پنجشنبه، مهر ۰۸، ۱۳۸۹

در دینی که امام زمانش در چاه زندگی می کند،لابد شیطانش نیز در سوراخ بینی زندگی می کند، تکلیف بقیه سوراخ سمبه ها را نیز الله می داند!

حدیثی معتبر از حضرت محمد (ص) ؛ پیامبر اسلام نقل شده که می گوید : 
حضرت محمد (ص) : شیطان تمام مدت شب را در سوراخ بالای بینی بیتوته می کند.(صحیح بخاری؛جلد چهارم شماره 516) 
و ایضا در حدیثی دیگر از ایشان نقل شده که:زمانی که شما از خواب بیدار می شوید و وضو می گیرید، باید سه بار بینی خود را آب بکشید ،زیرا شب شیطان در  بینی شما بیتوته کرده است.ز صحیح مسلم , جلد اول , شماره 462)
چند نکته در این رابطه وجود دارد: 
یک -
 در دینی که امام زمانش در چاه جمکران زندگی می کند، لابد شیطانش نیز در سوراخ بینی زندگی می کند، مانده که در دیگر سوراخ ها چه کسانی زندگی می کنند !!
دو- 
تصور محمد از شیطان چه بوده است؟! اگر شیطان یک موجود ریز است که در سوراخ بینی سکنی می گزیند، چه خطری می تواند داشته باشد و چگونه افراد را گول می زند ؟ 
سه-
میلیونها سوراخ بینی در عالم وجود دارد، شیطان چگونه همزمان در همه آنها حضور دارد؟!
چرا مسلمانان اندکی فکر نمی کنند که ببیند این حرفها را یک آدم عاقل و سالم نمی زند؟!




چهارشنبه، مهر ۰۷، ۱۳۸۹

آزادی بیان و آزادی اندیشه را چگونه تعریف کنیم؟



اصل اول:
حق آزادی اندیشه برای هر انسانی محفوظ است. هر کسی حق دارد تا به هر گونه ای که می خواهند اندیشه کند؛ درباره هر مساله ای، هر دیدگاهی که می خواهد داشته باشد، و یا هر مساله را هر جور که می خواهد تفسیر کند. حاکمیت حق ندارد از هیچ شهروندی درباره باور و اندیشه او بپرسد.

اصل دوم: 
حق آزادی باور برای کسی  محفوظ است.  حاکمیت حق ندارد درباره باور هیچ کسی از او سوال کند، و هیچ کسی را نمی توان به جرم داشتن عقیده، دین، مذهب، باور، نگرش و یا تغییر دین مجرم قلمداد نمود.

بنیاد سوم:
(الف):حق آزادی بیان برای هر انسانی محفوظ است، (شایان یادآوری است که گردهمآیی و راه پیمایی ها نیز بخشی از آزادی بیان جمعی قلمداد می شود.)
(ب): برای نشر اخبار یا اندیشه، در قالب رسانه به هر شکلی، نیاز به مجوز نمی باشد.
(ج): حاکمیت تنها در صورتی می تواند حق آزادی بیان یک شهروند را محدود کند که: (1) آن شهروند با استفاده از حق آزادی بیان خود، حقوق دیگر شهروندان به شکلی نقض می کند، (2) منافع عمومی جامعه با خطر مواجه شده باشد؛ و این محدود نمودن حق هم می بایست صرفا در دادگاه علنی و با حضور هیات منصفه صورت پذیرد.

بنیاد چهارم:
هیچ قانونی نمی تواند این بنیاد چهارگانه را نقض کند، و این اصول، مقدم بر تمامی «قوانین موضوعه» و یا «عرف جاری» و یا «عقاید و دستورات مذهبی» می باشند.

