پنجشنبه، اردیبهشت ۰۹، ۱۳۸۹

آیا خدا لباس های لختی وسکسی را تایید می کند؟ ترجمه مقاله جنیفر ، بنیانگذار ممه لرزه در روزنامه گاریدن


زمانی که نظر آخوند صدیقی را در مورد لباس های لختی و زلزله خواندم، بسیار از این حرف ابلهانه متعجب و عصبانی شدم و پروژه ممه لرزه را برای 26 آپریل در وبلاگم شروع کردم. آن زمان فکر می کردم که فقط چندهزار خواننده و دوستانم از این ایده لذت خواهند برد ، اما با میلیونها بازدید کننده و مصاحبه از بی بی سی و سی ان ان و هزاران ایمیل مواجه شدم. /به عنوان یک دانشمند، معتقدم که ما باید نظر افراد خصوصا وقتی ابلهانه است ، آزمایش کنیم. / به عنوان یک خداناباور، به قدرت برتر اعتقادی ندارم/زمانی که ادعای صدیقی قابل بررسی است، چرا ما آنرا نباید آزمایش کنیم ؟ آیا این جالب نخواهد بود که ما دریابیم شورت و لباس های لختی می تواند بلایای طبیعی را کنترل کند ؟من به سرعت وارد فاز عملیاتی شدم، با استخدام بیش از 100 هزار زن با تشکر از فیس بوک و تیوتر!ما لختی ترین لباس های خودمان را در 26 و 27 اپریل پوشیدیم/ همانطوری که در فیگور می بینید تعداد زلزله ها را از 5 فبوراری نشان می دهد و به صورت مشخص تعداد زلزله ها کاهش یافته است./ بله زمین لرزه ای 6.5 ریشتری در تایوان داشته ایم ولی ما 134 زمین لرزه اینچنینی در سال داریم، یعنی 37% احتمال وقوع اینچنین زمین لرزه ای در روز ممه لرزه وجود داشته است، غیر از اینکه زمان آن نیز خارج از زمان فعایت ما بوده است./با بررسی بازه زمانی ممه لرزه، خواهیم دید که تعداد زلزله ها در دنیا بیش از 50% کاهش یافته است!/ شاید که خدا طرفدار شورت های سکسی است!/ اما جهت اطمینان بیشتر ما تصمیم به تکرار آزمایش خود در روزی غیر از ممه لرزه گرفتیم. ما توان کنترل زنانی که از سر تا پا را می پوشاندند، نداشتیم و همانطور توان تخمین زنانی که لباس های لختی پوشیده بودند.(به هر حال مبنای لختی بودن یا نبودن لباس چیست؟شاید ما مردان را به اندازه کافی تحریک نکردیم، شاید هم خدا آخرین فرصتش را به من داد، قبل از نابودی آپارتمان من در ایندیانا با زمین لرزه!)/ هر چند بسیاری تصور نمی کردند که ممه لرزه کامل بوده است، اما معتقدم که موفق بود. / بسیاری ایده مغز لرزه را در مقابل نظریه من مطرح کردند ، با تصور اینکه ایده من پایه های واقعی ندارد، اما گستره بسیاری از مردم، شامل محققین زمین لرزه ، فمنیست ها و تعداد بسیاری از ایرانیان ، از من بابت تجربه شک در این ادعا، تشکر کرده اند. / جک ممه لرزه این آزمایش را مشهور ساخت ، اما هوش و شعور آنرا به یاد ماندنی خواهد کرد.





شنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۸۹

اگر قرار به انتخاب برای مسند ولایت فقیه باشد،شما خامنه ای را انتخاب می کنید یا خفاش شب را

فرض کنید،-و البته که فرض محال ، محال نیست-، در شرایطی خاص ، ناچار شویم بین خفاش شب و سید علی خامنه ای، یکی را برای پست ولایت فقیه انتخاب کنیم، شما کدام را انتخاب خواهید کرد؟

بگذارید سوالم را اینگونه بپرسم، از نظر شما خامنه ای جنایت کار تر است یا خفاش شب ؟
خفاش شب بیش از ده ها زن را کشت و به آنان تجاوز کرد، هدفش نیز سرقت اموال زنان بود. آیا خامنه ای هدفی جز این دارد؟!او هم برای رسیدن به پول مردم، صد ها نفر را کشته است ، به دختران ایرانی نیز عمالش تجاوز کرده اند

براستی اگر خفاش شب به جای خامنه ای بر مسند ولایت فقیه نشسته بود، وضع ما بهتر بود یا بدتر ؟

نکته اینجاست که :خفاش شب، در خفا این جنایات را انجام داد، اما خامنه ای در جلو چشم هفتاد میلیون ایرانی و شش میلیارد انسان دیگر دست به این جنایات می زند

سه‌شنبه، فروردین ۳۱، ۱۳۸۹

احمدی نژاد، سکوت کن، حرف زدن تو از اندیشه و انسانیت ، مانند حرف زدن خفاش شب از احترام به حقوق زنان است!


