یکشنبه، آبان ۰۹، ۱۳۸۹

وقاحت را معنا می کنند / آقای احمدی نژاد، از جیب هر کدام از ما یکصد میلیون تومان دزدیده اید، با پرداخت بخش کوچکی از پول نفت به خودمان، بر ما منت نگذار !

در اخبار دیدم که گویا به حساب برخی از شهروندان  هشتاد هزار تومان (معادل هفتاد دلار) پول به عنوان هدفمند کردن یارانه ها ریخته شده است و در عوض ، قصد حذف یارانه ها را دارند، من بحثی بر سر اینکه باید یارانه حذف شود و در یک اقتصاد سالم، پرداخت یارانه به صورت بی هدف به کل جامعه کار ابلهانه ای است، ندارم.
اما مساله این است که احمدی نژاد در مصاحبه اش ، طبق معمول بر سر مردم ایران منت لازمه را گذاشته و طوری رفتار کرده که انگار از جیب پدرش (سوال:چند پدر دارد؟!) ، این مبالغ را پرداخت کرده است.
در اینجا با یک ضرب و جمع سر انگشتی می خواهم نشان بدهم که چگونه در اثر جنایت و مدیریت رژیم جمهوری اسلامی(که مموتی نماینده است است)،   به هر شهروند ایرانی حداقل یکصد میلیون تومان ضرر زده شده است.
لطفا به یاد داشته باشید که این مبلغ هنگفت، صرفا از جیب ما دزدیده شده تا محمود احمدی نژاد و خامنه ای، بتوانند بر گرده مردم ایران سوار شوند و به دیکتاتوری بپردازند.
ابتدا لیست ضررهایی که به مردم ایران زده شده :
-          در اثر ادامه دادن جنگ با عراق، بیش از یک هزار میلیارد دلار
-          چون خامنه ای و احمدی نژاد دو دیکتاتور هستند و رژیم هیچ پشتوانه مردمی ندارد، ناچار شده اند که دست به دامان روسیه شوند و روسیه برای حمایت از رژیم ، سهم ایران در دریای خزر را از 50 درصد قانونی به کمتر از 12 درصد کاهش داده است.
با توجه به اینکه تاکنون بیش از پنجاه میلیارد بشکه نفت در میادین نفتی دریای خزر کشف شده است، این به معنی از دست رفتن بیست میلیارد بشکه نفت از ثروت مردم ایران است که به رقم افسانه ای دوهزار میلیارد دلار(دو تریلیون دلار) می رسد
-         در اثر تحریم ها و جفتک پرانی محمود و خامنه ای ، تحریم ها بر علیه ایران اعمال شده است. به دلیل نبود سرمایه گذاری خارجی در صنعت نفت و گاز و از طرفی چون شرکت های صاحب تکنولوژی به دلیل تحریم حاضر به انجام کار در ایران نیستند، بهره وری ما برای استخراج نفت بسیار پایین آمده است و میلیاردها بشکه نفت برای همیشه در اعماق چاه ها باقی می ماند. ضریب برداشت نفت در ایران 24 درصد است در حالی که در نروژ ای نرقم 65 % است ، یعنی ما دو برابر نفتی که صادر می کنیم، را نابود می کنیم.این به معنی از دست دادن نه هزار میلیارد دلار پول در طی روند صادرات نفت است.(عصر ایران – یک اسفند به نقل از رییس پژوهش نفت ایران)
حال اگر ضرر این عدم مدیریت را در عرصه نفت ، در این سی ساله حساب کنیم، باید دو برابر درآمد حاصل از نفت صادراتی را که حدود هشتصد میلیارد دلار است، در نظر بگیریم که می شود 1600 میلیارد دلار ضرر!
-         سالیانه بیش از 180000نفر از متخصصین تحصیل کرده ایرانی به دلیل نبود امنیت و فرصت شغلی از ایران فرار می کنند که طبق امار صندوق بین المللی پول، به معنی از دست دادن پنجاه میلیارد دلار پول است.در حالی که اگر امنیت اقتصادی بود، ما به بیش از این افراد تحصیل کرده برای ساختن و توسعه ایران نیاز داشتیم. این رقم اگر در سی سال ضرب کنیم، به عدد عجیب 1500 میلیارد دلار می رسیم که به ازا هر ایرانی رقمی حدود نود هزار دلار خواهد بود.
البته بماند که ضررهای اصلی نیز وجود دارد که اصولا با پول قابل محاسبه نیست، مثلا کیفیت زندگی ایرانی ها که بشدت پایین آمده، عدم دسترسی به خدمات پزشکی مناسب، سرخوردگی و تحقیر ایرانیان و .....!
لذا باید به محمود احمدی نژاد گفت ، منت بر سر ما نگذار، در این سی ساله ، در اثر حاکمیت رژیم ج.ا. که تو نماینده آن هستی، هر ایرانی حدود یکصد میلیون تومان ضرر کرده است، لذا با پرداخت قسمت کوچکی از پول نفت خودمان به خودمان ، بر گردن ما منت نگذار!

شنبه، آبان ۰۸، ۱۳۸۹

با زیرنویس فارسی / دخترکی زیبا،با کمک به یک میلیون انسان، در کنفرانس تد عشق و اراده را معنا می کند و این شرکت کنندهگان هستند که به احترامش می ایستند.

