شنبه، مرداد ۰۹، ۱۳۸۹

آقای خامنه ای، حرفم را پس می گیریم، رعایت کردن کلاس و شان دیکتاتوری پیشکشت،لااقل شان و کلاس دزدان دریایی را حفظ کن!

قبلا خطاب به سید علی نوشته بودم: حداقل کلاس دیکتاتوری را حفظ کن؛ چرا که بسیاری از کارهای اوباش ج.ا. از یک دیکتاتوری بعید است و در قامت مشتی دزد دریایی است. حال دیگر خامنه ای و رژیم سراپا ظلمش، دست به شیرین کاری دیگری زده است و همسر و برادر همسر محمد مصطفایی را گروگان گرفته اند ، و به پدر همسر مصطفایی با بی شرمی تمام در دادگستری(!) تهران گفته اند که مصطفایی باید خودش را تسلیم کند تا این دو را آزاد کنیم!
در نظام ج.ا. به صورت عملی دادگستری مملکت گروگان گیری می کند.
براستی اگر دزدان دریایی سومالی بر سر کار بودند، اینچنین گروگانگیری خنده داری می کردند؟! و اصولا آنقدر بی چشم رو می شدند که وکیل با شرفی مانند محمد مصطفایی را که دنیایی به احترامش کلاه از سر بر می دارند، به زنداند بیاندازند!؟
آقای خامنه ای، حرفم را پس می گیریم، رعایت کردن کلاس و شان دیکتاتوری پیشکشت، لااقل شان و کلاس دزدان دریایی را حفظ کن!

جمعه، مرداد ۰۸، ۱۳۸۹

همراه با خیانت،از موسوی می پرسم:آیا این خمینی که دوران طلاییش را یاد می کنید،همانیست که5000 انسان بیدفاع را قتل عام کرد؟


سالگرد قتل عام زندانیان در سال 67 است و قتل عام وحشیانه انسان های بی گناهی که بعضا محکومیت خود را نیز سپری کرده بودند، یکی از نقاط تاثر برانگیز تاریخ معاصر ایران است. جنایتکاران این فاجعه هنوز به پای میز محاکمه نیامده اند و بسیاری هنوز در مصدر کار هستند. اما عملکرد میر حسین موسوی در این میان سوال برانگیز است، طرفدارانش او را رهبر جنبش سبز می دانند و جنبش سبز نیز بنا شده بر حقوق بشر و دموکراسی است، این تناقضی است چالش برانگیز است.
علی رغم اینکه می دانم مورد انتقاد قرار خواهم گرفت ، اما به حرمت انسان های بی گناهی که ناجوانمردانه کشته شدند، نمی توانم سکوت کنم.

من می خواهم یک خیانت بزرگ مرتکب شوم و یک سوال بسیار ساده از موسوی بپرسم:

آیا میرحسین موسوی در جریان این فاجعه و قتل عام 5000 انسان بی گناه بوده است یا نه !؟

اگر بوده و عکس العملی انجام نداده است، که تکلیف او مشخص است (!)، اگر هم در جریان این فاجعه نبوده است ، آیا انصاف و عدالت و شرافت حکم نمی کند که ایشان به حرمت اینکه این فاجعه در زمان نخست وزیرش اتفاق افتاده است، به صورت مشخص آنرا محکوم کند و بگوید که در جریان نبوده است؟

هرچند نمی توان باور کرد که او در جریان نبوده است، با توجه به چند نکته زیر:

یک - دادستان کل انقلاب موسوی اردیبلی ، صمیمانه ترین روابط را با میرحسین داشته است و نامبرده جزو کمیته سه نفره ای است که صدور احکام در تهران را به عهده داشته اند.

دو- وزیر اطلاعات و یا نماینده وزارت ، یکی دیگر از سه نفر عضو شورای یاد شده است.
موسوی در جایی (فکر کنم کرمان) گفته بود که قوای مجریه و قضاییه از هم جدا هستند. این حرف درست است اما فراموش نکنیم که وزارت اطلاعات زیر نظر میرحسین و وزیر منصوب او عضوی از این کمیته اجرایی بوده اند، اگر قرار به قانون است، میرحسین نیز مسول محسوب می شود.

سه-رابطه صمیمانه موسوی با خمینی در آن دوران

چهار-قای موسوی چگونه ممکن است بگوید که من بی خبر بودم، در صورتی که در دی ماه 67 در مصاحبه با تلوزیون اتریشی گفته اید:(آنها قصد داشتند به قتل و کشتار ادامه دهند، و ما ناچار بودیم مانع این توطئه شویم، معمولا در این مسایل ما به کسی رحم نمی کنیم)به نقل از گزارش بنیاد بروند در اینباره

سوالی که مطرح می شود این است که چگونه مجاهدین و کسانی که چند سال اخیر را در زندان بوده اند، می توانسته اند از داخل زندان قتل و کشتار کنند؟!