احمدی نژاد: تو از انسانیت حرف نزن، تو آدم کشی هستی که دستش به خون ندا و سهراب آلوده اسـت، تو اندیشه کش جباری هستی که کارگردان بزرگی چون پناهی را به زندان فرستاده است، تو دیو پلیدی که برای بر مسند قدرت ماندن تو در کهریزک به زندانیان تجاوز شده است، تو موجود درنده ای هستی که در ساختمان وزارت کشور تو،دانشجویان را به وحشیانه ترین وجه شکنجه کردند، تو آدم قاتلی هستی ک به دستور تو و آن خامنه ای کثیف تر از خودت ، به کوی دانشگاه حمله شد

تو حرف از اندیشه و انسانیت نزن، این قبا بر تن تو گشاد است، حرف زدن تو از اندیشه و انسانیت، مانند حرف زدن هیتلر از بد بودن نژادپرستی است

دوشنبه، فروردین ۳۰، ۱۳۸۹

مقام معظم رهبری، آقای خامنه ای، ای آنکه تنها وجه عظیم در تو ، سبعیت ودرنده خویی شغال گونه تو است،آنچه برای کل خانواده یکجا است، دعوت مهمانی است، نه حک

مقام معظم رهبری، آقای خامنه ای، ای آنکه تنها وجه عظیم در تو ، سبعیت ودرنده خویی شغال گونه تو است،آنچه برای کل خانواده یکجا است، دعوت مهمانی است، نه حکم اعدام
. فکر می کنم خانمه ای با چنگیز .کورس گذاشته و می خواهد عنوان خونخواری را از او برباید

.به گزارش هرانا (اینجا)، پنج نفر از اعضای خانوده مطهره بهرامی ، به جرم محاربه با هم به اعدام محکوم شده اند

یکی از مشخصه های فرهنگی ایرانیان، که مختص ایرانیان است و جزو نکاتی است که ایرانیان به آن همیشه بالیده اند، این است که در فرهنگ ما ، خانواده ، همیشه حرمت داشته است. از الطاف رژیم خونخوار جمهوری .اسلامی، یکی این است که حرمت بسیاری از این مفاهیم شکسته شده است ، از آن جمله می توان به شکسته شدن حرمت خانواده اشاره کرد.در هیچ جای تاریخ معاصر ایران به اسم خانواده اینگونه بی احترامی نشده است

به گزارش هرانا : يک پسر اين خانواده که از سالها پيش به عضويت سازمان مجاهدين خلق درآمده، در پايگاه اشرف در عراق به سر می برد و همين نسبت فاميلی مبنای انتساب اتهام محاربه و صدور حکم اعدام برای ديگر اعضای اين خانواده شده است
خامنه ای روی استالین را می خواهد سفید کند، در دوره استالین نیز کسی به جرم نسبت خانوادگی به اعدام محکوم نشده است


مردی بعد از اینکه در ورزشگاه به صورت عمدی بر روی یک افسر پلیس و دخترش استفراغ کرد ،بازداشت شد!


خلاصه ترجمه خبر
مرد 21 ساله، انگشتش را درون حلقش کرد و با قصد قبلی بر روی افسر پلیس و دختر یازده ساله اش، استفراغ کرد!/ خبرنگاران حدس می زنند این اقدام او برای انتقام گیری از اخراج دوستش از ورزشگاه باشد/ دوستش به دلیل رفتار پرخشاگرانه از ورزشگاه ، قبل از این افتاق اخراج شده بود./ مایکل وانلو ،قربانی حادثه می گوید: این چندش آورترین چیزی است که من دیده ام، او انگشتش را در حلقش کرد، بعد با یک جهش ناگهانی ، شروع به استفراغ بر روی من و دختر یازده سالم ام کرد./ بعد از آنکه این افسر پلیس سعی کرده است که دخترش را بپوشاند، متهم با مشت به صورت او ضربه زده است./ متهم با اتهامات حمله، رفتار بی ملاحظه و خطرناک نیز خواهد بود.
اصل خبر

21-year-old Matthew Clemmens, of New Jersey, allegedly made himself throw up over the off-duty officer at the game between the Philadelphia Phillies and the Washington Nationals in Philadelphia last Wednesday.

Reports suggested it was in retaliation for the fact that a friend of Clemmens had just been ejected from the stadium for unruly behaviour.

'It was the most vile, disgusting thing I've ever seen,' victim Michael Vangelo said on Friday. 'He has two fingers down his throat, he lunges forward and vomits on myself and my 11-year-old.'

According to Vangelo, as he tried to shield his children, Clemmens then punched him in the face, before other fans rushed to help - holding Clemmens until police arrived, and punching him in the face when he tried to escape.

Clemmens now faces charges of, among other things, assault, reckless endangerment, and disorderly conduct

یکشنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۸۹

احمدی نژاد، بارش باران که خوب است در اثر دعای تو است، اما زلزله که بد است در اثر کار بد مردم است؟؟

خبرگزاری فالس نیوز گزارش کرده است که هنگام سفر احمدی نژاد به ارومیه، و هنگام آغاز سخنرانی ، احمدی نژاد دعا کرده است که باران بیاید و هنوز نطق رییس جمهور محبوب و مردمی(!)تمام نشده بوده است، بارش باران آغاز شده است.اینجا

سوالی که برای من پیش آمده این است که این چه جور خدای بی مرامی است که در اثر دعای یک آدم کش حرفه ای، یک دزد که دستش به خون نداها و سهراب ها آلوده است ، باران فرستاده و حرف او را گوش کرده است(!!). حال جدای از این سوال، نکته این است که : این آقای رییس جمهور که اینقدر مستجاب الدعوه است و خدا نیز حرفش را گوش می کند،به جای اینکه پنج میلیون نفر را به شیوه رضا خان از تهران کوچ دهد، نمی شود از خدا بخواهد که برای تهران زلزله نفرستد ؟

از طرفی حجت السلام صدیقی نیز افاضه فضل کرده اند که در اثر بی حجابی و زنا ، زلزله می آید، من مانده ام این بلاهای طبیعی عجب با آخونده های رژیم دستشان در یک کاسه است، باران که خوب است در اثر کار احمدی نژاد است ،ولی زلزله در اثر کار مردم بیچاره!عجبا

دسیسه وزارت اطلاعات و حکم اعدام برای علیرضا قنبری؛ نهایت پستی و زبونی خامنه ای و نشانه ازهم پاشیدگی رژیم است

روزآنلاین گزارش کرده است که وزارت اطلاعات برای عبدالرضا قنبری معلم پاکدشتی،طی یک دسیسه کثیف، پرونده و مدارک ارتباط با مجاهدین را ساخته و بر اساس آن مدارک جعلی ، جنایتکار مشهور، قاضی صلواتی برای او حکم اعدام صادر کرده است

