از سر مبارزه با دین درآمده بود، او خود به دامن دین پناه برد و متاسفانه  اسلام و آخوند ، به مانند سرطان ، آنچنان رشد کردند که او را نیز بلعیدند.

در این میان ، نقش دکتر علی شریعتی، بسیار بسیار مهم و اثرگذار بوده است، ولی متاسفانه هنوز برای نسل جوان شناخته نشده است.

شریعتی یکی از مهمترین تئورسین های رژیم اسلامی بوده که متاسفانه با تسلطی که به ادبیات داشت و اتکا به مدرک دانشگاه سوربن فرانسه اش، موفق شد جایگاه اجتماعی خوبی در بین جوانان قبل از انقلاب بیابد.

متاسفانه به دلیل سیاست های غلط شاه و عدم وجود آزادی بیان، افکار شریعتی و خمینی در جامعه نقد نشد و کشور ما به جای رسیدن به دموکراسی، گرفتار غول بیابانی به نام ولایت فقیه شد.

شریعتی چون نمی توانست تمام پلیدی و زشتی اسلام را بپوشاند، اسلام را به دو بخش صفوی و علوی تقسیم کرد و هر جا اعمال زشت اسلام را می دید و توجیهی برای آن نمی یافت، می گفت این مال اسلام صفوی است. به این روش، تمام پلیدی های اسلام را به اسلام صفوی منتصب کرد.

در اینجا از باب یادآوری ، بخش هایی از سخنرانی علی شریعتی را تاریخ  هشتم آبان 1350 به اختصار می آورم و کلمات قرمز ، به شما نشان می دهد که چگونه مجلس خبرگان و ولایت فقیه ، دقیقا بر اساس افکار شریعتی شکل گرفت.

ذکر این نکته خالی از لطف نیست که آخوند جماعت با دموکراسی هیچ آشنایی نداشتند و اگر ادعای حکومت اسلام و آخوندها را می کردند ، شاید موفق به جلب حمایت مردم نمی شدند، اما شریعتی با شکل دهی ساختار حکومتی جدید و اسلامی و پوشاندن قبای دموکراسی به آن ، موفق شد که آخوند ها را بر پشت مردم ایران سوار کند.


به دیگر عبارت، شریعتی موفق شد پوششی از دموکراسی تقلبی با کمک این احادیث زیر بر قامت نازیبای اسلام بپوشاند و رژیمی خونخوار را به مردم ایران هدیه کند. ترکیب کلمه جمهوری اسلامی (حاکمیت مردم +حاکمیت اسلام) ، حیله گری شریعتی بود و لاغیر!


نوشته دیگر: 


/----------/روشنفکر دینی وجود خارجی ندارد، چیزی که وجود دارد ماله کش دینی است/همانقدری که مجلس رژیم نماینده مردم است، روشفکران دینی هم روشفنکر هستند...!


لینک این مطلب در بالاترین----------آزادگی -----------فرندفید

و اما سخنرانی شریعتی : (لینک منبع : +):

