جمعه، فروردین ۰۶، ۱۳۸۹

هنگام زلزله نباید به زیر میز خزید،بلکه باید کنار اشیا حجیم پنهان شد

تا کنون همیشه به ما گفته شده است هنگام زلزله به زیز میز بروید، اما امروز یک نوشته دیدم که گویا معتقدند که بهترین روش حفظ جان در هنگام زلزله، پناه گرفتن در کنار اشیا بزرگ مانند میز است.
منبع این نوشته اداره آتش نشانی بندرعباس است، اما چون نمی شد این ویدیو ها را اضافه کرد، همه یکجا در این پست می اورم:
نام من doug copp و رئيس گروه نجات و مدير تيم آمريكائي نجات بين المللي(ARTIAmerican Rescue Team International هستم.من به درون 875 ساختمان فرو ريخته ناشي از زلزله رفته ام.
آزمایشی که انجام شده است: ما يك مدرسه و يك خانه را با 20 مانكن در داخل آن فرو ريختيم ، 10 مانكن را بصورت (Duck And Cover) (خميده و پنهان شده )و10 مانكن ديگر را به روش بقاي خودم تحت نام ((Triangle Of Life )مثلث حيات) استفاده كرديم. پس از فرو ريختن ناشي از زلزله مصنوعي ، ما به درون آوارها رفتیم و تا نتايج آزمايش را فيلمبرداري و مستند كنيم .اين فيلم به روشني نشان مي دادآنهائي را كه از روش (Duck And Cover) ( خميده و پنهان شده ) استفاده كردند، شانس زنده ماندن آنها صفر درصد و براي آنهائي كه از روش ما )مثلث حيات) استفاده كردند، 100 درصد بود.
اولين ساختماني كه بداخل آن خزيدم ، مدرسه اي در شهر مكزيكوسيتي و درجريان زلزله سال 1985 بود همه بچه ها در زير ميزهايشان بودند و همگي تا ضخامت استخوانهايشان در هم كوبيده شده بودند . آنها مي توانستند زنده بمانند اگر در كنار ميزهايشان و در راهروي بين ميزها دراز مي كشيدند. كاري كه انجام داده بودند غير معقول و غير ضروري بود و در تعجب بودم كه چرا آنها در راهروها نبودند. من آن موقع نمي دانستم كه به آنها گفته شده بود كه خود را زير چيزي پنهان سازند.
بسادگي مي توان دريافت ، هنگاميكه ساختمانها تخريب مي شوند وزن سقف كه بر روي اشياء و مبلمان فرود مي آيد ، آنها را درهم مي كوبد و فضاي خالي اي را در كنار آنها ايجاد مي نمايد اين فضا همان چيزي است كه من به آن مثلث حيات((Triangle Of Life مي گويم هر اندازه اشياء بزرگتر و محكم تر باشند كمتر فشرده مي شوند و هر اندازه كمتر فشرده شوندفضاي خالي كه احتمال زنده ماندن افرادي را كه به آن پناه مي برند بيشتر مي شود يك بار ديگر مي توانيد ساختمان فرو ريخته را در تلويزيون نگاه كنيد مثلث هايي را كه شكل گرفته اند را شمارش كنيدآنها در اكثر نقاط وجود دارند و از معمول ترين اشكالي هستندكه در داخل آوارها به راحتي مي توانيد مشاهده نماييد.
نكات و توصيه هاب مهم آقاي doug copp
1- در هنگام بروز زلزله و فرو ريختن ساختمان هر كسي كه از روش (Duck And Cover) ( خميده و پنهان شده ) استفاده كند بدون استثناء و همواره محكوم به مرگ است . افرادي كه زير اشيائي نظير ميزها و اتومبيلها مي روند در همانجا له مي شوند.
2- سگها و گربه ها و بچه ها همگي آنها اغلب بصورت طبيعي در وضعيت جنيني كه در رحم قرار دارند ، خم مي شوند و شما هم بايد همين طور عمل كنيد. اين غريزه طبيعي ايمني و اصل بقاء است . شما مي توانيد با همين شيوه در فضاي خالي كوچكتري زنده بمانيد. پس در زمان بروز زلزله سريع خود را كنار اشياء بزرگ ، مانند كاناپه بزرگ و يا اجسام محكمي كه در مقابل ضربه كمتر فشرده مي شوند و فضاي خالي در مجاور خود باقي مي گذارند ، قرار دهيد.
