یکشنبه، اردیبهشت ۱۱، ۱۳۹۰

و باز نیز مجاهدین خلق / فرق یک گروه تروریستی و دیکتاتور ماب با یک حزب سیاسی دمکرات چیست ؟


-         یک-  مهمترین تفاوت یک حزب سیاسی و یک گروه تروریستی در این است که حزب سیاسی برای رسیدن به قدرت حاضر است به تصمیم مردم گردن نهد و اگر اکثریت مردم ، آنها را انتخاب نکردند، به نظر اکثریت گردن می نهد.اما یک گروه تروریستی دمکرات ماب، حاضر به گردن نهادن به نظر اکثریت مردم نیست و برای رسیدن به قدرت، حاضر به دست یازیدن به هر جنایتی است.


-         دو- در یک حزب سیاسی دمکرات، هر گونه نقد اعضا و مدیران حزب آزاد است و اعضا مختار هستند که هر زمانی از حزب جدا شوند و هیچ خطری جان آنها را تهدید نخواهد کرد. اما در یک گروه تروریستی ، اگر یکی از اعضا حزب بخواهد از گروه جدا شود، با خطر شکنجه و زندان و کشته شدن، روبرو خواهد شد.

-         سه- در یک حزب سیاسی ، رهبر حزب در حکم خدا نیست و اعضا می توانند آنرا عوض کنند ، اما در یک گروه تروریستی ، همه چیز به رهبر آن گروه ختم می شود.

-         چهار- یک حزب سیاسی ، برای رسیدن به قدرت حاضر نخواهد بود به کشور خودش خیانت کند و زمانی که دیکتاتور همسایه به کشور حمله کرد، در نقش دستمال به دست آن دیکتاتور (مثلا صدام!) ؛ به کشتن برداران و خواهران هموطن خود بپردازد. اما یک گروه  تروریستی ، براحتی تن به چنین خفتی می دهد.

-         پنج- در یک حزب سیاسی ، اعضا آن حزب به اطلاعات آزاد دسترسی دارند و می توانند به صورت کاملا آزادانه ای ، تصمیم بگیرند که آیا می خواهند به همکاری خود با حزب ادامه دهند یا نه ، اما در یک گروه تروریستی ، اجازه دسترسی اعضا به اطلاعات از آنها سلب می شود و فقط با شستشوی مغزی و فشارهای روانی آنها را مجبور به ادامه همکاری می کنند.
این چند تفاوت عمده حزب سیاسی و گروه تروریستی است.

لینک این مطلب در سایت بالاترین---------آزادگی -----ریشه ها -----فرند فید

مطلب مشابه قبلی




۸ نظر:

  1. درود بر استاد بادکوبه ای درود
    *****************************
    تازی برو گمشو
    تازی برو گمشو
    تازی برو گمشو

    بلی ما نژاد پرستیم٬ ما نژاد پرستیم
    وقتی که شاعر حماسی ما٬ فردوسی ما را در وطنمان زندانی می کنند.
    تا همه تازی ها و تازیون را نابود نکنیم یک لحظه و یک روز آرام نخواهیم نشست.
    تا الله پلید تر از شیطانتان را نابود نکنیم یک لحظه و یک روز آرام نخواهیم نشست.
    ای پلیدان و ای وقیحان هر چه می خواهید بکنید بزودی نه تنها شما بلکه دین و الله پلیدتان نابود است.
    نابود شوید با آن دشداشه ها و آن عمامه ها وعباهای مسخره تان٬ کثیف تر خوکهای کثیف.