 ویدیویی با زیرنویس فارسی/ این سخنرانی را برای کنفرانس تد ترجمه کرده ام و بزودی بر روی سایت قرار خواهد گرفت.
این ویدیو را به خواهرانم در ایران تقدیم می کنم، کسانی که برای فردایی بهتر، اراده دارند.
جسیکا، بنیانگذار کیوا،Kiva.org، ارگانی که تا کنون به بیش از یک میلیون نفر در بیش از دویست کشور دنیا کمک کرده است، در سخنرانی خودش در کنفرانس تد، از روش خودش برای کمک به انسان های فقیر می گوید، روشی که هم شان و وقار انسان های فقیر را حفظ می کند و هم به آنها کمک می کند تا شغل جدیدی را شروع کنند و به کمک آن شغل، زندگی بهتری برای خود بسازند.
او که از علاقه مندان دکتر یونس (برنده جایزه نوبل) است، روشی شبیه به دکتر یونس بنا نهاده است، او از مردم می خواهد که توسط ارگان او ، به افراد فقیر وام دهند و البته پولشان را هم بعد از مدتی پس بگیرند.
زمانی که او در کنفرانس به گریه می افتد، نشان می دهد که چگونه یک انسان می تواند زندگی خودش را وقف انسان های دیگر کند و تمام امیدش به بهتر کردن دنیا است.

ویدیوهایی دیگر با زیرنویس فارسی درباره حقوق زنان: 

پنجشنبه، آبان ۰۶، ۱۳۸۹

چرا و چگونه قرآن حداقل های اخلاق را زیر پا می گذارد و به صراحت دستور به تجاوز به زنان شوهر دار را می دهد؟


اگر یک زن شوهر دار، از رابطه خود راضی نبود و یا به هر علتی، با کمال میل خودش، رابطه جنسی با مرد دیگری داشته باشد، باید توسط سنگسار کشته شود. یا اگر دو مرد همجنس گرا، با میل و دوست داشتن رابطه جنسی داشته باشند، کشته خواهند شد، اما قرآن در آیه 24 سوره نسا، به صراحت اجازه تجاوز به زنان شوهر داری را که کنیز هستند به صاحب آن کنیزان می دهد.

نکته های زیر وجود دارد:

 چه زمانی یک زن کنیز می شود و برده کسی می شود ؟!

اصولا زنان که در جنگ مشارکت ندارند، مسلمانان وقتی به جایی حمله می کردند، مردان را می کشتند و زنان را به کنیزی می بردند و استدلال آنها این بود که این زنان ساکن دارالحرب هستند. یعنی به صرف ساکن بودن در یک مکان در این دین الهی، منجر می شود که یک انسان از مقام انسانیت پایین بیاید و تبدیل به یک کالا مانند یک گونی پیاز شود.

حال اگر یک خانواده کامل (یعنی هم مرد و هم زن) به اسارت مسلمین درآیند، تبدیل به یک برده می شوند و صاحب آنان که یک مسلمان است، می تواند طبق قرآن به زن شوهر دار فوق ، همبستری یا بهتر است بگوییم تجاوز کند.

تصور کنید که خانواده ای مشغول زندگی در بلاد دارالکفر هستند، بعد ناگاه لشکر مسلمین به آنها حمله می کند و آنها تبدیل به برده می شوند. آن مسلمان صاحب آن خانواده ، مجاز است به آن زن ، در حالی که شوهرش زنده است، تجاوز کند.

این هم آیه قرآنی که دستور این تجاوز را می دهد:
آیه 24 سوره النسا:

وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿۲۴
و [همچنين‏ بر شما حرام شده است] زنان شوهردار، مگر ملك يمين [كنيز]تان، اين فريضه الهى است كه بر شما مقرر گرديده است، و فراتر از اينان بر شما حلال گرديده است كه با صرف اموال خويش، پاكدامنانه و نه پليدكارانه، آن را به دست آوريد، و آنانكه [به صورت متعه‏] از آنان برخوردار شويد، بايد مهرهايشان را كه بر عهده شما مقرر است، بپردازيد، و در آنچه پس از تعيين [در مدت يا مهر تغيير دهيد يا] به توافق رسيد، گناهى بر شما نيست، كه خداوند داناى فرزانه است‏


چهارشنبه، آبان ۰۵، ۱۳۸۹

حالم به هم می خورد از ماله کشی اصلاح طلبانه!/ دغدغه اصلاح طلبان دینی، اعمال مجازات اعدام به جای سنگسار است!


سایت کلمه وابسته به مهندس میرحسین موسوی ، در یک مقاله ادعا کرده که حکم سنگسار در قرآن آورده نشده و اصالت آن به اسلام معلوم نیست.

من نمی توانم بفهمم این ماله کشی ، چه دردی را از آنها دوا می کند ؟! بر فرض که سنگسار در قرآن نیامده باشد،  اما در سنت محمد که به صورت واضح وجود داشته است.

اصولا اسلام بنا شده بر دو چیز است، قرآن و سنت محمد. زمانی که در احادیث متواتر می بینم محمد ، دستور به سنگسار داده و خودش نیز در آن مشارکت داشته است، اعتبار حکم سنگسار به اندازه این خواهد بود که در خود قرآن آمده باشد.

