شنبه، اسفند ۰۸، ۱۳۸۸

آقای کدیور، طبق کدام آمار می گویید بیشترین نرخ تبدیل دین به اسلام بوده است؟

آقای کدیور در یک سخنرانی می گوید: (در هر پنج قاره ، بیشترین نرخ تبدیل دین ، به اسلام است- دقیقه پنج)برای گوش دادن به این سخنرانی به این پیوند مراجعه فرمایید.

طبق معمول خالی بندی اسلامی! طبق معمول یک آخوند از روی شکم حرف می زند!

آخوند در هر شکل و شمایلی ، بالاخره آخوند است. یکی نیست از ایشان بپرسد :طبق کدام سرشماری به این نتیجه دست یافته اند؟!

تعداد مسلمین از یک میلیارد در سال 1990 به بیش از یک میلیارد و پانصد میلیون در سال 2010 افزایش یافته است. آیا این به علت تغییر دین افراد به اسلام است؟

خیر ، صرفا دلیلش این است که چون اکثریت مسلمانان در کشورهای عقب افتاده زندگی می کنند، لذا نرخ زاد و ولد در کشورهای اسلامی بسیار بالا است و در نتیجه رشد جمعیت خیلی زیاد است.این به معنی این نیست که نیم میلیارد مسیحی دینشان را عوض کرده و به اسلام روی آورده اند!

طبق آمارها ، سالیانه در آمریکا سالیانه حدود بیست هزار نفر از ادیان دیگر به اسلام تغییر دین می دهند، و در بریتانیا این عدد حدود پنج هزار نفر است. عدد بیست هزار نفر در برابر جمعیت قریب سیصد میلیونی، عدد ناچیزی است !

ما دو نوع مسلمان شدن داریم: نوع اول: اینکه یک نوزاد در کشور اسلامی به دنیا بیاید و بعد مسلمان خوانده شود. نوع دوم: اینکه یک مثلا مسیحی از مسیحیت خارج شده و به اسلام رو بیاورد.

بله در نوع اول، بیشترین رشد را مسلمانان دارند. اما در نوع دوم ، تعداد خیلی خیلی کم است. همانطور که گفتم برای کل آمریکا ، بیست هزار نفر در سال است. اگر بخواهیم تعداد کسانی که از اسلام خارج می شوند و به مسیحیت گرایش پیدا می کنند یا اینکه بی دین می شوند ، را حساب کنیم ، قطعا خیلی خیلی بیشتر از این اعداد خواهد بود.

آقای کدیور، تکلیف این همه مسلمان که از دین اسلام خارج می شوند ولی به دلیل ترس از مجازات ارتداد که اعدام است، خروجشان از اسلام را علنی نمی کنند ، چیست؟!

جالب است که بدانیم در کشورهای غربی ، روز به روز به تعداد کسانی که از به بیخدایی تمایل پیدا می کنند، بیشتر می شود، یعنی اصولا دین را کنار می گذارند، آن وقت آقای کدیور ادعا می کند، بیشترین نرخ گرایش به اسلام است.

وقتی یک آخوندی مثل کدیور که ادعای روشنفکری دارد، اینگونه آمار دروغ می دهد، دیگر چه توقعی از آخوند های دیگر دارید؟ متعجبم از کسانی که هنوز سنگ آخوندهایی اینچنینی را به سینه می زنند!

جمعه، اسفند ۰۷، ۱۳۸۸

ال گور برنده جایزه نوبل در یک سخنرانی جذاب به مساله گرمایش زمین می پردازد:فرق زمین و ونوس چیست؟

با زیرنویس فارسی:گرچه این سخنرانی کمی قدیمی است(حدود دو سال پیش) اما آنقدر زیبا است که ارزش مجددا مطرح شدن را داشته باشد.ال گور، در یک سخنرانی زیبا که برای ساید با ارزش تد TEDضبط شده است، از تفکری جدید در زمینه حفظ محیط زیست خیر می دهد. و می گوید هر کدام از ما وظیفه داریم مجددا برای خودمان ارزش گذاری کنیم و مسولیت این مقابله با این چالش را به عهده بگیریم.

