پنجشنبه، دی ۰۹، ۱۳۸۹

این است تنهایی ...

در ایران که بودم، ده ها دوست داشتم. کسانی که دوستم بودند، برایشان جان می دادم و برای جان می دادند. تلفنم لحظه ای از دستم نمی افتاد. 

چرخ زندگی مرا مجبور به فرار از ایران کرد. بگذار بخوانمش چرخ زندگی، اما شاید تقصیر خودم بود که با آتش بازی کردم. اما حتی اگر تقصیر خودم هم بود، باز به این بازی خطرناک ، ادامه می دهم.
هر چه بود ؛ سالها گذشت. 

همه چیز را از نو ، از صفر، با مشقت فروان ساختم، اما مشکل اینجاست که هنوز نتوانسته ام خلا نداشتن دوستان صمیمی را پر کنم. شاید هیچگاه نتوانتم که چنین کنم.

این پست را برای دل تنهای خودم نوشتم، برای دوستانی که در ایران دارم و روزی نیست که به انها فکر نکنم ، اما سالها است که جرات نکرده ام حتی به آنها زنگ بزنم. 

شاید خلایی که در قلبم در اثر نداشتن دوستان صمیمی به وجود آمده، دردی است که ذره ذره مرا می خورد. 
این است تنهایی ...

دوشنبه، دی ۰۶، ۱۳۸۹

آخرین تصاویر ماهواره ای دریافتی از دو طفلان مسلم در قطب شمال واقع در بهشت مشغول عشق و حال

آخرین تصاویر ماهواره ای دریافتی از دو طفلان مسلم در قطب شمال واقع در بهشت مشغول عشق و حال
همانطوری که ملاحظه می فرمایید ابولفظل دست ندارد ، طفلکی !!
البته همانطوری که ملاحظه می فرمایید مشغول اعمال شنیع شرب خمر نییز هستند

شنبه، دی ۰۴، ۱۳۸۹

اغتشاشیدم به دینی که مرجع تقلیدش ، آدم کشتن را فقط و فقط در ماه حرام بد می داند! / مرجع محترم تقلید، خبر مرگت ، آدم کشتن فقط در ماه های حرام بد است؟


یکی از مراجع که طرفدار موسوی نیز هست، به نام آیت الله بیات ، طی یک فتوا، کشتن آدم ها را فقط ماه حرام (چهار ماه حرام عربی) بد دانسته است.
استفتا و فتوا به شکل زیر است (منبع):
سئوال: حضرت آیت الله بیات زنجانی؛ ضمن عرض سلام. آیا اجرای حکم اعدام در ماه محرم مطابق اصول شرعی در حکومت اسلامی است؟ 
پاسخ مرجع تقلید شیعه:
پاسخ: با سلام و تحیت؛تعداد ماهها در قرآن، دوازده ماه است که چهار تای آنها حرام نامیده شده اند ؛ نکته جالب اینجاست که  اعراب جاهلی برای ماههای حرام، حرمت قائل بوده، در این ماهها جنگ و قتال را تعطیل می کردند  و یکی از رسومی که اسلام آن را به قبول کرده و امضا نموده است، همین موضوع ماههای حرام است .
کسانی که نوعی علقه به اسلام، فقه اسلامی و شریعت محمدی و علوی دارند، بایدحرمت این ایام  را نگاهداشته  و از اقدام به کارهای نامتناسب با این ماهها اجتناب کنند و با تدبیر ، جلوی سوء برداشت های احتمالی را بگیرند .
 
بنده معتقدم ادب دینی و قرآنی، اقتضا  می کندکه  انسان در رابطه با ماههای حرام، مثل مسجد الحرام عمل نماید و حریم آنها را حفظ کند.