باید به سایت کلمه گفت، بر فرض محال که توانستید بر قانون وحشی گری سنگسار ماله بکشید، ممکن است بفرمایید با قوانین دیگر اسلامی که دست کمی از توحش سنگسار ندارند، چه می کنید ؟

قوانین چون قطع دست و پای مخالفین اسلام، بریدن دست دزدان، یا کشتن کسانی که حاضر به اسلام آوردن نیستند. براستی با وجود قانون ابلهانه و جنایت آمیز برده داری در قرآن چه خواهید کرد ؟ مگر نه اینکه اسلام شما، به صراحت دستور به کشتن کسانی می دهد که همجنس گرا هستند؟

بر اساس آیات قران و سنت محمد، رژیمی خونخوار بنا شده که سی سال است مشغول کشتن ایرانیان و غارت ایران است. دغدغه سایت کلمه و دیگر اصلاح طلبان نیز، صرفا نبودن بر سر قدرت است و بر فرض محال، حداکثر سنگسار را حذف کرده و به جای آن شخصی که رابطه جنسی خارج از ازدواج داشته است را اعدام خواهند کرد. این راه حل مشکل مردم ایران نیست، مشکل مردم ایران، برداشتن این دین وحشی گری از اریکه قدرت است.

در پایان سخنی با اصلاح طلبان دینی، فراموشمان نمی شود که در سال 67 ، بنا به دستور بت اعظم شما، خمینی جنایتکار ، بیش از 5000 انسان بی دفاع در زندان های ایران سلاخی شدند.

در زیر برخی از آیه های قرآنی مربوط به این آیات وحشی گری آورده شده است.

مگر نه اینکه در قران به صراحت دستور به قطع کردن دست و پای مخالفین می دهد ؟!

آیه 33 مائده :
إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ 
سزاى كسانى كه با [دوستداران] خدا و پيامبر او مى‏جنگند و در زمين به فساد مى‏كوشند جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف جهت‏يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند اين رسوايى آنان در دنياست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت
یا برای کسانی که دزدی می کنند، به صراحت دستور به بریدن دست آنها می دهد:
آیه 38 مائده :
وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه كرده‏اند دستشان را به عنوان كيفرى از جانب خدا ببريد و خداوند توانا و حكيم است
یا به صراحت می گوید کسانی که حاضر به قبول اسلام نیستند، یا باید جزیه بدهند(پول زور) یا کشته شوند؛ براستی چه منطق احمقانه ای پشت این آیه قرآن است که افراد یا باید پول زور بدهند، یا کشته شوند.
قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ
با كسانى از اهل كتاب كه به خدا و روز بازپسين ايمان نمى‏آورند و آنچه را خدا و فرستاده‏اش حرام گردانيده‏اند حرام نمى‏دارند و متدين به دين حق نمى‏گردند كارزار كنيد تا با [كمال] خوارى به دست‏خود جزيه دهند 

یا قرآن به صراحت دستور به تجاوز به زنان که به اسارت در می آیند می دهد. 


سه‌شنبه، آبان ۰۴، ۱۳۸۹

همیوپاتی چیست؟ / روشی غیر علمی که خود را هم عرض پزشکی معرفی می کند!


روشی که در آن یک قاشق  آب را به جای دارو به مریض می دهند و ادعا می کنند مریض خوب می شود!

در واقع همیوپاتی روش درمانی است که اساسش دادن ماده ای بسیار رقیق شده به عنوان دارو به فرد است تا سییستم طبیعی بدن را بهبود بخشد. همیوپات ها معتقد هستند که هر بیماری توسط یک ماده خاص به وجود آمده است و اگر ما مقدار بسیار رقیق شده از آن ماده خاص را به فرد بیمار دهیم، بیماری از میان خواهد رفت. مثلا برای بیخوابی دارویی به نام coffea به بیمار می دهند که از قهوه گرفته شده است، با این تفاوت که مقدار بسیار بسیار اندکی قهوه در آب رقیق شده است.
همیوپاتی بر اساس  قانونی بنا شده که آنرا قانون شباهت ها می خوانند. قانون دوم آن ، قانون بی نهایت کوچک کردن است، بدین معنا که هر چه دارو را رقیق تر کنند، اثر آن بیشتر خواهد بود. لذا داروهای همیوپاتی بی نهایت رقیق شده است. در بررسی یکی از درمان های همیوپاتی ، به شخصی که نیاز به مصرف کلسیم به صورت روزانه داشته است، روزی پنج گرم داری همیوپاتی دریافت می کرده است، اما چون این دارو صدها بار رقیق شده بوده است، در حقیقت برای دریافت مقدار کلسیم مورد نیاز بدنش، نیاز به مصرف 50 تن (!) از داروی فوق در روز را دارد!!

