یکشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۸۸

چند سوال در مورد نقش سلمان در تاریخ اسلام و رابطه اش با پیامبر اسلام

چرا پیامبر در مورد سلمان فارسی می گوید (آنچه را سلمان میداند، اگر ابوذر میدانست کافر میگشت؟)مگر سلمان چه می دانست ؟!

حدیث فوق به نقل از 8) بحار الانوار ج 8)

سوال دوم : چرا در سوره نحل آیه 103، عملا قرآن به این ادعای مخالفین پاسخ می دهد که قران توسط سلمان به محمد آموزش داده نشده است ، چرا که قران عربی است و سلمان عجمی ؟

وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ.
ما مى‏دانيم كه آنها مى‏گويند: «اين آيات را انسانی به او تعليم مى‏دهد!» در حالی كه زبان كسی كه اينها را به او نسبت مى‏دهند عجمی است؛ ولی اين (قرآن)، زبان عربی آشكار است!

سوال سوم : چرا پیامبر به طایفه سلمان امان نامه انچنانی داد ؟ مگر چه حسابی با سلمان داشت که اینگونه به سلمان امتیاز داده است؟

بحارالأنوار ج : 18 ص : 135و 134- المناقب ج : 1 ص : 111:

وَ كَتَبَ (ص) عَهْداً لِحَيِّ سَلْمَانَ بِكَازِرُونَ هَذَا كِتَابٌ مِنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ رَسُولِ اللَّهِ سَأَلَهُ الْفَارِسِيُّ سَلْمَانُ وَصِيَّةً بِأَخِيهِ «مَهَادِ بْنِ فَرُّوخِ بْنِ مَهْيَارَ» وَ أَقَارِبِهِ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ عَقِبِهِ مِنْ بَعْدِهِ مَا تَنَاسَلُوا مَنْ أَسْلَمَ مِنْهُمْ وَ أَقَامَ عَلَى دِينِهِ.

سَلَامُ اللَّهِ أَحْمَدُ اللَّهَ إِلَيْكُمْ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَمَرَنِي أَنْ أَقُولَ «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ» أَقُولُهَا وَ آمُرُ النَّاسَ بِهَا وَ الْأَمْرُ كُلُّهُ لِلَّهِ خَلَقَهُمْ وَ أَمَاتَهُمْ وَ هُوَ يَنْشُرُهُمْ وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ ثُمَّ ذَكَرَ فِيهِ مِنِ احْتِرَامِ سَلْمَانَ إِلَى أَنْ قَالَ:

«وَ قَدْ رَفَعْتُ عَنْهُمْ جَزَّ النَّاصِيَةِ وَ الْجِزْيَةَ وَ الْخُمُسَ وَ الْعُشْرَ وَ سَائِرَ الْمُؤَنِ وَ الْكُلَفِ فَإِنْ سَأَلُوكُمْ فَأَعْطُوهُمْ وَ إِنِ اسْتَغَاثُوا بِكُمْ فَأَغِيثُوهُمْ وَ إِنِ اسْتَجَارُوا بِكُمْ فَأَجِيرُوهُمْ وَ إِنْ أَسَاءُوا فَاغْفِرُوا لَهُمْ وَ إِنْ أُسِي‏ءَ إِلَيْهِمْ فَامْنَعُوا عَنْهُمْ وَ لْيُعْطُوا مِنْ بَيْتِ مَالِ الْمُسْلِمِينَ فِي كُلِّ سَنَةٍ مِائَتَيْ حُلَّةٍ وَ مِنَ الْأَوَاقِي مِائَةً فَقَدِ اسْتَحَقَّ سَلْمَانُ ذَلِكَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ.»

ثُمَّ دَعَا لِمَنْ عَمِلَ بِهِ وَ دَعَا عَلَى مَنْ أَذَاهُمْ وَ كَتَبَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ.

پيامبر براي بازماندگان سلمان فارسي كه در كازرون زندگي مي‌كردند، عهدي نوشت. در اين عهد چنين آمده است: اين عهد از جانب رسول خدا محمد ابن عبدالله (ص) به درخواست سلمان فارسي براي برادرش «مهاد بن فرّوخ بن مهيار»، نزديكان و خانواده‌ي او و نسل‌هاي بعد از او كه مسلمان شوند و دين او را اقامه كنند، نوشته شده است.

سلام خدا بر شما. ستايش مي‌كنم خدا را. همانا خداوند متعال به من امر كرد كه بگويم: «هيچ معبودي جز الله نيست. او يكتاست و شريكي ندارد.» من نيز اين سخن را گفته و مردم را به آن امر نمودم. تدبير همه‌ي امور عالم متعلق به خداست. او انسان‌ها را خلق كرد و آنها را مي‌ميراند و آنها را برخواهد انگيخت و به سوي او برخواهند گشت.