سوال اینجاست که این دینی که شما نماینده اش هستی، چرا فقط آدم کشتن را در ماه حرام بد می داند ؟! طبق فتوای تو ، در بقیه ماه ها آدم کشتن مشکلی ندارد دیگر ؟!
این ادب دینی و قرآنی و توالتی شما(!) ، در دهه شصت (زمانی که طرفداران خود شما بر سر کار بودند)، به زندانیان تجاوز می شد، زندانیان بی دفاع را گروهی به مسلخ می بردند، کدام قبری بود ؟!
اصولا این نمونه خوبی است تا ببینم که موضع اصلاح طلبان دینی چیست! مشکل آنها اصولا آدم کشتن نیست، مشکل آنها این است که مثلا در ماه حرام آدم نکشید ! مشکل آنها حذف قانون وحشی گری سنگسار نیست، بلکه معتقدند فعلا برای حفظ آبرو بهتر است به جای سنگسار، اعدام کنند!!
آنها فقط معتقدند که باید برای حفظ چهره اسلام، دست به ماست مالی زد و قوانین خیلی زشت را فعلا اجرا نکرد، و وحشی گری های اسلام را فقط با اسم دموکراسی دینی و ... توجیه کرد.
در قرن بیست و یکم، تنها شرط رسیدن ما به دموکراسی، پشت سر گذاشتن اسلام است و بس ! باید در باره اسلام و وحشی گری آن روشنگری کرد. البته در این میان، موضع اصلاح طلبان دینی ، خیلی جالب است.
آنها برای بار دوم و با بهانه دموکراسی دینی  می خواهند به بهانه ای دیگر بر گرده مردم ایران سوار شوند.
سوال اینجاست : 
آیا برای بار دوم ما از سوراخ حکومت دینی گزیده می شویم ؟!


سه‌شنبه، آذر ۳۰، ۱۳۸۹

ویدیو با زیرنویس فارسی/ چرا باید به پسران بیاموزیم که زنان ملک مردان نیستند؟ چرا باید برای دخترانمان زندگی بهتر فراهم کنیم ؟


ترجمه این سخنرانی را برای تد من بازبینی کرده ام و فکر می کنم بزودی بر روی سایت قرار خواهد گرفت.

این سوال مهمی است، چرا باید مردان آینده یاد بگیرند که زنان ، انسان های درجه دو نیستند؟ چرا باید بیاموزند که زنان ، به اندازه آنها اجتماع انسانی صاحب حق هستند؟

هیچگاه فکر کرده اید که چرا در برخی از مردان دیدگاهی مالکانه درباره برخی از زنان وجود دارد؟!

مگر در انسان بودن زنان شک داریم که آنان را باید درجه بندی کنیم و زنان را موجودات درجه دو بدانیم؟! مگر نه آنکه اصل زندگی که همانا زایش است، از زنان شکل می گیرد؟! مگر نه آنکه کلمه زندگی از کلمه زن نشات می گیرد؟

چرا مهم است که برای دختران کنونی، مادران و همسران فردا، محیطی انسانی و برابر فراهم کنیم ؟ البته که خیلی دلیل ساده است، میزان پیشرفت هر جامعه ای، رشد دموکراسی در هر جامعه ای بستگی به موقعیت زنان آن جامعه دارد.

باید دست به دست هم دهیم و به پسران کنونی جامعه یاد دهیم که :

احساس دوست داشتن نسبت به زنان ، برابر بودن با زنان، احترام گذاشتن به زنان بد نیست، زشت نیست، مایه خجالت هم نیست.

در این سخنرانی زیبا، تونی پورتر، مردان دنیا را فرامی خواند تا دست به دست هم کمک کنند و آینده ای بهتر برای دختران کنونی و زنان فردا فراهم کنند.




ویدیوهایی دیگر با زیرنویس فارسی درباره حقوق زنان: 

یکشنبه، آذر ۲۸، ۱۳۸۹

دایی جان ناپلون معاصر، مهدی یحیی نژاد، سرباز کلنل لیاخوف روسی ! لطفا روزنامه نگاران و روزنامه خوان ها را با چاقو و چماق نکشید ، پز حمایت از جنبش مشروطه پیشکشت



در سریال دایی جان ناپلون، یک قسمتی دایی جان ادعا می کند که در جنبش مشروطه خواهی بوده است، از آنور دیوار شوهرخواهرش،  آقای دکتر که با او رقیب است  می شنود و به طعنه می گوید (حالا دیگر سربازهای کلنل لیاخوف هم که مجلس را به توپ بستند شده اند آزادی خواه)، حال حکایت مهدی یحیی نژاد است و سایت بالاترین!
مهدی در یکی از کامنت ها ادعا کرده بود که سایت بالاترین مثل میدان بهارستان در جنبش مشروطه ایران است و بعد هم در برنامه پارازیت کلی پز روشنفکری و آزادی خواهی داد
 یعنی در مقایسه با سرکوب گران جنبش مشروطه که فقط روزنامه نگاران را کشتند، او پا را فراتر نهاده و طرفداران و روزنامه خوان ها را نیز کشته است.
اقای یحیی نژاد، اسم آزادی بیان، گنده تر از دهان تو است،  برو دنبال تیله بازی، تو را چه به آزادی بیان ؟!