در سایت ویکی می خوانیم:
این روش درمانی در سال ۱۸۱۰ م توسط پزشک آلمانی به نام ساموئل هانمن (Samuel Hahnemann) معرفی شد. دقت وی در تحقیقات اش به حدی بود که تقریباً تمام استانداردهای تحقیق که هم اکنون در تحقیقات پزشکی مورد استفاده قرار می‌گیرند 
مسخره بودن یک شیوه علمی زمانی مشخص می شود که بیش از دویست سال از ابداع آن بگذرد ولی هنوز کسی اطلاعات جدید و یا استانداردهای جدیدی بر این شیوه علمی(!) اضافه نکند.
به عنوان مثال، برای تولید داروهای داروهای همیوپاتی در ویکی می خواینم:
مادهٔ مورد نظر را درون الکل ۶۰٪ می‌ریزند و در طی دو هفته آن را از صافی عبور می‌دهند. به مادهٔ بدست آمده، محلول مادر می‌گویند. برای کم کردن و در واقع از بین بردن مواد سمی آن، از محلول مادر یک قطره (cc ۱برداشته و در ۹۹ قطره (۹۹ cc) آب می‌ریزیم. با این کار، محلول ۰٫۰۱ بدست می‌آید. دوباره یک سی سی از این محلول را در ۹۹ سی سی آب می‌ریزیم و این بار محلول ۰٫۰۰۰۱ بدست می‌آید.بین هر مرحله رقیق سازی، شیشه حاوی محلول را به تعداد ۱۰۰ الی ۲۰۰ بار با تکانهای شدید ضربه‌ای به هم می‌زنیم. این عمل در تهیه داروهای هومیوپاتی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و تنها با رقیق کردن نمی‌توان به قدرتهای بالاتر دست یافت.اگر به رقیق کردن محلول تا ۱۲ بار ادامه دهیم، محلول ۱۰ به توان منفی ۲۴ به دست می‌آید که از عدد آوگادرو کوچک‌تر می‌شود. که این بدین معنی ست که حتی یک مولکول از این ماده در محلول وجود ندارد.این عمل را تا ۱۰۰ و یا ۱۰۰۰ بار تکرار می‌کنند و جالب اینجاست که هر جه محلول رقیق تر می‌شود، خاصیت دارویی آن قوی تر می‌شود.
---------------لینک این مطلب در سایت بالاترین---------------------

دوشنبه، آبان ۰۳، ۱۳۸۹

در اثر جنایات سی ساله رژیم؛ غیر از انقلاب سیاسی، نیازمند انقلاب اخلاقی نیز هستیم.


در ایران امروزه ؛ در اثر جنایات سی ساله رژیم؛ غیر از انقلاب سیاسی، نیازمند انقلاب اخلاقی نیز هستیم.

کسانی که از ایران آمده اند، داستان های ناراحت کننده ای را نقل می کنند، که البته شنیدنش چندان تعجب را بر نمی انگیزد، رفتار مردم با هم بد شده است، آمار خودکشی بیداد می کند،نرخ افسردگی وحشتناک است و ....
مردم ایران همیشه به سرزندگی و معیارهای اخلاقی برجسته شهره بوده اند، افسوس که رژیم جهل و زور، مانند دیگر سرمایه های ما، تمام تلاشش را برای غارت این اندوخته نیز به کار برده است.
حرجی بر مردم ایران نیست، چه توقعی می توان از مردمی داشت که سه ده سال، زیر تیغ جور ملای نعلین پوش بوده است؟!
مردمی که به مدت سی سال تحت فشار و ستم بوده اند، از نظر اقتصادی از حداقل هایی که حقشان است، برخوردار نیستند. در اثر یک جنگ ابلهانه هشت ساله و حمام خون قتل عام افراد سیاسی مخالف رژیم، تقریبا همه مردم یکی از عزیزانشان را از دست داده اند. به صورت روزانه صدا و سیمای رژیم در چشم آنها نگاه می کند و به آنها دروغ می گوید و به شعورشان توهین می کند و ...
برای بازگرداندن معیارهای اخلاقی جامعه به گذشته، البته که نیازمند یک انقلاب در عرصه اخلاقیات جامعه نیز هستیم.

یکشنبه، آبان ۰۲، ۱۳۸۹

آقای خامنه ای، درست می گویی، سرنوشت آخوند و رژیم به هم گره خورده، سرنوشتی شوم در انتظار هر دو است!

خامنه ای در سخنرانی خودش در قم گفته است:  سرنوشت روحانیت به سرنوشت نظام اسلامی گره خرده است، البته چنین سخنی کاملا درست است.
فردای روزی که این نظام فرو برید و در ایران دموکراسی برقرار گردد، در سایه آزادی ، جنایات سی ساله آخوندها  در معرض قضاوت مردم ایران قرار خواهد گرفت و مردم ایران خواهند دید که این گروه مفت خور، که تنها هنر آنها استخراخ قوانین تخلی از قرآن و احادیث است، چگونه به مدت سی سال ، به مانند لشکر مغول به غارت، تجاوز و آدمکشی مشغول بوده اند.
البته که بعد از سرنگون شدن رژیم آخوندی، سرنوشتی ناخوشایند در انتظار آخوند ها خواهد بود ، چرا که اکثر آنها در این جنایات دخیل بوده اند و از همه مهمتر، این نوع زندگی انگلی و این روش تحصیل، پرورش دهنده جنایت کارانی چون خامنه ای و خمینی بوده است.
شاید سی سال قبل، به دلیل نبود آزادی، و از طرف دیگر، به دلیل اینکه آخوندها هنوز قدرت نگرفته بودند، مردم ایران قشر آخوند را به خوبی نمی شناخت اما اکنون به لطف سی سال جنایت رژیم، چهره واقعی آخوندها مشخص شده است و مردم ایران، در صورت سرنگونی رژیم و در سایه آزادی، قطعا آنها را بهتر خواهند شناخت و طبیعی است که در صورت سرنگونی رژیم ، دیگر آخوندها در ایران جایگاهی نخواهند داشت.