"  اما دو دوره غیبت داشته است: اول، غیبت صغرا (کوچک) که در این دوره چهار «باب» یا «نایب خاص» – که اختصاصاً خودش تعیین کرده- واسطه میان او و شیعیان بوده اند. 
دوم پس از این دوره و پس از مرگ چهار نایب خاص، دوره «غیبت صغرا» (که مدتش عمر یک نسل است) تمام شده و «غیبت کبرا» (بزرگ) فرا رسیده است که اکنون، در این دوره هستیم.
در این دوره دیگر «باب» یعنی واسطه ورود و تماس، یا «نایب خاص» – یعنی نماینده ویژه یا کسی که به جای امام کار می کند و با مردم تماس دارد و به دست امام منصوب شده – وجود ندارد و تنها راه تماس مردم، با او که رهبر است و زنده و حاضر «نایب عام» است. ]این همان ولایت فقیه است[
این نایب عام را چه کسی انتخاب می کند؟ بر خلاف آن چهار تن که امام آنها را شخصاً نصب کرده، اینان را مردم با کمک «اهل خُبره» انتخاب می کنند؟ چگونه انتخاب می کنند؟]این همان مجلس خبرگان رهبری  است[
.....
با آغاز دوران غیبت بزرگ و خاتمه کار نواب انتصابی -که امام به وسیله آنها، در نهان، بر مردم خویش حکم می ران، مردم، از طریق این باب های تعیین شده، با شخص رهبر تماس داشتند و وظیفه اجتماعی خود را از او کسب می کردند و حقیقت اعتقادی مذهب خویش را از او می پرسیدند - رابطه قطع می شود و مسئولیت امام به مردم واگذار می شود و دوران انتصاب پایان می گیرد و عصر «انتخاب» فرا می رسد. 
«
توقیع»، (فرمان) مشهور امام –که پیش از ورود به دوران «غیبت بزرگ» صادر شده است- نظام ویژه ای را که جانشین نظام «امامت» می شود به این گونه اعلام می دارد: اما الحوادث الواقعه، فارجعوا فیها الی رواة احادیثنا، فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله علیهم. ( اما درباره پدیده ها و رویدادهایی که در مسیر زمان و در طی تحولات و تغییرات اجتماعی، وقوع می یابد، به روایان سخن ما -دانشمندان ومتفکرانی که به سخنان ما هم، دانایند و هم آشنا- رجوع کنید که آنان حجت منند بر شما و من جحت خدایم بر ایشان). 
اما اینها چه کسانی اند؟ و چگونه و چرا انتخاب می شوند؟
ضوابط و شرایط انتخاب آنان را امام صادق برای توده مردم اعلام کرده است: امّا، من کان من الفقها صائناً لنفسه، حافظاً لدینه، مخالفاً لهواه، مطیعاً لامرمولاه، فللعوام ان یقلدوه. (اما از دین شناسان، آنکه نگه دار خویشتنش بود، نگهبان ایمانش، مخالف هوسش، فرمانبردار خدا و مطیع امر مولایش، برتوده مردم است که تقلیدش کنند. ) و این هم طبیعی است و هم منطقی و هم ضروری. 
..........
بنابراین می بینیم که در این دوره غیبت کبرا، یک نظام انتخاباتی خاص به وجود می آید و آن یک انتخابات دموکراتیک است برای رهبر، اما یک دموکراسی آزاد نیست، گرچه این انتخاب شونده به وسیله «مردم» انتخاب می شود، اما در برابر «امام» مسئول است و در برابر مردم نیز. بر خلاف دموکراسی که منتخب به وسیله «مردم»، فقط در برابر خود مردم که انتخاب کنندگان و موکلین او هستند، مسئول است. 
این است که مردم نایب عام را خودشان، با تشخیص و آرای خودشان، بر اساس این ضوابط انتخاب کرده و رهبری او را می پذیرند، و او را جانشین امام تلقی می کنند، و این جانشین امام در برابر امام و مکتب او مسئول است یعنی بر خلاف نماینده ای که با نظام دموکراتیک انتخاب شده، مسئول این نیست که ایده ها و ایده آل ها و نیازهای مردمی که او را انتخاب کرده اند بر آورده کند، بلکه مسئول است که مردم را بر اساس قانون و مکتبی که امام رهبر و هدایت کننده آن مکتب است هدایت کند و آنها را بر اساس این مکتب تغییر و پرورش دهد. 