جمعه، آذر ۲۶، ۱۳۸۹

نظر سنجی ، کدام یک از این دو موجود زشت تر هستند ؟!

نظر سنجی ، کدام یک از این دو موجود زشت تر هستند ؟! 
در زیر دو تصویر مشاهده می کنید، لطفا بفرمایید که کدام یک از آنها زشت تر است ؟ 
لطفا نظر خود را به آدرس تهران، خیابان فلسطین، کاخ رهبری ارسال فرمایید !



سه‌شنبه، آذر ۲۳، ۱۳۸۹

وقتی احمدی نژاد با وزیرش که یاورش در جنایتها بوده،اینچنین بی ادبانه رفتارمی کند،بامردم عادی که مخالف او هستند چه میکند؟

دو خبر بامزه از ایران: 
      - احمدی نژاد در حالی که متکی در خارج از ایران برای مسافرت کاری رفته بود، او را از کار برکنار کرد ! حال تصور کنید آدمی که با وزیر کابینه خودش ، کسی که همراه او در جنایت هایش بوده ، اینچنین رفتار می کند، با مردم عادی ایران که دشمن سر سخت او هستند ، چه می کند !!


 فکر می کنم چند روز آینده بسیجی ها جلوی برج اسکان جمع می شوند و در اعتراض به تخریب فلان برج در اسراییل ، آن برج را خراب می کنند!
در شب های برره قسمتی بود که اهالی می خواستند به نشانه اعتراض خانه خود را خراب کنند، حالا شده حکایت این بسیجی های خنگ !

گمنامیان چون می گوید قمه زنی وحشی گری است، مزدور رژیم اسلامی است اما کسانی که از قوانین وحشیانه اسلام دفاع می کنند، آزادی خواه هستند !




کاربری در بالاترین افاضه فضل کرده بود که لینک های ضد مذهب امثال من در آستانه تظاهرات روز عاشورا، هدفش تفرقه انداختن بین مخالفین رژیم است و امثال من مزدور رژیم هستیم !نمی دانم چگونه موفق می شود که چنین استدلالی کنند ! 


(لینک مربوطه ، بماند که بعد از چند ماه مشخص شد که کاربر فوق که هست! اینجا)

می شود بگویید چه کسی از دیدن لینک امثال من در مذمت قمه زنی از بالاترین فرار خواهند کرد؟! جواب کاملا مشخص است، کسی که طرفدار قمه زدن است ! آیا کسی که طرفدار قمه زدن است، جزویی از جنبش آزادی خواهی مردم ایران است؟!


اگر کسی معتقد به مثلا قمه زدن باشد، با این رژیم مشکلی ندارد و اگر هم به هر علتی مخالف این رژیم باشم، بعد از رفتن این گروه از آخوندها، به گروه دیگری از ملاها سواری خواهد داد و آنها را سر کار خواهد آورد. 

براستی کسی که به جان خودش رحم نمی کند و برای یک عقیده خیالی مضحک و بنا به گفته های فلان اخوند بر سر خویش قمه فرود می آورد، آیا حاضر می شود که حضور دموکراسی را ببیند؟! آیا حاضر است اجازه دهد دین اسلام از زندگی مردم خارج شود و مردم خود برای خود تصمیم بگیرند؟ البته که باز بنا به دستور همان ملا، اینبار قمه را بر سر مردم می کشد و گروهی ملا را بر تخت می نشاند(همان بلایی که سال 57 بر سرمان آمد)


این رژیم بنا شده بر اساس اسلام است، خود اسلام است. من و امثال من ریشه بر تنه و ریشه اسلام می زنیم، آنگاه شما مرا مزدور رژیم می دانید؟! براستی باید که سپاسگذار وزارت اطلاعات بود ، اگر که کارمندانش اینچنین به نقد  و روشنگری درباره اسلام می پردازند.

راه و جاده دمکراسی در ایران ، تنها از روشنگری درباره اسلام و محدود کردن نقش اسلام می گذرد، چرا که این دین در تقابل آشکارا با آزادی بیان و دمکراسی است.


