جمعه، مرداد ۰۸، ۱۳۸۹

همراه با خیانت،از موسوی می پرسم:آیا این خمینی که دوران طلاییش را یاد می کنید،همانیست که5000 انسان بیدفاع را قتل عام کرد؟


سالگرد قتل عام زندانیان در سال 67 است و قتل عام وحشیانه انسان های بی گناهی که بعضا محکومیت خود را نیز سپری کرده بودند، یکی از نقاط تاثر برانگیز تاریخ معاصر ایران است. جنایتکاران این فاجعه هنوز به پای میز محاکمه نیامده اند و بسیاری هنوز در مصدر کار هستند. اما عملکرد میر حسین موسوی در این میان سوال برانگیز است، طرفدارانش او را رهبر جنبش سبز می دانند و جنبش سبز نیز بنا شده بر حقوق بشر و دموکراسی است، این تناقضی است چالش برانگیز است.
علی رغم اینکه می دانم مورد انتقاد قرار خواهم گرفت ، اما به حرمت انسان های بی گناهی که ناجوانمردانه کشته شدند، نمی توانم سکوت کنم.

من می خواهم یک خیانت بزرگ مرتکب شوم و یک سوال بسیار ساده از موسوی بپرسم:

آیا میرحسین موسوی در جریان این فاجعه و قتل عام 5000 انسان بی گناه بوده است یا نه !؟

اگر بوده و عکس العملی انجام نداده است، که تکلیف او مشخص است (!)، اگر هم در جریان این فاجعه نبوده است ، آیا انصاف و عدالت و شرافت حکم نمی کند که ایشان به حرمت اینکه این فاجعه در زمان نخست وزیرش اتفاق افتاده است، به صورت مشخص آنرا محکوم کند و بگوید که در جریان نبوده است؟

هرچند نمی توان باور کرد که او در جریان نبوده است، با توجه به چند نکته زیر:

یک - دادستان کل انقلاب موسوی اردیبلی ، صمیمانه ترین روابط را با میرحسین داشته است و نامبرده جزو کمیته سه نفره ای است که صدور احکام در تهران را به عهده داشته اند.

دو- وزیر اطلاعات و یا نماینده وزارت ، یکی دیگر از سه نفر عضو شورای یاد شده است.
موسوی در جایی (فکر کنم کرمان) گفته بود که قوای مجریه و قضاییه از هم جدا هستند. این حرف درست است اما فراموش نکنیم که وزارت اطلاعات زیر نظر میرحسین و وزیر منصوب او عضوی از این کمیته اجرایی بوده اند، اگر قرار به قانون است، میرحسین نیز مسول محسوب می شود.

سه-رابطه صمیمانه موسوی با خمینی در آن دوران

چهار-قای موسوی چگونه ممکن است بگوید که من بی خبر بودم، در صورتی که در دی ماه 67 در مصاحبه با تلوزیون اتریشی گفته اید:(آنها قصد داشتند به قتل و کشتار ادامه دهند، و ما ناچار بودیم مانع این توطئه شویم، معمولا در این مسایل ما به کسی رحم نمی کنیم)به نقل از گزارش بنیاد بروند در اینباره

سوالی که مطرح می شود این است که چگونه مجاهدین و کسانی که چند سال اخیر را در زندان بوده اند، می توانسته اند از داخل زندان قتل و کشتار کنند؟!

اینها همه به کنار، چگونه است که موسوی از خمینی جنایتکار به نام امام راحل و بازگشت به دوران طلایی او یاد می کند، آن موقع بر فرض در جریان نبوده است، الان که می داند 5000 انسان بی دفاع سلاخی شده اند.

فراموشمان نشود که آیت الله منتظری معتقد بود نقش اصلی را در این جنایات ، وزارت اطلاعات بر عهده دارد و در بسیاری از موارد این وزارت اطلاعات بوده که نماینده قوه قضاییه را مجبور به قبل حکم اعدام می کرده است. وزارت اطلاعاتی که منصوب میرحسین موسوی بوده است.

فراموش نکنیم که موسوی بشدت مورد حمایت خمینی بود و بار دوم با فشار خمینی بود که خامنه ای مجبور به معرفی میرحسین به عنوان نخست وزیر شد.

آیا کسی که عنوان نخست وزیری را یدک می کشد و در عمل ریاست قوه مجریه را به عهده دارد و یکی از وظایفش دفاع از حقوق ملت است، می تواند بگوید من در جریان نبودم و به من مربوط نیست؟!


۲۲ نظر:

  1. Salam, khieli maghale khoob va bejayee bood....Mikhastam yek nokte ro arz konam na dar defa as Mousavi, faghat baraye roshan kardan afkare omoomi. Dar tarikhe 30 sale jomhourie eslami hich vaght vazir etelaat ro dolat entekhab nemikarde va nemikone va be raeese dolat ham pasokh nemideh....Kama inke zamane Hashemi, Khatami va Ahmadinejad ham hamintor boodeh...Vazire Etelaat zire nazare Rahbari kar mikone va mostaghim ham be un pasokh mideh....Vazire Etelaat dar har doryee bayad ba taeede Rahbari entekhab beshe ke kamelan hamahang kar kone.

    پاسخحذف
  2. irani گرامی
    سپاس از نظر شما
    این فرمایش شما مربوط به زمان خامنه ای است
    خمینی و موسوی ارتباط بسیار گرمی داشته اندو به اصرار خمینی موسوی نخست وزیر شد

    پاسخحذف
  3. افرادی چون شما که بجای پیوستن به جنبش مردم فقط دنبال ایرادگیری و پرونده سازی برای مردی که یک تنه در برابر فاشیستهای ضد ایرانی ایستاده یا از خود این رژیم هستتد یا آدمهای کینه ای و نا آگاه.

    پاسخحذف
  4. جناب آقا یا خانم گمنام
    1-اولین وظیفه هر حکومتی حفظ امنیت فیزیکی شهر وندانش است.
    2- نزدیک به 6-7 سال حکومت مخالفان را که جرم اغلب آنها بر هم زدن امنیت فیزیکی ایرانیان بود را در زندان نگهداشت که اغلب آنها تحت عنوان (تواب) آزاد شده و در عملیات مرصاد مشخص شد که قسمت اعظم نیروهای گسیل شده توسط رجوی از همین افراد تواب تشکیل شده بود.