ال گور که در سال 2007 برنده نوبل صلح به دلیل فعالیت های متعددش در زمینه محیط زیست شده است، می گوید: زمین و ونوس بسیار شبیه هم هستند، و از نظر حجمی نیز اندازه می باشند.با این تفاوت کوچک که کربن موجود در ونوس در جو و تمام سیاره پخش است و کربن موجود در زمین به شکل زغال سنگ یا سوخت های فسیلی مانند گاز یا نفت در اعماق زمین .متوسط درجه حرارت در زمین حدود 56 درجه فارنهایت است و در ونوس حدود 855 درجه. روندی که اکنون انسان ها در پیش گرفته اند، تبدیل زمین به کره ونوس است، آنها سوخت های فسیلی حاوی کربن را از زمین استخراج و به جو می فرستند. این عمل در نهایت باعث گرم شدن زمین نیز خواهد شد.

الگور می گوید ما تکنولوژی لازمه را داریم، فقط نیاز داریم که به اشتراکی برای دیدگاه ها برسیم و علیه تغییرات جوی و آلودگی محیط زیست اقدام کنیم. همانطوری که دلاورانی دموکراسی و حقوق بشر را برای کره زمین به ارمغان اورده اند، اکنون دنیا نیاز به دلاورانی دارد که فوریت مساله محیط زیست را به آنان گوشتزد کند.


دیوانه ای به نامم قدافی : رهبر لیبی درخواست جهاد علیه سویس را داد، چرا که سویس ساخت مناره مساجد را ممنوع کرده است

اسلام دیگر چه جور دینی است؟! خوب مسلمانان به سویس نروند، کسی که دعوتنامه برایشان نفرستاده است! این دین اسلام چیز عجیبی است، اگر در پایتخت کشور دیگری اجازه ندهد که مسجد بسازند، باید به آن کشور حمله کرد و لابد زنان آن کشور را نیز به کنیزی و اسارت برد! آن وقت مسلمانان می گویند چرا کشورهای غربی بمب اتم داشته باشند و ما نداشته باشیم! خوب با منطق اسلام اگر کشورهای اسلامی بمب اتمی بدست بیاورند،بشرییت در کثری از ثانیه نابود می شود!

این نوشته ترجمه مقاله روزنامه تایمز لندن در این باره است، پیوند به اصل مقاله

معمر قذافی علیه سویس یکی از صلح جو ترین ملت های دنیا ، اعلام جهاد کرده است. معمر قذافی درخواست جنگ مقدس علیه سویس را داده است، چرا که در همه پرسی ماه نوامبر در سویس، ساخت مناره مساجد ممنوع شد.

این پایین ترین سطح رابطه بین دو کشور از سال 2008 است، در سال 2008 پسر سرهنگ قذافی ، حنیبه، در ژنو، به علت ضرب و شتم خدمتکارش بازداشت شد.

قذافی در یک مصاحبه تلوزیونی گفته است: (هر مسلمانی در هر جای دنیا که با سویس کار می کند، مرتد است و در مقابل خدا و رسول خدا و قران ایستاده است)

او این سخنرانی را در روز تولد پیامبر انجام داد، تا مطمین شود بسیاری از کشورهای عربی این درخواست را جدی می گیرند. این مشخص نشده که او چگونه از مسلمانان خواسته است که سویس را هدف قرار دهند.

او گفته که باید تمام مسلمانان به تمام فرودگاه ها بروند و جلوی فرود هر هواپیمای سویسی را بگیرند.

او اضافه کرده که :(دنیای اسلام باید که جلوی فرود هواپیماهای سویسی را بگیرد ، تمام اسکله ها از کناره گیری کشتی های سویسی خودداری کنند.) احتمالا قذافی مطلع نبوده است که سویس فاقد بندر است و هیچ کشتی تجاریی ندارد!!

او تلاش کرده است که به غرب نشان دهد هیچ علاقه دیگری به بمب اتمی ندارد و هیچ ارتباطی نیز با گروهای ترورسیتی ندارد. او همچنین القاعده را مورد سرزنش قرار داد و آنها را بیماران روانی خطاب کرد. او گفت(تفاوت زیادی بین جهاد و تروریست وجود دارد.)