درخواست فوری دوست دختر حسین درخشان : دادستان تهران در 22 سپتامبر درخواست مجازات مرگ برای او کرده است، کمک کنید که او را نجات دهیم



حسین درخشان، روزنامه نگار و بلاگر ایرانی-آمریکایی در زندان اوین تهران-ایران زندانی است این تقاضا از مجامع بین المللی است تا بخواهند که حسین درخشان، شریک زندگی من سریعا آزاد شود.حسین روزنامه نگار و بلاگر ایرانی-آمریکایی است که به بلاگ-فادر(پدرخوانده بلاگ) مشهور است.او در اول نوامبر 2008 در خانه والدینش در تهران دستگیر شده است.از آن تاریخ در زندان اوین نگه داری می شود. ما منتظر دریافت رای نهایی دادگاه هستیم.
حسین در هیچ جرمی شرکت نداشته است، او خیلی ساده کار خودش را به عنوان یک روزنامه نگار انجام می داده است. اهمیت این موضوع حداکثر است. همین الان در نیویورک اجلاس سازمان ملل در حال برگزاری است، من از کشورهای دنیا و رییس جمهور احمدی نژاد می خواهم که برای آزادی حسین از زندان به دلیل آزادی بیان و اعلامیه جهانی حقوق بشر ؛ کمک کند.
این مطالب توسط سندرین موریسا گفته شده است، او  بنیان گذار موسسه مشاورتی  تکنولوژی جدید  و پارتنر(شریک زندگی) حسین درخشان است  که هر دو مشتاق و علاقه مند به تکنولوژی جدید در ارتباطات هستند.

HOSSEIN DERAKHSHAN, IRANIAN-CANADIAN BLOGGER AND JOURNALIST DETAINED AT THE EVIN PRISON, TEHRAN, IRAN.
URGENCY : THE PROSECUTOR OF TEHRAN REQUESTED DEATH PENALTY AGAINST HOSSEIN ON SEPTEMBER 22, 2010.
HELP US SAVE HOSSEIN !
«This is a call for help to the international community to ask for the immediate release of my partner Hossein Derakhshan. Hossein is an Iranian-Canadian blogger and journalist, know as the «Blogfather». He was arrested on November 1st, 2008 at his parents’ house in Tehran. He has been detained at the Evin prison ever since. Yesterday we learnt that the prosecutor of Tehran requested the death penalty. We are expecting any time soon the final verdict. Hossein committed no crime, he was simply doing his job as a journalist.
Urgency is at its maximum.
Rigth now in New York City, the United Nations are getting together. I am asking the world nations and President Ahmadinejad for help to free Hossein from jail in the name of freedom of speech for journalists and international human rights».
says Sandrine Murcia, founder of a new technology consulting firm, Hossein’s partner, both passionate for new technologies for information and communication.