    3- با توجه به بند 1 حکومت وقت ضرورتآ باید تکلیف این مسئله را که با امنیت مردم بازی می کرد روشن نماید و روشن نمود بطوریکه پس از آن از شدت ترورهای کور به نحو قابل ملاحظه ای کاسته شد.

    4- چه شما دوست داشته باشید یا خیر مردم در آن زمان تلویحاً این حرکت را بخاطر خاطره تلخی که از ترورهای کور داشتند تإیید نمودند. بهترین دلیل آن تشییع جنازه بسیار با شکوه و کاملاً خودجوش مردمی در واقعه فوت خمینی بود.
    5- اگر افکار عمومی را قبول نداشته باشید قبول بفرمایید که شما هم به نوعی دارای تفکر فاشیستی هستید. شرمنده ام...تشخیص من اینست که مخالفت شما با حاکمیت عدم رعایت حقوق مردم نیست بلکه دعوا سر اینست که چرا به جای حاکمیت شما حکومت نمی کنید...!!مؤید باشید

    پاسخحذف
  5. Nashenase Aziz, man, shoma, Gomnamian va MIllion ha gomnam digar dar fazaye majazi, arezoomoon piroozi mardom va jonbeshe sabz bar estebdad hast....Vali motaesefane ya shayad begam khoshbakhtane ma dar in rah niaz be tagheer dar tak take vojood va raftare khodemoon ham darim va bayad naghd pazir bashim va betoonim gozashte ra ba tamame vojood naghd konim. Man be shakhse baraye Aghaye Mousavi Ehteram ziadi ghaelam chon hich vaght fekr nemikardam ke in bozorg mard ta in had joloye tamame Rejime ba tamame feshar ha va sakhti hash vaysteh vali khob, manham mohemtarin soali ke as ishoon daram, majeraye ghatl haye sale 67 hast ke koli adame bigonah koshteh shodan va ishoon ham jozve saran mamlekat bood. Roozi ke ma betoonim bedoon takhrib kardane digaran gozashte unha ro naghd konim va morede hamle digaran gharar nagirim, rooze piroozi jonbeshe Sabze Iran hast 

    پاسخحذف
  6. به نظر شما بت سازی یعنی چی ؟ در اینمورد چیز هایی که به نظر من میاد در زیر فهرست میکنم
    ١. بیش از اندازه یکی را بالا ببریم و در موردش اغراق کنیم بطور مثال خمینی را گفتند ٧ زبان زنده دنیا را میداند و ما هم باور کردیم و بعدآ معلوم شد که با آنکه بیش از ٥٠ سال عربی خوانده و ١٤ سال در عراق اقامت داشت هنوز زبان عربی را نمیداند و با یاسر عرفات بوسیله مترجم صحبت میکرد.
    ٢. از همه کار ها و اعمال او به نیکی یاد کنیم و مثل گوسفند دنبالش بافتیم و بدون چون و چرا ازش اطاعت کنیم . نمونه اش خمینی بود که هر کاری کرد یک عده از ما به به چه چه زدند و حتی از جنایاتش هم ایراد نگرفتند و تمام اعمال او را توجیه کردند .
    ٣. از همه مهمتر سابقه او را بطور دقیق از نظر نگذرانیم و فقط رفتار و کردار او را در حال حاضر ملاک عمل قرار دهیم و گذشته او را به کل نادیده بگیریم . بطور مثال اگر ما سال ٥٧ فقط به اعلامیه های فریبنده خمینی اکتفا نمیکردیم و کتابهای او را میخواندیم دچار اینهمه بد بختی نمیشدیم . یادمان باشد که این کشت و کشتار و کهریزکها از زمان خمینی آغاز شده و ادامه همان سیاسته که حالا هم در گیرش هستیم.
    هموطنان عزیز خواهش میکنم مواظب باشید که از حول حلیم توی دیگ نافتیم . اگر منظور از سبز آزادی و نفی استبداده . اگر منظور از سبز بر چیدن زندانهای سیاسیه . اگر منظور از سبز اجرای قانون برای همه یکسانه . اگر منظور از سبز تساوی حقوق زن و مرد ( من نمیتوانم بپذیرم که مادرم که مرا بدنیا آورده به اندازه نطف من ارزش دارد) اگر منظور از سبز رفع تبعیض نژادیه ( بطور مثال یک کرد نمیتواند رییس جمهور شود این یک تبعیض نژادی است) و اگر منظور از سبز حکومت مردم بر مردمه . و ..... اگر منظور از سبز اینهاست من سبز سبزم . در عین حال من یک انسانم و گوسفند نیستم و به این جهت حق دارم از آقای موسوی که فردامیخواهد سرنوشت مرا در دست گیرد ببرسم که به چه دلیل از خمینی دجال و آدم کش و دروغگو و فریبکار دفاع میکند ؟ تا حالا بار ها و بار ها این سؤال را در جاهای مختلف از ایشان کرده ام ولی ایشان خود را به نشنیدن میزند و من و امثال من را لایق جواب دادن نمیداند شاید هم فعلن صرف ندارد که جواب بدهد گذاشته وقتی به قدرت رسید جواب ما را با گلوله بدهد نمیدانم ؟ ولی من از سؤالهایم دست بردار نیستم باز هم و باز هم خواهم پرسید . به نظر شما کار دنیا عچیب نیست ؟ آنهاییکه از اول از دیکتاتوری خمینی مخالفت کردند شده اند غیر خودی و آنهاییکه با او (خمینی) همکاری کردند و به جنایات او صحه گذاشتند شده اند خودی .
    من از اینکه آقای موسوی پشت مردم ایستاده از ایشان ممنون و تمجید میکنم و بنوبه خود از ایشان تشکر میکنم ضمن اینکه سؤالات خود را هم دارم و آرزوی جواب بر آنها همانطور سر تعظیم به جوانانی که بدون محافظ و با دست خالی به خیابانها میریزند و جانشان را در راه میهن خود فدا میکنند . در خاتمه یک سؤال از هموطنانم دارم که میخواهند جنایات ٦٧ را نادیده گیرند و حتی از طرح سؤال از آقای موسوی بر آشفته میشوند دوستان ،خود را به جای پدر و یا برادر آن دختر ١٦ ساله بگذارید که به خاطر پخش اعلامیه دستگیرش میکنند و میبرند زندان و یک روزی یک نفر در خونه ات میزند و میگوید دیشب دختر شما را کشتیم و این لباسهایش و اینهم پنجاه تومان پول صیغه که متعلق به شما است .لعنت به تو خمینی