3- ساختمان هاي چوبي از ايمن ترين نوع ساختمانها محسوب مي شوند كه مي توانيد در هنگام وقوع زلزله در داخل آنها باشيد ، دليل آن ساده است چونكه چوب قابل انعطاف بوده و با نيروي زلزله به راحتي حركت مي كند . اگر ساختمان چوبي فرو ريزد فضاهاي خالي بزرگي ايجاد مي شود . همچنين ساختمانهاي چوبي داراي وزن متمركز شده و خرد كنندگي كمتري هستند. ساختمانهاي آجري مي توانند در حد قطعات آجر متلاشي شوند و آجرها منجر به بروز صدمات زيادي مي شوند البته اجساد له شده ناشي از فرو ريختن آنها از صدمات حاصل از فرو ريختن قطعات بتني بزرگ كمتر مي باشد.
4- اگر زلزله درهنگام شب و زماني كه شما در رختخواب خود هستيد اتفاق بيفتد كافي است از روي تخت به پايين بغلتيد ، يك فضاي ايمن و مناسب در اطراف تخت وجود دارد . هتلها مي توانند نرخ زنده ماندن ساكنان خود را در هنگام وقوع زلزله ، با نصب تابلوي راهنما در پشت درب اتاقها و اطلاع رساني به ساكنان مبني بر اينكه " در هنگام وقوع زلزله روي زمين كنار تختخواب دراز بكشيد" افزايش دهند.
5- اگر شما هنگام وقوع زلزله در حال تماشاي تلويزيون هستيد و فرار از در يا پنجره برايتان بسادگي امكانپذير نيست ، در وضعيت جنيني در كنار كاناپه يا صندلي بزرگ خم شويد.
6- هر كسي كه در زمان وقوع زلزله در زير درب قرار گيرد محكوم به مرگ است . چونكه اگر در هنگامي كه زير درب قرار دارد ، چهار چوب اطراف درب به سمت جلو وعقب بيافتد ، زير مصالح ساختماني بالاي چهار چوب درب له خواهد شد و اگر ستونها به طرفين بيفتند در اين حالت توسط آنها به دو نيم خواهد شد لذا در هر دو صورت جان خود را از دست خواهد داد .
7- هرگز در هنگام وقوع زلزله بر روي پله ها نرويد چونكه پله ها داراي گشتاور فركانسي متفاوتي هستند و لذا مجزا از تنه اصلي ساختمان نوسان مي كنند. به عبارتي پله ها و بقيه ساختمان با همديگر برخورد مي كنند تا اينكه شكست سازه اي در پله رخ دهد و كساني كه روي پله هستند قبل از اينكه پله خراب شود توسط گامهاي پله گرفتار شده و بصورت وحشتناكي قطع عضو خواهند شد . در هنگام زلزله حتي اگر ساختمان فرونريزد باز هم از پله ها دور بمانيد چونكه پله ها از مناطقي هستند كه احتمال تخريب بيشتري دارند حتي اگر پله ها توسط زلزله فرو نريزد ممكن است در اثر وزن ازدحام زياد افرادي كه فرياد كشان از روي آن در حال فرار هستند فرو بريزد. پله ها بايد پس از وقوع زلزله هر چند كه ساختمان آسيب نديده باشد از نظر ايمني مورد آزمايش قرار گيرند .
8- به ديوارهاي محيطي ساختمان نزديك شويد و يا در صورت امكان به بيرون از آنها برويد. هرچه داخل تر و دور تر از ديوارهاي محيطي ساختمان باشيد احتمال اينكه راه گريز شما مسدود شود بيشتر خواهد بود.
9- كساني كه در هنگام وقوع زلزله در خيابانها داخل خودروي خويش مي مانند وقتي كه خيابان طبقه فوقاني روي آنها خراب مي شود( در اتوبانهاي دو طبقه ) ، جان خود را از دست مي دهند. اين دقيقآ همان چيزي است كه در آزادراه نيميتز (Nimitz Freeway) رخ داد و قربانيان زلزله سانفرانسيسكو همگي در داخل خودروي خود به هنگام زلزله باقي ماندند و همگي كشته شدند . آنها مي توانستند زنده بمانند اگر از خودرو خارج شده و در كنارآن نشسته و يا دراز كشيده بودند.كليه خودرو هاي له شده بجز خودروهائي كه ستونهاي پل مستقيمآ روي آنها سقوط كرده بود، داراي فضاي خالي اي به ارتفاع 90 سانتي متر در اطراف خود بودند.
10 - از خزيدن در داخل خرابه هاي دفاتر روزنامه ها و يا اداراتي كه كاغذهاي انباشته زيادي در آنها وجود داشته است ، دريافتم كه كاغذ داراي خاصيت ارتجاعي بوده و چندان فشرده نمي شوند لذا فضاهاي خالي زيادي در اطراف بسته هاي كاغذ بوجود مي آيد كه مي تواند در زمان زلزله مورد استفاده قرار گيرد .



