یکشنبه، آبان ۳۰، ۱۳۸۹

مسلمانان عزیز، یک لحظه فکر کنید و به من پاسخ قانع کننده بدهید، قول می دهم از همین امشب مسلمان شوم و شروع به نماز خواندن کنم و از این به بعد هم فقط خوبی اسلام را بگویم.

مسلمانان عزیز، باور دارم که هر انسانی شعور دارد، لذا، قصد توهین ندارم، اصلا دین شما بهترین دین عالم ، فقط یک سوال بسیار کوچک دارم، اگر به این سوال من پاسخ قانع کننده دهید، قول می دهم از همین امشب مسلمان شوم و شروع به خواندن نماز کنم، قول می دهم از قلمم فقط برای نشر اسلام استفاده کنم، لذا از شما خواهش می کنم فقط یک لحظه بدون تعصب به این سوال من فکر کنید: 
اگر خدایی وجود داشته باشد، آیا یک بچه باز را به پیامبری منصوب می کند؟ 
آیا قبول دارید که حضرت محمد(ص) در سن (بیش از) 50 سالگی با عایشه که هفت ساله بوده ازدواج کرده اند و در سن نه سالگی با عایشه ، همبستر شده اند؟ (طبق منابع متواتر شیعه و سنی ، طبق نظر تمام مراجع تقلید شیعه).
می دانید به چه کاری بچه بازی گفته می شود؟
به ارتباط جنسی با یک کودک خردسال زیر شانزده سال، به شرطی که فرد بالغ از کودک بیشتر از پنج سال بزرگتر باشد، بچه بازی گفته می شود. 
چرا بچه بازی کار زشتی است؟
چون به آلت تناسلی بچه آسیب جدی می رساند، کودک را بحران شخصیت مواجه می کند، اصولا سو استفاده و آزار  یک انسانی است که چون بالغ نیست، نه توان دفاع از خود را دارد و نه شخصیتش شکل گرفته که بداند کدام کار خوب و کدام بد است.
به دیگر عبارت،  تماس جنسی با یک دختر بچه نه ساله، هم به روان او و هم به آلت تناسلی او ، آسیب می رساند ؟!
نفرمایید که دختران عرب آن زمان از نظر جسمی بسیار بزرگتر از سنشان بوده اند:
چه آنکه تغییر فیزیکی در بدن انسان ، در 1400 سال صورت نمی گیرد. اگر مثلا صد هزار سال قبل بود، شاید این حرف قابل بررسی بود ، اما می دانیم که دختران 1400 سال پیش فرق چندانی با دختران کنونی جامعه عرب ندارند، اگر به دختران عرب کنونی نگاه کنید، می بیند که هیچ تفاوتی با دختران دیگر کشورها ندارند. (اگر چنین چیزی واقعیت داشت، در مقالات علمی پزشکی منعکس می شد)
ممکن است بفرمایید که در آن دوران ، ازدواج با دختر بچه ها یک کار کاملا طبیعی بوده است:
اما عزیران، یک لحظه فکر کنید، بچه بازی کاری است که همیشه کار زشتی بوده است. گذر زمان در آن موثر نیست. بر فرض که چنین بوده و در جامعه عرب آن زمان کاری عادی بوده است، آیا الله نباید به محمد می گفت این کار زشتی است و با دختر بچه ازدواج نکن ؟

لطفا نگویید که در زمان پیامبر در 1400 سال پیش ، این کارها طبیعی بوده است، چون برخی کارها برای همیشه زشت است ، و اگر بر فرض محال در یک قبیله عقب افتاده ، این کار طبیعی بوده است، چرا حضرت محمد که ادعا می کند پیامبر خدا است و یا الله او باید می فهمیدند که این کار زشتی است.
مثالی می زنم: در صدها سال پیش ، در قبایل آفریقایی خوردن گوشت انسان هایی که از قبایل دیگر اسیر می شدند، مجاز و مرسوم بوده است. حال اگر یکی از آن آدمخوارها بیاید و ادعای پیامبری کند و در جواب ما که می پرسیم : چرا آدمی را کشته و گوشتش را خورده ای، بگوید که آن زمان این عمل مرسوم بوده است، باز شما قانع می شوید که چون آن زمان مرسوم بوده، این کار زشت نبوده است ؟! شما به او خواهید گفت : فرض که قبیله تو نمی دانسته اند که آدم خواری کار زشتی است، آیا الله تو نباید به تو می گفت که این کار را نکن ؟!