    پاسخحذف
  7. به نظر شما بت سازی یعنی چی ؟ در اینمورد چیز هایی که به نظر من میاد در زیر فهرست میکنم
    ١. بیش از اندازه یکی را بالا ببریم و در موردش اغراق کنیم بطور مثال خمینی را گفتند ٧ زبان زنده دنیا را میداند و ما هم باور کردیم و بعدآ معلوم شد که با آنکه بیش از ٥٠ سال عربی خوانده و ١٤ سال در عراق اقامت داشت هنوز زبان عربی را نمیداند و با یاسر عرفات بوسیله مترجم صحبت میکرد.
    ٢. از همه کار ها و اعمال او به نیکی یاد کنیم و مثل گوسفند دنبالش بافتیم و بدون چون و چرا ازش اطاعت کنیم . نمونه اش خمینی بود که هر کاری کرد یک عده از ما به به چه چه زدند و حتی از جنایاتش هم ایراد نگرفتند و تمام اعمال او را توجیه کردند .
    ٣. از همه مهمتر سابقه او را بطور دقیق از نظر نگذرانیم و فقط رفتار و کردار او را در حال حاضر ملاک عمل قرار دهیم و گذشته او را به کل نادیده بگیریم . بطور مثال اگر ما سال ٥٧ فقط به اعلامیه های فریبنده خمینی اکتفا نمیکردیم و کتابهای او را میخواندیم دچار اینهمه بد بختی نمیشدیم . یادمان باشد که این کشت و کشتار و کهریزکها از زمان خمینی آغاز شده و ادامه همان سیاسته که حالا هم در گیرش هستیم.
    هموطنان عزیز خواهش میکنم مواظب باشید که از حول حلیم توی دیگ نافتیم . اگر منظور از سبز آزادی و نفی استبداده . اگر منظور از سبز بر چیدن زندانهای سیاسیه . اگر منظور از سبز اجرای قانون برای همه یکسانه . اگر منظور از سبز تساوی حقوق زن و مرد ( من نمیتوانم بپذیرم که مادرم که مرا بدنیا آورده به اندازه نطف من ارزش دارد) اگر منظور از سبز رفع تبعیض نژادیه ( بطور مثال یک کرد نمیتواند رییس جمهور شود این یک تبعیض نژادی است) و اگر منظور از سبز حکومت مردم بر مردمه . و ..... اگر منظور از سبز اینهاست من سبز سبزم . در عین حال من یک انسانم و گوسفند نیستم و به این جهت حق دارم از آقای موسوی که فردامیخواهد سرنوشت مرا در دست گیرد ببرسم که به چه دلیل از خمینی دجال و آدم کش و دروغگو و فریبکار دفاع میکند ؟ تا حالا بار ها و بار ها این سؤال را در جاهای مختلف از ایشان کرده ام ولی ایشان خود را به نشنیدن میزند و من و امثال من را لایق جواب دادن نمیداند شاید هم فعلن صرف ندارد که جواب بدهد گذاشته وقتی به قدرت رسید جواب ما را با گلوله بدهد نمیدانم ؟ ولی من از سؤالهایم دست بردار نیستم باز هم و باز هم خواهم پرسید . به نظر شما کار دنیا عچیب نیست ؟ آنهاییکه از اول از دیکتاتوری خمینی مخالفت کردند شده اند غیر خودی و آنهاییکه با او (خمینی) همکاری کردند و به جنایات او صحه گذاشتند شده اند خودی .
    من از اینکه آقای موسوی پشت مردم ایستاده از ایشان ممنون و تمجید میکنم و بنوبه خود از ایشان تشکر میکنم ضمن اینکه سؤالات خود را هم دارم و آرزوی جواب بر آنها همانطور سر تعظیم به جوانانی که بدون محافظ و با دست خالی به خیابانها میریزند و جانشان را در راه میهن خود فدا میکنند . در خاتمه یک سؤال از هموطنانم دارم که میخواهند جنایات ٦٧ را نادیده گیرند و حتی از طرح سؤال از آقای موسوی بر آشفته میشوند دوستان ،خود را به جای پدر و یا برادر آن دختر ١٦ ساله بگذارید که به خاطر پخش اعلامیه دستگیرش میکنند و میبرند زندان و یک روزی یک نفر در خونه ات میزند و میگوید دیشب دختر شما را کشتیم و این لباسهایش و اینهم پنجاه تومان پول صیغه که متعلق به شما است .لعنت به تو خمینی

    پاسخحذف
  8. اگر حرکت موسوی و جنبش سبز نبود هیچ وقت جریان سال 67 داغ نمی شد.از اینکه رهبری جنبش مردم دست آدم مورد نظر شما نیست ناراهت نباشید و ایجالد اختلاف نکنید . البته اگه منظور و هدف خاصی دارید این نوشته کمکی به شما نمی کنه!!

    پاسخحذف
  9. از تمامی وبلاگ نویسان برای آزادی بابک خرمدین تقاضای حمایت داریم بابک در اعتضاب غذا در انفرادی بسر می برد