بررسی اجمالی وضعیت جنبش سبز و قدرت رژیم / آیا رژیم بعد از بیست و دوم بهمن بیمه شده است؟

اگر دیده باشید یکی از سرداران رژیم گفته بود اگر ما بیست و دوم بهمن را به سلامت طی کنیم، نظام برای ده ها سال بیمه است. آیا این حرف درست است؟ آیا واقعا این نظام خونریز و بنا شده بر جهل و نادانی برای ده ها سال دیگر بیمه شده است و قرار است بر جان و مال و آینده مردم ایران حکمرانی کند؟

تصور اینکه نظام فاسد بیمه شده است، تصور ساده اندیشانه ای است. چرا که جنبش سبز منابعش نامحدود است ولی نظام منابعش کاملا محدود است.

منابع جنبش سبز شامل این موارد است : اول از همه منابع انسانی که نامحدود است و دوم منبع، اراده مردم و جوانان برای داشتن زندگی بهتر و آزادی از یوغ این رژیم ستمکار است. سوم ، اعتماد به نفس بالای مردم و جوانان و چهارم حمایت بین المللی از جنبش آزادی خواهی مردم ایران.

اما منابع رژیم بسیار محدود است، چرا که اولا به محدودیت شدید نیروهای قابل اعتماد طرف هستند، منابع مالی به دلیل مدیریت مضحک احمدی نژاد شدیدا کاهش یافته است، از نظر بین المللی بشدت زیر فشار هستند، کارگزاران رژیم نیزفاقد اعتماد به نفس هستند.

شاید که رژیم در ظاهر به نظر مستقر و پایدار بیاید، اما حقیقت چیز دیگری است. رژیم شاه نیز در سال آخر مستحکم به نظر می رسید، اما در دی ماه شاه مجبور به ترک ایران شد.شاید مهمترین و کلیدی ترین نکته، عدم اعتماد کارگزاران کنونی رژیم به رژیم باشد.به جرات می توان گفت حتی افراد رده بالای وزارت اطلاعات نیز به رژیم اعتمادی ندارند، چراکه اینکه قدرت جنبش سبز را خصوصا در روز عاشورا دیده اند و می دانند این لگن سوراخ نظام، در آستانه سقوط است.

از تهران خبر می رسد که چون زندان ها پر شده است، وزارت اطلاعات چندین مجموعه مسکونی را تبدیل به زندان کرده اند.

البته شکی نیست که رژیم با اقدامی هوشمندانه که از مدیران فاسد و بی سواد آن رژیم بعید بود، موفق شد بیست و دوم بهمن را به سلامت طی کند. چه آنکه اگر بازداشت بیش از بیست هزار نفر، بسیج هزاران نفر از شهرستانها، و ... نبود، نظام در همان بیست و دوم بهمن سقوط می کرد. جنبش سبز، بیست و دوم بهمن را در ظاهر باخت، اما تصور اینکه جنبش سبز اخته شده و دیگر قادر به کاری نیست ، البته که تصور مضحک و بی پایه ای است.