آقای گنجی،اگر موسوی پیروز انتخابات نبود، چرا رژیم حاضر به بازشماری یا برگزاری مجدد انتخابات زیر نظر نهاد های بین المللی نشد؟

آقای اکبر گنجی ، چه دلیلی برای تقلب و پیروزی موسوی از این بالاتر که نظام حاضر به شمارش مجدد آرا یا برگزاری مجدد انتخابات  توسط ناظران بین المللی نشد ؟ با توجه به این نکته که آنها می دانستند که موسوی رییس جمهور نیست و آرا کافی ندارد، آنهم در شرایطی  که فقط در یک تظاهرات سه و نیم میلیون نفر به خیابان ها آمده اند و کل نظام در خطر سقوط است، چرا نباید اجازه دهند ناظران بین المللی به ایران بیایند و صحت انتخابات را تایید کنند ؟!
موسوی و کروبی هیچگاه ادعا نکرده اند که رهبر جنبش سبز هستند، و از نظر درصد قابل توجهی از مردم به دلیل عملکرده ضعیف خود در یکسال گذشته و همینطور عدم عذرخواهی آنان از مشارکت در جنایات سی سال گذشته رژیم ، فاقد صلاحیت رهبری جنبش سبز هستند.
آقای گنجی گفته است: (( نمی توان "سبز بودن" را به "پيروزی موسوی" يا "تقلب در انتخابات" تقليل داد))
این سخن کاملا درستی است، چه آنکه اصولا ریشه جنبش سبز ، به انتخابات سال گذشته بر نمی گردد، جنبش سبز، جنبشی آزادی خواهانه است، ریشه آن به انقلاب مشروطه برمی گردد. مردم ایران بیش از یک قرن است که برای آزادی و حقوق خود مبارزه می کنند، اما بنا به دو دلیل عمده از نیل به این هدف باز مانده اند، یکی کارشکنی خارجی(چون کودتای 28 مرداد) و دیگری دشمنی و  خیانت های پی در پی روحانیت به جنبش آزادی خواهی مردم ایران.
مهمترین مشکل کسانی چون اکبر گنجی این است که جنبش سبز را محدود به اصلاح طلبان و یا افراد مذهبی خواستار اصلاحات می کنند، براحتی این واقعیت را فراموش می کنند که بخش عمده ای از مردم ایران، بنا به تجربه سی سال جنایت حکومت دینی ، خواستار جدایی دین از سیاست هستند.
خواسته جدایی دین از سیاست، به صورت کاملا واضح در تناقض با جهت فکری و ساختار اصلاح طلبان است.
گنجی استناد می کند که چون خاتمی و یا دیگر رجال اصلاح طلب، ادعای تقلب در انتخابات را نکرده اند، تقلبی صورت نگرفته است. اینکه  خاتمی چه گفته و مدعی تقلب نشده است، دلیل بر عدم تقلب نیست، خاتمی آدمی ترسو است ، فراموشمان نمی شود که با بیست میلیون رای بر سر کار آمد ، اما التزام او به ولایت فقیه ، مانع انجام اصلاحات جدی از سوی او شد.
اصولا اصلاح طلب ها نماینده راستین جنبش سبز نیستند، که موضع گیری آنها بر تقلب یا عدم تقلب، دلیل بر تقلب یا عدم تقلب باشد.
چرا اصلاح طلبان مایل به تغییر نظام به نظامی دموکراتیک نیستند؟
اصلاح طلبان به خوبی می دانند که در یک حکومت دموکراتیک ، جایی در ساختار قدرت نخواهند داشت و از آن مهمتر بسیاری از آنها باید که پاسخ گوی مشارکتشان در سی سال جنایت رژیم باشند، لذا آنها ترجیح می دهند که حکومت به همین شکل فعلی باقی بماند، اما به رژیمی دموکراتیک تغییر نکند.



چگونه یک تومور مغزی، می تواند نقش ارزشمندترین هدیه را برای شما بازی کند ؟ یک ویدیو از سایت تد با زیرنویس فارسی

ویدیو با زیرنویس فارسی / این ویدیو را من برای سایت TED ترجمه کرده ام و به زودی روی سایت قرار خواهد گرفت.
دختر خانمی زیبا به نام استیسی در کنفرانس تد، در یک سخنرانی سه دقیقه ای ، از تجربه خودش می گوید، از اینکه چگونه یک تومور مغزی زندگی او را به نحوی زیبا تغییر داده است. 
آیا باید از هر اتفاق ناخواسته ای ترسید؟ همیشه شنیده ایم که می توان از شکست برای پیروزی پل ساخت، می توان از اتفاقات بد درس گرفت. 
این ویدیو ، یک نمونه واضح است که نشان می دهد چگونه می توان از شکست ها درس گرفت. 

سایت تد+استیسی کارمر+تومور+تغییر زندگی+وبلاگ گمنامیان

شنبه، آبان ۰۱، ۱۳۸۹

آقای خامنه ای، در ده سال گذشته در فلسطین شش هزار نفر کشته شده اند، اما در دارفور سودان سیصدهزار نفر، چرا از متهم این نسل کشی ، حمایت می کنید؟!

آقای خامنه ای، در ده دسال گذشته در فلسطین شش هزار نفر کشته شده اند، اما در دارفور سودان سیصدهزار نفر، (طبق آمار سازمان ملل)، چرا از متهم این نسل کشی ، حمایت می کنید؟!