اینها همه به کنار، چگونه است که موسوی از خمینی جنایتکار به نام امام راحل و بازگشت به دوران طلایی او یاد می کند، آن موقع بر فرض در جریان نبوده است، الان که می داند 5000 انسان بی دفاع سلاخی شده اند.

فراموشمان نشود که آیت الله منتظری معتقد بود نقش اصلی را در این جنایات ، وزارت اطلاعات بر عهده دارد و در بسیاری از موارد این وزارت اطلاعات بوده که نماینده قوه قضاییه را مجبور به قبل حکم اعدام می کرده است. وزارت اطلاعاتی که منصوب میرحسین موسوی بوده است.

فراموش نکنیم که موسوی بشدت مورد حمایت خمینی بود و بار دوم با فشار خمینی بود که خامنه ای مجبور به معرفی میرحسین به عنوان نخست وزیر شد.

آیا کسی که عنوان نخست وزیری را یدک می کشد و در عمل ریاست قوه مجریه را به عهده دارد و یکی از وظایفش دفاع از حقوق ملت است، می تواند بگوید من در جریان نبودم و به من مربوط نیست؟!


پنجشنبه، مرداد ۰۷، ۱۳۸۹

اگر قبل از انقلاب کسانی از خمینی شیاد انتقاد کرده بودند،این شیاد تبدیل به بت نمی شد و فرصت نمی یافت بر گرده مردم سوار شود

کامنت های این لینک در بالاترین و نحوه انتقادی که از نیک آهنگ کوثر(کارتونیست) شده بود فقط به ما یک نکته را خوب نشان می دهد:
جامعه ایران و بخش آگاه آن(کسانی که به اینترنت و بالاترین دسترسی دارند) اینگونه دیدگاهشان از اصول آزادی بیان و آزادی اندیشه و آزادی انتقاد از سیاستمداران دور است! زمانی که بخش آگاه این باشد وای به حال کل جامعه و بخش نا آگاه آن!
چقدرزحمت لازم است تا این آدم ها یاد بگیرند که از موسوی و امثال موسوی بت نیستند و اگر از آنها انتقاد کرد ، نباید مورد هجوم قرار بگیرد.

یادتان باشد اگر قبل از انقلاب کسانی از خمینی شیاد انتقاد کرده بودند و به صورت شفاف و علنی او را مورد انتقاد قرار می دادند، این شیاد تبدیل به بت نمی شد و فرصت نمی یافت بر گرده مردم سوار شود.
اگر در اوج بی اطلاعی عکس خمینی را در ماه می دیدند، خیلی بر آنها حرجی نیست، وای بر شمایی که در عصر اطلاعات از موسوی بت ساخته اید!! آنهم بعد از تجربه بتی به نام خمینی و جالب اینجاست که بت جدید، از دوران خمینی به نام دوران طلایی یاد می کند.

برای موسوی احترام قایلم چون پای رای مردم ایستاد، اما این ایستادگی او ، گناهش را نمی شورد که بین سال 60 تا 67 نخست وزیز بود و در آن زمان جنگ خانمان سوز وجود داشت، او برای اتمام جنگ چه کرد که اکنون بت شماست؟!
سال 67 هزاران انسان در زندان قتل عام شدند، او چه کرد؟! آیا مخالفتی از خود نشان داد؟!

دوستانی که اینچنین سنگ موسوی را به سینه می زنند، لطفا این نوشته را بخوانند و یادشان باشد که زندگی انسان حرمت دارد، همان جان ها و زندگی هایی که سال 67 هزاران نفر آنها قتل عام شدند!!

سه‌شنبه، مرداد ۰۵، ۱۳۸۹

رابطه تولید فاضلاب در قم و ظهور امام زمان!

در این وبلاگ به نفوذ فاضلاب به چاه های منبع آب قم پرداخته شده است،
سوال غیرمرتبطی که برای این ملحد حربی ، صاحب این قلم پیش آمده است، این است که اگر فاضلاب به چاه جمکران نیز نفوذ کند، تکلیف امام زمان چیست؟
آیا باعث ظهور امام زمان خواهد شد یا نه؟ اگر باعث ظهور نخواهد شد این چگونه امامی است که در چاه پر از .... نیز حاضر به زندگی است، اگر این فاضلاب ها باعث نعجیل در ظهور می شود، پس تولید فاضلاب توسط مردم قم(بخوانید دستشویی رفتن آنها) با ظهور حضرت ارتباط مستقیم دارد!
البته بنده فقط دغدغه وجود مبارک امام زمان را دارم و لاغیر! ایشان 1400 سال در چاه بوده اند، حمام نتوانسته اند که بروند و معلوم نیست ریش و .... ایشان در چه وضع فجیعی است، حال بخواهد عامل فاضلاب هم اضافه شود، دیگر واویلا است!