پيامبر اسلام (ص) آنگاه در اين نامه مطالبي را در احترام و تجليل از شخصيت سلمان فارسي ذكر كرد تا اينكه فرمود:

من از خانواده‌ي سلمان ذلت در پرداخت جزيه، پرداخت جزيه، خمس، ماليات و ساير هزينه‌ها و تكاليف مالي را رفع نمودم.

پيامبر (ص) امر كرد كه اگر خانواده‌ي سلمان چيزي از شما خواستند به آنها عطا كنيد و اگر نزد شما دادخواهي كردند به داد آنها برسيد و اگر به شما پناه آوردند به آنها پناه دهيد و اگر خطايي مرتكب شدند از خطاي آنها درگذريد و اگر بدي به آنها شد مانع شويد و هر سال از بيت المال مسلمين دويست جامه و صد اواقي به آنها عطا كنيد. به تحقيق سلمان از جانب رسول خدا مستحق چنين عنايتي شد.

سپس رسول خدا براي كسي كه به اين عهد عمل كند دعا و كسي كه آنها را بيازارد نفرين كرد. كتابت اين نامه را اميرالمؤمنين علي (ع) بر عهده داشت.

شنبه، بهمن ۱۰، ۱۳۸۸

خطر گروه موسوم به انجمن پادشاهی ایران برای آینده ایران و جنبش سبز

خوش خدمتی انجمن فوق به ج.ا. با اعلام اقدام مسلحانه علیه رژیم ج.ا.

اکنون ج.ا. سعی دارد که نقش انجمن مذکور را را در جنبش سبز و اتفاقات اخیر ایران پر رنگ کند. شاید پر بی راه نباشد که بگوییم که انجمن فوق خواسته یا ناخواسته بازیچه دست رژیم شده است و در جهت منافع رژیم قدم بر می دارد. دست یازیدن به خشونت سم جنبش است و در خلاف جهت منافع مردم ایران و جنبش سبز است ، به دلایل زیر:

الف) به دست ج.ا. بهانه می دهد که علیه مردم به خشونت بیشتر متوسل شود

ب) ج.ا. به بهانه همین خشونت مخالفین ، جنایات خویش را در سطح بین المللی توجیه می کند.

حال ببینیم موضع انجمن پادشاهی چیست ؟ در گزارش بی بی سی ،جمشید شارمهد ، دبیر رادیو تندر ضمن تایید نقش انجمن پادشاهی در بمب گذاری حسینه شیراز، استدلال می کند که در حسینه فوق همه بسیجی ها بودند و در نتیجه ما حق داشتیم با بمب گذاری انها را بکشیم!

یکی نیست از این آدم تروریست بپرسد ، اولا از کجا می دانی که همه صدها نفر حاضر در حسینه ، همه بسیجی بودند ؟! دوما بر فرض اینکه همه بسجی بودند، طی کدام دادگاه عادلانه به نتیجه رسیده ای که باید این افراد کشته شوند؟ سوما، فرق شما با آن بسیجی چیست؟ آن بسیجی هم آدم می کشد و حرمت حق حیات انسان ها را نادیده می گیرد. او آدم کش است ، شما هم آدم کش هستید.

هر چند که به نظر می رسد ، انفجار مذکور به دلیل بی دقتی در انبار کردن مهمات جنگی برای نمایشگاه رخ داده بود و بعد از انفجار ، ج.ا. سعی کرد که از آب گل آلود به وجود آمده ماهی بگیرد و انفجار فوق را به گردن گروه انجمن پادشاهی انداخت. انجمن نیز یا دستنشانده رژیم بود که پذیرفت و یا اینکه احمق بودند!

من از اعدام این دو جوان ، به اتهامتی واهی و بدون داشتن دادگاهی عادلانه ، متاثرم و انرا یک قتل می دانم. هر چند که بعید می دانم که این دو جوان نیز واقعا ارتباط جدی با این انجمن مضحک می داشته اند.

پنجشنبه، بهمن ۰۸، ۱۳۸۸

خامنه ای ، لعنت بر تو، پول و قدرت اینقدر ارزش دارد؟به مادر این دو جوان فکر کردی؟!

در این چند ماهه چند صد نفر در خیابان های ایران کشته شده اند، صدها نفر در زندان های تو مورد تجاوز قرار گرفته اند، بسیاری سر به نیست شده اند بدون اینکه خانواده آنها از وضع آنها خبر داشته باشند.

اما اینکه دو جوان را با اتهامی واهی در زندان و با برگزاری دادگاهی فرمایشی ، اعدام کنی ، نوع دیگری از جنایت است. تا کنون مسولیت اعمال سگ های بسیجی را به عهده نمی گرفتید و آنها را لباس شخصی می دانستید، اما این دادگاه فرمایشی را نمی توانی منکر شوی، تو و رژیم خونخوارت دو تن از برادران مرا با برگزاری دادگاهی فرمایشی کشتی. این یعنی رژیمت وارد فاز جدیدی شده و رسما دست به آدم کشی می زند.

