پنجشنبه، بهمن ۲۹، ۱۳۸۸

دکتر سروش، آیا در دموکراسی دینی شما حق حاکمیت مردم بر خودشان به صورت کاملا به رسمیت شناخته شده است؟ ایا مردم می توانند قوانینی خلاف اسلام تصویب کنند ؟



دکتر سروش در مصاحبه با سایت میزان خبر، در پاسخ به سوالی در باره حکومت آینده فرضی مورد نظر خود گفته اند:

سوال : آیا منابع حقوقی و قانون گذاری همچنان بر پایه فقه اسلامی و فقه جعفری خواهد بود؟

جواب دکتر سروش: فقه اسلامی و به تبع آن فقه جعفری، محدودتر از آن خواهد بود که بتوانیم همه قوانین را از آن استخراج کنیم، کافی است ما قوانینی بنویسیم که با قطعیات و ضروریات اسلامی منافات نداشته باشد؛ ضمن اینکه می توان در همه‌ اینها کسب اجتهاد کرد. جامعه دینی بنابر خواست اکثریت دینداران هویت و شکل خواهد گرفت و فرهنگ دینی آن باعث تمایز با دیگر جوامع است.

آقای دکتر سروش، لطفا به سوال زیر شفاف پاسخ دهید:

آیا در ساختار حکومتی مورد نظر شما (دموکراسی دینی) حق حاکمیت مردم بر مردم به صورت ١٠٠% به رسمیت شناخته شده است؟! بگذارید به ذکر مثالی سوالم را واضح تر بپرسم:

فرض کنیم که دموکراسی دینی موردن نظر دکتر سروش برقرار شده است و اکثریت مردم ایران در یک رای گیری آزاد ، رای دادند که ازدواج همجنسگرایان آزاد است- اتفاقی که در بسیاری از کشورهای دنیا افتاده است- و با توجه به اینکه همجنس گرایی بشدت در اسلام نهی شده است، آیا در ساختار حکومتی دکتر سروش، مردم ایران مجاز خواهند بود که آزادی ازدواج همجنس گرا ها را قانونی کنند؟

آیا دکتر سروش به عنوان یک روشنفکر دینی این حق را به مردم می دهد که خود مردم برای خودشان تصمیم بگیرند؟ حتی تصمیماتی که خلاف دین اسلام است؟ آیا شما حق حاکمیت مردم بر مردم را کاملا به رسمیت می شناسید؟ یا این حق حاکمیت فقط تا زمانی معتبر است که مخالفتی با اسلام نداشته باشد؟!

اگر موضع دکتر سروش ، این باشد که مردم می توانند خلاف نظر اسلام قانون بگذارند، که دیگر این پسوند دینی چیست که پشت دموکراسی گذاشته اند! اگر هم نظرش این باشد که نمی توانند، پس فرق دموکراسی دینی و رژیم کنونی ج.ا. چیست؟!

مشکل دکتر سروش و دیگر روشنفکران دینی این است که فکر می کنند روزگار کنونی، مانند ایران قبل از انقلاب است که بتوانند در نبود آزادی مطبوعات مثل دکتر شریعتی با کلمات بازی کنند و از بر ملا شدن تفکر خود جلوگیری کنند. چیزی به نام دموکراسی دینی وجود خارجی ندارد و مانند حقوق بشر اسلامی است. دین اسلام در تناقض آشکارا با دموکراسی است و کسانی که دم از دموکراسی دینی می زنند، می خواهند جمع نقیضین کنند!