شنبه، مرداد ۰۲، ۱۳۸۹

روش کارا و اثرگذار مبارزه با سنگسار، شناساندن اسلام واقعی و جنایات اسلام به مردم است.

اسم سنگسار که می آید، پشتمان می لرزد، کلمه سنگسار که در سایت های خبری می بینم با وحشت به خودمام می گوییم یک انسان همنوع دیگر ، به وحشیانه ترین شکل ممکن زجر کش شد. در سنگسار متهم را نمی کشند ،بلکه زجر کش می کنند.

یادمان نرود که متهمان به سنگسار و حتی کسانی که حکم برای آنها صادر شده است، بسیارند و فقط قربانیانی که خوش شانس هستند و وکیل های با شرفی چون محمد مصطفایی دارند که موضوع را جهانی می کنند، اندکی شانس نجات می یابند.

به منظور یادآوری مجدد که حکم سنگسار چگونه حکم وحشیانه ای است، داستان سنگسار جعفر را با هم مرور می کنیم.

مکرمه ابراهیمی در سنین پایین به عقد اجباری پسر عمویش در می آید و بعد از مدتی زندگی، پسر عموی او مدتها آنها را بدون پول رها می کرده و می رفته است و مکرمه تصمیم به جدایی می گیرد ولی ساده ترین حق یک انسان که همان طلاق گرفتن است از او گرفته شده است و از طرفی پدرش نیز مخالف بوده است.

تا اینجای کار دو حق انسانی مکرمه زیر پا گذاشته شده است، اولا فرهنگ غلط و اختیار مسخره ای که اسلام به پدر دختر می دهد تا با فشار به دخترش او را وادار به ازدواج کند و دومین، حق طلاق است که از او سلب شده است. او به مانند یک برده جنسی باید در اختیار مردمی می بوده است که نمی خواسته با او باشد.

او اندکی بعد با جعفر آشنا می شود و تصمیم به فرار با جعفر می گیرد. در باره بدرفتاری و اعتیاد شوهر سابق او نیز داستان زیاد است، آنها بعد از فرار به یک محضر خانه می روند و صیغه 99 ساله خوانده و یک سند رسمی ازدواج نیز دریافت می کنند.

آنها زندگی نویی را شروع می کنند و صاحب دو بچه نیز می شوند و دولت ایران برای آن دو بچه شناسنامه نیز صادر میکند و به عبارتی ازدواج آنها را به رسمیت شناخته است.تا اینکه مکرمه در یک عروسی توسط اقوام شوهر سابقش رویت می شود و آنها دستگیر می شوند و قاضی پرونده با توجه به اقرار دو نفر مبنی بر رابطه جنسی و حضور دو کودک، بر اساس علم خودش دستور سنگسار هر دو را صادر می کند.

علت اینکه ازدواج محضری این دونفر به رسمیت شناخته نشد این بود که مکرمه از شوهر سابقش طلاق نگرفته بود، البته علتش مشخص است، امکان اینکه یک زن مانند او بتواند طلاق بگیرد با توجه به قوانین ایران نزدیک به صفر است!

توجه کنید که باید یک جمله عربی توسط یک آخوند مفتخور به عنوان طلاق خوانده می شد تا این دو انسان سنگسار و زجر کش نشوند و بچه های آنها نیز به عنوان یک انسان به رسمیت شناخته شوند.

جعفر و مکرمه یازده سال در زندان در انتظار زجرکش شدن و زیر حکم سنگسار به سر بردند و حتی تصور جنایتی که در حق این دو انسان شده است، سخت و طاقت فرسا است.

سوالی که مطرح می شود این است که مگر آن جمله عربی ابله هانه چه تاثیر مافوق بشری بر رابطه زن و مرد می گذارد که باید دو انسان به این شکل فجیع زجر کش شوند؟!