لعنت بر تو موجود کثیف؛ تف بر تو قاتل جانی،

فکر کردی با کشتن دو جوان کم سن و سال ، ما می ترسیم و عقب می نشینیم ؟ زهی خیال باطل

ما گر ز سر بریده می ترسیدیم

در محفل عاشقان نمی رقصیدیم

اشک بر چشم های ما آوردی، صورتم از غم این دو جوان خیس است ، اما ذره ای در اراده ما برای سرنگونی تو این رژیم خونخوار خلل ایجاد نشده و نخواهد شد. دیکتاتور خونخوار و آدم کش، وعده ما بیست و دوم بهمن خیابان های داخل ایران و جلوی سفارت خانه های رژیم در خارج!

جوابیه به سایت راه سبز پیرو توهین به کابران بالاترین، آیا من چون خارج از ایران هستم ، ترسو هستم ؟

سایت راه سبز در یک نوشته به کاربران بالاترین تاخته است و پیشنهاد کرده که فعالان سیاسی از سایت جرس به جای بالاترین استفاده کنند. چند نکته وجود دارد:

یک - اینکه برخی از کابران بالاترین خارج نشین هستند، چه ربطی به ارزش سایت و مطالب منتشره در آن دارد؟! افاضه فضل کرده اند که کاربران بالاترین جرات آمدن به خیابان را ندارند، و خارج نشین هستند! من جزوی از کسانی هستم که بعضا لینک های علیه اصلاح طلب های مذهبی گذاشته ام و بشدت معتقد به جدایی دین از سیاست هستم و از خاتمی مهاجرانی و ... انتقاد کرده ام(اینجا و و اینجا و اینجا ). فکر می کنم روی سخن نویسنده فوق با امثال من باشد. لذا باید بگویم از این حرف خیلی دلگیرم، من ده سال پیش در کوی دانشگاه زخمی شده ام و هنوز مشکل جسمیش را نیز به همراه دارم، به دلیل فعالیت سیاسی ناچار به فرار از ایران شده ام و آواره ام. الان هم حاضرم برای آزادی و دموکراسی در ایران جانم را بدهم، به چه حقی راه سبز مرا ترسو می خواند ؟! اگر من و امثال من ناچار به فرار از خارج شده ایم ، بابت جنایات سی ساله حکومت اسلامی است که برخی از اصلاح طلب های مذهبی کنونی سالها در راس آن بوده اید، حالا چون ما را آواره شده ایم و بخشی از مسولیتش نیز با خود این اصلاح طلبان است، همین آواره بودن را بر فرق سر من می کوبید ؟!

البته که از تفکر امثال مهاجرانی و پوینده های راه ایشان ، بیش از این توقع نمی توان داشت.

کجا کاربران بالاترین خواسته اند که جنبش را به خشونت بکشند؟ بخش نظرها در بالاترین بهترین شاهد است که نشان دهد چگونه اکثر کابران بالاترین خشونت را نفی می کنند و تنها راه حل فعال و مسالمت آمیز را روش پیروزی می دانند.

ممکن است به دلیل اینکه بالاترین یک سایت اشتراک گذاری است، یک کاربری وقتی به نژاد یا قومی توهین کرده باشد، اما دیده ایم که چگونه کاربران به راحتی لینک های اینچنینی را منفی باران کرده اند و حذف شده است. تهمت نژادپرستی به کابران بالاترین خیلی مسخره است.

دو - در دنیای آزادی مانند اینترنت که کاربر این امکان را دارد که خود منبع خبریش را انتخاب کند، انتخاب نه به عهده بالاترین است و نه به عهده راه سبز، بلکه کاربر بر اساس کیفیت و ارزش مطالب منبع خویش را انتخاب میکند، لذا با تبلیغات اینچنینی به تعداد کاربران راه سبز اضافه نخواهد شد.

سه- اگر امکان عضوگیری در بالاترین به حالت تعلیق در آمده است، دلیلش واضح و مشخص است، چرا اگر شروع به عضو گیری کنند، ساندیس بدستان گرداب و سپاه و بسیج با هجوم به بالاترین ، سایت را مبتذل می کنند.

چهار – نقش بالاترین در تحولات اخیر ایران و آشنا سازی کاربران با مفاهیمی چون حقوق بشر و مردم سالاری، نقشی پر رنگ و با ارزش است. بالاترین فقط یک دومین و یک سری کد نیست ، بلکه به مدد فضای زیبایی که بنایانگذاران آن به وجود آورده اند، تبدیل به یک رسانه ، آموزشگاه و محل اظهار نظر شده است. راه سبز حق ندارد اینگونه به کاربران بالاترین توهین کند.

بماند که تعداد زیادی از خوانندگان راه سبز نیز از بالاترین خودمان می آیند و همین تعداد اندک بازدید کننده نیز از لطف بالاترین است!