پنجشنبه، فروردین ۰۵، ۱۳۸۹

خانم مسیح، ای کاش درس بگیرید که همه نباید الزاما طبق نظر شما عمل کنند و اگر عمل کردند نباید متهم شوند

مسیح خانم عزیز،

به سهم خودم، از اینکه فروتنانه عذرخواهی کردید، سپاسگذارم.

اما جای تاسف است که روزنامه نگار خاک من، زن یا مردی که باید پاسدار آزادی و حقوق دیگران باشد، کسی که باید بیش از همه دغدغه حرمت دیگران را داشته باشد، اینگونه بی محابا، به یک نفر دیگر می تازد ، اینگونه مرزهای اخلاقی را در هم می شکند ، تا آنجا که ناچار به عذرخواهی می شود

فراموش نکن که اصل برائت، اصلی ترین و پایه ای ترین آجر بنای جامعه مدرن و آزاد است. تا زمانی که مدرکی علیه کسی نداری، نمی توانی کسی را محکوم کنی .شما باید رابطه نامزدی ندا و ماکان را به صرف ادعای ماکان قبول می کردی، مگر اینکه مدرکی خلاف آن می داشتی.

من به هیچ وجه کار ماکان را برای بازدید از اسراییل تایید نمی کنم، چه آنکه در این شرایط کار بسیار ناپخته ای بود، و از همه مهمتر اینکه مادر ندا نیز از ماکان خواسته بوده که به اسراییل نرود و شایسته بود که ماکان، حداقل به حرمت مادر ندا اینکار را نمی کرد.

یک رییس جمهور، یک نماینده مجلس ، یک قاضی امکان سو استفاده از قدرتشان را دارند، اینها سه نفر یاد شده ، اعضای سه قوه و سه رکن دموکراسی هستند. قوه قانون گذاری ، فضاییه و اجرایی. اما روزنامه نگار نیز امکان سو استفاده از قدرتش را دارد، روزنامه نگاران رکن چهارم دموکراسی هستند و اگر قدرتشان از اعضا سه رکن دیگر بیشتر نباشد، کمتر نیز نیست.

مسیح عزیزم،

فراموش نکن که زمانی که لباس روزنامه نگاری به تن کردی، شمشیری به دستت است که می توانی به کمک آن هم برای آزادی و احقاق حقوق مردم بجنگی و یا اینکه در راه نقض کردن حقوق مردم قلم بزنی. رسالتت را فراموش مکن.

مسیح خانم ، ناپسند و نازیبا است که روزنامه نگار کشور من ، اینگونه ناجوانمردانه ماکان را به دلیل اینکه عملی خلاف خواسته اش انجام داده است، متهم به دروغ گویی و یا سو استفاده از اسم ندا کند. رفتن ماکان به اسراییل بد بوده ، اما کار شما هزار بار بدتر از آن است. چه آنکه اولا به ماکان تهمت زدی، دوما، حرمت روزنامه نگاران را شکسته ای.

این تجربه خوبی برای شما بود که تا ببینید مادر معروف ترین شهید جنبش سبز، اینگونه سخنان شما را تکذیب می کند و اجازه نمی دهد شما از طرف ندا مصادره به مطلوب کنید.

خانم علی نژاد، همه می دانیم که شما متمایل به اصلاح طلب ها هستید، در جرس می نویسید و الی آخر.

ای کاش این تجربه درسی برای شما شود که جنبش سبز نیز مایملک اصلاح طلبان حکومتی نیست. بدانید که ممکن است روزی مردم ایران سقف خواسته هایشان خیلی راحت از خواسته های کروبی و موسوی بیشتر شود. امیدوارم آن روز ، شما و امثال شما مقابل نظر مردم ایران نایستید و ادعای مالکیت کل جنبش سبز را نکنید.