البته این انتخاب که یک «انتخاب مقیدی» است، به این معنی نیست که همه مردم بیایند رأی بدهند و هر کس آرایش بیشتر بود، به جانشینی امام منتخب شود و در مسند نیابت امام قرار گیرد، بلکه چون این فرد یک شخصیت اجتماعی است و در عین حال یک شخصیت علمی، بنابراین توده ناآشنا با علم، خود به خود شایستگی انتخاب او را ندارند و عقل حکم می کند کسانی که آگاهی و علم دارند و می دانند که عالم ترین و متخصص ترین و آشناترین فرد به این مکتب کیست، یعنی «عالِم شناسان» به این انتخاب مبادرت ورزند. و مردم هم که خود به خود با فضلا و روحانیان و علمای مذهب خودشان تماس و به آنها اعتماد دارند و از آنها پیروی می کنند، طبعاً رأی آنها را برای انتخاب نایب امام می پذیرند و این یک انتخاب طبیعی است، همان طور که درباره متخصصان دیگر این کار را می کنیم، مثلاً من که بیماری قلب دارم و شخصاً هیچ گونه آگاهی طبی ندارم، بزرگ ترین متخصص قلب را خودم انتخاب نمی کنم و معمولاً از دانشجویان پزشکی، اطبا، داروسازان و یا کسانی که آگاهی به این مسایل دارند استخبار می نمایم که بهترین متخصص قلب کیست و بنا بر اعتقادی که به ایشان دارم، رأی ایشان را به عنوان رأی خودم می پذیرم، یک نوع انتخابات دو درجه ای طبیعی. 

این امام، در دوره غیبت، مسئولیت هدایت خلق و پیروانش را بر عهده علمای روشن و پاک و آگاهان بر مذهب خود می گذارد تا ظهورش فرا رسد و آن هنگامی است که رژیم های حاکم و نظام های اجتماعی در سراسر زندگی انسان ها به خصیض فساد رسیده باشد. 

۲۳ نظر:

  1. جالب بود. شوربختانه بسیاری تنها برخی‌ جملات زیبای شریعتی‌ را تکرار می‌ کنند و از اندیشهٔ ایشان بی‌ خبرند! شاید هم با خبرند ولی‌ ترجیح می‌ دهند که در مورد آن نیاندیشند...جلبه به شکلی‌ “دکتر دکتر” می‌ گویند که انگار تنها ایشان دکترا داشته! نکتهٔ دیگر سستی شاه فقید در برخورد با چنان اندیشه های ضد ایرانی‌ و فریبنده بود که به امثال شریعتی‌ جولان داد

    پاسخحذف
  2. گمنامیان عزیز، سخن بجا گفتی و اندیشه های چپ زده شریعتی که باعث التقاط بیشتر بدی های چپ ها و بیشتر بدی های اسلامیست ها شد خوراک فکری اسلام سیاسی رو در خارج از جو بسته حوزه ( چه روشنفکر و چه مردم عادی) و حتی قشر نوگرای حوزه ایجاد کرد.
    اما از انصاف نیز نباید بگذریم که نقدهای بسیار بنیادی بر دستگاه روحانیت شیعه ایجاد کرد و با ارائه شیعه علوی-شیعه صفوی تقریبا اثبات کرد که دستگاه روحانیت ( که مشکل ایران دستگاه روحانیت و طبقه ویژه خوار روحانیت است نه خود اسلام به عنوان دین همانگونه که دیگر ادیان هم می توانند وجود داشته باشند.) با برآمدن صفویه ایجاد شد و تمامی تلاش و آبروی خود رو هزینه مبارزه با طبقه منحط روحانیت انجام داد.

    امروز وظیفه نسل ما این استه که هر چیزی رو تکرار می کنم هر چیزی را در زمان و مکان خودش تحلیل کنیم و بدون تعصب راه آینده ایران عزیز رو پیدا کنیم (که به نظر من یک دولت سکولار-ملی می تواند جواب خوبی برای آینده ایران باشد.)

    پاسخحذف
  3. خفه شین شما چقدر از دکتر شریعتی م یدونید برین یقه ی پدراتون بگیرین که رفتن تو خیاباون هیچ وقت شریعتی گفت کاری کنید اون گفت فکر کنین دیگه حالا همه رو ول کردی چسبیدی به شریعتی اینها هم همشون همون گهن فقط منتظر یک فرصتن مارو بچاپن
    لعنت به همتون اسمشو گذاشتین جنبش سبز تو اگه خایه داشتی می رفتی توخیابون نه زیر کولر پشت کامپیوتر عکس این وکیل ارزشمند رو هم بردار این گه خوریا به تو نیومده
    که از ایشون دفاع کنی