جمعه، بهمن ۰۲، ۱۳۸۸

چرا می گویم خاتمی خاین به مردم ایران است ؟

پستی چندروز پیش نوشته بودم (اینجا) و درپی سخنرانی خاتمی و اعلام پایبندی او به ولایت فقیه (اینجا)، او را خاین خطاب کرده بودم که بعضا با انتقاد برخی از دوستان مواجه شدم.

به دلایل زیر معتقدم که خاتمی به مردم ایران خیانت کرده است

یک- زمان انتخاب دور اول احمدی نژاد به عنوان ریاست جمهوری ، خاتمی به عنوان رییس جمهور وقت مسئول حراست از قانون اساسی بود. همان قانون اساسی نیم بندی که بسیار عقب افتاده است و مبتنی بر رای مردم نیز نیست ، چرا که در یک بار فقط مردم به آن رای داده اند(آذر 58) و آن هم بعد از انقلاب بوده که در مورد آن انتخابات حرف و حدیث زیاد است و نمی توان گفت که این قانون اساسی مورد تایید مردم ایران است. اما در همین قانون اساسی که می گوید مردم حاکم به سرنوشت خود هستند. چرا خاتمی در مقابل ردصلاحیت های گسترده و ابلهانه نایستاد؟ ایا عدم مقابله با رد صلاحیت ها خیانت به مردم ایران ورای مردم ایران نبود؟ اگر او در مقابل ردصلاحیت ها می ایستاد و مجری انتخابات فرمایشی نمی شد و اجازه می داد که کاندیدایی وطن پرست و آزاد اندیش کاندیدای ریاست جمهوری شود، ایا احمدی نژاد رییس جمهور می شد ؟

لذا در رای آوردن احمدی نژاد ، خاتمی نیز مسئول است. حداقل کاری که خاتمی می توانست انجام دهد، استعفا بود و اعلام عدم مشروعیت انتخابات.

دو- پست ریاست جمهوری در ایران در حد رییس دفتر یک رییس جمهور در یک کشور دموکراتیک است. غلو نمی کنم، ولی فقیه امکانات زیر را دارد :

الف- وزارت اطلاعات و خارجه باید با نظر رهبر منصوب شود،

ب- شورای نگهبانی که توان قلع و قمع کاندیداهای را به نام نظارت استصوابی دارد ، زیر نظر رهبر تعیین و کار می کند..

ج-ارتش و سپاه و بسیج و پلیس زیر نظر رهبر است.

د-قوه قضاییه نیز زیر نظر رهبر است!

خاتمی به صراحت پایبندی خود را به اصل ولایت فقیه اعلام کرده است. اصل ولایت فقیه مشکل اصلی و سد اصلی مردم ایران در حصول به دموکراسی و نظامی مردم سالار است.

وجود پست ولایت فقیه یعنی اینکه هفتاد درصد از قدرت رژیم در دست یک آخوند باشد که مردم نیز نتوانند بر آن بخش از قدرت هیچ نظارتی کنند. خاتمی و بسیاری از اطلاح طلبان تلاش دارند که مشکل کنونی جامعه و عدم مشروعیت را به دعوا بر سر پست ریاست جمهوری تقلیل دهند. در صورتی که مشکل اصلی جامعه ما جای دیگری است. مشکل ما وجود اصل ولایت فقیه در قانون اساسی است.

پایندی به اصل ولایت فقیه یعنی نادیده گرفتن حقوق مردم و هر کسی که به این اصل پایبند باشد، به مردم ایران خیانت کرده است.

علت اینکه اصلاح طلبان حکومتی سعی دارند این دعوا را به پست ریاست جمهوری تقلیل دهند این است که در این صورت آنها باز به عرصه حاکمیت باز خواهند گشت و قسمتی از قدرت را در اختیار خواهند گرفت و در نتیجه می توانند باز به کمک پست هایی که در اختیار می گیرند، پول بسازند. به عبارت دیگر آنها می خواهند رای مردم و خون کسانی را که در خیابان ریخته شده است با در اختیار گرفتن پست ریاست جمهوری طاق بزنند.

یک گفته قدیمی است که می گوید : حقیقت مانند ...ن (!) خیار تلخ است. چرا از شنیدن حقیقت ابا داشته باشیم؟

پنجشنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۸۸

ویدیو با زیرنویس فارسی از سایت تد / چرا عسل شیرین است؟ چرا زنها با سینه ها یا باسن بزرگ سکسی تر هستند؟


چرا کودکان جذاب هستند؟ چرا کیک شیرین است؟ دن دنتِ فیلسوف ، از استدلال تکامل تدریجی [فرگشت] دربارهٔ چیزهای جذاب، شیرین و می گوید.

چرا زنهایی با باسن یا سینه های بزرگ برای ما سکسی هستند؟ دلیل این است که در هزاران سال قبل زنهای با باسن بزرگ توان بهتری برای باروری و تولد بچه داشتند و سینه های بزرگتر نیز شیردهی بیشتری داشته است. لذا مردان در طی تکامل به زنهایی با سینه یا باسن بزرگ بیشتر علاقه مند هستند.

