دوشنبه، مرداد ۱۱، ۱۳۸۹

چقدر محمد مصطفایی بزرگ است و چقدر قوه قضاییه،از رییس تا دادستانش حقیر و زبون هستند که تن به خفت گروگانگیری می دهند

مرد بزرگ عدالت ، به بندی خود خواسته گرفتار شده اما تن به گروگان گیری حقیرانه دادستان زبون را نداده است. براستی چقدر محمد مصطفایی بزرگ است و چقدر قوه قضاییه از رییس تا دادستانش حقیر و زبون هستند.
محمد مصطفایی بزرگ در نامه اش نوشته که تاکنون جان هیجده محکوم به اعدام را نجات داده است و همه ما شاهد بوده ایم که چگونه همیشه بابت این فعالیت انسانیش از جانب حکومت ج.ا. مورد آزار و اذیت قرار گرفته است.
در کشوری که جنایت کاران اسمی، آزادانه جولان می دهند، معاون رییس جمهورش و وزیرش مدرک جعل می کنند، رهبرش فرمان به تجاوز و کشتن می دهد، قاتل ندا با پر رویی جولان می دهد، شرم و ننگ بر قوه قضاییه ای باد که برای دستگیری انسان بزرگی چون محمد مصطفایی تن به خفت گروگان گیری می دهد. تف به عبا و عمامه ریاست قوه قضاییه ای که چنین بی پروا به همان قانون نیم بند ج.ا. بی اعتنایی می کنند.
شرم آوری ماجرا زمانی عیان می شود که می بینم یکسال است هر بار این وکیل شرافتمند را خواسته اند، به پای خود به مسلخ گاه بی عدالتی آنها رفته است!
شاید قدرت ظاهری اکنون دست لاریجانی و دادستان بی شرف پرونده باشد، اما در این ماجرا کسی که ثابت کرده هم شرف دارد و هم انسانیت و هم آنقدر قوی است که با وجود این همه تهدید دست از پیگیری پرونده های حقوق بشری بر نمی دارد، محمد مصطفایی است و قوه قضاییه نیز ثابت کرده که تمام گرداندگانش چقدر وحشی و حیوان صفت و زبون هستند.
محمد مصطفایی به عنوان یک وکیل جوان و بسیار موفق می توانست مانند برخی از وکلای دادگستری دست به کار دلالی بزند و فارغ از جان همنوعان خودش باشد، اما ترجیح داده جان و مال وهمسر خودش را به خطر بیاندازد و در پی نجات انسان های رنج کشیده باشد.
زمانی که در نامه مصطفایی خواندم دختر هفت ساله او لب به غذا نمی زند و مادرش را می خواهد، عرق شرم بر پیشانیم نشست که این مرد حتی از خانواده اش نیز برای هدفش دریغ نمی کند.
قلم من ناتوان از وصف بزرگی این مرد است، تا کمر خم می شوم در مقابلش؛ کلاه از سر بر می دارم.
تو را ستایش می کنیم چه آزاد باشی، چه در زندان و چه زندگی مخفی اجباری داشته باشی، در همه حالی همان محمد مصطفایی هستی که همه جا به همراه اسم انسان های در معرض کشت شدن اسم تو را شنیده ایم، از دلارای هنرمند گرفته تا سکینه زجرکشیده.



۳ نظر:

  1. جناب گمناميان من عضو بالاترين نيستم ولي ازتون مي خوام لينکي از کارتون american dad بگزاريد من تو يوتيوب نگشتم ولي مطمئنا هستش قسمتهاي s01e12 و s01e13 رو نگاه کنيد در مورد فرهنگ سخيف اعراب هست با نگاهي طنز آلود. ممنونم

    پاسخحذف
  2. گرامی من این سریال را ندیده ام،
    اگر شما لینکش را بدهید ارسال می کند م
    اما ما در بالاترین دو قانون نیز داریم
    یکی کپی رایت را نقض نمی کنیم و دیگری توهین نژادی نیز ممنون است
    در صورتی که این دو قانون نقض نشودبا کمال میل از طرف شما ارسال می کنم

    پاسخحذف
  3. نسل سوخته
    فرزاد پاییز

    ما
    نسل سوخته ایم.

    بهار گمشده ما
    در بحبوحه دلتنگی
    درانهدام ِفرهنگی
    خشکید.

    []

    تا زبانه کشد
    پشته ْهیمه خشک
    جرقه ای را می خواست
    تا سیاهی را بتاراند.
    ...
    http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=17027

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.