مسلمانان عزیز و محترم؛ 
با احترام تمام می پرسم، اگر خدایی وجود داشته باشد، آیا یک بچه باز را به پیامبری منصوب می کند؟!
چرا حاضر نیستید فکر کنید و ببیند که یک نفر در 1400 سال پیش، برای رسیدن به امیال جنسی و اقتصادیش، داستان سرایی کرده است و اکنون شما دارید از او پیروی می کنید؟

۱۴ نظر:

  1. آقای گمنام گمنامیان با درود
    این روندی که پیش میروی راه به ترکستان است نمونه میگویم برایت من کودک بودم زیر 14 یا 15 ساله به گمانم که باور به بودن چیزی به نام شیطان ز من در رفت بسیار درگیر سرنوشت و بخت بودم و اکنون هم هستم ولی گسترده تر اینکه باور به شیطان یا به زبان خودمان "اهریمن" چگونه برافتاد از باورم برمیگرده به اینکه میگفتند در تلوزیون و دبستان و راهنمایی که شیطان مردمان را فریب میدهد و گول میزند زیر ده ساله بودم که به زمین خانه میرفتم برای برف بازی مادرم میگفت نرو بیرون سرما میخوری و از اینجور سخنها و به من میگفت شیطون گلم زده یا شب پایین نرو لولو خرخره میخوردت که من باخدم میگفتم که من را فریب داده هیچ کی اندکی بزرگتر شدم در تلوزیون در کارتون ها و فیلم های دینی مردی سیاه پوش و زشت را شیطان نشان میداند و من میگفتم به زبان مادری خودم "چیگونه آخه" یا "چیگونه براَ" با خودم میگفتم یک همچین کسی را من تا کنون ندیدم هیچ جور مرد یا زنی که یک بارکی پدیدار بشه و فریب بده و در بره تاکنون ندیدم تا اینکه در 15 سالگی باور به بودن اهریمن و شیطان و با نامهای گوناگون نداشتم ولی به بودن خدا باورداشتم.
    دنباله در پایین

    پاسخحذف
  2. شاید در زندگی ام 6 یا 7 بار نماز خوانده باشم اگر بیشتر نخواندم زوری هم در خانه نبود بر سر خواندن نماز از اینرو شکیبایی خواندن نماز را نداشتم که روزی چند بار نماز بخوانم ولی به پیامبر اسلام و امامان شیعه باور داشتم آنان را گرامی میداشتم اگر کسی چیز ناخشنود و ناخوبی درباره ی این بزرگان عرب میگفت آزرده میشدم و به آن کس خورده میگرفتم. برای نمونه یکی از همدبیرستانی هایم میگف پیامبر اسلام و علی ابن ابیطالب ازروی وَرَن(شهوت)همسر داشتند من او را نکوهش میکردم که چرا این چنین میگوید و از اینجور سخن ها این مرد دانمارکی که کاریکاتور حضرت محمد را که کشیده بود من هتا توان دیدنش را نداشتم از ترس، دارید میخوانید چی میگم؟ از ترس، ترس از شکنجه شدن در دوزخ و در این جهان، در سال 1386 دوستی داشتم از خودم بزرگتر آن زمان 25 سالش بود یک روز سخن میگفت برایم که سخنش رفت به سوی پیامبر اسلام و گفت محمد دو سه بار در گفته هایش محمد را بکار برد گفتم این محمد کیه که میگی گفت محمد دیگه گفتم کدام محمد گفت پیامبر اسلام گفتم حضرت محمد بگو نام پیامبر اسلام را مانند دوستانت بانگ میکنی در یک آموزشگاه بودیم در آنزمان که دوستان دیگر شندند آنها به مانند من به او خرده گرفتند.
    دنباله در پایین