اوج حماقت زمانی مشخص می شود که طرف تهمت می زند و می گوید: من نوعی، چون از اسلام انتقاد می کنم ، مزدور رژیم اسلامی هستم (!) اما آنها چون از اسلام دفاع می کنند، مخالف رژیم !!


مسلمان عزیز، من ریشه این رژیم را می زنم، شما می گویی من کارمند رژیم هستم؟

مسلمان گرامی، اصلا تصور کن من مزدور رژیم هستم، اما لطفا مغز خود را به کار بیانداز و روی حرف های من فکر کن.
 با خودت لختی بیاندیش که آیا حرف این مزدور صحیح است؟! آیا قمه زدن، آیا سنگسار کردن، ایا برده داری، آیا تجاوز به کودک خردسال ، کاری صحیح است؟! اینها همه قانون اسلام هستند، براستی ، چگونه دین الهی است که دستور به برده داری می دهدو ساده ترین اصول انسانی را زیر پا می گذارد؟!

  

مطلب مرتبط: 





دوشنبه، آذر ۲۲، ۱۳۸۹

ویژگی های ذولجناح (ع) ، اسب امام حسین (ع) و مناقب جفتک پرانی آن بزرگوار

ویژگی های ذولجناح (ع)، اسب امام حسین(ع): 

     - اسب امام حسين(ع) از نوه هاي اسب پيامبر اسلام(ص) است.
     -  اما اسب فقط به امام حسين(ع) و اهل بيت محترم(ع) سواري مي داد. و به هيچ كس ديگري سواري نمي داد و چموش مي شد
     - اسبي بود كه شهامت داشت و از سگ و گرگ و شير و پلنگ نمي ترسيد 
     - اما اين اسب شهادت حزن انگيز امام حسين(ع) را تحمل نكرد و با حالت يأس و اندوه 3 روز آب و علف نخورد و آنقدر پشت خيمه بخاطر عشق بر امام حسين(ع) سرش را بر زمين و خاك كربلازد تا جان باخت
    منابع /  1- حماسه حسيني جلد 2 استاد شهيد مطهري صفحه 176 /  2- نفس المهموم، صص 273- 272

پی نوشت: آیا اسب امام حسین هم جزو ائمه محسوب می شود و شوخی با آن ممنوع است؟ آیا مانند دو توله خروسان قطبی است؟ آیا از دو طفلان مسلم محترم تر است؟

ذولجناح (ع) در حال دیدن سریال قحوه تلخ (!) به خنده روحانی ایشان توجه فرمایید!

آقای خامنه ای، اسراییلی ها در ده سال گذشته فقط 6000 فلسطینی کشته اند، اما در اثر مدیریت غلط تو فقط سالی 4000 نفر به دلیل آلودگی هوا درتهران می میرند !

خامنه ای چون ضحاک  بر تخت نشسته و خون مردم را می خورد. 
آقای خامنه ای، جنایات تو بی شمارند، گویا منش و خوی وحشی گری تو را پایان و انتهایی نیست، گویا همانقدر که بی شرف هستی ، همانقدر نیز احمقی. 
تو و رژیم چنگیزی تو ؛ برای بر سر کار ماندن ، دست به کشتار می زنید و جوانان را سلاخی می کنید ، از طرفی آنقدر مدیریت ضعیف و ابلهانه ای دارید که از حل یک مشکل مانند آلودگی هوا نیز عاجز هستید!
همه روزه می بینم که رژیم دعوای اسراییل با فلسطینی ها را چون چماق بر سر مردم می کوبید و تمام جنایات خود را با ادعای حمایت از مردم فلسطین توجیه می کند؛اما یادمان باشد در کل این ده سال ، فقط 6000 فلسطینی کشته شده اند، اما بنا به آمار رسمی رژیم و در اثر آلودگی هوای تهران و به صورت مستقیم، سالیانه چهارهزار نفر می میرند و البته که تعداد قربانیان آلودگی هوا، با احتساب قربانیان غیر مستقیم بسیار بیشتر است. 
زمانی که برای برنامه اتمی احمقانه خود ، سرمایه و ثروت مردم ایران را به باد می دهید، تحریم های اقتصادی سازمان مللل نیز ، بر بلاهای که خودتان مستقیم بر سر مردم آورده اید ، اضافه می شود.
 در اخبار آمده بود که بنزین و گازوییل تولید داخل ایران، بیش از بیست برابر استاندارد جهانی گوگرد دارد! تصور کنید که در تهرانی که هوا بعضا امکان فرار ندارد، چنین سوختی مصرف شود. بعد یادمان باشد بسیاری از خودروها غیر استاندارد است و آلایندگی آنها بسیار بیشتر از استاندارد بین المللی است. 
محاسبه ضررهای اقتصادی همین حماقت رژیم و ضرر عدم مدیریت آن، با توجه به اینکه باید میلیاردها خرج درمان شهروندان بشود، از دایره اعداد و رقم خارج است. 