داستان از این قرار است که گویا وزارت افتضاحات، با جعل عنون سازمان مجاهدین خلق، با این معلم پاکدشتی ارتباط برقرار کرده است ، اول به او ایمیل می زنند و چون قنبری به آن ایمیل جواب نمی دهد، بعد از مدتی به نام مجاهدین خلق با او تماس می گیرند و از او می خواهند که برایشان فیلم از تجمعات تهیه کند. گویا معلم بیچاره نیز فیلمی نیم دقیقه ای به آدرسی که وزارت اطلاعات داده بوده است،ارسال کرده است و حال همین قاضی جنایت کار، بر اساس همین ارسال فیلم نیم دقیقه ای ، معلم 47 ساله را به اعدام محکوم کرده است، اتهام نیز محاربه از طریق ارتباط با گروه‌های معاند که از مصادیق این موضوع داشتن ایمیل‌های مشکوک و ارتباط با یکی از رسانه‌های تلویزیونی خارج از کشور"عنوان شده است. داستان به صورت مفصل از روزآنلاین

جدای از سبعیت و پستی نهفته در این روش، باید به این نکته توجه کرد که ارگان های اطلاعاتی در تمام دنیا، وظیفه صیانت از منافع ملی کشور و مبارزه با جاسوسی را به عهده دارند ، و سازمان های اینجنینی معمولا از افرادی باهوش و توانایی بالا تشکیل شده اند. اما در ایران ما ، این سازمان از ابله ترین و پست ترین افراد ممکنه تشکیل شده است که برای نیل به هدفشان از هر روش کثیفی استفاده می کنند
براستی رفتارهای اینجنینی از حد یک دیکتاتوری نیز پایین تر است، من قبلا در همین بلاگ بعد از گروگانگیری پدر درسا سبحانی نوشته بودم: آقای خامنه ای ، لااقل کلاس یک دیکتاتوری را حفظ کن ، چرا که گروگانگیری اینچنینی در شان یک دیکتاتوری هم نیست!! حال باید به وزارت افتضاحات گفت که رفتارهای اینچنینی ، در شان یک سازمان اطلاعاتی، حتی متعلق به یک رژیم دیکتاتوری نیست. این رفتارها را باید از مافیاهای مواد مخدر دید، نه یک ارگان دولتی
قبلا وزارت اطلاعات به شیوه قاتلین بالفطره، به شیوه ترور مخالفین را می کشت، اما گویا اینقدر کشور بی قانون شده است که دادگاه ها نیز به همکاری علنی و رسمی با آدم کش های وزارت اطلاعات رو آورده اند
البته که اینها همه نشان از فروپاشی قریب الوقع رژیم خونخوار جمهوری اسلامی است، چه آنکه در یک نظام مستحکم و پایدار -حتی دیکتاتوری-،رفتارهای (چیپ و بی کلاس) اینچنین را نمی بینم

تصویری از جنایتکار قسی القلب، قاضی صلواتی





شنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۸۹

آقای صدیقی، در آلمان یا انگلیس که خیلی بیشتر از ایران (زنا) وجود دارد، چرا آنجا زلزله نمی آید؟

بمب خنده، استندآپ کمدین معروف، جناب حجت السلام صدیقی، فرموده اند که : بدحجابی باعث «طغیان بوالهوسی جوانان» و افزایش زناست که ان هم باعث فراوانی زلزله می‌شود/ ایشان سپس ادامه داده اند که رباخواری هم باعث افزایش زنا می‌شود. به نقل از رادیو صدای آلمان

یکی نیست از این عمامه به سر بی مغز بپرسد: اگر اینجور است که تو می گویی ، چرا در آلمان یا انگلیس که در آن خیلی خیلی بیشتر از ایران زنا جریان دارد، زلزله نمی آید؟
در ضمن در کشورهای یاد شده، ربا نیز بیشتر از ایران در جریان است و همه بانکها به صورت رسمی به ربا دادن و ربا گرفتن مشغول هستند


یکشنبه، فروردین ۲۲، ۱۳۸۹

آقای رضا پهلوی، تا زمانی که نقض حقوق بشر در زمان پدرتان را محکوم نکرده اید ، لطفا ادعای حقوق بشربرای ایران را نداشته باشید





آقای رضا پهلوی
البته که قصد ما قضاوت در باره شما، با توجه به اعمال شخص شما است، و بر این اساس می خواهیم بدانیم که نظر رسمی شما درباره نقض آشکارا و متعدد حقوق بشر در زمان پدرتان چیست؟

چرا اظهار نظر شما در این باره مهم است:تا زمانی که شما رسما این جنایات را محکوم نکنید،اصل بر این است و برداشت جامعه این است که اعمال پدرتان در نقض حقوق بشر،مورد تایید شما است

چرا باید اظهار نظر کنید:آقای پهلوی، شما با ادعای شاهزاده بودن به میدان آمده اید، عمده اعتبار سیاسی و اجتماعی شما به شاهزاده بودن شما بر می گردد، شما بدون عنوان شاهزاده، اعتبار و جایگاه سیاسیی خاصی ندارید. زمانی که عمده اعتبار شما به رابطه شما با پهلوی دوم بر می گردد،دیگر سکوت در قبال نقض حقوق بشردرآن دوره معنا ندارد، باید به صورت کاملا مشخص اظهار نظر کنید ، چه در غیر این صورت اینگونه انبساط می شود که آن اعمال از نظر شما مورد تاییداست

چرا باید اعمال پدرتان را محکوم کنید؟شما می توانید این اعمال را محکوم نکنید، اما مطمین باشید مردم ایران دیگردر سال 2010 میلادی به شخصی که سابقه پدرش در نقض حقوق بشر مشخص است، و آن اعمال را تایید می کند، هیچگاه اعتماد نخواهند کرد

لباس مدافع حقوق بشر بودن را از تن بدر کنید، این قبا بر تن شما گشاد است، چراکه :تا زمانی که شما نقض حقوق بشر را محکوم نکنید، ادعای حمایت از حقوق بشر، سو استفاده  از این مفهوم و دستاورد انسانی است.