سه‌شنبه، فروردین ۰۳، ۱۳۸۹

آقای رضا پهلوی، شایسته است که بخشی از پول مردم ایران که در دست شماست ، خرج مبارزه با فیلتر شود




پیرو بیانیه اخیر آقای رضا پهلوی:
به نظر می رسد پدر شما ، ثروت هنگفتی برای شما به جا گذاشته است، آن پول ها متعلق به مردم ایران است.
به جای گرفتن ژست منجی برای مردم ایران، بخشی از ثروت هنگفتی که از پدر شما به ارث رسیده است را خرج مبارزه با فیلتر، احداث شبکه های تلویزونی، مبارزه با سانسور و گسترش آگاهی در داخل ایران کنید.
اینکه فقط حرف از مردم سالاری و حقوق بشر بزنید، اما نقض حقوق بشر در زمان پهلوی دوم(پدرتان) را محکوم نکنید ، برای شما هیچ اعتباری به همراه نمی آورد.
زمانی می توان شما را به عنوان یک سیاستمدار با شرف، به رسمیت شناخت، که اولا اتفاقات رخ داده در زمان پدرتان را محکوم کنید و دوما، از پول هایی که متعلق به مردم ایران است و نزد شماست، در راه آزادی مردم ایران استفاده کنید.
وگرنه به صرف حرف زدن از دموکراسی و حقوق بشر، شما را یک مدافع حقوق بشر نمی کند.
مانند این است که مثلا مجتبی خامنه ای بیاید و از حقوق بشر حرف بزند! باعث شرمساری و وهن مدافعان حقوق بشر است که او بخواهد از آنها طرفداری کند.
من نگران و یا دنبال آن پولهایی که نزد شما و خانواده شما است، نیستم، چرا که هر روز از عمر ما که در این رژیم خونخوار تلف می شود، بیش از کل آن پولها ارزش دارد. مشکل اینجاست که زمانی که شما می آیید و حرف از دموکراسی و حقوق بشر می زنید، گروهی از مردم بی سواد داخل ایران فکر می کنند که حقوق بشر و دموکراسی ختم می شود به اینکه شما بر سر قدرت برگردید و باز به یاد می اورند که چگونه مردم در قبل از انقلاب فقیر بودند و چگونه پدر محترم شما به غارت ایران و ریخت و پاش مشغول بودند! و این به ضرر روند مردم سالاری در ایران است.
لطفا یا سکوت کنید و یا اینکه شرافتمندانه وارد میدان شوید.
اگر نمی توانید شرافتمندانه وارد شوید، لااقل به مردم ایران ضرر نزنید و همان به لذت بردن از پولی که نزد شما است، بسنده کنید.
به قول معروف : ما راه به خیر تو امیدی نیست، شر مرسان!!

مطالب مشابه: 


شنبه، اسفند ۲۹، ۱۳۸۸

وصف امروز ما : تا میهن ما پایگه میر شکار است / در گلشن ما کشتن گل غنچه بهار است---گویید به نوروز که هر سال بیاید ؛ شعری از گل رخسار صفی

و اما شعری بس زیبا از گلرخسار صفی، شاعر برجسته تاجیک با عنوان گویید به نوروز که هر سال بیاید.

/

گویید به نوروز که نو نیست غم ما

از حسرت خونین کفنان چشم نم ما

از وحشت عاق پدران پشت خم ما

گویید به نوروز که هر سال بیاید

/

هر سال بیاید در غمخانه گشاید

از آینه ام زنگ جراحت بزداید

بلبل الم ملت بیچاره سراید

گویید به نوروز که هر روز بیاید!

/

تا میهن ما پایگه میر شکار است

در گلشن ما کشتن گل غنچه بهار است

هر پشته مزار است، مزار دل زار است

گویید به نوروز، الم سوز بیاید...