    پاسخحذف
  10. خدایا به آنکه عقل دادی چی که ندادی و آنکه عقل ندادی چی دادی؟
    ای مردم در مملکت هفتاد ملیونی ایران فقط چهار نقر لایق رییس جمهوری بودند احمدی نژاد ، رضائی ، کروبی ، موسوی دیگر غیر از اینها کسی لیاقت رییس جمهور شدن را نداشتند و آقای موسوی نماینده اکثر مردم رآی آورده و تبدیل به بت سبز ، نماینده ٩٠ در صد مردم، طرفدار دموکراسی و آزادی . و برای شما آزادی مطبوعات و آزادی بیان و برابری و مساوات خوهد آورد.
    به شما میباید آن ضرب المثل قدیمی را تکرار کرد که میگوید شتر در خوب بیند پنبه دانه گهی له له خورد گه دانه دانه
    ما و پدران ما یک بار این اشتباه را در مورد خمینی کردیم و حالا شما میخواهید همین اشتباه را در مورد موسوی بکنید . در اینجا چند نکته به نظر من میاد که ذکر میکنم
    ١. حکومت اسلامی با دموکراسی مغاریت اساسی دارد . در اسلام یک خدا درست کرده اند که پیغمبر و امام و نایب دارد و در نهایت هر چه که نایبش گفت همان بالاتر از همه است که نمونه اش همین خامنه ای است که می بینیم . ولی اگر شما میخواهید سرنوشت خودتان را دست خودتان بگیرید و سران مملکت را خودتان تعیین کنید این با اسلام سازگار نیست.
    ٢. موسوی بار ها و بارها از دوران خمینی دوران طلایی یاد کرده در حالیکه آن دوران برای ما که از اول با دیکتاتوری خمینی مخالف بودیم دوران وحشتناک و کابوسوار بود و این شخص میخواهد به آن دوران برگردد. و ابایی هم ندارد و مرتب تکرار میکند .
    ٣. فرض کنیم در زمان نخست وزیری ، ایشان از قتلهای ٦٧ خبر نداشته ، از اسید پاشیدن صورت زنان و دختران خبر نداشته ، از تجاوز به زندانیان در زندان خبر نداشته ، نمیدانست که سرمایه دار ها میکشند فقط برای اینکه اموالشان را تصاحب یا بقول خودشان مصادره کنند خبر نداشته ، آیا حالا هم خبر ندارند؟ چرا از آن زمان وحشت و ترور دوران طلایی یاد میکنند؟ چرا آن زمان را محکوم نمی کنند؟
    ٣ . آقای موسوی اگر به دموکراسی و آزادی اندیشه و بیان و آزادی مطبوعات اعتقاد داشتند امکان نداشت که بتواند خمینی را تحمل کنند پس بنا بر این خودتان را گول نزنید.
    ٣ . دست ایشان توی دست آخوند خاتمی و دار و دسته اوست همانطور که زهرا رهنورد در مصاحبه اخیرش گفت که ایشان تنها نیستند آقای خاتمی و .... با هم هستند . ایشان میخواهد با حفظ این نظام و قانون اساسی ،قدرت را از احمدی نژاد گرفته و خاتمی و رفسنجانی و مهاجرانی و اینها را باز بر ما مسلط کند .
    به نظر من اکثر مردم ایران از این حکومت به شدت نا راضی و خواهان تغییر قانون اساسی هستند و در زمان خاتمی دیدند که این حکومت اصلاح پذیر نیست بنا بر این دیر یا زود این حکومت جهل را به زباله دان تاریخ خواهند ریخت ولی باید هوشیار باشیم در انتخاب رهبران خود اشتباه نکنیم و از چاله به چاه نافتیم . مسلم بدانید که تغییر حکومت از احمدی نژاد به موسوی از چاله به چاه افتادن است .به نظر من خوست ما باید تغییر قانون اساسی و آزادی مطبوعات و برسمیت شناختن تمام گروهای دگر اندیش و شنیدن سخنان تمام گروها و تشکل ها و حذب ها بطور یکسان که حرفهای همه شنیده شود و بر گذاری یک رفراندوم آزاد بطوری که هر کس خواست در آن شرکت کند زیر نظر سازمان ملل .
    در اول انقلاب به دیکتاتوری خمینی مانند خیلی ها مخالفت کردیم که گفتند کمونستی یا شاهی ؟ راستشه بگو خجالت نکش ؟ و حالا شما من و همفکران من را به نا آگاهی و یا مزدور خمینی خطاب میکنید چطور که گمنامیان را مورد خطاب قرار میدهید.

    پاسخحذف
  11. خدایا به آنکه عقل دادی چی که ندادی و آنکه عقل ندادی چی دادی؟
    ای مردم در مملکت هفتاد ملیونی ایران فقط چهار نقر لایق رییس جمهوری بودند احمدی نژاد ، رضائی ، کروبی ، موسوی دیگر غیر از اینها کسی لیاقت رییس جمهور شدن را نداشتند و آقای موسوی نماینده اکثر مردم رآی آورده و تبدیل به بت سبز ، نماینده ٩٠ در صد مردم، طرفدار دموکراسی و آزادی . و برای شما آزادی مطبوعات و آزادی بیان و برابری و مساوات خوهد آورد.
    به شما میباید آن ضرب المثل قدیمی را تکرار کرد که میگوید شتر در خوب بیند پنبه دانه گهی له له خورد گه دانه دانه
    ما و پدران ما یک بار این اشتباه را در مورد خمینی کردیم و حالا شما میخواهید همین اشتباه را در مورد موسوی بکنید . در اینجا چند نکته به نظر من میاد که ذکر میکنم
    ١. حکومت اسلامی با دموکراسی مغاریت اساسی دارد . در اسلام یک خدا درست کرده اند که پیغمبر و امام و نایب دارد و در نهایت هر چه که نایبش گفت همان بالاتر از همه است که نمونه اش همین خامنه ای است که می بینیم . ولی اگر شما میخواهید سرنوشت خودتان را دست خودتان بگیرید و سران مملکت را خودتان تعیین کنید این با اسلام سازگار نیست.
    ٢. موسوی بار ها و بارها از دوران خمینی دوران طلایی یاد کرده در حالیکه آن دوران برای ما که از اول با دیکتاتوری خمینی مخالف بودیم دوران وحشتناک و کابوسوار بود و این شخص میخواهد به آن دوران برگردد. و ابایی هم ندارد و مرتب تکرار میکند .
    ٣. فرض کنیم در زمان نخست وزیری ، ایشان از قتلهای ٦٧ خبر نداشته ، از اسید پاشیدن صورت زنان و دختران خبر نداشته ، از تجاوز به زندانیان در زندان خبر نداشته ، نمیدانست که سرمایه دار ها میکشند فقط برای اینکه اموالشان را تصاحب یا بقول خودشان مصادره کنند خبر نداشته ، آیا حالا هم خبر ندارند؟ چرا از آن زمان وحشت و ترور دوران طلایی یاد میکنند؟ چرا آن زمان را محکوم نمی کنند؟
    ٣ . آقای موسوی اگر به دموکراسی و آزادی اندیشه و بیان و آزادی مطبوعات اعتقاد داشتند امکان نداشت که بتواند خمینی را تحمل کنند پس بنا بر این خودتان را گول نزنید.
    ٣ . دست ایشان توی دست آخوند خاتمی و دار و دسته اوست همانطور که زهرا رهنورد در مصاحبه اخیرش گفت که ایشان تنها نیستند آقای خاتمی و .... با هم هستند . ایشان میخواهد با حفظ این نظام و قانون اساسی ،قدرت را از احمدی نژاد گرفته و خاتمی و رفسنجانی و مهاجرانی و اینها را باز بر ما مسلط کند .
    به نظر من اکثر مردم ایران از این حکومت به شدت نا راضی و خواهان تغییر قانون اساسی هستند و در زمان خاتمی دیدند که این حکومت اصلاح پذیر نیست بنا بر این دیر یا زود این حکومت جهل را به زباله دان تاریخ خواهند ریخت ولی باید هوشیار باشیم در انتخاب رهبران خود اشتباه نکنیم و از چاله به چاه نافتیم . مسلم بدانید که تغییر حکومت از احمدی نژاد به موسوی از چاله به چاه افتادن است .به نظر من خوست ما باید تغییر قانون اساسی و آزادی مطبوعات و برسمیت شناختن تمام گروهای دگر اندیش و شنیدن سخنان تمام گروها و تشکل ها و حذب ها بطور یکسان که حرفهای همه شنیده شود و بر گذاری یک رفراندوم آزاد بطوری که هر کس خواست در آن شرکت کند زیر نظر سازمان ملل .
    در اول انقلاب به دیکتاتوری خمینی مانند خیلی ها مخالفت کردیم که گفتند کمونستی یا شاهی ؟ راستشه بگو خجالت نکش ؟ و حالا شما من و همفکران من را به نا آگاهی و یا مزدور خمینی خطاب میکنید چطور که گمنامیان را مورد خطاب قرار میدهید.