این چگونه دینی است که در آن یک مرد می تواند به یک زن (که جنگجو هم نیست و شوهر زنده و حاضر نیز دارد) و در جنگ و در طی مثلا تصرف یک شهر به اسارت لشکر مسلمین درآمده است، تجاوز کند و به زور با او بخوابد و بچه او نیز قانونی است،(پی نوشت) اما یک زن و مرد که اینگونه عاشقانه با هم سیزده سال زندگی کرده و دو بچه دارند، به جرم اینکه مثلا آن جمله عربی خوانده نشده است،باید اینگونه زجر کش و سنگسار شوند؟! آیا یک حیوان را دیده اید که حیوان دیگری را اینگونه زجرکش کند؟

با وجود ایراد های متعدد موجود در پرونده، ابتدا قاضی پرونده جعفر را برای سنگسار به همان روستای مجل زندگیشان می برد و مردم روستا حاضر به شرکت در مراسم نمی شوند ، چرا که او را (آدمی خوب توصیف کرده اند) اما قاضی و ماموران نیروی انتظامی خود اجرای سنگسار را به عهده می گیرند، بعد از اجرای حکم ، جعفر هنوز زنده بوده است(طبق نظر پزشک قانونی) که گویا قاضی جنایتکار پرونده با کوبیدن بلوک سیمانی به سرش او را می کشد.

فراموش نکنیم که مشکل از اسلام است و قوانین ضد بشری آن و بهترین روش مبارزه با سنگسار و دیگر جنایات زیر نام اسلام، روشنگری درباره اسلام است. در اینجا فیلمی که محبوبه عباسقلی زاده درباره مکرمه ساخته است را می توانید ببیند.

پی نوشت: بر اساس نص صریح قران و این آیه :

سوره نساء آیه 24:وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا.

و نيز زنان شوهر دار بر شما حرام شده اند ، مگر آنها که به تصرف شما، درآمده باشند از کتاب خدا پيروی کنيد و جز اينها ، زنان ديگر هر گاه در طلب آنان از مال خويش مهری بپردازيد و آنها را به نکاح در آوريد نه به زنا ، بر شما حلال شده اند و زنانی را که از آنها تمتع می گيريد واجب است که مهرشان را بدهيد و پس از مهر معين ، در قبول هر چه هر دو بدان رضا بدهيد گناهی نيست هر آينه خدا دانا و حکيم است

چهارشنبه، تیر ۳۰، ۱۳۸۹

به محمد یک آیه دیگر نازل می شد و مالکیت تمام مهد کودک ها و دبستان های ابتدایی سهم رسول الله اعلام می شد

آیا این آیه قرآن را دیده اید؟!

سوره التوبه آیه 29

قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ.
کسانی را از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمیپذیرند بکشید، تا آنگاه که به دست خود در عین مذلت جزیه بدهند.

طبق این آیه ، اگرمحمد زنده بود و به بمب اتمی دسترسی داشت، و می خواست اسلام واقعی را اجرا کند، ،مسلمانان باید به اروپا حمله کنند، یا اروپاییان که عمدتا اهل کتاب هستند، باید مسلمان شوند و بخشی از درآمد خود را به عنوان زکات و خمس به محمد و دار و دسته اش بدهند، یا اینکه نقره داغ شده و جزیه بدهند، یا اینکه خودشان کشته شوند، بچه ها به بردگی برده می شوند و زنها به عنوان کنیز به مسلمین تعلق خواهند گرفت و البته تجاوز به آنها نیز برای مسلمین طبق این آیه آزاد است:

سوره نساء آیه 24:وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا.

و نيز زنان شوهر دار بر شما حرام شده اند ، مگر آنها که به تصرف شما، درآمده باشند از کتاب خدا پيروی کنيد و جز اينها ، زنان ديگر هر گاه در طلب آنان از مال خويش مهری بپردازيد و آنها را به نکاح در آوريد نه به زنا ، بر شما حلال شده اند و زنانی را که از آنها تمتع می گيريد واجب است که مهرشان را بدهيد و پس از مهر معين ، در قبول هر چه هر دو بدان رضا بدهيد گناهی نيست هر آينه خدا دانا و حکيم است.

منظور این آیه این است که زنانی که در جنگ به تصرف شما در می ایند، بر شما حلال است و می توانید با آنها سکس کنید، با توجه به اینکه در حالت عادی یک زن دوست ندارد با یک مرد مسلمان که به کشورش حمله کرده همخوابه شود، باید اسم این رابطه جنسی را تجاوز گذاشت!

البته در این میان تکلیف دختر بچه ها که مشخص است، چون محمد چون کباب جوجه آنها را به سیخ می کشید، رسول خدا یک آیه دیگر می آورد و مالکیت تمام مهد کودک ها و دبستان های ابتدایی را به پیامبر خدا واگذار می کرد

فقط من مانده ام که در این بین چگونه کنیزها و برده ها را تقسیم می کردند؟!