او به صورت واضح مشخص کرد که : (سویس، کشور کفاری است که مساجد را خراب می کنند. انها دشمنان ایدولوژیک هستند)

زمانی که حنیفه قذافی و زنش توسط پلیس بازداشت شده بودند(سال 2008)، دولت لیبی تامین نفت برای سویس را متوقف کرد، میلیاردها دلار را از بانک های سویس خارج کرد، و دو تاجر سویسی را بازداشت کرد، یکی را هفته بعد آزاد کرد و دیگری هنوز در زندان است!

تعدادی از اعضا اتحادیه اروپا، به صورت مشخص ایتالیا، اعتراض کرده اند که سویس رفتار نیکوی اتحادیه اروپا را نابود می کند، و گاهی فکر می کنند که عضو اتحادیه نیستد.

دولت سویس یک لیست 188 نفره از اتباع لیبی منتشر کرده که از ورود به خاک اعضا پیمان شینگن محروم هستند، این لیست شامل خود قذافی و پسرش نیز می شود. دولت لیبی نیز در پاسخ ورود تمام اتباع کشورهای عضو پیمان شینگن را به خاکش ممنوع کرده است!

عکس از تایمزآنلاین



پنجشنبه، اسفند ۰۶، ۱۳۸۸

اعلام رسمی دیکتاتوری توسط خامنه ای در سخنرانیش در دیدار با خبرگان

کالبد شکافی سخنان خامنه ای در جلسه با نمایندگان خبرگان :

خامنه ای گفته است : (افرادی كه حاضر نیستند قانون را قبول كنند صلاحیت حضور در چارچوب نظام را از دست داده‌اند) پیوند به خبر در رجا نیوز

خامنه ای در این سخنرای ، مرز بندی مشخصی بین افراد داخل نظام و خارج نظام را تعریف کرده است.

افراد داخل نظام شامل : طرفداران خودش و همچنین افرادی چون هاشمی رفسنجانی و محسن رضایی که متعلق به جناح مخالف او هستند و قبلا نیز به انتخابات فرمایشی اعتراض داشته اند، ولی چون اکنون حاضر شده اند به این انتخابات فرمایشی و سرتاسر تقلب گردن بنهند، جزوی از نظام محسوب می شوند.

افراد خارج از نظام شامل : کروبی و یا مهندس موسوی و امثالهم، چرا که حاضر به پذیرش این انتخابات فرمایشی نشده اند.

به دیگر سخن ، خامنه ای به صراحت حضور شهروندان در داخل نظان را به منوط به قبول انتخابات فرمایشی احمدی نژاد کرده است. خامنه ای می گوید: یا به انتخابات فرمایشی که نتیجه اش انتصاب مجیزگویان مورد تایید من است ، گردن می نهید یا اینکه از حضور در نظام خارج می شوید. او به صراحت حق حضور مردم در نظام حکومتی را مشروط به قبول دیکتاتوری بی قید و شرط خودش می داند.

این جلسه خبرگان دو نکته را مشخص کرد:

یک – اعلام رسمی دیکتاتوری از جانب خامنه ای

دو- مشخص شدن تکلیف جنبش سبز با افراد خیانت کاری چون هاشمی رفسنجانی که برای حفظ قدرت و ثروت شان ، حاضر به معامله مردم هستند. به دیگر سخن، از این جلسه به بعد ، هاشمی رفسنجانی به صورت مشخص در داخل تیم خامنه ای و علیه مردم قرار دارد.

جمع بندی: حق حضور و مشارکت در حاکمیت یک حق و وظیفه برای تک تک افراد جامعه است و خامنه ای با محدود کردن این حق ، به صورت آشکارا اقدام به دزدی حقوق مردم کرده است

چهارشنبه، اسفند ۰۵، ۱۳۸۸

استدلال (!) یک کاربر متدین برای توجیه وجود برده داری در قرآن : منظور از برده داری قرارداد کارگر و کارفرما است

من یک پستی در بلاگم نوشته بودم که نمی توان بر اساس دینی که در آن برده داری آزاد است، دموکراسی ساخت و چیزی به نام دموکراسی دینی ، جمع نقیضین است و دین اصولا با دموکراسی در تناقض است.