۷ نظر:

  1. دل به دل راه داره، قبل از اینکه شما برایم پیام بگذارید مطلب شما را خوانده بودم. من معمولا پیام کم می‌گذارم! دوست دارم بی سرو صدا مطالب را بخوانم و بروم پی کارم.
    سوال شما بسیار دقیق و افشاگرانه است. ای کاش مردم ایران این همه چم هایشان به مدارک دانشگاهی نبود که این مردک را این همه کورکورانه بپذیرند. این آقا به کمک تلویزیون و رادیوهای برون مرزی مثل بی بی سی و آمریکا و چسباندن واژه فیلسوف به پشت نامش دارند عوامفریبی می کند. متاسفانه هم صداهایی مثل صدای شما و من چندان شنیده نمی شود و دوباره می رویم تا از چاهی در آییم و به چاهی دیگر در افتیم.
    گویا مردم یادشان رفته که کردان هم دکترا داشت!! و احمدی نژاد هم دکترا دارد. قربان یک چوپان بی سواد که گاهی اوقات فهم و شعور اجتماعی اش از این فیل‌سوف های فکلی صد درجه بیشتر است.

    پاسخحذف
  2. من کامنت شما را در موردِ لینک احسان نراقی در بالاترین خواندم و چون در آنجا حسابی ندارم در وبلاگتان این چند خط را مینویسم.
    اتفاقا تمام مطلب در مورد کسانی است که هجوم و حمله دولت کودتا را میبینند و در جائی که نویسنده ای فرانسوی در مورد وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی دست به افشاگری میزند، نه تنها آنرا بازتاب نمیدهند بلکه مانند شما سئوالی مطرح میکند به این شکل:
    "چه کسی جنگ مسلحانه و خشونت را بعد از انقلاب آغاز کرد؟!"
    آخر عزیز، کجای این مطلب به مجاهدین ارتباط دارد؟ و اگر هم نمیدانید جواب شما اینست : بعد از انقلاب، جنگ و خشونت را خمینی و دار و دسته اش شروع کردند، تا قبل از خرداد ۱۳۶۰ صدها طرفدار جوان و نوجوان مجاهدین بدست هادی غفاری ها، دکتر سروش ها ابراهیم نبوی ها و سایر چماقداران خمینی کشته شدند.

    امیر

    پاسخحذف
  3. امیر عزیز
    من کار نراقی را تایید نکردم و امثال نراقی باید که زمانی در دادگاه پاسخ بدهند که چرا جیره خوار احمدی نژاد ها بوده اند،
    همینطور از اتفاقات افتاده برای اعضا مجاهدین خلق در زندان های ج.ا. نیز بسیار متاسفم و آنرا نقض آشکارای حقوق بشر می دانم،
    اما باید که بگویم نمی توانم چشمانم را بر روی واقعیت ببندم ، مجاهدین خلق جز خیانت به مردم ایران هیچ کاری نکردند، چه آنزمان که آغازگر و ادامه دهنده خشونت با رژیم ج.ا.بودند و چه آنزمان که در زمان جنگ به مردم ایران خیانت کردند و به کمک صدام حسین رفتند

    پاسخحذف
  4. این سوال شما یک سوال « بنیادی» است و البته نه در مورد دموکراسی دینی ! بلکه در مورد دموکراسی . .... چرا ؟
    فرض کنید در یک کشور کاملا ازاد و دموکرات ، 100 درصد مردم در یک رفراندم ازاد به استقرار « نظام دیکتاتوری » رای دهند . به نظر شما نتیجه چه خواهد شد ؟
    می بینید که این ایراد ، بر خود دموکراسی وارد است و در حقیقت یکی از تناقض های بنیادی در مفهوم دموکراسی است . بی خود نیست که می گویند دموکراسی روشی است معلوم برای رسیدن به نتایج نا معلوم .
    البته ، ناگفته نماند که تلاش های فکری بسیاری برای پاسخ به این تناقض در خصوص دموکراسی انجام شده است که با اندکی جستجو می توان از آنها بهره برد . --------------------------------------
    امیدوارم نظرت را نسبت به این جواب ساده همینجا اعلام کنی دوست من . راستش من فقط به خاطر این لینک شما وارد شدم . پیروز باشید