خطاب من با مسلمانان است، جدا این چگونه دینی است که اهل کتاب اجازه ندارند دین خودشان را داشته باشند، مگر اینکه پول زور (جزیه) بدهند؟

آیا این در تناقض با آزادی بیان و اندیشه نیست!؟

رسول خدا یک آیه دیگر می آورد و مالکیت تمام مهد کودک ها و دبستان های ابتدایی را به پیامبر خدا واگذار می کرد

آیا این آیه قرآن را دیده اید؟!

سوره التوبه آیه 29

قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ.
کسانی را از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمیپذیرند بکشید، تا آنگاه که به دست خود در عین مذلت جزیه بدهند.

طبق این آیه ، اگرمحمد زنده بود و به بمب اتمی دسترسی داشت، و می خواست اسلام واقعی را اجرا کند، ،مسلمانان باید به اروپا حمله کنند، یا اروپاییان که عمدتا اهل کتاب هستند، باید مسلمان شوند و بخشی از درآمد خود را به عنوان زکات و خمس به آخوند ها بدهند، یا اینکه نقره داغ شده و جزیه بدهند، یا اینکه خودشان کشته شوند، بچه ها به بردگی برده می شوند و زنها به عنوان کنیز به مسلمین تعلق خواهند گرفت و البته تجاوز به آنها نیز برای مسلمین طبق این آیه آزاد است:

سوره نساء آیه 24:وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا.

و نيز زنان شوهر دار بر شما حرام شده اند ، مگر آنها که به تصرف شما، درآمده باشند از کتاب خدا پيروی کنيد و جز اينها ، زنان ديگر هر گاه در طلب آنان از مال خويش مهری بپردازيد و آنها را به نکاح در آوريد نه به زنا ، بر شما حلال شده اند و زنانی را که از آنها تمتع می گيريد واجب است که مهرشان را بدهيد و پس از مهر معين ، در قبول هر چه هر دو بدان رضا بدهيد گناهی نيست هر آينه خدا دانا و حکيم است.

منظور این آیه این است که زنانی که در جنگ به تصرف شما در می ایند، بر شما حلال است و می توانید با آنها سکس کنید، با توجه به اینکه در حالت عادی یک زن دوست ندارد با یک مرد مسلمان که به کشورش حمله کرده همخوابه شود، باید اسم این رابطه جنسی را تجاوز گذاشت!

البته در این میان تکلیف دختر بچه ها که مشخص است، چون محمد چون کباب جوجه آنها را به سیخ می کشید، رسول خدا یک آیه دیگر می آورد و مالکیت تمام مهد کودک ها و دبستان های ابتدایی را به پیامبر خدا واگذار می کرد

فقط من مانده ام که در این بین چگونه کنیزها و برده ها را تقسیم می کردند؟!

خطاب من با مسلمانان است، جدا این چگونه دینی است که اهل کتاب اجازه ندارند دین خودشان را داشته باشند، مگر اینکه پول زور (جزیه) بدهند؟

آیا این در تناقض با آزادی بیان و اندیشه نیست!؟

آقای کدیور،گویا تصور می کنید با بچه طرف هستید! اسلام و خود قرآن خشن است، شما برای رحمانی کردن آن می خواهی قرآن جدیدی بسازی؟!

لینک به مقاله آقای کدیور، و نوشته های قرمز سخنان نقل شده از ایشان است.
آقای کدیور ماله دست گرفته می خواهد که اسلام را صافکاری کند، غافل از اینکه به مدد اینترنت، رفته رفته چهره اسلام برای مردم ایران مشخص شده است،

هم هرکه چهره برافروخت دلبری داند
هم هرکه آينه سازد سکندری داند
هم آنکه چشم به دوربين دروغ ميگويد
دودوزه بازی و رسم کديوری داند
آقای دکتر فرموده اند:"ترویج اسلام رحمانی"

این اسلام رحمانی یک ترکیب متناقض است،
مگر می شود اسلامی که احکام برده داری دارد، دستور به زدن زن می دهد، قطع دست و پا در آن است، بشود اسلام رحمانی!!
مانند این است که بگوییم قاتل مهربان!! - مگر قاتل، دل رحم می شود؟!