    پاسخحذف
  2. kamyiran کمتر از ۱ دقیقه قبل گفت:
    تروریستهای رجوی به کامنت بالای من منفی دادند و شاید مخفی بشه بنابراین یک بار دیگه اینجا سوالهای ساده را میپرسم و اونایی که اظهار فضل میکنن و میگن این یک سازمان سیاسیه سخت در اشتباهند چرا که این سازمان یک باند بنیادگرای تروریستی هستش!
    1:آيا تو کمپ اشرف حجاب اجبارى است؟
    ۲ـآيا تو کمپ قوانين اسلامى اجبارى است مثلا مشروب الکلى آزاد است
    ۳ـ آيا گذاشتن سبيل براى مردان اجبارى است يا مانند ريش بسيجى ها داراى فضيلت خاصى است؟
    ۴ـآيا تو کمپ تلفن همراه اينترنت و ماهواره وجود دارد و آزاد است؟
    ۵ـآيا ازدواج ازاد است
    ۶ـ آيا مخالفان رجوى ها اجازه تجمع اعتراضى دارند؟
    شايان ذکر است اين سوالاتيست که بدون توجه به تبليغات ضد مجاهدينى رژيم و فقط با تماشاى تلوزيون سيماى آزادى براى من پيش آمده

    پاسخحذف
  3. ( کمونیست = مسلمان = تجزیه طلب = تروریست = بیگانه = ضد آزادی و دموکراسی = عامل عقب ماندگی = دشمن ایران و ایرانی )

    گر نیک بنگری همه اینها یک تن هستند.

    پاسخحذف
  4. جواب سوالات:
    1- اجباری نیست این خود مجاهدین هستن که به حجاب اعتقاد دارن
    2-مجاهدین نیازی به مشروبات الکلی ندارن الکل برای جسم و روح مضره اینو خود غربیا میگن اما مجاهدین کسی رو از مشروب منع نکرده این کار قانون و مجلس ملی آیندس که ممنوع باشه یا نه

    3-نخیر اما خود مجاهدین برای اینکه منظم و یکدست باشن میذارن ضمنا اونجا محیط نظامیه باید منظم باشه خودتون برید یوتوب فیلمهای حمله به اشرف رو نگاه کنید بسیاری از کشته شدگان سبیل نداشتن

    4-صد در صد اشرف اولین جا در عراق بود که ساکنینش ماهواره و رسیور داشتن توی حمله اخیر هم دیدید که اکثرا دوربین دیجیتال دستشونه دارن فیلم میگیرن بذارن روی یوتیوب
    5-بله اگر سند و مدرکی دارید که خلاف اینرو ثابت کنه میپذیریم البته نه گفته های شاهسوندی و آخوندبنده مزدور رژیم که گفته جونشو مدیون خامنه اییه و با لابیهای رژیم در ارتباطه
    6-مخالف تا منظورت چی باشه مجاهدین کسانی که بریده اند رو با کمال میل آزاد میذارن برن دنبال زندگیشون حتی 1000 نفر از پاسدارانی رو که در عملیات فروغ جاویدان اسیر شده بودند مجاهدین آزاد کردند بروند دنبال زندگیشون

    پاسخحذف
  5. حالم از اون لچک کثیفی که بزور سر زنها می کنید بهم می خوره. یعنی حتی یک نفر توی اونها نیست که نخواد این لچک کثیف رو بذاره . اَه اَه

    پاسخحذف
  6. "یک- مهمترین تفاوت یک حزب سیاسی و یک گروه تروریستی در این است که حزب سیاسی برای رسیدن به قدرت حاضر است به تصمیم مردم گردن نهد و اگر اکثریت مردم ، آنها را انتخاب نکردند، به نظر اکثریت گردن می نهد.اما یک گروه تروریستی دمکرات ماب، حاضر به گردن نهادن به نظر اکثریت مردم نیست و برای رسیدن به قدرت، حاضر به دست یازیدن به هر جنایتی است. "