    پاسخحذف
  3. این دوست من بچه ی خوبی بود دشنام بده نبود، مانند شما تیز و برنده سخن نمیگفت ولی من دیگر دوستان ز او خرده میگرفتیم من قرآن بسیار کم میحخواندم 99% برای دبستان و راهنمایی و از اینجور جاهها بود، وی باور داشتم و نسک های امام مهدی را میخواندم که هیچ برسی و پژوهش میکردم از همان 14 و 15 سالگی و خرده گیری هم میکردم و خشک اندیش نبودم به سان برخی از مردم برای نمونه میگفتم داستان امام زمان مانند فیلم های آمریکایی که در اون فیلم ها قهرمان داستان و رهایی دهنده ی جهان آمریکایی نشان داده میشد میماند که امام زمان از نژاد عرب پیروز میشه و مانند کهرمان برخی از داستانهای آمریکایی دودمان و مردمش سرفراز میشند وَهاکتر(مهمتر)این بود که میگفتم نامردی که در داستانهای اسلامی آمده که سفیانی اینجور است و آنجور است تا او نیاید و مردمان بسیاری را نکشد و خونریزی بپا نکند امام زمان نخواهد آمد با خودم میگفتم که این که نامردیست که کسی از پیش سرنوشتش به تبهکار بودن و خونریز و دژخیم بودن بوده باشد اینه دادگری الله که یکی را میدهد خوبی از پیش و میشود مهدی امام زمان و یکی دیگر را بدی میدهد و میشود سفیانی از پیش این چه فیلمیست که گفته میشود.
    سخن از اینکه آو مهدی امام زمان می آید به همان اندازه که خونریزی شود به همان اندازه نیکی میشود در زمان فرمانروایی جهانیش مرا در اندیشه فرو میبرد که خب بدون این همه خونریزی تا زانوی اسبان و مرگ های کگوناگون از گرسنگی گرفته تا کشتار و راههای دیگر آنهم در گستره ی جهانی، چرا یک بارکی نیکی نمیشود بدون درگیری چرا از زمان آفرینش نیکی نبود و مردم باید هزاران سال میماندند و میماندند تا کسی بیاید تا پس از خونریزیهای فراوان نیکی بپا کند
    دنباله در پایین

    پاسخحذف
  4. پس از پژوهش های گسترده که برای کوتاه گویی نمیگویم، یک زمانی در اینترنت برای پژوهش بیشتر در باره ی دین مزدایسنا که بیشتر با نام پیامبرش نامور است به زرتشتی پژوهشهای بیشتری را انجام میدادم بجز نسک کاغذی(کتاب) با تارنمایی آشنا شدم که نوشاری کوتاه در باره ی اَمشاسپندان و هَنایش(به عربی تاثیر)آن بر دین یهودی بسیار ساده و بدور از تند و برش گویی، و پژوهشگرایانه و نیک میگفت، در یکی دو تا تارنمای دیگر هم چنین چیزی را یافتم و این شد که برایم گیرا شد تا درباره ی این جستار بیشتر بدانم که سرراست این جستار را جسنجو کردم که رسیدم به تارنمایی بسیار بسیار خوب و نیک، که بسیار نیکو و نرم سخن میگفت (درست یادم نیست تارنما بود یا وبلاگ)هیچ کدامشان را یادم نیست وگرنه برای شما میگفتم.
    چرا میگویم بسیار بسیار نیک بود چون "بدون تندی و تیزی و سخنان زننده از آغاز تا پایان" بود نوشته هایش دوستانه و بدون کوچکترین واژه های زننده ای چون "بچه باز" "زنباره" و از اینجور چیز ها بود زیرا "اگر این چیز ها را از آغاز در نوشته ها میدیدم از آن تارنما بیرون میرفتم به آسانی" من بیشتر دوست داشتم بدانم که این هنایش(تاثیر)پذیری در دینان سامی از "مزدیسنا و مانیگری و میترایی" چه است که کمکم به اینسو رسیدم درست از همین تارنمای بسیار بسیار خوب آغاز شد پس از نوشته های گوناگون درباره ی اینکه داستان ایسا پسر مریم دوشیزه از سر داستان میترا پسر آناهیتا از خدایان باستانی هندو ایرانی گرفته شده و دین ترسایی(مسیحی) بسیار وامدار دین میترایی یا همان مهرپرستی هست "کم کم و کم کم امده شدم نه یک باره" دوباره میگویم کم کم نه یک باره.
    دنباله در پایین