فرموده اند:
"رویکرد "اسلام هراسی" در غرب و فضای آلوده برخی رسانه های مجازی فارسی و سیطره قرائت خشن رسمی از اسلام در ایران،"
عزیز من،
اسلام هراسی دیگر کدام است، قرایت خشونت آمیز از اسلام دیگر چیست؟!
خوب اسلام شما خشن است دیگر،
مگر در قران شما نمی گوید که دست و پا قطع کنید، یا به دیگر کشورها حمله کنید، اگر اسلام نیاوردند، یا باید جزیه بدهند یا کشته شوند؟!
این کارها خشن است دیگر، یعنی شما می خواهی خود قرآن را هم عوض کنید؟!
جهت اطلاع حضرت حجت السلام آیات زیر را صرفا جهت آگاهی ایشان اینجا می گذارم:، بلکه ببیند اسلام دین خشنی است! البته تا تعریف خشن از نظر آقای کدیور چه باشد، شاید نبودن در مصدر قدرت، نرسیدن زکات و خمس و دیگر وجوهات شریعه ، از نظر ایشان خشونت محسوب شود!
سوره توبه آیه 123 : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلِيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ.
ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشیدتا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است!
سوره محمد آيه 4:فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاء حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاء اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِن لِّيَبْلُوَ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ.
چون با کافران روبرو شديد، گردنشان را بزنید. و چون آنها را سخت فرو فکنديد، اسيرشان کنيد و سخت ببنديد. آنگاه يا به منت آزاد کنيد یا به فدیه. تا آنگاه که جنگ به پايان آيد. و اين است حکم خدا. و اگر خدا ميخواست از آنان انتقام ميگرفت، ولی خواست تا شمارا به یکدیگر بیازماید. و آنان که در راه خدا کشته شده اند اعمالشان را باطل نميکند.
سوره مائده آیه 33:إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ.
سزاى كسانى كه با [دوستداران] خدا و پيامبر او مى‏جنگند و در زمين به فساد مى‏كوشند جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف جهت‏ يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند اين رسوايى آنان در دنياست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داش
سوره مائده آیه 38:وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا كَسَبَا نَكَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ.
و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه كرده‏اند دستشان را به عنوان كيفرى از جانب خدا ببريد و خداوند توانا و حكيم است
سوره التوبه آیه 29 :قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ.
کسانی را از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمیپذیرند بکشید، تا آنگاه که به دست خود در عین مذلت جزیه بدهند

فرموده اند:
"قبول تکثر و تنوع با پذیرش حداقلهای سه گانه، منافی نگرش از منظر اسلام رحمانی یا سکولار به جامعه و جهان نیست"  سه اصل آقای دکتر عبارتند از :"اول، استفاده از ظرفیتهای مغفول قانون اساسی؛ دوم، مسالمت آمیز بودن و نفی خشونت؛ سوم، مطالبات بحقی همانند آزادی خواهی، عدالت طلبی، دموکراسی خواهی و حقوق بشر."

آقای دکتر ،
شما می دانید دموکراسی چیست؟ این دموکراسی و حقوق بشر با اسلام در تناقض هستند،می توانید تفاوقت های اسلام و حقوق بشر را اینجا ببینید، اما جمع اسلام و حقوق بشر، یک جمع خنده داری است، مانند اینکه بگوییم قاتل دلرحم و مهربان!

رسانه شما ، یک رسانه آزاد نیست چراکه فقط نظر افراد دیندار را منتشر می کند، کسانی که هنوز در قدرت نیستند، اینقد به آزادی بیان احترام نمی گذارند که جوابیه به چرندیات منتشر شده در سایت خود را منتشر سازند، زمانی که بر سر کار بیایند، چه می کنند؟! به عنوان مثال من جوابیه ای به مقاله شخصی به نام موسوی در جرس دادم، در بالاترین لینک مقاله آقای موسوی ده رای آورده بود و لینک من جزو بهترین لینک های روز بالاترین بود، من از جرس خواستم که به حرمت آزادی بیان، جوابیه مرا به حمله ناجوانمردانه موسوی به سکولاریسم را منتشر سازد، اما جرس اینکار را نکرد، آیا شما به آزادی بیان احترام می گذارید؟!

فرموده اند:
"خطوط قرمز جرس عبارتند از: .....7. تمسخر و هتک ارزشهای دینی و مذهبی "

آقای دکتر،
چه کار کنیم که اسلام بنیان سست و مسخره ای دارد و کوچکترین نقد منطقی بر آن ، منجر به این می شود که شما فکر کنید مورد تمسخر قرار گرفته است،
اسلام الان مشغول حکمرانی بر ایران است، از طرفی رسانه شما ادعای فعالیت سیاسی دارد و از طرف دیگر می خواهید هیچ نقدی از اسلام نشنوید، این تناقض است. این نقض آزادی بیان و اندیشه است.

فرموده اند:
"من معتقدم این خطوط قرمز مرز آزادی بیان است. و عدم رعایت آنها نقض آزادی است."