    مثل اینکه شما فرق بین ایران و فرانسه را یادت رفته و یا زمان و مکان را گم کرده ای و خبر نداری که در ایران رسیدن به قدرت سیاسی از طریق رای مردم غیر ممکن است. انتخابات تنها وسیله زدن مهر تایید مردم بر تصمیمات رهبر و ولی فقیه است. آخر مگر امکان یک انتخابات آزاد در ایران موجود است که اینها امن و امان صندوق رای را رها کرده باشند و دل به دریا زده و به جنگ مسلحانه برخاسته باشند؟
    از ان گذشته مجاهدین تا قبل از سال ۶۰ در هر انتخاباتی در رژیم شرکت کردند. به عنوان مثال در انتخابات مجلس شورای اسلامی شرکت کردند که با تقلب آرایشان را باطل کردند و آنها را از نمایندگی مجلس بازداشتند. گزارشها حاکی از ان بود که آرا "رجوی" به نام "رجایی" خواند میشد.
    نمونه دیگر انهم شرکت آنها در انتخابات ریاست جمهوری رژیم بود که خمینی به بهانه عدم شرکت مجاهدین در رفراندم قانون اساسی و رد اصل ولایت فقیه، کاندیدای مجاهدین را رد صلاحیت کرد. بنابر این مجاهدین هم اینکه در هر انتخاباتی شرکت کردند و هم اقبال مردمی داشتند. حالا شما یک حزب دموکرات مآب را نام ببر که توانسته در انتخابات رژیم پایش به مجلس باز شود؟

    " دو- در یک حزب سیاسی دمکرات، هر گونه نقد اعضا و مدیران حزب آزاد است و اعضا مختار هستند که هر زمانی از حزب جدا شوند و هیچ خطری جان آنها را تهدید نخواهد کرد. اما در یک گروه تروریستی ، اگر یکی از اعضا حزب بخواهد از گروه جدا شود، با خطر شکنجه و زندان و کشته شدن، روبرو خواهد شد."

    تا آنجا که ما در این جریانات اخیر دیده ایم، دولت عراق تمام تلاشش را برای جدا کردن افراد و اعضای سازمان مجاهدین از این سازمان کردند و این ان افراد بودند که حاضر به جدایی نبودند. قبل از انهم که آمریکاییها جداگانه با هر یک از افراد ساکن اشرف دیدار داشتند و هر کدام از آنها چنانچه میخواستند، بخت جدا شدن از سازمان مجاهدین را داشتند. ظاهرا این خطر شکنجه کذایی حاصل پارانویای اذهان سازنده این شایعات است.


    " سه- در یک حزب سیاسی ، رهبر حزب در حکم خدا نیست و اعضا می توانند آنرا عوض کنند ، اما در یک گروه تروریستی ، همه چیز به رهبر آن گروه ختم می شود. "

    معلوم نیست که اگر همه چیز سازمان مجاهدین به رهبر انهم لابد آقای رجوی ختم میشود، چطور الان که رهبر مدتها است که در ان پایگاه نیست، مجاهدین چطور امورشان را میگذرانند؟
    ضمنا اگر اعضا نخواهند رهبر را انهم در شرایط خطیر فعلی تغییر دهند آیا حق اینکار را دارند؟

    " چهار- یک حزب سیاسی ، برای رسیدن به قدرت حاضر نخواهد بود به کشور خودش خیانت کند و زمانی که دیکتاتور همسایه به کشور حمله کرد، در نقش دستمال به دست آن دیکتاتور (مثلا صدام!) ؛ به کشتن برداران و خواهران هموطن خود بپردازد. اما یک گروه تروریستی ، براحتی تن به چنین خفتی می دهد. "

    اگر مرادتان از خیانت به کشور مخالفت با جنگ طلبی خمینی و جلوگیری از ریختن امکانات کشور در تنور جنگ است باید بگویم که دیدتان و تعبیرتان از "خیانت" تعبیری وارونه است. تحمیل آتش بس به خمینی و جلوگیری از نابودی کشور در جنگ تا زمانیکه حتی یک بنای سالم در ایران باقی است (برنامه خمینی) میهن پرستانه ترین کار ممکن است.

    "پنج- در یک حزب سیاسی ، اعضا آن حزب به اطلاعات آزاد دسترسی دارند و می توانند به صورت کاملا آزادانه ای ، تصمیم بگیرند که آیا می خواهند به همکاری خود با حزب ادامه دهند یا نه ، اما در یک گروه تروریستی ، اجازه دسترسی اعضا به اطلاعات از آنها سلب می شود و فقط با شستشوی مغزی و فشارهای روانی آنها را مجبور به ادامه همکاری می کنند."