    پاسخحذف
  4. دوستان ملت ایران تاوان تاریک فکرانی همچون علی شریعتی را میدهد.علی شریعتی حتی نتوانست دکترای دولتی را از دانشگاه سوربن بگیرد در این مورد مراجعه کنید به گاهنامه حافظ و چرا؟وی در ایام اقامت در پاریس با تروریستهای الجزایری حشر و نشر داشت و سواد اندک وی از اسلام مدعی فقط به مدد سخنوری وی از ایام روزه خانه پدری و معلمی مدرسه پوشانده میشد.در حالی که در همان ایام مردانی چون وزیر بهداری وقت نفرات اول برد تخصصی پزشکی فرانسه بودند.افسوس که پاریس بسیار رونده داشته است اما از این میان کسانی چون پول پوت نیز از دانشگاههای ان سر بر اوردهاند.شریعتی کم سواد عوام زدهای بود که اگرچه در غرب زیست اما هرگز به جوهره غرب که تفکر و اندیشه و احترام به فردیت بود نرسید وامروز دخترش با همان بضاعت در دانشگاههای ایران استخدام و مدعی است!

    پاسخحذف
  5. البته شریعتی هم دیگر زنده نیست تا از خودش دفاع کند و هر چه نوشته است برای دوران خودش بوده و برای مردمش نوشته است چه بسااگر اکنون حاضر می بود حرف های تازه ای برای گفتن داشت

    پاسخحذف
  6. - در حال حاضر مشکله ما شریعتی‌ نیست که دارید آدرس غلط می‌دهید ۲- هر کسی‌ را باید در ظرف زمانی‌ مکانی که طرف بود ه بسنجید۳-دیدن یک قسمت از فیلم و حکم در باره تمام آن دادن کاملا بی‌ انصافی است خوب بود از کتابهای مانند مذهب علیه مذهب،پدر مادر ما متهمیم و....بسیاری از اثر دیگر ایشان هم میا واردید تا ببینید اندیشهٔ وی چقدر با عمل آخوندای حکم فرق میکرد۴-بجز آخوندای فاشیست یک طیف هست که بیشترین ضربه از شریعتی‌ خورد و آن چپیها هستند چه را که وی در زمانی‌ که بازار روشنفکری دست آنها بود آن‌ها را با کشاندن نسل جوان به خود خلع سلاح کرد۵-من طرفدار وی نیستم و نمیخواهم وی را منزه از خطا کنم ولی‌ وی مانند بسیاری که در حال حاضر انیشهٔ دیگری متفاوت با گذشته‌هایشان دارن اگر زنده بود قطعاً جور دیگری فکر میکرد

    پاسخحذف
  7. مشکل شریعتی این بود که افکار او زاده خیالی بود که در یک جامعه و خانواده سنتی مذهبی شیعی اثنی عشری شکل گرفته بود به همین جهت با قلم توانایی که داشت ناخواسته به تبلیغ موهومات پرداخت موهوماتی چون فاطمه،ابوذر،علی و... که تاریخ در این موارد یا خاموش است و سندی ندارد و صحبتی نکرده یا موضوع وارونه بوده است. لکن تعصبات که همچون مویرگها ریشه در تمام کالبدانسان دارد و نقطه شروع آن تربیت خانوادگی و اجتماعی است همچون نقابی سیاه بر روی چشمان انسان کشیده می شود و شخص را نابینا می سازد
    شریعتی انسان بدی نبود که خوب هم بود چرا که صادق بود او در دهه پنجاه به عنوان یک تحصیلکرده فرنگ رفته با ریشه خانوادگی مذهبی سنتی آنچنان می اندیشید که همه می دانیم اما کسی چه می داند شاید اگرهرکدام از ما از جوانان ان دهه بودیم با شرایط خاص ایران آنروز (جامعه ای که اکثریت ان در روستاها می زیست ،روحانی مذهبی صاحب و حاکم مال ناموس دنیا و پس از مرگ بود و... و جدالی که در شهرها بین سنت و مدرنیته ایجاد شده بود) شاید یکی از مریدان او بودیم یا اگر می توانستیم ارزو می کردیم یک شریعتی بشویم
    به هرحال تقصیر ها نه به دوش شزیعتی است نه بر دوش ما. این مسیر توسعه اجتماعی است راهی است واحد و دومی که ندارد میانبری هم ندارد. تک تک افراد جامعه باید پس از عبور از مراحل توسعه فردی به توسعه اجتماعی بپردارند در غیر این صورت نتیجه همان است که می بینیم فراموش نکنیم که ورورد به مرحله توسعه اجتماعی با مردمانی(دهقان یا شبه دهقان) که هنوز در غم نان هستند شدنی نیست.