جمعه، آذر ۱۹، ۱۳۸۹

آیا به سبب دین، انسان ها به دوران بربریت بازخواهند گشت؟!/ در برخی از زمینه ها و در مقایسه با حیوانات، خطر بیشتری نوع بشر را تهدید می کند.

آیا ایراد اساسی  در روند تکامل انسان ها  ، دین است؟!
بدن انسان ها در  مبارزه با هزاران بیماری  و خطر ، پیروز و سربلند بیرون آمده است، براستی آیا جامعه انسان ها می تواند از ویروس بسیار خطرناک دین نیز ، جان سالم به در ببرد؟!

اگر چشم باز کنیم  می بینم که با وجود اینترنت و مدیا آزاد، هنوز بسیاری از انسان ها ، درگیر ویروسی به نام دین هستند، یعنی دین در برخی از جاها، آنقدر ریشه داشته که با وجود اطلاعات آزاد، هنوز بدن انسانها و جامعه انسانی از آن پاک نشده است. 
با کمی دقت می شود دید که انسان های دیندار ، با شمشیری آخته به جنگ جامعه بشری مدرن می روند و بی تردید می خواهند انسان ها را به دوران بربریت بازگردانند، آیا این خطری مهم برای جامعه انسانی نیست؟
، و با اشاره به عکس یک گوسفند معلول،  به طنز اشاره ای به جنگ کربلا و قطع شدن دست ابولفضل  کرده بودم ، یکی از دوستان به نام گردآفرید در فیس بوک ، کامنتی گذاشته بود با این شرح: 
      "اين جنگ خيلي نا جوانمردانه بوده !حال بعد از اين همه مدت جامعه ي گوسفندان براي اين روز به سرشان سرگين ميمالند؟با شاخ نميرن تو شكم هم تا خودشون رو عزا دار داغ نشون بدن ؟در ضمن اين سالروز اين واقعه بازار دغلكاران ديني را گرم نكرده نكند اينها هم هر چه دارند از اين روز دارند؟جناب گمناميان فكر ميكنيد كسي به سوالات پاسخ ميدهد؟"
اگر اندکی با دقت نگاه کنیم، می بینم که در برخی از زمینه ها و در مقایسه با حیوانات، خطر بیشتری نوع بشر را تهدید می کند. براستی چرا باید انسان ها در روزهای انتهایی سال 2010، به بدن خود بر اساس یک عقیده خرافی  و به دلیل اتفاقی که در 1300 سال پیش رخ داده، آسیب برسانند؟!

برگی از تاریخ / چگونه گوسفندان سیاه دست گوسفند سفید و جوانی که برای برداشتن آب به چشمه رفته بود را قطع کردند ؟!

در تاریخ آمده است که گویا در زمان های قدیم، جنگی بین دو تا گله گوسفند سیاه و گوسفندان سفید در می گیرد، گله گوسفندان سفید، تعدادشان خیلی کم بوده و حاضر نبوده اند که تسلیم شوند. 
گله گوسفند های سیاه، چشمه آب را به تصرف خود درآورده و جلوی آب خوردن گوسفندان سفید را می گرفته اند. برادر رییس گله گوسفندان سفید ، که یک گوسفند شجاع بوده است ، برای برداشتن آب به سمت چشمه می رود، اما گوسفندان سیاه، بر سر او ریخته و یکی از گوسفندان که شاخ یکی از بزها را به عاریت گرفته بوده است، دست گوسفند سفید را قطع می کند. 
در اینجا تصویر گوسفند سفید فداکار را مشاهده می کنید: 

لازم به ذکر است که بسیاری، شجاعت این گوسفند سفید را ستایش می کنند و حتی شنیده شده که این گوسفند، در تیم بهشتیان ، دروازه بان تیم فوتبال شده است.
امیدوارم مسلمین عزیز دادشان از این مطلب در نیاید، این لینک هیچ ارتباطی با ابولفضل علمدار ندارد، چون ایشان دستشان قطع شده بود و این گوسفند ، پایش قطع شده است.
پی نوشت: 
اولیه بار آناکاندا و جرجیس این نکته فوق علمی را مطرح کرده اند!