    پاسخحذف
  12. به بابک: هر وقت در ایران دموکراسی برقرار شد و میرحسین کاندیدا شد(اگر فاشیستها بلایی سرش نیاوردند) آنوقت می تونی به او رای ندهی چرا امثال تو خودشونو جر می دهند و فقط به مو سو ی بد و بیراه می گویید به نظر من تو یا مامور و سرسپرده رژیمی یا اینقدر در غربت موندی که کینه و نفرت مثه سرطان تمام سلولهای خاکستری مغزت را( اگه از اول اصلا عقلی در کلت بوده که شک دارم) نابود کرده.بازم عزیزم خودتو جر بده.

    پاسخحذف
  13. دوستان گرامی اینها همه کار دشمنان سبزهاست چه دانسته وچه ندانسته.
    در داخل با اگاهی برای خراب کردن چهره موسوی این کار ها را دارن می کنندویا در بیرون ندانسته این منافقین که هیچ اعتباری در داخل ندارند دانسته ویا ندانسته که می خواهند از اب گل الود ماهی بگیرند و وجه خود را درست کنند که در ان سالها مظلومانه کشته شدند دست به این کار ها می زنند
    من از اعدام متنفرم ولی از ترور بیشستر واگر اعدام تنها راه جلو گیری از ترور وبمب گذاری باشد شاید منطقی به نظر برسد

    پاسخحذف
  14. دوست ناشناس در خارج از کشور دو گروه هستند که دیکتاتور هستند یکی مجاهدین و دیگری شاهی ها چرا؟ مجاهیدن به جای مردم ایران تصمیم گرفتند و مریم رجوی را رییس جمهور انتخاب کرده اند و میخواهند به مردم ایران تحفه بیاورند و همان کار را شاهی را کرده اند پس بنا بر این تهمت به کسی نزن فقط کمی عقلت را به کار بانداز. سؤال من از شما این است که اگر موسوی به دموکراسی و آزادی بیان و آزادی مطبوعا اعتقاد داشت آیا امکان داشت که بتواند خمینی را تحمل کند؟ منتظر جوابت هستم

    پاسخحذف
  15. بابک عزیز ایراد بزرگ ما ایرانیها اینست که دنبال انسان معصوم و کمال مطلوب می گردیم به همین دلیل عکس خمینی دیوانه خونخوار را در ماه دیدند. همه چیز را سیاه و سفید می بینیم یا پرستش یک نفر یا نفرت بی حد وحصر. موسوی در زمان جنگ کشور را اداره کرد از نظر اقتصادی وگرنه این آخوندای شهوتران کشور را دودستی تحویل حزب بعث می دادند. بعد از جنگ هم کنارش گذاشتن وخانه نشین شد تا خودشان کشور را غارت کنند. میرحسین در بین همه مدیران بعد از انقلاب سالمترین وباشرفترین است. واسه همینه که مردم پارسال 3 میلیون ریختند خیابونا اگه تو نبودی من بودم و بخاطر همون یکی دوساعت احساس آزادی در وطن خودم جنبش سبز را دوست می دارم تو هم عوض احساس عقل کل بودن وبقیه مردم را نادان نامیدن به جنبش مردم بپیوند 60 درصد مردم زیر خط فقرند اگر واقعا دلت برای ایران می سوزد و حسود و قدرت طلب نیستی باید به فکر مردم بدبخت ایران باشیم نه الکی به میر حسین فحش بدیم خوب میر حسین گول حرفای خمینی را خورد مثه 90 درصدمردم. امثال تو دارید همان کاری را می کنید که با مصدق کردید.مصدق هم نخست وزیر شاه بود ولی مصدق بود میر حسین هم امروز در کنار مردم ایستاده است.