    پاسخحذف
  8. مغلطه ها و دروغگويي ها و تحريف تاريخ علي شريعتي.
    افشاگري بهرام مشيري در مورد علي شريعتي که به خودش اجازه مي داد تاريخ را آنگونه که آخوندها مي پسنديدند جلوه دهد:
    بخش اول:
    http://www.derafsh-kaviyani.com/gallery/maghlate_haie_shariati1.wmv
    بخش دوم:
    http://www.derafsh-kaviyani.com/gallery/maghlate_haie_shariati2.wmv

    پاسخحذف
  9. شوربختانه هنوز هستند جوانانی از میهنم(بویژه دانشجویان) که دلزده از کژی های آخوندها هستند و هم چنان سودای دینداری از گونه تازی (اسلامی) آن را در سر می پرورانند، با این نگاه که شریعتی با آخوند میانه خوبی ندشته است، پیرو اندیشه های وی هستند و کتابهایش را با شور می خوانند و به دیده پرسش گرانه بر اندیشه هایش نمی نگرند. و باید این راستی را بازگویم که من خود نیز روزگاری به خواندن این نوشتارها و سخنرانی ها دلبسته بوده ام. اما سپاس ایزد را که خرد به یاریم آمد و با ژرف شدن در اندیشه ها به گمانم راه راستی را یافته ام. امید که هم میهنانم به راه راستین باز گردند.

    پاسخحذف
  10. شریعتی یکی از کثیف ترین مسلمانان معاصر میباشد.

    بهترین راه برای شناخت شخصیت او خواندن کتاب زنش (شریعت رضوی) در مورد اوست.
    او می نویسد شریعتی دکتری جامعه شناسی نداشت و فقط فوق لیسانس ادبیات فارسی یا تاریخ را با تز در مورد یک شاعر ایرانی قرن حدود ششم در دانشگاه سوربن فرانسه با حداقل نمره پاس کرد. با بورس دولت ایران.
    او در تولد فرزندانش بدلایل واهی نبود و فرزندانش هیچگاه مهر پدری را احساس نکردند.
    بعد از خواندن کتاب شما هیچگاه آرزو نخواهید کرد که زندگی سگی همچون شریعتی داشته باشید.
    احتمالا این کتاب باید روی اینترنت باشد. من یک شب تا صبح آنرا خواندم.

    پاسخحذف
  11. شاشیدم تو قبرش پدار سگ حرومزاده مار خوش خط و خال

    پاسخحذف
  12. شریعتی یک شارلتان ابله مسلمان بود و شاه با فهم ابلهانه اش به او و طرفدارانش اجازه داد صحنه را برای وقوع بزرگترین فاجعه ملی تاریخ ایران،انقلاب اسلامی،آماده کند.درآنروزهای حسینه ارشاد کسی از طرفداران شریعتی نقد او را تحمل نمی کرد و شد آنچه نباید میشد و حالا ایران با غول تشیع و اسلام خونخوار روبروست و بزیر کشیدن این حکومت کار آسانی نیست.

    پاسخحذف
  13. شریف ترین دلها دلی است که اندیشه ی آزار کسان در آن نباشد...میترا

    پاسخحذف
  14. کسی که علی تنهاست و فاطمه فاطمه است رو بنویسه شعورش در حد ن خمینیه

    پاسخحذف
  15. I never heard any of his speech; NEVER read a book of him, but I know you MOTHER FUCKER that try to belittle every one with your fucking dirty mentality... BASTARD! He has died more than 30 years ago, and you son of a bitch do not respect a dead..HE WAS NEVER in favor of mullas, and all mullas including khomeini hate him...now go FUCK YOUR OWN MOM AND SISTER YOU DIRTY PIG.