در بحثی که در بالاترین در باره آن لینک در گرفت(پیوند به لینک فوق در بالاترین) یکی از کابران متدین، استدلال جالبی در باره چرایی وجود برده داری در اسلام کرد، که حیفم آمد همه از این درفشانی بی نصیب بمانند.

او معتقد است که هرجا در قرآن از کلمه برده داری استفاده شده است، منظور قرارداد کارگری و کارفرمایی است!

دوشنبه، اسفند ۰۳، ۱۳۸۸

چرا رفسنجانی نه می خواهد و نه می تواند که اصلاحی ایجاد کند؟ چرا بحث کمسیون ملی انتخابات بحث مضحکی است؟!

مجمع تشخیص مصلحت نظام ، طرحی را در دست بررسی دارد که برگزاری انتخابات را از شورای نگهبان به کمسیونی به نام کمسیون ملی انتخابات متشکل از نمایندگان سه قوه و شورای نگهبان بسپارد.(گزارش بی بی سی اینجا)

من معتقدم که این بازی جدیدی است که هاشمی و دار و دسته اش (شامل محسن رضایی) برای گرفتن امتیاز از رهبری و احمدی نژاد علم کرده اند. امتیازاتی که آنها طلب می کنند ، البته ربطی به مردم ندارد و فقط منافع نامبردگان را شامل می شود.

چند نکته وجود دارد :

یک – اول از همه نمی توان به رفسنجانی امیدی داشت. چرا که رفسنجانی نه می خواهد و نه می تواند که اصلاحی ایجاد کند .

چرا نمی تواند:کسی که خود و خانواده اش و تمام هوادارانش غرق در فساد مالی هستند، چگونه می تواند نقش مثبتی ایفا کند؟! حداکثر کاری که رفسنجانی می کند ، این است که از نفوذ خودش برای باقی ماندن در قدرت و زنده نگاه داشتن حاشیه امنیتی برای خود و خانواده اش، بکوشد. هر گاه رفسنجانی بخواهد دست به یک اصلاح ساختاری بزند، خ.ر. و طرفدارانش پرونده فساد او و خانواده اش را به میان می کشند.

چرا نمی خواهد :اگر اصلاحی صورت پذیرد و قدرت به نماینده واقعی مردم واگذار شود، طبیعی است که به بررسی گذشته پر از فساد رفسنجانی و دار و دسته اش خواهد پرداخت. طبیعی است که رفسنجانی نمی خواهد اصلاحی صورت گیرد.

دو – اولا طبق گفته محسن رضایی ، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام (ملقب به محسن قاچاقچی!)، تمامی مصوبات مجمع نیازمند تایید نهایی رهبر است. طبیعی است رهبر اجازه نمی دهد چیزی خلاف منافع خودش و مجتبی تصویب شود.

سه- دعوای اصلی مردم ایران با شخص خامنه ای و ولی فقیه است. در این کمسیون ، رهبر به صورت پیشفرض دو نماینده کاملا و 100% در اختیاردارد، یکی نماینده قوه قضاییه و یکی نماینده شورای نگهبان، یعنی به صورت پیش فرض رهبر 50% کمسیون فوق را هلفتی (!) در اختیار دارد. می ماند نماینده های قوه مجریه و قوه مققنه که در حال حاضر هم احمدی نژاد ملیجک رهبر است و اکثریت نماینده های مجلس!

لذا این کمسیون در شروع ، 100% در اختیار رهبری است و طبیعتا رهبری اجازه نمی دهد که انتخابات آزادی برگزار شود و رییس جمهور و یا نمایده مجلس توسط خود مردم انتخاب شود، لذا هیچگاه در این دایره بسته، قدرت از دست رهبری خارج نخواهد شد. لذا اگر قرار به برگزاری انتخابات دیگری نیز باشد، این کمسیون به صورت پیش فرض فرقی با شورای نگهبان ندارد.