شما نمی توانید از طرفی اعمال پدرتان را در نقض حقوق بشر تایید کنید، از طرفی همه اعتبار خود را از اینکه فرزند او هستید به دست بیاورید، و بعد هم ادعای مدافع خقوق بشر بودن ، بکنید. این کار توهین آشکارا به زنان و مردان آزاده ای است که در داخل یا خارج از ایران ، برای استقرار حقوق بشر، خطر شکنجه و یا زجر تبعید را به خود خریده اند.لا اقل اگر واقعا از حقوق بشر دفاع نمی کنید، سکوت کنید(مثلا اینجا

آقای رضا پهلوی، همه حتی جنایت کاران می توانند از چتر مهربانانه مفهوم حقوق بشر،بهره مند شوند، وهیچ محدودیتی در این باره نیست، اما لباس مدافع حقوق بشربودن،قبای با ارزشی است که برای به تن کردن آن یک محدودیت هایی وجود دارد،تا زمانی که نقض حقوق بشردر زمان پدرتان را محکوم نکرده اید، این قبای دفاع از حقوق بشر بر تن شما گشاد است

استدلال نکنید که نقض حقوق بشر در زمان پدرتان در مقابل جنایات خمینی هیچ است : مساله این نیست که بیشتر جنایت کرده است! مهمترین نکته این است که حرمت مفهوم با ارزشی چون حقوق بشر شکسته شود، البته که مقدار آن مهم است ،اما این نکته نیز مهم است که گروهی که آن را زیر پا گذاشته است،ممکن است هر جنایت دیگری را نیز مرتکب شود و دیگر قابل اعتماد نیست.به دیگر عبارت، نقض حقوق بشر در زمان خمینی به مقدار بیشتر، دلیلی بر نادیده گرفتن نقض حقوق بشر در زمان پدر شما نمی شود


مطالب مشابه: 

دوشنبه، فروردین ۱۶، ۱۳۸۹

چرا و چگونه سپاه به قاچاق مواد مخدر به داخل ایران و اروپا می پردازد؟ چرا ج.ا. این اجازه را به سپاه می دهد ؟


من مافیای مواد مخدر در داخل ایران را به چهار گروه تقسیم می کنم که مهمترین آنها سپاه پاسداران است.تقسیم بندی به این شکل است:

گروه یک) چند گروه تبه کار در مناطق مرزی ایران که بعد از کسب درآمد در این چند ساله رشد کرده اند و به دلیل درآمد فراوان و نجومی تبدیل به مافیا شده اند و صرفا برای کسب پول بیشتر به این کار روی آورده اند. زمینه کاری این گروه، پخش مواد در داخل ایران است.

گروه دو) چند گروه تندرو که با طالبان و القاعده و دیگر گروه های تندرو در ارتباط هستند و برای کسب درآمد برای رسیدن به اهداف ایدولوژیک خود به این کار روی می آورند. این گروه هم مواد را در ایران پخش می کند و هم به مقصد اروپا حمل می کند.

گروه سوم) درجه داران و یا قضات بسیار رده بالای فاسدی که قبلا و یا حتی هم اکنون در سپاه و یا نیروی انتظامی و یا بخش مبارزه با مواد مخدر وزارت اطلاعات حضور داشته و یا دارند و به دلیل تجربه ای که در مبارزه با مواد مخدر داشته اند و ارتباط های فروانی در این زمینه پیدا کرده اند ، خود به تشکیل مافیای مواد مخدر دست زده اند. طبیعتا درآمد چند میلیون دلاری در ماه خیلی بیشتر و جذاب تر از درآمد چهارصد دلاری اداره دولتی است !! این مافیا هم در داخل ایران مواد را پخش می کند و هم درصد کمی به اروپا صادر می کند.

گروه چهار) این گروه به نظر من از همه گروه ها مهمتر است و طبق معمول این گروه کسی نیست جز سپاه!! این مافیا گروهی از سپاه است که به صورت سیستماتیک با مجوز مسولین رده بالای نظام به صورت غیر رسمی در زمینه مواد مخدر فعال شده است.

چه علتی وجود دارد که سپاه در مافیای مواد مخدر فعال باشد ؟دلایل ساده ای وجود دارد:

اولا از نظر شرعی مصرف مواد مخدر حرام نیست و همانطوری که همه ما می دانیم و به چشم خودمان نیز تجربه کرده ایم ، درصد مصرف مواد مخدر در بین قشر روحانی بیشتر از قشر عادی جامعه است. لذا از نظر روحانیون این تجارتی است که اولا حرام نیست و ثانیا می تواند برای فعالیت های برون مرزی بسیار پر خرج سپاه قدس درآمد زایی کند. دلیل سوم بسیار مهمی نیز وجود دارد و آن دلیل این است که صدور مواد مخدر می تواند اهرم فشاری باشد در مذاره با اروپا و دولت ایران می خواهد کنترل این اهرم در اختیار خودش باشد تا در صورت لزوم صدور مواد را کم و یا زیاد کند. به عنوان مثال صحبت دری نجف آبادی را به یاد بیاورید در مورد باز کردن کانال مواد مخدر به اروپا

جمهوری اسلامی از صدور مواد مخدر به اروپا همیشه به عنوان اهرم پر زوری در مذاکراتش با اروپاییان استفاده کرده است.