حرف بزرگی می زنید که نشان می دهد چه مقدار از دموکراسی و آزادی بیان دور هستید،

کسی دین را تمسخر نکرد، شما نقد اسلام را به حساب تمسخر دین می گذارید و بعد این را خطوط قرمز آزادی بیان می دانید، این نشان می دهد که شما اصولا اعتقادی به آزادی بیان ندارید!

خط آزادی بیان تا جایی است که حق کسی ضایع نشود و به کسی توهین نشود. با تعریف مضحک شما از آزادی بیان، هیچگاه دین نقد نخواهد شد.

فرموده اند:
"استبداد داخلی و اپوزیسیون سکولار ستیزه جوی خارج از کشور از بالا آمدن و مطرح شدن اسلام رحمانی به یک میزان نگرانند"

شاید چنین باشد،
اما علتش این است که اسلام رحمانی وجود ندارد، اسلام شما، ورژن دیگر اسلام خامنه ای است، اصولا اصلاح طلبانی چون کدیور و مهاجرانی، مشکلشان در این است که اگر حکومت ایران به حکومتی آزاد تبدیل شود، آنها نه تنها در قدرت قرار نخواهند گرفت بلکه باید بابت مشارکت در بسیاری از جنایات ج.ا. به دادگاه پاسخ گو باشند. از طرفی نیز با وجود خامنه ای به عنوان ولایت فقیه جایی در نظان کنونی ندارند.لذا تنها گزینه موجود برای آنها اصلاح رژیم فعلی به شکلی باشد که آنها نیز اجازه حضور در قدرت را داشته باشند. در این میان چیزی که برای آنها اهمیت ندارد حقوق مردم و سعادت کشور است.

حال اقای کدیور اسلام رحمانی را علم کرده است، بلکه با این روش بتواند به قدرت بازگردند، اما اینبار با سال 57 فرق دارد که خمینی با نبود آگاهی مردم توانست بر گرده ملتی سوار شود! عصر حاضر، عصر انفجار اطلاعات است!

سه‌شنبه، تیر ۲۹، ۱۳۸۹

از سید (!) محمود احمدی نژاد متشکرم که حرمت سید بودن را نیز مانند دیگر خرافات اسلام شکست!

تصور کنید که در اثر حمله دیکتاتور دیوانه ای مانند صدام حسین، کشور ما به دست ارتش بعث عراق می افتاد، (حتی تصورش هم سخت است)، حال تصور کنید صدام حسینی که با مردم خودش آن رفتار را داشت و در زندان ها او ماشین چرخ گوشت انسان وجود داشت، با ایرانی ها چه می کرد، کافیست به یاد بیاوریم که صدام درباره ایرانی ها گفته است: 

" خدا سه چیز را اشتباه آفرید: پشه ، ایرانی و یهودی!"

قطعا تجاوز به زنان ایرانی توسط عراقی ها،  یک اتفاق خیلی عادی برای مدتها می بود، و بعد از مدتی شاید زیر فشار خارجی ها، یک مقدار قانونی وضع می کرد و دیگر این اتفاق خیلی علنی نبود،

لابد صدام نیز یک قانونی می گذاشت که ایرانیان به عراقی ها احترام ویژه بگذارند و مثلا  به تمام عراقی ها بگویتد: ((آقا))! 


چه جالب، این کلمه آقا شما را یاد چه چیزی می اندازد؟! بله ، این کلمه آقا ، همان (سید) خودمان است،

اگر به تاریخ نگاه کنیم، می بینم که گویا بعد از حمله اعراب به ایران، مسلمانان ایرانی ها را مجبور کرده بودند که به آنها بگویند (سید) و در این میان، اگر زن ایرانی حامله می شد، چون یک رگ و خونش از اعراب بود، مردم موظف بودند که او را نیز (سید) یا آقا خطاب کنند.

بعد از 1400 سال، با اینکه مردم ما با اعراب مهاجم در هم آمیخته اند و یکی شده اند، اما هنوز این کلمه سید، پیشوند اسم برخی از هموطنان ما است و اکثر (سیدها) صرفا آنرا یدک می کشند و از آن هیچ سو استفاده ای نمی کنند، اما در این میان برخی که آخوند شده اند، از این پیشوند سید حسابی سو استفاده می کنند و به قول معروف، یک دکانی است برای شیره مالیدن بر سر دیگران!

این وسط برخی معتقدند که این سید ها همه نسبشان به محمد و یا چهارده معصوم می رسد، البته اگر فکر کنیم، باید با توجه به زیاد بودن تعداد سید ها در ایران، بدانیم که لااقل برای اکثر این افراد، این تصور شدنی نیست.

