چهارشنبه، دی ۱۱، ۱۳۸۷

خمینی یرای سوار شدن به گرده مردم فقط دروغ آب و برق مجانی نگفت، جنایاتی مانند سینا رکس نیز در پرونده دارد×



آیت الله جمی و یا خمینی جنایتکار مرده اند ، اما آیا آزادی خواهان ایران این فرصت را خواهند یافت که عسگراولادی ، خامنه ای، موسوی تبریزی و دیگر جانیان در این جنایت را به پای میز محاکمه بکشانند ؟ 

در جنایت سینما رکس آبادان بین چهارصد تا ششصد نفر به طرز فجیعی سوختند. جمهوری اسلامی اجازه بررسی منصفانه را نداند تا مشخص شود چه کسی این جنایت را مرتکب شد ولی با همین اطلاعات موجود نیز می توان با تقریب خوبی گفت که دست چه کسانی پشت این جنایت بوده است و اصولا اینگونه جنایات از دارو دسته حزب الله بر می آید. شواهد متعددی وجود دارد که دست مهدی عراقی و خمینی پشت این جنایت کثیف وجود داشته و به صورت مشخص انقلابیون مذهبی (گروه خمینی) از این جنایت نفع می برده اند.

اصولا در تاریخ اسلام به صراحت دیده ایم که گروه های مذهبی به چه راحتی دست به خشونت زده و حتی از کشتن بی گناهان نیز دریغ نمی کنند، به عنوان مثال گروه های بمب گذار در الجزایر یا بمب گذاران انتحاری در پاکستان. نیازی به ذکر جنایات طالبان به عنوان بهترین مثال نیست.(این ویدیو را به عنوان مثال ببینید)

آیت الله جمی – امام جمعه آبادان- در تاریخ هفتم دی ماه دو سال قبل درگذشت. وی متولد ١٣٠٤بخش آهرم از توابع بوشهر بود. وی از آن دسته روحانیونی است که از قبل از انقلاب بر علیه سلطنت محمد رضا پهلوی مبارزه می کردند. ورود جمی به سیاست با آشنایی او با شعبه فداییان اسلام در آبادان صورت گرفت. وی با بسیاری از اعضا اصلی جمعیت فداییان اسلام در ارتباط بوده است

آیت الله جمی و آیت الله موسوی تبریزی (امام جمعه مسجد بهبانی های در قبل از انقلاب) متهم هستند از هییت موتلفه مواد منفجره لازم برای آتش زدن سینما رکس آبادان دریافت کرده و در اختیار حسین تکبعلی زاده و فرح الله بذر کار و یدالله و فلاح قرار داده اند. این مواد به دستور هییت موتلفه و مدیر اجرایی آن زمان موتلفه (حاج مهدی عراقی) ، به جمی و موسوی تبریزی داده شده بود.جمی و موسوی تبریزی نیز مواد منفجره را به گروه چهار نفره تکبعلی زاده و بذرکارو یدالله و فلاح می دهند. این چهار نفر کسانی بودند که در مجالس آموزش قرآن و جلسات عقیدتی آقای جمی شرکت می کردند

مطالب فوق نقل از حسین بروجردی است (کتاب پشت پرده انقلاب) که البته این مطلب با دیگر شواهد تاریخی همخوانی دارد.

چرا روحانیون و هییت موتلفه دستور به آتش زدن سینما رکس دادند ؟
جو آن روزگار آبادان با بقیه شهرهای کشور فرق می کرد
اولا" به خاطر اینکه یکی از مراکز اصلی و شریان های اقتصادی کشور آبادان بود- به خاطر تولید نفت و وجود پالایشگاه آبادان- ساواک و شهربانی آبادان بسیار قوی بود. دوما" به خاطر اینکه عمده جمعیت شهر مهاجرینی بودند که تحصیل کرده خارج بودند و با مسایل روز دنیا در ارتباط بودند ، به دنبال خمینی و دیگر گروه های سیاسی آن زمان حرکت نمی کردند.از طرفی از همه جای دنیا مهندسین و افسران کشتی برای بارگیری نفت به آبادان می آمدند و به عبارتی سطح فرهنگی آن روزگار آبادان بالاتر از آن بود که پی خمینی و یا مجاهدین و یا مارکسیست ها راه بیفتند. و سوما" سطح درآمد مردم عادی و مهاجرین متخصص ساکن آبادان خیلی بالا بود و در نتیجه کسی به دنبال شعارهای دروغین آب و برق مجانی خمینی نمی رفت.
با توجه به نکات بالا و از طرفی چون اکثریت مردم عادی آبادان خیلی پایبند به شیوه زندگی توصیه شده توسط روحانیون نبودند و به نحو شادتری زندگی می کردند یا بهتر است ، روحانیون به شدت از این موضوع دلخور بودند. به عبارتی آبادان آن روزگاه جزیره ثبات ایران بود و در صورتی که آنجا ملتهب می شد و با توجه به اثری که شلوغی و هرج و مرج آنجا بر اقتصاد ایران می گذاشت در مبارزه روحانیون خیلی موثر می بود.از طرفی ذهن کشورهای خارجی نیز با توجه به اینکه آبادان مرکزی تولید نفت آن روزگاربود ، به شدت به عدم ثبات رژیم پهلوی معطوف می شد