دلیل چهارم: همه ما می دانیم و این را لمس کرده ایم که جمهوری اسلامی بدش نمی آید تعداد معتادین به مواد مخدر زیاد باشد. چرا که طبیعی است جامعه ای با درصد اعتیاد بالا ، جامعه ای منفعل است. آماری که به صورت غیر رسمی و شنیداری به گوش می رسد از اعیاد بیش از پانزده درصد از جمعیت کشور حکایت می کند.

تمام مبارزاتی که جمهوری اسلامی برای سرکوب قاچاقچیان انجام می دهد شامل گروه اول و دوم و به شکل بسیار اندکی شامل گروه سوم است. طبیعتا مافیای وابسته به سپاه می تواند آزادانه به کارش ادامه دهد.

این اعدام ها چه نتایجی برای جامعه در پی دارد؟ جمهوری اسلامی به کجا می رود ؟

دیده ایم که چگونه رژیم مثل نقل و نبات، جوانان را به جرم قاچاق مواد مخدر اعدام می کند، به عنوان مثال : روزآنلاین (اعدام بیست نفر را یکجا اعدام کرده اند که جرم تعدادی از آنها مشخصا قاچاق مواد مخدر بود.) دیگر سِر-بی حس- شده ایم، کشته شدن بیست نفر خیلی ما را به خشم نمی آورد.جمهوری اسلامی ما را با این تعداد کشته عادت داده است.بر ما چه گذشته است ؟

آیا واقعا کسانی که اعدامی می شوند ،گناه کارند ؟ آیا سرنخ های اصلی این تجارت کثیف هستند ؟آیا اشخاص پشت پرده نیز مجازات می شوند ؟ باید بگویم که نه . ابتدا کمی در رابطه با این تجارت کثیف توضیح می دهم.

سود این کار تجارت است ؟ چه کسانی در آن ذینفع هستند ؟ برای اینکه شدت سودآوری این معاملات را لمس کنیم کافیست بدانیم که تفاوت قیمت هر کیلو هرویین که از مرزهای شرقی ایران(مثلا زابل) به مرزهای غربی ایران در ترکیه ، چیزی حدود یکصد برابر است. یعنی برای با ازا۽ حمل یک کیلو هرویین سودی معادل یک میلیون دلار (یک میلیارد تومان ) نصیب قاچاقچی ها می شود. اما مساله اینجاست که فروش این کالا در ترکیه فقط از عهده افراد حرفه ای این کار برمی آید که ا
رتباط های لازمه را با مافیای مواد مخدر در ترکیه و اروپا دارند. افرادی که اینگونه ارتباطات را دارند بسیر محدودند و سوال اینجاست که چگونه با این همه اعدام هنوز این افراد وجود دارند و به روند تجارت مواد مخدر از افغانستان و پاکستان به اروپا خللی وارد نشده است؟

جواب خیلی ساده است ، این کسانی که اعدام می شوند آدم های ساده ای در حد راننده ها هستند و اشخاص اصلی هرگز گرفتار نمی شوند. روش کار قاچاقچی ها اینگونه است : آنها فقط افرادی را به عنوان کارمند و راننده استخدام می کنند که متاهل باشند و حتما فرزند داشته باشند. با فرد متقاضی که معمولا از سر بیکاری و فقر شدید به این کار روی آورده است توافق می کنند که او به جهت تضمین زن و فرزندانش را نزد آنها بگذارد که در صورت دستگیری آنها را لو ندهد و چون می خواهند مواد مخدر گرانقیمت و خودرو و پول برای حمل در اختیار کاندیدای استخدام قراردهند و از طرفی می خواهند مطمین باشند که او با مواد فرار نخواهد کرد.

سپس از فرد متقاضی استخدام می خواهند همسر و فرزندانش را به عنوان گرویی در اختیار آنها قرار دهد و خانواده گرو گرفته شده را به منطقه تحت کنترل خودشان انتقال می دهند. (در منطقه مرزی مشترک بین ایران و افغانستان و پاکستان چند منطقه وجود دارد که اصولا دولت های یاد شده هیچ کنترلی بر آن ندارند و به دلیل شورش های صورت گرفته و ساختار قبیله ای خاص ، اصولا نظارتی بر آنجا از سوی هیچ کدام دولت های یاد شده نیست.) بعد از آن پول لازم را در اختیار راننده جدید -که حالا به دلیل اینکه زن و فرزندش در گرو هستند دیگر صد در صد مورد اعتماد مافیا است- قرار می دهند و از او می خواهند به اسم خودش خودرو جدیدی (مثلا یک کامیون ) را خریداری کند. مواد مخدر گرانقیمت –که در آنجا خیلی فراوان و ارزان است- نیز در اختیار راننده قرار می دهند و با افراد متخصصی که دارند مواد را نیز جاسازی می کنند. راننده مواد را ابتدا به همراه یک بار معمولی که به مقصد شهرهای مرکزی ایران حمل می کند. این قسمت اول کار است یا بار را در همان ایران می فروشند و یا به همران بار بعدی که به مقصد اروپا یا ترکیه خواهد بود به اروپا 
می کنند.

حال تصور کنیم که راننده در بین راه گرفتار شود ، چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ قبلا با راننده توافق شده است که در در صورت دستگیر شدن اگر آنها را لو بدهد خانواده اش را خواهند کشت، اما اگر مقاومت کند و آنها را لو ندهد و مسولیت را خودش به عهده بگیرد اولا مافیای مواد مخدر ایران بهترین وکلا را برایش خواهند گرفت و خانواده اش نیز در رفاه خواهد نگه داری خواهند کرد و در صورتی که حتی اعدام هم شوند برای همیشه از خانواده اش مواقبت خواهند کرد و آنها همیشه از نظر مالی تامین خواهند بود.