چهار – فرض کنیم انتخابات بعدی ، انتخابات مجلس خبرگان باشد، آیا این مسخره نیست که این کمسیون منصوب رهبر بخواهد انتخابات مجلس خبرگان( که کارش نظارت بر رهبری است) را برگزار کند؟!

نمی توان توقع داشت که کمسیونی که از نماینده شورای نگهبان (بخوانید نماینده خ.ر.) و نماینده قوه قضاییه(باز بخوانید نماینده خ.ر.) و نماینده مجریه یعنی احمدی نژاد (باز بخوانید نماینده خ.ر.) و نماینده قوه مققنه (باز بخوانید نماینده خ.ر.) تشکیل شده است، کار خاصی انجام دهد و انتخابات منصفانه ای برگزار کند. به دیگر عبارت در این نظام دیکتاتوری ، رهبری که فردی فاسد و جنایت کار است، قرار است بر کار خودش نظارت کند!

لذا،

دوستان جنبش سبز بهتر است فکر و وقت خود را تلف رفسنجانی نکنند و به فکر ایجاد تغییر عمده توسط خودمان باشیم: کس نخارد پشت من / جز ناخن انگشت من - ;کاری زیبا از نیک آهنگ کوثر

یکشنبه، اسفند ۰۲، ۱۳۸۸

زنگ خطر برای دموکراسی دینی:بنای دموکراسی بر پایه دینی که برده داری در آن مجاز است

یک – خطر بزرگی در کمین جامعه ما است، خطری به بزرگی سال 57 و شیادی به اسم خمینی! می خواهند باز رژیمی بر پایه دین بر این کشور فلک زده حاکم کنند. اینبار اسم جمهوری اسلامی را بردارند و اسم دموکراسی دینی بر آن بگذارند. البته که پسوند دینی در انتهای لغت با ارزشی چون دموکراسی ،وهن دموکراسی است. لذا برای گوشتزد این خطر، ناچارم که یادآوری کنم که دین اسلام همان دینی است که در آن برده داری مجاز شمرده شده است. به هر شکلی که بخواهیم قران را در امر حاکمیت دخیل کنیم ، نتیجه آن یک فاجعه است. مبادا که در تله این دام بیفتیم. در این لینک در باره دموکراسی دینی بیشتر توضیح داده ام.

دو - آیا شایسته است که ما در قرن بیست و یکم بدون تفکر و بدون تعقل ، پیرو دینی باشیم که در آن به تملک گرفتن یک انسان توسط انسان دیگر مجاز شمرده شده است؟! آیا شایسته است که ما در قرن بیست و یکم به عده ای مفتخور به نام آخوند اجازه دهیم که بر اساس کتابی غیر انسانی چون قرآن بخواهند جامعه ما را اداره کنند؟ البته که نتیجه اداره جامعه بر اساس قرآن ، همین فساد و نا امنی و غارت اموال مردم و تجاوز به حقوق مردم و فقر است.

سه- تا زمانی که ما معتقد باشیم که کتابی به باید بر اساس کتابی اینچنینی (قرآن) باید جامعه اداره شود، وضع ما همین خواهد بود.

لختی در باره برده داری :

برده کیست؟ انسانی که در مالکیت انسان دیگر درآمده است را برده می نامند./چه کسانی برده می شده اند؟ کسانی که از پدر و مادری برده زاده می شده اند یا در جنگ ها به اسارت مسلمانان در می آمده اند./رابطه مالک و برده چگونه بوده است؟ مالک صاحب برده و صاحب تمام اموال برده و دسترنج برده می بوده است. مالک می توانسته به برده مونثش نیز همخوابگی کند.

آیا قران و اسلام برده داری را به رسمیت می شناسد؟ جواب : بلی! اسلام طبق آیاتی که در زیر آمده است ، به صراحت برده داری را به رسمیت شناخته و آنرا تایید کرده است.

نکته : تجاوز به برده ها: قرآن به صراحت اجازه داده است که مالکان به کنیزان خود همخوابگی کنند. با توجه به اینکه هیچ انسانی راضی نخواهد بود که برده یک انسان دیگر باشد، این رابطه و این همخوابگی یک تجاوز است. به دیگر سخن اسلام اجازه تجاوز به مسلمانان داده است.