نمایشنامه یک پرده ای : یک روز در بهشت با شرکت الله ، ممد پدو و دیگر پیامبران

بازیگران :
 خداوند قادر متعال (ملقب به قدی جون) ،  حضرت محمد (ملقب به ممد پدو)،حضرت علی (ملقب به علی درباز کن)،امام زمان (مقلب به حجت شعبده)، امام رضا(ملقب به رضا کفتر باز)، حضرت عیسی ، حضرت موسی، و دیگر پیامبران اولی العزم و معصومین و حضرت معصومه !
مکان : بارگاه الهی، تمام پیامبران و امامان و معصومین بنا به درخواست خداوند جمع شده اند.
میکاییل به یک میکروفن بی سیم، ورود و جلوس خداوند را بر تخت خداوندی اعلام می کند.
همه مشغول حرف زدن  ویا فرستادن اس ام اس هستند، اسرافییل از ته سالن در بوق خودش می دمد و همه از صدای آن می ترسند و مو هایشان سیخ می شود.
حضرت نوح، به عنوان پیر جمع رو به میکاییل می کند و می گوید: مردک خر، خوب  تو که میکروفن دستت است، ملت را ساکت کن، چرا هیچ غلطی نمی کنی تا این اسرافیل زبان نفهم عقده ای، توی آن بوق صاحب مرده اش بدمد و اعصاب همه را خراب کند ؟! حق ویزیت دکتر متخصص گوش و حلق و بینی می دانی چقدر است؟
خداوند متعال از روی تخت رو به نوح می کند و می گوید : پیر خرفت ، خفه ، من گفتم . حضرت نوح ساکت می شود.
خداوند متعال میکروفن را از میکاییل می گیرد و شروع به حرف زدن می کند: به نام خودم که خیلی بخشنده و مهربانم. خوب کره خر ها، شما کی می خواهید آدم شوید ؟! غلطی کردم شما را آفریدم! آدم های نیکوکارش که شما باشید ، وای به حال بدکارش !
امروز صبح این حساب دار ما ، برایم مخارج این ماه را آورده است، دهن من را شما سرویس کردید، حساب بانکیم خالی شده ، از کجا بیاورم هی گند کاری شما را درست کنم ؟! از این به بعد باید همه شما کار کنید و در تامین مخارج بهشت  مشارکت کنید.
همه حاضرین شروع به  اعتراض می کنند، باز اسرافیل بدستور خدا در بوقش می دمد، همه ساکت می شوند.
حضرت نوح جلو می آید و می گوید : پروردگارا، شما خودت به ما قول داده بودی که کسی در بهشت نیازی نیست کار کند.قرار ما این نبود که ما خرحمالی کنیم!
خداوند با عصبانیت می گوید : قرار بود که شما هم مثل آدم رفتار کنید، فقط قبض موبایلتان پدر صاحب بچه را در می آورد، تا برسد به بقیه چیزها !
بعد رو به زینب می کند و می گوید: صد بار به تو نگفتم می خواهی سخنرانی کنی، بقیه را جمع کن هر چه می خواهی زر بزن؛ چه خبرت است با سیصد نفر کنفرانس کال می کنی ؟ من از کجا این پول موبایل تو را بیاورم، غلطی کردم موبایل دادم دست تو !! این موبایل برای کار ضروری است، نه اینکه روزها اس ام اس جک قومی قبیله ای با یزید رد و بدل کنی!
حضرت علی می گوید: پروردگارا، اگر یک کسی از این جمع گناه کرده ، شما نباید همه ما را مقصر بدانی و تنبیه کنید. خداوند با آرامش می گوید: فکر کردید وضع بقیه شما بهتر از زینب است ؟! خود تو علی ، این درب های بهشت همه دستگیره دارد، خیلی هایش ریموت کنترل دارد، چه خبرت است به هر دری می رسی ، می خواهی آنرا بکنی ؟! یک تعمیرکار فقط پشت سر تو باید راه بیافتد و درب هایی را که می کنی ، درست کند! یا این محمد، بابا جان، مسایلت را با زنها و حوری هایت خودت حل کن، داد پلیس بهشت از دست تو درآمده از بس این زنها و حوری ها سر نوبت خواب با تو ، چادر به کمر بسته اند و دعوا راه انداخته اند، قبض شیشه های شیشه بری سر کوچه سر به فلک می زند.یا تو زین العابدین ، بابا جان ، تو مگر بیمه نداری؟ پدر ما درآمد از بس پول دوا برای تو دادیم، این عیسی فکر کرده که اینجا هم کره خاکی است که همه جا ادعا می کند پسر من است و ادعای ارث و میراث می کند، مرتیکه، من چه می دانم که با نه نه تو خوابیده که انداخته اید گردن من ؟! صد بار بهت گفتم، بیا برویم آزمایش ژنتیک که مشخص شود بابای تو من نیستم، دست از سر کچل من بردار ! این مهدی دهن من یکی را سرویس کرده است، بابا جان ، اینجا بهشت است، قم نیست، اینقدر توی زمین های اینجا چاه نکن برو توش بنشین! قبض گلکاری پدر من را در آورد. ابراهیم جان، این ژانگولک بازی در نیار، می دانیم از توی آتش رد می توانی بشوی، خیر سرم خودم این قدرت را به تو داده ام، یک بار کردی ، همه دیدند، چرا هر روز یک گوشه بهشت را به گند می کشی و آتش روشن می کنی ؟ کرم داری؟!
فاطمه جان، این بهشت مال من است، هر روز می روی یک دادگاه شکایت می کنی که این جزویی از باغ فدک است، بابا جان، کدام بدبختی قرار است پول این وکیل ها را بدهد ؟!
تنها کسی که من از او راضی هستم، این معصومه ، آبجی رضا کفتر باز است، بیچاره هیچ خرجی تا حالا نداشته است!
یک دفعه صدای هق هق معصومه از داخل جمع به گوش می رسد، خداوند او را صدا می کند و می گوید بیا جلو ببینم چه می گویی. معصومه می گوید باید در گوش شما بگویم ، بعد جلو می رود و در گوش قادر متعال می گوید: من اینجا خسته شدم، نه توی ایران خوشی داشتم نه اینجا، من در دنیا که فقط از دست این رضا زجر کشیدم،  جان هر کی دوست داری منو بفرست جهنم، جرج کلونی و برد پیت آنجا هستند، من دوست دارم بروم جهنم !!
پی نوشت:
ضمنا ، این لینک را هم ببینید ، با عنوان: خوبی های اسلام / نامه ای از آقای پیتر،یک پولدار انگلیسی که امروز مسلمان شده است