    پاسخحذف
  16. نا شناس عزیز من نمیدانم کی به آقای موسوی توهین کردم ؟‌ لطفن باز هم نوشته من بخوانید ، فحشی تور کار نیست . بلکه گفته ام به ایشان احترام میگذارم ولی نمیتوانم بپذیرم که دوران خمینی دوران طلایی بود و نمیتوانم بپذیرم که ایشان میخواهد ما را به دوران طلایی خمینی برگرداند . در آن زمان دوران طلایی که پیش کش جز جنگ و خونریزی و آدم کشی چیزی ندیدم عزیزم دعوای اول به از صلح آخر است . کسانی که با مردم همراه هستند مثل آقای موسوی ، آقای کروبی و یا اکثر مردم ایران عزیزان من هستند ولی اگر در گذشته هم کار خلافی کرده اند ما باید یاد آوری کنیم و حق داشته باشیم انتقاد کنیم و آنها باید جواب گو باشند . این به نظر من تضعیف جنبش سبز نیست بلکه جنبش را خالصتر و قوی تر میکند . من طرفدار آزادی بیان ،دموکراسی ، حکومت جمهوری سکولار ( جدایی دین از حکومت ) هستم و هر کس راهی این راه است با هاش همراه و همگامم و در این راه از هیچ چیزم مضایقه نمیکنم ولی اگر دیدم کسی میخواهد مسیر مرا عوض کند با هاش مخالفت میکنم و راهم را از آن جدا میکنم با این صحبتها که آقای موسوی میکند که میخواهد به زمان طلایی برگردد من به شدت مخالفم و همین حکومت را به صد تا به دوران طلایی ترجیح میدهم. به نظر من مردم ایران پیروز خوهند شد چه با موسوی و چه بدون او . من فکر میکنم حتی بیش از ٦٠ در صد مردم زیر خط فقر هستند و مخالف و حتی آنهایی که پول دارند باز هم ناراحت و مخالف رژیم هستند چون امنیت ندارند همه اینها را من میدانم ولی یادت باشد از حول حلیم توی دیگ نافتیم همین .

    پاسخحذف
  17. پاسخ به ناشناس حامی موسوی
    کسی دنبال آدم معصوم نیست. ولی بدنبال کسی هستیم که بتواند خواسته ها و مطالبات مردم را تامین کند. کسانی که خود دست در خون مردم ایران و کشتار ۶۷ داشتند، کسانی که دست در سرکوب مردم ایران و احزاب و فعالان و روشنفکران در درون و برونمرز داشته و...........نمیتوانند در مقابل جناح هار حاکم از حقوق مردم حمایت کند، کما اینکه خاتمی هم نتوانست در مورد قتلهای زنجیره ای و حمله به خوابگاه دانشگاه تهران از حقوق مردم دفاع کند چرا که رقیب هم پوست خربزه کشتارهای ۶۷ را جلوی پایش انداختند و وی هم مجبور شد دم نزده و بعد هم به پیشنهاد رفسنجانی فتیله را پایین بکشند و نهایتا شکنجه گران به پستهای بالاتر منصوب شدند. همانطور که رطب خورده نمیتواند منع رطب کند، کسانی هم که دستشان در جنایت است نمیتوانند جنایتکار دیگر را ملامت کرده و بدست عدالت بسپرند.
    موسوی نخست وزیر رژیمی بود که با مشت آهنین با مردم برخورد کرد. چنین رژیمی خود بزرگترین تهدید نسبت به جان و مال مردم است. بنا بر این، این فرمایش شما که حکومت باید جان و مال و ناموس مردم را حفظ کند، از اساس بی پایه است. یکی لازم است که مال و جان و ناموس مردم را از دست این ارازل و اوباش حاکم بر ایران و از جمله خود موسوی نجات دهد. بنا بر این ان تروریستی که مال و جان مردم را بخطر انداخته موسوی و امامش بودند و نه نیروهای مبارزی که در مقابل این اوباش مقاومت کردند. هتک مال و جان و ناموس مردم در داخل ایران که در تمام این ۳۰ سال را که همگان دیده اند. از چماقداری و اوباشگری برای زنان و دختران و جوانان در خیابان گرفته تا تجاوز در زندانها که همگی نشاندهنده تروریسم وحشی حاکم است. ترورهای خارج کشور هم که دامن هنرمند و نویسنده و روشنفکر را گرفته است، از فریدون فرخزاد گرفته تا شاهپور بختیار. لابد ترور آنها هم از دید شما لازم بود تا امنیت!!! مردم تامین شود. در واقع آنکسی که امنیتش با این ترورها تامین شد، تروریستهای حاکم بودند و نه مردمی که هر روز امنیت وازادیشان توسط پاسدار و بسیجی لگدمال میشود.

    پاسخحذف
  18. جناب آقا یا خانم گمنام
    1-اولین وظیفه هر حکومتی حفظ امنیت فیزیکی شهر وندانش است.
    2- نزدیک به 6-7 سال حکومت مخالفان را که جرم اغلب آنها بر هم زدن امنیت فیزیکی ایرانیان بود را در زندان نگهداشت که اغلب آنها تحت عنوان (تواب) آزاد شده و در عملیات مرصاد مشخص شد که قسمت اعظم نیروهای گسیل شده توسط رجوی از همین افراد تواب تشکیل شده بود.

    3- با توجه به بند 1 حکومت وقت ضرورتآ باید تکلیف این مسئله را که با امنیت مردم بازی می کرد روشن نماید و روشن نمود بطوریکه پس از آن از شدت ترورهای کور به نحو قابل ملاحظه ای کاسته شد.

    4- چه شما دوست داشته باشید یا خیر مردم در آن زمان تلویحاً این حرکت را بخاطر خاطره تلخی که از ترورهای کور داشتند تإیید نمودند. بهترین دلیل آن تشییع جنازه بسیار با شکوه و کاملاً خودجوش مردمی در واقعه فوت خمینی بود.
    5- اگر افکار عمومی را قبول نداشته باشید قبول بفرمایید که شما هم به نوعی دارای تفکر فاشیستی هستید. شرمنده ام...تشخیص من اینست که مخالفت شما با حاکمیت عدم رعایت حقوق مردم نیست بلکه دعوا سر اینست که چرا به جای حاکمیت شما حکومت نمی کنید...!!مؤید باشید

    پاسخحذف
  19. پاسخ به آقا یا خانم ناشناس اصلاح طلب:
    ۱- "اولین وظیفه هر حکومتی حفظ امنیت فیزیکی شهر وندانش است."