استدلال مسلمانان در توجیه برده داری:

استدلال شماره یک: می گویند که پیامبر نمی توانسته یک دفعه برده داری را ممنوع کند، و می خواسته که ذره ذره برده داری را منسوخ و ممنوع کند!

جواب: ذره ذره و یک دفعه نداریم که! کار زشت زشت است ، حالا به هر مقدار و کسی که ذره ای از انسانیت بو برده باشد، زیر بار انجام کار ناپسندی چون برده داری نمی رود! از آن گذشته، چه گونه پیامبر می توانست خوردن شراب یا قمار را یکباره ممنوع کند، اما نمی توانست برده داری را یکباره ممنوع کند؟ ایا قمار بدتر است یا به تملک گرفتن یک انسان؟!

استدلال شماره دو : می گویند قرآن در چند آیه (مانند آیه 12 سوره بلد) آزاد کردن برده ها را توصیه کرده است.

جواب : خوب ، اسلام گفته کار خوبی بوده است، چه ربطی دارد؟ هر بچه ای می داند برده داری کار زننده ای است. اگر یک عرب جاهلی یا بچه دو ساله(!) بیایید و بگوید آزادکردن برده کار خوبی است، جای تقدیر دارد، اما اینکه پیامبر خدا فقط بگوید کار خوبی است ، جای هیچ تقدیری نیست و باید سرزنش شود، نکته و سوال اینجاست که چرا پیامبر اسلام و قرآن نیامده بگوید که کلا برده داری ممنوع و حرام است. چرا اسلام برده داری را مجاز شمرده است؟! مگر قرآن کلام خدا نیست؟ این چه جور خدایی است که اجازه می دهد یک انسان به مانند کالا در اختیار یک انسان دیگر قرار گیرد؟! این چه جور دینی است؟ چرا اینگونه در تقابل به ساده ترین اصول بشری قرار گرفته است؟!

استدلال شماره سه: می گویند قرآن به خوش رفتاری با برده ها توصیه کرده است.جواب:ترجیح می دهم به این استدلال برای توجیه برده داری جوابی ندهم!!

آیاتی که قرآن در آن به صراحت برده داری را مجاز شمرده است.

1-سوره نحل آیه 75:. (خدا برده زر خريدی را مثل می زند که هيچ قدرتی ندارد، و کسی را که از، جانب خويش رزق نيکويش داده ايم و در نهان و آشکارا انفاق می کند آيااين دو برابرند ? )

در این آیه برابر نبودن بردگان با افراد عادی جامعه به صراحت تایید شده است!

2-سوره روم آیه 28: :(برای شما از خودتان مثلی می آورد : مگر بندگانتان در آنچه به شما روزی ، داده ايم با شما شريک هستند تا در مال با شما برابر باشند و همچنان که شما آزادان از يکديگر می ترسيد از آنها هم بيمناک باشيد؟ )

3-سوره معراج آیه 29 :(و کسانی که شرمگاه خويش نگه می دارند؛ مگر برای همسرانشان يا کنيزانشان)

4-مومنون آیه 5 به همین مضمون.

5-سوره نساء آیه 24 :(و نيز زنان شوهر دار بر شما حرام شده اند ، مگر آنها که به تصرف شما، درآمده باشند)

در این آیه قرآن اجازه می دهد که به زنان شوهرداری که در جنگ به اسارت درآمده باشند و تبدیل به برده مسلمین شده باشند، تجاوز صورت گیرد. یعنی مثلا امروز صبح شوهر این زن بیچاره در جنگ توسط مسلمین کشته شده است یا به اسارت گرفته شده است!

6- سوره احزاب آیه 50 (ای پيامبر ، ما زنانی را که مهرشان را داده ای و آنان را که به عنوان ، غنايم جنگی که خدا به تو ارزانی داشته است مالک شده ای و دختر عموها و دختر عمه ها و دختر داييها و دختر خاله های تو را که با تو مهاجرت کرده اندبر تو حلال کرديم ،)

7- سوره نساء (زنان) آیه 36(.... و يار مصاحب ومسافر رهگذر و بندگان خود نيکی کنيد هر آينه خدا متکبران و فخر فروشان را دوست ندارد)

8- سوره انفال آیه 67(برای هيچ پيامبری نسزد که اسيران داشته باشد تا که در روی زمين کشتار بسيار کند شما متاع اينجهانی را می خواهيد و خدا آخرت را می خواهد و او پيروزمند و حکيم است.)