تصور غلطی است اگر فکر کنیم ما عسل را دوست داریم چون عسل شیرین است ، واقعیت این است که عسل برایمان شیرین است چون ما انرا دوست داریم، هیچ چیز واقعا شرینی در عسل وجود ندارد. ما در طی روند تکامل به چیزهایی که بیشتر انرژی زا بوده اند ، علاقه مند شده ایم و آنرا بیشتر دوست داریم، در نتیجه مزه آنها شیرین و دلانگیز شده است.

شما اگر به تک تک مولکولهای عسل نگاه کنید، چیز شیرینی نمی یابید، برای درک شیرین بودن عسل باید به داخل مغز انسان نگاه کنید. لذا اگر تصور می کنید که اول مزه شیرین عسل وجود داشته است، موضوع را برعکس درک کرده اید.مزه شیرین در طی روند تکامل مغز انسان متولد شده است.علاقه ما به شیرینی به دلیل تکامل ما وغریزه ما به غذاهای پر انرژی است.


در رژیمی که معتادانش را شکنجه می کند، چه توقعی از شکنجه نشدن فعالین سیاسی در زندان داریم؟

ظاهر رستمی ، مدیر کل بهزیستی تهران گفته است که : (شماری از اردوگاههای غیر مجاز، بر سر ِ معتادان گونی می کنند، به زور آنها را به اين كمپ‌ها می برند و در آنجا نه تنها شلاق می ‌زنند، بلكه با غل و زنجيرکشیدن، بی ‌حرمتی، ریختن آب سرد، نگهداری اجباری و گرفتن پول ِ هنگفت و بدون رعايت استانداردهای بهداشتی و درمانی، در صدد ترك اعتياد اين افراد هستند. )

براستی چه بر سر کشور ما آمده است. قطعات این پازل را کنار هم بگذاریم تا ببینیم که چه بلایی بر ما نازل شده است:

یک- مصرف مشروب شلاق دارد، اما مصرف مواد مخدر علی رغم اینکه جرم است، مجازات کمتری دارد و چون مشروب ممنوع است، طبیعی است که درصد مصرف کننده گان مواد مخدر افزایش می یابد.

دو- به دلیل سو مدیریت رژیم ، جوانان کار ندارند واکثریت جامعه در بدترین وضعیت اقتصادی ممکنه به سر می برند. در نتیجه بیکاری گرایش به مواد مخدر بسیار زیاد است.

سه- سپاه قاچاق مواد مخدر به داخل ایران را به دست گرفته است.

چهار – مردمی که خواستار بهبودی و تغییر وضع موجود هستند به دلیل اعتراض مسالمت آمیز به زندان های مانند کهریزک برده می شوند و مورد شکنجه و تجاوز قرار می گیرند.

پنج- آمار معتادین در داخل ایران بسیار وحشتناک است، رژیم تعداد معتادین را دو میلیون نفر اعلام می کند ولی فعالین اجتماعی تعداد معتادین را گاه تا سه برابر عدد فوق می دانند.

شش- معتاد مجرم نیست، معتاد بیمار است. معتاد خود قربانی این بلا است و نیاز به کمک و حمایت جامعه دارد. افسوس که در ایران به جای حمایت از آنها، آنها را شکنجه می کنند.

هفت- در رژیمی که معتادانش را شکنجه می کند، همان معتادانی که قربانی سیاست های همین رژیم هستند، چه توقعی از شکنجه نشدن فعالین سیاسی در زندان داریم؟

چهارشنبه، دی ۳۰، ۱۳۸۸

دفاع خاتمی از اصل ولایت فقیه

پیرو اینکه خانم مسیح علی نژاد خاتمی را عزیزترین متهم دنیا خوانده است، بعضی وقتها از دفاع روزنامه نگاران آزاد اندیش از اصلاح طلبان حکومتی متعجب می شوم.

داستان باز خیانت خاتمی به ایران و آینده ایران است. آیا قبول داریم که با وجود اصل ولایت فقیه این رژیم ادامه یابد ؟! چگونه از خاتمی دفاع می کنید که رسما از ولایت فقیه حمایت می کند؟! آیا حمایت خاتمی از ولایت فقیه خیانت به مردم ایران است یا نه ؟

بازی با کلمات که نداریم، خاتمی آدم بزدلی بود که بیست میلیون رای داشت، شرایط جهانی و منطقه ای نیز خیلی مساعد بود. آن موقع هنوز آمریکا درگیر افغانستان و عراق نبود و جای دیوانه ای مثل بوش، کلینتونی سر کار بود که می فهمید مساله و مشکل اصلی خاورمیانه ایران است.