پنجشنبه، آذر ۱۸، ۱۳۸۹

مدیریت محترم بالاترین، شما فرق بین احترام به افراد و احترام به عقیده افراد را نمی دانید؛ برداشت شما از آزادی بیان سطحی است!

توهین به عقیده یک نفر، توهین به خود آن شخص محسوب نمی شود!
بعد از مدتی که سایت بالاترین، قانون زننده ای را برای حذف لینک اجرا کردند، اکنون مجددا در وبلاگ خودشان در این قانون تغییراتی داده اند ولی در عمل نشان داده اند که چقدر برداشت آنها از آزادی سطحی است؛ در آنجا می خوانیم: 
نوشته اند:
"هدف ما در کل این بوده که ضمن حفظ حرمت همه افراد با سلایق گوناگون، و با در نظر گرفتن اعتقاد عمیق بالاترین به اصل آزادی بیان، ابزارهای تصمیم‌گیری در مورد لینکها در اختیار کاربران و رای آنها باشد."
مدیریت محترم، 
برداشت شما از آزادی و دموکراسی، برداشتی سطحی و غیرواقعی است، اصولا اگر کسی به آزادی بیان اعتقاد داشته باشد، دیگر به بهانه ای مضحک ، آنرا لگد مال نمی کند.
این الم شنگه (!) با حذف نوشته من از بالاترین آغاز شد، ممکن است بفرمایید در کجای این نوشته حرمت چه کسی شکسته شد؟!
شما فرق آزادی بیان و آزادی عقیده را نمی دانید:
     - آزادی عقیده: یعنی شما و بنده مجاز هستیم که هر عقیده ای را برگزینیم،
     - آزادی بیان: یعنی من و شما حق داریم هر عقیده ای را نقد کنیم، این شامل ادیان و اعتقادات همه می شود،
ممکن است به من نشان دهید در کجای لینک من به چه کسی توهین شده است؟! محمد یا بلال حبشی و یا دو طفلان مسلم، اشخاصی مشهور هستند که در زندگی همه ما موثر هستند و نقد (بخوانید مسخره کردن آنها به برداشت شما) ، حق ذاتی همه ما است. 
شما حرمت افراد را با حرمت عقیده آنها اشتباه گرفته اید، نمی دانید که میلیونها عقیده در سراسر دنیا است که بعضا با هم در تناقض هستند و امکان احترام گذاشتن به همه آنها نیست. (مثلا آیا شما حاضر هستید به عقیده هیتلر احترام بگذارید؟!)
در حقیقت، زمانی به خود اشخاص توهین می شود که حق حیاتی و ذاتی آنان، حق آزادی بیان آنان را از آنان بگیرید، در حقیقت کسی که به دیگران توهین می کند، آنانی هستند که آزادی بیان را می گیرند ، نه من که به صورت مستدل دین غلط برخی را نقد می کنم
نوشته اند:
"عمده مخالفت کاربران با این طرح به علت تایید و حمایت از لینکهای حاوی فحاشی، توهین یا کلمات رکیک نیست، بلکه مخالفت با محدود کردن موضوع تنها به لینکهای ضد دینی بوده است."
با کلمات بازی نکنید، کاربران سایت دانش آموزان دبستانی نیستند!
ممکن است به من بفرمایید کدام لینک ضد دین دیده اید که حاوی فحاشی یا کلمات رکیک است؟! نوشته مرا که حذف کردید، کجایش کلمات رکیک داشت؟!
نوشته اند:
"بنابراین پیشنھاد می شود در قوانین بالاترین، وھن پیروان یک دین یا تفکر ممنوع، اما وھن ادیان، تا زمانی که ھمراه با کاربرد الفاظ رکیک نباشد، آزاد اعلام شود."
عزیز جان، چه کسی می خواهد این مصادیق را مشخص کند ؟! مثلا اگر من به محمد بگویم بچه باز(یک واقعیت تاریخی) شما آنرا رکیک می دانید یا نه !؟ یا اگر بگویم متجاوز چه طور؟! طبق منابع خود مسلمین و طبق تعریف کاملا مشخص، محمد هم بچه باز بوده و هم متجاوز !