    پاسخحذف
  5. از اینرو در همین تارنما یا وبلاگ چندین روز نوشته هایش را خواندم به ویژه من بسیار به گزشته و مُرتاش(تاریخ) ایران دلبسته بودم و هستم از بچگی، و من از بخش دینهای ایرانی به اینسو آرام آرام کشیده شدم تا اینکه با نَسک "تولدی دیگر" از بزرگوار "شجاعدالدین الشفا" در همون تارنما یا وبلاگ آشنا شدم، گونه در چند روز بخشهایی از آن را بر روی آن تارنما گذاشته بودند که من همه اش را خوانده بودم همان زمان که از همان زمان بهتر دریافتم که اسلام چیست با دیدن بخشهای پُر وهاک (زیاد مهم)و چالشی قرآن و دو دین دیگر سامی و از این دست نسکها خواندم و خواندم تا آنکه لبریز گشتم و پُر.
    و اکنون میتوانم بگویم که "نسک 23 سال" بزرگوار شادروان علی دشتی و نسک تولدی دیگر از بزرگوار شجاعدین الشفا و نوشته های قرآن محمدی از بزرگوار اکبر گنجی نمونه ای از بهترین نسک های روشنگری دینی است.
    اینها را گفتم تا بدانید که اینجور پرسیدن از مسلمانان:
    "اگر خدایی وجود داشته باشد، آیا یک بچه باز را به پیامبری منصوب می کند؟"
    دست کم برای من در سه سال پیش این را اگر میشنیدم یا میخواندم ترس و نگرانی از شکنجه شدن در دوزخ و این جهان و گستاخی و بی شرمی و دشنام برایم به شمار می آمد از آنجا یا تارنما یا آن کس دوری میجستم.
    این از دریافتن و آگاهی یافتن از بخش کوچکی از این جهان بس بزرگ و پهناور است آنهم در نوجوانی تا اکنون که جوانی 21 ساله هستم، و به گفته ی بزرگواری : تا بدانجا رسيد دانش من * كه بدانم همی كه نادانم
    دانش ها آنچنان گسترده و پهناور است که هر چه تا پایان جان هم بیاموزیم باز هم کم است به یاد چامه ی خودم سخنم را به پایان میرسانم :

    چیست براستی جُنبای(حرکت) این جهان__که هر گوشه اش است بهار و خزان
    ز چیستی جهان و ساختارش__اندکی دانم تنها ز رخسارش
    جهان را نگشته مانده ام در کارش__با من سخن گوید ولی ندانم زبانش

    با سپاس

    کامیابی شما و کارتان را خواهانم__ پیروزی همه ی مهربان مردمان را خواستارم
    با همه ی فراز و نشیبهای زندگی__ چه شکست باشد و چه پیروزی
    آنچه خوب است بخشش است و مهربانی__ نه دروغ و پلیدی و ستمکاری
    چو سخن به درازا کشید دگر بس _ من خموشی کنم و شما نیز زآنپس
    تا فردای فرداها که آید همچون امروز_شما را بدرود گویم تا دگر روز

    پاسخحذف
  6. ژوپیتن عزیز،
    سلام و درود،
    نوشته شما را خواندم و لذت نیز بردم،
    روی آن فکر خواهم کرد