/

دلخواه و دل آگاه و فرآموز بیاید

با خنده گریان جگر سوز بیاید

بر گلشن سرما زده پیروز بیاید

گویید به نوروز که نوروز بیاید

/

عاشق نکند یاد گل افشان چمن، وای

شاعر نرسد بر در امداد سخن، وای

"خون میدمد از خاک شهیدان وطن، وای"

ای وای چمن، وای سخن، وای وطن، وای

/

توضیح: زمانی استاد خلیل الله خلیلی شعری سروده بود با این مطلع که:گویید به نوروز که امسال نیاید. گلرخسار به استادخلیلی پاسخی شعری بالا را گفت.

پی نوشت : در تاجیکستان هم به مانند ایران منطقه‌ای هست با نام "رشت" و گل‌رخسار صفی (صفی یوا)، در سال ۱۹۴۷در آن جا زاده شد. اندک بودند دخترانی که ازآن منطقه کوهستانی به بیرون پا گذارند. اما این دختر جسور رشت آرزو ها و آرمان های بسیار در سر داشت. او می خواست شاعر و نویسنده شود و از همین رو نخستین سروده اش را در نوجوانی‌ در یک روزنامۀ منطقۀ رشت منتشرکرد.

معرفی این شاعر گرانمایه را در این پیوند بخوانید.

نامه ای به مادر ندا: مادرم، مگر می شود ندا را فراموش کنیم ؟ آزادی فردای ما خونبهای ندا است

پیوند فیلم ضجه مادر ندا بر سر مزارش ، همین چند لحظه پیش در بالاترین گذاشته شد.(اینجا)

لینک گذار در توضیحات نوشته است که مادر ندا هنگامی که سبزه و گل بر سر آرامگاه ندا دیده بوده است،گفته بوده :مادرت بمیره که مردم فراموشت نکردند.

متن زیر نامه من است به مادرم، همانی که بر سر آرامگاه خواهرم ندا ضجه می زد:

مادرم،

با هر ضجه تو من اشک ریختم،

طاقت دیدن دوباره فیلم ضجه تو را ندارم، ضجه تو از جنس نگاه ندا است، جگر را می سوزاند ، جگر را آب می کند ، کمرهر مردی خم می شود از بار غم آن.

مادرم غم دیده ام،

باور کن اگر تو دخترت را از دست دادی، من نیز خواهرم را از دست دادم، خواهری که هیچ گاه از نزدیک ندیدمش،اولین بار در ویدیویی دیدم که با موبایل گرفته شده بود، گلوله خورد و خون بالا آورد. همان بار اول ، با نگاه ندا، من ضجه زدم ، فریاد زدم، گریه کردم، گفتم این فرشته خواهر من است که اینگونه به خون می غلطد. این خواهر من است که اینگونه نگاه می کند و با چشمهایش مظلومیت را فریاد می کند.

اولین سالی است که تو بدون ندا هستی ، بانو پروین فهیمی بدون سهراب است، ده ها مادر دیگر نیز همچنین. من و میلیونها زن و مرد ایرانی دیگر نیز خواهران و بردرانمان را از دست داده ایم، ما نیز بدون خواهران و برادرنمان ، ندا و سهراب و اشکان هستیم. ما در غم تو شریکیم.

هزاران کیلومتر فاصله بین ما است، اما آرزو داشتم که نزد تو می بودم و بر دست تو و پای تو بوسه می زدم که دختری مانند ندا را به جامعه تحویل دادی.

مادرم،

یک ندا از دست دادی، اما هزاران دختر و پسر دیگر به دست آوردی. همه ما فرزند تو هستیم، مگر می شود ندا را فراموش کنیم؟

مگر می توانم فراموش کنم دختر جوانی را ، فرشته ای را، که به خاطر آینده من و فرزندان من، آنگونه مظلومانه جان باخت ؟

مادرم،

کشور ما به سوی تباهی می رفت، برای عوض کردن مسیر، باید برای آزادی و دموکراسی تلاش می کردیم، بدون آزادی و دموکراسیی، کشور ما به سوی نابودی می رفت، ما محتاج آزادی بودیم، البته که این آزادی مفت بدست نمی آید، باید که هزینه می دادیم و بدهیم. این هزینه ، نفت نیست، طلا نیست ، جواهر نیست، پول نیست ، که ای کاش پول . جواهر بود.باید گوهرهایی را می دادیم که که همسنگ و برابر با آزادی باشد.