مرگ هر انسانی، چه سیاه و چه سفید، چه مسلمان و چه یهودی و چه بی خدا، دردآور و ناراحت کننده است.
اما غیر از جنایت در کشته شدن انسان ها، نگاهی بیاندازیم به تعداد کشته شده ای فلطسطینی در این ده سال گذشته.
در ده سال گذشته، بیش از 1072 اسراییلی و بیش از  6300 فلسطینی کشته شده اند.
اما در اثر نزاع دارفور ، تا کنون بیش از سیصد هزار نفر کشته شده اند؛ یعنی پنجاه برابر کشته شدگان فلسطینی ، اما دولت جمهوری اسلامی ایران با مهم ترین متهم این جنایت، یعنی عمرالبشیر فالوده می خورد، دولت ایران از عمر البشیر 100% حمایت می کند و مخالف ارسال صلح بانان بین المللی ، برای جلوگیری از کشتار بیشتر مردم مفلوک سودان است.
دادگاه بین المللی جنایات جنگی، حکم دستگیری عمر البشیر، قاتل و جنایتکاری که رییس جمهور سودان است، صادر کرده است ، اما روز بعد از صدور فرمان دستگیری این جنایت کار جنگی، رییس مجلس ایران برای حمایت از او به دارفور می رود(اینجا).
براستی اگر برای جمهوری اسلامی، کشته شدن مسلمانان مهم است، چرا به کشته شدن 300 هزار انسان در دارفور نمی پردازند، آنهم در شرایطی که این جنایت توسط متحد صمیمی آنها صورت می گیرد؟!

چرا سونامی مواد مخدر، چون بختک بر سینه مردم ایران افتاده است ؟

سونامی مواد مخدر ایران را در بر گرفته است، طبق آمار رسمی دولتی، زمان دسترسی به مواد مخدر در ایران (زمان یافتن آن) کمتر از بیست دقیقه است.

براستی ، چه چیزی باعث شده که اینچنین این بلای خانمانسوز، گریبان مردم ایران را بگیرد ؟

چند نکته اساسی وجود دارد:


یک-

آخوندها ، اصولا حشیش یا تریاک را نجس نمی دانند و می دانیم که کشور را آنها اداره می کنند، لذا مبارزه ای جدی با مواد مخدر ندارند.

اصولا اگر با طبقه روحانیون در ارتباط باشید، می بیند که مصرف مواد مخدر در بین آنان بسیار زیاد است.


این دستور مذهبی از سایت یکی از مراجع تقلید(آیت الله دستغیب) نقل می شود:

 مسأله 112 - شراب و هر چيزى كه انسان را مست مى‏كند، چنانچه به خودى خود روان باشد، نجس است، و اگر مثل بنگ و حشيش، روان نباشد اگرچه چيزى در آن بريزند كه روان شود، پاك است.



دو-

مهمتر از آن ، تجارت مواد مخدر ، تجارت بسیار پر سودی است که درصد عمده ای از گردش اقتصاد ملی ایران را در برمی گیرد. این تجارت غیرقانونی و آمیخته با جنایت ، در اختیار سپاه و مافیای حاکم بر رژیم است. براستی چگونه می توان  بدون وجود مافیای دولتی ، این حجم عظیم مواد مخدر را در کشور پخش کرد؟



سه-

رژیم و مافیای حاکم بر آن ترجیح می دهد که جوانان ایرانی ، درگیر به اعتیاد مواد مخدر باشند، چه آنکه می دانند از یک معتاد به مواد مخدر، فعالیت سیاسی یا آزادی خواهانه سر نمی زند.



چهار-

مشروبات الکلی و رابطه جنسی بین زن و مرد ، قانونی و آزاد نیست و نبود این دو ، جوانان را به سوی مواد مخدر کشانیده است.



این مطلب را نیز قبلا نوشته ام: 

جمعه، مهر ۳۰، ۱۳۸۹

براستی چرا باید مردان بتوانند چهار زن داشته باشند، اما زنان اجازه داشتن چهار شوهر را نداشته باشند ؟ / الله جان ، می دانی ژنتیک چیست؟



چرا الله محمد، اینقدر بی سواد و بی دانش بود که از علم ژنتیک به کل بی خبر بوده است؟ مگر نه اینکه انسان ها را او آفریده و باید که از تمام جزییات بدن انسان ها خبر داشته باشد ؟! چرا دیدگاه علمی محمد هم اندازه دانش یک چوپان از گله اش است ؟

در زمان قدیم، به دلیل اینکه محمد از وجود علم ژنتیک بی خبر بود، استدلالش این بود که هنگامی که مرد چهار زن داشته باشد، به هر حال پدر و مادر طفل مشخص است، اما در صورتی که زن چهار شوهر داشته باشد ، نمی شود فهمید که پدر طفل کیست. اما اکنون در سال 2010 براحتی می شود به کمک آزمایش ژنتیک فهمید که پدر کودک چه کسی است.
این قانون چهار زن داشتن، نشان از درک ناقص محمد و الله خیالش  از بدن  انسان است و همینطور نشان از دیدگاه بسیار ابلهانه او نسبت به زنان.
عقل سلیم می گوید که زن و مرد در یک اجتماع باید با هم برابر باشند و از حقوق یکسانی برخوردار باشند، اینکه یک دین، زن را  جنس دوم و بی ارزش بدانند، به آنها ظلم کنند، آنها را از حقوق اجتماعی محروم کنند، نشان از بدویت و بلاهت موجود در یک دین است.
یک دین ابلهانه ، چون در نیاز به پیشرفت بوسیله زور شمشیر دارد، لذا از نظر آن دین ، مردان با ارزش هستند و زنان بی ارزش.