سه‌شنبه، مهر ۰۶، ۱۳۸۹

خوبی های اسلام / نامه ای از آقای پیتر دیدوف، یک پولدار انگلیسی که امروز مسلمان شده است

این نامه همین الان توسط یک کفتر چاهی(!) ، بدست من رسید ، لذا بدون تغییر آنرا اینجا منتشر می کنم، 
(آقا جان ، متن را بخوان، چرا آهنگ کفتر کاکل بسر های های  را زمزمه می کنی ؟ مگر اینجا دیسکو است؟!)
خوب این هم نامه : 
بسم الله الرحمن الرحیم
من پیتر دیویدف هستم که همین نیم ساعت پیش به دلیل هدایت یکی از بزرگواران و عرفا اسلامی ، به دین اسلام مشرف شدم ، این بزرگوار که من بدست مبارک ایشان اسلام آورده ام، امام جمعه مسجدی در لندن هستند و ما از امروز صبح با هم در زندان بوده ایم، و در اثر مصاحبت با این بزرگوار ، من مسلمان شده ام. 
و اما بعد؛ 
من به تمام کفار عرض می کنم که اسلام بهترین دین ممکن است و بیشترین امکانات را در اختیار مسلمین قرار میدهد، به عنوان مثال ، بنده بدلیل سکس با یک دختر یازده ساله (که همبازی دختر خودم بود) ، به زندان افتاده ام، اما در اسلام عزیز، چنین چیزی نیست و اسلام اجازه می دهد حتی شما با دختر حتی نه ساله هم سکس داشته باشید، بماند که اجازه می دهد شما با دختر شیرخواره هم بازی های سکسی کنید. 
من بدلیل ارث زیادی که به من رسیده است، همیشه پول زیادی داشته ام، اما نمی توانستم از پولم استفاده کنم، اما اگر در کشور اسلامی زندگی کنم، می توانم ده ها دختر نه ساله را بگیرم و در یک خانه بزرگ نگه دارم. 
در اسلام می توان برده داشت، من هیچوقت نتوانسته ام علی رغم اینکه پول زیادی داشته ام، مستخدم درست و حسابی داشته باشم، چون بعد از اینکه آنها را برای اولین بار کتک می زدم، فوری پلیس دخالت می کرد و ممکن بود مرا به زندان بیاندازد، اما طبق قانون اسلام عزیز، من می توانم برده داشته باشم، و حتی به زنان آن برده ها نیز تجاوز کنم. 
اسلام عزیز حتی فکر این را نیز کرده است که من در جهان آخرت چگونه رستگار شوم، اگر من مقداری پول خرج مقعد، ببخشید مرقد امامان کنم، مستقیم به بهشت می روم. 
پس نتیجه می گیریم که اسلام بهترین دین است و برای رفاه و سعادت انسان نازل شده است. 
محمد خمینی مسلمان (پیتر دیویدف سابق)
پی نوشت: 
ضمنا، من الان در زندان مخصوص بچه بازها به سر می برم، اما به محض اینکه با امام جمعه عزیز ، از زندان آزاد شویم به سمت ایران پرواز خواهیم کرد تا از خوبی های اسلام، مستفیض شویم. 