با توجه به اینکه سیستم قضایی ایران بسیار فاسد است و هییت منصفه ای نیز در سیستم قضایی ایران وجود ندارد ، معمولا مافیا موفق می شود که از طریق وکیل های کارچاق کنی که دارند با پرداخت رشوه های سنگین یا متهم را آزاد کنند و یا به مجازات سبکی محکوم گردد. به ندرت کار متهم به اعدام کشیده می شود. معمولا کسانی که اعدام می شوند کسانی هستند که زیر شکنجه تاب نیاورده اند و اطلاعات مافیا را با بازجوها داده اند. در این صورت مافیا حمایتش را از آنها قطع می کند و در نتیجه کار متهم به اعدام کشیده می شود.

نکته مهم این است که متهمینی که به اعدام محکوم می شوند ، قاچاقچیان خرده پایی هستند که موفق به دادن رشوه نمی شوند زیرا ارتباط های سطح بالا برای دادن رشوه به قضات و یا اعضا دیوان عالی را ندارند.

معمولا قاچاقچی ها در صورتی که سابقه نداشته باشند به حبس ابد محکوم می شوند که آن هم بعد از چند سال مشمول عفو می شوند و یا اگر مشمول عفو نشوند ، مافیا روش آزادی آنان را بلد است. بعد از یکی دو سال با تلاش وکیل برای مجرم مرخصی چند روزه از زندان می گیرند و وقتی متهم بیرون آمد دیگر به زندان بر نمی گردد. در استان کرمان در سه سال گذشته بیش از بیست مجرم وقتی برای مرخصی رفته اند بر اثر حادثه ای مرده اند و پرونده نیز برای همیشه بسته شده است. آیا واقعا آنها مرده اند ؟ خیر! متوفی شخص دیگری بوده که جای مجرم جا زده شده است و مجرم بدون هیچ سو پیشینه ای با مشخصات مرده زندگی جدیدی را شروع کرده است.

هدف من از ذکر این مثال ها فقط این نکته است که بدانیم مجرمین اصلی به خاطر پول و درآمد هنگفتی که از قاچاق دارند هیچ گاه به دام نمی افتند و این اعدام ها بی اثر است و جمهوری اسلامی دارد به صورت سیستماتیک تعدادی انسان را به قتل می رساند –فارغ از اینکه در هزاره سوم میلادی اعدام برای مجازاتی هر جرمی وحشیانه و غیر قابل قبول است-.



هدف ایران از دستیابی به بمب اتمی چیست ؟ بی شک دستیابی ایران به بمب اتم، سمی مهلک برای جنبش آزادیخواهی مردم ایران است

آیا براستی ایران به دنبال بمب اتمی است؟ فرض کنیم که با همین مدیریت ابلهانه ، رژیم موفق به تولید بمب اتمی شود، چه فایده ای از بمب اتمی می برد ؟ بر فرض که در بهترین حالت ده کلاهک هسته ای نیز تولید کرد، جدای از اینکه ایران فاقد تکنولوژی موشکی است ، امکان اینکه با آن بتواند آمریکا یا اروپا و یا حتی اسراییل را مورد حمله قرار دهد و یا حتی تهدید کند، خیلی بعید است.

در مقایسه با تکنولوژی اسراییل و یا آمریکا و تعداد کلاهک های اتمی آنها، رژیم حتی در صورت موفقیت نیز حرفی برای گرفتن ندارد و در بهترین شرایط اتمی شدن ایران، یک عامل بازدارنده در تعامل با اسراییل و یا آمریکا خواهد بود.

اگر کمی فکر کنیم می بینم اگر ایران ادعای نابودی اسراییل را نداشته باشد، هیچ خطری آنرا تهدید نمی کند، پس چه نیازی به عامل بازدارنده ای چون سلاح اتمی است؟ آن هم با این هزینه گزاف ؟!

هدف رژیم از پیگری پرونده هسته ای را در چند نکته می توان خلاصه کرد:

یک- با دستیابی به سلاح اتمی ، پایه دیکتاتوری رژیم خیلی محکم تر خواهد شد و چون عامل بازدارنده وجود دارد، هر کشتار و یا جنایتی در داخل ایران انجام دهند، در پیش نگرانی از دخالت سازمان ملل یا غرب ندارند.

دو- رژیم می داند که اگر پرونده هسته ای نباشد، باید با غرب بر سر موضوع حقوق بشر مذاکره و مجادله کند، لذا ترجیح می دهد که به جای جدل بر سر موضوعی مانند حقوق بشر، دعوا بر سر پرونده هسته ای باشد، لذا حتی در صورت عدم موفقیت و یا پیشرفت در برنامه اتمی، ترجیح می دهد آنرا پیگری کند.

پنجشنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۸۹

نقدی بر مقاله کاهنان سکولار در سایت جرس / چگونه روشنفکران دینی سعی در تطهیر اسلام دارند.

اصل نوشته اینجا از محمد جواد اکبرین.

ایشان نوشته اند:" ماجرا این است که آیت الله خمینی از فقه هزار ساله ای که فقیهان پیش از او، هرگز آن را "مانیفست قدرت" نمی دانستند "ولایت فقیه" را بیرون کشید اما پاره ای از دین ستیزانمدعی سکولاریزم، در این اشتباه تاریخی آیت الله، فرصت مغتنم شمردند و آن را به پای تمام هویّت اسلام، فقه و تشیع نوشتند؛ انگار از قرآن تا عترت و همه میراثِ فقه، نه راه هایی برای زندگی مؤمنانه، بلکه همگی تئوری های سیاسی معطوف به کسب قدرت اند... و همین کافی است تا بر دهان هر دینداری لجام زنند که "خاموش باشید زیرا التزام و احترام به اسلام، امتحان خود را پس داده است".

منظور ایشان این است که اسلام یک تئوری سیاسی برای کسب قدرت نیست. اما بدون شک اسلام را باید یک ایدولوژی و تئوریی دانست که همه هدفش کسب قدرت است. از آیات متعدد قران گرفته تا احادیث متواتر از پیامبر اسلام و همینطور سنت پیامبر. براستی مگر می شود نادیده گرفت که در قرآن به صراحت برای گسترش اسلام فرمان به حمله به دیگران داده شده است؟!