شنبه، اسفند ۰۱، ۱۳۸۸

ابزاری به نام حس ششم/ دنیای آینده نزدیک ما به این شکل خواهد بود


پراناو میستری در کنفرانس تد در هند ، به معرفی ابزاری می پردازد که کمک زیادی به تعامل دنیای مادی با دنیای مجازی و دیجیتال می کنند -- بخشی از این سخنرانی شامل نگاهی عمیق به یکی از ابداعات اوست , ابزاری جدید به نام حس ششم و نمونه ایی از یک لپ تاپ کاغذی. در این سخنرانی که شامل سوال و جواب ، مستری تمامی جزئیات دررابطه با این نرم افزار جدید را باز گو می کند.این سخنرانی توسط علی یزدی برای سایت تد ترجمه شده است

جمعه، بهمن ۳۰، ۱۳۸۸

نخست وزیر گردون براون، ضمن نشان دادن عکس ندا، می گوید : به مدد اینترنت ، ما اولین نسل بعد از خلقت شرافتمندانه جامعه جهانی هستیم

این سخنرانی را من برای سایت تد ، ترجمه کرده ام، اما هنوز روی سایت قرار نگرفته است.به قول معروف داغ داغ است!

گردون بروان می گوید: دویست سال قبل ، ویلیامز ، بیش از بیست و چهار سال علیه برده داری مبارزه کرد، تا برده داری لغو شد. در آن زمان آنها امکانات مدرن ارتباطی کنونی ما را نداشتند. یا خانم جب (بنیان گذار موسسه عظیم بچه ها را نجات دهید ) برای مبارزه اش برای دفاع از کودکان ، باید خانه به خانه می رفت و جزوه ها را تک تک به مردم می داد تا آنها را برای تظاهرات جمع کند، تصور کنید اشخاص فوق ، امکانات کنونی ما را می داشتند ، چه کارهای بزرگی انجام می دادند.

نخست وزیر سپس از اینکه مفتخر بوده و در مراسم گشایش ارگان جدید نلسون ماندلا ، در کنار دست او نشسته است سخن می گوید و از ماندلا نقل می کند که گفته است :( از کوه برای مبارزه با آپارتاید بالارفته است، اما همچنان مشکلات بزرگتری چون فقر و تغییرات جوی جهانی و مشکلات جهانی دیگر پیش رو است). گردون براون سپس از امکانی که در اختیار نسل جدید جهان است و مسولیتی که بر دوش آنها است ، سخن می گوید. او می گوید مشکلات جهانی فقط با کمک همه جهان قابل حل شدن است، چرا که برخی از این مشکلات ذاتا" جهانی هستند و به کمک همه دنیا حل شوند.این مشکلات باید توسط همه ما به مک هم حل شوند.برخی از مسائل چون رفاه در تمام دنیا مشترک است و یک کشور به تنهایی نمی تواند در رفاه باشد. او سپس می گوید در موزه فاجعه روندا؛ عکس پسری است عاشق فوتبال بود و می خواست دکتر شود. اما زیر شکنجه مرد، او آخرین جمله اش به مادرش(که او هم زیر شکنجه مرد)این بود که مادر نگران نباش ، سازمان ملل می آید! گردون بروان می گوید : (ما هرگز نرفتیم).

پی نوشت: نمی دانم چرا موقع تایپ این جملات اینگونه به گریه افتادم، همین الان هزاران فاجعه مانند این در حال رخ دادن است و ما می توانیم جلو آنرا بگیریم، اما در جای امن و گرم خود نشسته ایم!

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا/ شهادت جانگداز میگ میگ راتسلیت عرض می نماییم

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

خاک وچوک !

عاشورایی دیگر به وقوع پیوست!