خامنه ای ، چقدر حقیری که فعالیت حقوق بشری یک دختر جوان تو و نظامت را به لرزه در می آورد و مجبور به زندان کردن آن دختر می شوی !

هر چقدر شیوا بزرگ است، خامنه ای حقیر و زبون است.
شیوا با زندان رفتنش نیز مفید واقع شده و اوج حقارت خامنه ای را به دنیا نشان می دهد. 
به بند کشیدن دختر جوانی چون شیوا، که قلب بزرگش برای کودکان می تپد، نهایت پستی و حقارت است، کسی این بی آبرویی را برای خود می خرد که دیگر هیچ آبرویی نداشته باشد. 
شیوا جان، 
فراموشت نمی کنیم، در قلب ما جا داری و اسم تو و شجاعت تو جاودانه است. 
زنان ایران، با آزادگی و شجاعت خود به مردان درس دلیری و انسانیت و اخلاق می دهند، به وجود زنانی چون شیوا و ندا افتخار می کنیم. 
ایزابل آلنده ، نویسنده معروف و فعال حقوق زنان ، در یکی از سخنرانی های خود می گوید که :(برای آفرینش شخصیت های زن داستانهایش ، آنها  را نمی سازد، به اطراف نگاه می کند و آنها را می بیند، دنیا پر است از زنان قهرمان) ، این سخنرانی را اینجا ببیند
در جامعه ایران نیز چنین است، اطراف ما پر است از زنانی چون آسیه امینی ، شیوا نظر آهاری، سیمین بهبهانی، پروین فهیمی (مادر سهراب اعرابی)، ندا آقا سلطان و ...

امامی که یکبار نتوانست از گنبد آجری خودش محافظت کند، لیاقت گنبد طلا را ندارد، سنگ قبر معمولی هم زیادش است!

خوب، 
به سلامتی گنبد طلای مرقد فلان امام با 1416 خشت طلا هم افتتاح شد؛ فقط سوالی که برای این کافرحربی، این معاندی فی سبیل الله پیش آمده ، این است اگر امام مذکور عرضه نگه داشتن  گنبد داشت، گنبد قبلی را نمی گذاشت منفجر کنند!
حال سوال اینجاست، کسی که نمی تواند از گنبد قبلی خودش محافظت کند، آیا لیاقت داشتن گنبد طلا را دارد ؟!
امام موصوف اگر عرضه و لیاقت نگه داری داشت، خوب از گنبد قبلی خودش محافظت می کرد، چرا گذاشت آنرا منفجر کنند؟ 
از ما گفتن بود، اما امام فوق لیاقت سنگ قبر معمولی را هم زورکی دارد، چه برسد به گنبد طلا ! 
از ما گفتن بود، ببیند کی این گنبد هم منفجرش کنند؛ آنوقت من هستم که به ریش مسلمین شیعه می خندم. 


