پنجشنبه، آذر ۱۱، ۱۳۸۹

ماله کشی در توجیه قانون اسلامی بریدن دست در سایت کلمه / این چگونه دینی است که با بریدن دست به شیوه مغولان می خواهد سمبل عبرت بسازد؟


در پی اخبار بریدن  دست افراد در ایران به جرم دزدی بر اساس قوانین اسلام، محمد تقی فاضل میبدی، مقاله ای در این باره  نوشته است و سعی در تطهیر چهره اسلام کرده است.(اینجا)

 در اینجا به صورت خلاصه مقاله فوق نقل و جواب به نکات مطرح شده داده می شود.  

میبدی: آنچه که ما را به دنبال این بحث می کشاند ، نگاهی انتقادی به کیفرهای گذشته است که درتناسب باعرف معقول وموجه به نظر می رسیده. اگر در زمانی اجرای برخی کیفرها باعث کاهش جرم و عبرت دیگران میشده است، ممکن است در این روزگار نه تنها عبرتی در پی نداشته باشد ،و یا جرمی راکاهش ندهد، بلکه موجب محکومیت از جانب نهادهای حقوق بشری و یا باعث تنفراز دین شود . آیا در چنین شرایطی باید به اجرای آن حدود همچنان پای فشرد ؟ و کیفرهای پیشین ، هر چند نا خوشایند، را اجرا کرد ؟

آقای میبدی،

مجازات قطع دست و یا سنگسار، هیچگاه مجازاتی عادی نبوده است، هیچگاه نیز باعث کاهش جرم نشده است،یک قانون وحشی گری است که وجود آن در دین اسلام، دین اسلام را از اعتبار می اندازد. اصولا کشتن یک انسان ، به روش سنگسار به هر دلیلی وحشی گری است ، وای به وقتی که این مجازات ، صرفا برای یک رابطه جنسی باشد، در حالی که هر دو طرف به این رابطه راضی هستند.

میبدی: (اگر نگاهی به تاریخ احکام جزایی اسلام داشته باشیم خواهیم دید که اسلام در راه تخفیف و انسانی کردن حدود گام نهاده و راه هر چه بیشتر آن را باز گذاشته است . مقایسه قوانین جزایی تورات با قانون حمورابی و مقایسه قرآن با تورات می فهماند که کیفر جرایم درقرآن سبکترازگذشته بوده است وقرآن کریم باب تلطیف راباز گذاشته و احکام حدود ، دیات ، قصاص و تعزیر هیچگاه از امور تعبدی نبوده و تمام این ها بدست حاکم و به مصلحت جامعه اجرا و یا تعطیل میشده است.)

آقای میبدی ، مگر نه آنکه قرآن از جانب الله نازل شده است، چرا آنرا با قوانین حمورابی یا توراتی که آنرا تحریف شده و انسانی می دانید، مقایسه می کنید ؟! مگر نه آنکه یک کتاب آسمانی ، باید بسیار از یک قوانین بدوی متفاوت باشد؟!

پس فرق زمین تا آسمانش کجاست ؟! ضمنا، فراموش نکنید که هزار سال قبل از قرآن و محمد، کورش حرف از اصول اولیه حقوق بشر زده است. لذا اگر قرار به مقایسه است، می بینم که در مقایسه با رفتار و قوانین کورش برای کشور داری، قوانین اسلام ، نه تنها به سمت انسانی شدن قدم نگذاشته بلکه به سمت وحشی گری رفته است !!

ضمنا، اگر اگر احکام قابل تغییر به مصلحت جامعه است، چرا در هیچ جای قرآن به صراحت نیامده که این قوانین قابل تغییر است؟! چرا خود محمد دست به اجرای قوانینی زده که وحشی گری محسوب می شود ؟!

میبدی(مجازاتهایی از قبیل قطع دست یا سنگسار کردن در عرف جاهلیت و پیش از اسلام رایج بوده و سارق را با بریدن دست تنبیه می کردند . قرآن کریم این احکام را امضا کرد . اما شرایط سختی برای اجرای این نوع کیفرها پیش رو گذاشت ؛ بعضی فقها تا ۲۵ شرط شمرده اند )

آقای میبدی،

چرا اسلام عزیز شما، باید قوانین وحشی گری را امضا کند؟! مگر محمد حجاب را به اعراب اجبار نکرد؟ مگر مهمترین چیز آنها، یعنی بت های آنها را نشکست و خدای آنها را عوض نکرد؟! چرا نباید این قوانین را نیز تغییر می داد و می گفت بریدن دست سارق، کار زشتی است؟! آیا این کار از عوض کردن قانون پرستش و خدای آنها سخت تر بود؟!