بی شک حمله به دیگران و قتل و خونریزی برای بدست گرفتن قدرت و دریافت جزیه، نمونه بارز یک ایدولوژی و تئوری خشن سیاسی است برای رسیدن به قدرت و پول. به عنوان مثال:

سورهُ توبه آيه 29: اي اهل ايمان با هر كه از اهل كتاب كه ايمان به خدا و روز قيامت نياورده و آنچه را كه خدا و رسولش حرام كرده حرام نمي دانند .و به دين حق نمي گروند ? قتال و كارزار كنيد. تا آنگاه با ذلت و تواضع به اسلام جزيه دهند.

توبه آيه 73: اي پيامبر با كافران و منافقان جهاد و مبارزه كن. و بر آنها سخت گير. منزل و ماُواي آنها جهنم است كه بسيار منزلگه بدي است.

سورهُ توبه آيه 15: پس چون ماههاي حرام به سر آمد آنگاه مشركان را هر جا يافتيد به قتل رسانيد. و آنها را دستگير و محاصره كنيد . و هر سو در كمين آنها باشيد. چنانچه توبه كردند و نماز به پاي داشتند و زكات دادند پس از آنها دست بداريد. كه خدا آمرزنده و مهربان است.


چه دلیلی وجود دارد که مسلمانان اقدام به حمله به دیگر کشورها و قبایل کنند، و غیر مسلمانان را مجبور به دادن جزیه یا اسلام آوردن کنند؟! ایا این یک تئوری قدرت نیست؟!

آقای اکبرین نوشته اند که پاره ای از دین ستیزان مدعی سکولاریسم با استدلال به ولایت فقیه می خواهند بر دهان دینداران لجام زنند که احترام و التزام به اسلام ، امتحان خود را پس داده است.

آقای اکبرین، شما معنای سکولاریسم را نمی دانید! سکولاریسم یعنی جدایی دین از سیاست. یعنی اینکه به دین اجازه کنترل جامعه را ندهیم. اما این به معنای بی احترامی و یا لجام زدن به دهان دینداران نیست. دینداران مختارند که دین خود را داشته باشند، و به دین خود تا جایی که به دیگران لطمه نزند ، نیز عمل کنند. جامعه باید که بر اساس نظر اکثریت اداره شود. دینداران نیز مجاز نیستند که قوانین دین خود را در صورتی که حقوق دیگران در جامعه نقض می شود، به شکل قانون بخواهند درآورند، مثلا مسلمانان طبق دستور اسلام نمی توانند برای کل جامعه تعیین تکلیف کنند که چگونه لباس بپوشند. این نقض حقوق دیگران است.

سکولاریسم به معنی دین ستیزی نیست، و در واقع مشکل از سکولاریسم نیست! مشکل از اسلام است که به صورت تهاجمی ، حقوق دیگران را نادیده می گیرد و سعی در نابودی مفاهیم دنیای مدرن دارد.

گفته اند:"عجبا که پاره ای از روشنفکران ما همه آنچه نوام چامسکی می گوید را نه به پای محصولات سکولاریزم آمریکایی می گذارند (و البته کار درستی می کنند) و نه هرگز لب به انتقاد از سیاست های ایالات متحده (به ویژه نئوکان ها) می گشایند و از قضا به هزار زبان، بر این صنعت، جامه توجیه و تفکیک می پوشند اما به اسلام که می رسند قائل به هیچ تفکیکی بین اسلام تاریخی و اسلام معنوی، سکولاریسم سیاسی و سکولاریسم فلسفی، قرائت رحمانی-انسانی و قرائت فاشیستی از متن نیستند و یکایک جنایت هایی که توسط تنها تجربه حکومت فقهی انجام گرفته را یکسره به پای الهیات اسلامی می نویسند و "الهیات خشونت" اش می خوانند."

آقای اکبرین، بی شک اعمال نیوکان ها در ایالت متحده مطرود روشنفکران ایرانی و آمریکایی و آزاد اندیش در سراسر دنیا است. مغلطه نکنید، چه کسی اعمال آنها را تایید کرده است؟

گفته اید قرائت رحمانی و انسانی از اسلام: آقای اکبرین؛ چگونه از یک دینی که به صراحت دستور به قتل دیگرانی می دهد که حاضر به پذیرش اسلام نیستند، می شود برداشت و قرائت انسانی کرد؟! جنایت ج.ا. به پای اسلام است، چه آنکه همه انها بر اساس قوانین و مقرارت اسلام شیعی بوده است. جنایات طالبان نیز به پای اسلام سنی است.

مگر در اسلام قطع کردن دست دزد، سنگسار، اعدام ، گردن زدن، گرفتن جزیه وجود ندارد؟

چرا باید برای توجیه جنایات صورت گرفته، بیایم و بگوییم این اتفاقات محصول یک برداشت بد از اسلام است و اسلام واقعی چیز دیگری است؟! وقتی که مشابه همین اتفاقات در زمان خود پیامبر رخ داده است؟! مانند حمله پیامبر به قبیله یهودی و همخوابگی پیامبر باصفیه دختر حیی بن اخطب رئیس قبیله بنی نضیر.

گفته اند:"بُرش آیات قرآن برای اثبات الهیات خشونت و ندیدن زمینه متن و مهبط تاریخی آن برای اثبات حقانیت سکولاریزم فلسفی، هنر تازه ای نیست؛ پیش از کاهنان سکولار، دیگرانی چون برنارد لوئیس (پژوهشگر انگلیسی تاریخ اسلام) نیز چنین کرد با این تفاوت که او می خواست از محبوبیت انجیل (متّی/آیه 22) برای سکولاریزم سیاسی کسب اعتبار کند (والبته آن آیه با توجه به زمینه متن، هیچ ربطی به مراد لوئیس نداشت) اما پاره ای از روشنفکران سکولار، قرائت رحمانی، انسانی و معنوی از قرآن را نیز نه تنها مغتنم نمی شمارند که تا توان دارند بر نفی دین و دینداران اصرار می ورزند تا از باب احتیاط، از جامعه دینی نیز چیزی نماند."