دوشنبه، مهر ۰۵، ۱۳۸۹

آیا به جای ساختن گنبد طلا برای امامان ، بهتر نبود در تهران توالت عمومی می ساختند که وضع بهداشتی اینقدر بد نباشد؟


آیا بهتر نمی بود اگر به جای ساختن گنبد طلایی برای حرم امامان در عراق؛ که در نهایت پولش در جیب عراقی ها خواهد رفت، همان پول را خرج ساختن توالت های عمومی تمیز در شهرها می کردند ؟!
برای ساختن این گنبد های طلا ، 1416 خشت طلا استفاده شده است.
اگر آنها واقعا امام هستند و با الله در ارتباط هستند، دیگر چه نیازی به این توجه های خاص دارند؟ مقام آنها به اندازه کافی بالا خواهد بود.
یکی از مشکلات شهر تهران و دیگر کلان شهرها،کمبود و یا شاید بهتر است بگویم نبود سرویس بهداشتی است، این نبود سرویس های بهداشتی باعث دو مشکل عمده می شود، یکی اینکه بیمارانی که نیاز به دسترسی سریع به توالت دارند، حسابی اذیت می شوند، و مشکل دوم این است که کسانی که نمی توانند خودشان را کنترل کنند، در معابر عمومی و در سطح شهر ، کار خودشان را انجام می دهند، که این از نظر بهداشتی خیلی بد و باعث گسترش بیماری های فراوان می شود.
راستی،
کسانی که با مسلمین تندرو در ارتباط بوده اند، می دانند که عبارت(هذا سنت النبی) کجا استفاده می شود
لطفا کامنت بگذارید و حدس بزنید که کجا است !






یکشنبه، مهر ۰۴، ۱۳۸۹

این چگونه پیامبری است که با کشتار می خواهد احترام بخرد؟/ قانون مجازات اسلامی ایران، نشانه ای از توحش اسلامی

اگر نگاهی به قانون مجازات اسلامی بیاندازیم، نهایت جنایت و بدویت اسلامی را در آن می بینم، براستی چگونه است که کشوری با فرهنگ غنی ایران ، با درصد بالای تحصیل کرده و با ثروت بسیار، تن به چنین خفتی داده است که قوانینی چنین ابله هانه در این کشور اجرا شود ؟! با هم نگاه کوتاهی به چند قانون اسلامی می اندازیم:

ماده 1-224 : هر كس پيامبر بزرگوار اسلام (ص ) را دشنام دهد يا قذف كند،سب‌النبي بوده ومحكوم به حد قتل مي‌شود.
تبصره- قذف يا دشنام به هريک از ائمه معصومين و يا حضرت فاطمه زهرا(س)در حکم سب النبی (ص) است.

براستی به کدامین گناه باید جان یک انسان گرفته شود ؟! آیا پیامبر اسلام واقعا از جانب خدا منصوب شده است یا نشده است، اگر او از جانب خدا است، لابد الله عرضه دارد که شخص بی ادب را تنبیه کند، اگر از جانب خدا نیست، دیگر چرا باید چنین قوانین ابلهانه ای در کشور جاری باشد؟

آیا این وحشیانه نیست که یک انسان را به صرف بر زبان راندن چند کلمه بکشند ؟ این چگونه دینی الهی است که پیامبرش اینقدر عقده دارد و چون شایسته احترام نیست، سعی می کند با کشتار وحشیانه احترام بخرد؟

لینک این مطلب در بالاترین

شنبه، مهر ۰۳، ۱۳۸۹

مرجع محترم شیعه ، حضرت آیت الله تبریزی ، چگونه در جواب استفتا من، فتوا به ندادن مالیات که نوعی دزدی است می دهد!