    البته این حرف شامل حال یک حکومت آزاد و دموکراتیک میشود و نه شتر گاو پلنگ جمهوری اسلامی که خود زیر پای مردم بمب میگذارد یا در حرم زیارتی بمب منفجر میکند، کشیش های مسیحی را بقتل میرساند و .... تا ان را بگردن مخالفین حکومت بیندازد. اساسا کسانی که ۱۴ قرن است با کشتن و زنده کردن امام حسین و خانواده اش و در آوردن اشک از چشمان مردم، نان کربلا و عاشورا را خورده اند، خیلی در بند حفظ جان مردم نیستند، چرا که با کشته شدن مردم تازه عاشورای دیگری راه میاندازند و بساط سور و ساطشان بهتر تامین میشود. ضمنا بزرگترین بر هم زننده امنیت مردم، خود همین رژیم است که پاسدارانش در روز روشن مزاحم زن و دختر و جوان مردم میشوند و باج خواهی میکنند. در دنیا هم که بخاطر شرکت در ترور بحق منفورند.


    2- "نزدیک به 6-7 سال حکومت مخالفان را که جرم اغلب آنها بر هم زدن امنیت فیزیکی ایرانیان بود را در زندان نگهداشت که اغلب آنها تحت عنوان (تواب) آزاد شده و در عملیات مرصاد مشخص شد که قسمت اعظم نیروهای گسیل شده توسط رجوی از همین افراد تواب تشکیل شده بود."

    گنه کرد در بلکه آهنگری/به شوشتر زدند گردن مسگری/

    آخه برادر خط امامی! گوز چه ربطی به شقیق داره؟ کسی که در جبهه و مستقیم به جنگ آمده یک حکم داره و کسی که در زندان هست یک حکم دیگر. مگر میشه کسی را بخاطر اینکه ما فکر میکنیم خیال جنگیدن دارد، مجازات کرد؟ اصلا مگر کسی را بخاطر قصد انجام جرم، میتوان بمجازات رساند؟ قانون و عدالت به قصد و اراده افراد، کاری ندارد، به عملکردشان کار دارد و ان عملکرد را مبنای قضاوت قرار میدهد نه قصد و اراده را. البته چیزی که گفتم شامل عدالت میشود منتهی در شتر گاو پلنگ جمهوری اسلامی در همه دورانها و بالاخص "دوران طلایی !!!خمینی" عدالت و انتقام با هم اشتباه شده اند. قتل عام ۶۷ نمونه انتقام یک گروه گانگستر و مافیایی بود و نه عدالت یک دولت مشروع و قانونی با موقعیت مشخص حقوقی.

    3-" با توجه به بند 1 حکومت وقت ضرورتآ باید تکلیف این مسئله را که با امنیت مردم بازی می کرد روشن نماید و روشن نمود بطوریکه پس از آن از شدت ترورهای کور به نحو قابل ملاحظه ای کاسته شد."

    راجع به میزان اهمیت امنیت مردم برای حکومت ولایی قبلا توضیح داده شده و بالاخص این اهمیت با بمب گذاری در حرم امام رضا، کشتار کشیشان مسیحی، تجاوز به زندانیان، مزاحمت هر روزه ارازل و اوباش بسیج و سپاه برای مردم ،......بوسیله جمهوری اسلامی برجسته و عیان!!! شده و مورد تایید!!! و تاکید!!! قرار گرفته است.

    البته مجاهدین را که گفتید، امنیت مردم را بخطر نینداختند، اما امنیت اراذل و اوباش بسیج و سپاه را چرا و ظاهرا منظور شما از مردم هم همانها میباشند نه کسانی که هر روز بوسیله این اراذل مورد بیحرمتی و آزار قرار میگیرند یا زندانیانی که مورد شکنجه قرار میگیرند. اینها لابد بزعم شما حقی ندارند و اساسا داخل آدم نیستند!

    پاسخحذف
  20. دنباله پاسخ به خانم یا آقای ناشناس حامی اصلاح طلبان :



    4- "چه شما دوست داشته باشید یا خیر مردم در آن زمان تلویحاً این حرکت را بخاطر خاطره تلخی که از ترورهای کور داشتند تإیید نمودند. بهترین دلیل آن تشییع جنازه بسیار با شکوه و کاملاً خودجوش مردمی در واقعه فوت خمینی بود."

    الف- آیا شما برای این ادمها از افکار عمومی رفراندوم به عامل آوردید که با این قاطعیت دم از موافقت مردم با این جنایات میزنید یا لابد شما هم مثل آقای موسوی و دیگر همپالکی هایش خودتان و چهار نفر در و برتان را "مردم" دانسته و موافقت آنها را با این جنایت، "موافقت مردم" میخوانید. بقیه هم غلط بکنند که بخواهند روی حرف حضرتعالی و فتوای امامتان حرف بزنند، که جوابشان کهریزک و خاوران است.

    ب- بفرض که شما رفراندم هم به عامل آوردید، آیا رای مردم باید سرنوشت زندانی را معین کند یا رای یک قاضی بیطرف طی محاکمه ای عادلانه و با حضور وکیل مدافع و پس از دادن وقت کافی برای شنیدن اظهارات متهم.آیا مردم اساسا حق دارند که بخاطر نفرت یا هر چیز دیگر گروهی از انسانها را محکوم بمرگ کنند؟ آیا شما با هولوکاست و یهودی کشی هیتلر موافقید؟ یادتان باشد که هیتلر با رای مردم آلمان انتخاب شد و یکی از رئوس برنامه هایش هم کشتار یهودیان بود. پس فرق شما با این استدلال با نازی ها چیست؟ حکم مرگ را فقط قاضی بیطرف میتواند بدهد انهم پس از استماع کلیه نظرات طرفین در شرایط عادلانه و استاندارد دادگستری و نه با دادگاه های ده دقیقه ای و تصمیمگیری هیات مرگ که فقط با ۳ سوال، انهم بدون آنکه متهم توجیه شده باشد که این سوالها چه تاثیری برایش دارند، رژه به مرگ و زندگی اش تصمیم بگیرند.