آقای اکبرین، این روش دیگر نخ نما شده است که خشونت عیان و غیر انسانی قران را بخواهید با مسایلی چون زمینه متن و یا مهبط توجیه کنید! کار زشت ، زشت است، هر کودک شیرخواره ای نیز این را می داند! تجاوز به دیگران و قتل و غارت آنها به بهانه اینکه آنها حاضر به پذیرش اسلام نشده اند، اینکه در اسلام برده داری آزاد است، از هر منظری کار زشتی است. هیچ زمینه متنی و هیچ مبهطی نیز نمی تواند آنرا توجیه کند، چه آنکه همه توجیهات مضحک را نیز شنیده ایم و بسیاری از آنها عذر بدتر از گناه است.

گفته اند:" آنان (منظور سکولارها است) امّا تنها راه رستگاری را التزام و احترام به یک روایت صحیح و اصیل از مدرنیته دموکراتیک می دانند –که البته نزد آنهاست- و مدعیان سازگاری دموکراسی و دینداری، سزاوار دریافت نشان "دینکاری" اند تا مبادا از پایگاه دین، سخنی در باب سیاست بگویند و از قضا هر دو حلقه کاهنان، دشمنان تمام قامتِ تکثّر و "رواداری" اند."

آقای اکبرین ، دینداران سیاستمدار، یعنی کسانی که قایل به دخالت دین در اداره جامعه به هر شکلی هستند، دشمنان تمام قد تکثر و رواداری هستند. معنی دواداری و تکثر ، یعنی مدارا با دیگران و دینداران مسلمان ، زمانی که بخواهند دین را وارد عرصه اداره جامعه کنند، مبارزه با تکثر را آغاز کرده اند. چه آنکه دین اسلام ، در تناقض آشکارا با تکثر و مدارا است. دینی که در آن به صراحت دستور به قتل مخالفین به دلیل داشتن عقیده متفاوت می دهد، چگونه می تواند حرفی از تکثر بزند؟!

سکولارها ، هیچ قصدی برای نابودی اسلام ندارند، مسلمانان نیز مختار به دینداری هستند، تا جایی که حقوق دیگران را زیر پا نگذارند. چه اشکالی دارد که مردم خود برای آینده خود تصمیم بگیرند، به جای اینکه بخواهند بر اساس قوانین 1400 سال پیش ، جامعه را اداره کنند!؟

گفته اند: برای استبداد دینی فرصتی شیرین تر از این نیست که مستبدّان سکولار با آوار نفی و نهی بر سر دین شناسان مؤمن به "آزادی ایمان"، همه راههای وصول به قرائت انسانی از اسلام را ببندند تا هیچ تلقی دیگری جز خشونت و توحّش از اسلام باقی نماند؛ آنگاه آنها می مانند و دست باز با ترکیب عظیمی از انسان هایی که به حقّانیّت قرآن معتقدند و تفسیری جز روایت ارباب قدرت از کتاب الله نمی یابند و اینجا نقطه ای است که به تعبیر چامسکی و برلین می تواند مقوّم یاغیگری استبداد (و این بار نه استالینیستی که از نوع دینی اش) باشد.

دین شناسان مومن به آزادی ایمان دیگر چه صیغه ای است؟!

طبق دستور صریح اسلام، کافران ، یا باید کشته شوند و یا جزیه بدهند، می شود برای ما توضیح دهید که یک دیندار، چگونه می تواند معتقد به آزادی ایمان باشد؟! البته که منظر شما، آزادی افراد فقط در بازه محدودی از اسلام مجاز است و بس.

نوشته اند:" شاید برای آنها که گمان می کنیم دل نگران انسان و حقوق بشرند دل نگرانی های صدها میلیون "انسان" مسلمان مهم نباشد و به آنها ربطی نداشته باشد که چگونه و چرا باید به سازگاری هزار و چهارصد سال الهیات اسلامی با محصولات تفکر جدید اندیشید و برای تحقق یافتن این سازگاری در بین مردم راهی یافت؟"

مگر می شود بین اسلام و حقوق بشر سازگاری به وجود آورد؟اسلام دینی است که در آن به صراحت اجازه برده داری داده شده است. دینی است که کافران باید بمیرند و یا جزیه بدهند! چگونه می خواهید بین حقوق بشر و اسلام سازگاری به وجود بیاورید؟!اسازگاری بین پنبه و آتش ممکن نیست!

گفته اند:اگر به جای "فلسفه دموکراسی" به مفهوم روشن "جامعه شناسی دموکراسی" بیندیشیم و بدون درافتادن در دام نامها (که نه نام جمهوری اسلامی دردی از جمهوریت و مسلمانی دوا کرد و نه برخی از آنها که این پیشوند را ندارند کمتر از دولتِ نگون بختِ ما گرفتار ایدئولوژی اند) سکولاریزاسیون را در متن تجربه های مان دنبال کنیم می توانیم ضمن افسون زدایی از قدرت، حُرمت دیانت را نیز پاس بداریم و خون بهای حریّت را به جای دارالإماره از مدرسه معرفت، طلب نکنیم.

البته که ما خونبهای حریت را از مدرسه به اصطلاح معرفت شما طلب می کنیم. چه آنکه ج.ا. فرزند مشروع اسلام و تشیع است و بی شک اگر حوزه و اسلام نبود ، ج.ا. هم بر گرده مردم ایران سوار نمی شد.