مرجع محترم شیعه ، حضرت آیت الله تبریزی ،
باور کنید که دروغگویی کار بدی است، دزدی کار زشتی است.
آیا می دانی که جامعه از پول مالیات اداره می شود ؟ اگر کسی مالیات ندهد، از امکانات جامعه استفاده کرده ، اما سهم خودش را پرداخت نکرده است، آیا این کار دزدی نیست ؟ آیا برای این کار نباید به مامور مالیات دروغ گفت؟ یا تو این را نمی دانی که در آن صورت خیلی موجود ابلهی هستی، یا اینکه می دانی و صرفا فتوا به دزدی می دهی !
آیا این درست است که در اسلام اگر کسی خمس و زکات (بخوانید پول چایی مربوطه) را به شما بدهد،می تواند دیگر مالیات ندهد ؟!
گویا در اسلام شما، با دادن خمس و زکات ، هر غلطی می توان کرد. سوالی از شما داشتم ، برای بچه بازی، چقدر باید پول چایی داد ؟ برای تجاوز به دختر بچه خردسال ، فرض کنید همسن عایشه ، چقدر باید زیر میزی تحت عنوان خمس و زکات داد ؟!
چه فرمودید؟ اینها در اسلام مجانی است؟ عجبا !

آیا شما به حداقل های اخلاق پایبند هستید؟
یا

ایمیل من به این مرجع تقلید و جواب ایشان به من(در انتهای ایمیل) را زیر می توانید ببیند.





لینک این مطلب در بالاترین

روایت و استدلالی از رسول خدا در مورد لطافت

قال رسول الله (ص) :
دست از خشن خطاب کردن پیروان من بردارید، وگرنه آنها شما را خواهند کشت.

جمعه، مهر ۰۲، ۱۳۸۹

پینوکیو به سکسه افتاد/ اگر حمله یازدهم سپتامبر دروغ و کار خود آمریکایی ها است،تو غلط کردی که دو سال پیش درخواست بازدید از خرابه های برج را دادی!

جناب آقای عنترالعلما!
پینوکیو بعد از دیدن دروغ های شاخ دار تو به سکسکه افتاده است ! گوبلز جلوی تو لنگ انداخته است، الصحاف وزیر تبلیغات صدام اعلام کرده است که بعد از دیدن دروغ های تو ، دیگر دروغ نخواهد گفت؛ چرا که در این رقابت ، فقط خودش را ضایع می کند !!
من تا کنون فکر می کردم تو فقط از بیماری های روانی رنج می بری ، اما اکنون می بینم که بازیگر قابلی هستی که خودت از دروغ های خودت ، خنده ات نمی گیرد.
آقای احمدی نژاد، عنترالعلما عزیز؛
اگر یازده سپتامبر طبق گفته اخیر تو در سازمان ملل؛ با همکاری دولت امریکا صورت گرفته و توطئه خود دولت آمریکا است، جنابعالی غلط کردی که دو سال پیش درخواست بازدید از خرابه برج ها را دادی! لینک درخواست رسمی دولت ایران در اینباره که البته آمریکایی ها آنرا رد کردند و طبق معمول احمدی نژاد ضایع شد ! (لینک مربوطه)
سخنرانی محمود احمدی نژاد در سازمان ملل که در آن می گوید حمله تروریستی، با اطلاع دولت آمریکا انجام شده است:
شما کافیست این سه لینک را با هم مقایسه کنید تا به دروغ گویی این آدم پلید پی ببرید.



چهارشنبه، شهریور ۳۱، ۱۳۸۹

علت سکوت کنونی جنبش سبز:/ اصلاح طلبان حکومتی ، فقط در نظام مبتنی بر ولایت فقیه امکان در دست گرفتن قدرت را دارند؛ لذا موافق حذف ولایت فقیه نیستند.