بار دیگر دست آمریکا جنایتکار از آستین این گرگ نابکار بیرون آمد و یکی ازعاشقان عصمت و طهارت و پیروان ولایت را به خاک و خون کشید.

شهادت میگ میگ عزیز را به مقام معظم رهبری ، خانواده ایشان و امت همیشه در صحنه تبریک و تسلیت عرضم می نماییم

استکبار کوردل بداند که اگر میگ میگ را از امت مسلمان گرفت، جری و جری ها ، ادامه دهنه راه او هستند. براستی که خون بر شمشیر پیروز است.

بنیاد شهید جمهوری اسلامی ایران

صحنه شهادت جانگداز میگ میگ در زیر آمده است

پنجشنبه، بهمن ۲۹، ۱۳۸۸

دکتر سروش، آیا در دموکراسی دینی شما حق حاکمیت مردم بر خودشان به صورت کاملا به رسمیت شناخته شده است؟ ایا مردم می توانند قوانینی خلاف اسلام تصویب کنند ؟



دکتر سروش در مصاحبه با سایت میزان خبر، در پاسخ به سوالی در باره حکومت آینده فرضی مورد نظر خود گفته اند:

سوال : آیا منابع حقوقی و قانون گذاری همچنان بر پایه فقه اسلامی و فقه جعفری خواهد بود؟

جواب دکتر سروش: فقه اسلامی و به تبع آن فقه جعفری، محدودتر از آن خواهد بود که بتوانیم همه قوانین را از آن استخراج کنیم، کافی است ما قوانینی بنویسیم که با قطعیات و ضروریات اسلامی منافات نداشته باشد؛ ضمن اینکه می توان در همه‌ اینها کسب اجتهاد کرد. جامعه دینی بنابر خواست اکثریت دینداران هویت و شکل خواهد گرفت و فرهنگ دینی آن باعث تمایز با دیگر جوامع است.

آقای دکتر سروش، لطفا به سوال زیر شفاف پاسخ دهید:

آیا در ساختار حکومتی مورد نظر شما (دموکراسی دینی) حق حاکمیت مردم بر مردم به صورت ١٠٠% به رسمیت شناخته شده است؟! بگذارید به ذکر مثالی سوالم را واضح تر بپرسم:

فرض کنیم که دموکراسی دینی موردن نظر دکتر سروش برقرار شده است و اکثریت مردم ایران در یک رای گیری آزاد ، رای دادند که ازدواج همجنسگرایان آزاد است- اتفاقی که در بسیاری از کشورهای دنیا افتاده است- و با توجه به اینکه همجنس گرایی بشدت در اسلام نهی شده است، آیا در ساختار حکومتی دکتر سروش، مردم ایران مجاز خواهند بود که آزادی ازدواج همجنس گرا ها را قانونی کنند؟

آیا دکتر سروش به عنوان یک روشنفکر دینی این حق را به مردم می دهد که خود مردم برای خودشان تصمیم بگیرند؟ حتی تصمیماتی که خلاف دین اسلام است؟ آیا شما حق حاکمیت مردم بر مردم را کاملا به رسمیت می شناسید؟ یا این حق حاکمیت فقط تا زمانی معتبر است که مخالفتی با اسلام نداشته باشد؟!

اگر موضع دکتر سروش ، این باشد که مردم می توانند خلاف نظر اسلام قانون بگذارند، که دیگر این پسوند دینی چیست که پشت دموکراسی گذاشته اند! اگر هم نظرش این باشد که نمی توانند، پس فرق دموکراسی دینی و رژیم کنونی ج.ا. چیست؟!

مشکل دکتر سروش و دیگر روشنفکران دینی این است که فکر می کنند روزگار کنونی، مانند ایران قبل از انقلاب است که بتوانند در نبود آزادی مطبوعات مثل دکتر شریعتی با کلمات بازی کنند و از بر ملا شدن تفکر خود جلوگیری کنند. چیزی به نام دموکراسی دینی وجود خارجی ندارد و مانند حقوق بشر اسلامی است. دین اسلام در تناقض آشکارا با دموکراسی است و کسانی که دم از دموکراسی دینی می زنند، می خواهند جمع نقیضین کنند!