    معلوم نیست که در سازمانی که یک سال است که مرتب توسط رژیم بمباران تبلیغاتی شده و سربازان عراقی هر گاه که اراده کنند به داخل میریزند و عده ای را به گروگان میگیرند و با خود میبرند، و این سازمان حتی از خودش نمیتواند دفاع کند، چطور توانسته که چنین دست بالایی را در پادگانش اعمال کند.

    پاسخحذف
  7. --------------------------دنباله -----------------------------------------

    حالا من فرق یک متفکر سیاسی را با یک تبلیغاتچی دمکرات نما از دید من.

    یک- یک متفکر سیاسی با دقت شرایط را تحلیل و تفسیر میکند و کمترین واقعیتی را از نظر دور نمیدارد. اما یک تبلیغاتچی دموکرات نما با مغلطه حکومت دیکتاتوری ولایت فقیه را با یک نظام آزاد یکی میکند و شرایطی را که فقط در یک نظام آزاد وجود دارند به حکومت عقب مانده ای مانند جمهوری اسلامی ارتباط میدهد تا با رطب و یابس بافتن نتیجه خاص خود را بگیرد. خلاصه آنکه یک متفکر سیاسی پدیده ها را در ظرف مکانی و زمانی خودشان نگاه کرده و تعبیر میکند نه آنکه وقایع نامربوط را به هم ارتباط دهد.

    ۲- کار یک متفکر سیاسی بر اساس واقعیت مسلم و مورد تایید ومعتبر بوده که توسط منابع مستقل تایید شده اند، اما یک تبلیغاتچی چندان کاری به اعتبار خبر یا منبع خبری ندارد. تنها چیزی را که میخواهد، گرفتن ماهی خود از آب گل آلود است. به همین دلیل هم نتایج تحلیلش بسیار غیر قابل اعتماد هستند. هر چه باشد از اخبار مغلوط، نمیتوان انتظار تحلیل معتبر و محکمی را داشت.

    ۳- از مورد شماره ۲ گذشته، یک متفکر سیاسی معنای کلمات را در جای درست خود بکار میبرد و نسبت به کاربرد انهم حساس است. در حالیکه یک تبلیغاتچی چندان کاری به درستی حرفی که از دهانش در می اید ندارد. تنها هدفش رسیدن به نتیجه مورد دلخواه خودش میباشد، هدف هم وسیله را برایش توجیه میکند. این درست مانند آنست که کسی دکمه ای داشته باشد و بعد لباسی مطابق ان دکمه بدوزد. خلاصه آنکه یک تبلیغاتچی تحلیل را برای رسیدن به نتیجه انجام نمیدهد، بر عکس نتیجه را از پیش گرفته و تحلیل را مطابق نتیجه میسازد.

    پاسخحذف
  8. اقا یا خانم گمنامیان گرامی من نه مجاهد هستم نه حزبل و نه سلطنت طلب یک انسان هستم مثل شما و انسانهای دیگر گاه به گاهی مطلبی در بالاترین میخونم که ظاهرا از شماست خوشحالم اهل قلم هستید اماهر از گاهی بهتر است نگاهی عمیق به نوشته هایتان بیندازی همچنین خواستگاه احساساتی که در نهایت منجر به نوشتن مطالبی در شما میشوندرا مورد بر رسی قرار دهید شما که نمیخواهید من باب هوای معده قلم بزنید شما مینویسید پس نویسنده هستید و جوهر قلمتان از خون من با ارزش تر است حیف است این ارزشمندترین انرزی را که با زیباترین و ظریفانه و پاکترین احساسات درونیتان امیخته در هم کلماتی پر معنی را در کنار هم قرار میدهد را هدر دهید مبادا نوشته هایتان رفته رفته بوی شکوه و شکایت تکراری بدهد یک نویسنده مانا برای این ماناست که اگر مطلبی را با شکایت شروع میکند راه حلهای مناسبی را هم برای حل مشگل ارایه میدهد گمنامیان گرامی احتیاج صفحات خالی نوشتن از راهای کار امد است نه به هم زدن گندابهایی که محصول ذهنهای ائدئولوژیکی است از راهکارها هم بنویسید

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.