تعارف که نداریم، جنبش سبز از تک و تا افتاده است ؛ رژیم به خیال این است که آنرا مهار کرده است و با گذشت بیش از یکسال از اولین تظاهرات گسترده رژیم ؛ ما شاهد هیچ اقدام عملی و سازمان یافته جدیدی نبوده ایم.
براستی مشکل چیست ؟
مشکل اساسی، ادعای رهبریت جنبش توسط اصلاح طلبان است، در حالی که اصلاح طلب ها به دموکراسی اعتقاد ندارند.
مشکل، رهبری این جنبش است، این جنبش فاقد رهبری منسجم و هماهنگ با خواسته های مردم است.
اکنون سال 2010 است و مردم ایران با مردم سال 1978 که خواسته های خود را بر اساس خواسته های خمینی تبیین می کردند، زمین تا آسمان فرق دارند. به دیگر سخن ، به صورت کاملا واضحی مردم ایران خواستار حذف دین از صحنه سیاست کشور هستند که این به معنای تغییر ساختاری در نظام است، ولی اصلاح طلب ها و موسوی ، صرفا خواستار اصلاح نظام ج.ا. و برگشتن اصلاح طلبان بر سر قدرت هستند،
لذا ، می بینم که اصلاح طلب ها عملا به ترمزی برای جنبش تبدیل شده است و تمایلی به مثلا دعوت مردم به تظاهراتی یکپارچه ندارد.
در چند تظاهرات اخیر دیدیم که اصلاح طلب ها از شعارهای ساختار شکن، بشدت انتقاد کردند، براستی آن شعارها مگر چه بود ؟ چرا آنها از شعارهایی مانند مرگ بر اصل ولایت فقیه و مرگ بر دیکتاتور ابا دارند ؟!
در یک نظام دموکراتیک، نه تنها اصلاح طلبان حکومتی از جانب مردم برای حکوت انتخاب نخواهند شد، بلکه باید به دلیل مشارکت در سی سال جنایت رژیم ، بابت بسیاری از اعمال خود در دادگاه ، پاسخگو باشند.
مشکل اصلاح طلب ها این است که آنها خواستار این هستند که خود بر سر قدرت برگردند، و چون در زمان قدرت گرفتن آنها ،اندکی اوضاع کشور بهبود می یابد، به مردم با ذکر مثال دوران خاتمی، وعده بهبودی اوضاع می دهند.
اما این بهبودی ، با خواسته مردم، زمین تا آسمان فرق دارد. مشکل مردم ایران این نیست که حکومت دست آقایان اصلاح طلب بیافتد تا وضع اندکی بهتر شود، بلکه خواسته آنها این است که حکومت دست خود مردم بیافتد، تا وضع کاملا خوب شود.
به صورت شفاف باید بگویم که ما فقط به دنبال کاستن از بدی اوضاع نیستم؛ بلکه دنبال خوب کردن اوضاع هستیم.
در بیست و پنجم خرداد سال گذشته، سه و نیم میلیون نفر در تهران به خیابان آمدند، دنیا به رفتار مسالمت آمیز آنها و اراده آنها احترام گذاشت، موسوی می داند که اگر همجهت با مردم باشد، به راحتی میلیونها نفر باز به خیابان خواهند امد و امکان اقدام عملی و کارساز، به راحتی فراهم است؛ اما اصلاح طلب ها ترجیح می دهند همین نظام ولایت فقیه به همین شکل کنونی حفظ شود ، تا انکه یک نظام دموکراتیک بر سر کار بیاید.
به دلیل فوق معتقدم که اصلاح طلب های حکومتی ، تبدیل به ترمز جنبش سبز شده اند و باید از آنها گذر کرد.
شاید منش اصلاح طلبان در خاتمی نمود پیدا کند، یادمان نرود که سال 76 و بعد از تظاهرات دانشجویی، خاتمی به جای حمایت از دانشجویان، از آنان خواست که به خوابگاه ها برگردند، اگر او واقعا به دموکراسی اعتقاد داشت، می توانست از موقعیت پیش آمده ، که خامنه ای در تلوزیون گریه می کرد، برای ایجاد تغییرات دموکراتیک استفاده کند.
ضمنا، پیشاپیش جواب کسانی را که می گویند اصلاح طلبان زیادی در زندان هستند را بدهم؛ اگر قرار باشد خوب بودن و مثمر ثمر بودن یک گروه سیاسی را به تعداد زندانیان آنان بسنجیم، مجاهدین خلق بیش از همه زندانی و کشته داده اند، لذا برای من استدلال نکنید که بسیاری از اصلاح طلب ها در زندان هستند.