چرا مراجع سه گانه تقلید آن زمان (آیت آلله شریعتمداری – گلپایگانی ونجفی) در محکومیت این اقدام علیه رژیم پهلوی اعلامیه ندادند و فقط خمینی این کار را به رژیم پهلوی منسوب کرد ؟

روزنامه کیهان، چهارشنبه اول شهریور ماه 57، ص. 2، می‌نویسد: «به دنبال اعلام مراجع عالیقدر تقلید در مورد پیگیری و تحقیق فاجعهء آبادان، نمایندگان روحانیون شهر که مورد اطمینان علمای اعلام و مراجع تقلید شیعیان جهان هستند نتیجهء تحقیقات خود را پیرامون علت فاجعه و نیز قصور بعضی از مسئولان شهری، به علمای جامعهء تشيع اعلام کرده‌اند. انتظار می‌رود تا بامداد امروز مراجع تقلید؛ حضرت آیت‌الـله شریعتمداری، حضرت آیت‌الـله گلپایگانی، حضرت آیت‌الـله نجفی، اعلامیهء مشترکی منتشر نمایند…». اما همین روزنامه، در همان صفحه و در ستونی دیگر، تحت عنوان «اطلاعیهء سه مرجع بزرگ شیعه به تعویق افتاد»، می‌نویسد: «پس از وقوع فاجعهء سینما رکس آبادان، از سوی حضرات آیات عظام حاج سید محمد‌کاظم شریعتمداری، حاج سید محمد‌رضا گلپایگانی و حاج سید شهاب‌الدین نجفی مرعشی، نمایندگانی برای تحقیق به آبادان اعزام شدند… نمایندگان حضرات آیات عظام طی چند روز گذشته، با مراجعه به آگاهان محلی و افراد مورد اطمینان به بررسیهای وسیعی دست زدند. نمایندگان اعزامی… به حقایق تازه‌ای دست یافته‌اند که این حقایق را به سه مرجع بزرگ، گزارش داده‌اند…»، «… گزارش از اهمیت بسیاری برخوردار است و با توجه به ضرورت گستردگی این تحقیقات و ادامهء آن، اطلاعیه‌ای که قرار بود آخر وقت دیروز انتشار یابد به تعویق افتاد. در این اطلاعیه جزئیات ماجرا فاش خواهد شد و مسلمانان علاقمند در جریان واقعی فاجعه قرار خواهند گرفت»

و در نهایت آیت الله شریعتمداری نیز فقط این عمل را محکوم می کند و هیچ گونه اسمی از ساواک و یا شاه برای این عمل نمی برد.(لازم به ذکر است که در موارد مشابه در همان تاریخ ، روحانیون به راحتی ساواک را محکوم می کردند. می توان نتیجه گرفت که مراجه سه گانه فوق خود به این نتیجه رسیده بودند که این کار ساواک نیست و کار انقلابیون است

دادگاه فرمایشی بعد از دستگیری حسین تکبعلی زاده 
حسین تکبعلی زاده بعد از انقلاب در چند جا عنوان می کند که به دستور روحانیت سینما را آتش زده است و اکنون بار این گناه بر دوشش سنگینی می کند. وی دستگیر می شود و با عنوان اینکه ساواکی است ، توسط حجت السلام موسوی تبریزی به اعدام محکوم می شود. به عبارت دیگر آمر و دستور دهنده جنایت تبدیل به قاضی دادگاه می شود.

منابع زیر در این مورد قابل رجوع هستند و این پست برداشتی آزاد از این منابع می باشد/
رادیو فردا و چند منبع دیگر که یادم نمی آید!



یکشنبه، دی ۰۸، ۱۳۸۷

ندادن مالیات بدتر است یا دزدیدن رای مردم ؟

شبکه ایران ، سایت تابناک ، سایت رجانیوز خبر مشترکی را منتشر کرده اند و در آن شیرین عبادی را به فرار مالیاتی متهم کرده اند

متاسفانه مردم ایران دیگراصطلاحا" سِر شده اند. شنیدن دروغ و افترا و لجن پراکنی خبرگزاری های رسمی دولت و نشریات وابسته به دولت را اینقدر زیاد دیده ایم که عادت کرده ایم. دروغ گویی دولت و مسولین نظام برایمان یک مساله طبیعی و عادی شده است و دیگر اصلا حساسیتی را بر نمی انگیزد