امروز گویا احمدی نژاد ادعای سید بودن نیز کرده است، مانند دیگر اقدامات او، من بشدت از او سپاسگذارم، چون اگر امثال من صد هزار تا مقاله در مورد منشا سید بودن بنویسند ، باز نمی توانند اثر هنرنمایی احمدی نژاد را بگذارند!

مردم عادی امروز دیدند که اولا این سید بودن چه راحت قابل جعل است، دوما فهمیدند که سید نیز از جنس مردم عادی است، می تواند آدم خوبی باشد و یا مانند محمود، آدم دزد و قاتل! لذا قداست سید بودن ، براحتی نزد مردم عادی شکسته شد!

از محمود متشکرم که حرمت سید بودن را نیز مانند دیگر خرافات اسلام شکست!

در پایان برای ، با فرض اینکه نسب این سید ها به خود چهارده معصوم و در نهایت به محمد می رسد، یک گزینه این وسط مطرح می شود: یا ما باید به سید ها احترام بگذاریم، چون نسب آنها به محمد می رسد و در نتیجه آدم های خوبی هستند. اگر این گزینه درست است، اگر سیدی خلاف بکند، پس نتیجه می گیریم که اعقاب محمد هم می توانند خلاف کار باشند، و اگر چنین باشد، دیگر چرا ما باید به آنها احترام بگذاریم ؟! (من خودم متهم به قتل سید هم دیده ام)





چرا علی بن ابی طالب زن قد کوتاه را برای لذت بیشتر در زمان سکس توصیه می کند؟ آیا عکس ماریا شاپورا را دیده است؟

مکارم الاخلاق: امیر المومنان علی فرمود :((هر کس بخواهد هنگام جماع لذت بیشتر ببرد زن کوتاه قد و چهارشانه گندمگون بگیرد چنانچه لذت نبرد مهرش به عهده من است.))
اولا بلندی و کوتاهی قد چه ربطی به لذت در زمان سکس دارد؟!
این علی بن ابی طالب، چون قد خودش کوتاه بوده است و نمی تواند از زنان بلند قد درست و حسابی کام جویی کند، فکر کرده همه هم مثل او کوتاه قد هستند که زن قد کوتاه را توصیه می کند!
اگر او ماریا شاپورا با قد یک متر و هشتاد و هشت سانتی متر می دید، هیچگاه از این فرمایشات از وجود مبارک خودشان در نمی کردند!
اصولا اگر می دانست مردم ژاپن که به کوتاه قدی معروف هستند، در سایه تغذیه مناست الان جز بلند قدترین جوامع هستند، می دانست که کوتاهی بیش از حد قد عموما ناشی از تغذیه بد و عدم تحرک(یا شاید ورزش) مناست در سن رشد است و هیچ ربطی به کیفیت سکس ندارد.

یکشنبه، تیر ۲۷، ۱۳۸۹

شجاعت کروبی برای دیدار از خانواده اسانلو را ستایش می کنم، اما جنایت در حق اسانلو را به حساب امام و اسلام می گذارم.

کروبی در اقدامی ستودنی به دیدار خانواده اسانلو رفته است، در حالی که حکومت اسانلو شجاع را دشمن خود قلمداد می کند و دفاع از او ، خط قرمز نظام محسوب می شود، این اقدام کروبی ، بسیار شجاعانه بوده است و از طرفی، ثابت می کند کروبی فقط به دنبال دفاع از هواداران خودش نیست.

اما از طرفی کروبی در این دیدار گفته است: (من به عنوان عضوی از این نظام شرمنده شما هستم؛ ولی این رفتارها را به حساب اسلام و امام نگذارید.)

ضمن احترام و ستایش از اقدام شجاعانه کروبی، نمی توانم اعتراض خودم را از این حرف کروبی پنهان کنم؛ آقای کروبی، باور کنید که این رفتارهای خشن حاکمیت ، از خود اسلام و خود امام نشات می گیرد.

آقای کروبی، آیا زمانی که امام زنده بود، از این قبیل اتفاقات نمی افتاد، آیا به فرمان مستقیم خمینی کم جنایت صورت گرفت؟!

آیا فرمان خمینی برای قتل عام زندانیان سیاسی را فراموش کرده اید؟ چگونه توقع دارید ما این جنایات را به حساب اسلام و امام نگذاریم ، زمانی که با یک دستور خمینی بیش از پنج هزار انسان سلاخی شدند؟ آیا در دهه شصت و زمان حکمرانی مطلق خمینی کم جنایت صورت گرفت که ما اکنون خمینی و اسلام را مبرا از این جنایت بدانیم.