    پاسخحذف
  16. just for the sake of "freedom of speech", fuck you,"22ze", and "sashtiyani".. all you mother fuckers are just decieving people.. GO TO HELL..you mother fucker do not even dare to write with your fucking real name, and you talk about people who has REAL identity.

    پاسخحذف
  17. شاید بتوان با اندیشه در نظرات حامیان به اصطلاح دکتر شریعتی در این صفحه تاثیر نوشته های وی را دریافت.

    پاسخحذف
  18. با صحبت های شما راجع به شریعتی موافقم. اما در مورد مدرک دانشگاه سوربن، نه دکترای جامعه شناسی بلکه دکترای حاجیولوژی با حداقل نمره آن هم پس از کلی رفت و برگشت و خواهش و تمنا.
    شریعتی متوهم و عاشق دیده شدن بود و از هر فرصت و روزنه ای هم برای این مقصود بهره می برد.
    زمانی که چپی ها محبوب بودند با آنها دست همکاری داد و زمانی که اوضاع خطرناک شد همه را به تشری فروخت.
    کسی که از شریعتی دفاع می کند یا بدتر، از عقاید او پیروی می کند، از نظر من نه تنها جاهل و بی سواد است بلکه حتی کتابهای این عفریت را هم درست نخوانده.
    در ضمن حضور آن دوست بی ادب عرض کنم که زنده و مرده بودن شریعتی هیچ ربطی به جایز بودن یا نبودن نقد افکار پلیدش ندارد.

    پاسخحذف
  19. شاهکاری از دودوزه :
    مارگزیده‌هایی از سخنان دکتر شنیعتی
    http://www.dodoozeh.blogspot.ca/2012/07/blog-post_21.html

    پاسخحذف
  20. با سلام،

    ممنون از مطلبتون. به یاد دارم که مطلبی از شریعتی میخوندم مبنی بر اینکه امام هیچ سندی بر وجود امام ۱۲ ام وجود نداره. حالا نمیدونم این برداشت ایشون قبل از این مطالب بوده یا بعدش.

    و این رو هم به وضوح در خاطر هاست که شریعتی همیشه از اسلام بدون روحانیت (ملا ) سخن میگفته.

    الان منابع این گفتها در ذهنم نیست، والی فکر میکنم خیلی ساخت نباشه پیدا کردنش.

    با تشکر،
    آفرید.

    پاسخحذف
  21. درود.بر.گمنامیان..یکی.از.بنیانگزاران.رژیم.اخوندی.علی.شریعتی.بود.که.بخش.بزرگی.از.سیاه.روزیهای..امروز.جامعه.به.گردن.اومیباشد.من.ایرانی.ام.انهم.درعصر.اتم.و.رفتن.انسان.به.فضا.فعلا.اینترنت.را.کنار.میگذاریم.انوقت.ان.ادمک.برای.زندگی.این.عصر.من.حکومت.عدل.علی.را.پیشنهاد.میکرد.و.هیچ.کس.نمیپرسد.این.شخص.که.باصطلاح.مخالف.رژیم.انزمان.بود.و.باصطلاح.مدتها.بخاطر.همان.کتابهای.بی.محتوایش.در.زندان.بود.به.کجا.وصل.بود.که.ناگهان.سر.ازحسینیه.ارشاد.دراورد.و.جوانان.راشستشوی.مغزی.میداد.؟چه.کسی.وبرای.چه.منظوری.اجازه.داد.شریعتی.ازادانه.اززندان.با.فکل.کراواتش.به.حسینیه.ارشاد.برود.؟وپایه.های.حکومت.خمینی.رابریزد.؟.چراطرفدارانش.این.موضوع.را.پاسخ.نمیدهند.؟.به.چه.دلیلی.سیستم.امنیتی.ان.زمان.یک.مخالف.را.ناگهان.اجازه.داد.مدتها.جوانان.را.به.حسینیه.ارشاد.بکشاندو.برعلیه.رژیم.شاه.تبلیغ.نماید؟..

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.