چهارشنبه، آذر ۱۷، ۱۳۸۹

جایگاه زن در اسلام چییست؟ جان زن در اسلام قیمت دارد،معادل پنجاه شتر، کمتر از قیمت تخم چپ مرد و بیشتر از تخم راست مرد

ماده 300قانون مجازات اسلامي بخش ديات:
خونبهاي قتل زن مسلمان خواه اين قتل عمدا صورت گرفته باشد خواه غير عمدي پنجاه شتر است.

ماده435 قانون مجازات اسلامي:
خونبهاي قطع بيضه چپ يک مرد مسلمان 66! شتر است و خونبهاي قطع بيضه راست او 34 شتر.خونبهاي قطع هر دو بيضه چپ و راست مرد مسلمان صد شتر است.
این روش برخورد با زنان در تمام رساله های مراجع تقلید ، به چشم می خورد. 

چگونه تابو به وجود می آید ؟ / چرا باید شجاع بود و از شکستن تابوها نترسید؟

زیگموند فروید معتقد است که تابوها کهن‌ترین مجموعهٔ قوانین بشری‌اند و اقدامات منع شده در تابوها و قوانین ,اقداماتی هستند که بسیاری از انسان‌ها تمایل طبیعی به انجام دادن آنها دارند


در وبلاگ نسوان، پستی بود به نام سکسولوژی ، در این پست بانو اسکارلت به مساله سکسولوژی زنانه پرداخته بود و گویا واکنش های منفی دریافت کرده بوده است، اینجا.

گذر کردن از تابوهای احمقانه ، جرات می خواهد و شجاعت، اما تلاش برای شکستن این تابوها صدمرتبه بیشتر شجاعت می طلبد. 


باید قبول کنیم که جامعه ما بیمار است، این بیماری مزمنی است که ثمره فرهنگ چندهزار ساله است ، آداب و رسوم ابلهانه آن زمان ، به شکل تابو درآمده است، شکستن آنها ، جرات می خواهد و جسارت. 


این بیماری مزمن، از آسمان بر زمین نازل نشده است، حاصل دسترنج (!) اجداد و پدران ما است، اگر خواستار جامعه ای مدرن و سالم هستیم، باید این عقاید مسخره را کنار بگذاریم و البته که  باید برای شکستنش تلاش کرد و نترسید.


تصور کنید ده ها هزار سال پیش، انسان های اولیه  مثلا جادوگری می داشتند و آن جادوگر ، خوردن شیر با چشمان باز را ممنوع و توهین به خدا اعلام می کرد. چرا که مثلا می خواست همه شیر ها خورده شود و در فروش شیرهای مثلا کثیف، سودی برای او وجود می داشت.


 این ممنوعیت خوردن شیر با چشمان باز، تبدیل به یک رسم می شد، به حافظه تاریخی آن نژاد  و آن گروه از انسان ها سپرده می شد و مثلا در سال 2010  ، می دیدیم که خوردن شیر با چشم باز هنوز کراهت دارد و گناه محسوب می شود.


بسیاری از تابوهای اجتماع نیز به همین مسخرگی شکل گرفته اند، اما حرمتی فراوان در جامعه دارند، نمونه اش ، ریختن نان خشک در سطل زباله ! مثلا فلان امام گفته که دور ریختن نان  ، کار اشتباهی است، هزار سال از این سخن می گذرد، همه مولفه های اجتماع عوض شده ولی هنوز مردم در قرن 21 ، نان را دور نمی ریزند و در ظرفی جداگانه در مثلا آشپزخانه نگه می دارند! حال چه ضررهایی دارد؟! اولا سوسک و حشرات جمع می شود، دوما این نان ها کپک می زند و نان خشکی های محترم آنرا می خرند و به همان شکل مسموم و کپک زده، به خورد گاوها می دهند، غافل از اینکه این نان مسموم شاید باعث مسمومیت خفیف و پنهان گاوها شود و مثلا شیر آن گاوها که خود ما می خوریم، مسموم باشد یا کیفیت پایینتری داشته باشد. 


جامعه بعد از هزار سال، حاضر نیست فکر کند که این ایده، ایده مسخره ای است.