    پاسخحذف
  7. گمنام جان،

    ژوبین نکتهٔ جالبی‌ رو مطرح میکنه که واقعا ارزش فکر کردن رو داره. احتمالا متوجه شدیی که من هم چندان دل‌ خوشی‌ از ادیان مختلف و اسلام ندارم. می‌خوام یک اتفاقی‌ رو برات بگم که واقعا من رو یک تکونی داد و یاد گرفتم یکا کمی‌ آرومتر با افراد مذهبی‌ صحبت کنم. نمیدونم کجا زندگی‌ میکنی‌ اما من یک مدتی مهمان یک کشوری در شمال اروپا بودم. یک بار تعطیلات کریسمس بود، همه همسایه‌ها در کریدور دانشجویی من رفته بودن خونه هاشون. یکی‌ در زد، باز کردم. ۲ تا خانوم از گروه شاهدان یهووه بودن که مثلا میخواستن من رو به راه راست هدایت کنن. خلاصه یکی‌ شروع کرد به تعریف کردن از جهنم و اینکه چه کارهایی باعث می‌شه آدم بیفته اونجا و عذاب الهی تا ابدلدهر بکشه. من هم برگشتم گفتم: "اینجوری که تو میگی‌ جای همه دوستهای من اونجاست. رفیقی هم در بهشت ندارم پس مثل اینکه برم جنهم بهتر باشه." آقا این خانم چنان رنگش سفید شد و شروع کرد به خاج کشیدن که نگو. زیر لب هم برای من دعا می‌خوند که خدا جون تو نشنیده بگیر! من تازه اونجا بود که فهمیدم چرت و پرتهایی مثل جهنم و بهشت که من با خنده ازش می‌گذارم واقعیات زندگی‌ معتقدین هست. اصلا اونها توی یک دنیای دیگه یی هستن. جایی‌ که من خردمند اصلا نمیتونم بپذیرم اما برای اونها واقعیت تام هست.

    اگر قصد روشنگری هست، آدم باید راهی‌ رو پیدا کنه که به مقصد میرسونه. اگر قصد راحت کردن خود آدم هست با فحش دادن، اون مساله دیگه یی هست. من البته قصد توهین و یا پند دادن به شما رو ندارم. هر جوری هم که فکر میکنی‌ به مقصدت میرسی‌ رفتار کن.

    پاسخحذف
  8. درود
    نمی دونم از کی تا حالا اینقدر تغییر کردی
    به هر حال برات آرزوی سلامت دارم
    خیلی باید بنویسیم تا شاید این مردم از خواب بیدار شوند

    پاسخحذف
  9. چراهیچ مسلمون معتقدی نیومده جواب بده ببینیم چی دارن بگن.

    پاسخحذف
  10. یه نگاهی به این لینک بنداز دوست عزیز شاید جوابت رو بگیری
    البته اگر مرغت یک پا نداشته باشد
    http://www.parsine.com/fa/pages/?cid=28264

    پاسخحذف
  11. در مورد خطرات ازدواج زیر 16 سال پرسیدید. راستش را بخواهید این مساله در همه كشورها به یك شكل نیست. یعنی در بعضی كشور ها و فرهنگها دختر هم از نطر جسمی و هم از نطر آمادگی روحی زودتر برای ازدواج آماده می شود. و در قرآن هم سنی برای ازدواج نیامده است. گرچه قبول دارم كه اگر یك قانون عمومی وجود داشته باشد كه همه را منع كنند(حتی آنهایی كه آمادگی دارند) بهتر از این است كه گروهی از دختران قربانی شوند. ولی این بیشتر به قانون یك كشور و منطقه بر می گردد تا قانون یك مذهب(كه قرار است در قاره های مختلف شایع شود). در مورد پیامبر اسلام احتمال اینكه ایشان رعایت حال عایشه را نكرده باشند خیلی بعید است. كما اینكه می گویند تا ۳ سال از هم خوابگی با عایشه دوری كرد تا بزرگتر شود. از نظر قرآن مقاربت با زن هنگام قاعدگی آزار شمرده شده و در نتیجه بر مردان حرام است. چه طور ممكن است كه ازدواج با دختر نارس كه ممكن است باعث پارگی و نابودی آلت جنسی اش شود را روا دارد؟

    پاسخحذف
  12. "چرا حاضر نیستید فکر کنید و ببیند که یک نفر در 1400 سال پیش، برای رسیدن به امیال... اقتصادیش، داستان سرایی کرده است"

    این دیگر از آن حرفهاست. پیامبر اسلام حتی پس از فتح و فتوحات و كسب غنایم سادگی را بر خود تحمیل می كرد. بر شكمش سنگ می بست كه گرسنگی كمتر آزارش دهد. به حدی كه زنانش از دست او شاكی شده بودند.