پنجشنبه، مهر ۲۹، ۱۳۸۹

مناجات محرمانه و خودمانی افراد مشهور با الله

تصور کنید که الله وجود دارد (فرض محال که محال نیست!) ، حال باز تصور کنید که افراد مشهور ، با خداوند باریتعالی ، در یک جا تنها می شوند و می توانند بدون واهمه و رک و پوست کنده ، با الله خودشان حرف بزنند، به نظر شما چه اتفاقی می افتد ؟ خوب، محیط یک (بار) خوب، در یک لندن را تصور کنید، حضرت باریتعالی با هر یک از افراد زیر خلوت می کند و با هم  چند آبجو می خورند و وقتی سرشان گرم شد  و هر دو حسابی مست شدند، مکالمه های زیر بین آنها صورت می گیرد:
حضرت آدم و الله:
حضرت آدم خطاب به الله: خیلی بی مرام هستی ، بی ظرفیتی ، آخر برای یک دانه سیب ، کسی را تبعید می کنند؟
حضرت نوح و الله:
الله خطاب به حضرت نوح: تو چه کار کردی این همه عمر کردی ؟! عمرت از ما هم بیشتر شد، راستش بگو، قول می دهم کاری باهات نداشته باشم، رفتی کامپیوتر بارگاه ما را انگولک کردی دیگر!؟ شاید هم زیرمیزی مشتی به این عزراییل دادی !
حضرت نوح جواب می دهد: خبر نداری، یکی هست به نام آیت الله جنتی، سنش از من هم بیشتره !
حضرت موسی و الله 
حضرت موسی  خطاب به الله: راسته تو با یعقوب کشتی گرفتی، یعقوب تو را به زمین زده بود ؟! این قوم بنی اسراییل می گویند یعقوب می خواسته ترتیبت را بدهد، اما تو گریه کرده ای، او تو را بخشیده !!
حضرت عیسی و الله:
الله: بابا تو دیگر کی هستی ، هنوز بعد از این همه وقت نفهمیدی ننه ات جنده بوده ، معلوم نیست با کی رفته خوابیده ، حامله شدن تو را انداخته گردن ما ! به جان خودم تو پسر من نیستی، می گویی نه بیا برویم آزمایش ژنتیک
حضرت ابراهیم و الله:
الله: خیلی خری ، جدی می خواستی بچه ات را سر ببری ؟!
حضرت محمد(ممد پدو) و الله:

الله: بابا تو دیگه کی هستی ! بچه باز که بودی، در دکان پیغمبری هم تخته کردی و گفتی که دیگر بعد از تو پیامبر نخواهد آمد!
حضرت محمد: بابا جان، تو که می دانی من به بچه ها علاقه دارم، دست خودم هم نیست، مگر تو من را نیافریدی!؟ خوب کرم داشتی من را پدوفیل بیافرینی که اینجوری بشود ؟
حضرت امام حسن و الله:
امام حسن: راستشو بگو، قوی تر از وایگرا چیز دیگری هم می توانی بیافرینی؟
امام حسین و الله:
الله: آی کیو! آخر آدم با هفتا نفر می تواند از پس لشکر سی هزارنفره بر بیاید ؟! حالا حماقت کردی رفتی، دیگر تسلیم چرا نشدی ؟!
حضرت علی اصغر و الله:
حضرت علی اصغر: اونگ ، اونگ و اونگ و....( ترجمه:من بیچاره هنوز داشتم شیر می خوردم که در اثر  تقدیر احمقانه تو تبدیل به سیبل تیراندازی شدم و هی تیر خوردم !
امام زمان و الله:
امام زمان: خیلی نالوطی هستی ، قرار ما این بود که من یک مدت کوتاهی در چاه جمکران باشم ، نه چند هزار سال ! چشمام نابود شده ، بوی گند از تنم بیرون نمی رود. تو هم با این تقدیرت !
الله و نویسنده این مطلب: 
نویسنده این مطلب خطاب به الله: 
الله جون، سیب زمینی از تو بیشتر غیرت دارد، من این همه به تو بد و بیراه گفته ام ، اما تو هیچ کاری علیه من نکرده ای !!

چهارشنبه، مهر ۲۸، ۱۳۸۹

چنگ زدن به کف دریا / گرفتن مرجعیت برای مجتبی خامنه ای، اعتباری برای او نمی آورد، چون اعتبار اسلام اصولا زیر سوال است!