نکات قابل توجه این است که اولا هنوز سازمان مالیاتی کشور هنوز فرار مالیاتی یا کوچکترین تخلفی را از خانم عبادی احراز نکرده است. دوما ، خانم عبادی از کدام یک از موکلینش حق الوکاله قابل توجهی دریافت کرده است که حالا بخواهد از دادن مالیات فرار کند؟ یکی از روش های تعطیلی دفتر وکالت خانم عبادی همین موضوع احراز فرار مالیاتی است و مطمینا" دستگاه اطلاعاتی و سازمان مالیاتی دولت احمدی نژاد مدتها است که فعالیت خانم عبادی را زیرذره بین دارند که بلکه بتوانند با این روش فعالیت خانم عبادی را متوقف کنند و اگر چیزی بود تا کنون صد باره فعالیت این دفتر را تعطیل کرده بودند

همه دنیا می دانند که خانم عبادی مشغول دفاع از بی گناهانی است که یا به جرم فعالیت سیاسی و آزادی خواهی در بند نظام هستند و یا اینکه گرفتار قوانین غیر انسانی جمهورس اسلامی هستند. موکلان خانم عبادی مانند گردانندگان سایت تابناک و رجانیوز ثروت مردم ایران را غارت نکرده اند که بتوانند حق الوکاله زیادی به خانم عبادی بدهند که حالا خانم عبادی بخواهد از مالیات آن در برود

اگر قرار است سازمان مالیاتی دنبال فرارکنندگان از مالیات برود بهتر است از اعضای موتلفه شروع کند که تجارت میلیاردی در دست دارند و پولی نمی دهند و یا از رفسنجانی و محسن رفیق دوست شروع کند که ثروت میلیارد دلاریش نقل محافل در ایران است

این سایت های تابناک و رجانیوز -که اولی به محسن رضایی وابسته است و دومی به احمدی نژاد- مانند آن دزدی هستند که موقعی مردم برای دستگیری دزد می دوند ، خود دزد نیز فریاد 'دزد-دزد' می زند. این نظام همه چیزش صورتی دروغین از واقعیت است. بهترین مثال همین روزنامه نگاران حکومتیش و سایت هایی مانند تابناک و رجانیوز

مطبوعات به عنوان رکن چهارم دمکراسی می باید حافظ حقوق مردم باشند. اما در ایران کنونی ، شبه مطبوعاتی مانند تابناک و رجانیوز به طور سیستماتیک اقدام به نقض حقوق مردم می کنند

خانم شیرین عبادی به عنوان برنده جایره نوبل صلح و به عنوان کسی که سالها برای حقوق کودکان و بانوان تلاش کرده است سرمایه ارزشمندی برای جامعه کنونی ایران محسوب می شود که می تواند با فعالیت هایش به رشد جامعه ایران کمک کند و این شبه مطبومات با تهمت سعی بر نابودی این سرمایه دارند

هر چند مجددا نیاز به تاکید نیست که تهمت فرار مالیات به خانم عبادی یک تهمت ناروا است ولی براستی اگر فرار مالیاتی به عنوان پرداخت نکردن صورت حساب هزینه هایی که شخص به اجتماع تحمیل می کند ، زننده و زشت است ، پس تکلیف کار کسانی که رای مردم را می دزدند چیست

تکلیف کسانی که با علم کردن شورای مسخره نگهبان ، حق رای دادن و حق انتخاب حکومت را از هفتاد میلیون ایرانی گرفته اند چیست ؟ کسانی که آزادی مردم ایران را از آنها گرفته اند ، کسانی که حق یک زندگی آبرومندانه و سالم در سایه صلح را از مردم ایران گرفته اند تا خود دولتی بر سرکار آورند تا بتوانند ثروت میلیونها ایرانی را چپاول کنند بدتر هستند و یا اینکه کسی مالیات ندهد؟تکلیف کسانی که حق جوانی را و لذت بردن از جوانی را از میلوینها جوان ایرانی گرفته اند ، چیست

خیلی ها در ایران دوست دارند مالیات بدهند اما وقتی می بینند که با مدیریت ناصحیح دولت و نظام کنونی مالیات پرداختی آنها به مانند بقیه ثروت های این مملکت بر باد می رود و یا در سوریه ولبنان و عراق خرج کارهایی می شود که باعث شرم مردم ایران است ، ترجیح می دهند که مالیات ندهند

آقای سید سلیمان عضو کمسیون حقوقی و قضایی مجلسِ فرمایشی هشتم نیز در رابطه با خانم عبادی افاضه فضل فرموده اند که خانم عبادی به نظام پایبند نیست و ما خواستار لغو وکالت نامه ایشان هستیم. البته که ایشان بایستی چنین افاضه فضلی کنند ، چرا که ایشان نماینده مردم ایران نیستند ، بلکه نماینده شواری نگهبان هستند و طبیعی است که باید برای منافع شواری نگهبان فعالیت کنند و نه منافع مردم ایران. مسلم است که ایشان دل خوشی از خانم عبادی ندارند ، چرا که فعالیت خانم عبادی در بر اساس حقوق بشر و در راستای منافع مردم ایران است و طبیعی است که با منافع شورای نگهبان - به عنوان موکلین آقای سید سلیمان - مغایریت دارد