خاتمی اگر بزدل نبود، همان سال 77 به خامنه ای می گفت یا اصلاحات واقعی یا من استعفا می دهم! قدرت خامنه ای در این دوازده سال گذشته خیلی خیلی بیشتر شده است. فراموش نکنیم که در ماجرای کوی دانشگاه و تظاهرات ده هزار نفری دانشجویان ، خامنه ای در جلوی تلوزیون اشک تمساح ریخت. اما الان میلیونها نفر در خیابان علیه او شعار می دهند و او از سرجایش هم تکان نمی خورد. خاتمی و دولت اصلاحات ،جاده صاف کن تحکیم قدرت خامنه ای شدند. حال نیز خاتمی فروپاشی نظام ج.ا. را نزدیک دیده است و در صدد ساختن کلاهی از این نمد است چه آنکه می داند در حکومت دموکراسی جایی برای او و امثال او نیست.

سه‌شنبه، دی ۲۹، ۱۳۸۸

خامنه ای خره ، خیلی ممنون که اعتماد به نفس ما را زیاد می کنی!، ممنونون بابت حماقتت

اگر دیده باشید مقام معظم خریت، خامنه ای خره، اظهار فضله کرده اند که : (دشمن تلاش دارد ۲۲ بهمن، این ثروت عظیم ملی را متزلزل کند، بنابراین باید با تمام قوا در صحنه بود و عاقلانه و مدبرانه حرکت کرد). البته که ما دشمن تو هستیم و تو نیز دشمن هفتاد میلیون ایرانی. اما خره، خیلی ممنون از بابت کمک به اعتماد به نفسی که در ما به وجود می آوری! تا قبل از انتخابات ا.ن. ، تو اصلا مخالفی نداشتی و همه دستمال به دست تو بودند، اینکه در سخنرانیت از واقعه بیست و دوم بهمن اظهار ترس می کنی، نشان می دهد که قدرت ما چقدر است و چقدر سرنگونی تو نزدیک است. بابت حماقتت از تو ممنونیم، که اگر تو یک دیکتاتور باهوش بودی، کار ما خیلی سخت تر بود!

دوشنبه، دی ۲۸، ۱۳۸۸

توجیه های عبدلعلی بازرگان برای توضیح ازدواج پیامبر با دختر نه ساله



مساله این نیست که نظر بازرگان چیست و اصولا آیا محمد چه رفتاری داشته است، بلکه مساله این است که آیا شایسته است برای بار دوم اشتباه کنیم و آینده کشور را به دست دیندارانی چون ایشان و با تفکراتی اینچنینی بدهیم که بخواهند دین را را به نوعی دیگر بر رژیم آینده ایران حکمفرما کنند؟
پیرو نامه پنج روشنفکر دینی و امضا عبدلعلی بازرگان بر نامه فوق، این لینک را ببینید تا متوجه شوید ایشان چقدر روشنفکر هستندو با چه درجه ای از روشنفکری دارند ازدواج با دختر بچه شش یا هفت ساله را توجیه می کنند.عمده حرف بازرگان این است که در آن دوران جزوی از فرهنگ بوده که به جهت تحکیم روابط با دختران دیگر قبایل برای پیوند ازدواج کنند.سوال اینجاست که: اولا چرا با یک دختر بچه باید این ازدواج صورت می گرفت؟
 دوما نمی شد با روش دیگری م(مثلا پیوند برادری) این تحکیم انجام می گرفت ؟      
   سوما ، پیامبر که ده ها رسم اعراب آن دوران را منسوخ کرد ، اگر معتقد نبود که این کار درست است چرا این رسم را همان موقع منسوخ نکرد؟ چهارما : داستان ازدواج با این زنان جوان دیگر مانند : مارية‌ القبطية،سوده ، حفصه،صفيه بنت حيي،،جويرية بنت الحارث، جويرية بنت الحارث، ام سلمه را چگونه می خواهند توجیح کنند؟ برخی از آنان کنیز بودند و برخی دیگر در جنگ ها اسارت گرفته شدند! آیا شایسته است که یک پیامبر اینگونه اسیر غرایز جنسی خودش باشد؟
حالا چون بازرگان کروات می زند، دلیل نمی شود که واقعا روشنفکر باشد! شریعتی نیز کروات می زد و از سوربن دکترا گرفته بود، اما با استفاده از فن سخنوری خود و با استفاده از خفقان دوران شاه(چون کسی نمی توانست با او بحث کند)، جامه ای زیبا بر دین پوشانید و شرایط را برای حکمفرمانی ولایت فقیه هموار کرد. من ترسم از خطر کسانی چون بازرگان بیشتر از رضا پهلوی و سلطنت طلبان است، چرا که آنها هم از اسم دین سو استفاده می کنند وهم از عنوان روشنفکری.