آقای میبدی، هیچگاه ، در هیچ زمانی ، در هیچ عرفی ، کشتن یک انسان به روش سنگسار به جرم رابطه جنسی، انسانی و عاقلانه نبوده است. در اعراب قبل از اسلام نیز، تا جایی که من مطالعه کرده ام، هیچ سنگسار و یا قطع دستی ندیده ام، یعنی اسلام عزیز شما، قوانین وحشی گری بر جامعه اعراب بی فرهنگ آن زمان، اضافه کرده است.

آقای میبدی، می دانید برخی از انسان ها از نظر روانی بیمار هستند و علاقه به دزدیدن اشیا دارند، این فقط یک بیماری است و آنها نیاز به درمان دارند، چرا باید یک دین الهی، دستور به بریدن دست یک انسان بیمار را بدهد؟! به جای آنکه به درمان آنها بپردازد؟!

میبدی: (مهمترین شرط آنست که سارق به خاطر فشار فقر و در(عام المجاعه) سال قحط وگرسنگی سرقت نکرده باشد . مال ربوده شده از اموال عمومی یا دولتی نباشد . احراز شرایط ذکر شده بسیار سخت است . حال اگر تمامی شرایط محرز شد حاکم دراجرای کیفر میتواند و یا باید مصلحت جامعه را منظور نماید و بنگرد که اجرای این حد تا چه میزان به مصلحت جامعه است . مصلحت جامعه یعنی اجرای چنین حکمی وهن به اسلام و تحقیر مسلمین تلقی نگردد .)

آقای میبدی،
کار زشت، زشت است ! جنایت ، جنایت است! نمی شود قانون جنایت آمیز و وحشی گری گذاشت ، بعد گفت اگر شما فقط دیدید که اجرای آن موجب تحقیر شما می شود، آنرا اجرا نکنید !!

محقق گرامی ، زشتی و وهنی که بریدن دست یک انسان می آورد، در خودش این عمل مستتر است و این زشتی باعث وهن اسلام می شود. شما اصل ماجرا را ول کرده اید چسبیده اید به آبروی اسلام؟! اگر اسلام به دنبال آبرو است، نباید دستور به جنایت و وحشی گری و بریدن دست بدهد !!

میبدی:(قرآن مجید که کیفر سرقت را به قطع دست میداند برای این است که قطع دست سنگین ترین جزای جرم سارق است، واین جرم با مجازات درروزگارخود تناسب داشته و این نوع مجازات جلوی جرم را می گرفته است.)

آقای میبدی ، اگر قرار باشد وحشی گری را کنار بگذاریم و انسانی به جرایم نگاه کنیم، در می آیبیم که :

اولا: قرار نیست از هیچ انسانی (سمبل عبرت) برای دیگران بسازیم ! یعنی آنچنان با وحشی گری با یک انسان برخورد کنیم که او عبرت دیگران بشود! این چگونه دینی است که ساده ترین اصول انسانی را لگد مال می کند و به شیوه مغولان می خواهد با خشونت سمبل بسازد؟!
دوما: در هیچ روزگاری ، اگر وحشی گری را کنار بگذاریم، بریدن دست یک انسان با سرقت یک کالا تناسب نداشته است.
در ادامه فرموده اند:

میبدی: (در حقوق کیفری اسلام هر یک از مجازات ها فلسفه هایی دارند که عمده آنها جلوگیری از تکرار جرم و دفاع از مصالح جامع است)

آقای میبدی، این چگونه مصالحی است که با تماس جنسی دو انسان که بر اساس رضایت دو طرف بوده است، به خطر می افتد و باید آن دو نفر را سنگسار کرد تا عبرت دیگران شوند؟! کجای رابطه جنسی دو نفر، ربط به مصالح جامعه دارد؟!

میبدی: (درسیره پیامبر(ص) وامام علی(ع) آمده است که این بزگواران بنا بر مصالحی حدود را موقتا تعطیل میکرده اند.)

آقای میبدی، چرا باید یک قانون وحشی گری ، در یک دین الهی وجود داشته باشد که حالا موقتا بخواند آنرا تعطیل کنند؟!

مطالب مرتبط:






۲ نظر:

  1. امثال این میبدی انگل هستن که ریدن تو این کشور ، به امید روزی که برینیم تو دهنشون

    پاسخحذف
  2. __یکی از فعالین حقوق بشر: یا نقی، چرا شما دست افراد دزد را قطع می کنید و می برید؟!

    +++امام نقی: پس توقع داری شوشول آنها را ببریم؟! خوب با دستشان دزدی کرده اند، معلوم است که باید دستشان را ببریم! اگر زمانی از شوشولشان برای دزدی استفاده کردند، ما هم شوشول آنها را خواهیم برید!

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.