چه گوهری همسنگ آزادی است؟ البته که خون ندا و سهراب و دیگر جوانان هم ارزش آزادی است.

خون ندا و سهراب ها ، بهای آزادی ما است.

مادرم،

قسم به ضجه تو ، قسم به ناله جگرسوز تو، زمانی که آزادی را به دست آوردیم، قدرش را خواهیم دانست ، چرا که خونبهای آزادی آینده ما، همان خونی است که ندا بالا آورد.

مادرم،

اسم و یاد ندا تا آخر عمرم با من است، اگر زمانی فرزند دختری داشته باشم، اسمش را ندا خواهم گذاشت. اگر پسر داشته باشم، اسمش را سهراب خواهم گذاشت، آرزو می کنم که خودم و فرزندان آینده ام ، ادامه دهنده راه ندای تو و سهراب ها باشند.

پی نوشت:

مادر ندا در این ویدیو شیون می کند و می گوید:

..به جای صحرا باید بهشت زهرا باشم،مادر، بمیرم ندا، ندا بمیرم ، بمیرم مادر، الهی مادرش بمیره، آخ، آخ ندا جان، چطوری سال رو تحویل کنم، مادرت بمیره، تو این همه آرزو داشتی، مادرت بمیره، ندا با این همه خونی که بالا آوردی ، مادرت بمیره، نه بابا بود نه مامان، ندا مادر دردم رو به کی بگم، دردم رو به کی بگم؟آخ ندا جان؛ندا ، ندا ، چرا باید بهشت زهرا باشم..

جمعه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۸

فیر ترید یا تجارت منصفانه چیست ؟

فیر ترید، به معنای تجارت منصفانه است که به شکل یک جنبش اجتماعی در آمده است.

شاید پایه و اساسش با تعریفی ساده این باشد که کشورهای ثروتمند حق ندارند به دلیل اینکه پول دارند و کشورهای فقیر نیز ، نیازمند پول هستند، از آنها سو استفاده کنند و مثلا کارگران آنجا را وادار به کار کردن در شرایط غیر انسانی کنند.

تجارت منصفانه یک جنبش اجتماعی سازمان یافته است که هدفش کمک به تولید کننده ها در کشورهای در حال توسعه تا بتوانند بهتر تولید کنند و به صورت پایدار بهتوسعه پایدار ادامه دهند.

جنبش تجارت منصفانه بر این اعتقاد است که باید پول بیشتری به تولید کننده ها پرداخت شود تا آنها استانداردهای بالاتری برای کارگران و اجتماع تولید کننده و همچنین محیط زیست پدید آورند.

بیشترین تمرکز بر روی صادرات کالاهای اساسی از کشورهای در حال توسعه به کشورهای توسعه یافته است. در سال 2008 ، کالاهایی که داری برچسب تجارت منصفانه بوده اند، فروشی بالغ بر 4.8 میلیارد دلار داشته اند که این رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل بیش از 22 درصد افزایش یافته است.

فیرترید از چهار سازمان زیر تشکیل شده است:

(Fairtrade Labelling Organizations International,World Fair Trade Organization,Network of European Worldshops ,European Fair Trade Association)

اصول تجارت منصفانه بر مبناهای زیر بنا شده است:

فراهم آوردن دسترسی به بازار مصرف برای تولید کنندگانی که منزوی شده و در حاشیه قرار گرفته اند؛ ارتباط دادن تولید کنندگان منزوی شده با مصرف کننده ها با دلالان کمتر.

هدف تجارت منصفانه، ارایه حقوق بالاتر به همراه کمک به تولید کنندگان برای افزایش دانش و منابع آنها است تا کیفیت زندگی آنها افزایش یابد.

همچنین تجارت منصفانه در پی این است که آگاهی مصرف کنندگان را در کشورهای توسعه یافته افزایش دهد.

لینک به ویکی پدیا

نشان های تجارت منصفانه :