چرا دیکتاتورهایی مانند خامنه ای، تا آخرین لحظه از سقوط خود بی خبر هستند؟ چرا گرفتن مرجعیت برای مجتبی، نشان از بلاهت خامنه ای دارد؟

گفته می شود یکی از اهداف سفر خامنه ای به قم، زمینه سازی برای گرفتن حکم مرجعیت برای مجتبی ، پسرش، است.
زندگی دیکتاتورها را که می خوانیم، می بینیم که عموما تا آخرین لحظات، تصور نمی کردند که رژیم آنها در حال فروپاشی است و علتش نیز ، خیلی ساده است:
دیکتاتورها ؛ آدم های ابلهی هستند که نمی دانند باید از اجتماع اخبار واقعی دریافت کنند و از طرفی ، اگر کسی اخبار واقعی را به آنها برساند، با برخورد شدید دیکتاتورها مواجه می شود، لذا دیکتاتورها تا آخرین لحظات ، از سقوط پیش روی خود بی خبر هستند.
در اخبار می خوانیم مثلا سخنگوی وزارت امورخارجه که معاون وزارت خارجه نیز هست، برای گرفتن اقامت کانادا اقدام کرده ، یعنی به راحتی می بینم مدیران رده بالای نظام نیز به خوبی می دانند ، آینده ای در انتظارشان نیست.
حال حکایت علی خامنه ای و پسر جنایتکارش است، اینها آنقدر ابله هستند که کاملا بی خبر هستند و نمی  دانند میلیونها ایرانی ، با آنها مخالف هستند و چون آب جمع شده پشت سد، فقط منتظر مفری برای ابراز وجود هستند و نمی توان با اسلحه و کشتن ؛ آنها را برای همیشه ساکت کرد.
به قول معروف ، خانه از پای بست ویران است / خواجه در نقش بند ایوان است !
بر فرض که مرجعیت مجتبی نیز گرفتید، چه فایده ای دارد ؟! اصولا مشروعیت کل نظام زیر سوال است و اعتماد مردم به اسلام از بین رفته است. 

دوشنبه، مهر ۲۶، ۱۳۸۹

چگونه یک انگلیسی تمام مقامات ایرانی را اسکول می کند ؟/ چگونه مسلمان شدن در کشورهای اسلامی یک تجارت پر سود برای غیرمسلمین است؟


خبری در مطبوعات بود مبنی بر اینکه  سرمربی انگلیسی تیم ملی ایران سنت و مسلمان شد
براستی می دانید در عربستان و دیگر کشورهای اسلامی، چگونه غیر مسلمانان را مسلمان می کنند ؟!

دوستی داشتم که مادرش از شهروندان اماراتی بود که ایرانی الاصل بوده اند و سالهای کودکیش را در دبی گذرانده بود. 
او بنا به شغل مادرش از پرونده ای مطلع بود که بسیار خنده دار بود، یک تبعه هند با اسمی غیر مسلمان ، برای کار کارگری وارد امارات شده بود و صاحب کار بسیار مذهبی او که سمت بالایی نیز در یک سازمان دولتی امارات داشته ، او را تشویق به اسلام آوردن کرده بود و حتی برای ترغیب او ، وعده یک سری جایزه نیز به او داده بود(گویا در آن زمان دولت امارات به کسانی که مسلمان می شدند ، مبلغی قابل توجه جایزه می داده است). 

فرد یاد شده ، با خود اندیشده بود گور بابای خدایان هندی، من لااقل در ظاهر مسلمان می شوم این جوایز را دریافت می کنم. با تشرف به اسلام و نشان دادن ظاهری بسیار مذهبی از خود، اعتماد صاحب کار خود را جلب کرده بود و در فرصتی مناسب، با خالی کردن گاوصندوق او ، به صورت غیرقانونی از امارات (گویا می شود از طریق لنج از امارات به صورت غیر قانونی خارج شد) خارج شده بود. 

سارق ماهر و باهوش ما، بعد از مدتی با گرفتن پاسپورت به یک اسم  دیگری ، باز به امارات وارد شده بود و اینبار دیگر راه و چاه کار را خوب یاد گرفته بود، خوب جستجو کرده بود و یک صاحب کار بسیار پولدار و مذهبی دیگری پیدا کرده بود و خودش سر صحبت اسلام آوردن با  او را باز کرده بود. برای بار دوم نیز در فرصت مناسب ، با تیغ زدن صاحب کار، باز از امارات به صورت غیر قانونی خارج شده بود. 

این داستان چندین بار تکرار شده بود و این فرد زرنگ، هر بار علاوه بر گرفتن جایزه های متعدد ، اگر فرصت می یافته است سرقتی نیز می کرده و از کشور خارج می شده است.

تا اینکه بار آخری که در امارات بوده، مجلسی رسمی برای تازه اسلام آوردنگان ترتیب داده بودند و او نیز در این مجلس شرکت کرده بوده و صاحب کار اول او (که گاوصندوقش را خالی شده بوده!) ؛ او را در وسط مجلس شناسایی می کند و با پس گردنی از روی سن پایین می آورد!

او به ارتداد متهم شده بود و احتمال اجرای اعدام درباره اش می رفت، اما دولت امارات گویا ترجیح داده بود گند کار را بیرون نیاورد و بعد از چند سال زندان ، او را با لگد از کشور اخراج کرده بود! از آن به بعد ، نمایش های مسخره اسلام آوردن خارجی ها در امارات ، بسیار محدود شده است.

حال این حکایت اسلام آوردن مربی انگلیسی تیم بیلیارد ایران است و اینکه  باز چه قدر پول مردم ایران در جیب یک شیاد دیگری است.

خوب است که ما سالها سابقه ملعبه انگلیس شدن در تاریخمان ثبت است، اما باز یک انگلیسی می آید و همه مقامات دولتی رژیم را اسکول می کند !

خدا می داند چقدر پول از مقامات مشنگ جمهوری اسلامی بابت این نمایش مسخره دریافت کرده است. بدبختی ما این است که پول مفتی مانند پول نفت زیر دست احمدی نژاد و خامنه ای است و این احمق ها ، دیگر نمی دانند با این پول چه کنند.