چرا در مرداد ماه گذشته نماینده ایران به اعراب قول داد که در آرم مدال بازی ها از نام خلیج فارس استفاده نکند؟

چرا در مرداد ماه گذشته نماینده ایران به اعراب قول داد که در آرم مدال بازی ها از نام خلیج فارس استفاده نکند؟

این لینک در بالاترین ببینید، به صورت مستند نشام می دهد که در مرداد ماه نماینده ایران به اعراب قول داده است که از نام خلیج فارس در بازی های کشورهای اسلامی در ایران استفاده نکنند. نماینده ایران می دانسته که این کار عملی نیست و مردم ایران این کار را تحمل نخواهند کرد. اما چرا این قول را داده است؟

دلیلش خیلی ساده است، آن موقع فقط حدود چهل میلیاردتومان از بودجه در نظر گرفته شده به بازی ها به سازمان تربیت بدنی داده شده بود و مبلغ اصلی باقی مانده بوده است. به دلیل اینکه به ساخت و آماده سازی محل بازی ها و دیگر امکانات لازمه ، همه تحت نظارت پسر علی آبادی انجام شده بود،و او تمام پیمانکاران را خودش انتخاب کرده بود ، با همه پیمانکاران زد و بند کرده بود. البته که باید پیمانکاران مذکور از سازمان پولشان را می گرفتند که به پسر علی آبادی کمسیون مربوطه را بدهند، لذا به نفعشان بوده که این روند تا انتها ادامه یابد.

اگر یادتان باشد در اردیبهشت گذشته پسر علی آبادی را به همین دلیل (گرفتن پورسانت از پیمانکاران) بازداشت کردند، اما با دخالت شخص احمدی نژاد آزاد شد.به نقل از روز آن لاین

احمدی نژاد و تیمش سازمان مدیریت و برنامه ریزی(به عنوان مهمترین سازمان نظارتی و برنامه ریزی کشور) را منحل کردند تا بتوانند دزدی های اینچنینی را راحتتر انجام دهند. خیلی ساده انگارانه است اگر تصور کنیم دزدانی مانند احمدی نژاد و تیمش حاضر به رها کردن قدرت هستند.

یکشنبه، دی ۲۷، ۱۳۸۸

چگونه ورزش مغزی می تواند شما را به صورت قابل ملاحظه ای باهوش تر کند ؟

این پست ترجمه آزادی از این مقاله است.

وقتی بسیاری از افراد به سن میانسالی می رسند ، بعضا متوجه می شوند که دیگر حافظه گذشته را ندارند و فاقد شفافیت فکری گذشته هستند. مثلا ما(اشخاص میانسال) فراموش می کنیم که دسته کلید را چند لحظه قبل کجا گذاشته ایم، یا نام آشنای قدیمایمان چه بود ، اسم گروه مویقی مورد علاقه ما چه بوده است. زمانی که مغز شروع به پژمردن می کند، ما این واقعه را مودبانه (پیرزمانی) می خوانیم.اینگونه به نظر می رسد که این تغییر ناخواسته –از دست دادن تمرکز مغز- می تواند بر اثر سویی بر زندگی اجتماعی و شخصی ما بگذارد.

این واقعه برای اکثر ما اتفاق می افتد، آیا این غیر قابل پیشگری است؟

مطالعات مغز شناسی به صورت روزافزونی نشان می دهند که کارهای زیادی را برای جلوگیری از این واقعه می توان انجام داد.تحقیقات نشان می دهند که مغز ما نیز مانند ماهیچه های ما نیاز به ورزش دارند و ورزش های درست و بجای مغزی به طور قابل توجهی می توانند توانایی های پایه ای ما را برا ی درک ، بهبود بخشند. فکر کردن یکی از اصلی ترین فرآیند هایی است که ارتباط های نرونی را در مغز به وجود می آورد. به عبارت درستتر ، توانایی ما برای برقراری بهتر ارتباط های بین نورن ها است که تحریک هوش را مورثی می کند. هرچند به دلیل اینکه این ارتباطات بین نرون ها توسط تلاش و و تمرین به وجود می آید، دانشمندان معتقدند که هوش می تواند بر اساس تلاش های مغز گسترش یابد.

اکنون یک کمپانی اینترنتی در سانفرانسیکو یک قدم به جلوتر برداشته و و یک برنامه به نام (ورزش مغز) طراحی نموده است تا به افراد کمک کند که هوشیاری مغزی خود را بهبود بخشند و بازیابی کنند. این برنامه که لوموسیتی خوانده می شود، توسط جمعی از پیشروان متخصص نورولوژی و روانشناسان از دانشگاه استانفورد ساخته شده است.

لومیوسیتی بسیار بیشتر از یک سایت آنلاین برای ورزش مغزی است، به دلیل اینکه آنها این ورزشها را به یک برنامه آن لاین تبدیل کرده اند که شما به صورت سیستماتیک توانایی مغز وحافظه خود را بهبود ببخشید. این برنامه پیشرفت شما را پیگری می کند و اطلاعات و بازخورد(فیدبک) کاملی از سطح کارایی شما و پیشرفت شما ارایه می کند. از همه مهمتر ، دایما" بازی که شما می کنید را تغییر داده تا شما بر سطحی قوی کار پیشرفت خود را دنبال کنید. همانند یک برنامه ورزشی پرفایده که مستلزم افزایش استفاده از ماهیچه ها است.