    ج- شما چرا برای تصمیم گیری در مورد ادامه حکومت جمهوری اسلامی به آرا مردم رجوع نمیکنید. این چیزی است که مردم میتوانند به ان رای دهند. چرا جایی که به نفع نظام "مقدستان" باشد، رای مردم را با نهادهایی مانند ولایت فقیه و شورای نگهبان وتو میکنید، و وقتی خمینی با نهایت پررویی میگوید که ۳۵" میلیون بگویند بله من میگویم نه" ککتان هم نمیگزد، آنوقت راجع به چیزی اصلا در حوزه صلاحیت مردم نیست به رفراندوم خیالی خود رجوع میکنید؟! اسم این کار اگر شارلاتانیسم نیست، پس چیست؟



    د- تشییع جنازه خمینی هم خیلی خودجوش !!!! بود. از شهرستانهاو دهات جماعت ساندیس خور آنزمان را دسته دسته میاوردند که رل عزادار را بازی کنند. خبر مرگ خمینی را با تاخیر اعلام کردند که فرصت کنند ترتیب تشریفاتش را بدهند و لباسهای عزاداری برای عزاداران کرایه ای فراهم کنند. جنازه اش را هم یکهفته ای در زیر نور آفتاب در یک کاسکت شیشه ای گذاشتند برای نمایش. اگر از میزان ارادت مردم به "امام" میخواهید اطلاع حاصل کنید، میتوانید از تعداد بسته های "گه"، که بصورت نذری پیچیده شده، و در آرامگاه امام سیزدهم انداخته شده، بیشتر پرس و جو کنید!!!

    پاسخحذف
  21. دنباله پاسخ به خانم یا آقای ناشناس حامی اصلاح طلبان :





    5- "اگر افکار عمومی را قبول نداشته باشید قبول بفرمایید که شما هم به نوعی دارای تفکر فاشیستی هستید. شرمنده ام...تشخیص من اینست که مخالفت شما با حاکمیت عدم رعایت حقوق مردم نیست بلکه دعوا سر اینست که چرا به جای حاکمیت شما حکومت نمی کنید...!!مؤید باشید."

    به این میگویند نمونه تمام عیار و نغز "پوپولیسم" یا مردم گرایی پوچ و مبتذل، که الحق والانصاف هر دو جناح اصلاح طلب و محافظه کار و کلا هر کس که از پستان ولایت نوشیده، از ان به حد کافی برخوردار است. استفاده از رای مردم، حتی رای خیالی مردم، برای زدن مهر تایید بر تصمیمات و جنایات آقایان، انهم در سیستمی که رای مردم اصلا بحساب نمیاید، مگر به نفع "نظام" باشد. شما گویا نمیفهمید که فرق بین احترام به رای مردم و حقشان بر تعیین سرنوشت، با دنباله روی از مردم چیست. اولا، علاوه بر اینکه تصمیم گیری راجع به جان زندانیان در محدوده اختیارات مردم نیست، که در بالا توضیح دادم، بد نیست شما که حالا با یک فقره نعل وارونه، معلم دموکراسی هم شدی و دموکراسی مورد نظرت را در وجود این نظام پیدا کرده ای، در جایی غیر از منافع مافیاهای نظام، رد پایی از رجوع نظام به آراء مردم را، به ما هم نشان دهی، که حاملان تفکرات "فاشیستی" که بخود جرات پرسشگری از یکی از مسولین نظام را داده اند، هم بتوانند از شما یاد بگیرند.

    دوباره تکرار میکنم، تصمیم گیری راجع به جان زندانیان در محدوده اختیارات مردم نیست، اما پرسشگری از هر یک از دولتمردان و مسولان نظام از حقوق مسلم مردم است. ظاهرا آنکسی که خاطر نبودن قدرت در دستش دچار ناراحتی است وگر نه در نقض حقوق مردم و بی اعتنایی به دموکراسی دست کمی از برادران سابق و حاکمان لاحق ندارند، خود شما موسوی چی ها هستید. همانطور که جنتی نقشی جز مهر تایید زدن بر تصمیمات آقایان برای مردم قائل نیست، شما هم رای مردم را، حتی خیالی هم که شده، صرفا و صرفا برای تایید دستورات و تصمیمات خود نیاز دارید و لا غیر.

    پاسخحذف
  22. فقط یک یادآوری تاریخی:
    اول حمله و ضرب و شتم به اعضای سازمانهای سیاسی از جمله مجاهدین بود، اول کشتن اعضای سازمانهای سیاسی در خیابانها به جرم فروش نشریه بود، اول به گلوله بستن تظاهرات مسالمت آمیزمردم درکودتای ۳۰خرداد ۱۳۶۰بود، اول شکنجه و اعدام دسته دسته مردم از فردای۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بود، بعد ورود به دفاع مسلحانه.

    اینکه چرا توده نا آگاه ازآزادیخواهان و روشنفکرانی که برای آزادی او و سرنگونی دیکتاتوری سلاح به دست گرفتند حمایت کافی به عمل نیاورد نیازمند تحلیل است. که مهمترین دلیل آن استفاده خمینی از سرپوش جنگ برای فریب توده ها و حفظ حکومتش بود. اما امروز هیچکس نمی تواند از نسل دهه شصت باز خواست کند که چرا کاری نکردید. مصیبتی که به سرمردم در این سی سال آمده تنها و تنها به دلیل عدم حمایتشان ازآزادیخواهان وحاصل ترس آنان است. در سال ۷۸ در حادثه کوی دانشگاه هم دانشجویان از مردم حمایت خواستند اما کسی به آنان کمک نکرد. آیا می توانید به غلط نتیجه بگیرید که دانشجویان پايگاه مردمي خود را از دست داده بودند؟

    امروزما کسانی را که در مقابل فاشیسم موسیلینی و نازیسم هیتلری اسلحه به دست نگرفتند و نجنگیدند لعن و نفرین می کنیم. این رژیم صد پله از آنها بدتر است چون خود را پشت دین و خدا مخفی می کند. به گمان من مجاهدین به وظیفه تاریخی خود که ایستادن در مقابل حکومت کودتا بود عمل کردند. کاری که دیگران اکثراً نکردند. اگرمنصف باشید مبارزه بی امان مسلحانه برای سرنگونی دیکتاتوری ولایت فقیه بوده که در کنارمبارزات اجتماعی، رژیم را در بن بست و ترس و وحشت دائم نگاه داشته است.

    "مردم باید از خود دفاع کنند . اما نباید قربانی شوند.
    مردم نباید به خود اجازه دهند که در هم شکنند یا از میان برداشته شوند .
    مردم نباید به خود اجازه دهند که تحقیر شوند"
    سالوادور آلنده

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.