    پاسخحذف
  13. _fox_ :
    سلام گمنایمان جان ! جات خالیه . دیدم هیچ مسلمون باسوادی پیدا نمی شه که جوابت رو بده گفتم من نامسلمون بیام و یه کم جوابت رو بدم . جناب گمنامیان من با تو هم عقیده هستم که خدایی احتمالا وجود نداره و این پیامبران هم احتمالا راست نمی گن ( البته شاید این احتمالا ها رو با هم اختلاف نظر داشته باشیم ، چون من خودم رو آئیست نمی دونم بیشتر نمیدانم می دونم ! ) ولی این چیزایی که به عنوان نقطه ضعف اسلام بیان می کنی خیلی به نظر من پیش پا افتاده است . و هر کسی که مقداری مطالعه مذهبی داشته باشه می تونه باهات وارد بحث بشه و من قصد دارم از دید یه روشنفکر مذهبی ( با این که خودم اعتقاد ندارم ) جوابت رو بدم . نیازی هم نیست که اگه باختی نماز خوندن رو شروع کنی . اگه در نهایت حرف من رو قبول کردی باید به بالاترین برگردی و این بار با سیاست به نفی دین بپردازی . بدون وارد شدن به حیطه هایی که مسلمونا رو آزار بده ( حداقل در شروع ). اگه قبول می کنی و ضمنا من رو قابل می دونی "بسمه الله" !!

    پاسخحذف
  14. برای شروع : باید دیدمون رو نسبت به اسلام عوض کنیم . بحث ما به شرطی می تونه به جایی برسه که این فرض رو قبول کنیم که اون چیزی که طالبان یا جمهوری اسلامی می گن ممکنه اون چیزی نباشه که اسلام می گه و ممکنه اینا نسخه تحریف شده ای از اسلام رو ارائه میکنند . اوک ؟
    بسیاری از مسلمونای مدرن اعتقاد دارند که بسیاری از احکام اسلام در طول زمان می تونه تغییر کنه . اونا چیزایی رو که ما به عنوان احکام اسلام میشناسیم به دو دسته تقسیم می کنند 1- شعائر : که معتقدند اینا ظواهر دین هستند چیزایی هستند که نشون می دن ما مسلمونیم ، روش هایی از زندگی هستند که بنا بر شرایط زمانه می تونن تغییر کنند و ... مسایلی مانند : شیوه نماز خوندن ، قبله ، کعبه ، حجاب ، ارث ، زن ، حجاب ، ممنوعیت صرف مشروبات الکلی و ... روشنفکرای مذهبی اعتقاد دارند که شعائر قابل تغییر هستند .
    2- شریعت : احکام غیر قابل تغییر اسلام هستند که منطبق بر وجدان و اخلاقیات انسان هستند . مانند پرهیز از دروغ ( که تو قران بزرگ ترین حرام ها شمرده شده )، قتل انسان دیگر ، محبت به پدر و مادر ، ساخت دنیایی که فرد مسلمان در آن زندگی می کند ، ستایش زیبایی ، و ...
    اگر این حرفای من رو یه کم توسعه بدیم به یکی از مترقی ترین نظریات روشنفکران دینی می رسیم به نام قبض و بسط شریعت (سروش ) . . .
    فعلا گمنامیان جا تا این جا رو داشته باش . چون می خوام قبل از ادامه بحث یه کم رو این چیزا که گفتم فکر کنی و یه کم درباره نظریه قبض و بسط تو اینترنت مطلب بخونی که با آمادگی بحث رو ادامه بدیم . تا بعد . شب خوش

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.