آیا این لوموسیتی واقعا نتیجه می دهد؟

به نظر می رسد که نتیجه می دهد، چندین استفاده بالینی (کلینکی) از این نرم افزار نشاندهنده بهبود عملیات یادگیری در استفاده کننده ها است. یک تحقیق نشان می دهد که دانشجویانی که شش هفته متناوب از این نرم آفزار استفاده کرده اند، 34 درصد نمره بهتری در ریاضیات گرفته اند(نسبت به دیگر دانشجویان همان کلاس که از این سایت استفاده نمی کرده اند. )

شرکت فوق معتقد است که استفاده کننده گان بهتر وشفافتر فکر می کنند، حافظه آنها برای یادآوری نام ها و آدرس ها و مسیرها بهتر است. بسیاری از بازی های این سایت اکنون مجانی است، هرچند که برای برخی از آنها باید حق عضویت پرداخت.

برای دیدن سایت بازی های فوق به اینجا بروید.

می دانید مشکل مسلمانان تندرو و رادیکال چیست؟

یکی از کابران بالاترین یک لینکی را گذاشته و مطلبی را به طنز در رابطه با ابراهیم بیان کرده است، در جواب او کابران مذهبی شروع به فحش و ناسزا کرده اند.

اینجا خطابم به مسلمانان تندرو است:

سر خود را در برف فرو کرده اند، یک سری تخیلات به عنوان عقیده و دین برای خود تعریف کرده اند، بر اساس همان عقاید و افکار دنیایی را که متعلق به همه مردم است ، به لجن می کشند و بعد اگر کسی بیاید کوچکترین انتقادی از عقاید شما بکند ، ملحد است ، خودش باید کشته شود، زنش به کنیزی برده شود، خواهر و مادرش باید فحش بخورند!

(در فحش هایی که سیگار به نیکو داد، این رفتار را به وضوح می بینم، چه آنکه نیکو حتی یک ذره هم از دایره ادب ونزاکت در مقابل سیگار خارج نشد)

حاضر نیستید کمی فکر کنید که این عقاید شما است که دنیای و ایران ما را به این وضع فجیع درآورده است و ما حق داریم راجع به این عقاید اظهار نظر کنیم.

از آن گذشته ، آیا خود شما اگر کسی عقیده اش چیز دیگری باشد ، مگر چوب در آستینش نمی کنید؟! مگر پیامبر شما بت های قبیله قریش را نشکست ؟! آیا آن موقع به مقدسات اعراب آن زمان توهین نشد؟

مگر طبق همین اسلام شما من اگر بت پرست باشم یا کافر باشم ، شمای مسلمان حق ندارید که مرا به بردگی ببرید ؟ در منظر شما ، یک انسان کافر به صرف داشتن یک عقیده خاص از حقوق انسانی ساقط می شود، یعنی اوج بی احترامی به عقیده طرف. ولی بعد اگر کسی کوچکترین شکی به مقدسات شما کرد، سزایش مرگ و توهین است!

پنجشنبه، دی ۲۴، ۱۳۸۸

احمدی نژاد، ای کاش بخشی از کمک هایت حزب الله تروریست را به مردم هاییتی می کردی

زلزله ای هفت ریشتری هاییتی، این کشور فقیر را در هم کوبیده است، فاجعه و شدت زلزله آنقدر زیاد بوده است که هنوز آمار دقیقی از حجم خسارات وارده در دست نیست. کشته شده ها بین ده ها تا چند صدهزار نفر تخمین زده می شوند. بیش از سه میلیون از جمعیت نه میلیون نفری هاییتی از زلزله فوق آسیب دیده اند. (گزارش بی بی سی)

هنگام زلزه بم مردم دنیا، هموطنان مصیبت زده ما را فراموش نکرد، الان وقت بازپرداخت است. از کشوری مانند ایران که مردمی انسان دوست دارد و درد و مصیبت ناشی از زلزله را بارها دیده است و از طرفی نیز درآمد مستقیم و عظیمی از نفت و گاز دارد، انتظار می رفت که برای کمک به این کشور فقیر پیشقدم شود، افسوس که حاکمان کنونی ایران نماینده مردم ایران نیستند و طبیعتا نیز احساسات مردم ایران را نمایندگی نمی کنند.

ای کاش اندکی از کمک هایی که به حماس و حزب الله می شد تا صرف گسترش خشونت شود، به صورت کمک فوری برای مردم مصیبت زده هاییتی فرستاده می شد. داغ بم و کشته های آن زلزله دردناک بر دل ما است، محبت مردم دنیا را نیز فراموش نمی کنیم، ای کاش در ایران دمکراسی بود تا رژیم حاکم به نمایندگی از مردم ایران نشان می داد که مردم ایران نیز مانند بقیه مردم دنیا غمگین مردم فقیر و مصیبت زده هایتی هستند .