    پاسخحذف
  5. جواب شما خیلی ساده است و اصولا تناقضی در کار نیست.
    .
    اگر در کشوری دموکراسی باشد، حتی اگر مردم به روی کار آمدن دولتی دیکتاتور رای دهند(فرض محال که محال نیست!)، اگر که از نتیجه کار راضی باشند، که خوب در انتخابات بعدی نیز به همان دولت دیکتاتور رای خواهند داد.. اما اگر نتیجه کار ناراضی باشند، در انتخابات بعدی به گروه دیگری رای خواهند داد. حال اگر دولت دیکتاتوری که بر سر کار است به نتیجه انتخابات تن ندهد و قدرت را واگذار نکند، افراد آن جامعه باید برای سرنگونی حکومت تمامیت خواه اقدام کنند.
    اصولا این فرضی که شما گذاشته اید، خیلی فرض عجیبی است و با وجود ده ها حکومت دموکراسی و هزارات انتخابات مبتنی بر دموکراسی ، تاکنون به چنین اتفاقی بر نخورده ایم.
    فرض شما مانند این است که صد در دصد افراد یک جامعه بخواهند با هم دسته جمعی خودکشی کنند!! خوب با این فرضیه خنده دار که نمی توان گفت دموکراسی چیز بدی است!
    .
    اصولا باید به نتیجه کار نگاه کنیم:
    در کشورهایی که فقیر هستند و منابع زیر زمینی ندارند، مانند کره جنوبی یا سنگاپور یا ژاپن یا سویس، بر اساس دموکراسی توانسته اند به رفاه ، امنیت و پیشرفت دایم برسند.
    اما در کشورهای دیگری علی رغم منابع زیر زمینی فراوان ، مانند ایران ، به خاطر نبود دموکراسی ، به فقر و نا امنی رسیده اند!
    .
    چه کسی گفته : دموکراسی روشی است معلوم برای رسیدن به نتایج نا معلوم ؟!
    نتیجه دموکراسی مشخص و معلوم است، امنیت و آسایش ، برابری و رفاه و پیشرفت !

    پاسخحذف
  6. یک -
    گفته اید
    فرض شما مانند این است که صد در دصد افراد یک جامعه بخواهند با هم دسته جمعی خودکشی کنند!! خوب با این فرضیه خنده دار که نمی توان گفت دموکراسی چیز بدی است!
    می پرسم فرض شما چطور ؟ آیا صد در صد یک جامعه ی دینی ممکن است به همجنسگرایی رای دهد :)
    جواب من :
    الف ) چه کسی گفته است که اعضا جامعه ایران صد در صد دیندار هستند ؟!به لطف جنایات رژیم ج. ا. در این سی ساله و وجود اینترنت و حس به چالش طلبیدن نسل جوان ، تحقیق در باره اسلام توسط نسل جوان زیاد شده است و به جرات به شما می گویم که تعداد دینداران خیلی کمتر از چیزی است که شما فکر میکنید!
    .
    ب) موضوع بر سر آزادسازی همجنسگرایی در ایران نیست، موضوع این است که در دموکراسی دینی ، ایا مردم حاکم بر سرنوشت خود هستند یا این حاکمیت مشروط است و چند نفر دیندار باید که با نظارت استصوابی ، نظر مردم را یکبار دیگر بررسی کنند که مخالف اسلام نباشد!
    .
    ج) فرض کنیم از فردا اکثر مردم ایران بگویند ما دیگر نمی خواهیم دیندار باشیم، آن وقت تکلیف چیست ؟!
    .
    د) لطفا قیاس مع الفارق نفرمایید، موضوعی مانند خودکشی همه اعضا یک جامعه کجا و اینکه همجنس گرایی آزاد شود ، کجا ؟!
    آیا می دانید که بیش از شش درصد افراد جامعه همجنس گرا هستند ؟ آیا اینها باید حق زندگی عادی داشته باشند یا نه ؟! شما حق زندگی آنها را به خودکشی صد درصد افراد جامعه برابر می دانید ؟! و احتمال آنرا یکی می گیرید؟

    پاسخحذف
  7. دموکراسی دینی واقعا وجود خارجی نداره شاید دکتر سروش واقعا شهامت ابراز اینو نداشته باشن ولی خیلی از کسانی که زمانی دیندار بودند مثل اکبر گنجی به صراحت گفتند که قوانین اسلام درتضاد شدید با حقوق بشر است

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.